• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

آیا ترامپ پیروزی در جنگ ایران را با شکست عوض می‌کند؟

۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۹:۴۸ (‎+۱ گرینویچ)

مارک ای. تیسن، ستون‌نویس روزنامه واشینگتن‌پست در تحلیلی به تصمیمات و اقدامات اخیر دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، پرداخته و هشدار داده که او در آستانه آن است که پیروزی در جنگ ایران را با شکست معاوضه کند زیرا نحوه پایان دادن به جنگ، به اندازه نحوه آغاز آن اهمیت دارد.

به‌نوشته تیسن، تصمیم دونالد ترامپ برای آغاز عملیات «خشم حماسی» به‌عنوان یکی از شجاعانه‌ترین و مهم‌ترین تصمیمات تاریخی در دوران زندگی من ثبت خواهد شد. پیشتر روسای‌جمهوری از هر دو حزب اعلام کرده بودند که ایران نباید به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند؛ اما فقط ترامپ بود که اقدامی قاطع برای متوقف کردن آن انجام داد.

تحلیلگر واشینگتن‌پست در عین حال اما تاکید کرده که نحوه پایان دادن به یک جنگ، به همان اندازه نحوه آغاز آن اهمیت دارد. و اکنون ترامپ در خطر آن است که با توافقی که به رژیم آسیب‌دیده جمهوری اسلامی فرصتی دوباره برای بقا می‌دهد، پیروزی را از چنگ خود خارج و آن را به شکست تبدیل کند.

ترامپ می‌گوید همه برگ‌های برنده را در اختیار دارد، اما تهران نظر دیگری دارد. چرا؟ کافی است وقایع چند روز گذشته را از منظر تهران نگاه کنید: ابتدا رییس‌جمهوری «پروژه آزادی» را برای هدایت کشتی‌ها از تنگه هرمز آغاز کرد و هشدار داد اگر حکومت ایران جرات کند و به کشتی‌های آمریکایی شلیک کند، «از صفحه زمین محو خواهد شد.»

جمهوری اسلامی هشدار او را نادیده گرفت و نه‌تنها به یک ناو جنگی آمریکا شلیک کرد، بلکه ۱۲ موشک بالستیک، سه موشک کروز و چهار پهپاد به سوی امارات متحده عربی پرتاب کرد. در پاسخ، آمریکا هیچ کاری نکرد.

ترامپ نه‌تنها جمهوری اسلامی را «از صفحه زمین محو» نکرد، بلکه مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، در یک نشست خبری در کاخ سفید گفت: «عملیات خشم حماسی تمام شده است. رییس‌جمهوری به کنگره اطلاع داده که آن مرحله تمام شده، حالا وارد پروژه آزادی شده‌ایم.»

سپس ترامپ پروژه آزادی را هم متوقف و عملا مأموریت را لغو کرد و به جمهوری اسلامی اجازه داد بدون هیچ هزینه‌ای آتش‌بس را نقض کند.

تیسن پس از شرح رویدادهای روزهای اخیر افزوده است: «اگر جای ایران بودید، چه فکری می‌کردید؟ ضعف را احساس می‌کردید. به این نتیجه می‌رسیدید که تهدیدهای ترامپ صرفا لفاظی بوده و او تمایلی به ازسرگیری بمباران‌ها ندارد.»

به‌نوشته او به این ترتیب، «اگر به جای حکومت ایران بودید، تصمیم می‌گرفتید که ترامپ تحت فشار سیاسی ناشی از افزایش قیمت بنزین قرار گرفته، محاصره ایران در تنگه هرمز علیه خودش نتیجه معکوس داده و فقط مساله زمان است که مجبور شود آن را هم متوقف کند.»

