سودا اکرمیفرد، ۱۶ ساله، در مارلیک کرج با شلیک گلوله جنگی جان باخت

بنا به اخبار رسیده به ایراناینترنشنال، سودا اکرمیفرد، ۱۶ ساله، شامگاه جمعه ۱۹ دیماه در مارلیک کرج با شلیک گلوله جنگی نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی کشته شد.

بنا به اخبار رسیده به ایراناینترنشنال، سودا اکرمیفرد، ۱۶ ساله، شامگاه جمعه ۱۹ دیماه در مارلیک کرج با شلیک گلوله جنگی نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی کشته شد.

در پی گزارشها درباره انفجارهایی در بندرعباس و دیگر نقاط ایران، همزمان با تشدید فشارهای نظامی آمریکا و تلاشهای میانجیگرانه ترکیه، روزنامه هاآرتص مینویسد تهران و واشینگتن در فضایی از «ابهام راهبردی» گرفتار شدهاند و مسیر دیپلماسی همچنان نامشخص است.
روزنامه هاآرتص در تحلیلی مینویسد همزمانی این گزارشها فضایی را ایجاد کرده که هنوز مشخص نیست نشانه آغاز مرحلهای تازه از اعتراضات داخلی، عملیات خرابکارانه یا مقدمهای برای درگیری نظامی خارجی باشد.
بر اساس این گزارش، در روزهای اخیر خبر انفجار در بندرعباس و گزارشهایی از حوادث مشابه در نقاط مختلف ایران موجی از گمانهزنیها را برانگیخته است. دولت ایران اغلب این حوادث را به نقصهای فنی نسبت داده، اما تداوم، گستره جغرافیایی و همزمانی آنها با تحولات پس از جنگ ۱۲روزه با اسرائیل، باعث تردید افکار عمومی شده است. هاآرتص یادآوری میکند که ایران پیشتر نیز شاهد حملات تروریستی از سوی گروههایی مانند مجاهدین خلق، جریانهای جداییطلب بلوچ و کرد و شاخه افغانستان داعش بوده است.
نویسنده گزارش تاکید میکند که نسبت دادن انفجارهای اخیر به «نخستین نشانه» آغاز حمله آمریکا باید با احتیاط همراه باشد؛ چرا که واشینگتن هنوز بهطور رسمی مسیر دیپلماسی را کنار نگذاشته است. با این حال، تنها نشانه ملموس از نیت آمریکا، افزایش قابلتوجه حضور نظامی در منطقه است؛ اقدامی که به گفته هاآرتص، حلقه فشار بالقوه پیرامون ایران را تنگتر کرده است.
در همین حال، هنوز روشن نیست اگر این فشار نظامی به اقدام عملی منجر شود، اهداف آمریکا چه خواهد بود: تاسیسات هستهای، برنامه موشکی، یا حتی تغییر ساختار قدرت در ایران. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، اخیراا در سنای این کشور گفته است فروپاشی احتمالی نظام ایران سناریویی پیچیده است که «به بررسی بسیار دقیق نیاز دارد».
هاآرتص مینویسد حتی متحدان منطقهای آمریکا نیز درباره برنامههای واشینگتن دچار ابهام هستند. این روزنامه به گزارشی از اکسیوس اشاره میکند که در آن خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان، گفته است اگر ترامپ تهدیدهایش علیه ایران را عملی نکند، این امر به تقویت حکومت ایران میانجامد. این موضع اما با مواضع علنی محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، که مخالف حمله نظامی و حامی راهحل دیپلماتیک است، در تضاد به نظر میرسد.
در کنار این اختلاف سیگنالها، تلاشهای میانجیگرانه منطقهای شدت گرفته است. به نوشته هاآرتص، ائتلافی غیررسمی از عربستان سعودی، قطر، عمان و مصر در حال فشار بر تهران و واشینگتن برای بازگشت به میز مذاکره است و ترکیه در این میان نقش محوریتری یافته است. رجب طیب اردوغان، رییسجمهوری ترکیه، بهطور مستمر با ترامپ و مسعود پزشکیان در تماس است و هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، به صراحت با هرگونه اقدام نظامی علیه ایران مخالفت کرده است.
