جمشید برزگر، تحلیلگر سیاسی و روزنامهنگار، درباره نزاع سیاسی کنونی در جمهوری اسلامی به ایراناینترنشنال گفت: «واقعیت این است که همواره در جمهوری اسلامی میان طیفها یا به تعبیر دقیقتر باندهای مختلف قدرت، رقابت و حتی جنگ وجود داشته است. به دلیل نبود شفافیت، فقدان فضای باز اطلاعرسانی و همچنین نبود رسانههای آزاد، این اختلافات معمولا در تاریکی باقی میماند.»
برزگر ادامه داد: «این وضعیت بهویژه بعد از کشته شدن علی خامنهای و جنگ تشدید شده است.»
او گفت: «برای جمعبندی، ما عملا از دو منبع میتوانیم وضعیت را ارزیابی کنیم؛ نخست اظهارات مقامهای آمریکایی، بهویژه دونالد ترامپ، که نتایج مذاکرات با مقامهای جمهوری اسلامی را بیان میکنند؛ البته این روایتها عمدتا یکطرفه است، زیرا طرف ایرانی معمولا سکوت کرده و اطلاعرسانی شفافی ارائه نمیدهد.»
این تحلیلگر افزود: «بر اساس اظهارات ترامپ و برخی مقامهای غربی، یکی از دلایل به نتیجه نرسیدن مذاکرات، اختلافات شدید داخلی در ساختار قدرت ایران است.»
او ادامه داد: «منبع دوم، نشانههایی است که از تاریکخانهها بیرون میآید؛ از جمله اختلافات علنی میان مقامات جمهوری اسلامی. برای نمونه، واکنشهای تند به توییت عباس عراقچی درباره موضوع تنگه هرمز، یا انتقادات شدید نسبت به محمدباقر قالیباف، نشاندهنده وجود شکافهای جدی است.»
برزگر گفت که ابهام درباره وضعیت جسمی برخی چهرههای کلیدی نیز بر پیچیدگی اوضاع افزوده و فضای مبهمی ایجاد کرده که در آن مشخص نیست تصمیمگیری نهایی در جمهوری اسلامی دقیقا در دست چه نهادی است.
این تحلیلگر سیاسی تاکید کرد: «بهصورت کلی این برداشت وجود دارد که فرماندهان سپاه عملا اداره کشور را برعهده گرفتهاند و نهادهای دیگر از مرکز تصمیمگیری فاصله گرفتهاند.»
او ادامه داد: «به عنوان نمونه، پس از مدتی طولانی، مجلس شورای اسلامی برای نخستین بار تشکیل جلسه داده، آن هم بهصورت غیرحضوری و اینترنتی؛ موضوعی که خود نشاندهنده وضعیت غیرعادی است.»
برزگر گفت: «در این میان، دولت و شخص مسعود پزشکیان نیز اساسا در حاشیه این معادلات قرار دارند و سایر نهادها نیز تا حد زیادی از روند تصمیمگیری کنار گذاشته شدهاند.»
او در پایان افزود: «در حال حاضر به نظر میرسد که سپاه پاسداران از طریق شورای عالی امنیت ملی، خواستههای خود را اجرایی میکند.»






خبرگزاری رویترز در گزارشی تحلیلی، به روابط آمریکا و متحدان کلیدی این کشور در دوره دوم ریاست جمهوری دونالد ترامپ، پرداخته و با اشاره به شکاف میان این کشورها در جنگ ایران، نوشته است که فرسایش روابط واشینگتن با متحدان اصلیاش، احتمالا به میراث ماندگار این جنگ تبدیل خواهد شد.
بهنوشته رویترز، تصمیم دونالد ترامپ برای خارج کردن بخشی از نیروهای آمریکایی از آلمان، تهدید به کاهش نیروها در دیگر نقاط اروپا و کماهمیت جلوه دادن حملات اخیر جمهوری اسلامی به امارات متحده عربی بهعنوان یکی از شرکای مهم آمریکا در خلیج فارس، همگی نشانهای از آن چیزی است که احتمالا به میراث ماندگار این جنگ تبدیل خواهد شد: فرسایش روابط با متحدان کلیدی.