او ادامه داده: «فکر می‌کردید توانایی شما برای تهدید زیرساخت‌های نفتی متحدان آمریکا در خلیج فارس نه‌تنها ترامپ را از حمله دوباره بازداشته، بلکه مانع شده کنترل تنگه را از شما بگیرد. در نتیجه تصور می‌کردید این شما هستید که برگ‌های برنده را در اختیار دارید، نه ترامپ.»

این تحلیلگر سپس نوشته است: «اگر کسی تردید دارد که ایران جسورتر شده، کافی است به گزارش فایننشال‌تایمز نگاه کند که نوشته «تهران اعدام افراد متهم به حضور در ناآرامی‌های ضدحکومتی را افزایش داده است» و افزوده که «سرعت اعدام‌ها پس از آتش‌بس شکننده درگیری‌ها بیشتر شده است.»

این اتفاق پس از آن رخ داد که ترامپ علنا از حکومت ایران خواسته بود جان گروهی از زنان معترض را حفظ کند. رهبران جمهوری اسلامی نه‌تنها عقب‌نشینی نکرده‌اند، بلکه در پیامی آشکار برای مقابله با ترامپ، کارزار سرکوب داخلی خود را تشدید کرده‌اند.

تیسن سپس در پاسخ به این سوال که «پس ترامپ چه باید بکند؟» نوشته است: «پاسخ ساده است: کاری را که آغاز کرده، تمام کند. پروژه آزادی را از سر بگیرد و روشن کند که به ایران اجازه داده نخواهد شد تنگه هرمز را کنترل کند یا کشتی‌های عبوری را تهدید کند.»

به‌نوشته او، اگر جمهوری اسلامی دوباره به آمریکا شلیک یا زیرساخت انرژی متحدان ما در خلیج فارس را تهدید کند، آمریکا باید با حمله به زیرساخت‌های انرژی ایران در جزیره خارک، جایی که بیش از ۹۰ درصد نفت ایران از آن عبور می‌کند، تلافی کند.

تیسن افزوده: «سپس باید به اسرائیل چراغ سبز داده شود تا عملیات نظامی را از سر بگیرد و رهبران، تسلیحات و اهداف انرژی در سراسر ایران را هدف قرار دهد. مشغول نگه داشتن حکومت ایران در داخل کشور از سوی اسرائیل، عملیات آزادی کشتی‌رانی را برای نیروهای آمریکایی آسان‌تر خواهد کرد.»

به‌نوشته واشینگتن‌پست، اگر جمهوری اسلامی همچنان تسلیم نشد، ترامپ می‌تواند آخرین موج حملات را آغاز کند، تمام اهدافی را که در ابتدای جنگ تعیین کرده بود نابود کند، اعلام پیروزی کند و سپس عملیات مخفیانه برای مسلح کردن مردم ایران به منظور سرنگونی حکومت را آغاز کند.

تیسن تاکید کرده است که از نظر سیاسی، تنها حالتی که جنگ ایران می‌تواند به ترامپ آسیب بزند این است که او نتواند درگیری را با یک پیروزی قاطع به پایان برساند.

به‌نوشته او، اگرچه بیشتر آمریکایی‌ها از تصمیم برای ورود به جنگ حمایت نکردند، اما نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که آنها می‌خواهند آمریکا در این جنگ پیروز شود. یک نظرسنجی جدید هاروارد کپس- هریس از رأی‌دهندگان ثبت‌نام‌شده نشان می‌دهد اکثریت قاطع آنان از اهداف ترامپ در ایران حمایت می‌کنند.

براساس این نظرسنجی۷۱ درصد می‌گویند ضروری است که «ایران از حق غنی‌سازی هرگونه اورانیوم صرف‌نظر کند و اورانیوم غنی‌شده موجود خود را تحویل دهد»؛ ۷۴ درصد موافق‌اند که ایران «باید کنترل تنگه هرمز را واگذار کند»؛ ۷۸ درصد معتقدند «ایران باید اعدام معترضان را متوقف کند»؛ ۷۹ درصد می‌گویند «ایران باید حمایت از نیروهای نیابتی تروریستی مانند حزب‌الله و حماس را متوقف کند.» همچنین ۶۶ درصد می‌گویند ترامپ باید «بر همه این موارد پافشاری کند» و «به کمتر از آن رضایت ندهد.»

