میترا حجازیپور در تجمع مونیخ: ما یک ملتیم؛ چه در تبعید، چه در بند، و رویای آزادی داریم
میترا حجازیپور، استاد بزرگ شطرنج زنان، در جمع بیش از ۲۵۰ هزار ایرانی که با فراخوان شاهزاده رضا پهلوی در روز جهانی اقدام در مونیخ گرد هم آمده بودند، گفت: «رژیم اشغالگر ایران از همان کودتای اسلامی ۵۷ بهترین و درخشانترین فرزندان این سرزمین را هدف قرار داد.»
او گفت: «هرکه را توانست کشت، هرکه را توانست زندانی کرد و آنان را که نتوانست خاموش کند، به تبعید راند. ما یک ملت هستیم. چه در تبعید، چه در بند و تنها یک آرزو داریم: آزادی ایران.»
حجازیپور در ادامه گفت: «اینجا پایان بازی است؛ شاه از سایه بیرون آمده است، در پای کوه دماوند، فتح تهران از هرروز نزدیکتر به نظر میرسد؛ کسی کو هوای فریدون کند، سر از بند ضحاک بیرون کند.»
کیمیا علیزاده، اولین زن مدالآور ایرانی در ادوار المپیک، در جمع بیش از ۲۵۰ هزار ایرانی در مونیخ که با فراخوان شاهزاده رضا پهلوی در روز جهانی اقدام در مونیخ گرد هم آمده بودند، گفت: «رژیم «تروریستی» جمهوری اسلامی بزرگترین جنایت خیابانی تاریخ را رقم زده است.»
او در ادامه گفت: «دهها هزار ایرانی باشرف و آزادیخواه را کشته است. هزاران نفر را کور کرده و هزاران نفر را به اسارت گرفته است. صدور بیانیه و ابراز انزجار از سوی سران کشورهای آزاد این حکومت خونخوار را متوقف نمیکند. چند هزار نفر دیگر باید کشته شوند تا دنیا صدای ما را بشنود؟»
برنده دو مدال برنز تکواندو المپیک در ادامه گفت: «میلیونها نفر از مردم شجاع ایران با دستهای خالی و قلبهایی پر از امید در خیابانها نام شاهزاده رضا پهلوی را صدا زدند، روبروی گلولهها ایستادند و دهها هزار نفر نیز کشته شدند، اما خواستهشان زنده است و تنها خواستهشان روشن بود؛ سرنگونی جمهوری اسلامی و بازگشت شاهزاده رضا پهلوی.»
علیزاده که پنج هفته پیاپی در تجمعات اعتراضی ایرانیان علیه جمهوری اسلامی در لندن حاضر شده بود، در ادامه سخنرانی خود در مونیخ گفت: «از تمام کشورهای آزاد دنیا میخواهم با خواسته مردم ایران همراه شوند. ما انتخاب دیگری نخواستیم و نمیخواهیم. ما فقط خاندان ایرانساز پهلوی را میخواهیم. رضا شاه بزرگ ایران مدرن را پایهگذاری کرد. شاهنشاه آریامهر نیز کشور عزیزمان را در میان کشورهای مترقی دنیا قرار داد. ما ملت آزادیخواه ایران، زن و مرد، برای سرنگونی وحشیترین حکومت دنیا، متحد و یکصدا برای بازگشت شاهزاده رضا پهلوی به کشورمان در کنار یکدیگر ایستادهایم. ما هدف جاویدنامان عزیزمان را ناتمام نمیگذاریم. همگی تا پای جان ایستادهایم تا نوروز ۲۵۸۵ شاهنشاهی را در کشور عزیزمان ایران جشن بگیریم.»
شاهزاده رضا پهلوی در تجمع بزرگ ایرانیان در مونیخ با اشاره به همبستگی معترضان در داخل و خارج از ایران تاکید کرد که ایرانیان برای رسیدن به آزادی در آستانه مرحلهای تعیینکننده قرار دارند و به نقل از شعارهای درون مرزهای ایران گفت: «این آخرین نبرد ماست.»
