مقام سابق اسرائیلی: سقوط مادورو ضربه جدی به نفوذ تهران در آمریکای لاتین وارد میکند
دنی سیترینوویچ، رییس پیشین بخش ایران در اطلاعات دفاعی ارتش اسرائیل، گفت برکناری نیکولاس مادورو، رییسجمهوری ونزوئلا، میتواند «ضربهای شدید» به شبکههای نفوذ جمهوری اسلامی در آمریکای لاتین وارد کند. او تاکید کرد که ونزوئلا «مرکز لجستیکی» عملیات تهران و حزبالله در این منطقه است.
سیترینوویچ در گفتوگو با شبکه «آینیوز۲۴» گفت حضور جمهوری اسلامی در آمریکای لاتین بر همکاری عمیق با ونزوئلا، شبکههای قاچاق مواد مخدر و فعالیتهای حزبالله استوار است و مادورو نقش کلیدی در این ساختار دارد.
او افزود تهران از ونزوئلا برای جذب نیرو، انتقال سلاح و تامین مالی حزبالله استفاده میکند و حتی یک کارخانه مشترک ساخت پهپاد در نزدیکی کاراکاس ایجاد شده است.
سیترینوویچ گفت: «پروازهای مستمر میان تهران و ونزوئلا برقرار است. اگر مادورو دیگر نباشد، این موضوع ضربه شدیدی به جاهطلبیهای حکومت ایران در آمریکای لاتین وارد میکند.»
نیویورکتایمز ۲۸ آبان گزارش داد دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، مجوز اجرای طرحهای سازمان سیا برای اقدامات مخفیانه در ونزوئلا را صادر کرده و دور جدیدی از مذاکرات محرمانه را نیز مجاز کرده است.
رییس پیشین بخش ایران در اطلاعات دفاعی ارتش اسرائیل، در ادامه با اشاره به تلاش تهران برای ترور سفیر اسرائیل در مکزیک توضیح داد که نیروی قدس از پوشش ونزوئلایی برای صدور گذرنامه، تامین قلمرو امن و برنامهریزی حملات خارجی بهره میبرد.
او گفت شراکت حزبالله با کارتلهای منطقه نه تنها عملیاتی، بلکه ابزار اصلی تامین مالی این گروه در شرایط فشار اقتصادی ایران است.
به گفته او، شبکههای حزبالله در منطقه سهمرزی پاراگوئه، آرژانتین و برزیل مسیر انتقال کوکائین به غرب آفریقا را فراهم میکنند و سود این فعالیتها دوباره به لبنان منتقل میشود.
او تاکید کرد که کارزار دولت ترامپ علیه کارتل در ونزوئلا اهمیت دارد زیرا میتواند هم استفاده جمهوری اسلامی از ونزوئلا به عنوان «مرکز عملیات» را محدود کند و هم مسیرهای مالی حزبالله را کاهش دهد.
ایالات متحده در هفتههای اخیر کارزاری از حملات علیه قایقهای مظنون به قاچاق مواد مخدر در نزدیکی سواحل ونزوئلا و در آبهای اقیانوس آرام به راه انداخته است.
در سال گذشته، سلولها و شبکههای وابسته به ایران و حزبالله در چند کشور از جمله یونان، آلمان، برخی کشورهای شمال اروپا و استرالیا شناسایی شدند و در پرو و برزیل نیز شبکههایی کشف شد که بهگفته مقامهای امنیتی قصد ترور سفیر اسرائیل در برازیلیا را داشتند.
حضور جوامع شیعه در کشورهایی چون برزیل، آرژانتین و کلمبیا نیز بستر نفوذ مذهبی و سیاسی جمهوری اسلامی را فراهم کرده است.
در این میان، ونزوئلا تحت حاکمیت نیکلاس مادورو بهعنوان پایگاه اصلی عملیات ایران در آمریکای لاتین شناخته میشود و نقش مرکز لجستیکی تهران در این قاره را ایفا میکند.
ترامپ ۲۷ آبان نیز گفت که استقرار نیروهای آمریکایی در ونزوئلا را منتفی نمیداند و در عین حال تمایل خود را برای شنیدن مستقیم پیشنهادهای مادورو درباره جلوگیری از تشدید بیشتر اقدامهای نظامی آمریکا اعلام کرد.
