ادامه محدودیتهای گسترده اینترنت در ایران؛ ۲۰ دقیقه دسترسی برای تاجران با حضور ناظر

مجیدرضا حریری، رییس اتاق بازرگانی ایران و چین، اعلام کرد جمهوری اسلامی تنها روزانه ۲۰ دقیقه و صرفا با حضور ناظر، به تاجران اجازه استفاده از اینترنت میدهد.

مجیدرضا حریری، رییس اتاق بازرگانی ایران و چین، اعلام کرد جمهوری اسلامی تنها روزانه ۲۰ دقیقه و صرفا با حضور ناظر، به تاجران اجازه استفاده از اینترنت میدهد.
حریری یکشنبه پنجم بهمن هشدار داد این میزان دسترسی «بههیچ وجه پاسخگوی نیازهای تجار نیست».
او گفت: «از تمام اتاقهای بازرگانی اطلاع ندارم، اما در تهران و چند شهر مرکز استان، اینترنت چند سیستم را در اتاقهای بازرگانی آزاد گذاشتهاند. تجار باید برای استفاده از اینترنت ثبتنام کنند.»
رییس اتاق بازرگانی ایران و چین این شیوه دسترسی به اینترنت را «نامطلوب» دانست و افزود: «این میزان استفاده در حد چک کردن چند ایمیل کافی است.»
جمهوری اسلامی کمی پس از آغاز تظاهرات شامگاه ۱۸ دی که بهدنبال فراخوان شاهزاده رضا پهلوی برگزار شده بود، اینترنت را در سراسر ایران قطع کرد.
از آن زمان، دسترسی مردم ایران به جهان خارج بهطور گسترده مختل شده است. با این حال، گزارشها، تصاویر و ویدیوهایی که با دشواری از دیوار سانسور عبور کردهاند، تصویری هولناک از شدت و سازمانیافتگی کشتار شهروندان به دست میدهند.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال پنجم بهمن در بیانیهای اعلام کرد ابعاد خشونت نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی در جریان انقلاب ملی فراتر از برآوردهای اولیه بوده و بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در این سرکوب هدفمند به دستور علی خامنهای، دیکتاتور تهران، کشته شدهاند.

در شرایطی که جمهوری اسلامی میکوشد از طریق خشونت و قطع ارتباط، سکوت را بر جامعه ایران تحمیل کند، آنچه جهان میبیند ناآرامی نیست؛ بلکه مقاومتی است در عریانترین شکل آن: مردمی که حاضر نیستند محو شوند، به عدد تقلیل پیدا کنند، یا از نام و هویت خود دست بکشند.
بیش از دو هفته است که کشور در دل سکوتی مهندسیشده فرو رفته و این سکوت همچنان ادامه دارد. اینترنت عمومی، بهعنوان زیربنای اصلی زندگی مدرن، به شایعات و قطعاتی گسسته فروکاسته شده است.
آنچه باقی مانده، تنها کانالهای مورد تایید حکومت است؛ شبکههای «سفید» گزینششدهای که عناصر حکومت را به یکدیگر متصل نگه میدارند و در همان حال، جامعه را از چرخه عادی حیات مدنی جدا میکنند.
از بیرون ایران، این وضعیت اغلب بهعنوان موج دیگری از ناآرامیها توصیف میشود. اما از درون، بیشتر به آغاز انقلابی میماند که بهای آن تاکنون جان هزاران نفر بوده است.
ایران یک کشتار را پشت سر گذاشته و وارد مرحله پساکشتار شده است؛ مرحلهای که در آن حکومت دیگر حتی تظاهر به خویشتنداری هم نمیکند؛ میکشد، دفن میکند، روایتها را بازمینویسد و ارتباط را قطع میکند.
خاموشی ارتباطات محصول جانبی بینظمی نیست؛ بخشی از سازوکار قدرت و سرکوب است. اعمال خشونت زمانی آسانتر میشود که ثبت آن دشوارتر باشد و انکار آن زمانی سادهتر است که شواهد دیر برسند، ناقص باشند یا بهکلی پاک شوند.
ایرانیان از داخل کشور با «برنامه» تماس میگیرند و پرسشی را مطرح میکنند که دیگر مفهومی انتزاعی ندارد و حالوهوای بازخواست و اتهام گرفته است: جهان دقیقا گمان میکند نظارهگر چه چیزی است؟
این تماسها به خطابه شباهت ندارند؛ بیشتر شبیه تقلا هستند، صداهایی بریدهبریده که با زحمت از دل سکوتی سنگین و ارتباطهایی ازهمگسیخته عبور میکنند.