نویسنده مقاله سپس افزوده است: «آمریکایی‌ها می‌خواهند پیروز شوند. تنها چیزی که کمتر از جنگ و بنزین گران دوست دارند، تحمل این هزینه‌ها بدون هیچ دستاوردی است. اما برای دستیابی به آن پیروزی، رییس‌جمهوری ترامپ باید به حکومت ایران نشان دهد که اهرم‌های فشاری که رهبران جمهوری اسلامی تصور می‌کنند در اختیار دارند، واقعی نیست.»

تیسن در پایان یادداشت خود تاکید کرده است که ترامپ نمی‌تواند تن به توافقی دهد که جمهوری اسلامی را دوباره سر پا کند و اگر چنین کند، فرصتی تاریخی برای ثبت یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای امنیت ملی هر رییس‌جمهوری در تاریخ مدرن آمریکا را هدر خواهد داد.

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

ترامپ زودتر به کاخ سفید بازگشت؛ ریاض از رهگیری موشک حوثی‌ها خبر داد
۱

ترامپ زودتر به کاخ سفید بازگشت؛ ریاض از رهگیری موشک حوثی‌ها خبر داد

۲

میترا حجازی‌پور قهرمان بلیتس زنان فرانسه شد

۳

نیویورک‌تایمز: ترامپ در آخرین لحظات حمله آمریکا به مواضع حوثی‌ها را متوقف کرد

۴

قرارگاه خاتم‌الانبیا: آمریکا قصد دارد با همکاری کشورهای منطقه علیه جمهوری اسلامی اقدام کند

۵
اختصاصی

مقام عراقی: در پی فشارهای آمریکا، عراق تنها مسیر ایران برای دسترسی به دلار شده است

انتخاب سردبیر

  • علی زارعی، آسیب‌دیده چشمی و زندانی سیاسی محکوم به اعدام، به سلول انفرادی منتقل شد

    علی زارعی، آسیب‌دیده چشمی و زندانی سیاسی محکوم به اعدام، به سلول انفرادی منتقل شد

  • صدای خیابان، سایه زندان؛ نظارت بر رپرها در ایران

    صدای خیابان، سایه زندان؛ نظارت بر رپرها در ایران

  • مقام عراقی: در پی فشارهای آمریکا، عراق تنها مسیر ایران برای دسترسی به دلار شده است
    اختصاصی

    مقام عراقی: در پی فشارهای آمریکا، عراق تنها مسیر ایران برای دسترسی به دلار شده است

  • نیویورک‌تایمز: ترامپ در آخرین لحظات حمله آمریکا به مواضع حوثی‌ها را متوقف کرد

    نیویورک‌تایمز: ترامپ در آخرین لحظات حمله آمریکا به مواضع حوثی‌ها را متوقف کرد

  • سایه تورم بر تغذیه دانش‌آموزان؛ گرسنگی پنهان و افت یادگیری در کمین است

    سایه تورم بر تغذیه دانش‌آموزان؛ گرسنگی پنهان و افت یادگیری در کمین است

  • وال‌استریت ژورنال: هر توافقی با ایران باید به برچیدن کامل برنامه هسته‌ای منجر شود

    وال‌استریت ژورنال: هر توافقی با ایران باید به برچیدن کامل برنامه هسته‌ای منجر شود

