• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

۴۰ روز مادری؛ مراقبت انسانی، نمایش عاطفه و پرسش‌های اخلاقی

نعیمه دوستدار

روزنامه‌نگار

۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۳:۲۸ (‎+۱ گرینویچ)
عکس از مرضیه موسوی، ایرنا
عکس از مرضیه موسوی، ایرنا

روایت زنی جوان که برای مدتی کوتاه سرپرستی یک نوزاد را بر عهده داشت، به یکی از بحث‌برانگیزترین موضوعات شبکه‌های اجتماعی فارسی‌زبان تبدیل شد. روایتی که با لحنی احساسی و الهام‌بخش منتشر شد، خیلی زود به موجی از نقدهای اخلاقی، روانشناختی و سیاسی دامن زد.

ماجرا از انتشار روایت‌های سارا کنعانی، فعال فضای مجازی، درباره حضور موقت یک نوزاد در خانه‌اش آغاز شد. او در اینستاگرام و ایکس از تجربه «مادری موقت» نوشت. تجربه‌ای که در قالب طرح «میزبان» سازمان بهزیستی انجام شد.

رسانه‌های حکومتی در ایران، از جمله خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) و روزنامه همشهری، این روایت را با ادبیاتی احساسی و تصویری بازنشر کردند. تصاویری از خانه، آغوش، گریه هنگام جدایی و توصیف‌هایی از «۴۰ روز مادری».

تصاویر بدون حجاب کنعانی در ایرنا منتشر شد و کاربران مدتی بعد خبر از دسترس خارج شدن این خبرگزاری را منتشر کردند.

اما آنچه ابتدا برای بخشی از کاربران تصویری انسانی از مراقبت از کودک بی‌سرپرست به نظر می‌رسید، برای گروهی دیگر به پرسشی جدی درباره مرز میان حمایت از کودک و تبدیل کودک به «محتوا» بدل شد.

طرح «میزبان» چیست؟

بر اساس توضیحات رسمی سازمان بهزیستی، طرح «میزبان» از سال ۱۴۰۲ آغاز شده و هدف آن کاهش اقامت کودکان در مراکز شبانه‌روزی و سپردن موقت آن‌ها به خانواده‌ها یا افراد واجد شرایط است.

این طرح با فرزندخواندگی تفاوت دارد. در فرزندخواندگی، روند قضایی و حقوقی بلندمدت طی می‌شود و سرپرستی دائمی است، اما در طرح میزبان، کودک برای مدتی محدود به خانواده یا فردی سپرده می‌شود و همچنان تحت نظارت بهزیستی باقی می‌ماند.

بهزیستی می‌گوید متقاضیان باید از نظر سلامت روان، وضعیت مالی، امنیت محیط و توان مراقبتی ارزیابی شوند و مددکاران نیز روند را پیگیری می‌کنند.

در بسیاری از کشورهای جهان نیز مدل‌هایی مشابه وجود دارد. نظام‌های فاستر کر «foster care» یا مراقبت جایگزین خانوادگی، سال‌هاست به عنوان جانشینی برای نگهداری کودکان در مراکز جمعی شناخته می‌شوند.

پژوهش‌های بین‌المللی نیز عموما نشان می‌دهند رشد عاطفی کودکان در محیط خانوادگی، حتی موقت، از رشد در محیط‌های نهادی بهتر است؛ به‌ویژه برای نوزادان و کودکان خردسال. بنابراین اصل ایده «مراقبت خانوادگی موقت» ذاتا نه عجیب است و نه غیرمعمول.

از مراقبت تا «روایت»

حاشیه‌ها زمانی شدت گرفت که مشخص شد روایت این تجربه، تنها در حد اطلاع‌رسانی باقی نمانده و به یک پروژه گسترده تولید محتوا تبدیل شده است.

تصاویر کودک، روایت‌های احساسی، ویدیوهای روزمره و متن‌هایی درباره دلبستگی عاطفی میان زن جوان و نوزاد، به شکل مستمر در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد.

در یکی از نوشته‌ها نیز اشاره شده بود که او به موسسه وعده داده درباره این طرح تولید محتوا خواهد کرد.

همین نکته، برای بسیاری از منتقدان، ماجرا را از «کمک انسانی» به «استفاده رسانه‌ای از کودک» تبدیل کرد.

در نقدهای مطرح‌شده، یک سوال مدام تکرار می‌شود: آیا کودکی که هنوز حتی توان تشخیص هویت خود را ندارد، باید به بخشی از برند شخصی، روایت احساسی یا کمپین تبلیغاتی تبدیل شود؟

این نکته آنجا حساس‌تر می‌شود که کنعانی در نوشته‌های خود خبر از شناسایی مادر بیولوژیک کودک می‌دهد و ضمن قضاوت اخلاقی درباره او، این نگرانی را ایجاد می‌کند که همچنان این اطلاعات که برای مادر موقت فاش شده، در آینده در اختیار کودک هم قرار بگیرد.