شاهزاده رضا پهلوی شنبه ۲۵ بهمن در گردهمایی ایرانیان در مونیخ خطاب به شهروندان داخل ایران گفت: «بدانید و ببینید که تنها نیستید و صدای شما به جهانیان رسیده است.»
او با اشاره به گذشت نزدیک به نیمقرن از آنچه «مماشات جهان با این نظام سرکوبگر» خواند، افزود اکنون به مرحلهای رسیدهایم که به گفته مردم، «آخرین نبرد» است.
تاکید بر اتحاد ایرانیان
شاهزاده رضا پهلوی گفت که میلیونها نفر داخل ایران با وجود تفاوت در دیدگاهها، قومیتها، ادیان و گرایشها، متحد و یکصدا کنار هم ایستادهاند. او همچنین از ایرانیان خارج از کشور یاد کرد که به گفته او با وجود سالها دوری از وطن، از حرکت باز نایستادند.
او رفتار جامعه ایرانیان خارج از کشور را «بینظیر و الگو» توصیف کرد و افزود: «به همه ایرانیان افتخار میکنم.»
شاهزاده رضا پهلوی با مقایسه مردم با حاکمیت جمهوری اسلامی، ایرانیان را نماد یک تمدن عظیم دانست و افزود آنان در فردای ایران آزاد نشان خواهند داد چه ملت بزرگی هستند.
شاهزاده پهلوی تاکید کرد: «ما ملت کبیر هستیم که ایران را پس خواهیم گرفت.»
بازتاب بینالمللی تجمع
همزمان با این سخنرانی، بایرنیشِر روندفونک، رسانه عمومی ایالت بایرن، اعلام کرد حدود ۲۵۰ هزار نفر در تظاهرات میدان ترزینویزه شهر مونیخ علیه «رژیم بیرحم ایران» شرکت کردند.
ویدیوهای منتشرشده از محل برگزاری مراسم نشان میدهد حاضران شعار «این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده» سر میدهند؛ شعاری که با اشاره شاهزاده رضا پهلوی مرحله تعیینکننده مبارزه با جمهوری اسلامی است.
شاهزاده رضا پهلوی از شهروندان کشورهای مختلف که در این تجمع حضور داشتند و از مردم ایران حمایت کردند تشکر کرد و گفت پرچمهای بسیاری در محل دیده میشود و ملیتهای گوناگون در کنار ایرانیان ایستادهاند.
او ملت ایران میتواند بهترین شریک برای کشورهای جهان باشد و تاکید کرد آزادی ایران نه تنها به سود ایرانیان، بلکه به نفع مردم جهان است.
سیاست خارجی در ایران پس از جمهوری اسلامی
شاهزاده رضا پهلوی با اشاره به آینده روابط منطقهای گفت ایرانیان میخواهند با اسرائیل و همسایگان عرب خود دوست باشند. او افزود مبارزه مردم برای عدالت، آزادی، برابری و حقوق بشر است و این ارزشها ریشه در تمدن کهن ایران دارد.
او تاکید کرد ایرانیان بیش از ۲۰ قرن پیش این اصول را معرفی کردند و جهان این بنیادها را از تمدن پارسی به دست آورده است.
شاهزاده پهلوی افزود ۴۷ سال از زندگی خود را صرف مبارزه با تبعیض کرده و از دولتهای خارجی خواست متوجه باشند بهترین راه، حمایت از مردم ایران است. او گفت امروز کشورهای آزاد جهان باید «در سمت درست تاریخ» بایستند.
شاهزاده پهلوی همچنین بار دیگر بر حضور خود در صحنه «برای تضمین گذار به آیندهای سکولار و دموکراتیک» تاکید کرد.
