انجمن حمایت از قربانیان اسیدپاشی: همچنان پروندههای جدید به ما ارجاع میشود
سمیه مهری، از قربانیان اسیدپاشی
پروندههای جدید اسیدپاشی در ایران همچنان به مراکز حمایتی ارجاع میشوند و قربانیان سالها پس از حمله با جراحیهای مکرر، هزینههای سنگین درمان، از دست دادن شغل و طرد اجتماعی مواجهاند؛ آسیبهایی که در مواردی زندگی خانوادههای آنان را نیز دگرگون کرده است.
روزنامه شرق اول مهر در گزارشی با عنوان «زخمهای ناتمام» به وضعیت قربانیان اسیدپاشی و پیامدهای جسمی، روانی، اجتماعی و اقتصادی این حملات پرداخت.
محسن مرتضوی، عضو هیاتمدیره انجمن حمایت از قربانیان اسیدپاشی، گفت با گذشت سالها همچنان پروندههای جدیدی به این انجمن ارجاع داده میشود و برخی قربانیان از شهرهای مختلف برای ادامه درمان به تهران میآیند.
او افزود بخش قابلتوجهی از مراکز تخصصی درمان سوختگی در پایتخت متمرکز است و برخی قربانیان برای دسترسی آسانتر به خدمات درمانی، در تهران یا حومه آن ساکن میشوند.
مرتضوی هشدار داد آسیب اسیدپاشی به صدمات جسمی محدود نمیشود و بخشی از رنج قربانیان ناشی از واکنش جامعه و قضاوت اطرافیان است.
سایت هرانا در سالهای گذشته از دهها مورد اسیدپاشی در ایران، از جمله علیه زنان، خبر داده است.
سازمان پزشکی قانونی ایران شهریور ۱۴۰۱ اعلام کرده بود آماری از اسیدپاشیها در دست نیست و این پروندهها بهجای اسیدپاشی، با عنوان «سوختگی» ثبت میشوند.
جراحیهای مکرر و از دست دادن شغل
در گزارش شرق، روایت مردی آمده است که ۱۶ سال پیش همسر سابقش به صورت او اسید پاشید؛ حملهای که به از بین رفتن پوست کل صورت و نابینایی کامل او انجامید و مانع از معلم شدن او شد.
این قربانی گفت برای پلک خود شش بار و برای گردنش پنج بار جراحی شده و ممکن است دوباره به جراحی نیاز پیدا کند.
خانواده او برای تامین هزینههای درمان ناچار به فروش خانه شدند و پرونده نیز در نهایت با جریمه نقدی عامل اسیدپاشی و بدون زندانی شدن او پایان یافت.
در روایتی دیگر، مادری میانسال گفت ۱۵ سال پیش همراه با دختر ۱۴ سالهاش هدف اسیدپاشی قرار گرفت.
این حمله آسیبهای جدی به صورت و بدن آنها وارد کرد و بینایی مادر نیز بهشدت کاهش یافت.
او افزود خانواده برای تامین هزینههای درمان خانه خود را فروختند و دخترش نیز هنگام تلاش برای یافتن شغل با تبعیض مواجه شد؛ از جمله یکبار بهدلیل آثار اسیدپاشی بر صورتش برای کار فروشندگی مورد پذیرش قرار نگرفت.
قربانی دیگری گفت در پی اسیدپاشی بینایی یک چشم خود را از دست داده و بینایی چشم دیگرش نیز بهشدت کاهش یافته است.
این مادر ۳۲ ساله که پیشتر خیاط بود، دیگر قادر به ادامه کار نیست و بیشتر روزها را در خانه میگذراند.
او با وجود چندین جراحی و کمکهای مالی دیگران، هنوز ۸۰ میلیون تومان بابت یکی از عملهای سال گذشته بدهکار است. هزینههای درمان همچنین موجب شده دو فرزند نوجوانش تحصیل را رها کنند و مشغول کار شوند.
سمیه مهری و دخترش رعنا، قربانیان اسیدپاشی
قانون و زخمهای ماندگار
محمدرضا مقدم، وکیل پایهیک دادگستری و وکیل این قربانی، اعلام کرد رسیدگی قضایی به پرونده پس از حدود سه سال به مراحل پایانی رسیده است.