در بسیاری از نظام‌های مراقبت کودک در جهان، انتشار تصاویر و اطلاعات کودکان تحت سرپرستی موقت، محدود یا ممنوع است. دلیل این حساسیت، تنها حفظ حریم خصوصی نیست، بلکه جلوگیری از شکل‌گیری «روابط نمایشی» و جلوگیری از آسیب‌های بعدی برای کودک است.

کودک بی‌سرپرست از آسیب‌پذیرترین گروه‌های اجتماعی محسوب می‌شود. او نه امکان رضایت دارد، نه قدرت تصمیم‌گیری، نه توان کنترل اینکه تصاویر و داستان زندگی‌اش تا سال‌ها در اینترنت باقی نماند.

منتقدان می‌گویند حتی اگر نیت فرد خیرخواهانه بوده باشد، باز هم کودک نباید به ابزار تولید احساسات عمومی تبدیل شود.

100%
عکس از مرضیه موسوی، ایرنا

پرسش روانشناختی؛ دلبستگی و جدایی

بخش مهم دیگری از انتقادها، جنبه روانشناختی ماجراست.

روانشناسی رشد تاکید می‌کند که نوزادان در ماه‌های نخست زندگی، پیوندهای عاطفی عمیقی با مراقبان خود شکل می‌دهند. ثبات، تداوم حضور و امنیت عاطفی، از عناصر کلیدی رشد سالم کودک محسوب می‌شود.

در نتیجه، برخی منتقدان می‌پرسند: اگر قرار است کودک تنها برای چند هفته یا چند ماه وارد خانه‌ای شود و سپس جدا شود، این دلبستگی و جدایی چه اثری بر او می‌گذارد؟

البته پاسخ متخصصان در این زمینه یکسان نیست. بسیاری از پژوهشگران معتقدند مراقبت خانوادگی موقت، اگر حرفه‌ای، پایدار و همراه با نظارت تخصصی باشد، همچنان از اقامت طولانی در شیرخوارگاه بهتر است. اما در عین حال تاکید می‌کنند که این فرآیند باید با آموزش دقیق مراقبان، آمادگی برای جدایی، و مدیریت تخصصی انتقال کودک همراه باشد.

مشکل اینجاست که در ایران امروز، اطلاعات روشنی درباره کیفیت نظارت، آموزش مراقبان و استانداردهای اجرایی این طرح وجود ندارد و همین ابهام، نگرانی‌ها را بیشتر کرده است.

مساله «مادر مجرد»

بخشی از توجه رسانه‌ای به این پرونده، به مجرد بودن کنعانی مربوط است.

در قوانین ایران، زنان مجرد بالای ۳۰ سال امکان سرپرستی دائم دختران را دارند، اما همچنان محدودیت‌های متعددی در این زمینه وجود دارد و اولویت اصلی با زوج‌هاست. در نتیجه، رسانه‌های رسمی تلاش کردند این روایت را به عنوان نمونه‌ای از «امکان مادری زنان مجرد» نیز برجسته کنند.

برای بخشی از جامعه، این موضوع مثبت و مترقی به نظر می‌رسد. نشانه‌ای از شکستن برخی کلیشه‌های سنتی درباره خانواده. اما همزمان، منتقدان می‌گویند همین «استثنایی» و «رسانه‌ای» شدن، باعث شد کودک عملا به مرکز یک روایت نمادین درباره زنانگی، مادری و احساسات عمومی تبدیل شود.

آیا پای سیاست و جنگ در میان است؟

یکی از مهم‌ترین دلایل حساسیت نسبت به این پرونده، نحوه قاب‌بندی رسانه‌های حکومتی است.

در گزارش‌های منتشرشده، بارها به جنگ، ناامنی، بحران و «نیاز جامعه به مهر» اشاره شده است.

برخی کاربران معتقدند رسانه‌های رسمی تلاش کرده‌اند از این داستان، روایتی ایدئولوژیک بسازند. روایتی درباره «خانواده»، «فداکاری زن ایرانی» و «مقاومت عاطفی جامعه».

در واقع، منتقدان می‌گویند حکومت در شرایطی که جامعه ایران با بحران‌های سنگین اقتصادی، مهاجرت، فرسایش اجتماعی و بی‌اعتمادی روبه‌روست، به روایت‌های احساسی و انسانی نیاز دارد. روایت‌هایی که بتوانند تصویری نرم‌تر و عاطفی‌تر از ساختار رسمی ارائه دهند.