علی از مازندران در تماس با «برنامه» خطاب به نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی گفت: «لازم نیست سلاحتان را زمین بگذارید. هیچکس از شما نمیترسد.»
او این جمله را دوباره میگوید؛ نه برای نمایش شجاعت، بلکه بهعنوان یک واقعیت. از نگاه او، ترس دیگر محور اصلی تحولات در ایران نیست.
پوریا در تماسی از شیراز گفت معترضان حتی یک مجروح را رها نکردند و اجازه ندادند کسی جا بماند یا از قلم بیفتد.
زبان او عملیاتی و تقریبا لجستیکی است. از مرزی اخلاقی سخن میگوید: هیچکس را پشت سر نگذارید.
بهرام، از محلهای کارگری در جنوب تهران، توضیح داد چرا به خیابان آمده: «برای کشورم و برای فرزندانم.» این سخن موضعی ایدئولوژیک نیست؛ نگاهی میاننسلی است.
مهسا، از نجفآباد، خواستهای سادهتر مطرح کرد: «میخواهم داستان شهرم را بگویم.» همین مطالبه اکنون خود یک اتهام است. در ایران امروز، روایت داستان یک مکان میتواند عملی سرکشانه باشد.
از بندرعباس، خشم آلیا کنترلشده و به دور از احساساتگرایی است. «فکر کردید ما میترسیم. نمیترسیم. ما خشمگین هستیم و منتظریم.» جمله را تکرار میکند تا تاکیدش روشنتر شود: «آنها فکر میکنند ما میترسیم. نمیترسیم. ما خشمگین هستیم و منتظریم.» او دلجویی نمیخواهد؛ میخواهد صدایش شنیده شود.
این صداها وجهی مشترک دارند که در نظامهای اقتدارگرا بهندرت دیده میشود. ساده و بیآرایشاند. بهدنبال صحنهسازی نیستند. فقط بر ثبت شدن پافشاری میکنند.
قدرت نامها
این اصرار، یادآور زندگی رها بهلولیپور است؛ دانشجویی که ۱۸ دی در نزدیکی میدان فاطمی تهران با شلیک نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی کشته شد.
رها که همچون نامش «آزاد» بود، بر اساس آنچه از فعالیتهایش در شبکههای اجتماعی به جا مانده، به هنر و موسیقی علاقه داشت.
او نه سازماندهنده اعتراضات بود و نه چهرهای شناختهشده. شعاری در دست نداشت و به هیچ جریان یا جناحی وابسته نبود. در چارچوب یک فرهنگ سیاسی مبتنی بر دشمنسازی مداوم، رها نمونهای از یک شهروند عادی و غیراستثنایی به شمار میآمد.
رها بهخاطر اعمال قدرت یا طرح مطالبهای سیاسی جان خود را از دست نداد؛ او کشته شد، چون شیوهای از زیستن را نمایندگی میکرد که حکومت یاد گرفته از آن بترسد.
نسل او در پی ژستهای قهرمانانه یا اسطورههای فداکارانه نیست. این نسل چیزی آرامتر و در عین حال دشوار برای سرکوب میخواهد: حق زندگی عادی با کرامت، پیوستگی و توجه. حق نفس کشیدن بینیاز از اجازه. حق اندیشیدن به فردا، بیآنکه مجبور به توضیح باشد.
او هیچ مانیفستی از خود به جا نگذاشت. آنچه باقی مانده، پارههایی پراکنده است؛ تاملات کوتاه و سطرهایی که با دقت انتخاب شدهاند.
زبان او همواره به دغدغههای ابتدایی بازمیگردد: نفس کشیدن، ادامه دادن، فردا. حتی زمانی که از ترس سخن میگوید، بزرگنمایی نمیشود. نوشتارش سنجیده و شفاف است. اگر این زبان سیاسی باشد، در بنیادیترین معنا سیاسی است؛ بر این نکته پافشاری میکند که زنده بودن موضوعی قابل مذاکره نیست.
یک نکته تعیینکننده وجود دارد. رها نامها را مینوشت. نام بازداشتشدگان و ناپدیدشدگان را ثبت میکرد. او آدمها را بهعنوان انسان ثبت میکرد، نه بهصورت مفاهیم انتزاعی.
او میدانست سرکوب چگونه آغاز میشود: نه با گلوله، بلکه با حذف. خشونت زمانی آسانتر میشود که نامها ناپدید شوند و افراد به عدد تقلیل پیدا کنند.