حمایت سناتور گراهام
در این تجمع، لیندسی گراهام، سناتور جمهوریخواه آمریکا، نیز در سخنانی گفت: «مردم ایران در حال تاریخسازی هستند و این باشکوهترین لحظه تاریخ ایران است.»
او افزود: «من فریاد شما را شنیدم. اینجا هستم تا به شما کمک کنیم از شر این رژیم خلاص شوید.»
گراهام با تاکید بر اینکه «آیتاللهها باید بروند» ادامه داد: «کمک در راه است، به اعتراضات خود ادامه دهید. روز آزادی شما نزدیک است.»
او خطاب به مردم آمریکا گفت کنار مردم ایران بایستند و با اشاره به سخنان دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، افزود او به درستی گفته است که «کمک در راه است» و جهان بدون آیتاللهها جهان بهتری خواهد بود.
گراهام تاکید کرد: «عظمت را با انتخاب مردم نه آیتاللهها دوباره به ایران بازگردانید.»
پیام به معترضان داخل کشور و گرامیداشت یاد جانباختگان
شاهزاده رضا پهلوی در بخش دیگری از سخنانش خطاب به مردم ایران گفت: «از شما میخواهم نهتنها به آیندهای بهتر امید داشته باشند، بلکه آن را باور کنید. شما هم توان انسانی لازم و هم منابع مورد نیاز برای ساختن آیندهای بهتر را دارید.»
به گفته او، جمهوری اسلامی از هر زمان دیگری ضعیفتر شده و «در حال فروپاشی» است و هیچ نیرویی نمیتواند جلوی یک ملت متحد را بگیرد و .
شاهزاده رضا پهلوی با اشاره به کشتهشدگان اعتراضات گفت جاویدنامان وطن فراموش نخواهند شد و نباید اجازه داد رویدادهایی که در ایران رخ داده است به دست فراموشی سپرده شود.
او در پایان خواستار آن شد که ایرانیان با «بیشترین اعتقاد و قویترین باور» دست در دست یکدیگر بگذارند و افزود افق پیروزی بسیار نزدیک است.
خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی، از برگزاری نخستین جلسه رسیدگی به پرونده احسان حسینیپور حصارلو، متین محمدی و عرفان امیری، سه معترض بازداشتشده، با اتهامهایی مانند «تحریق مسجد سیدالشهدا در پاکدشت و مشارکت در قتل» خبر داد.
قوه قضاییه شنبه ۲۵ بهمن اتهام این سه معترض در بازداشت را «اجتماع و تبانی جهت حضور و اقدام علیه امنیت داخلی کشور پیرو فراخوانهای فضای مجازی معاندین، بالاخص رییسجمهور آمریکا و اسرائیل» اعلام کرد.
جلسه دادگاه آنان در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، به ریاست قاضی ایمان افشاری برگزار شده است.
بر اساس گزارشها، دهها هزار نفر در ایران در جریان انقلاب ملی بازداشت شدهاند و محاکمه آنها به سرعت در حال برگزاری است.
بسیاری از این افراد در معرض اتهامهای سنگین قرار دارند.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، حسینیپور حصارلو، جوان ۱۹ ساله متهم در این پرونده، زیر شکنجه تن به اعتراف اجباری داده است.
بر پایه این اطلاعات، سه جوان معترض بازداشتشده، اساسا در محل مورد اشاره حضور نداشتهاند و علیه آنها پروندهسازی شده است.
طبق اطلاعات، شکنجه حسینیپور بهحدی بوده که تا چند روز توان راه رفتن نداشته و تحت چنین شرایطی از او اعتراف اجباری گرفتهاند.
با گذشت بیش از یک ماه از کشتار و بازداشت شهروندان معترض، همچنان روایتهایی تازه از شهرهای مختلف به دست ایراناینترنشنال میرسد که ابعاد این جنایت را آشکار میکند.
