• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

انتقال آب خلیج فارس به تهران؛ نقطه آغاز یک بحران تازه؟

پریسا صادقی
پریسا صادقی

ایران‌اینترنشنال

۲۴ آبان ۱۴۰۴، ۱۶:۱۰ (‎+۰ گرینویچ)

طرح انتقال آب خلیج فارس به تهران تازه‌ترین نسخه از همان نسخه‌هایی است که در چهار دهه گذشته بارها نوشته شد و هیچ‌وقت درمان نکرد؛ نسخه‌هایی شبیه سدسازی‌های بی‌حساب، انتقال آب به فلات مرکزی، لوله‌کشی از دریای عمان، شیرین‌سازی در مقیاس صنعتی یا آب‌رسانی اضطراری به اصفهان.

هر بار یک پروژه عظیم، یک عدد حیرت‌انگیز و یک وعده فوری. و درست پشت همه آن‌ها، همان الگوی تکراری: پروژه‌های میلیاردی، پیمانکاران رانتی و دستاورد نزدیک به صفر.

این طرح تازه هم تفاوتی ندارد. از همان ابتدا معلوم است؛ انتقال آب از هزاران کیلومتر، عبور از رشته‌کوه‌های زاگرس، شیرین‌سازی پرهزینه و مصرف انرژی که خودش ایران را به زانو درمی‌آورد.

کارشناسان، از متخصصان محیط زیست تا مهندسان آب، یک جمله مشترک دارند: این طرح نه اقتصادی است، نه محیط‌ زیستی، نه فنی.

اما برای سیستم پیمانکاری سپاه همه چیز است؛ همان جایی که پروژه‌های شکست‌خورده معمولا آغاز می‌شوند.

در واقع، انتقال آب به تهران طرحی تازه نیست. در دهه‌های گذشته، طرح انتقال آب از دریای خزر با صدها میلیون دلار هزینه مطرح شد و بعد از سال‌ها رفت‌وآمد، حتی به مرحله اجرا هم نرسید.

طرح انتقال آب از خلیج فارس به یزد و کرمان سال‌هاست پول می‌بلعد، اما بحران آب در همان استان‌ها عمیق‌تر شده است.

پروژه انتقال آب به فلات مرکزی که قرار بود نجات‌بخش باشد، بیش از ۱۵ هزار میلیارد تومان بلعید و هیچ‌یک از اهداف آن تحقق پیدا نکرد.

همه این طرح‌ها یک نقطه مشترک دارند: پول‌های عظیم، خروجی‌های ناچیز و انبوهی گزارش محرمانه که نشان می‌دهد پیمانکاران نزدیک به سپاه بیشترین سود را برده‌اند.

در این میان تهران تشنه‌تر می‌شود، تشنه آب و تشنه مدیریت. سال‌ها هشدار درباره مصرف بی‌حد، نبود بازچرخانی صنعتی، فرسودگی ۳۰ تا ۴۰ درصدی شبکه آب‌رسانی و برداشت بی‌ضابطه از سفره‌های زیرزمینی، این شهر را به پایتخت فرونشست تبدیل کرده است.

امروزه دشت تهران با سرعتی فراتر از استانداردهای جهانی فرو می‌رود، اما نسخه‌ای که ارائه می‌شود «پروژه‌های عظیم» است، نه اصلاحات بنیادی.

دقیق‌تر که بنگریم، طرح انتقال آب خلیج فارس به تهران اصلا مرتبط با آب نیست؛ درباره «چپاول» است؛ درباره شبکه‌ای از پیمانکاران است که هر بحران را به فرصت تبدیل می‌کنند.

هر پروژه چندده هزار میلیاردی یک جابه‌جایی ثروت به شمار می‌رود. در همین سال‌ها، پروژه‌هایی از جمله «سامانه گرمسیری»، «سد گتوند»، «چابهار–زاهدان»، «فاضلاب پایتخت»، و حتی پروژه‌های آب اصفهان، میلیاردها دلار هزینه داشتند و بسیاری از آن‌ها یا شکست خوردند یا بحران را تشدید کردند.