به همین دلیل است که صدای مردم داخل ایران از اهمیت برخوردارند. آنها خطرناکترین چیزی را تولید میکنند که حکومتی مانند جمهوری اسلامی میتواند با آن روبهرو شود: اسناد، نامها، مکانها، توالی زمانی رویدادها.
روایت حرکت ترس در محلات شهر و البته نوعی همبستگی که سریعتر از آن پیش میرود؛ غریبههایی که همدیگر را از موقعیت خطر بیرون میکشند؛ مغازهدارانی که درها را میبندند؛ خانوادههایی که دست به ریسکهایی میزنند که در یک جامعه عادی حتی قابل تصور نیست.
نوید، پزشک ساکن تهران، وضعیت بیمارستانهایی را توصیف کرد که زیر فشار فروپاشیدهاند: حضور نیروهای امنیتی در بخشها، خانوادههایی که برای دسترسی به کوچکترین خبری از عزیزان خود سرگرداناند، و کارکنانی که فراتر از فرسودگی جسمی، به مرز آسیب اخلاقی رانده شدهاند.
سخن او رنگ ایدئولوژیک ندارد. بیشتر به صدای کسی میماند که تقلا میکند در دل نظامی که انسانیت را تنبیه میکند، انسان باقی بماند.
ابهام بهمثابه استتار
اعداد نه بهصورت آمار قطعی، بلکه در قالب برآورد مطرح میشوند. برخی برآوردها از احتمال فراتر رفتن شمار کشتهشدگان از ۲۰ هزار نفر سخن میگویند.
اینکه رقم نهایی کمتر باشد یا بیشتر، موضوعی است که تاریخنگاران و دادستانها به آن خواهند پرداخت. اما مساله اصلی سادهتر و عمیقتر است: حکومت شمارش را به امری خطرناک تبدیل کرده و سپس از همین ابهام بهعنوان پوشش استفاده میکند.
دوران «پس از کشتار جمعی» به همین معناست. مساله تنها کشتار انسانها نیست؛ بلکه خود اثبات این کشتار به میدان دوم نبرد تبدیل میشود.
دیگر در صدای مردم شوک شنیده نمیشود. آنچه شنیده میشود، فرسودگی است؛ فرسودگی ناشی از تکرار و قابلپیشبینی بودن خشونت.
ایران امروز تنها با یک بحران درونی مواجه نیست. زمانی که یک حکومت مردم خود را همچون نیرویی متخاصم تلقی میکند، پیامدها در مرزها متوقف نمیشوند. این وضعیت به بیرون گسترش مییابد: از مسیر جابهجاییهای اجباری و پناهجویی، بیثباتی منطقهای، و الگویی که دیگر حکومتها در سکوت آن را رصد میکنند.
تماسها با «برنامه» همچنان ادامه دارند؛ نه از این رو که یک خط تلفن بتواند دستگاه امنیتی را شکست دهد، بلکه چون تاریخ را کسانی مینویسند که اصرار دارند بهعنوان انسان به رسمیت شناخته شوند.

شورای سردبیری ایراناینترنشنال در بیانیهای با اشاره به کشتار دستکم ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان انقلاب ملی و گزارشهای متعدد درباره حمله نیروهای سرکوب به مراکز درمانی و قتل معترضان مجروح اعلام کرد این رخدادها میتواند مصداق بارز «اعدام فراقضایی» و «جنایت علیه بشریت» باشد.
بر اساس این بیانیه که یکشنبه پنجم بهمن منتشر شد، سه پزشک و چهار پرستار در تهران در گفتوگو با ایراناینترنشنال تایید کردند نیروهای امنیتی با مراجعه به بیمارستانها، برخی از مجروحان تحت درمان را ربودند.
دو پرستار دیگر نیز روایت کردند یک مامور امنیتی با ورود به آمبولانسی در غرب تهران، یک جوان مجروح را مقابل چشمان آنان با شلیک دو گلوله به قتل رساند.
گزارشها حاکی از آن است که نیروهای سرکوب برخی افراد را در منازلشان بازداشت کردند و سپس به خانوادههای آنان اعلام شد برای تحویل گرفتن جسد مراجعه کنند. همچنین روایتهایی وجود دارد که ماموران امنیتی با مراجعه به خانهها و کشاندن افراد به جلوی در آنان را هدف قرار دادند و کشتند.