مخاطبان از شمار گسترده بازداشتها، وضعیت بحرانی این معترضان و در موارد بسیاری، بیاطلاعی از شرایط آنان گزارش دادهاند.
شهروندی از کرج گفت زندان رجاییشهر کرج که حدود دو سال پیش تعطیل شد، دوباره بازگشایی شده و تعدادی از بازداشتشدگان و معترضان مجروح به این مکان منتقل شدهاند.
منبعی دیگر به ایراناینترنشنال گفت حدود یک ماه است شماری از جوانان ساکن بروجن در استان چهارمحال و بختیاری که یک گروه اینستاگرامی داشتند، بازداشت شدهاند و خانوادهها در این مدت از محل نگهداری و وضعیت سلامتی آنها بیاطلاع ماندهاند.
در روزهای اخیر نیز گزارشهایی به ایراناینترنشنال رسیده که حاکی از وضعیت بحرانی زندان مشهد است.
بر اساس این گزارشها، تعداد بازداشتشدگان به اندازهای زیاد است که حتی نمازخانه زندان نیز به محل نگهداری زندانیان تبدیل شده است. بازداشتیها مجبورند روی زمین بخوابند، تنها یک پتو و بالش دارند، وضعیت غذا بسیار نامطلوب است و بسیاری دچار بیماری شدهاند.
برخی خانوادهها در پیامهای خود، درباره فشار بیشتر بر بازداشتشدگان و اخذ اعترافات اجباری از آنها ابراز نگرانی میکنند.
چهلونهمین روز انقلاب ملی ایرانیان با تمرکز بر «روز جهانی اقدام» و تجمع گسترده ایرانیان در مونیخ و دهها شهر جهان، تشدید فشارهای بینالمللی بر جمهوری اسلامی، ادامه بازداشتها در داخل کشور و افزایش تنشهای دیپلماتیک و نظامی پیرامون ایران سپری شد.
شنبه ۲۵ بهمن، در چهلونهمین روز از انقلاب ملی ایران، در پی فراخوان شاهزاده رضا پهلوی برای برگزاری تجمع همبستگی با انقلاب ملی، هزاران ایرانی از کشورهای مختلف اروپایی راهی مونیخ شدند.
ویدیوهای رسیده نشان میدهد گروههایی از ایرانیان از اسلو، تورکو در فنلاند، پاریس، مونپلیه، کوبلنتس، اشتوتگارت، مالمو و شهرهای دیگر با اتوبوس، قطار و حتی کشتی خود را به محل تجمع رساندند. در متروی مونیخ نیز شعار «پاینده ایران» طنینانداز شد.
تا لحظه تنظیم این گزارش جمعیت حاضر در تجمع مونیخ ۸۰ هزار نفر تخمین زده میشود.
در این تجمع، شعارهایی چون «ضجه بزن سیدعلی، داره میاد پهلوی» و «ما ملت کبیریم، ایران رو پس میگیریم» سر داده شد.
همزمان، تجمعهایی در ملبورن، سیدنی، بریزبن، داروین، گوتنبرگ، ژاپن و دیگر شهرهای جهان برگزار شد و ایرانیان با حمل پرچمهای شیر و خورشید و همخوانی سرود «ای ایران» حمایت خود را از انقلاب ملی اعلام کردند.
الهه توکلیان، از آسیبدیدگان چشمی خیزش «زن، زندگی، آزادی» در مونیخ گفت: «ما خسته نخواهیم شد و هستیم تا روز آزادی. این پایان ما نیست. این شروع ماست. ما به خونهای ریختهشده بدهکاریم.» او تاکید کرد ایرانیان خارج از کشور برای همه جانباختگان عزادار و خشمگیناند و «در آخر نور بر تاریکی پیروز است.»
روزنامه جروزالمپست همزمان با فرا رسیدن آنچه شاهزاده رضا پهلوی «روز جهانی اقدام» نامیده، در یادداشتی خواستار حمایت علنی دولت اسرائیل از اعتراضات مردم ایران شد و پیشبینی کرد صدها هزار تا حتی میلیونها نفر در شهرهای مختلف جهان به خیابانها بیایند.