رییسجمهوری ونزوئلا کمی بعد در نشستی خبری گفت که برای گفتوگوی رودررو درباره مسائل دیپلماتیک آمادگی دارد.
مادورو به تقلب گسترده در انتخابات ریاستجمهوری سال گذشته ونزوئلا متهم شده و ایالات متحده دولت او را به رسمیت نمیشناسد.
برخی تحلیلگران معتقدند تضعیف یا سقوط دولت مادورو میتواند بخش مهمی از ابزارهای نفوذ و شبکههای پشتیبانی جمهوری اسلامی در آمریکای لاتین را از بین ببرد؛ رخدادی که «نقشه قدرت ایران در این منطقه را دگرگون خواهد کرد.»
یک کمیسیون دوحزبی کنگره آمریکا گزارش داد پس از آنکه پاکستان با جنگنده چینی جی-۱۰ یک هواپیمای رافال هند را سرنگون کرد، پکن کارزار گستردهای از تصاویر و حسابهای جعلی برای تضعیف اعتبار رافال و جلوگیری از فروش آن به کشورهایی مانند اوکراین و اندونزی به راه انداخته است.
بر اساس گزارش کمیسیون «بررسی اقتصادیـامنیتی آمریکا و چین»، پکن با انتشار عکسها و حتی تصاویر بازیهای ویدیویی بهعنوان بقایای هواپیماهای ساقطشده، کوشیده نشان دهد که تسلیحات چینی بر رافال برتری دارند.
خبرگزاری رویترز پنجشنبه ۲۹ آبان گزارش داد پکن این گزارش کنگره آمریکا را «نادرست و بیاعتبار» خوانده است.
مائو نینگ، سخنگوی وزارت خارجه چین، گفت: «این گزارش از اساس نادرست است. این کمیسیون سالهاست با تعصب ایدئولوژیک علیه چین فعالیت میکند و قابل اعتماد نیست.»
این گزارش پس از امضای «نامه نیت» میان اوکراین و گروه هوانوردی داسو فرانسه برای خرید حداکثر ۱۰۰ فروند رافال طی ۱۰ سال آینده منتشر شد؛ قراردادی که اهمیت و بازار جهانی این جنگنده فرانسوی را برجسته میکند.
«نامه نیت» سندی غیرالزامآور به شمار میرود که نشاندهنده قصد اولیه یک طرف برای وارد شدن به معامله پیش از تنظیم قرارداد رسمی است.
در درگیری ماه می میان اسلامآباد و دهلینو، پاکستان اعلام کرد پنج جنگنده نیروی هوایی هند، شامل سه فروند جنگنده پیشرفته رافال، یک سوخو-۳۰ و یک میگ-۲۹، هر دو ساخت روسیه، را سرنگون کرده است.
طبق گزارش کمیسیون کنگره آمریکا، هرچند تنها سه هواپیمای هند در این درگیری هدف قرار گرفتند و روشن نیست که همه آنها رافال بوده باشند، اما چین این روایت را بهعنوان «نمونه موفقیت سلاحهای خود» در تبلیغات فروش تسلیحات به کار گرفت.
در گزارش کمیسیون آمده است که دیپلماتهای نظامی چین، اندونزی را که پیشتر در حال خرید جنگندههای رافال بود، به توقف این فرآیند متقاعد کردهاند.
مقامات اندونزی هنوز به این گزارش واکنشی نشان ندادهاند اما معاون وزیر دفاع این کشور پیشتر گفته بود جاکارتا پیشنهاد خرید جی-۱۰ ساخت چین را بررسی میکند و عملکرد این جنگنده در درگیری هند و پاکستان را «در ارزیابی نهایی لحاظ خواهد کرد».
وزارت خارجه هند نیز تا لحظه انتشار گزارش پاسخی به پرسشهای رویترز نداده است.
کمیسیون کنگره در جمعبندی خود نوشت هرچند نقش چین در آغاز درگیری را نمیتوان «جنگ نیابتی» نامید، اما پکن از این فرصت برای تبلیغ تواناییهای تسلیحاتی خود و تضعیف رقبای اروپایی استفاده کرده است.
مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی، در نشست نهضت توسعه عدالت آموزشی در قزوین گفت در جنگ اخیر برخی کشورهایی که تهران آنها را «دوست» میدانست، به کمک ایران نیامدند و تاکید کرد تنها امید او «خدا و مردم» است.
پزشکیان پنجشنبه ۲۹ آبان گفت: «وقتی به ما حمله شد قاعدتا باید یک سری از کشورها که با آنها دوست بودیم به کمک میآمدند، ولی نیامدند.»
پزشکیان با اشاره به وضعیت کشور پس از حملات اخیر افزود: «من که اینجا ایستادم، به جز خدا و مردم، به هیچ کس چشم امید ندارم.»
او تاکید کرد ایران باید بدون انتظار کمک بیرونی از بحران عبور کند. پزشکیان افرود: «دیگر کشورها چه بخواهند کمک بکنند یا نخواهند کمک بکنند، ما باید از این بحران خارج شویم و خارج هم خواهیم شد.»
پزشکیان گفت: «نباید چشم امیدمان به خارج باشد که آیا میآیند کمک کنند یا نمیآیند؛ مگر آنها چه کسی هستند؟ مگر ما از آنها کمتر هستیم؟»
محمدرضا ظفرقندی، وزیر بهداشت جمهوری اسلامی ۹ مهر درباره جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل گفت که حکومت ایران انتظار داشت که روسیه در جریان این جنگ به کمکش بیاید اما مسکو کمکی نکرد.
او تاکید کرد که روسیه در زمینه پزشکی «به هیچ وجه کمک نکرد» و در دیگر زمینهها نیز کمکی به جمهوری اسلامی نکرد.
ظفرقندی افزود که پیمانها، تفاهمنامههای راهبردی، نظامی یا امنیتی، هیچگاه در عمل به درد جمهوری اسلامی نخوردهاند.
پیشتر محمد صدر، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در اوایل شهریور اعلام کرد که در جریان جنگ اخیر و جنگ قبل از آن میان جمهوری اسلامی و اسرائیل، این تردید به وجود آمده بود که چرا اسرائیل دقیقا از مکانهای تجهیزات پدافند هوایی ایران مطلع است.
او افزود که هم ارزیابیاش و هم اطلاعاتی که به او رسیده، حاکی است که «روسها اطلاعات تمام مراکز پدافندی را به اسرائیلیها داده بودند».
صدر با اشاره به «نامردی روسیه»، تاکید کرد: «روسها این جوری هستند.»
یدالله جوانی، معاون سیاسی سپاه پاسداران نیز در مردادماه در پاسخ به انتقادها درباره اینکه چرا چین و روسیه در جریان جنگ ۱۲ روزه به ایران کمک نکردند، گفت چون تهران از آنها کمک نخواست و از طرفی، قراردادهای طولانیمدت با این دو کشور شامل الزام آنها به دفاع از جمهوری اسلامی در جریان جنگ نمیشود.
این در حالی است که نشریه فارینپالیسی ۱۰ مرداد در تحلیلی «سکوت و انفعال پکن» در برابر حمله به متحد خود را نشانهای از محدودیتهای واقعی چین در مدیریت بحرانهای نظامی و ضعف ساختاری این کشور در اتحادهای غیررسمیاش با کشورهایی نظیر ایران و روسیه خواند.
صفحه فارسیزبان وزارت خارجه آمریکا در شبکه اجتماعی ایکس با انتقاد از سیاستهای جمهوری اسلامی در مدیریت منابع آب، اعلام کرد بحران کنونی آب در ایران «صرفا نتیجه خشکسالی نیست» بلکه حاصل «دههها سوءمدیریت و سیاستهای شکستخورده» است. همزمان پزشکیان گفت دعوای آینده بر سر آب است.
در پیام صفحه فارسیزبان وزارت خارجه آمریکا که پنجشنبه ۲۹ آبان منتشر شد، آمده است مقامهای جمهوری اسلامی سالها هشدارهای کارشناسان را نادیده گرفته و «اصلاحات فوری لازم برای تضمین پایداری» را به تاخیر انداخته و اکنون با اجرای سیاستهایی چون «سهمیهبندی آب»، زندگی میلیونها نفر را مختل کردهاند.