در بیانیه ایراناینترنشنال آمده است: «تعدادی از شهروندان مجروح در حالی که در بیمارستانها بستری و تحت مداوا بودهاند، از ناحیه سر هدف اصابت گلوله قرار گرفتهاند. بدیهی است اگر این افراد در خیابان از ناحیه جمجمه هدف گلوله قرار میگرفتند و سرشان متلاشی میشد، اساسا دلیلی برای پذیرش آنان در بیمارستان و آغاز روند درمان وجود نداشت.»
سوم بهمن، سازمان عفو بینالملل هشدار داد بازداشتهای خودسرانه گسترده، ناپدیدسازیهای قهری، ممنوعیت برگزاری تجمعات و حملات برای خاموش کردن صدای خانوادههای قربانیان، نشانههای یک سرکوب نظامی است که مقامات جمهوری اسلامی برای پنهان کردن کشتار معترضان اعمال کردهاند.
ابعاد هولناک کشتار
شورای سردبیری ایراناینترنشنال در ادامه با استناد به گزارشهای محرمانه و میدانی، از جمله دو گزارش سازمان اطلاعات سپاه پاسداران به شورای عالی امنیت ملی در تاریخهای دوم و چهارم بهمن، اعلام کرد دستکم ۳۶ هزار و ۵۰۰ ایرانی در بزرگترین قتلعام خیابانی تاریخ کشته شدند.
ایراناینترنشنال ۲۳ دی از کشته شدن دستکم ۱۲ هزار شهروند ایرانی در ۱۸ و ۱۹ دی عمدتا به دست نیروهای سپاه پاسداران و بسیج خبر داده بود. با این حال، اطلاعات جدید نشان میدهد ابعاد خشونت سرکوبگران فراتر از برآوردهای اولیه بوده است.
بر اساس جمعبندی محتاطانه منابع پزشکی، آمار جانباختگان در رشت بیش از ۲۵۰۰ نفر، در مشهد دستکم ۱۸۰۰ نفر، در اصفهان، نجفآباد و خوراسگان بیش از ۲۰۰۰ نفر، در کرج، شهریار و شهرک اندیشه دستکم ۳۰۰۰ نفر، در کرمانشاه ۷۰۰ نفر و در گرگان ۴۰۰ نفر برآورد میشود.
تاکنون رقم دقیقی از شمار کل کشتهشدگان در تهران در دست نیست، اما تصاویر منتشرشده از کهریزک و بیمارستانهای پایتخت نشان میدهد هزاران نفر در تهران جان باختهاند که بخش قابل توجهی از آنان در مناطق جنوبی شهر کشته شدهاند.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال هشدار داد شتاب افزایش شمار جانباختگان در گزارشهای محرمانه حکومتی حتی این احتمال را تقویت میکند که ابعاد واقعی کشتار فراتر از آمارهای موجود باشد.
سوم بهمن، پیام اخوان، دادستان پیشین دادگاه رسیدگی به جنایات جنگی سازمان ملل، ابراز امیدواری کرد مقامهای جمهوری اسلامی مانند سران آلمان نازی محاکمه شوند و عدالت در مورد آنها به اجرا درآید.
قتلعام با هماهنگی عالیترین مقامهای حکومت
به گفته شورای سردبیری ایراناینترنشنال، کشتار سازمانیافته در نقاط مختلف ایران نشان میدهد سرکوب خشن معترضان با هماهنگی کامل نهادهای حکومتی و به دستور عالیترین مقامات جمهوری اسلامی انجام شده است.
بر اساس اطلاعات رسیده، پس از سخنرانی علی خامنهای، دیکتاتور تهران، در ۱۹ دی، در نشستها و جلسات توجیهی فرماندهان ارشد سپاه از تعابیری چون «النصر بالرعب» و «قاتلوهم حتی لا تکون فتنه» استفاده شد.
طبق گزارشها و شواهد متعدد، در بسیاری از شهرها، برای تحویل پیکر کشتهشدگان از خانوادههای داغدار مبالغی سنگین با عنوان «حق تیر» دریافت شده است. همچنین در برخی موارد، با وجود مخالفت خانوادهها، کشتهشدگان بهعنوان «بسیجی» معرفی شدهاند.
ایراناینترنشنال افزود بخش اصلی کشتار به دست نیروهای سپاه پاسداران و بسیج انجام گرفت، اما نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در عراق و سوریه نیز در سرکوب مردم ایران مشارکت داشتند.
