در پی خشکسالی و بحرانیتر شدن وضعیت منابع آب در شهرهای ایران، این گزاره که هواپیماها با «سمپاشی» در آسمان ایران (کمتریل) مانع بارور شدن ابرها میشوند، در شبکههای اجتماعی بازنشر شده است؛ گزارهای که مبتنی بر نظریههای تئوری توطئه است و فاقد هر گونه پایه و اساس علمی است.
طرفداران این نظریه در ایران میگویند خطوط سفیدی که در دنباله مسیر پرواز هواپیماها دیده میشود، سمی است که این پروازها در آسمان میپراکنند.
البته پدیدار شدن این خطوط سفید رنگ مختص ایران نیست و سالهاست در کشورهای مختلف گزارشهای بیشماری درباره آن منتشر شده است.
در همین حال توسل به نظریههای توطئه برای تفسیر این خطوط سفید هم مختص به ایران نیست و بررسیهای تیم راستی آزمایی ایراناینترنشنال نشان میدهد این باور که هواپیماها با رها کردن این دودهای سفید، در ماموریتی مخفی و با اهداف شوم به دنبال آسیب به طبیعت و مردمان یک منطقه یا کشور هستند در جوامع دیگر هم طرفداران خودش را دارد.
در ایران، باور به انجام این پروژههای خرابکارانه تا جایی شدت گرفته که حتی کارزاری برای جمعآوری امضا در وبسایت کارزار دات نت، با عنوان «درخواست جلوگیری از پخش مواد شیمیایی (کمتریل) در آسمان توسط هواپیماها» از ۲۶ مهر راهاندازی شده و ظرف یک ماه توانسته چند صد امضا هم جمع کند.
اما کنتریل چیست و چه تفاوتی با کمتریل دارد؟
تعریف کمتریل و تفاوت آن با کنتریل
کنتریل (Contrail) که در فارسی میتوان آن را «دنباله میعانی» یا «رد تراکمی» یا «پسدمه» نامید، ابرهای باریکی است که در پشت هواپیماهای جت در ارتفاعات بالا شکل میگیرد.
این پدیده نتیجه میعان بخار آب (تبدیل بخار آب به یخ) موجود در گازهای خروجی از موتور هواپیما در برخورد با هوای بسیار سرد در ارتفاعات بالاست.
در چنین شرایطی، بخار آب متراکمشده به دور ذرات ریز دوده و آلایندههای موتور جمع شده و سریعا به شکل کریستالهای یخ درمیآید و خط سفید روشنی را در آسمان تشکیل میدهد.
کنتریلها عمدتا از آب (یخ) تشکیل شده و همراه با گازهایی چون دیاکسید کربن و مقدار بسیار کمی ذرات دیگر حاصل از سوخت جت هستند.
این پدیده سالها است که در صنعت هوانوردی مشاهده میشود و یک اثر جانبی عادی پرواز در ارتفاع چند هزار پاییست.
طول عمر کنتریلها بسته به شرایط جوی متفاوت است؛ اگر رطوبت هوا پایین باشد، رد تشکیلشده بهسرعت ظرف چند دقیقه پراکنده میشود، اما در صورت بالا بودن رطوبت و دمای بسیار پایین، همین رد میتواند ماندگار شده و حتی ساعتها تا روزها در آسمان باقی بماند.
بنابراین دیدهشدن کنتریلهای پایدار و گسترده، پدیدهای طبیعی در جو مرطوب است و به تعداد پروازهای عبوری و شرایط جوی بستگی دارد.
اما کِمتریل (Chemtrail) برگرفته از واژه کِمیکال تریل (Chemical Trail) و به معنای «رد شیمیایی» است.
کسانی که این اصطلاح را برای اشاره به رد خطوط سفید پشت هوایپماها به کار میبرند در چارچوب تئوری توطئه نظریهپردازی میکنند و میگویند این خطوط سفید، صرفا بخار آب نبوده بلکه حاوی مواد شیمیایی یا بیولوژیکی خطرناک هستند که بهطور عمدی در ارتفاع بالا پاشیده میشوند.