عامل اسیدپاشی پسری ۱۴ ساله بود و به همین دلیل، قصاص منتفی شد.
او گفت بهدلیل ناتوانی مالی خانواده عامل اسیدپاشی در پرداخت دیه، حکم پرداخت آن از بیتالمال صادر شده و پرونده اکنون برای تامین اعتبار در وزارت دادگستری است.
مقدم افزود قانون تشدید مجازات اسیدپاشی و حمایت از بزهدیدگان که سال ۱۳۹۸ تصویب شد، ظرفیتهایی برای حمایت از قربانیان، از جمله در زمینه هزینههای درمان، ایجاد کرده است و قربانیان نباید برای دریافت این هزینهها ناچار به تشکیل پرونده حقوقی جداگانه و طی دوباره فرایند دادرسی شوند.
در پرونده اسیدپاشیهای سال ۱۳۹۳ علیه زنان در اصفهان عامل یا عاملان حملات شناسایی نشدند و پرونده چهار سال بعد بدون معرفی متهم مختومه شد. در این پرونده، دیه قربانیان با حکم دادگاه از بیتالمال پرداخت شد.
اردیبهشت ۱۴۰۲، مدیرمسئول روزنامه اعتماد پس از انتشار گزارشی درباره اسیدپاشی و فروش اعضای بدن به دادسرا احضار شد.
کابوس، خشم و احساس گناه
فرشاد پورذرابیان، روانپزشک و رواندرمانگر انجمن حمایت از قربانیان اسیدپاشی، گفت بسیاری از قربانیان با کابوس، یادآوری ناخواسته حادثه، بیخوابی، افسردگی، اضطراب اجتماعی، ترس از حضور در جمع یا نگاه کردن به آینه، خشم، احساس گناه و شرم مواجه هستند.
او هشدار داد طرد شدن از سوی خانواده، همسر، دوستان و محیط کار، نگاه ترحمآمیز و پرسشهای مکرر درباره حادثه میتواند آسیب اولیه را به رنجی مداوم تبدیل کند و به انزوا، از دست دادن شغل و کاهش مراجعه برای دریافت خدمات درمانی بینجامد.
عضو هیاتمدیره انجمن حمایت از قربانیان اسیدپاشی نیز تاکید کرد تصور رایج مبنی بر اینکه اسیدپاشی عمدتا ناشی از مسائل ناموسی یا روابط عاطفی است، با بسیاری از پروندههای ارجاعشده به انجمن همخوانی ندارد.
او گفت اختلافات خانوادگی، ارث و میراث، اعتیاد، مشکلات اجتماعی و حتی سوءتفاهمهای کاری از عوامل مطرح در این پروندهها بودهاند.
مرتضوی افزود قانون اسیدپاشی پس از حدود ۶۰ سال تغییر کرد و قانون جدید برای برخی اشکال اسیدپاشی مجازاتهای سنگینتری در نظر گرفته و در موارد منجر به نقص عضو، امکان حبس طولانیمدت را پیشبینی کرده است.
به گفته او، ساماندهی خرید و فروش اسید نیز از مطالبات انجمن بود، اما این پیشنهاد در روند قانونگذاری تصویب نشد.
گزارش میدانی از مراکز درمانی تامین اجتماعی نشان میدهد شماری از کارگران و بازنشستگان برای تکمیل نسخههای خود ناچار به خرید آزاد دارو هستند. همزمان، قیمت برخی داروهای خارجی از ابتدای سال تا ۵۰۰ درصد افزایش یافته است.
بر اساس سالنامه آماری ۱۴۰۴ سازمان تامین اجتماعی، ۹ میلیون و ۹۰۰ هزار نفر در سه حوزه شرق تهران بزرگ، غرب تهران بزرگ و شهرستانهای تهران تحت پوشش این سازمان قرار دارند.
خبرگزاری ایلنا چهارشنبه اول مهرماه با استناد به نتایج بررسی میدانی خود گزارش داد نبود برخی داروها و پوشش بیمهای محدود، بیماران مراکز تامین اجتماعی را به خرید آزاد دارو وادار کرده است.