۲۶ دی، سیانان گزارش داد هزاران شبهنظامی عراقی در هفتههای اخیر برای کمک به جمهوری اسلامی در سرکوب معترضان وارد ایران شدهاند. ایراناینترنشنال پیشتر گزارشی در همین زمینه منتشر کرده بود.

اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال نشانمیدهد، علی محمدی، معترضی که در جریان انقلاب ملی ایرانیان در مهرشهر کرج به دست نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی با شلیک مستقیم گلوله جنگی در سر و سینه کشته شد، هوادار سفت و سخت پرسپولیس بود.
به گفته منابع مطلع، محمدی، ۴۴ ساله، پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، با شلیک مستقیم گلوله جنگی ماموران حکومت در سر و سینه او در مهرشهر کرج کشته شد.
بنابراین گزارش، جاویدنام علی محمدی در همراهی با فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، اعلام کرده بود کافهاش را تعطیل میکند.
همچنین ویدیوهای منتشر شده در مراسم خاکسپاری این معترض نشان میدهد که پرچم شیر و خورشید برافراشته شد.

شورای سردبیری ایراناینترنشنال در بیانیهای با استناد به مدارک و روایتهای تازه اعلام کرد ابعاد خشونت نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی در جریان انقلاب ملی فراتر از برآوردهای اولیه بوده و بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در این سرکوب هدفمند به دستور علی خامنهای، دیکتاتور تهران، کشته شدهاند.
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال الگوی روشنتری از نحوه سرکوب، گستره جغرافیایی درگیریها و رفتار نیروهای امنیتی ارائه میدهد و از اعدامهای بدون محاکمه، شلیک تیر خلاص به مجروحان و مداخله مستقیم نیروهای امنیتی در مراکز درمانی پرده برمیدارد.
مجموع این یافتهها نشان میدهد آنچه در جریان انقلاب ملی در ایران رخ داده، جنایتی فراگیر و برنامهریزیشده بوده که نیازمند ثبت، مستندسازی و پیگیری بینالمللی است.
آنچه در ادامه میآید، متن کامل بیانیه و جزییات مستند این وقایع است:
با گذشت دو هفته از جنایت سازمانیافته ۱۸ و ۱۹ دی و پس از انتشار بیانیه اول شورای سردبیری ایراناینترنشنال، موجی تازه از اسناد، گزارشهای محرمانه و میدانی، و همچنین روایتهای کادر درمان، شاهدان و خانوادههای جانباختگان به دست ما رسیده است که از کشته شدن بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ شهروند ایرانی به دست جمهوری اسلامی حکایت دارد.
اطلاعات جدید، تصویر دقیقتری از الگوی کشتار و ابعاد جنایتی به دست میدهد که اکنون با اطمینان میتوان آن را بزرگترین و خونینترین قتلعام مردم در تظاهرات خیابانی، در یک بازه زمانی دو روزه، در تاریخ جهان دانست.
در همین حال، گزارشها و شواهد تکاندهندهای به دست ما رسیده است که از اعدام بدون محاکمه شماری از بازداشتشدگان در تهران و شهرستانها حکایت دارد.
تصاویر منتشرشده از سردخانهها نیز تردیدی باقی نمیگذارد که تعدادی از شهروندان مجروح، در حالی که در بیمارستانها بستری و تحت مداوا بودهاند، از ناحیه سر هدف اصابت گلوله قرار گرفتهاند.
بدیهی است اگر این افراد در خیابان از ناحیه جمجمه هدف گلوله قرار میگرفتند و سرشان متلاشی میشد، اساسا دلیلی برای پذیرش آنان در بیمارستان و آغاز روند درمان وجود نداشت.
تصاویر دریافتی بهوضوح نشان میدهد در مورد برخی از اجساد، لولهها و تجهیزات پزشکی مربوط به مانیتورینگ و پایش بیمار همچنان به بدن متصل هستند.
همچنین روی قفسه سینه برخی دیگر از اجساد، الکترودهای پایش قلبی دیده میشود؛ شواهدی که نشان میدهد این افراد پیش از شلیک به سر، تحت مراقبت پزشکی قرار داشتهاند.
گروهی از پزشکان و پرستاران نیز در گفتوگو با ایراناینترنشنال، شلیک «تیر خلاص» به مجروحان را تایید کردهاند.
گزارشهای نهادهای امنیتی از آمار کشتهشدگان
شورای سردبیری ایراناینترنشنال در بیانیه قبلی خود در تاریخ ۲۳ دی اعلام کرد منابع امنیتی جمهوری اسلامی در گزارشهای داخلی خود، آمار اولیه جانباختگان را دستکم ۱۲ هزار نفر اعلام کردهاند.