نمونه روشن: سد گتوند. ۳ هزار میلیارد تومان هزینه ساخت آن بود، هزاران میلیارد تومان ضرر زد، شوری کارون را بالا برد و حتی امروز هزینه پاکسازی‌اش از هزینه ساخت اولیه بیشتر است.

نمونه دیگر: انتقال آب اصفهان و یزد؛ پروژه‌هایی که اختلافات اجتماعی و زیست‌محیطی ایجاد کردند و حتی یک لیوان آب پایدار هم به مصرف‌کننده نهایی نرساندند.

با این سابقه، طرح انتقال آب خلیج فارس به تهران نشانه‌ای است از اینکه مدیریت آب در ایران اسیر همان چرخه‌ای شده که اقتصاد، محیط زیست و زیرساخت‌ها را به این نقطه رسانده: چرخه بحران‌سازی، پروژه‌سازی، بودجه‌خواری.

واقعیت این است که اگر همین پول‌ها صرف بازچرخانی صنعتی می‌شد، تهران امروز یکی از امن‌ترین شهرهای آبی منطقه بود. اگر شبکه فرسوده تعمیر می‌شد، ۳۰ درصد آب شهری هدر نمی‌رفت. اگر مصرف سفره‌های زیرزمینی کنترل می‌شد، تهران شهر فرونشست و ترک‌های زیرزمینی نبود.

اما هیچ‌کدام از این‌ها سودی برای شبکه پیمانکاری نزدیک به قدرت ندارد. جمهوری اسلامی این بار هم صورت مساله را تغییر داده است؛ بحران آب را تبدیل کرده به «پروژه‌ای بزرگ، هیجان‌انگیز، قابل رانت»، نه به «سیاستی پایدار، علمی، مبتنی بر اصلاح ساختار».

در نهایت، آب به تهران نمی‌رسد؛ اما بودجه به کسانی که حکومت می‌خواهد برسد، می‌رسد. و این همان داستان تکراری ایران در ۴۵ سال گذشته است.

کشوری که می‌توانست با مدیریت علمی، امروز صاحب بهترین سیستم آب‌رسانی خاورمیانه باشد، گرفتار سیستمی است که بحران را مصرف می‌کند.

آب هم مانند برق، هوا، آموزش، سلامت و اقتصاد، تبدیل شده به منطقه اختصاصی شرکت‌های شبه‌دولتی و نیروهای امنیتی. پس مساله تنها انتقال آب نیست؛ مساله انتقال «ثروت» است.

تا زمانی که حکومتی تشنه پول، تشنه رانت و تشنه پروژه‌های بی‌حساب است، ایران همیشه تشنه خواهد ماند.

Banner

پربازدیدترین‌ها

بازگشت محسن نامجو به ایران؛ در خدمت شر
۱
تحلیل

بازگشت محسن نامجو به ایران؛ در خدمت شر

۲

برداشت مبهم از حساب مردم؛ بانک ملی می‌گوید در حال «اصلاح اطلاعات» است

۳
تحلیل

نقشه مجتبی خامنه‌ای برای ایران پس از جنگ

۴

موج تعدیل در هرمزگان ۲۰ هزار کارگر را بیکار کرد

۵
تحلیل

محسن نامجو در مراجعه است

انتخاب سردبیر

  • جمهوری جادو، مملکت امام زمان
    تحلیل

    جمهوری جادو، مملکت امام زمان

  • آیا ترکیه هزینه جنگ اقتصادی آمریکا علیه حکومت ایران را می‌پردازد؟
    تحلیل

    آیا ترکیه هزینه جنگ اقتصادی آمریکا علیه حکومت ایران را می‌پردازد؟

  • آموزش کار با سلاح به حامیان حکومت؛ آماده شدن جمهوری اسلامی برای سرکوب مسلحانه معترضان
    روایت شما