مراجعهکنندگان گفتند داروهای عمومی مانند داروهای سرماخوردگی و آنتیبیوتیکها معمولا موجودند، اما تامین داروهای تخصصی و داروهایی برای مصرف طولانیمدت دشوارتر است.
یک بازنشسته سرپرست خانوار گفت ۹۰ درصد داروهای مورد نیازش را آزاد تهیه میکند و گاهی تنها نیمی از اقلام نسخه در مراکز تامین اجتماعی موجود است.
ایراناینترنشنال ۲۷ شهریور گزارش داد شماری از بیماران خاص و صعبالعلاج بهدلیل تراکنشهای بانکی مرتبط با هزینه دارو و درمان، با افزایش دهک، قطع یارانه یا پوشش بیمهای مواجه شدهاند.
افزایش قیمت داروهای دیابت
برخی بیماران مبتلا به دیابت خبر دادند متفورمین ایرانی در مراکز تامین اجتماعی موجود است، اما گلوکوفاژ را باید از داروخانههای بیرون تهیه کنند.
یک زن کارگر نیز گفت قیمت گلورنتا، دارویی که باید بهطور مستمر مصرف کند، طی سه تا چهار ماه از حدود ۲۰۰ هزار تومان به حدود ۶۰۰ هزار تومان رسیده است.
بررسی میدانی ایلنا در روزهای پایانی شهریور، قیمت آزاد ۱۰۰ عدد گلوکوفاژ ۵۰۰ میلیگرم را یک میلیون و ۱۹۰ هزار تومان نشان داد.
یک آمپول نوورپید، از انواع انسولین، نیز بدون بیمه حدود ۸۹۰ هزار تومان قیمت داشت.
در هفتههای گذشته، شماری از مخاطبان ایراناینترنشنال از افزایش هزینه درمان و دشواری دسترسی به داروهای دیابت گلایه کردند.
آنها از ناتوانی در خرید سنسور قند و انجام آزمایشهای دورهای، کمبود متفورمین و پرداخت میلیونها تومان برای انسولین خبر دادند.
کمبود داروهای تخصصی و عمومی
بیماران قلبی از چالش در تامین داروهایی مانند وارفارین، آتورواستاتین، پلاویکس و آپیکسابان خبر دادند.
برخی بیماران نیز از نبود یا محدودیت دریافت ریتالین، کلونازپام، بوسپیرون و سرترالین در مراکز تامین اجتماعی گفتند.
ایلنا در ادامه نوشت مشکل به داروهای تخصصی محدود نیست. مراجعهکنندگان از نبود برخی داروها از جمله استامینوفن کدئین، متوکلوپرامید و پماد بتامتازون چشمی و ناچار شدن به خرید آزاد آنها خبر دادند.
آنها همچنین از محدودیت پوشش بیمهای و تعداد اقلام تحویلی در مورد برخی ویتامینها و مکملها انتقاد کردند
ایراناینترنشنال ۱۷ شهریور گزارش داد پیامهای مخاطبان از افزایش شدید هزینه درمان و کمبود برخی داروها حکایت دارد و شماری از بیماران بهدلیل گرانی، مصرف دارو را کاهش داده یا درمان را متوقف کردهاند.
افزایش قیمت دارو تا ۵۰۰ درصد
هادی احمدی، مدیر روابط عمومی انجمن داروسازان ایران، ۲۲ شهریور گفت قیمت داروهای ایرانی از ابتدای سال حدود ۱۵۰ درصد افزایش یافته و افزایش قیمت داروهای خارجی در برخی موارد به ۴۰۰ تا ۵۰۰ درصد رسیده است.
به گفته او، قیمت مکملها، بهویژه مکملهای غذایی، نیز حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ درصد رشد داشته است.
احمدی ۱۸ تیر نیز هشدار داد پرداخت نشدن مطالبات داروخانهها، آنها را از خرید دارو بازمیدارد و میتواند در بازار کمبود ایجاد کند.
