• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

۱۲ دقیقه در کهریزک؛ سپهر بابا ... کجایی؟

نعیمه دوستدار
نعیمه دوستدار

روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر اجتماعی

۴ بهمن ۱۴۰۴، ۱۰:۱۴ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۲۳:۲۶ (‎+۰ گرینویچ)

یک ویدیوی ۱۲ دقیقه‌ای از پزشکی قانونی کهریزک، درست مثل خنجری که آهسته و بی‌رحمانه قلب را می‌شکافد و بیرون نمی‌آید، در جان میلیون‌ها ایرانی فرو رفته است. صدایی لرزان، شکسته و مملو از التماس، بارها و بارها تکرار می‌شود: «سپهر ... سپهر بابا ... کجایی؟»

این صدا تنها فریاد یک پدر نیست. ناله ملتی است که سال‌هاست فرزندانش را در خیابان‌ها، بازداشتگاه‌ها و سلول‌ها از دست می‌دهد و بعد، در سردخانه‌هایی تاریک و بی‌نام، دنبالشان می‌گردد.

پدر سپهر با گوشی‌ای در دست که بیشتر شبیه عصا شده تا ابزار ثبت تصویر، قدم‌به‌قدم میان پیکرهای سرد و بی‌جان حرکت می‌کند.

دوربین می‌لرزد، نفس‌ها سنگین است، گریه‌ها با خشم و ناباوری گره خورده‌اند. دوربین او روی پیکرها مکث می‌کند، گاهی به سوگواری می‌ایستد و گاهی به احترام و همه چیز را از نظر می‌گذراند. کسانی که در پس‌زمینه فریاد می‌کشند، صورت‌هایی که هیچکدام سپهر نیستند اما به سپهر شبیه‌اند و ردی نادیدنی از خون که در تمام مسیر پدر را به جلو می‌کشاند.

او ۱۲ دقیقه تمام فقط یک چیز می‌خواهد: پسرش را پیدا کند. سپهر در قاب پیدا نمی‌شود، اما درد چرا. درد، بی‌واسطه و عریان، از صفحه عبور می‌کند و به ما می‌رسد؛ به خانه‌هایمان، به تخت‌هایمان، به خواب‌هایمان، به همان‌جایی که خیال می‌کردیم شاید از فاجعه دور باشد.

پرسش اینجاست: چرا این ویدیو، در میان انبوه تصاویر و فیلم‌های تکان‌دهنده از کهریزک و روزهای خونین هجدهم و نوزدهم دی، چنین عمیق اثر گذاشته است؟

پاسخ شاید در ساده بودن آن باشد؛ در بی‌پردگی‌ای که مجال فاصله گرفتن را از ما می‌گیرد.

اینجا خبری از روایت رسمی، گزارش تحلیلی، موسیقی غم‌انگیز یا تدوین حرفه‌ای نیست. فقط یک پدر است، یک گوشی معمولی، و جست‌وجویی ناامیدانه.

هیچ فیلتری روی این درد کشیده نشده. صدای نفس‌های بریده‌بریده، لرزش دست، تکرار بی‌وقفه نام «سپهر»؛ همه‌چیز ما را بی‌درنگ به مرکز فاجعه پرتاب می‌کند. انگار خودمان آنجاییم. انگار آن پدر، خود ما هستیم.

این ویدیو چیزی را نشان می‌دهد که معمولا از چشم دوربین‌ها پنهان می‌ماند: هولناک‌ترین و ویران‌کننده‌ترین لحظات زندگی یک انسان. لحظاتی که یک پدر به جای اینکه تسکین بگیرد، باید با چشم‌ها و دست‌های خود، پیکر فرزندش را بیابد و شناسایی کند.

این دیگر صرفا اعتراض سیاسی یا سندی از سرکوب نیست، بلکه مواجهه عریان با فقدان است. فقدانی که زبان سیاست از توصیفش ناتوان است.

درد پدری است که همه رویاهایش را در یک نام خلاصه کرده و حالا همان نام را، مثل وردی بی‌اثر، در قدم‌زدنی طولانی میان جسدها تکرار می‌کند.

سپهر، پسر عزیز خانواده، افتخار پدرش، حالا نامی است که در ذهن میلیون‌ها بیننده پژواک می‌یابد.

کهریزک در این تصویر، فقط یک مکان نیست؛ استعاره‌ای است از وضعیتی که یک حکومت جنایتکار برای شهروندانش ساخته است. جایی سرد، خاکی و بی‌رحم که انسان‌ها در آن به شماره و برچسب تقلیل می‌یابند و در کیسه‌های سیاه، به بدن‌هایشان بی‌حرمتی می‌شود. جایی که سوگواری به یک آیین عمومی تبدیل شده و هر نفر صاحب هزاران پیکر خونین است.