بر اساس گزارش هاآرتص، ترکیه پیشنهاد داده است مذاکرات احتمالی ایران و آمریکا بهصورت «گامبهگام» و در قالب فصلهای جداگانه پیش برود. با این حال، به باور تحلیلگران ترک، تهران بهسختی حاضر خواهد شد درباره برنامه موشکی خود امتیاز بدهد؛ موضوعی که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه حکومت ایران، نیز آن را «غیرقابل مذاکره» خوانده است.
در حوزه هستهای، هاآرتص از پیشنهاد احتمالی ترکیه برای انتقال اورانیوم غنیشده ایران—از جمله صدها کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا—به خاک ترکیه خبر میدهد؛ پیشنهادی که سابقهای در توافق نافرجام سال ۲۰۱۰ میان ایران، ترکیه و برزیل دارد. با این حال، هنوز مشخص نیست چنین ابتکاری تا چه اندازه شانس موفقیت دارد.
در پایان، این روزنامه اسرائیلی تاکید میکند که با فروکش نسبی اعتراضها در ایران و نبود یک تحول فوری که مداخله نظامی را اجتنابناپذیر کند، «خودِ فشار» به ابزار اصلی تبدیل شده است. اما به نوشته هاآرتص، بدون یک بدهبستان مشخص از سوی ایران، حتی فعالترین میانجیها نیز قادر نخواهند بود مسیر دیپلماسی را به نتیجهای ملموس برسانند.
این تحلیل در حالی منتشر شده است که پیش از این اورشلیمپست گزارش داده بود که همزمان با افزایش گمانهزنیها درباره احتمال اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی، شهروندان ایرانی از گسترش ترس، اضطراب دائمی و احساس ناامنی در زندگی روزمره خود خبر میدهند؛ فضایی که به گفته آنان با ناامیدی و خشم فزاینده همراه شده است.
اورشلیمپست به نقل از گفتوگوی شبکه N12 با چند شهروند ایرانی گزارش داده بود که یک ساکن کرج گفته است مردم «هیچ احساس امنیتی ندارند» و اضطراب از لحظه خروج از خانه آغاز میشود و تا بازگشت ادامه دارد. او تاکید کرده است که خیابانها دیگر امن به نظر نمیرسند.
به گفته «دلارا»، ساکن کرج، اضطراب کنونی از جهاتی با فضای جنگ ۱۲روزه متفاوت است؛ زیرا در آن مقطع مردم تصور میکردند حملات «هدفمند و محدود» است و خطر برای مناطق غیرنظامی کمتر. او افزوده است: «امروز بسیاری احساس میکنند چیزی برای از دست دادن ندارند و حتی منتظرند جنگ هرچه زودتر آغاز شود، چون هر روز تأخیر به معنای کشتهها و بازداشتهای بیشتر است.»

روزنامه ساندیتایمز در تحلیلی نوشته است که تشدید سریع تحرکات نظامی ایالات متحده در اطراف ایران، همراه با محدود شدن فضای عقبنشینی سیاسی برای هر دو طرف، میتواند در روزهای آینده بهسادگی جرقه یک جنگ را بزند.
به نوشته ساندیتایمز، طی روزهای اخیر حجم بیسابقهای از تجهیزات و توان نظامی آمریکا به فاصلهای منتقل شده که امکان حمله مستقیم به ایران را فراهم میکند. جنگندههای پیشرفته اف-۳۵، هواپیماهای ترابری سی-۱۷، تانکرهای سوخترسان هوایی و استقرار نیروها در پایگاه دیهگو گارسیا در اقیانوس هند، نشانههایی از نمایشی آشکار از قدرت نظامی آمریکا توصیف شدهاند؛ نمایشی که بهگفته نویسنده «عمداً برای دیدهشدن» طراحی شده است.
ساندیتایمز به اظهارات اخیر دونالد ترامپ اشاره میکند که از حرکت «یک ناوگان عظیم» به سمت ایران سخن گفته و تاکید کرده این نیرو «در صورت لزوم، با سرعت و خشونت» آماده انجام ماموریت است. همزمان، ترامپ بار دیگر گزینه مذاکره را مطرح کرده و خواستار توافقی «منصفانه و عادلانه بدون سلاح هستهای» شده است.