اکبر عبداللهیاصل، سرپرست اداره کل امور دارو و مواد تحت کنترل سازمان غذا و دارو، ۲۳ شهریور اعلام کرد قیمت برخی داروها نسبت به ابتدای سال حدود ۱۰۷ درصد افزایش یافته است.
طبق این گزارش، داروهای خارجی دارای مشابه داخلی میتوانند با قیمت آزاد عرضه شوند.
با این حال، برخی بیماران میگویند نمونه داخلی همیشه جایگزین داروی مورد استفاده آنان نیست و در مواردی پزشک بر مصرف برند مشخصی تاکید دارد.
شماری از چهرهها و رسانههای حامی حکومت از حضور یک عضو هیات جمهوری اسلامی در سالن مجمع عمومی سازمان ملل هنگام سخنرانی دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، انتقاد کردند و برخی از آنان، این دیپلمات را «بیغیرت» خواندند.
ناصر اسدی، از اعضای دفتر نمایندگی جمهوری اسلامی در سازمان ملل، ۳۱ شهریور تنها دیپلمات حکومت ایران بود که هنگام سخنرانی رییسجمهوری آمریکا سالن را ترک نکرد.
اسدی، داماد منوچهر متکی، وزیر پیشین امور خارجه جمهوری اسلامی و نماینده کنونی مجلس، است.
این موضوع همزمان با ادامه کارزار فشار اقتصادی آمریکا علیه جمهوری اسلامی و همچنین رایزنیهای تهران و واشینگتن در نیویورک، حساسیتبرانگیز شده و واکنش تند شماری از حامیان حکومت را در پی داشته است.
حمله حامیان حکومت به اسدی
کامران فلاحتی، از کاربران حامی جمهوری اسلامی، با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، اسدی را «بیغیرت» خواند و نوشت او پای سخنان یک «جنایتکار» و «قاتل رهبر شهید» نشسته است.
کاربری با نام «ابورضا» که خود را یک روحانی «انقلابی» معرفی کرده، باقی ماندن دیپلمات جمهوری اسلامی در سالن هنگام سخنرانی ترامپ را به «حضور در مجلس یزید» تشبیه کرد.
او نوشت اسدی «واو به واو به خزعبلات ترامپ علیه ایران گوش داد».
کاربر دیگری با نام «محمدی» با اشاره به خروج هیات کوبا از سالن هنگام سخنرانی ترامپ، باقی ماندن نماینده جمهوری اسلامی را «خجالتآور» خواند.
این واکنشها در حالی مطرح میشود که طی هفتههای اخیر، اختلافها در درون حاکمیت بر سر روند گفتوگوها با ایالات متحده، بهویژه درباره چشمانداز تنگه هرمز و پرونده هستهای، شدت گرفته است.
ادامه محاصره بنادر جنوبی ایران، کارزار طرد اقتصادی و تشدید بحران معیشتی، اختلاف میان مقامهای جمهوری اسلامی را بر سر نحوه مواجهه با واشینگتن عمیقتر کرده است.
همزمان، غیبت مجتبی خامنهای از انظار عمومی بر ابهامها درباره میزان نقشآفرینی او در مذاکرات افزوده و به بحران مشروعیت حکومت دامن زده است.
دفاع بقایی و ادامه انتقادها
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، در واکنش به اعتراضهای حامیان حکومت، از «صبر و متانت» اسدی قدردانی کرد و انتقادها از او را «غیرمنصفانه» دانست.
بقایی گفت: «صندلی ایران در جایی مثل مجمع عمومی سازمان ملل متحد، سنگر ماست و قطعا اگر قرار باشد بهخاطر تندگویی و تندخویی و بدگویی دیگران بخواهیم این سنگر را ترک کنیم، حتما به وظیفهمان عمل نکردهایم.»
او افزود: «حتما باید در چنین فضایی، تحولات را رصد کنیم و رویکردها و واکنشهای کشورهای مختلف را در نظر داشته باشیم. این بخشی از وظیفه دیپلماتهاست که در چنین نشستهایی حضور مقتدرانه جمهوری اسلامی را حفظ کنند و هر جا که لازم است، واکنش لازم را اتخاذ کنند.»