این ویدیو نشان می‌دهد خشونت فقط در لحظه شلیک یا ضربه باتوم اتفاق نمی‌افتد؛ خشونت قاب به قاب ادامه پیدا می‌کند و نگاه در این جست‌وجوی ویران‌کننده، در این بلاتکلیفی میان امید و مرگ، سرگردان می‌ماند.

بی‌دلیل نیست که این فریاد، ناخودآگاه ما را به یاد صدای دیگری می‌اندازد که چند سال پیش قلب‌ها را لرزاند: در حمله داعش به دانشگاه کابل در ۱۲ آبان ۱۳۹۹، پدر حنیفه افشار، پس از «یورش تروریستی»، ۲۵۲ بار به دخترش زنگ زد و هنگامی که پاسخی دریافت نکرد، به او پیام داد: «جان پدر کجاستی؟»

پیکر بی‌جان حنیفه، دانشجوی ۲۲ ساله، به سختی و از روی چادر و انگشترش شناسایی شد.

همان شکستگی صدا، همان التماس عریان، همان جست‌وجوی بی‌ثمر در دل مرگ .... دو پدر، دو جغرافیا، دو زمان؛ و دردی واحد.

انگار در چنین لحظاتی، تاریخ و مرز و ملیت فرو می‌ریزند و آنچه باقی می‌ماند، رنجی جهان‌شمول است: از دست دادن فرزند در اوج جوانی، بی‌آنکه حتی فرصت خداحافظی داده شود.

قدرت این تصاویر در همین جهان‌شمولی است.

آن‌ها ما را از موضع تماشاگر بیرون می‌کشند و در جایگاه شریک رنج می‌نشانند. دیگر نمی‌توان گفت «مساله آن‌‌هاست» یا «حادثه‌ای دور».

این صدا، این لرزش، این تکرار نام، مرزها را محو می‌کند و ما را وادار می‌کند بپرسیم: این چه نظمی است که چنین صحنه‌هایی را عادی می‌کند؟ چه سیستمی است که فرزندان را می‌کشد و بعد حتی حق عزاداری را از خانواده‌ها می‌گیرد؟

سپهر پیدا شد؛ اما چه پیدا شدنی. دیر، تلخ و ویرانگر. با این همه، فریاد پدرش هنوز در گوش ما می‌پیچد: «سپهر بابا کجایی؟»

این پرسش بی‌پاسخ، خطاب به جامعه‌ای است که سال‌هاست جواب روشنی برای این همه مرگ ندارد. ما همه سپهر هستیم. ما همه پدر سپهر هستیم و تا زمانی که پاسخی واقعی، انسانی و عادلانه به این فریاد داده نشود، این درد ادامه خواهد داشت و تکثیر خواهد شد؛ از پدری به پدر دیگر، از کهریزکی به کهریزکی دیگر.

و شاید همین، سهم ما از دیدن این ویدیو باشد: به خاطر سپردن. به خاطر سپردن اینکه پشت هر عدد، پشت هر خبر کوتاه، صدایی‌ست که می‌لرزد و نامی که بی‌وقفه تکرار می‌شود. نفرین بر سکوتی که این صداها را می‌بلعد، و لعنت بر نظمی که چنین رنجی را بازتولید می‌کند.

سپهر! بابا هنوز منتظرت است و ما، با تمام ناتوانی‌مان، هنوز صدایش را می‌شنویم.

Banner

پربازدیدترین‌ها

گلایه شهروندان از آزار زنان در ایران به‌دست نیروهای حشد شعبی
۱
روایت شما

گلایه شهروندان از آزار زنان در ایران به‌دست نیروهای حشد شعبی

۲

عروسی دوناروما با حضور هالند و مانچینی در جنوب ایتالیا

۳

تلگراف: جمهوری اسلامی عوامل مرتبط با نهادهای اطلاعاتی را مخفیانه به بریتانیا می‌فرستد

۴

وال‌استریت ژورنال: جنگنده‌های بحرین و کویت به اهدافی در ایران حمله کرده‌اند

۵
تحلیل

شمارش معکوس برای دلار ۲۰۰ هزار تومانی؛ سنگری که در ۱۵ ماه فرو ریخت

انتخاب سردبیر

  • نیویورک‌تایمز: ترامپ به‌دلیل کاهش ذخایر پدافندی، تشدید جنگ با ایران را به تعویق انداخت