طرفداران این نظریه معتقدند دولتها یا سازمانهای قدرتمند مخفی از طریق هواپیماهای تجاری یا نظامی، با اهدافی مخفی و شوم، موادی را در جو رها میکنند.
به بیان ساده، تفاوت کمتریل با کنتریل در این است که کنتریل یک پدیده شناختهشده و بیخطر حاصل از تراکم بخار آب است، در حالی که کمتریل عنوانی است که نظریهپردازان تئوری توطئه برای آنچه پاشیدن مواد شیمیایی در جو میخوانند به کار میبرند.
پیشینه و تاریخچه پیدایش نظریه کمتریل
نظریه کمتریل در اواخر دهه ۱۹۹۰ میلادی ظهور کرد. جرقه اولیه این ادعا زمانی زده شد که نیروی هوایی ایالات متحده در سال ۱۹۹۶ یک گزارش پژوهشی درباره تعدیل آبوهوا و امکان دستکاری آبوهوایی تا سال ۲۰۲۵ منتشر کرد.
در این گزارش بهصورت تئوریک راهبردهایی برای تغییر شرایط جوی و کاربردهای نظامی آن اشاره شده بود، که بعدها دستاویز تئوریهای توطئه قرار گرفت.
به دنبال آن، در سال ۱۹۹۹ یک روزنامهنگار مستقل به نام ویلیام توماس مطلبی را منتشر کرد که برای نخستین بار ردهای هواپیما را به پاشیدن مواد شیمیایی پیوند میداد.
هرچند او در آن نوشته مستقیما واژه کمتریل را به کار نبرد، اما به گزارش نیروی هوایی در ۱۹۹۶ استناد کرد و گفت ارتش آمریکا در حال اجرای برنامههای مخفی تغییر آبوهوا است.
این گفتهها همزمان با مطرحشدن پروژه پژوهشی هارپ (HAARP) که یک برنامه پژوهشی درباره یونوسفر بود، باعث شد عدهای وجود ارتباطات نظامی مخفی را در پس این پدیده محتمل بدانند.
با رواج شایعات مربوط به کمتریل در میان عموم، در سال ۲۰۰۰ دولت آمریکا اقدام کمسابقهای انجام داد؛ چند آژانس فدرال شامل آژانس حفاظت محیط زیست (EPA)، اداره هوانوردی فدرال (FAA)، سازمان فضایی آمریکا (NASA) و اداره ملی اقیانوسی و جوی (NOAA) بهطور مشترک یک برگه اطلاعات علمی منتشر کردند تا این شایعات را تکذیب و علت واقعی شکلگیری کنتریلها را توضیح دهند.
در این بیانیه مشترک تاکید شد که خطوط مشاهدهشده صرفا حاصل پرواز جتها در شرایط خاص جوی است و هیچ مدرکی دال بر پاشیدن عمدی مواد وجود ندارد.
با وجود این، بسیاری از باورمندان به کمتریل، صدور چنین اطلاعیههایی را دلیلی بر «مخفیکاری دولت» تعبیر کردند و آن را بخشی از سرپوشگذاری بر حقیقت پنداشتند.
نیروی هوایی آمریکا در اوایل دهه ۲۰۰۰ هم با انتشار یک برگه اطلاعاتی جداگانه اعلام کرد که گزارشها درباره کمتریل یک «حقه و فریب» بیش نیست و شایعاتی نظیر مشاهده بیماریهای غیرعادی پس از عبور هواپیماها، هیچ پایه علمی ندارند.
آژانس حفاظت محیط زیست آمریکا در سال ۲۰۱۵ یادداشتی بهروزشده در همینباره منتشر کرد و آخرینبار هم در سال ۲۰۲۵ کاربرگ مشترک میانسازمانی درباره کنتریلها منتشر شد.
بدین ترتیب، سیر تاریخی نظریه کمتریل از یک بحث حاشیهای در اینترنت در اواخر دهه ۹۰ آغاز شد، در دهههای ۲۰۰۰ و ۲۰۱۰ با وجود تلاشهای علمی برای تکذیب، همچنان در فرهنگ عامه و رسانههای اجتماعی دستبهدست شد و تا امروز نیز هر از گاهی مطرح میشود.