  • توافق موقت به جای صلح جامع؛ شکاف‌ها میان تهران و واشینگتن همچنان باقی است

    توافق موقت به جای صلح جامع؛ شکاف‌ها میان تهران و واشینگتن همچنان باقی است

  • ترامپ از توقف موقت طرح کمک به کشتی‌های گرفتار در تنگه هرمز خبر داد

    ترامپ از توقف موقت طرح کمک به کشتی‌های گرفتار در تنگه هرمز خبر داد

  • پولیتیکو: تحقیرهای ترامپ علیه جمهوری اسلامی ممکن است مانع توافق شود

    پولیتیکو: تحقیرهای ترامپ علیه جمهوری اسلامی ممکن است مانع توافق شود

•
•
•

مطالب بیشتر

مهندسی سرکوب در ورزش ایران؛ روایتی از قتل و حذف ورزشکاران

۱۴ بهمن ۱۴۰۴، ۰۵:۴۶ (‎+۰ گرینویچ)
•
سارا امت‌علی
100%

ماهان مردانی، ورزشکار ۲۳ ساله، پیش از قدم گذاشتن به خیابان‌ نوشت: «از ما حتی اگر یک نفر باقی بماند، وظیفه دارد راوی بماند.» او رفت، گلوله خورد و کشته شد، اما آخرین واژه‌هایش دریچه‌ای گشود به بازخوانی روندی که در آن جمهوری اسلامی ورزش را به ابزاری برای سرکوب و مدیریت ترس بدل کرد.

بر اساس تجمیع اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، تا لحظه تنظیم این گزارش هویت ۸۲ ورزشکار کشته‌شده شناسایی شده است؛ ۲۸ نفر از آنها ورزشکار آماتور بودند، ۴۷ نفرشان ورزشکارانی در تیم‌های استانی و کشوری و هفت نفرشان قهرمان ملی.

۵۶ درصد از ورزشکاران کشته‌شده‌ای که هویت‌شان شناسایی شده، در ورزش‌های رزمی و قدرتی مانند پرورش اندام، کشتی، کیک‌بوکسینگ، بوکس، تکواندو، کاراته و پاورلیفتینگ فعال بودند.

۵۸ درصد از آنها هم از قهرمانان استانی و کشوری بودند و در سطح محلی افرادی صاحب نفوذ و شناخته‌شده به شمار می‌آمدند.

این اعداد تصادفی نیستند؛ حامل پیام و حاصل یک برنامه‌ریزی بلندمدت‌اند.

اعداد به ما چه می‌گویند؟

پیش از رفتن به سراغ اعداد، لازم است تصویر یک ورزشکار را در ذهن تجسم کنیم؛ بدنی ورزیده و عضلانی، نگاهی مصمم و حالتی جسمانی که قدرت، مقاومت، نظم، امید به بهبود، استمرار و امکان زیستنِ مستقل را تداعی می‌کند.

بدن ورزشکار فقط یک پیکره فیزیکی نیست. نمادی است زنده از معنا یافتنِ تلاش، امکان، رویا و میل به عبور از محدودیت‌ها. بدنی که گواهی می‌دهد انسان قادر به «از نو ساختن» است.

حالا اعداد معنا پیدا می‌کنند: ۵۶ درصد، یعنی بیش از نیمی از ورزشکاران شناسایی‌شده که به دست جمهوری اسلامی به قتل رسیدند، در رشته‌های رزمی و قدرتی فعال بودند.

تصاویری که همراه با خبر کشته شدن این گروه از ورزشکاران کشته‌شده منتشر می‌شود، حامل تناقضی صریح و کوبنده است: حکومت سرکوبگر این اندام‌های ورزیده قدرتمند را، این نمادهای تلاش و امکان و رویا را و این میل بی‌پایان به عبور از محدودیت‌ها را، در چشم بر هم زدنی با شلیک چند گلوله به «جسد» تبدیل کرده است.

نانسی شپر-هیوز، انسان‌شناس آمریکایی که بخش عمده‌ای از کارهایش بر انسان‌شناسیِ بدن، خشونت، نسل‌کُشی و جوخه‌های مرگ متمرکز است، عقیده دارد که خشونت، به‌ویژه از سوی نظام‌های اقتدارگرا، صرفا سرکوب نیست؛ آموزش است.