رویترز در گزارش تحلیل خود تاکید کرده حتی در شرایطی که آمریکا و جمهوری اسلامی بهآرامی به سمت راهی احتمالی برای خروج از جنگ ۱۰ هفتهای خود حرکت میکنند، گفتار و رفتار ترامپ بار دیگر نگرانیهایی را در میان متحدان دیرینه واشینگتن، از اروپا گرفته تا خاورمیانه و منطقه هند-پاسیفیک، زنده کرده که شاید آمریکا در بحرانهای آینده شریک قابل اعتمادی نباشد.
در واکنش، برخی شرکای سنتی آمریکا در حال تغییر محاسبات خود هستند؛ تغییری که ممکن است روابط با واشینگتن را برای مدتی طولانی دگرگون کند. در همین حال، رقبایی مانند چین و روسیه نیز در تلاشاند از فرصتهای راهبردی ایجادشده بهرهبرداری کنند.
رویترز افزوده اگرچه هنوز مشخص نیست آیا جنگ ترامپ با جمهوری اسلامی به نقطه عطفی دائمی در روابط آمریکا با جهان تبدیل خواهد شد یا نه، اما بیشتر تحلیلگران معتقدند رفتار غیرقابل پیشبینی او از زمان بازگشت به قدرت که عملا نظم جهانی مبتنی بر قواعد را برهم زده، به تضعیف بیشتر ائتلافهای آمریکا منجر خواهد شد، بهویژه در شرایطی که ناتو همچنان بهدلیل مقاومت در برابر خواستههای ترامپ در دوران جنگ، هدف خشم اوست.
برت برون، مشاور پیشین دولت اوباما و رییس کنونی شرکت مشاوره راهبردی Situation Room، به رویترز گفته: «بیپروایی ترامپ در قبال جمهوری اسلامی در حال ایجاد تغییراتی چشمگیر است. اعتبار آمریکا در خطر قرار دارد.»
تنشها میان ترامپ و اروپاییها بهویژه از زمانی شدت گرفت که او در۹ اسفند ۱۴۰۴ به اسرائیل در حمله به جمهوری اسلامی پیوست.
بستن تنگه هرمز از سوی تهران در واکنش به این حملات، شوک بیسابقهای به بازار جهانی انرژی وارد کرد؛ شوکی که کشورهای اروپایی را به یکی از بزرگترین بازندگان اقتصادی جنگی تبدیل کرد که هرگز خواهان آن نبودند.
حتی پیش از آن نیز ترامپ با اعمال تعرفههای گسترده، تلاش برای تصاحب گرینلند و گرفتن آن از دانمارک و قطع کمکهای نظامی به اوکراین، متحدان آمریکا را نگران کرده بود.
شکاف زمانی عمیقتر شد که ترامپ در روزهای اخیر اعلام کرد پنج هزار نفر از مجموع ۳۶ هزار و ۴۰۰ نیروی مستقر آمریکا در آلمان را خارج میکند؛ اقدامی که پس از آن صورت گرفت که فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، آشکار گفت جمهوری اسلامی آمریکا را تحقیر کرده و خشم ترامپ را برانگیخت.
پنتاگون نیز در ادامه، استقرار برنامهریزیشده موشکهای کروز تاماهاوک در آلمان را لغو کرد.
ترامپ سالهاست این پرسش را مطرح میکند که آیا آمریکا باید در ناتویی که پس از جنگ جهانی دوم به ایجاد آن کمک کرد باقی بماند یا نه.
او گفت در حال بررسی کاهش نیروهای آمریکایی در ایتالیا و اسپانیا نیز هست؛ کشورهایی که رهبرانشان بر سر جنگ ایران با او اختلاف داشتهاند.