در مقابل، رسانه رجانیوز، بقایی را به «بازی با واژهها برای فرار از پاسخگویی» متهم کرد و پرسید اگر چنین استدلالی درباره حضور در سالن پذیرفتنی است، چرا هیات جمهوری اسلامی هنگام سخنرانی بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، جلسه را ترک میکند؟
این رسانه اضافه کرد: «ترک جلسه در عرف بینالملل، ابزاری روشن و استاندارد برای نشان دادن اعتراض رسمی و بیاعتنایی به لجنپراکنی طرف مقابل است. نشستن و شنیدن مواضع خصمانه و توهینآمیز علیه منافع و ملت ایران نه متانت و انجام وظیفه، بلکه نماد انفعال، کرختی و بیعملی مفرط است.»
کانال تلگرامی «خیانت خواص» نیز نوشت در برابر تهدیدهای صریح ترامپ علیه جمهوری اسلامی، حتی یک «اعتراض نمادین» صورت نگرفته است.
این کانال در مطلب دیگری، با مقایسه حضور اسدی در سالن و خروج نماینده کوبا، خطاب به دیپلمات جمهوری اسلامی نوشت: «شرف آن کوبایی کمونیست از تو مسلمان منافق بیشتر است.»
ترامپ در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل گفت درباره ایران با یک «تصمیم بزرگ» روبهروست: یا توافقی حاصل خواهد شد که به ایران امکان بازسازی بدهد، یا جمهوری اسلامی را «بهسرعت نابود خواهد کرد» تا دیگر فرصتی برای «کشتن مردم و ویران کردن کشورها» نداشته باشد.
نمایی از شناورها در تنگه هرمز از مسندم عمان، ۲۸ خرداد ۱۴۰۵
دادههای کشتیرانی نشان میدهد تنها سه شناور حامل کالا سهشنبه از تنگه هرمز عبور کردند. شمار شناورهای عبوری نسبت به روز قبل یک فروند کاهش یافت و پایینتر از میانگین حدود ۱۵ شناور در ۱۰ روز گذشته باقی ماند.
خبرگزاری رویترز چهارشنبه اول مهر به نقل از دادههای اولیه شرکت ردیابی کشتی کپلر گزارش داد هر سه شناور، از جمله یک نفتکش پاناماکس، در حال خروج از تنگه هرمز بودند.
این آمار ممکن است تغییر کند، زیرا برخی کشتیها معمولا هنگام عبور از تنگه هرمز فرستندههای خود را خاموش میکنند.
دادههای کپلر و شرکت الاسایجی همچنین نشان داد نفتکش الانجی «المفیار» که بدون محموله در حرکت بود، سهشنبه بار دیگر در داخل تنگه هرمز مشاهده شد. این شناور آخرین بار ۲۸ شهریور در خارج از این آبراه دیده شده بود.
پیش از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی در ۹ اسفند ۱۴۰۴، یکپنجم نفت و گاز جهان از تنگه هرمز عبور میکرد.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۳۱ شهریور ضمن تهدید جمهوری اسلامی به «نابودی» در صورت نرسیدن به توافق برای پایان جنگ، از احتمال توافق در آینده نزدیک سخن گفت و خواستار انزوای کامل اقتصادی تهران تا توقف حملات به کشتیها، جاهطلبیهای هستهای و حمایت از تروریسم شد.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی و استیو ویتکاف، فرستاده ویژه رییسجمهوری آمریکا، نیز در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل گفتوگو کردند.
شروط تهران برای بازگشایی تنگه هرمز شامل رفع فوری محاصره دریایی، پرداخت فوری اموال مسدودشده جمهوری اسلامی و پایان جنگ در همه جبهههای مقاومت، اعلام شد.
دادههای کشتیرانی همچنین نشان داد سهشنبه ۲۲ شناور حامل کالا از تنگه بابالمندب عبور کردند. شمار شناورهای عبوری پایینتر از میانگین حدود ۲۶ شناور در ۱۰ روز گذشته ماند.