در این چارچوب، قتل ورزشکار حاوی یک پیام تربیتی برای جامعه است: بدن قوی، محبوب و مشهور، قابل حذف است، چه رسد به بدن‌های نحیف و ناتوان‌شده از فقرِ شهروندان گمنام.

افزون بر این، شپر-هیوز، کشتار گسترده سیاسی را نوعی «ترور نمادین» می‌داند. جمهوری اسلامی با کشتن ده‌ها ورزشکار که نماد امید، سلامت، امکان پیشرفت و زیستنِ مستقل‌اند، پیامی نمادین به جامعه ارسال می‌کند: هیچ افقی امن نیست و هر تلاش و هر شکلی از قدرت در برابر حاکمیت «هیچ» است.

100%

خشونت پیش از شلیک گلوله آغاز شده بود

علیرضا نجاتی، ملی‌پوش پیشین کشتی فرنگی و دارنده مدال برنز جهانی، ۱۶ دی در صفحه اینستاگرامش نوشت: «ما آمده‌ایم بجنگیم، نه برای زنده ماندن، بلکه برای نماندن در خفت … جنگیدن در مقابل ظلم، حق‌کشی، زورگویی و ...»

پیام بعدی او درست یک روز پیش از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی این بود: «آخر هفته‌ای زیبا و پر از موفقیت و حال خوب را برای همه آرزومندم؛ این پایان است.» او دو روز بعد بازداشت شد.

پس از آن، ایران‌وایر، به نقل از یک منبع آگاه در تهران، گزارش داد علیرضا دبیر، رییس دست‌نشانده فدراسیون کشتی، پس از بازداشت نجاتی به کشتی‌گیران ملی‌پوش ایران پیام داده که «این، آخر و عاقبت فریب خوردن و سیاسی شدن شماست».

دبیر ۲۶ تیر ۱۳۹۸ با وجود پرونده‌های فساد مالی گسترده در دوران نمایندگی‌اش در شورای شهر تهران، با حمایت مدیران نظامی و امنیتی ورزش و در انتخاباتی که سلامت آن مورد تردید بود، به ریاست فدراسیون کشتی رسید.

او ۲۱ بهمن ۱۴۰۳، در گفت‌وگو با روزنامه شرق تایید کرد محدودیت‌هایی برای کشتی‌گیران در «اظهارنظرهای شخصی و عمومی» ایجاد کرده است: «گفتم بچه‌های تیم ملی حق ندارند در مسائل سیاسی اظهار‌نظر کنند چون سیاسی نیستند، بلد نیستند، من سیاست را می‌فهمم. من قضیه‌ام فرق دارد ولی بچه‌ها را گفتم در موضوعات سیاسی حق ندارید اظهار‌نظر کنید.»

پایگاه خبری وزارت ورزش و جوانان سوم دی، حدود ۱۰ روز پیش از نخستین جرقه‌های انقلاب ملی ایرانیان، از دیدار دبیر با فرمانده مرکز مقاومت بسیج این وزارت‌خانه و مهدی میرجلیلی، رییس سازمان بسیج ورزشکاران خبر داد و به نقل از دبیر نوشت: «فدراسیون کشتی برای همکاری هرچه بیشتر با مرکز مقاومت بسیج وزارت ورزش آمادگی دارد.»

100%

ورزش در تسخیر نظامیان

فدراسیون کشتی تنها فدراسیون تحت نفوذ نیروهای سیاسی-امنیتی نیست. مهدی تاج، از چهره‌های شناخته‌شده نظامی، امنیتی و اقتصادی در ورزش ایران، ریاست فدراسیون فوتبال، محبوب‌ترین رشته ورزشی در ایران را بر عهده دارد.