نظرسنجیها حاکی است که باور به این تئوری توطئه هنوز کاهش نیافته است؛ در سال ۲۰۱۳ حدود پنج درصد از پاسخدهندگان در آمریکا معتقد بودند نظریه کمتریل درست است. در سال ۲۰۱۶ این رقم به حدود ۱۰ درصد افراد (کاملا معتقد) افزایش یافت، در حالیکه بین ۲۰ تا ۳۰ درصد نیز آن را تا حدی محتمل دانستهاند.
این استمرار نشان میدهد که نظریه کمتریل بهرغم رد قاطع از سوی دانشمندان، به عنوان یکی از نظریههای توطئه مدرن به حیات خود در افکار عمومی ادامه داده است.
ادعاهای اصلی طرفداران نظریه کمتریل و دلایل آنها
طرفداران نظریه کمتریل مجموعهای از ادعاها و استدلالها را مطرح میکنند تا مشاهده خطوط سفید آسمان را به یک برنامه پنهانی نسبت دهند.
ماندگاری غیرعادی رد هواپیما
باورمندان میگویند کنتریلهای معمولی باید ظرف چند دقیقه محو شوند؛ بنابراین، هر رد سفیدی که به مدت طولانی (گاهی ساعتها) در آسمان باقی بماند یا پهن و پخش شود، نمیتواند بخار آب ساده باشد. آنها با این استدلال، در واقع تاثیر شرایط جوی در ارتفاعات بالا را کاملا نادیده میگیرند.
وجود ترکیبات شیمیایی و فلزات سنگین
یکی از محورهای استدلال این گروه، آنالیز نمونههای خاک، آب باران یا هوا در برخی مناطق است که گفته میشود در آنها مقادیر بالایی از فلزاتی چون آلومینیوم، باریم و استرانسیوم مشاهده شده است.
این گروه معتقدند این مواد از طریق اسپری مخفیانه در جو منتشر شده و سپس «به زمین مینشینند» و در آب و خاک تجمع مییابند.
به عنوان مثال، در ویدئوها و پستهای شبکههای اجتماعی، گویندگان اشاره میکنند که «این خطوط صرفا بخار موتور نیستند، بلکه کمتریلهایی حاوی باریم، استرانسیوم، آلومینیوم و انواع آلایندهها هستند که به جو فرستاده شده و بعدا وارد خاک و آب ما میشوند.»
آنها مدعیاند این بارش شیمیایی باعث آلودگی محیطزیست و حتی شیوع بیماریها در انسانها میشود در صورتی که مطالعات علمی وجود ندارد که نشان دهد کنتریلها بر آلودگیهای سطحی در خاک تاثیر گذار بودهاند.
اهداف پنهان و نیتهای شوم
به باور نظریهپردازان کمتریل، این موادپاشیهای مخفی میتواند چند هدف مختلف داشته باشد.
برخی میگویند این برنامه بخشی از طرحهای مدیریت تشعشع خورشیدی برای مقابله با گرمایش زمین است (نوعی زمینمهندسی آبوهوایی). عدهای دیگر آن را دستکاری آبوهوا (مثلا ایجاد خشکسالی یا طوفان عمدی در مناطق خاص) میدانند و گروهی حتی پا را فراتر گذاشته و میگویند برای کنترل ذهن و روان مردم این مواد شیمیایی خاص را در هوا میپراکنند.
تئوریهای رایج دیگر شامل کنترل جمعیت (عقیمسازی یا بیمارکردن عمدی مردم برای کاهش جمعیت)، جنگ شیمیایی یا بیولوژیکی مخفی علیه مردم یا دولتها، و حتی آزمایش عوامل بیماریزا روی جوامع بدون اطلاع آنها است.
این تئوریها البته بسیار متنوعاند و در فضای مجازی نسخههای مختلفی از انگیزههای احتمالی مطرح میشود، اما وجه مشترک همه آنها غیر دلخواه و مضر بودن این برنامه فرضی برای مردم عادی است.
دیدگاهها و پاسخهای نهادهای رسمی
نظریه کمتریل از بدو پیدایش با تکذیبها و پاسخهای صریح نهادهای علمی و دولتی مواجه شده است.