تنگه بابالمندب در جنوبیترین بخش غربی یمن، یکی دیگر از گلوگاههای دریایی و مسیر حیاتی تجارت نفت میان دریای سرخ و خلیج عدن است.
از ۲۲ شناور عبوری، ۱۴ شناور به سمت دریای سرخ و هشت شناور به سوی خلیج عدن حرکت کردند. از جمله این شناورها پنج نفتکش پاناماکس، شش شناور سوپراماکس، چهار نفتکش افراماکس، یک نفتکش سوئزمکس و یک نفتکش بسیار بزرگ حمل نفت خام بودند.
کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، شامگاه ۳۱ شهریور اعلام کرد در دیدار با عراقچی درباره پایان جنگ و بازگشایی کامل تنگه هرمز گفتوگو کرده و تاکید کرد عبور از این آبراه باید بدون عوارض و کشتیرانی در تنگه هرمز و بابالمندب، آزاد و بدون مانع باشد.
امانوئل مکرون، رییسجمهوری فرانسه، نیز به ایبیسی نیوز گفت هدف اصلی دیدار دوشنبه او با ترامپ، دستیابی به توافقی مناسب برای بازگشایی تنگه هرمز و رسیدگی به بحران فزاینده انرژی در جهان بود.
ساعاتی پیش از آن، رویترز به نقل از دیپلماتها گزارش داد فرانسه با هماهنگی آمریکا تدوین پیشنویس قطعنامهای در شورای امنیت را برای ایجاد ماموریتی بینالمللی با هدف ازسرگیری تردد در تنگه هرمز آغاز کرده است.
رضا ولیزاده، روزنامهنگار ایرانی-آمریکایی محبوس در زندان اوین، در بیانیهای که در اختیار ایراناینترنشنال قرار داد، از تمایل برخی چهرههای شناختهشده برای بازگشت به ایران انتقاد کرد و هشدار داد آنان نباید «ذات خبیث جمهوری اسلامی» و رنج خانوادههای قربانیان حکومت را فراموش کنند.
ولیزاده چهارشنبه اول مهر در دومین سالگرد زندانی شدنش در ایران گفت: «در حیرتم از آن دسته از چهرههای شناختهشده ایرانی که هوس بازگشت به ایران در سر دارند. اگر ذات خبیث جمهوری اسلامی را فراموش کردهاند، از داغدیدگان دیماه بپرسند گشودن و بستن دهها یا صدها کیسه جسد برای یافتن عزیزانشان چه حسی دارد.»
او خطاب به این افراد افزود پس از بازگشت به ایران و «پایان تعارفات اولیه»، برای «تخلیه اطلاعاتی و همکاری» با حکومت تحت فشار قرار خواهند گرفت.
این روزنامهنگار ادامه داد: «اگر هم چنین نشد، یعنی که تونلنشینان برای گدایی مشروعیت ناچار شدهاند پرده آخر نمایش خود را بازی کنند و سخاوت به خرج دهند، که در این صورت پیوندتان مبارک. سرخی فرش قرمزی که برایتان پهن کردهاند از خون جاویدنامان وطن است که به دست مزدوران حکومت به قتل رسیدهاند.»
منظور او از «تونلنشینان»، مقامهای جمهوری اسلامی است که هنگام جنگ برای در امان ماندن از حملات به مراکز زیرزمینی منتقل شدند، در حالی که امکانات کافی برای حفاظت از شهروندان فراهم نشده بود.
این زندانی سیاسی همچنین هشدار داد «نمایش میهنپرستی و تماسهای دلبرانه شکارچیان حکومتی» برای ترغیب چهرههای ایرانی به بازگشت به کشور پایدار نخواهد ماند و «ماه عسل» آنان در ایران چندان طولانی نخواهد بود.
در هفتههای اخیر، بازگشت محسن نامجو، خواننده ایرانی، به کشور، واکنشها و انتقادهای گستردهای را برانگیخته است.
مسعود بهنود، روزنامهنگار، نیز ۲۶ شهریور در مصاحبهای اعلام کرد آماده بازگشت به ایران است.