آذر ۱۴۰۱ گروه هکری بلک‌ریوارد اسنادی درباره انتخابات فدراسیون فوتبال را در اختیار رسانه‌ها از جمله ایران‌اینترنشنال قرار داد که نشان می‌داد مهدی تاج گزینه مد نظر سپاه پاسداران در این انتخابات بود، زیرا ضمانت داده بود هیچ‌گاه در برابر نظام، علی خامنه‌ای و منویات او قرار نخواهد گرفت.

فدراسیون تیراندازی از بهمن ۱۴۰۰ تحت ریاست سرتیپ مرتضی قربانی، از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران فعالیت می‌کند.

غفور کارگری، از فرماندهان پیشین نیروی قدس سپاه که از سوی اتحادیه اروپا تحریم شده، از آذر ۱۴۰۱ هدایت کمیته ملی پارالمپیک را بر عهده گرفته است.

100%
دیدار غفور کارگری با رییس کاروان اعزامی فلسطین به بازی‌های پاراآسیایی هانگژو

کمیته ملی المپیک نیز در اختیار محمود خسروی‌وفا، چهره امنیتی و محافظ شخصی پیشین خامنه‌ای است.

احسان حدادی که با وجود محکومیت در یک پرونده تجاوز جنسی، تیر ۱۴۰۳ در جریان انتخاباتی جنجالی به ریاست فدراسیون دو و میدانی انتخاب شد، به بیت خامنه‌ای نزدیک است، به دیدار او می‌رود و به دوستی با آقازاده‌ها و همراهی‌شان در راهپیمایی اربعین افتخار می‌کند.

هادی ساعی که ۱۵ دی ۱۴۰۰ به عنوان رییس فدراسیون تکواندو انتخاب شد، نیز مانند دبیر تعاملی نزدیک با فرماندهان سپاه پاسداران دارد.

دیدار او با جانشین فرمانده سپاه بیت‌المقدس کردستان و فرمانده سپاه «امام صادق» بوشهر رسانه‌ای شد.

یک هفته پس از حمله لفظی دبیر به علی دایی، معاون هماهنگ‌کننده سازمان بسیج مستضعفین در اظهار نظری، ساعی و دبیر را «افرادی که پای حقیقت ایستاده‌اند» توصیف کرد و گفت باید از چنین کسانی تجلیل کرد.

از قرارگاه تا فدراسیون؛ پروژه ۳۰ ساله امنیتی‌سازی ورزش

این انتصاب‌ها و انتخاب‌ها نه‌تنها تصادفی‌ نیستند، بلکه بخشی حیاتی و نظام‌مند از یک الگوی حکمرانی امنیتی‌اند که از اواخر دهه ۱۳۷۰ به‌تدریج در ورزش ایران نهادینه شد.

از آن زمان، هم‌زمان با تثبیت ساختارهای امنیتی جمهوری اسلامی پس از جنگ و آغاز نگرانیِ حاکمیت از گسترش نهادهای مستقل مدنی، ورزش ایران به‌تدریج وارد فرآیند «امنیتی‌سازی» شد.

فدراسیون‌ها و باشگاه‌ها دیگر صرفا نهادهای مستقل ورزشی نبودند، بلکه به حوزه‌هایی برای مدیریت اجتماعی، کنترل افکار عمومی و مهار چهره‌های اثرگذار تبدیل شدند.

حضور تدریجی فرماندهان پیشین سپاه پاسداران و نیروهای امنیتی در راس فدراسیون‌ها و باشگاه‌های پرطرفداری چون استقلال و پرسپولیس، دخالت نهادهای اطلاعاتی در انتخابات ورزشی و شکل‌گیری شبکه‌های غیررسمی نظارت بر ورزشکاران، نشان‌دهنده انتقال منطق «امنیت داخلی» به حوزه ورزش بود.

تشکیل «میز ورزش» در اطلاعات سپاه هم بر تمایل این نهاد نظامی به کنترل تمام و کمال ورزشکاران صحه می‌گذارد.