در همین چارچوب، این روزنامه به سفر عباس عراقچی، وزیر امور خارجه حکومت ایران، به استانبول و گفتوگوهای او با مقامهای ترکیه اشاره میکند و مینویسد تهران نیز تلاش کرده است کانال دیپلماتیک را کاملاً مسدود نشان ندهد. با این حال، به باور تحلیلگران، ایران و آمریکا هر دو با یک دوراهی دشوار روبهرو هستند: مذاکرهای پرهزینه یا ورود به مسیر رویارویی نظامی.
ساندیتایمز تاکید میکند که ایران از نظر داخلی و خارجی در یکی از ضعیفترین موقعیتهای خود از زمان استقرار جمهوری اسلامی در سال ۱۳۵۷ قرار دارد؛ از سرکوب خونین اعتراضات اخیر گرفته تا اقتصادی فرسوده بر اثر دههها سوءمدیریت و تحریم، و نیروی نظامی که هنوز از پیامدهای جنگ ۱۲روزه با اسرائیل و آمریکا بهطور کامل رهایی نیافته است.
به نوشته این روزنامه، همین شرایط ممکن است ترامپ را به سمت طرح مطالبات حداکثری سوق دهد؛ از توقف کامل هرگونه غنیسازی اورانیوم گرفته تا محدودیتهای شدید بر برنامه موشکی و رفتار منطقهای ایران. اما ساندیتایمز یادآوری میکند که چنین خواستههایی در تهران نه بهعنوان مذاکره، بلکه بهمثابه «تسلیم» تلقی میشود و مستقیماً با دکترین راهبردی جمهوری اسلامی و خطوط قرمز علی خامنهای در تضاد است.
در بخش دیگری از گزارش آمده است که گرچه تقویت نظامی آمریکا اهرم فشار مهمی برای ترامپ ایجاد کرده، اما همزمان دامنه مانور او را نیز محدود کرده است. از یکسو، تهران بهشدت بر حفظ ظاهر حاکمیت و «آبرو» تاکید دارد و هر توافقی که شائبه نقض حاکمیت ایجاد کند، برایش پرهزینه است. از سوی دیگر، ترامپ برای توجیه عقبنشینی یا کاهش تنش، به یک «پیروزی آشکار» نیاز دارد؛ زیرا بدون دستاورد ملموس، عقبنشینی با تصویر قاطعانهای که او از خود ساخته ناسازگار خواهد بود.
ساندیتایمز نتیجه میگیرد که همین بنبست سیاسی، احتمال اقدام نظامی را افزایش میدهد. هرچند ایران در پیامهای علنی از آمادگی برای «توافقی عادلانه» سخن گفته، اما همزمان هشدار داده است نیروهای مسلحش «انگشت بر ماشه» دارند؛ پیامی که در واشینگتن بهعنوان نشانهای از تشدید تنش تلقی میشود.
این روزنامه در پایان تاکید میکند که هر دو طرف هنوز «کارتهایی برای بازی» در اختیار دارند، اما وضعیت کنونی به «پوکر ژئوپلیتیک در عریانترین و خطرناکترین شکل خود» شباهت دارد؛ جایی که خطر اصلی نه لزوما تصمیمی آگاهانه، بلکه یک محاسبه اشتباه است. به نوشته ساندیتایمز، اگر بلوفی رو شود یا خطی نادیده گرفته شود، تشدید تنش میتواند بهسرعت از کنترل خارج شود و منطقه را وارد بحرانی کند که مهار آن بهمراتب دشوارتر خواهد بود.

اورشلیم پست در یک مقاله تحلیلی نوشت که جمهوری اسلامی به شدت در تلاش است تا از کشورهای دیگر برای جلوگیری از حمله نظامی ایالات متحده کمک بگیرد.
در این مقاله که به قلم سث فرانتزمن نوشته شده آمده است: «در روزهای اخیر، تهران با روسیه، ترکیه و چند کشور دیگر تماس گرفته است. هدف این تلاشها آن است که کشورهایی که بر آمریکا نفوذ دارند، برای میانجیگری وارد عمل شوند.»
نویسنده مقاله معتقد است که تهران امیدوار است روسیه بتواند از نفوذ خود برای اعمال فشار نیز استفاده کند.