درگیری با متحدان
این اقدامات پس از آن انجام شد که ترامپ متحدان خود را متهم کرد به اندازه کافی از آمریکا در جنگ حمایت نکردهاند. او حتی بهطور تلویحی گفت که شاید واشینگتن دیگر نیازی به پایبندی به بند پنجم ناتو، یعنی اصل دفاع جمعی، نداشته باشد.
آنا کلی، سخنگوی کاخ سفید، گفت: «رییسجمهوری ترامپ ناامیدی خود از ناتو و دیگر متحدان را آشکارا بیان کرده است.»
او افزود برخی درخواستها برای استفاده از پایگاههای نظامی اروپا در جنگ ایران از سوی دولتهای میزبان رد شده بود.
کلی گفت: «ترامپ جایگاه آمریکا در صحنه جهانی را احیا کرده و روابط خارجی را تقویت کرده است. او هرگز اجازه نخواهد داد با ایالات متحده ناعادلانه رفتار شود یا متحدان به اصطلاح دوست از آن سوءاستفاده کنند.»
ترامپ پیشتر نیز کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، را هدف قرار داده و در ماه مارس گفته بود او «وینستون چرچیل نیست». ترامپ همچنین تهدید کرده بود تعرفههای سنگینی بر واردات از بریتانیا اعمال خواهد کرد.
پنتاگون نیز احتمال مجازات متحدان ناتویی را که از عملیات آمریکا علیه جمهوری اسلامی حمایت نکردهاند مطرح کرده است؛ از جمله تعلیق عضویت اسپانیا در ناتو و بازنگری در بهرسمیت شناختن ادعای بریتانیا بر جزایر فالکلند.
بهنوشته رویترز، دولتهای اروپایی در واکنش، تلاشهای خود را برای افزایش همکاری میان خود، پذیرش سهم بیشتری از بار دفاعی و توسعه مشترک سامانههای تسلیحاتی برای کاهش وابستگی به آمریکا افزایش دادهاند؛ هرچند همزمان میکوشند ترامپ را متقاعد کنند که حفظ متحدان فراآتلانتیکی همچنان ارزشمند است.
یک دیپلمات اروپایی به این خبرگزاری گفت تهدیدهای ترامپ پیام روشنی برای اروپا است تا بیشتر روی امنیت خود سرمایهگذاری کند، اما افزود رهبران اروپایی فعلا پذیرفتهاند که باید با شرایط کنار بیایند.
تحلیلگران میگویند اروپاییها بهعنوان «قدرتهای میانی» گزینههای محدودی دارند، بهویژه بهدلیل وابستگی به متحد ابرقدرت خود برای بازدارندگی راهبردی در برابر هرگونه حمله احتمالی روسیه، و این واقعیت که گذار به خوداتکایی بیشتر، سالها زمان خواهد برد.
در تلاش برای آرام کردن ترامپ، مقامهای اروپایی در عین حال بهصورت غیرعلنی تاکید کردهاند که بسیاری از کشورهایشان در جریان جنگ ایران اجازه استفاده از پایگاهها و حریم هوایی خود را به نیروهای آمریکایی دادهاند.
بهنوشته رویترز تحلیلگران اما میگویند رهبران اروپایی، که برخی از آنها پیشتر با چاپلوسی سعی کرده بودند بحرانهای قبلی با ترامپ را مهار کنند، اکنون بیش از گذشته به تاکتیکهای مذاکرهای او آگاه شدهاند و در برابرش جسورتر عمل میکنند.
جف راتکه، رییس موسسه آمریکایی-آلمانی دانشگاه جانز هاپکینز، گفت اگرچه مرتس در دیدارهای قبلی به نظر میرسید توانسته ترامپ را مجذوب کند، اما اکنون «تلاش نمیکند ارزیابی انتقادی خود از وضعیتی را که آمریکا گرفتار آن شده پنهان کند.»
این دیپلمات اروپایی افزود رهبران اروپا همچنین آگاهاند که ترامپ، که طبق قانون دیگر نمیتواند نامزد ریاستجمهوری شود، ممکن است تا زمان ترک قدرت در ژانویه ۲۰۲۹ خود را آزاد بداند که «هر کاری که فکر میکند» در صحنه جهانی انجام دهد.