    نیویورک‌تایمز: ترامپ به‌دلیل کاهش ذخایر پدافندی، تشدید جنگ با ایران را به تعویق انداخت

  • اسرائیل شکست دیپلماسی با تهران را قطعی می‌داند؛ ترامپ ناچار به تشدید حملات خواهد شد

    اسرائیل شکست دیپلماسی با تهران را قطعی می‌داند؛ ترامپ ناچار به تشدید حملات خواهد شد

  • گلایه شهروندان از آزار زنان در ایران به‌دست نیروهای حشد شعبی
    روایت شما

    گلایه شهروندان از آزار زنان در ایران به‌دست نیروهای حشد شعبی

  • شمارش معکوس برای دلار ۲۰۰ هزار تومانی؛ سنگری که در ۱۵ ماه فرو ریخت
    تحلیل

    شمارش معکوس برای دلار ۲۰۰ هزار تومانی؛ سنگری که در ۱۵ ماه فرو ریخت

  • استفاده از مساجد و آمبولانس‌ها برای سرکوب معترضان انقلاب ملی در کرج

    استفاده از مساجد و آمبولانس‌ها برای سرکوب معترضان انقلاب ملی در کرج

  • کشتار بی‌رحمانه، بازداشت‌های گسترده و پنهان‌سازی اجساد؛ ابعاد تازه سرکوب جمهوری اسلامی

    کشتار بی‌رحمانه، بازداشت‌های گسترده و پنهان‌سازی اجساد؛ ابعاد تازه سرکوب جمهوری اسلامی

•
•
•

مطالب بیشتر

مردم جشن می‌گیرند، حکومت پلمب می‌کند؛ ممنوعیت شادی از قهوه‌پارتی تا برند پوشاک

۲۴ مهر ۱۴۰۴، ۰۸:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
مریم مقدم
100%

جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبه‌های آن را در تهران پلمب کرد. چند کافه‌‌دار و شهروند به ایران‌اینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقام‌گیری است.

برخی رسانه‌ها در ایران گزارش دادند فروشگاه جین‌وست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، به‌دست نیروی انتظامی پلمب شد.

وب‌سایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر می‌رسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگ‌تر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانه‌تر قوانین» است.

بسیاری از کسب‌وکارها نگران تاثیر این سیاست‌ تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.

فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب

در هفته‌های اخیر فشار حکومت بر کسب‌وکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوه‌پارتی» در رسانه‌های اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.

یکی از زنان کافه‌داری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشن‌هایی را دارد به ایران‌اینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشت‌‌شده - بدون توجه به موقعیت مالی‌شان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کرده‌اند.

او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوان‌ها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشن‌تر برخورد می‌کنند.

مقام‌های جمهوری اسلامی همواره چنین جشن‌هایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر می‌رسد نگران الگوبرداری کسب‌وکارها از یکدیگر در این زمینه‌اند.

در ماه‌های اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانه‌های اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت می‌کنند یا از مشتریان خود می‌خواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.

کارمند یک کافه در تهران به ایران‌اینترنشنال گفت مقام‌های جمهوری اسلامی تلاش می‌کنند با فشار بر صاحبان کسب‌وکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیله‌ای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.

پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی

از طرف دیگر، شواهد و گزارش‌های رسیده حاکی است حکومت از بستن کسب‌وکارها برای انتقام‌گیری از مخالفانش هم استفاده می‌کند.

اطلاعات و گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهند دست‌کم در دو مورد، کسب‌وکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شده‌اند.

این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبه‌ای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.

کارمند یک کافه در مشهد به ایران‌اینترنشنال گفت حکومت فکر می‌کند با پلمب و بازداشت، باقی رستوران‌ها و کافه‌ها را «از برگزاری ایونت» بازمی‌دارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر می‌شود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در می‌رود.

او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمی‎‌گردد.»

  • افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

    افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

مردم چه می‌گویند؟

رسانه‎‌های اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسب‌وکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباری‌اند.

گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستوران‌ها و جریمه‌های موجود، بر این باورند تنها زمانی می‌توان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.

برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، می‌گویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت به‌دلیل شجاعت زن‌ها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم به‌خاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.

در کشوری با فرهنگ طولانی قهوه‌‌خانه‌داری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادی‌های اجتماعی، کافه‌ها جزو معدود مکان‌های مورد علاقه جوان‌ها برای جمع شدن و تنفس‌اند.

فشار بر کافه‌ها و رستوران‌ها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.