جروزالمپست در یادداشتی به قلم الکس وینستون، از دبیران این روزنامه، نوشت اسرائیل باید حمایت خود از مردم ایران را «بهصورت آشکار» اعلام کند.
شاهزاده رضا پهلوی نیز در حاشیه کنفرانس امنیتی مونیخ گفت: «زمان پایان دادن به جمهوری اسلامی فرا رسیده است.»
او با تاکید بر چهار اصل «تمامیت ارضی، جدایی دین از دولت، برابری شهروندان و فرآیند دموکراتیک» گفت هدف او کسب قدرت یا مقام نیست و تنها خواستار فراهم شدن شرایط انتخاب آزاد مردم است.
او همچنین از دولتهای غربی خواست به جای مماشات با جمهوری اسلامی، «در طرف درست تاریخ» بایستند و از مردم ایران حمایت کنند.
شاهزاده رضا پهلوی گفت: «سردخانهها مملو از اجساد است و درِ آنها بسته نمیشود. مجروحان را با کیسه سرم با خود بردند. زلنسکی در داووس گفت صدای مردم ایران در خون خاموش شد و جهان توجهی به آن نکرد.»
او افزود: «این رژیم همانطور ک شهروندان خود را قتلعام میکند، شهروندان شما را هم هدف میگیرد. میبینیم در خاک شما، در اروپا قتل هدفمند مرتکب میشوند و از سوی دیگر معلمان فرانسوی و دیپلمات سوئدی را در ایران گروگان میگیرند.»
در سطح بینالمللی، ولودیمیر زلنسکی، رییسجمهوری اوکراین، با اشاره به تظاهرات مونیخ گفت معترضان ایرانی خواستار تغییر حکومت هستند و هشدار داد حکومت ایران با فروش پهپاد به روسیه در کشتار شهروندان اوکراینی نقش دارد. او تاکید کرد تهران باید «فورا متوقف شود.»
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا نیز در کنفرانس مونیخ گفت سازمان ملل نتوانست برنامه هستهای تهران را مهار کند و از حمله پیشین آمریکا به اهداف هستهای جمهوری اسلامی با ۱۴ بمبِ دقیق سخن گفت.
آمادگی آمریکا برای عملیات در ایران
همزمان، خبرگزاری رویترز گزارش داد ارتش آمریکا برای سناریوی عملیات چندهفتهای علیه ایران آماده میشود.
بر اساس این گزارش، پنتاگون ناو هواپیمابر و تجهیزات نظامی بیشتری به خاورمیانه اعزام کرده است و گزینهای فراتر از حمله محدود را بررسی میکند.
کارشناسان هشدار دادهاند چنین سناریویی میتواند به چرخهای از حملات و پاسخهای تلافیجویانه منجر شود.
در حوزه دیپلماتیک، گروه ویژه اقدام مالی (افایتیاف) ایران را همچنان در فهرست سیاه نگه داشت و از کشورها خواست اقدامات نظارتی خود را تشدید کنند.
کانادا نیز هفت فرد مرتبط با نهادهای حکومتی ایران را به دلیل نقش داشتن در سرکوب معترضان تحریم کرد. سخنگوی وزارت امور خارجه فرانسه هم اعلام کرد مردم ایران خود تصمیم میگیرند چه کسی بر آنان حکومت کند.
در داخل کشور، گزارشهایی از ادامه بازداشتها و فشارها منتشر شد. بر اساس اطلاعات رسیده، احسان حسینیپور، جوان ۱۹ ساله، تحت شکنجه مجبور به اعتراف شده و جلسه دادگاه او به همراه متین محمدی و عرفان امیری در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران برگزار شده است.