در حالی که برخی رهبران اروپایی نسبت به آینده ناتو هشدار میدهند، رادوسلاو سیکورسکی، وزیر امور خارجه لهستان، در کنفرانسی در ورشو گفت تا زمانی که اروپا به وعده افزایش هزینههای نظامی عمل کند که یکی از خواستههای دیرینه ترامپ بوده است، جایی برای نگرانی نیست.
اختلاف، فراتر از مرزهای اروپا
با این حال، فشار بر ائتلافهای آمریکا محدود به اروپا نمانده است.
زمانی که جمهوری اسلامی در روزهای اخیر دست به حملات موشکی و پهپادی علیه امارات متحده عربی، متحد نزدیک آمریکا، زد ترامپ و اطرافیانش ظاهرا چشم خود را بر این حملات بستند؛ موضوعی که نگرانی کشورهای عربی خلیج فارس را، که پیشتر نیز از جنگ آسیب دیده بودند، افزایش داد.
ترامپ بهسرعت حمله روز دوشنبه را کماهمیت جلوه داد، در حالی که آن حمله موجب آتشسوزی در بندر مهم نفتی فجیره و تعطیلی مدارس شد. حتی پس از حملات بعدی در اواخر هفته نیز او اصرار داشت که آتشبس یکماهه همچنان برقرار است.
ترامپ برخلاف توصیه برخی شرکای آمریکا در خلیج فارس وارد جنگ شد، و هرچند آنها بعدا در حمایت از آمریکا با واشینگتن همسو شدند، اکنون برخی نگراناند او در نهایت توافقی امضا کند که آنها را در برابر همسایهای همچنان خطرناک رها کند.
این جنگ همچنین در میان شرکای آسیایی آمریکا، که بسیاری از آنها به نفت عبوری از تنگه هرمز وابستهاند، اضطراب ایجاد کرده است.
کشورهایی مانند ژاپن و کره جنوبی پیشتر نیز از تعرفههای سنگین ترامپ و تحقیر ائتلافهای سنتی از سوی او نگران شده بودند.
اکنون برخی ممکن است این پرسش را مطرح کنند که آیا این آسیبپذیری که ترامپ در برابر فشار اقتصادی داخلی از جمله قیمت بالای بنزین نشان داده، به این معناست که او در صورت درخواست کمک در درگیری احتمالی با چین، مانند حمله به تایوان، دچار تردید خواهد شد یا نه.
تاکشی ایوایا، که در آغاز دور دوم ریاستجمهوری ترامپ وزیر امور خارجه ژاپن بود، به رویترز گفت: «آنچه بیش از همه ما را نگران میکند این است که اعتماد، احترام و انتظارات نسبت به آمریکا، مهمترین شریک در ائتلافی که ژاپن بیشترین ارزش را برای آن قائل است، در حال کاهش است. این مساله میتواند سایهای بلند بر کل منطقه بیندازد.»
یاسوتوشی نیشیمورا، وزیر پیشین تجارت ژاپن، گفت برای توکیو بیش از پیش مهم شده که در واکنش به تغییر توازن قدرت جهانی، روابط نزدیکتری با «قدرتهای میانی همفکر» مانند بریتانیا، کانادا، استرالیا و کشورهای اروپایی ایجاد کند.
از آغاز جنگ، روسیه و چین که متحدان دیرینه جمهوری اسلامی محسوب میشوند، عمدتا از دخالت مستقیم در روند جنگ پرهیز کردهاند، اما تحلیلگران میگویند آنها با دقت تحولات را زیر نظر دارند.
کارشناسان هشدار میدهند استفاده ترامپ از قدرت سخت در جنگی انتخابی علیه جمهوری اسلامی، تنها چند هفته پس از عملیات آمریکا در کاراکاس که به بازداشت رییسجمهوری سابق ونزوئلا انجامید، ممکن است چین و روسیه را به تشدید اقدامات و افزایش فشار علیه همسایگانشان تشویق کند.