    آموزش کار با سلاح به حامیان حکومت؛ آماده شدن جمهوری اسلامی برای سرکوب مسلحانه معترضان

  • نقشه مجتبی خامنه‌ای برای ایران پس از جنگ
    تحلیل

    نقشه مجتبی خامنه‌ای برای ایران پس از جنگ

  • موج تعدیل در هرمزگان ۲۰ هزار کارگر را بیکار کرد

    موج تعدیل در هرمزگان ۲۰ هزار کارگر را بیکار کرد

  • نشریه «پیام‌ما» هشدار داد تصمیم دولت برای ساخت سه سد، بحران آب را تشدید می‌کند

    نشریه «پیام‌ما» هشدار داد تصمیم دولت برای ساخت سه سد، بحران آب را تشدید می‌کند

•
•
•

مطالب بیشتر

مردم جشن می‌گیرند، حکومت پلمب می‌کند؛ ممنوعیت شادی از قهوه‌پارتی تا برند پوشاک

۲۴ مهر ۱۴۰۴، ۰۸:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
مریم مقدم
100%

جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبه‌های آن را در تهران پلمب کرد. چند کافه‌‌دار و شهروند به ایران‌اینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقام‌گیری است.

برخی رسانه‌ها در ایران گزارش دادند فروشگاه جین‌وست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، به‌دست نیروی انتظامی پلمب شد.

وب‌سایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر می‌رسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگ‌تر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانه‌تر قوانین» است.

بسیاری از کسب‌وکارها نگران تاثیر این سیاست‌ تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.

فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب

در هفته‌های اخیر فشار حکومت بر کسب‌وکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوه‌پارتی» در رسانه‌های اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.

یکی از زنان کافه‌داری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشن‌هایی را دارد به ایران‌اینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشت‌‌شده - بدون توجه به موقعیت مالی‌شان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کرده‌اند.

او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوان‌ها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشن‌تر برخورد می‌کنند.

مقام‌های جمهوری اسلامی همواره چنین جشن‌هایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر می‌رسد نگران الگوبرداری کسب‌وکارها از یکدیگر در این زمینه‌اند.

در ماه‌های اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانه‌های اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت می‌کنند یا از مشتریان خود می‌خواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.

کارمند یک کافه در تهران به ایران‌اینترنشنال گفت مقام‌های جمهوری اسلامی تلاش می‌کنند با فشار بر صاحبان کسب‌وکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیله‌ای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.

پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی

از طرف دیگر، شواهد و گزارش‌های رسیده حاکی است حکومت از بستن کسب‌وکارها برای انتقام‌گیری از مخالفانش هم استفاده می‌کند.

اطلاعات و گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهند دست‌کم در دو مورد، کسب‌وکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شده‌اند.

این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبه‌ای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.

کارمند یک کافه در مشهد به ایران‌اینترنشنال گفت حکومت فکر می‌کند با پلمب و بازداشت، باقی رستوران‌ها و کافه‌ها را «از برگزاری ایونت» بازمی‌دارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر می‌شود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در می‌رود.

او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمی‎‌گردد.»

  • افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

    افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

مردم چه می‌گویند؟

رسانه‎‌های اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسب‌وکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباری‌اند.

گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستوران‌ها و جریمه‌های موجود، بر این باورند تنها زمانی می‌توان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.

برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، می‌گویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت به‌دلیل شجاعت زن‌ها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم به‌خاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.

در کشوری با فرهنگ طولانی قهوه‌‌خانه‌داری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادی‌های اجتماعی، کافه‌ها جزو معدود مکان‌های مورد علاقه جوان‌ها برای جمع شدن و تنفس‌اند.

فشار بر کافه‌ها و رستوران‌ها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.