وزارت خارجه آمریکا تاکید کرد که این بحران «اجتنابناپذیر نبود» و پیامد مستقیم «رژیمی است که منابع طبیعی و اکوسیستمهای ایران را فدای منافع سیاسی خود کرده» و اکنون مردم ایران بهای آن را میپردازند.
همزمان مسعود پزشکیان، رییس دولت چهاردهم، در سفر به استان قزوین گفت: «امروز دعوا بر سر آب است. زمانی که ما گفتیم باید پایتخت را منتقل کنیم، بودجه کافی نداشتیم؛ اگر داشتیم شاید انجام میشد اما همان زمان هم میگفتند این حرفها شدنی نیست. اما واقعیت این است که دیگر انتخابی نداریم و اجبار است.»
پزشکیان با اشاره به فرونشست ۳۰ سانتیمتری زمین و توصیف آن بهعنوان «فاجعه»، نسبت به بیتوجهی به حفظ محیط زیست و سوءمدیریت منابع آبی هشدار داد.
او افزود: «میتوانیم تهران را توسعه بدهیم اما نمیتوانیم مشکل آب آن را حل کنیم.»
رییس دولت در ادامه گفت: «میتوان از خلیج فارس آب آورد اما هر مترمکعب آب حدود ۵۰۰ هزار تومان هزینه دارد. آیا منطقی است برای یک مترمکعب آب چنین هزینهای بپردازیم؟ کدام منطق این را تایید میکند؟»
او ۱۵ آبان نیز در سفر به کردستان با اشاره به بحران منابع آبی هشدار داد که اگر در آذرماه باران نبارد، آب در تهران جیرهبندی خواهد شد و اگر باز هم باران نبارد، باید تهران را تخلیه کرد.
در واکنش به این اظهارات، رضا حاجی کریم، رییس فدراسیون صنعت آب ایران، تاکید کرد وضعیت آب در پایتخت «نگرانکنندهتر» از اظهارات پزشکیان و «وحشتناکتر» از آمارهای رسمی است.
در سوی دیگر، با تشدید بحران آب در کشور، شرکت آب و فاضلاب استان تهران، ۲۹ آبان اعلام کرد بهدلیل کمآبی شدید و خشکسالیهای اخیر، آب مشترکان پرمصرف بین ۱۲ تا ۲۴ ساعت قطع خواهد شد.
همزمان، بهنام بخشی، مدیر روابط عمومی شرکت آب و فاضلاب تهران گفت شش سال خشکسالی پیاپی، استان را از شرایط «حساس به آب» وارد مرحله «وضعیت قرمز آبی» کرده است.
او نجات تهران از کمآبی موجود را مستلزم «مصرف هوشمندانه، منصفانه و آیندهنگرانه شهروندان» دانست و خواستار صرفهجویی ۱۰ درصدی در مصرف آب و نصب وسایل کاهنده مصرف شد.
در ماههای گذشته و همزمان با تشدید بحران آب و ناتوانی حکومت در مدیریت منابع، مقامهای جمهوری اسلامی بارها تقصیر را متوجه مردم کرده و با دادن هشدار درباره کاهش ذخایر سدها، شهروندان را به «صرفهجویی» فراخواندهاند.
رسانههای ایران همزمان با ششمین سالگرد اعتراضات آبان خونین ۹۸ که در واکنش به افزایش قیمت بنزین شکل گرفت، گزارش دادند طرح «سوختگیری بدون کارت سوخت» به صورت آزمایشی در تعدادی از پمپ بنزینها آغاز شده است.
خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، پنجشنبه ۲۹ آبان خبر داد این طرح در تعداد معدودی از پمپ بنزینها آغاز شده و با اسکن کیوآرکد از طریق موبایل و ارسال شماره همراه، رمز اختصاصی برای سوختگیری ۳۰ لیتر بنزین آزاد برای فرد ارسال میشود.