اجماع رسمی سازمانهای هوافضا و محیطزیست بر این است که چیزی به نام کمتریل، به معنای یک برنامه پنهان پاشیدن مواد شیمیایی در جو، وجود خارجی ندارد و خطوط سفید قابل روئیت همان کنتریلهای معمول و بیضرر هستند.
علاوه بر سازمانهای فدرال ایالاتمتحده که بارها این نظریه توطئه را رد کردهاند، سازمانهای معتبر هواشناسی در سطح بینالمللی نیز مواضع مشابهی اتخاذ کردهاند.
برای مثال، سازمان هواشناسی بریتانیا در پاسخ به پرسشهای عمومی، توضیح داده که دنبالههای هواپیما پدیدهای شناختهشده در جو هستند و هرگونه تلاش برای دستکاری عمدی آبوهوا (زمینمهندسی) در مراحل تحقیقاتی اولیه است نه اجرا.
دانشگاهها و پژوهشگران مستقل نیز بارها این موضوع را واکاوی کردهاند. به عنوان نمونه، دانشگاه کالیفرنیا ایرواین و موسسه کارنگی در ۲۰۱۶ با مشارکت جمعی از دانشمندان علوم جوی مطالعهای انجام دادند و به این نتیجه رسیدند که این نظریه مبنای علمی ندارد.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.
دانشمندان بریتانیایی مطالعهای برای بررسی این موضوع آغاز کردهاند که آیا آلودگی هوا میتواند باعث زوال عقل شود؟ این پژوهش، میتواند به توسعه داروهای جدیدی برای مقابله با پیشرفت بیماریهایی مانند آلزایمر منجر شود.
گاردین روز یکشنبه ۲۹ مهر در گزارشی نوشت دانشمندان بریتانیایی در آستانه راهاندازی پروژه تحقیقاتی چشمگیری هستند که نشان میدهد هوایی که تنفس میکنیم چگونه میتواند بر مغز ما تاثیر بگذارد.
به گفته دانشمندان، این تحقیق برای درک یک مشکل پزشکی مهم، یعنی چگونگی تاثیر آلودگی هوا بر بروز زوال عقل، حیاتی است.
در سالهای اخیر، دانشمندان دریافتند که آلودگی هوا یکی از خطرناکترین تهدیدها برای سلامت انسان است و نشان دادهاند که این آلودگی در بروز سرطان، بیماریهای قلبی، دیابت و بسیاری از مشکلات بهداشتی دیگر نقش دارد.
اکنون دانشمندان در موسسه فرانسیس کریک (Francis Crick) قرار است به بررسی ارتباط آلودگی هوا با پدیده زوال عصبی بپردازند.
این پروژه تحقیقاتی با عنوان «سرعت» (Rapid) که از سوی خیریه «مقابله با زوال عقل» تامین مالی شده است، از روز دوشنبه ۳۰ مهر بهطور رسمی آغاز خواهد شد.
ذرات کوچک آلاینده چطور منجر به زوال عقل میشوند؟
پروژه سرعت شامل بررسی دقیق فرآیندهایی است که ذرات کوچک آلاینده میتوانند منجر به زوال عقل شوند.
این تحقیق میتواند بینشی کلی درباره چگونگی تاثیر ذرات معلق در هوا بر بروز بیماریها ارائه دهد و همچنین به توسعه داروهای جدید برای مقابله با پیشرفت شرایطی مانند بیماری آلزایمر کمک کند.
پروفسور چارلز سوانتون، معاون مدیر بالینی موسسه کرک و از مدیران این پروژه گفت: «آلودگی هوا معمولا با زوال عقل مرتبط نیست. با این حال، اپیدمیولوژیستها بهتازگی دریافتهاند که ذرات موجود در هوا کاملا با خطر بیماریهای نورودژنراتیو (زوال عصبی) مرتبط هستند.»
او افزود: «ما میخواهیم دقیقا بفهمیم که چگونه ذرات ریز در هوا میتوانند تاثیرات عمیقی بر مغز ما داشته باشند و از این دانش برای توسعه داروهای جدیدی برای درمان زوال عقل استفاده کنیم.»