این آمار بهطور مشخص در گزارش سازمان اطلاعات سپاه پاسداران به شورای عالی امنیت ملی و دفتر ریاستجمهوری در تاریخ ۲۱ دی، یعنی دو روز پس از کشتار ۱۹ دی، ذکر شده بود.
اکنون ایراناینترنشنال به اطلاعات مفصلتری دست یافته که از سازمان اطلاعات سپاه پاسداران به شورای عالی امنیت ملی ارائه شده است.
سایر نهادهای حکومتی نیز آمارهای متفاوتی از دیگر دستگاههای امنیتی دریافت کردهاند. با این حال، بهدلیل حجم بالای کشتار، پنهانکاری و آشفتگی عامدانه در ثبت و تحویل پیکرها، فشار امنیتی بر خانوادهها و در مواردی دفن بیسروصدای جانباختگان، به نظر میرسد حتی نهادهای امنیتی نیز فعلا از شمار دقیق و نهایی جانباختگان اطلاع ندارند.
در گزارشی که چهارشنبه اول بهمن به کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی ارائه شده، شمار جانباختگان دستکم ۲۷ هزار و ۵۰۰ تن ذکر شده است.
بنا بر اطلاعاتی که از منابع موثق در وزارت کشور جمهوری اسلامی به ایراناینترنشنال رسیده، در تجمیع آمارهای دریافتی از شوراهای تامین استانها تا سهشنبه ۳۰ دی، شمار جانباختگان از ۳۰ هزار تن فراتر رفته است.
همچنین دو منبع مطلع از شورای عالی امنیت ملی به ایراناینترنشنال گفتهاند در دو گزارش اخیر سازمان اطلاعات سپاه پاسداران به این شورا در تاریخهای دوم و چهارم بهمن، آمار کشتهشدگان به ترتیب بیش از ۳۳ هزار تن و بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ تن ذکر شده است.
در گزارشهای وزارت کشور آمده است نیروهای امنیتی در بیش از ۴۰۰ شهر و شهرستان با تظاهرکنندگان برخورد کردهاند و تعداد مناطق درگیری در سراسر کشور بیش از ۴۰۰۰ نقطه گزارش شده است.
با وجود همه آشفتگیها و پنهانکاریها، سرعت افزایش آمار جانباختگان در گزارشهای محرمانه حکومتی، به این نگرانی دامن میزند که شمار واقعی کشتهشدگان ممکن است از این نیز فراتر باشد.
بهدلیل محدودیتهای ارتباطی و فشارهای امنیتی، دسترسی به آمار مستقل هنوز ممکن نیست، اما بر اساس اطلاعات قابل اتکا از منابع بیمارستانی و شاهدان عینی، شمار جانباختگان در تعدادی از شهرهای بزرگ، تکاندهنده و هولناک است.
بر اساس جمعبندی محتاطانه منابع پزشکی در شهرهای مختلف که بر مبنای شمار اجساد تحویلشده به مراکز درمانی و بیمارستانها تنظیم شده است، آمار جانباختگان در رشت بیش از ۲۵۰۰ نفر، در مشهد دستکم ۱۸۰۰ نفر، در اصفهان، نجفآباد و خوراسگان بیش از ۲۰۰۰ نفر، در کرج، شهریار و شهرک اندیشه دستکم ۳۰۰۰ نفر، در کرمانشاه ۷۰۰ نفر و در گرگان ۴۰۰ نفر برآورد میشود.
تاکنون آمار روشنی از مجموع کشتهشدگان در تهران به دست ما نرسیده است، اما تصاویر منتشرشده از کهریزک و بیمارستانهای تهران، حاکی از کشته شدن هزاران نفر در تهران است که بخش عمدهای از آنان در جنوب تهران کشته شدهاند.
جزییات هولناک یک جنایت تاریخی
۱) سه پزشک و چهار پرستار در تهران که با ایراناینترنشنال گفتوگو کردهاند، میگویند نیروهای امنیتی با مراجعه به بیمارستانها، برخی از مجروحانی را که تحت مداوا بودهاند با خود بردهاند.
تصاویر رسیده به ایراناینترنشنال و ویدیوهای منتشرشده در رسانههای اجتماعی نیز نشان میدهد بعضی از اجسادی که آثار اصابت گلوله به جمجمهشان دیده میشود، نشانههای روشنی از بستری شدن در بیمارستان دارند.