همزمان مسعود پزشکیان، رییس دولت چهاردهم، در نشستی با فعالان اقتصادی استان قزوین، گفت: «بنزین را ۶۰ هزار تومان میخریم و هزار و ۵۰۰ تومان میفروشیم. کدام منطق و عقلی این را میگوید و آن زمان نتوانیم مشکلات معیشتی و اقتصادی مردم را حل کنیم.»
پیشتر در ۲۷ آبان، بورس انرژی تهران اعلام کرد بنزین سوپر وارداتی با قیمت پایه هر لیتر ۶۵ هزار و ۸۰۰ تومان، از دوم آذر عرضه خواهد شد.
بر اساس برآورد رسانهها، با در نظر گرفتن هزینههای توزیع، این بنزین با قیمت هر لیتر ۷۵ هزار تومان به دست مصرفکننده خواهد رسید. اقدامی که بهگفته برخی کارشناسان، میتواند نخستین گام در مسیر آغاز موج تازهای از افزایش قیمت بنزین باشد. موجی که دولت میکوشد آن را با تغییر سازوکار توزیع و حذف تدریجی یارانه خودروهای پرمصرف پیش ببرد.
در همین راستا، کامل تقوینژاد، دبیر هیئت دولت پزشکیان، درباره تغییرات قیمت بنزین اعلام کرده بود بنزین آزاد در جایگاهها با قیمت نزدیک به نرخ واردات عرضه خواهد شد.
در ادامه نشانههای مربوط به تغییر سیاستهای سوختی، مالک شریعتی، عضو کمیسیون انرژی مجلس، پنجشنبه ۲۹ آبان، در دانشگاه تهران گفت: «به فرض صفر بودن هزینه تولید داخلی بنزین، کف قیمت فعلی آن شش هزار تومان است. بنابراین اینکه گفته میشود بنزین را گران به مردم میدهیم، حرف غلطی است.»
او در ادامه گفت قیمتهای فعلی بنزین یعنی هزار و ۵۰۰ تومان و سه هزار تومان همچنان یارانهای هستند و افزود: «این یارانه پنهان نیست، بلکه آشکار است و هزینه اضافی آن از جیب دولت و عموم مردم پرداخت میشود.»
شریعتی با اشاره به ناترازی انرژی در کشور، خواستار اصلاح سیاستهای سوختی شد و گفت ادامه این روند فشار بر منابع عمومی را افزایش میدهد و باید راهکارهای عملی برای مدیریت مصرف در نظر گرفته شود.
این در حالی است که پزشکیان در مناظرههای انتخاباتی بارها تاکید کرده بود: «بنزین را گران نخواهیم کرد.»
با این حال، او اول آبان گفت: «قیمت بنزین از آب هم کمتر است و در اصل افزایش قیمت آن هیچ تردیدی وجود ندارد.»
کارشناسان اقتصادی هشدار دادهاند اصلاح قیمت بنزین بدون برنامه حمایتی، میتواند هزینه حملونقل عمومی و بهای کالاهای اساسی را افزایش دهد؛ چرا که بخش عمده جابهجایی کالا و مسافر در ایران به سوخت یارانهای وابسته است.
طبق آمارهای رسمی، مصرف بنزین در ایران طی سالهای اخیر افزایش یافته و بخشی از نیاز کشور اکنون با واردات تامین میشود. روندی که فشار بیشتری بر بودجه دولت وارد میکند.
همزمانی اجرای طرحهای جدید سوختگیری و اعلام قیمتهای تازه سوخت با سالگرد اعتراضات آبان ۹۸ که در واکنش به افزایش ناگهانی قیمت بنزین شکل گرفت، موجب شده حساسیت افکار عمومی نسبت به این تغییرات بالا برود.
در نبود اطلاعرسانی شفاف و اقناع عمومی درباره ابعاد و پیامدهای طرح، برخی تحلیلگران هشدار دادهاند اجرای شتابزده سیاستهای جدید سوختی میتواند بار دیگر به تنشهای اجتماعی منجر شود؛ بهویژه در شرایطی که خاطره آبان خونین ۹۸ هنوز برای ایرانیان زنده است.