اتهامهای مطرحشده در این پرونده علیه متهمان «تحریق مسجد سیدالشهدا در پاکدشت و مشارکت در قتل» را شامل میشود، اما منابع نزدیک به پرونده میگویند این سه جوان در محل حضور نداشتهاند و علیه آنان پروندهسازی شده است.
شورای هماهنگی اعتراضات پرستاران نیز با انتشار بیانیهای خواستار آزادی فوری کادر درمان بازداشتی شد و اعلام کرد برخی از آنان با خطر احکام سنگین و حتی اعدام روبهرو هستند.
در تحولی دیگر، نسرین ستوده، وکیل حقوق بشر، خواستار مداخله جامعه جهانی با اهداف بشردوستانه در ایران شد و بر اصل «مسئولیت حفاظت» تاکید کرد. همزمان، رسانههای حکومتی درباره وجود پیکرهای ناشناس در کهریزک گزارشهای متناقض منتشر کردند.
سایت حقوق بشری حالوش نیز گزارش داد شنبه ۲۵ بهمن در ادامه یورش نیروهای امنیتی و نظامی به خانههای شهروندان بلوچ در سوران، کاروانی از خودروهای نظامی و نیروهای منتسب به اداره اطلاعات وارد روستای زیارت شد.
موضوع باقی ماندن ۵۰ پیکر ناشناس زن در پزشکی قانونی کهریزک پس از اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، با واکنش قوه قضاییه و اظهارات یک نماینده مجلس شورای اسلامی دوباره خبرساز شده است. روایتی متناقض که شکاف میان روایت رسمی و گزارشهای میدانی و بحران اعتماد عمومی را برجستهتر میکند.
گزارش اولیه از وجود حدود ۵۰ پیکر ناشناس زن در سردخانههای کهریزک خبر میداد. اجسادی که بنا بر این روایت، هنوز شناسایی نشدهاند و خانوادهای برای تحویل گرفتن آنها مراجعه نکرده است.
این خبر، با توجه به فضای حساس پس از سرکوب اعتراضات دیماه، به سرعت در رسانهها بازتاب یافت و بار دیگر توجهها را به پزشکی قانونی کهریزک جلب کرد. جایی که نامش در حافظه جمعی ایران، همواره با پروندههای پرابهام و جنجالی گره خورده است.
قوه قضاییه جمهوری اسلامی، شنبه ۲۵ بهمن از طریق خبرگزاری میزان، رسانه رسمی خود، خبر وجود ۵۰ پیکر ناشناس زن را تکذیب کرد.
در توضیح منتشر شده اعلام شد چنین آماری صحت ندارد و در تاریخ مورد اشاره تنها هفت پیکر ناشناس در مجموعه وجود داشته که همگی مرد بودهاند.
این تکذیب صریح، تلاش داشت روایت منتشرشده را «غیرواقعی» معرفی کند و ابعاد مساله را به شکل قابل توجهی کوچکتر نشان دهد.
با این حال، واکنش رسمی بیش از آنکه به روشنی ماجرا بیفزاید، پرسشهای تازهای ایجاد کرد، زیرا تکذیب عدد ۵۰ یا تاکید بر جنسیت اجساد، پاسخگوی پرسش اصلی نبود: آیا پس از اعتراضات دیماه، پیکرهای ناشناس در کهریزک باقی ماندهاند یا نه؟
پاسخ این سوال در همان روز، از جایی دیگر و به شکلی غیرمنتظره مطرح شد.
اظهارات نماینده مجلس، تایید ضمنی مساله
همزمان با تکذیب قوه قضاییه، اظهارات محمد سراج، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس، روایت متفاوتی ارائه داد.
او در گفتوگویی رسانهای، اصل باقی ماندن برخی پیکرهای شناسایی نشده را امری قابل تصور دانست و توضیح داد که نبود مدارک هویتی یا مراجعه نکردن خانوادهها، میتواند علت چنین وضعیتی باشد.