یک نوع کلیدی از آلودگی هوا، شامل معلقهای ریز ذرات جامد و قطرات مایع است.
این ذرات از اگزوز خودروها و کامیونها، کارخانهها، گرد و غبار، گردهها، آتشفشانها، آتشسوزیهای جنگلی و منابع دیگر تولید میشوند و بهعنوان ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری یا بهطور ساده PM2/5 شناخته میشوند.
این ذرات دارای قطری کمتر از ۲.۵ میلیونیم متر هستند که حدود ۳۰ برابر نازکتر از موی انسان است و بهقدری کوچکاند که میتوانند به عمق بدن انسان نفوذ کنند.
در مورد زوال عقل، پیام۲.۵ها هنگام تنفس و از طریق پیاز بویایی (olfactory bulb) وارد مغز میشوند.
پیاز بویایی یک ساختار عصبی در مغز است که در بالای حفره بینی قرار دارد و سیگنالهای بویایی را از گیرندههای موجود در بینی دریافت کرده و پردازش میکند. این بخش، نقش مهمی در درک و تشخیص بوها دارد.
به گفته پروفسور سوانتون، به نظر میرسد که پیام۲.۵ها در مغز، از سوی سلولهای ایمنی در سیستم عصبی مرکزی جذب میشوند و پس از آن است که احتمالا زوال عصبی آغاز میشود.
با این حال، این که این فرآیند چگونه پیش میرود و منجر به زوال عقل میشود، هنوز روشن نیست.
درک دقیق این فرایند، یکی از اهداف اصلی پروژه سرعت است تا بفهمیم چگونه پیام۲.۵ها موجب تشکیل تودههایی در بافت مغز میشوند که نشانه مشخص بیماری آلزایمر است.
سونیا گاندی، رییس آزمایشگاه زیستشناسی زوال عصبی در موسسه کرک و دانشگاه کالج لندن گفت: «ما شواهد خوبی از ارتباط بین قرارگیری در معرض ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری و بیماریهای مغزی مانند آلزایمر و پارکینسون داریم. اما هنوز نمیدانیم که آیا این ذرات واقعا زوال عصبی را بهطور مستقیم تحریک میکنند یا تنها فرایندی را که در افراد آسیبپذیر در حال وقوع است، تسریع میکنند.»
پژوهشگران موسسه کرک بر این باورند که آلودگی هوا از طریق سه مکانیسم مختلف میتواند باعث زوال عقل شود؛ بر اساس یکی از این مکانیسمها، ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری ممکن است بهطور مستقیم فرآیند تجمع پروتئینها را در مغز تسریع کنند و باعث بروز آلزایمر شوند.
به عبارت دیگر، ممکن است ورود ذرات معلق با توانایی مغز در پاکسازی تودههای پروتئینی تداخل ایجاد کند.
به بیانی ساده، این ذرات ۲.۵ میکرومتری با سیستم پاکسازی سلولهای بدن تداخل دارند و باعث میشوند حذف پروتئینهای عامل بیماریهایی مانند آلزایمر، دشوارتر شود.
سومین نظریه این است که پیام۲.۵ها به وسیله سلولهای ایمنی مغز به نام میکروگلیا جذب و احتمالا باعث میشوند که این سلولها، واکنشی التهابی را ایجاد و آغاز زوال عقل را تسریع کنند.
پژوهشگران برای تشخیص اینکه کدام مکانیسم در بروز زوال عقل نقش دارد، بر آزمایشهای درونکشتگاهی روی سلولهای بنیادی انسانی و همچنین مدلهای حیوانی تمرکز خواهند کرد.
سونیا گاندی در همین زمینه گفت: «زمانی که این مکانیسمها را با جزییات بیشتری درک کنیم، میتوانیم از این دانش برای توسعه درمانهایی استفاده کنیم که تاثیر آلودگیهای هوا را کاهش دهند.»
او اظهار امیدواری کرد که شاید روزی، بتوانیم از اثرات محیط بر بیماریهای مغزی پیشگیری کنیم.
