دیدار واشینگتن، از نفت و تحریمهای ایران تا عناصر کمیاب، تعرفهها و جنگ اوکراین، آزمونی برای سنجش وزن واقعی چین در برابر آمریکاست.
سفر شی جینپینگ به واشینگتن فقط یک دیدار دیگر میان رهبران دو اقتصاد بزرگ جهان نیست.
رییسجمهوری چین پس از حدود یک دهه برای نخستین سفر رسمی خود به پایتخت آمریکا میآید، آن هم در هفتهای که رهبران جهان برای مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک گرد آمدهاند، جنگ ایران همچنان یکی از بحرانهای اصلی سیاست خارجی واشینگتن است و تنش در جنگ روسیه و اوکراین نیز بار دیگر افزایش یافته است.
اهمیت این دیدار شاید بیش از آنکه در انتظار یک «توافق بزرگ» باشد، در تلاش دو طرف برای جلوگیری از خارج شدن رقابت آمریکا و چین از کنترل باشد.
بهنوشته آسوشیتدپرس انتظار یک معامله جامع وجود ندارد و نفس ادامه گفتوگوی مستقیم میان ترامپ و شی، در شرایطی که رقابت فناوری و اقتصادی تشدید شده، خود یکی از اهداف نشست است.
این نخستین سفر شی به واشینگتن در حدود یک دهه است، اما نخستین دیدار اخیر دو رهبر نیست. ترامپ و شی چهار ماه پیش، در ماه مه، در پکن دیدار کردند و به چارچوبی برای «ثبات راهبردی سازنده» و کاهش تنش تجاری رسیدند.
اجرای توافقهای آن نشست اما نامتوازن بوده است. آسوشیتدپرس گزارش داده برخی تعهدات، از خرید محصولات کشاورزی تا سفارش هواپیماهای بوئینگ و ایجاد سازوکارهای جدید تجاری، هنوز بهطور کامل عملی نشدهاند.
این سابقه، محدودیت سیاست تعرفهای ترامپ را نیز نشان میدهد. تعرفهها چین را تحت فشار قرار دادهاند، اما نتوانستهاند پکن را از ابزارهای متقابل محروم کنند. دو کشور پس از دورهای از تعرفههای بسیار بالا ناچار به عقبنشینی شدند و اکنون بیشتر به اقدامات هدفمند علیه شرکتها، فناوریها و کالاهای مشخص روی آوردهاند.
مهمترین برگ چین در این میان شاید چیزی باشد که کمتر از تعرفهها دیده میشود، و آن عناصر کمیاب است.
چین تا حدود ۷۰ درصد استخراج جهانی، ۸۵ درصد ظرفیت پالایش و نزدیک به ۹۰ درصد تولید آلیاژها و آهنرباهای عناصر کمیاب را کنترل میکند، موادی که از خودرو و تراشه تا صنایع دفاعی آمریکا به آنها وابستهاند.
رویترز میگوید محدودیت صادرات این مواد در جریان تنش تجاری گذشته به واشینگتن نشان داد که فشار اقتصادی بر چین بدون هزینه متقابل نیست.
همین واقعیت میتواند توضیح دهد چرا این بار فضای پیش از نشست کمتر از دورههای قبلی خصمانه بوده است. این به معنای برتری مطلق چین نیست، آمریکا همچنان در فناوریهای پیشرفته، بازار سرمایه، تراشههای سطح بالا و شبکه متحدان خود ابزارهای قدرتمندی دارد.
اما چین امروز طرفی نیست که واشینگتن بتواند بدون محاسبه هزینه پاسخ آن، صرفا با افزایش تعرفه یا محدودیت صادراتی تحت فشار قرار دهد.
دیداری مهم برای جمهوری اسلامی
چین بزرگترین خریدار نفت ایران و بزرگترین شریک تجاری تهران است و دولت ترامپ همزمان تلاش میکند ایران را از شرکای اقتصادی باقیماندهاش جدا کند.