همین جمله کوتاه، فضای بحث را تغییر داد، زیرا هر چند این نماینده بهطور مشخص درباره تعداد یا جنسیت اجساد اظهار نظر نکرد، اما اساس وجود پیکرهای ناشناس را رد نکرد و توضیحی اداری برای آن ارائه داد. در نتیجه، افکار عمومی با دو روایت متفاوت روبهرو شد: تکذیب وجود اجساد زنان ناشناس مانده از سوی نهاد قضایی و تایید ضمنی آن از سوی یک مقام قانونگذار.
تناقض میان مواضع رسمی در پروندههای مرتبط با اعتراضات، موضوع تازهای نیست. با این حال، در این ماجرا اهمیت مساله به چند دلیل بیشتر است. نخست آنکه بحث نه درباره آمار، بلکه درباره پیکر انسانهایی است که هویتشان مشخص نشده و سرنوشتشان برای افکار عمومی و خانوادههای احتمالی مبهم مانده است.
دوم آنکه تجربه سالهای گذشته از اختلاف روایتها به شکلگیری بیاعتمادی عمیق نسبت به آمارهای رسمی منجر شده است.
در چنین شرایطی، هر روایت تازهای نه فقط به عنوان خبر، بلکه به عنوان نشانهای از چگونگی مدیریت اطلاعات در یک بحران سیاسی خوانده میشود.
تکذیب قاطع، زمانی اثرگذار است که با شفافیت دادهها همراه باشد. در غیر این صورت، خود به عاملی برای تشدید تردید تبدیل میشود.
از منظر حرفهای و پزشکی قانونی، نگهداری پیکرهای ناشناس امری غیرمعمول محسوب نمیشود. در همه کشورها مواردی وجود دارد که اجساد بدون مدارک شناسایی به سردخانهها منتقل میشوند و تا زمان شناسایی یا مراجعه خانوادهها، در آنجا باقی میمانند. روند شناسایی از طریق آزمایشهای ژنتیکی یا تطبیق اطلاعات میتواند زمانبر باشد و گاه هفتهها یا ماهها طول بکشد.
اما آنچه پرونده کهریزک را متفاوت میکند، بستر سیاسی آن است. وجود این پیکرها در زمینه اعتراضاتی مطرح میشود که خود با ابهام درباره شمار کشتهشدگان، بازداشتشدگان و نحوه برخورد نیروهای امنیتی همراه است.
بنابراین مساله صرفا فنی یا اداری نیست، بلکه به چگونگی روایت یک رویداد سیاسی گره خورده است.
نخستین احتمال، همان توضیحی است که نماینده مجلس ارائه کرده است: نبود مدارک هویتی یا دشواری شناسایی.
در شرایط اعتراضات خیابانی، ممکن است افراد مدارکی همراه نداشته باشند یا روند ثبت اطلاعات با اختلال مواجه شود.
احتمال دیگر، مراجعه نکردن خانوادههاست. موضوعی که در تجربههای پیشین نیز مطرح شده است. خانوادههایی که نگران پیامدهای امنیتی هستند، گاه از پیگیری رسمی پرونده خودداری میکنند یا مسیرهای غیررسمی را ترجیح میدهند. این مساله میتواند روند شناسایی را طولانیتر کند.
سناریوی سوم به اختلاف در تعریف «پیکر ناشناس» مربوط میشود.
منظور از «اختلاف در تعریف پیکر ناشناس» این است که نهادهای مختلف - یا حتی یک نهاد - در مراحل متفاوت کار، لزوما از یک معیار واحد برای شمارش استفاده نمیکنند و همین میتواند باعث ایجاد تناقض ظاهری شود.
در عمل، وقتی پیکری به پزشکی قانونی منتقل میشود، چند مرحله اداری و فنی طی میکند: ثبت اولیه، بررسی ظاهری، تطبیق با گزارشهای مفقودی، نمونهبرداری ژنتیکی، بررسی اطلاعات پلیسی و در نهایت ثبت نهایی هویت یا ناشناسبودن.