سندی وجود ندارد که نشان دهد خود این زن با انگیزه سیاسی وارد ماجرا شده اما آنچه قابل مشاهده است، بیشتر «استفاده سیاسی و رسانه‌ای از روایت» است.

اشاره کنعانی در یک پست در شبکه اجتماعی ایکس به اینکه «عکس پروفایل بسیاری از مامان‌ها در گروه، تصاویر رهبران جمهوری اسلامی بوده»، نشان می‌دهد کودکان به‌طور سازمان‌یافته بیشتر به خانواده‌های حکومتی سپرده می‌شوند و یک واقعیت مهم را آشکار می‌کند: شبکه‌های مراقبت، خیریه و سرپرستی کودک در ایران به‌شدت با فضاهای مذهبی و نزدیک به حکومت همپوشانی دارند.

در ساختاری که «صلاحیت اخلاقی» اغلب با نشانه‌های ایدئولوژیک سنجیده می‌شود، طبیعی است که افراد مذهبی یا وابسته به شبکه‌های ارزشی، حضور پررنگ‌تری در چنین طرح‌هایی داشته باشند. موضوعی که ماجرا را از یک بحث صرفا مربوط به حقوق کودک، به مساله‌ای درباره قدرت فرهنگی، مشروعیت اخلاقی و انحصار روایت «مادری خوب» در جمهوری اسلامی تبدیل می‌کند.

همچنین رسانه‌های حکومتی با وجود سیاست‌های سختگیرانه درباره حجاب، تصاویر بدون حجاب کنعانی را به‌طور گسترده منتشر کردند. موضوعی که نشان می‌دهد وقتی یک روایت عاطفی و «خانواده‌محور» برای تولید تصویر انسانی از نظام مفید باشد، محدودیت‌های ایدئولوژیک می‌توانند کنار گذاشته شوند.

به همین دلیل، منتقدان این ماجرا را صرفا یک تجربه فردی نمی‌بینند، بلکه آن را نمونه‌ای از استفاده تبلیغاتی از کودک، احساسات و تصویر زن در رسانه رسمی می‌دانند.

100%
عکس از مرضیه موسوی، ایرنا

مرز باریک میان خیرخواهی و نمایش

شاید مهم‌ترین نکته این پرونده این باشد: در عصر شبکه‌های اجتماعی، مرز میان تجربه شخصی، فعالیت اجتماعی، برند فردی و تولید محتوا بسیار باریک شده است.

امروز حتی کنش‌های خیرخواهانه نیز اغلب در قالب تصویر، روایت، استوری و ویدیو بازنمایی می‌شوند. همین مساله باعث شده بسیاری از فعالیت‌های انسانی، همزمان هم واقعی باشند و هم نمایشی.

در ماجرای «۴۰ روز مادری» نیز احتمالا هر دو وجه همزمان وجود دارد؛ هم میل واقعی به مراقبت و تجربه مادری، و هم تبدیل آن به یک روایت عمومی، احساسی و سیاسی.

اما وقتی پای کودک بی‌سرپرست در میان باشد، حساسیت اخلاقی باید چند برابر شود. کودک نمی‌تواند تصمیم بگیرد که آیا می‌خواهد داستان زندگی‌اش بخشی از فضای مجازی باشد یا نه. نمی‌تواند تشخیص دهد که میلیون‌ها نفر درباره تصویر و رابطه عاطفی او بحث خواهند کرد. و نمی‌تواند از خودش در برابر موج احساسات، قضاوت‌ها و بهره‌برداری‌های رسانه‌ای دفاع کند.

به همین دلیل، حتی کسانی که از اصل «طرح میزبان» دفاع می‌کنند نیز معتقدند باید درباره حدود نمایش عمومی کودکان تحت مراقبت، قوانین و استانداردهای بسیار سختگیرانه‌تری وجود داشته باشد.

در نهایت، این پرونده شاید بیش از آن که درباره یک زن یا یک نوزاد باشد، درباره پرسشی بزرگ‌تر است: در جامعه‌ای که همه‌ چیز به محتوای سیاسی تبدیل می‌شود، آیا هنوز می‌توان میان مراقبت واقعی و نمایش ایدئولوژی، مرزی روشن ترسیم کرد؟

Banner

پربازدیدترین‌ها

سخنگوی ریاست اقلیم کردستان نقش بارزانی در انتقال پیام میان آمریکا و ایران را تایید کرد
۱

سخنگوی ریاست اقلیم کردستان نقش بارزانی در انتقال پیام میان آمریکا و ایران را تایید کرد