روسیه، بهعنوان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان انرژی جهان، از افزایش قیمت نفت و گاز طبیعی ناشی از جنگ ایران و همچنین منحرف شدن توجه آمریکا و اروپا از جنگ اوکراین سود برده است.
تحلیلگران میگویند اگرچه بحران ایران بر تامین انرژی چین فشار وارد کرده، پکن احتمالا درسهایی از این جنگ گرفته است؛ از جمله اینکه آمریکا مجبور شد تجهیزات نظامی خود را از منطقه هند-پاسیفیک به خاورمیانه منتقل کند و اینکه قدرتمندترین نیروی نظامی جهان گاه در برابر تاکتیکهای نامتقارن مانند پهپادهای ارزانقیمت دچار مشکل شده است.
چین همچنین از این فرصت استفاده کرده تا خود را بهعنوان شریک جهانی قابل اعتمادتری نسبت به ترامپ غیرقابل پیشبینی معرفی کند؛ ترامپی که قرار است هفته آینده به پکن سفر کند.
ویکتوریا کوتس، معاون مشاور امنیت ملی ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوری او، به رویترز گفت پکن برای اینکه از جنگ آمریکا علیه جمهوری اسلامی بهعنوان «چک سفید امضا برای گشتن دور دنیا و گفتن اینکه ما نیروی بیثباتکننده هستیم» استفاده کند، کار دشواری خواهد داشت.
کوتس، که اکنون معاون اندیشکده محافظهکار بنیاد هریتیج (Heritage Foundation) در واشینگتن است، گفت: «چین هم در تمام این مدت دقیقا شریک قدرتمندی برای متحدش جمهوری اسلامی نبوده است.
روزنامه ژاپنی یومیوری شیمبون در گزارشی تحلیلی به قلم کنجی ناکانیشی، خبرنگار پیشین خود در تهران، نوشت با وجود جنگ، بحران اقتصادی و فشارهای سیاسی، بسیاری از شهروندان ایرانی همچنان در کشور ماندهاند و آینده ایران را نه قدرتهای خارجی، بلکه خود مردم ایران تعیین خواهند کرد.
نویسنده گزارش با بازگشت به مراسم تشییع عباس کیارستمی در سال ۲۰۱۶، آن مراسم را نمادی از احساسات پنهان جامعه ایران توصیف میکند؛ جامعهای که به نوشته او به دلیل ترس از نظارت حکومتی، کمتر احساسات واقعی خود را آشکار میکند.
ناکانیـشی مینویسد هزاران نفر در مراسم خاکسپاری کیارستمی در تهران شرکت کرده بودند و زمانی که اصغر فرهادی در سوگنامه خود از ماندن کیارستمی در ایران «با وجود طرد شدن و سنگاندازیها» سخن گفت، جمعیت با تشویقی طولانی واکنش نشان دادند.
به نوشته این گزارش، کیارستمی پس از انقلاب ۱۳۵۷ قصد ترک ایران را داشته، اما در نهایت به دلیل خانوادهاش در کشور مانده بود. او در سالهای بعد نیز با وجود سانسور شدید، محدودیتهای حکومتی و ممنوعیت نمایش صحنههایی مانند نوشیدن الکل یا بوسه، به فعالیت سینمایی ادامه داد و حتی گفته بود: «محدودیت است که تخیل را شکوفا میکند.»
ناکانیشی سپس به جنگ کنونی حکومت ایران و آمریکا و پیامدهای آن میپردازد و مینویسد بیش از دو ماه پس از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل، جمهوری اسلامی همچنان با بستن تنگه هرمز و فشار بر اقتصاد جهانی به مقابله ادامه میدهد، هرچند آتشبس شکنندهای برقرار شده است.
در این گزارش آمده بحران اقتصادی در ایران بهشدت تشدید شده است. یکی از شهروندان ایرانی به نویسنده گفته قیمت تخممرغ طی یک ماه سه تا چهار برابر شده، شیر هر روز گرانتر میشود و قیمت نان بربری افزایش یافته، در حالی که اندازه آن کوچکتر شده است.