یافتههای یک پژوهش جدید با موضوع تغییرات آب و هوایی نشان داد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض دمای شدید با افت شناختی، بیماریهای کلیوی و سرطان پوست مرتبط است و امواج گرما میتواند مشکلات سلامت روان و شیوع بیماریهای عفونی را تشدید کند.
این تحقیق که از سوی پژوهشگران دانشگاه بریستول بریتانیا انجام شد، شامل نظرات دانشمندان برجسته آب و هوا، هواشناسان و پزشکان بهداشت عمومی است.
بر اساس یافتههای این پژوهش، قرار گرفتن طولانیمدت در دمای شدید ارتباط مستقیمی با زوال شناختی، بیماری کلیوی، سرطان پوست و گسترش بیماریهای عفونی دارد.
دان میچل، نویسنده اصلی این پژوهش، اعلام کرد محققان از برخی «پیوندهای قوی» میان این بیماریها و امواج گرما آگاه هستند و این امر «موجب نگرانی قابل توجهی» شده است.
سخنگوی دانشگاه بریستول گفت: «در حالی که تاثیر منفی تغییرات آب و هوایی بر سلامت قلب و ریه به طور گستردهای شناخته شده، این تحقیق تصویر جامعتری از پیامدهای مرتبط ارائه میدهد.»
کارشناسان دریافتند که «تکرار و افزایش تغییرات آب و هوایی، مانند موج گرما و سیل، مشکلات سلامت روانی و گسترش بیماریهای عفونی را تشدید میکند.»
زنگ خطر بیماریهای پنهان
این مطالعه همچنین نشان میدهد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض گرما میتواند خواب را مختل کند که این امر با زوال شناختی، بیماری آلزایمر و زوال عقل مرتبط است.
هوای سرد نیز ممکن است منجر به صدمات جسمی، مانند زمین خوردن یا تضعیف سلامت روانی، از جمله گوشهگیری شود و درد مفاصل و بیتحرکی را بر اثر نشستن و دراز کشیدن بیش از حد افزایش دهد.
میچل، استاد علوم آب و هوا در دانشگاه بریستول گفت: «این تحقیق عمدتا عوارض بالقوه بسیار جدی ناشی از قرار گرفتن طولانیمدت در معرض تغییرات آب و هوایی را نشان میدهد که تاکنون در ارزیابیهای مشابه به آن پرداخته نشده است.»
او افزود که اطلاعات کافی در مورد اینکه چگونه دماهای گرمتر یا سیل مداوم ممکن است با بیماریهای مختلف مرتبط باشد، وجود ندارد.
با این حال، این پژوهشگر تاکید کرد که فشار گرمایی مداوم و چندساله احتمالا بیماریهای زمینهای مانند بیماریهای کلیوی را تشدید میکند اما برای تعیین اثرات بلندمدت آن، باید تحقیقات بیشتری انجام شود.
میچل ادامه داد: «با استفاده از نمونه بریتانیا ما زمینه را برای تجزیه و تحلیل کامل و جهانی ارتباط میان تغییرات آب و هوایی و سلامت فراهم کردهایم.»
یونیس لو، یکی دیگر از نویسندگان این تحقیق گفت که گامهای بعدی شامل تجزیه و تحلیل دادههای بلندمدت بیشتر در کنار «عوامل دیگری است که در طول زمان بر سلامتی تاثیر میگذارند».
تغییرات اقلیمی ناشی از تغییر درازمدت میانگین دمای زمین است که شرایط آب و هوایی را عوض میکند.
در طول یک دهه گذشته، دمای زمین به طور متوسط حدود ۱.۲ درجه سانتیگراد گرمتر از اواخر قرن ۱۹ بوده است.
اکنون تایید شده که گرمایش جهانی در دوره ۱۲ ماهه بین فوریه ۲۰۲۳ تا ژانویه ۲۰۲۴ از ۱.۵ درجه سانتیگراد فراتر رفته است.
پیامدهای افزایش دما که به دلیل تغییرات آب و هوایی ناشی از فعالیتهای انسان رخ داده، با پدیده النینو تشدید و باعث شده سال ۲۰۲۳ گرمترین سال ثبت شده در تاریخ باشد.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.