آسوشیتدپرس گزارش داده واشینگتن تاکنون در اعمال فشار گسترده بر چین به دلیل تجارت با ایران محتاط بوده است، هم برای به خطر نینداختن نشست ترامپ و شی و هم به دلیل گسترش سازوکارهای پرداخت چین خارج از نظام مالی تحت رهبری آمریکا.
رویترز نیز گزارش داده موضوع تحریمها یکی از مسائل مورد توجه پیش از نشست است. آمریکا از یک سو احتمال کاهش برخی محدودیتهای مرتبط با تجارت چین با ایران و روسیه را مطرح کرده و از سوی دیگر به دنبال تحریم ثانویه بانکهایی است که تجارت ایران را تامین مالی میکنند. نکته قابل توجه اینکه بانکهای چینی تاکنون به شکل محسوسی از موج تازه این اقدامات دور ماندهاند.
در همین حال، وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، درست پیش از سفر شی با عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در پکن دیدار کرد.
بهگفته وو شینبو، مشاور سیاست خارجی چین، بخشی از هدف این گفتوگو فراهم کردن زمینه برای بحث جدیتر ترامپ و شی درباره ایران بوده است. پکن از یک سو نمیخواهد شرکتها و بانکهایش هدف تحریمهای آمریکا قرار گیرند و از سوی دیگر از طولانی شدن جنگی که جریان انرژی و تجارت جهانی را مختل میکند سودی نمیبرد.
به این ترتیب، چین برای تهران هم شریک اقتصادی است و هم بالقوه یکی از معدود قدرتهایی که میتواند همزمان با واشینگتن و تهران گفتوگو کند. اما این به معنای همسویی کامل منافع پکن با جمهوری اسلامی نیست. اولویت چین حفظ جریان انرژی، جلوگیری از بیثباتی گسترده در خلیج فارس و حفاظت از منافع اقتصادی خودش است.
پرونده روسیه و اوکراین لایه دیگری به این دیدار اضافه میکند. همزمان با نشست واشینگتن، روسیه حملات پهپادی تازهای علیه کییف انجام داده و جنگ همچنان در حال تشدید است.
رابطه چین و روسیه نیز در سالهای اخیر از نظر اقتصادی، سیاسی و نظامی عمیقتر شده است و ارزیابی شورای روابط خارجی این است که تصور جدا کردن ساده پکن از مسکو واقعبینانه نیست.
بنابراین واشینگتن در برابر شی با بازیگری روبهروست که هم در پرونده ایران و هم در رابطه با روسیه کانالها و اهرمهایی دارد که آمریکا نمیتواند نادیده بگیرد.
نشست واشینگتن احتمالا به رقابت آمریکا و چین پایان نخواهد داد. اختلاف بر سر تایوان، تراشهها، هوش مصنوعی، تجارت و ساختار نظم جهانی بسیار عمیقتر از آن است که در یک سفر حل شود. اما اهمیت این دیدار دقیقا در همین نقطه است، دو طرف ظاهرا به این نتیجه رسیدهاند که هزینه یک رویارویی مهارنشده میتواند از منافع فشار حداکثری بیشتر باشد.
برای ایران نیز نتیجه اصلی ممکن است نه یک توافق علنی، بلکه تفاهمهایی پشت درهای بسته درباره نفت، تحریمها و مسیر کاهش تنش باشد.
اگر واشینگتن برای پایان دادن به جنگ ایران به همکاری یا دستکم عدم کارشکنی پکن نیاز داشته باشد، و اگر چین برای حفظ تجارت و جلوگیری از تحریم شرکتها و بانکهایش خواهان ثبات باشد، پرونده ایران میتواند از یکی از نقاط اختلاف دو کشور به یکی از معدود حوزههایی تبدیل شود که منافع آنها تا اندازهای با یکدیگر تلاقی میکند.
از این منظر، ارزش واقعی سفر شی شاید نه در تعداد قراردادهایی باشد که امضا میشود، بلکه در این پرسش است که آیا دو قدرت بزرگ جهان میتوانند رقابت خود را بدون تبدیل کردن آن به تقابل مدیریت کنند. ایران، روسیه و اوکراین، تایوان، هوش مصنوعی و عناصر کمیاب، هر کدام آزمونی برای همین پرسشاند.