با این حال، برخلاف تصور اولیه، نشانهای از موج گسترده خروج مردم از ایران دیده نمیشود. بر اساس دادههای کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل، شمار افرادی که از ایران وارد ترکیه میشوند کاهش یافته و در مقابل، تعداد سفرها از ترکیه به ایران افزایش یافته است. این نهاد اعلام کرده بیشتر سفرها با اهداف گردشگری، تجاری یا خانوادگی انجام میشود و هنوز نشانهای از آوارگی گسترده مشاهده نشده است.
خبرنگار پیشین یومیوری شیمبون در تهران، به پیامهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی از سوی شهروندان تهرانی نیز اشاره میکند؛ پیامهایی که نگرانی، خستگی و همزمان امید به آینده را بازتاب میدهند.
یکی از این روایتها متعلق به زنی است که دوران جنگ ایران و عراق را در کودکی تجربه کرده و اکنون نگران تکرار همان تجربه برای دختر هشتسالهاش است. او نوشته بود: «این فقط یک خاطره نیست؛ تاریخ در حال تکرار شدن است.»
این زن در پاسخ به پرسشی درباره دلیل ماندن مردم در ایران گفته است سقوط ارزش پول ملی و دشوار شدن مهاجرت، یکی از دلایل اصلی است. او همچنین گفته مردم ایران در برابر جنگ و خبرهای بد «مقاومتر» شدهاند و بسیاری امیدوارند این جنگ در نهایت به «نتیجهای مثبت» یعنی تغییرات سیاسی و اقتصادی منجر شود.
نویسنده در ادامه به مقاله چندی پیش جواد ظریف، وزیر امور خارجه پیشین حکومت ایران، در مجله فارن افرز اشاره میکند؛ مقالهای که در آن ظریف هشدار داده ادامه جنگ با آمریکا و اسرائیل تنها به نابودی بیشتر زیرساختها و جان غیرنظامیان منجر خواهد شد.
ناکانیشی در بخشی از مقاله خود به پیشنهاد ظریف اشاره میکند که نوشته بود ایران در ازای لغو تحریمها، محدودیتهایی بر برنامه هستهای خود بپذیرد، تنگه هرمز را بازگشایی کند و حتی برای کاهش تنشها با آمریکا، پیمان عدم تعرض متقابل را بررسی کند.
ناکانیـشی با این حال مینویسد حتی در صورت دستیابی به توافق، تضمینی وجود ندارد که خواستههای مردم ایران برای آزادی، رفاه اقتصادی و زندگی عادی تحقق یابد. او تاکید میکند پاسخ ندادن ایرانیان به فراخوان دونالد ترامپ برای «قیام» به معنای رضایت آنها از حکومت نیست.
در بخش پایانی گزارش، یک شهروند ایرانی که نخواست نامش فاش شود، میگوید: «ما ایرانی میخواهیم که بتوانیم در آن با آرامش زندگی کنیم، اینترنت عادی داشته باشیم و بدون ترس از زندان آزادانه حرف بزنیم. مردم واقعا خسته شدهاند.»
نویسنده یومیوری شیمبون در پایان نتیجه میگیرد که آینده ایران را نه جنگ و نه قدرتهای خارجی، بلکه خود مردم ایران تعیین خواهند کرد؛ مردمی که مانند عباس کیارستمی سالها سختی و محدودیت را تحمل کردهاند.
وبسایت واینت در تحلیلی نوشت حتی اگر جنگ [حکومت] ایران و آمریکا با آتشبس دائمی پایان یابد، جمهوری اسلامی با بحرانهای عمیق داخلی، اقتصادی و سیاسی درگیر خواهد ماند؛ بحرانهایی که ممکن است روند تغییرات سیاسی در ایران را تسریع کند.