پیشتر فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت جمهوری اسلامی، از «پیگیری» برای بازگشت بهنود، عبدالکریم سروش، نویسنده و محسن کدیور، دینپژوه، به ایران خبر داده بود.
«مهندسی مرگ» و استفاده از غیرنظامیان بهعنوان «سپر انسانی»
ولیزاده در بخش دیگری از بیانیه خود، جمهوری اسلامی را به «مهندسی» مرگ شهروندان بیگناه و بهرهبرداری تبلیغاتی از کشته شدن غیرنظامیان در جریان جنگ متهم کرد و گفت حکومت از مردم بهعنوان «سپر انسانی» استفاده میکند.
در این بیانیه آمده است: «جمهوری اسلامی را از قاب جنگی که خود را قربانی آن معرفی میکند و ژستی که با مرگ مهندسیشده قربانیان مدرسه میناب میگیرد، نمیتوان شناخت. این حکومت حیلهگر که جنایت شلیک به هواپیمای اوکراینی را در کارنامه دارد، به مهارت جدیدی در مهندسی مرگ شهروندان بیگناه رسیده است.»
او افزود: «استفاده از مدرسه، مترو، ورزشگاه و بیمارستان بهعنوان سپر انسانی با نیت افزایش قربانیان غیرنظامی و پر کردن خشاب پروپاگاندا و مظلومنمایی انجام میشود. این نظام سالهاست که قربانی بودن را به یک صنعت سیاسی تبدیل کرده است. سالها برای جنگ فرش قرمز پهن کرد، اما هنگامی که جنگ از راه رسید، به تونلها خزید.»
محسن هاشمی، رییس پیشین شورای شهر تهران، ۲۲ شهریور اذعان کرد مسئولان جمهوری اسلامی در جریان جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه از ایستگاههای مترو بهعنوان دفتر کار استفاده میکردند.
در ماههای گذشته، مقامهای جمهوری اسلامی با وجود تجربه دو جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه و خسارتهای گسترده واردشده به کشور، به سیاستهای تنشآفرین خود، از جمله رویارویی با آمریکا و حمله به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز، ادامه دادهاند.
همزمان، انتقادها از عملکرد حکومت در تامین حداقل امکانات لازم برای حفاظت از مردم در زمان جنگ، از جمله سامانههای هشدار و پناهگاههای عمومی، افزایش یافته است.
روایت ولیزاده از پیشنهاد همکاری سازمان اطلاعات سپاه
ولیزاده در ادامه بیانیه خود اعلام کرد پس از بازگشت به ایران با پیشنهاد سازمان اطلاعات سپاه پاسداران برای همکاری مواجه شده، اما آن را نپذیرفته است.
او نوشت: «اگرچه میتوانستم با پذیرفتن قرارداد وسوسهکننده سازمان اطلاعات سپاه برای به دام انداختن همکارانم و کشاندن آنها به ایران نه تنها به زندان نروم، بلکه از مزایای فراوان این همکاری برخوردار شوم، اما انتخاب من زندان بود و آزادیام را از هیچ طرفی گدایی نمیکنم.»
این زندانی سیاسی با اشاره به کشتار معترضان در خیزش دیماه ادامه داد: «دو سال حبس من در برابر داغ خانوادههایی که برای یافتن پیکر عزیزانشان، زیپ دهها یا صدها کیسه جسد را گشودهاند، هیچ است.»
بر پایه بیانیه شورای سردبیری ایراناینترنشنال، بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند انقلاب ملی به دستور علی خامنهای، دیکتاتور پیشین ایران، کشته شدند.
ولیزاده که پیشتر به مدت ۱۰ سال خبرنگار رادیو فردا بود، حدود چهار سال پیش از این رسانه استعفا داد و پس از مدتی اقامت در خارج از کشور، ۱۶ اسفند ۱۴۰۲ بعد از ۱۴ سال به ایران بازگشت.
او مدتی بعد بازداشت و به دست ماموران سازمان اطلاعات سپاه بازجویی شد.
دادگاه انقلاب تهران آذر ۱۴۰۳ او را به ۱۰ سال حبس محکوم کرد.