خاکِ سرخ و سبزیِ بیانتها. انبوهی فشرده از درختان استوایی با آلونکهای پراکنده و کودکانی که برای خودروهای عبوری دست تکان میدهند. این نخستین تصویری است که از اوگاندا در ذهنم حک شده است: سرزمینی که چرچیل نام «مروارید آفریقا» را بر آن نهاد؛ مرواریدی سبز بر دوش مردمانی فقیر.
پرده اول
نمایش انتخابات : روایت من از انتخاباتی که قرار نبود واقعی باشد
اما این طبیعت بکر را در مسیر فرودگاه انتبه به کامپالا، پوسترهای پرشمار تبلیغاتی یوری کاگوتا موسوِوِنی، رییسجمهور اوگاندا، مخدوش کرده است؛ پوسترهایی با لبخند همیشگی موسوِوِنی، پسزمینه زرد و کلاهی بر سر. مردی که از سال ۱۹۸۶ -یعنی ۳۹ سال- در قدرت مانده و اکنون تلاش میکند پنج سال دیگر نیز در کاخ ریاستجمهوری بماند و برای انتخابات ژانویه ۲۰۲۶ خیز برداشته است.
تام، راننده تاکسی فرودگاه ـ مردی با سه زن و ۱۰ فرزند ـ با خشم از موسوِوِنی و فساد فراگیر در کشور حرف میزند و میگوید ژانویه پایان کار اوست: «این بار باید برود.»
اما این حجم عظیم تبلیغات برای رییسجمهوری ۸۱ ساله اوگاندا، در کنار فضای سرکوب و خفقان علیه احزاب مخالف، پیام دیگری نیز دارد. همانند دورههای پیشین، تهدیدهای امنیتی علیه فعالان سیاسی، محدودیت در برگزاری تجمع طرفداران اپوزیسیون و از همه مهمتر نبود یک چهره قدرتمند مخالف، از انتخابات چیزی بیش از یک نمایش پرهزینه باقی نگذاشته است.
نزدیک به چهار دهه حضور موسوِوِنی در قدرت، میراثی از فساد و سرکوب سیستماتیک برجای گذاشته؛ میراثی که ممکن است آرزوهای امثال تام را برای تغییر را باز هم ناکام بگذارد.
درست مانند روایت همسایه جنوبی اوگاندا؛ تانزانیا
انتخابات ۲۹ اکتبر ۲۰۲۵ در تانزانیا بیشباهت به داستان اوگاندا نبود. سامیا صولحو حسن کارزار انتخاباتی گستردهای را بدون حضور هیچ رقیب جدی هدایت کرد. او که در سال ۲۰۲۱ پس از مرگ جان مگوفولی رییس جمهور فقید تانزانیا، از سمت معاونت به ریاستجمهوری رسید، گامبهگام با حذف رقبای اصلی برای انتخابات ۲۰۲۵ برنامهریزی کرد: توندو لیسو، رهبر بزرگترین حزب اپوزیسیون، را با اتهام «خیانت» به دادگاه کشاند، نامزد حزب ACT-Wazalendo را رد صلاحیت کرد، و با کنترل شدید رسانهها، ایجاد فضای ارعاب و بازداشتهای خودسرانه، از رقابت انتخاباتی تنها اسمی باقی گذاشت.
بهعنوان گردشگری که تنها دو روز پیش از انتخابات در زنگبار و دارالسلام بودم، حجم و گستره تبلیغات انتخاباتی صولحو حسن شگفتزدهام کرد. کمتر خیابانی بود که با پوسترهای یکپارچه و باکیفیت او -با روسری سبز و رژ لب سرخ- تزئین نشده باشد. در ساحل زنگبار نیز بالگردهای تبلیغاتی با افراشتن بنرهای عظیمِ تصویر او آرامش گردشگران را برهم زده و ماساییهای دستفروش را هیجانزده کرده بودند.
پارادوکس تلخی بود؛ مردمی با میانگین درآمد ماهانه کمتر از ۱۰۰ دلار، و رییسجمهوری که از آسمان، لبخندزنان بر آنان سایه میانداخت.
از عبدالله، جوان نارگیلفروش ساحلی توریستی در زنگبار، پرسیدم: «فکر میکنی خانم حسن رأی میآورد؟»
لبخندی زد و گفت: «فکر نمیکنم.»