در این تحلیل آمده است جنگ در شرایطی آغاز شد که جمهوری اسلامی پیشاپیش با یکی از شدیدترین بحرانهای داخلی خود پس از انقلاب ۱۳۵۷ مواجه بود؛ بحرانی که پس از گستردهترین موج اعتراضات ضدحکومتی در سالهای اخیر تشدید شد.
به نوشته واینت، حکومت ایران اکنون با بحران مشروعیتی عمیق روبهرو است؛ بحرانی که از شکاف فزاینده میان حکومت و جامعه، بهویژه نسل جوان، ناشی میشود و همزمان با مشکلات شدید اقتصادی، کمبود آب و بحران برق همراه شده است. متن کامل تحلیل را اینجا بخوانید.
وبسایت واینت در تحلیلی نوشت حتی اگر جنگ [حکومت] ایران و آمریکا با آتشبس دائمی پایان یابد، جمهوری اسلامی با بحرانهای عمیق داخلی، اقتصادی و سیاسی درگیر خواهد ماند؛ بحرانهایی که به گفته این تحلیل ممکن است روند تغییرات سیاسی در ایران را تسریع کند.
در این تحلیل آمده است جنگ در شرایطی آغاز شد که جمهوری اسلامی پیشاپیش با یکی از شدیدترین بحرانهای داخلی خود پس از انقلاب ۱۳۵۷ مواجه بود؛ بحرانی که پس از گستردهترین موج اعتراضات ضدحکومتی در سالهای اخیر تشدید شد.
به نوشته واینت، حکومت ایران اکنون با بحران مشروعیتی عمیق روبهرو است؛ بحرانی که از شکاف فزاینده میان حکومت و جامعه، بهویژه نسل جوان، ناشی میشود و همزمان با مشکلات شدید اقتصادی، کمبود آب و بحران برق همراه شده است.
این تحلیل با اشاره به اعتراضهای پراکنده در بازار تهران میگوید چنین تجمعهایی بهتنهایی نشانه آغاز موج جدید اعتراضات نیست، زیرا اعتراض به بخشی دائمی از فضای اجتماعی ایران تبدیل شده است. بر اساس پژوهشی از دانشگاه استنفورد که در این گزارش به آن اشاره شده، تهران بین سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۲۴ بهطور متوسط هر سه روز یکبار شاهد نوعی اعتراض بوده است.
با این حال، واینت مینویسد جنگ اخیر همزمان باعث تقویت احساسات ملیگرایانه در بخشی از جامعه ایران شده است. در این تحلیل آمده ادامه حملات به زیرساختهای ملی و دانشگاهها، تهدیدهای دونالد ترامپ درباره «بازگرداندن ایران به عصر حجر» و گزارشهایی درباره تلاش برای تحریک اقلیتهای قومی، حتی در میان برخی مخالفان جمهوری اسلامی نیز نگرانیهایی درباره حفظ تمامیت و استقلال ایران ایجاد کرده است.
این تحلیل به نقل از بیژن عبدالکریمی، استاد دانشگاه وابسته به حکومت، مینویسد بسیاری از شهروندان، در کنار خواست زندگی بهتر، اکنون حفظ استقلال سیاسی ایران را نیز ضروری میدانند و نگراناند تلاش برای فروپاشی حکومت به تهدیدی علیه موجودیت کشور تبدیل شود.
واینت در ادامه تاکید میکند رهبران جمهوری اسلامی بهخوبی از خطر بازگشت اعتراضات اجتماعی پس از پایان جنگ آگاهاند. در این گزارش به هشدار یک جامعهشناس ایرانی اشاره شده که گفته فشار اقتصادی، طبقه متوسط ایران را فرسوده کرده و جامعه را به سمت شکاف شدید میان اقلیتی ثروتمند و اکثریتی فقیر سوق داده است.
بر اساس این تحلیل، حتی اگر توافق احتمالی میان تهران و واشینگتن به کاهش تحریمها منجر شود، مشکلات ساختاری اقتصاد ایران - از جمله فساد، سوءمدیریت و سلطه نهادهای دولتی و شبهدولتی - همچنان پابرجا خواهد ماند و لغو تحریمها بهتنهایی قادر به حل بحران اقتصادی نخواهد بود.