ایران همچنین امیدوار است کشورهای حاشیه خلیج فارس بتوانند به خروج آن از وضعیت دشوار کنونی کمک کنند. نویسنده مقاله از قطر به عنوان یکی از کشورهای بالقوه در این منطقه که ممکن است نقشآفرینی کنند، نام برده است و یادآوری کرده که این کشور در توافق آتشبس که به جنگ ۱۲ روزه تابستان گذشته پایان داد، نقشی کلیدی داشت و همچنان روابط بهنسبت گرم خود را با هر دو کشور ایران و آمریکا حفظ کرده است.
به عقیده نویسنده، روشن است که حکومت ایران تهدیدهای آمریکا را جدی گرفته است. در گذشته، تهران ایده گفتوگو را مطرح میکرد، اما در عمل حاضر به دادن امتیاز نبود. ایران میداند دولت ترامپ در قبال هرگونه مذاکره، بهدنبال دستاوردی ملموس خواهد بود. کاخ سفید خواهان یک «پیروزی» است که بتواند آن را بهطور علنی ارائه کند، هرچند هنوز مشخص نیست ایران چه نوع «پیروزیای» میتواند در اختیار آمریکا بگذارد.
نویسنده در ادامه نوشته این تحولات در حالی است که در غرب گزارشهایی منتشر شده مبنی بر تضعیف حکومت ایران و احتمال انعطافپذیری عربستان سعودی در قبال حملات احتمالی آمریکا. در ادامه آمده که تهران از این ارزیابیها آگاه است و تحولات منطقه را با دقت دنبال میکند. نویسنده یادآور شده که پیشتر اغلب متحدان و شرکای ایالات متحده در خاورمیانه ـ بهجز اسرائیل ـ با اقدام نظامی علیه ایران مخالفت میکردند، اما اکنون این پرسش مطرح است که آیا کشورهای منطقه نفوذ کافی بر دولت آمریکا دارند تا مانع تشدید تنش شوند یا نه.
در همین چارچوب، نشانههایی از تلاش دیپلماتیک ایران برای پرهیز از درگیری نظامی دیده میشود. بنابر گزارشها عباس عراقچی، وزیر امور خارجه حکومت ایران، مجموعهای از تحرکات سیاسی را آغاز کرده که هدف آن افزایش شانس تهران برای جلوگیری از وقوع جنگ عنوان شده است.
بر اساس این گزارش، عراقچی اعلام کرده است ایران «همواره آماده تعامل با کشورهای منطقه برای دستیابی به ثبات» بوده و گفتوگوهای منطقهای را راهی برای کاهش تنش میداند. او همچنین در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس تاکید کرده است هدف اصلی این تلاشها جلوگیری از «تجاوز غیرقانونی» علیه ایران است.
نویسنده یادآور شده، اظهارات وزیر امور خارجه حکومت ایران در شرایطی بیان میشود که ترامپ روز جمعه گفته بود تهران احتمالاً ترجیح میدهد وارد مسیر مذاکره شود تا اینکه با اقدام نظامی آمریکا روبهرو شود. با این حال، به نوشته رسانهها، مقامهای ایرانی همچنان بر این موضع پافشاری میکنند که توانمندیهای موشکی ایران «غیرقابل مذاکره» است.
این تحولات در حالی رخ میدهد که فضای منطقهای همچنان ملتهب است و همزمان با افزایش فشارهای نظامی و سیاسی آمریکا، تهران میکوشد با تحرکات دیپلماتیک، هزینههای درگیری احتمالی را افزایش داده و از ورود بحران به مرحلهای غیرقابل کنترل جلوگیری کند.

سفیر ایالات متحده در اسرائیل درباره سخنان رییس جمهوری آمریکا در مورد ایران میگوید دونالد ترامپ به وعدههایش عمل خواهد کرد.
مایک هاکبی شنبه ۱۱ بهمن در گفتوگو با کانال ۱۲ تلویزیون اسرائیل گفت که رییس جمهوری آمریکا کسی نیست که تهدید توخالی بکند. او در مورد وعده ترامپ در مورد ایران گفت: «من به کسانی که میگویند از او اقدامی ندیدیم و به وعدهاش عمل نکرده میگویم به دقت به حرفهای رییسجمهوری توجه کنید، حرفش را جدی بگیرید. او به وعدهاش عمل خواهد کرد.»