میثم مهری، که به نظر می‌رسد نامی مستعار باشد، مسئول این میز است و گزارش‌هایی از روابط نزدیک او با تاج، خسروی‌وفا و محمدرضا داورزنی، از مدیران ورزشی جمهوری اسلامی، حکایت دارد.

مطالعه‌ای با عنوان «تجارت جدی: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و صنعت ورزش» که سال ۲۰۲۴ در دانشگاه یِیل انجام شد، سیطره سپاه پاسداران بر ورزش ایران را این‌طور توصیف می‌کند: «سپاه از طریق در اختیار گرفتن بسیاری از باشگاه‌ها و فدراسیون‌های مهم، نه‌تنها سودهای اقتصادی عظیمی به‌دست می‌آورد - که می‌تواند در فعالیت‌های اقتصادی، اطلاعاتی یا نظامی دیگر سرمایه‌گذاری شود ـ بلکه ساختار ورزش ایران را نیز مطابق با اولویت‌های نهادی خود شکل می‌دهد: محافظه‌کاری اسلامی، سرکوب زنان و کنترل بی‌چون‌وچرای شهروندان.»

در بخش دیگری از این پژوهش به استفاده سپاه پاسداران از نهادهای ورزشی، به‌ویژه ورزش‌های رزمی، برای «جذب جوانان به نیروهای زمینی خود» اشاره شده است: «به‌طور مشخص، فدراسیون‌های هنرهای رزمی که زیر نظر وزارت ورزش و جوانان فعالیت می‌کنند، از جمله جودو و کیک‌جیتسو، به مراکز جذب نیرو برای یگان‌های ویژه سپاه تبدیل شده‌اند؛ یگان‌هایی که ماموریت اصلی آنها سرکوب اعتراضات مردمی با خشونتی قلدرمابانه و سازمان‌یافته است.»

اعمال کنترل و خشونت در دستورالعمل‌های ابلاغی

خرداد ۱۴۰۲، چند ماه پس از خیزش مشهور به «زن، زندگی، آزادی»، نسخه‌ای تازه از دستورالعمل نقل و انتقال بازیکنان فوتبال از سوی فدراسیون و با موافقت باشگاه‌ها ابلاغ شد که در آن یک بند تازه وجود داشت.

در بند ۱۵ این دستورالعمل ذکر شده که «انجام هر گونه فعالیت و مواد مغایر با قوانین کشور» و «سوء‌رفتارهای اجتماعی، سیاسی، مذهبی و توهین به مقامات ذی‌صلاح در فضای مجازی و مصاحبه» در کمیته انضباطی باشگاه و «مراجع صلاحیت‌دار» قابل رسیدگی است.

این بند از دستورالعمل که هم‌اکنون نیز مورد استفاده است، از باشگاه‌ها می‌خواهد در قرارداد بازیکنان قید کنند که «انجام هر گونه فعالیت و مواد مغایر با قوانین کشور و کدهای اخلاقی و انضباطی پیوست از جمله سوءرفتارهای اجتماعی، تبعیض‌ نژادی، قومی، مذهبی و سیاسی و توهین به مقامات ذی‌صلاح اعم از در فضای مجازی، مصاحبه، تبلیغ در داخل و خارج از زمین مسابقه، ممنوع بوده و تخلف قابل رسیدگی در کمیته انضباطی باشگاه و مراجع صلاحیت‌دار است.»

به این ترتیب، دست نهاد قضایی باز است که بر اساس گزارش‌هایی که از فدراسیون دست‌نشانده حاکمیت دریافت می‌کند، هر واکنش یا اظهار نظر خلاف منافع حاکمیت را با برچسب «سوءرفتار» یا «توهین به مقامات ذی‌صلاح» به «مراجع صلاحیت‌دار» بسپرد.