۲

از تحریم پالایشگاه‌های چینی تا محاصره زمینی؛ گزینه‌های ترامپ برای تشدید فشار بر تهران

۳

طرح فشار اقتصادی بسنت چگونه مسیرهای تجاری ایران را هدف می‌گیرد؟

۴

رونالدو پس از ازدواج با جورجینا: این احتمالا آخرین سال فوتبالم است

۵
تحلیل

ارتش، سپاه پاسداران و بسیج؛ سه مار بر شانه‌های یک پیکر

انتخاب سردبیر

  • معترضانی که شواهد سرکوب در ایران را با خود حمل می‌کنند

    معترضانی که شواهد سرکوب در ایران را با خود حمل می‌کنند

  • بعد از دی‌ماه؛ زندگی‌هایی که دیگر مثل قبل نشدند
    روایت شما

    بعد از دی‌ماه؛ زندگی‌هایی که دیگر مثل قبل نشدند

  • مقابله با نفوذ؛ طرحی برای محدود کردن ارتباط ایرانیان با جهان خارج

    مقابله با نفوذ؛ طرحی برای محدود کردن ارتباط ایرانیان با جهان خارج

  • ۱۱ هزار درخواست رسمی سقط جنین؛ جرم‌انگاری چگونه زنان را به مسیرهای ناامن می‌راند؟

    ۱۱ هزار درخواست رسمی سقط جنین؛ جرم‌انگاری چگونه زنان را به مسیرهای ناامن می‌راند؟

  • ادای احترام شهروندان به کاربرانی که پس از ۱۸ دی آنلاین نشدند

    ادای احترام شهروندان به کاربرانی که پس از ۱۸ دی آنلاین نشدند

•
•
•

مطالب بیشتر

مردم جشن می‌گیرند، حکومت پلمب می‌کند؛ ممنوعیت شادی از قهوه‌پارتی تا برند پوشاک

۲۴ مهر ۱۴۰۴، ۰۸:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
مریم مقدم
100%

جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبه‌های آن را در تهران پلمب کرد. چند کافه‌‌دار و شهروند به ایران‌اینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقام‌گیری است.

برخی رسانه‌ها در ایران گزارش دادند فروشگاه جین‌وست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، به‌دست نیروی انتظامی پلمب شد.

وب‌سایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر می‌رسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگ‌تر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانه‌تر قوانین» است.

بسیاری از کسب‌وکارها نگران تاثیر این سیاست‌ تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.

فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب

در هفته‌های اخیر فشار حکومت بر کسب‌وکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوه‌پارتی» در رسانه‌های اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.

یکی از زنان کافه‌داری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشن‌هایی را دارد به ایران‌اینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشت‌‌شده - بدون توجه به موقعیت مالی‌شان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کرده‌اند.

او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوان‌ها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشن‌تر برخورد می‌کنند.

مقام‌های جمهوری اسلامی همواره چنین جشن‌هایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر می‌رسد نگران الگوبرداری کسب‌وکارها از یکدیگر در این زمینه‌اند.

در ماه‌های اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانه‌های اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت می‌کنند یا از مشتریان خود می‌خواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.

کارمند یک کافه در تهران به ایران‌اینترنشنال گفت مقام‌های جمهوری اسلامی تلاش می‌کنند با فشار بر صاحبان کسب‌وکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیله‌ای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.

پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی

از طرف دیگر، شواهد و گزارش‌های رسیده حاکی است حکومت از بستن کسب‌وکارها برای انتقام‌گیری از مخالفانش هم استفاده می‌کند.

اطلاعات و گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهند دست‌کم در دو مورد، کسب‌وکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شده‌اند.

این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبه‌ای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.

کارمند یک کافه در مشهد به ایران‌اینترنشنال گفت حکومت فکر می‌کند با پلمب و بازداشت، باقی رستوران‌ها و کافه‌ها را «از برگزاری ایونت» بازمی‌دارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر می‌شود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در می‌رود.

او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمی‎‌گردد.»

  • افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

    افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

مردم چه می‌گویند؟

رسانه‎‌های اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسب‌وکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباری‌اند.

گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستوران‌ها و جریمه‌های موجود، بر این باورند تنها زمانی می‌توان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.

برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، می‌گویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت به‌دلیل شجاعت زن‌ها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم به‌خاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.

در کشوری با فرهنگ طولانی قهوه‌‌خانه‌داری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادی‌های اجتماعی، کافه‌ها جزو معدود مکان‌های مورد علاقه جوان‌ها برای جمع شدن و تنفس‌اند.

فشار بر کافه‌ها و رستوران‌ها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.