واینت همچنین از شکلگیری آنچه «جمهوری اسلامی سوم» توصیف شده سخن میگوید؛ مرحلهای که به نوشته این تحلیل، پس از مرگ علی خامنهای و با افزایش نقش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ساختار قدرت از حکومت دینی به نوعی اقتدارگرایی نظامی تغییر یافته است.
به نوشته این تحلیل، رهبران جدید حکومت ایران در کوتاهمدت بر بقا و جلوگیری از ازسرگیری جنگ متمرکزند، اما پس از پایان درگیریها ناچار خواهند شد با پیامدهای گسترده اقتصادی و اجتماعی جنگ روبهرو شوند.
در این تحلیل آمده است بر اساس گزارشهای رسمی، تنها در استان تهران حدود ۶۰ هزار واحد مسکونی آسیب دیده و مقامهای حوزه انرژی هشدار دادهاند بازسازی زیرساختها ممکن است حدود دو سال زمان ببرد. همچنین پیشبینی شده زمستان آینده از نظر تامین انرژی برای صنعت، کشاورزی و خدمات بسیار دشوار باشد و مصرف بخش خصوصی احتمالا باید تا ۴۰ درصد کاهش یابد.
واینت همچنین هشدار میدهد پایان جنگ ممکن است شکافهای داخلی در ساختار قدرت جمهوری اسلامی را تشدید کند؛ بهویژه در شرایطی که حکومت تاکنون عمدتا به دلیل وضعیت جنگی انسجام خود را حفظ کرده است.
این تحلیل به وضعیت مجتبی خامنهای نیز اشاره میکند و مینویسد رهبر جدید جمهوری اسلامی ممکن است زودتر از انتظار با انتقادها درباره جانشینی موروثی و توانایی خود برای تثبیت قدرت روبهرو شود؛ موضوعی که از نگاه بسیاری با اصول اولیه جمهوری اسلامی در تضاد است.
واینت در پایان نتیجه میگیرد که حتی اگر تغییر حکومت در کوتاهمدت محتمل نباشد، پایان جنگ میتواند جمهوری اسلامی را ناچار کند با بحرانهای انباشته اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مواجه شود؛ بحرانهایی که به نوشته این تحلیل ممکن است روند فرسایش و افول نظام را تسریع کنند.
دشمنی جمهوری اسلامی با امارات متحده عربی بیش از آنکه بر سر مرزها باشد، ریشه در یک تضاد عمیق وجودی دارد.
دقیقترین توصیف از این شکاف را ریم الهاشمی، وزیر مشاور امارات ارائه داد. او تاکید کرد که امارات بیش از هر کشور دیگری هدف حملات تهران بوده است، زیرا این کشور هر آن چیزی است که جمهوری اسلامی نیست. امارات با ارائه الگویی از شکوفایی اقتصادی، تنوع ادیان و همزیستی فرهنگهای جهانی، عملا به ضدِ الگوی حکومتی تبدیل شده که بقای خود را در انزوای ایدئولوژیک و ترویج فقر تحت نام مقاومت میبیند.
هراس از ابطال روایت؛ وقتی رفاه همسایه پایههای شعار را میلرزاند
برای سیستمی که دههها بر طبل سادهزیستی انقلابی و دشمنی با تجمل کوبیده است، تماشای یک کشور مسلمان در همسایگی که به قلههای رفاه و تکنولوژی رسیده، یک کابوس تمامعیار است.
موفقیت دبی و ابوظبی بهطور خودکار ادعای ناکارآمدی مدلهای غیرانقلابی را باطل میکند. مقامات تهران توسعه امارات را نه یک پیشرفت بومی، بلکه ویترینی از استعمار نوین معرفی میکنند، چرا که پذیرش موفقیت این مدل به معنای پذیرش شکست چهل سال شعار اقتصاد مقاومتی در ایران است.
متن کامل این تحلیل را اینجا بخوانید