تودههای نفتی در چند نقطه از سواحل استان هرمزگان مشاهده شده و به دهانه برخی کانالهای پرورش میگو در سیریک رسیدهاند. مقامهای محیط زیست درباره آسیب این مواد به اکوسیستمهای ساحلی و دریایی هشدار دادند و اعلام کردند آلودگی ناشی از آنها ممکن است سالها در دریا باقی بماند.
این تودهها که «گلولههای نفتی» نامیده میشوند، مواد نفتی بهجاماندهای هستند که میتوانند در پهنه دریا جابهجا شوند و در نهایت به ساحل برسند.
احمدرضا لاهیجانزاده، معاون محیط زیست دریایی سازمان حفاظت محیط زیست، چهارشنبه اول مهر به خبرگزاری ایسنا گفت گلولههای نفتی میتوانند آسیبهای زیستمحیطی قابل توجهی به همراه داشته باشند و آلودگی ناشی از آنها میتواند بر اکوسیستمهای ساحلی و دریایی اثر بگذارد.
او افزود بخشی از مواد آلی و فلزات سنگین موجود در گلولههای نفتی بهتدریج وارد محیط آبی میشوند و از طریق تبادل با محیط دریایی میتوانند آلودگی را گسترش دهند.
به گفته لاهیجانزاده، آثار این نوع آلودگی به زمان مشاهده گلولههای نفتی در ساحل محدود نمیشود و ورود و تجمع این مواد میتواند باعث شود آلودگی برای مدت طولانی و حتی سالها در دریا باقی بماند.
او بر ضرورت پایش و انجام اقدامات لازم برای شناسایی و کنترل این آلودگی تاکید کرد.
آلودگی نفتی در سواحل قشم و هنگام در مرداد ۱۴۰۵
۲۷ شهریور نیز آلودگی نفتی در ساحل روستای کندال سیریک گزارش شد.
مقامهای بنادر و دریانوردی اعلام کردند ورود آلودگی به ساحل مهار شده، اما عملیات پاکسازی و جمعآوری مواد نفتی ادامه دارد.
ادارهکل بنادر و دریانوردی هرمزگان ۲۶ مرداد از پایان پاکسازی سواحل سوزا و شیبدراز خبر داد، اما دو روز بعد موج تازهای از آلودگی در سوزا مشاهده شد.
بررسیها در ۲۴ مرداد نیز نشان داد ۳۲ هزار متر مربع از سواحل و ۹۰ هزار متر مربع از آبهای اطراف قشم آلوده شدهاند.
ایراناینترنشنال ۲۱ مرداد نیز گزارش داد که آلودگی نفتی به جنگلهای حرا رسیده است.
اکنون گلولههای نفتی در سورو و گلشهر بندرعباس مشاهده شدهاند و گزارشهایی نیز از مشاهده این مواد در هرمز و میناب منتشر شده است.
حبیب مسیحی تازیانی، مدیرکل حفاظت محیط زیست هرمزگان، با تایید مشاهده این مواد در نقاط مختلف استان گفت حجم گلولههای نفتی در سیریک قابل توجه است و بررسیهای کارشناسی برای برآورد دقیق وضعیت ادامه دارد.
به گفته او، اقدامات لازم برای مدیریت آلودگی با همکاری شیلات، فرمانداری سیریک، بنادر و دریانوردی و با هماهنگی مدیریت بحران استانداری هرمزگان آغاز شده است.
مسیحی تازیانی گفت جمعآوری گلولههای نفتی با ابزارهای مکنده دشوار است و تلاش برای مهار و محاصره این مواد و جمعآوری آنها با پدها و ابزارهای جاذب ادامه دارد.
او همچنین از مردم خواست از شنا در سواحل و آبهایی که گلولههای نفتی در آنها مشاهده شده است، خودداری کنند.
احسان دانشور، پژوهشگر ارشد زیست و انرژی، ۲۴ مرداد در گفتوگو با ایراناینترنشنال درباره آلودگی رسیده از سواحل عمان به قشم گفت آلودگی نفتی در سواحل جنوبی عمان احتمالا منشا واحدی ندارد.