ترامپ به دنبال سرکوب و کشتار معترضان از سوی جمهوری اسلامی اعلام کرده بود که سرکوبگران بهای سنگینی خواهند پرداخت.
او از مردم ایران خواسته بود که به اعتراضات خود ادامه دهند چرا که به گفته او، «کمک در راه است.»
در روزهای اخیر خبرگزاریهای مختلف گزارشهای متعددی از گزینههای ترامپ برای رویارویی با حکومت جمهوری اسلامی منتشر کردند. خبرگزاری رویترز به نقل از منابع آمریکایی نوشت که ترامپ با هدف تقویت روحیه معترضان در ایران، در حال بررسی مجموعهای از گزینهها علیه جمهوری اسلامی است که از آن جمله میتوان به انجام حملات هدفمند به نیروهای امنیتی و رهبران حکومت اشاره کرد.
دو منبع آمریکایی پنجشنبه ۹ بهمن به رویترز گفتند در پی سرکوب اعتراضات سراسری که به کشته شدن هزاران نفر در ایران انجامید، ترامپ بهدنبال فراهم آوردن زمینههای «تغییر رژیم» بوده است.
بر اساس این گزارش، بررسی گزینه هدف قرار دادن فرماندهان و نهادهای دخیل در سرکوب به این دلیل در دستور کار قرار گرفته است که میتواند اعتمادبهنفس معترضان ایرانی را افزایش دهد و آنان را به تصرف ساختمانهای دولتی و امنیتی ترغیب کند.
با این حال، چهار مقام عرب، سه دیپلمات غربی و یک منبع ارشد غربی به رویترز گفتند این نگرانی وجود دارد که حمله احتمالی آمریکا به ایران به تضعیف جنبش اعتراضی منجر شود.
یک مقام ارشد اسرائیلی هم تاکید کرد از نظر این کشور حملات هوایی به تنهایی نمیتواند به سقوط جمهوری اسلامی بینجامد و برای تحقق این هدف «باید نیروی زمینی وارد عمل شود».
او اضافه کرد حتی اگر ایالات متحده خامنهای را از میان بردارد، ایران «رهبر جدیدی خواهد داشت که جای او را میگیرد».
به گفته او، تغییر مسیر سیاسی ایران در صورتی امکانپذیر است که فشار خارجی با یک «اپوزیسیون داخلی سازمانیافته» همراه شود.
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، هشتم بهمن در جلسه استماع سنا با انتقاد شدید از عملکرد جمهوری اسلامی در مواجهه با اعتراضات مردمی گفت حکومت ایران اکنون «ضعیفتر از هر زمان دیگری» است.
ایالات متحده به جمهوری اسلامی سه پیش شرط برای مذاکره اعلام کرده است؛ توقف برنامه هستهای، محدودسازی برنامه موشکی و توقف حمایت از گروههای نیابتی.
ترامپ شنبه ۱۱ بهمن به فاکسنیوز درباره احتمال اقدام نظامی علیه ایران گفت در حال حاضر جمهوری اسلامی در حال مذاکره با واشینگتن است، اما سرانجام آن روشن نیست. ترامپ گفت: «برنامه این است که ایران در حال گفتوگو با ماست و خواهیم دید آیا میتوانیم به نتیجهای برسیم یا نه، وگرنه خواهیم دید چه میشود.»
نیویورکتایمز، یک روز پیش از این سخنان ترامپ، گزارش داد که رییسجمهوری ایالات متحده، در روزهای اخیر با مجموعهای گستردهتر از گزینههای نظامی علیه حکومت ایران روبهرو شده است؛ گزینههایی فراتر از طرحهایی که چند هفته پیش و همزمان با اعتراضات سراسری در ایران بررسی میکرد.
به گفته چند مقام آمریکایی، این سناریوها از وارد آوردن آسیب بیشتر به تاسیسات هستهای و موشکی ایران تا تضعیف یا حتی کنار زدن رهبر جمهوری اسلامی را دربر میگیرد.
نیویورکتایمز مینویسد ترامپ تاکنون مجوز اقدام نظامی صادر نکرده و همچنان احتمال راهحل دیپلماتیک را منتفی نمیداند.