گفتم: «بعد از انتخابات ممکن است درگیری بشود؟»
قهقهه زد و گفت: «ما میرویم رأی میدهیم، بعدش هاکونا ماتاتا» به زبان سواحیلی یعنی «بیخیال، مهم نیست.»
اما پیشبینی عبدالله درست از آب درنیامد و این بار مردم تانزانیا «هاکونا ماتاتا» نبودند. انتخابات برگزار شد و طبق انتظار، صولحو حسن با اکثریت آرا پیروز اعلام شد. مردم اما این بار به خیابان آمدند و اعتراضهای خونینی شکل گرفت. دولت با سرکوب شدید، قطع اینترنت و بازداشت رهبران مخالف، کنترل اوضاع را به دست گرفت.
رویترز گزارش داد که در این درگیریها صدها نفر کشته شدند؛ رقمی که اپوزیسیون آن را حدود ۷۰۰ نفر اعلام کرده است. سامیا صولحو حسن ۶۵ ساله برای پنج سال دیگر بهعنوان نخستین رئیسجمهور زنِ محجبه آفریقا قدرت خود را تثبیت کرد و نمایش انتخابات به پایان رسید.
پرده دوم
پیوند اژدهای سرخ و دیکتاتورهای سالخورده
اوگاندا و تانزانیا فقط از نظر داشتن حکومتهای تمامیتخواه به هم شبیه نیستند. این دو کشور ثروتمند شرق آفریقا تولیدکننده و صادرکننده طلا و محصولات کمنظیر کشاورزی هستند. طبق گزارشهای رسمی، نزدیک به ۴۰ درصد صادرات این دو کشور طلا است و فقط در اوگاندا، طبق گزارش بانک مرکزی، در سال ۲۰۲۳ صادرات طلا بیش از ده برابر افزایش یافته است؛ آن هم بعد از سرمایهگذاری چین در یک کارخانه ذوب و تصفیه طلا در شرق این کشور.
چینیها حالا تبدیل به یکی از بزرگترین سرمایهگذاران و وامدهندگان به کشورهای شرق آفریقا شدهاند. دیدن رستورانهای چینی و مهندسان و تکنسینهایی که در شرق آفریقا برای به سامان رساندن پروژههای کوچک و بزرگ زندگی میکنند، تصویر آشنایی است.
چین از پروژههای عمرانی مثل ساخت جاده و راهآهن تا کشاورزی و مخابرات در شرق آفریقا حضور دارد. برای بسیاری از پروژهها، پکن از ترکیب وامهای بلندمدت از طریق بانکهای چینی و اجرای شرکتهای ساختمانی پیمانکاری چینی استفاده کرده است.
بهعنوان نمونه، تنها در پروژه نیروگاه حرارتی/آبی کاروما، چین حدود ۱٫۴ میلیارد دلار به اوگاندا وام داده است. در حوزه کشاورزی هم شرکتهای بزرگ چینی با اجاره زمین در شرق آفریقا محصولاتی مانند برنج، سویا و سیسال برای صادرات تولید میکنند. برخی زمینهایی که شرکتهای چینی اجاره کردهاند، قبلا به دست کشاورزان کوچک محلی برای خودکفایی یا تولید محصولات محلی استفاده میشد. اجاره بلندمدت این زمینها، در برخی قراردادها تا ۹۹ سال، باعث شده کشاورزان محلی دسترسی خود به زمین را از دست بدهند.
اما نگرانی اصلی این است که سرمایهگذاران چینی عمدتا علاقهای به شفافیت در پروژههای خود ندارند. آنها تمایل دارند جزئیات مالی، نرخ بهره و شرایط وامها یا قراردادهای سرمایهگذاری را منتشر نکنند. بسیاری از پروژهها از طریق وامهای دولتی یا شرکتهای دولتی چینی انجام میشوند و قراردادها محرمانهاند. حتی میزان پرداخت اقساط، تضمینهای دولتی یا نرخ سود معمولاً در دسترس عمومی نیست. از همه مهمتر بسیاری از پروژهها ارزیابی اثرات زیستمحیطی و اجتماعی محدود یا ناقص دارند.