منظور از مراجع صلاحیت‌دار در این بند، نهادهایی جز کمیته‌ انضباطی باشگاه و فدراسیون است و می‌توان به شکل‌های مختلف آن را تفسیر کرد؛ از قوه قضاییه تا وزارت اطلاعات و اداره اطلاعات سپاه.

دستکاری ساحت ورزش و تعبیه کردن ساختاری خشونت

این تلاش سازمان‌یافته برای تبدیل ورزش از سرمایه ملی به ابزار سرکوب و قتل هدفمند ورزشکاران به کمک «تئوری میدان» پی‌یر بوردیو، جامعه‌شناس فرانسوی، بهتر درک می‌شود.

بوردیو جامعه را متشکل از «میدان‌»هایی نسبتا مستقل می‌داند که هر کدام قواعد، سلسله‌مراتب و سرمایه خاص خود را دارند.

بر این اساس، سرمایه در میدان ورزش، بدن ورزیده، افتخارات ورزشی، شهرت و محبوبیت است، شایستگی‌های جسمی و فنی قواعد بازی را تعیین می‌کنند، و مشروعیت بر موفقیت‌های ورزشی و محبوبیت اجتماعی استوار است.

در این میدان، ورزشکار می‌تواند بدون وابستگی به قدرت «کسی» شود.

با ورود نهادهای امنیتی به مدیریت ورزشی، ورزش به‌‌تدریج از میدانی نسبتا مستقل به زیرمجموعه‌ای وابسته به میدانِ سیاستِ اقتدارگرا تبدیل شد و قواعد بازی به‌دست مدیران امنیتی-نظامی یا مدیران دست‌نشانده‌، به نفع قدرت مسلط تغییر می‌کند.

وقتی نیروهای سپاهی ریاست فدراسیون‌ها، کمیته‌های ورزشی و باشگاه‌ها را به دست می‌گیرند و انتخابات فدراسیون‌ها را مهندسی می‌کنند، در واقع می‌گویند که سرمایه مشروع در میدان تازه‌ای که ساخته‌ایم، دیگر بدن ورزیده، تعداد مدال‌ها و محبوبیت اجتماعی نیست؛ «وفاداری به من و سکوت در برابر من» است.

در چنین میدانی، بدن ورزیده و محبوبیت اجتماعی‌ ورزشکار مستقل، تهدیدی تحمل‌ناپذیر علیه میدان سیاست اقتدارگرا تلقی می‌شود؛ پس باید بی‌اعتبار و شکسته و در شدیدترین حالت حذف شود.

در چنین ساختاری، ورزشکار دیگر یک کنشگر آزاد نیست، بلکه یا باید سرمایه نمادین خود را در خدمت قدرت بگذارد، یا هزینه استقلالش را با حذف، زندان و مرگ بپردازد.

مدیریت ترس، کنترل مرگ

سرکوبگران پس از کشتنِ ماهان مردانی به ضرب دو گلوله جنگی، اجازه ندادند پیکر او در گورستان شهر قدس، شهر محل زندگی‌اش در حاشیه جنوب غربی تهران، دفن شود.

بدن ورزیده اما بی‌جان‌شده‌ ماهان به‌شرطی به خانواده‌اش تحویل داده شد، که او را در گورستان یکی از روستاهای حاشیه تهران به خاک بسپارند؛ بدون حق سوگواری و بدون حضور جمعیت.

این خشونت عریان که تا لحظه‌ دفن بدنِ سیاسی‌شده ورزشکار ادامه یافت، شاهدی دیگر بر این واقعیت است که قتل ورزشکاران، به‌ویژه آنها که در سطح محلی شناخته‌شده‌ترند، محبوبیت و نفوذ بیشتری دارند و اندام‌شان تجسم صریح‌تری از «قدرت» است، تصادفی نیست.

این بخشی از معماری قدرت و سرکوب است؛ تصمیمی سیاسی در پی سال‌ها تدارک و برنامه‌ریزی امنیتی گام‌به‌گام و حساب‌شده برای هشدار به جامعه.