از سوی دیگر، درباره مساله زنان و احتمال باقی ماندن پیکرهای ناشناس، نمیتوان از عوامل اجتماعی و جنسیتی چشم پوشید.
در برخی موارد، ممکن است میان خانواده و فرد جان باخته، پیش از مرگ اختلاف عمیق وجود داشته باشد؛ اختلاف بر سر سبک زندگی، کنش سیاسی، روابط شخصی یا حتی استقلال فردی.
در چنین شرایطی خانوادهها گاه تمایلی به پیگیری رسمی یا علنی کردن هویت فرد ندارند.
علاوه بر این، احتمال تنها بودن یا طرد شدن اجتماعی برخی زنان نیز قابل طرح است.
زنانی که مهاجر داخلی بودهاند، شبکه حمایتی نداشتهاند یا از خانواده فاصله گرفتهاند، ممکن است در صورت مرگ، دیرتر شناسایی شوند.
در جامعهای که هنوز برخی کلیشههای جنسیتی درباره «آبرو»، کنترل اجتماعی یا قضاوت اخلاقی فعال است، مرگ زنان در موقعیتهای حساس سیاسی یا اجتماعی میتواند با سکوت خانواده یا پیچیدگی بیشتری در روند شناسایی همراه شود.
اینها البته سناریوهایی احتمالیاند، اما کمک میکنند توضیح داده شود که چرا مساله «پیکر ناشناس» در مورد زنان میتواند ابعاد اجتماعی متفاوتی نسبت به موارد مشابه داشته باشد.
مسالهای فراتر از آمار
آنچه این پرونده را مهم میکند، صرفا عدد ۵۰ یا هفت نیست. مساله اصلی، نبود سازوکار شفاف برای روشن شدن حقیقت است.
وقتی یک نهاد رسمی تکذیب میکند و همزمان مقام دیگری در ساختار حاکمیت توضیحی متفاوت ارائه میدهد، پرسش اصلی این است که مرجع نهایی روایت کدام است و آیا نهادی پاسخگو خواهد بود؟
در چنین پروندههایی، سکوت یا تضاد اطلاعاتی، خود بخشی از داستان است.
افکار عمومی نه فقط بهدنبال دانستن تعداد دقیق، بلکه در جستوجوی اطمینان از این است که هیچ پیکری بینام و بیسرنوشت باقی نمانده باشد.
همچنین در پروندههای مرتبط با اعتراضات، مساله فقط کنترل بحران نیست. مساله اصلی کنترل روایت است. وقتی روایت رسمی بهجای شفافسازی، مدام در حال تکذیب، اصلاح یا ارائه توضیحهای ناقص باشد، شکاف میان آنچه حکومت میگوید و آنچه جامعه میشنود، عمیقتر میشود.
در چنین فضایی، روایت رسمی بهدلیل فقدان اعتماد، باورپذیری خود را از دست میدهد.
ماجرای اجساد ناشناس زنان در کهریزک دقیقا از همین نقطه حساستر است.
تناقض میان تکذیبهای رسمی و اظهارات دیگر مقامها این تصور را تقویت میکند که اطلاعات کامل داده نشده یا روایتها بر اساس مصلحت سیاسی تنظیم شدهاند. نتیجه این است که پرسشها نه خاموش، بلکه انباشته میشوند و هر پاسخ دیرهنگام یا مبهم، شک بیشتری تولید میکند.
مساله فقط عدد یا آمار نیست؛ بحران اعتماد است. در شرایطی که امکان بررسی مستقل وجود ندارد و روایتها با یکدیگر نمیخوانند، جامعه به این نتیجه میرسد که حقیقت جایی بیرون از روایت رسمی قرار دارد.
این همان نقطهای است که مدیریت روایت استوار بر پنهانکاری و ابهام، تبدیل به بخشی از بحران میشود.