سه ورزشکار تیمهای ملی فوتبال زنان و بسکتبال ایران با انتشار پیامهایی در شبکههای اجتماعی، در واکنش به سرکوب خونین انقلاب ملی ایرانیان از ادامه حضور در تیمهای ملی کنارهگیری کردند.
بر اساس پستهای منتشرشده در اینستاگرام، زهرا علیزاده و کوثر کمالی شنبه ۱۱ بهمن پایان همکاری خود با تیم ملی فوتبال زنان ایران را در حمایت از انقلاب مردم ایران اعلام کردند. ساعاتی بعد، بهنام یخچالی، ملیپوش تیم بسکتبال ایران، نیز از کنارهگیری خود از تیم ملی خبر داد.
این موضعگیریها در شرایطی انجام میشود که فضای عمومی کشور تحت تاثیر برخوردهای امنیتی و قصایی شدید با معترضان قرار دارد.
کنارهگیری زهرا علیزاده
زهرا علیزاده، بازیکن ۲۵ ساله تیم فوتبال زنان گلگهر سیرجان، در پیامی اینستاگرامی نوشت که در شرایطی که «قلب ایران در درد و رنج میسوزد» دیگر نمیتواند مانند گذشته در زمین فوتبال حضور داشته باشد. او تیم ملی را «نماد افتخار و ایستادگی» توصیف کرد، اما افزود اولویت اصلیاش مردم ایران و همدلی با آنان است.
این بازیکن با اشاره به تجربه کوتاه خود در تیم ملی تاکید کرد لحظههای حضور در این تیم را فراموش نخواهد کرد و هر گل و پیروزی برایش به معنای تپیدن قلب برای ایران بوده است. علیزاده در عین حال تصمیم خود را «خداحافظی از سر عشق به مردم» دانست و اعلام کرد تا زمانی که رنج شهروندان ادامه دارد، در میادین ملی حضور نخواهد داشت.
پیام کوثر کمالی
کوثر کمالی، بازیکن تیم فوتبال سنگینماشین ایستا، نیز در پیامی مشابه اعلام کرد سالها با عشق برای تیم ملی ایران بازی کرده و این پیراهن بخشی از هویت او بوده است. او نوشت زمانی که «دل زخمی و روح خسته است»، فوتبال دیگر نمیتواند پناهگاه باشد.
کمالی تاکید کرد تصمیمش نه از سر خشم، بلکه از «آگاهی و احترام به وجدان» گرفته شده و افزود نمیتواند وانمود کند شرایط عادی است. او خداحافظی خود را نه از فوتبال، بلکه از تیم ملی دانست و ابراز امیدواری کرد روزی بتواند «با دل آرام برای مردم» بازی کند.

کنارهگیری بهنام یخچالی
بهنام یخچالی، ملیپوش تیم بسکتبال ایران، در پستی اینستاگرامی نوشت پوشیدن پیراهن تیم ملی همواره بزرگترین افتخار او بوده است، اما در شرایطی که «حال دل مردم خوب نیست»، نمیتواند بیتفاوت بماند. او اعلام کرد تا زمانی که وضعیت مردم بهتر شود و «دلها آرام بگیرند»، در تیم ملی حضور نخواهد داشت. یخچالی تاکید کرد این تصمیم نه از سر بیعلاقگی، بلکه «انتخابی از جنس همدلی و احترام» است و ابراز امیدواری کرد روزی دوباره با آرامش برای ایران بازی کند.
در ماههای اخیر شماری از ورزشکاران شناختهشده مانند کیمیا علیزاده، سعید ملایی، فرزانه فصیحی، پرویز برومند و میترا حجازیپور با انتشار پیامهایی از اعتراضهای مردمی حمایت کرده بودند.
با این حال، کنارهگیری دو فوتبالیست زن و ملیپوش بسکتبال در داخل کشور زیر فشارهای امنیتی جمهوری اسلامی اهمیت ویژهای دارد. بهباور ناظران، این تحولات نشان میدهد کنارهگیری از تیمهای ملی میتواند به عنوان یکی از اشکال اعتراض مدنی و اعلام همبستگی با معترضان از سوی بخشی از جامعه ورزش تلقی شود.