قراردادهایی که با حمایت حکومتهای تمامیتخواه امضا میشوند و سود مردم محلی از آنها ناچیز است. تام، راننده تاکسی ما در اوگاندا، از نابود کردن جنگلها و از دست رفتن زمینهای کشاورزی مناسب برای سرمایهگذاری خارجی گلایه میکرد؛ از آلوده شدن آب رودخانهها با کودهای شیمیایی و بیکار شدن کشاورزان محلی.
اما این تنها گوشهای از حضور گسترده چینیها در شرق آفریقاست. اینکه منافع ملی مردم شرق آفریقا کجای این بده بستانهای اقتصادی است و بازپرداخت وامهای محرمانهای که به حکومتهای توتالیتر تقدیم میشود چه آیندهای را در اقتصاد این کشورها رقم میزند موضوعی فراتر از نگرانی کشاورزان محلی است. پشت پرده همکاری پکن با دیکتاتورهای سالخورده آفریقا است.
پرده سوم
فقر از جنسی دیگر، کریه و بیانتها
«ساحل کوکو» در دارالسلام از محبوبترین مکانهای شهر برای خوشگذرانی در یک آخر هفته گرم و شرجی است. جمعیتی انبوه از مردم شهر که به این گوشه تفریحی هجوم میآورند، شنا میکنند و از دکههای ارزانقیمت، موزهای کباب شده و نوشیدنی میخرند و با موسیقی و رقص معاشرت میکنند. سروصدای دستفروشان، گداها و تعداد زیاد کودکان در ساحل و شیطنتهایشان هیاهو را به اوج میرساند.
دیدن این تعداد کودک یک جا در ساحل برایم تازگی داشت. اما برای کشوری که نرخ باروری در آن ۴/۶ برای هر زن است، محل تفریح شهر هم باید اینگونه باشد. کودکانی که طبق گزارش یونیسف و اداره آمار ملی تانزانیا، ۷۴ درصد آنها دچار فقر چندبعدیاند؛ یعنی در حداقل سه حوزه مانند سلامت، آموزش، مسکن، آب و سرویسهای بهداشتی فقیرند. فقر در کشور اوگاندا وضعیت به مراتب وخیمتری دارد.
در مسیر رسیدن به سرچشمه رود نیل در شهر جینجا در اوگاندا، از شهرهای کوچک و روستاهای بسیاری عبور کردیم. جنس فقر در این گوشه از جهان متفاوت است: کریه، عریان و آوار بر سر زنان و کودکان. دیدن کودکانی که بعد از مدرسه، ساقه نیشکر به دهان و بدون کفش دبههای سنگین آب را تا خانه حمل میکنند، تصویر مشترک نیمروز روستاهای اوگانداست؛ روستاهایی که به معنای واقعی هیچ ندارند. داشتن برق و آب آشامیدنی سالم آرزویی دور برای روستاییان است. جادهها هم حتی در این مسیر توریستی که سالانه میلیونها دلار برای دولت درآمد دارد، خاکی و پر از دستانداز رها شدهاند.
بعد از ساعتها رانندگی به شهر جینجا رسیدیم؛ در میان همه زاغهها و آلونکها، یک خانه ویلایی زیبا با درختان بلند آووکادو و انبه خودنمایی میکرد. خانهای که روی دیوارهایش سیمهای خاردار و نیزه کار گذاشته بودند. راهنمای محلی گفت که این، خانهی شهردار جینجاست. محو زیبایی فضای سبز خانه بودم که ماشین در چالهای بزرگ افتاد و راهنما با خنده گفت: «فقط خانه خودش آباد است و حتی جاده اینجا را هم درست نکرده.»
روایت شهردار جینجا روایت کل کشور و حتی فراتر از آن شرق آفریقاست: سرزمینی که روی ثروت خوابیده، اما فساد حکومتهای تمامیتخواه، مردم را غارت کرده. دیکتاتورهایی که رفاه را به انحصار خودیها درآوردهاند و آرامش را تا چهارچوب دروازه خانههایشان متصور شدهاند.اقلیتی که کنترل ثروت ملی و سرمایهگذاریهای خارجی را در دست دارند و باقی کشور را در فقر و محنت بیپایان رها کردهاند.