دو پرستار دیگر به ایراناینترنشنال گفتهاند پس از انتقال یک جوان مجروح به آمبولانس در یکی از مناطق درگیری در غرب تهران، یک مامور امنیتی ناگهان وارد آمبولانس شده و پیش چشم آنان با شلیک دو گلوله پیاپی به زندگی این جوان پایان داده است.
به گفته این دو پرستار، این جوان پیش از انتقال به آمبولانس بهشدت مورد ضربوشتم قرار گرفته و در وضعیت نیمهاغما بوده است.
یک پزشک متخصص و معتمد در یکی از بیمارستانهای تهران، روایت این دو پرستار را تایید کرده است.
همچنین گزارشهایی وجود دارد که افراد سالم در خانه خود بازداشت شدهاند و سپس به خانوادههایشان گفته شده برای دریافت جسد به کهریزک مراجعه کنند.
گزارشهایی نیز رسیده که نیروهای امنیتی با مراجعه به خانهها و کشاندن افراد به دم در، از جمله به بهانه تحویل بسته پستی، اقدام به شلیک و کشتن آنان کردهاند.
مجموعه این گزارشهای عمیقا نگرانکننده در روزهای گذشته از سوی خانوادهها منتشر شده یا از سوی شاهدان عینی و موثق در اختیار ایراناینترنشنال قرار گرفته است.
اگر این روایتها و شواهد با تحقیقات مستقل تایید شود، با رخدادهایی مواجهایم که مصداق روشن «قتل فراقضایی» است و در صورت گسترده بودن میتواند ذیل عنوان «جنایت علیه بشریت» بررسی شود.
پنهان نگه داشته شدن آمار بازداشتیها، نامعلوم بودن محل بازداشتگاهها و وضعیت نامشخص زندانیها از نظر دسترسی به کمکهای پزشکی و وکیل، بسیاری از فعالان حقوق بشر را عمیقا نگران کرده است.
یک وکیل سرشناس ساکن ایران که نخواست نامش ذکر شود، وضعیت جاری در ایران را یک «بحران بینالمللی حقوق بشری» توصیف کرد.
او گفت: «گزارشهای غیررسمی حاکی از بازداشت دهها هزار نفر است و سپاه یا هر نهاد امنیتی که آنها را در اختیار دارد، میتواند هر چند نفر را که خواست بکشد و اجسادشان را به کهریزک یا سردخانههای دیگر بفرستد و ادعا کند که این افراد در خیابان کشته شدهاند.»
۲) کشتار سازمانیافته در سراسر ایران نشان میدهد این سرکوب بیرحمانه با توافق و همراهی همه نهادهای حکومتی و با دستور بالاترین مقامهای جمهوری اسلامی انجام گرفته است.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، پس از سخنرانی علی خامنهای در ۱۹ دی، در جلسات توجیهی و گفتوگوهای فرماندهان رده بالای سپاه، از عبارات «النصر بالرعب» و «قاتلوهم حتی لا تکون فتنه» استفاده شده است؛ عباراتی که ۱۹ دی، در کانالهای تلگرامی گروههای موسوم به ارزشی نیز دیده شد.
۳) گزارشها و شواهد متعدد نشان میدهد در بسیاری از شهرها، از خانوادههای داغدار در ازای تحویل پیکر عزیزانشان، مبالغ هنگفتی تحت عنوان «حق تیر» دریافت شده است.
در مواردی نیز بهرغم مخالفت خانواده و اعتراض آنان، کشتهشدگان بهعنوان نیروی بسیجی معرفی شدهاند.
۴) با اینکه بخش عمده کشتار به دست نیروهای سپاه پاسداران و بسیج صورت گرفته است، گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد از نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در عراق و سوریه نیز برای مشارکت در سرکوب استفاده شده است.
استفاده از نیروهای غیربومی نشاندهنده تصمیم برای افزایش ظرفیت سرکوب در کوتاهترین زمان ممکن است.
در صورتی که ایراناینترنشنال به اطلاعات جدیدتری دست پیدا کند، در بیانیههای بعدی به اطلاع مخاطبان خود خواهد رساند.
فراخوان ارسال اسناد
ایراناینترنشنال یک بار دیگر از تمامی هموطنان در داخل و خارج از کشور میخواهد هرگونه سند، ویدیو، عکس، روایت صوتی، اطلاعات مربوط به جانباختگان و مجروحان، مراکز درمانی، محلهای درگیری، زمان و مکان وقایع، و هر جزییات قابل راستیآزمایی از رویدادهای هفته گذشته را برای ما ارسال کنند.
امنیت منابع و محرمانگی اطلاعات اولویت قطعی ماست. اگر نگران امنیت خود هستید، از ارسال اطلاعات هویتی خودداری کنید و فقط اطلاعات کلی و قابل راستیآزمایی را ارائه دهید.
ایراناینترنشنال پس از راستیآزمایی و ارزیابی دقیق، یافتههای خود را منتشر میکند و آنها را در اختیار تمامی مراجع و نهادهای بینالمللی مرتبط قرار خواهد داد.
حقیقت ثبت و مستندسازی خواهد شد، نام جانباختگان حفظ خواهد شد و این جنایت در سکوت دفن نخواهد شد.

براساس اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال، عرشیا براری، قهرمان فیتنس و کاراتهکا، در جریان انقلاب ملی ایرانیان علیه جمهوری اسلامی، پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، در اعتراضات شهر زنجان با شلیک مستقیم گلوله از سوی نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی، به قتل رسید.
جزئیات رسیده حاکی است جاویدنام براری که علاوهبر رشته فیتنس، در سبک کیوکوشین در رشته کاراته نیز فعالیت میکرد، درحالی براثر اصابت تیر به کلیه، جانش را در راه میهن از دست داد که پیکر نیمهجان او، ساعتها پس از شلیک، در خیابان رها شده بود.
همچنین جاویدنام براری، مربی بینالمللی آموزش سگهای گارد بود.
با وجود قطعی کامل اینترنت ایران از سوی جمهوری اسلامی با هدف سانسور بزرگترین کشتار معاصر بهدنبال فرمان علی خامنهای، دیکتاتور تهران، پیشتر روایت قتل حکومتی حسن قاسمی، قهرمان و داور کاراته در استان اصفهان، نیز منتشر شده است.
نتبلاکس، نهاد مستقل پایش وضعیت اینترنت در جهان، پنجم بهمن با انتشار پستی در شبکه اجتماعی ایکس یادآور شد ۴۰۰ ساعت از قطع اینترنت در ایران میگذرد.
این نهاد ۳۰ دی نیز اعلام کرده بود ترافیک موجود در برخی پلتفرمهای منتخب از شکلگیری یک راهبرد نوظهور در ایران بر اساس «فهرست سفید» حکایت دارد.
در آذرماه، افشای بهرهمندی برخی خبرنگاران، هنرمندان، فعالان سیاسی و چهرههای نزدیک به حکومت از «سیمکارت سفید» و «اینترنت طبقاتی»، بهدلیل وجود رانت و اعطای امتیازات ویژه، موجی از خشم و اعتراض را در میان افکار عمومی برانگیخت.
«۱۹۸۴ را بهصورت زنده میبینیم»
اظهارات رییس اتاق بازرگانی ایران و چین درباره دسترسی ۲۰ دقیقهای تاجران به اینترنت واکنشهای فراوانی را در شبکههای اجتماعی به دنبال داشته است.
کاربری با اشاره به این موضوع در ایکس نوشت: «دارند اینترنت رو طبقاتی و ایران رو کره شمالی میکنند.»
کاربر دیگری با نام «حسین» گفت: «کارهایی که این حکومت در حال انجام آن است، حتی خانواده کیم هم در کره شمالی نکرده است.»
کاربری با نام «امید» هشدار داد: «اینترنت وصل میشود، اما نه برای همه یکسان. ما به سمت اینترنت طبقاتی میرویم. یعنی اساتید دانشگاه، تجار و خبرنگاران مورد تایید به اینترنت باز با سطح دسترسی بالاتر وصل میشوند، اما مردم عادی در قفس شبکه ملی با دسترسی محدود به سایتهای داخلی و پیامرسانهای بومی باقی میمانند.»
کاربری با نام «صالح» نوشت: «وزارت صمت یک کیلو مدارک مختلف گرفته که به تجار دسترسی اینترنت طبقاتی بده... ۱۹۸۴ را بهصورت زنده میبینیم.»
اشاره او به رمان ۱۹۸۴ اثر جورج اورول، نویسنده بریتانیایی، است. در این رمان جامعهای تمامیتخواه به تصویر کشیده میشود که در آن، حکومت با نظارت دائمی، کنترل اطلاعات و محدود کردن دسترسی شهروندان، آزادی فردی را از میان میبرد و زندگی مردم را بهطور کامل زیر نظر میگیرد.






