رییس عقیدتی سیاسی فراجا: حتی اگر توافق هم بشود ما ترامپ را قصاص میکنیم
علی شیرازی، رییس سازمان عقیدتی سیاسی فرماندهی انتظامی، گفت که ما تا انتقام قاسم سلیمانی و رهبرمان را از ترامپ نگیریم و او را قصاص نکنیم، کوتاه نمیآییم و اگر توافقی هم بشود، به معنای کوتاه آمدن در مقابل آمریکا و ترامپ نیست.
رییس سازمان عقیدتی سیاسی فرماندهی انتظامی، خطاب به ترامپ گفت: «تو یک غلطی کردی که هیچ رییس جمهوری جرات این کار را نداشت، تو امام ما را کشتی، میدانی قصاص امام کشتن چیست؟ قطعه قطعه کردن تو در جلوی چشم جبهه مقاومت است.»
ایران در وضعیتی میان بیم و امید، روزهای پس از جنگ و آتشبس موقت را سپری میکند اما آنچه شهروندان در خیابانها تجربه میکنند، نه آرامش، بلکه خفقانی است که با تکیه بر پروپاگاندا و حضور نظامی، چهره شهرها را به یک پادگان بزرگ بدل کرده است.
در حالی که اینترنت در ایران همچنان قطع است، ماشین تبلیغات جمهوری اسلامی تصاویری گزینشی از «عادی بودن اوضاع» مخابره میکند، اما واقعیت روی زمین چیز دیگری است.
در تهران و دیگر شهرهای بزرگ، چهره خیابانها به فضای دهه ۶۰ و دوران جنگ هشت ساله بازگشته است.
شهر در تسخیر «ایستگاههای صلواتی» و نمادهای جنگی
حاکمیت نه تنها آثار تخریب را از برخی مناطق جمعآوری نکرده تا از آن بهرهبرداری تبلیغاتی کند، بلکه با برپایی ایستگاههای دائمی موسوم به «صلواتی»، سنگربندیهای جنگی را به محلات بازگردانده است.
بوی اسپند، بلندگوهایی که تا نیمهشب نوحه پخش میکنند و حضور «موکبهای عراقی» که به گفته حکومت، بهوسیله شهروندان عراقی اداره میشوند، زیست روزمره مردم را مختل کرده است.
از سوی دیگر، رژه متناوب کاروانهای موتوری مسلح، از جمله نیروهای حزبالله لبنان و حشدالشعبی، فضایی از رعب و وحشت را القا میکند که پیامی جز اشغال نظامی فضاهای شهری ندارد.
ایستهای بازرسی با حضور نوجوانان بسیجی و نیروهای خارجی
شدت گرفتن ایستهای بازرسی در اتوبانها و ورودی شهرها، رفت و آمد عادی را به کابوسی برای شهروندان بدل کرده است. برخی از این ایستها به دست نوجوانان بسیجی اداره میشود که به گفته شاهدان، رفتاری پرخاشگرانه و تهاجمی دارند.
در برخی مناطق حساس مانند عوارضیهای قزوین و قم، مواردی از حضور نیروهای غیرایرانی برای تفتیش خودروها گزارش شده است.
یک شهروند در گفتوگو با ایراناینترنشنال، از بنبست اعتراض به وضعیت موجود گفت.
او تاکید کرد: «هیچ راهی برای اعتراض نیست؛ نه به ترافیک ناشی از تجمعهای حکومتی و نه به بستن مسیرها و نه سر و صداهای چند ساعته بعد از نیمهشب یا حتی ادامهدار تا صبح. کافی است با احترام بخواهی راه را باز کنند تا با چنان پرخاشگری عجیبی روبهرو شوی که عواقبش نامعلوم است.»
این شهروند به ارعاب و تهدید از سوی افرادی اشاره کرد که در برخی محلهها، برای هموار کردن مسیر راهپیمایی یا تجمعات خیابانی، رخ میدهد. بسیجیها و لباسشخصیهای مسلحی که شهروندان را برای جابهجا کردن خودروهایشان از مقابل خانه یا محل کسب به مکانهای دیگر، تحت فشار قرار میدهند.
در موارد بسیاری نیز نیروهای حکومتی، کسبه را در شهرهای مختلف ایران برای نصب تصاویری از علی خامنهای، دیکتاتور کشتهشده ایران، و مجتبی خامنهای، کسی که بهعنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی معرفی شده، تهدید میکنند.
یک شهروند که صاحب شیرینیفروشی در یکی از خیابانهای شهر رشت است، در گفتوگو با ایراناینترنشنال تاکید کرد همزمان با مراسم چهلم خامنهای، نیروهای سرکوبگر با تهدید و ارعاب، آنها را به بستن مغازهها وادار کردند.
او گفت: «همان نیروها در شبهای گذشته ما و چندین مارکت را مجبور کردند به حاضران در تجمعات حکومتی، خوراکی و شربت نذری یا صلواتی بدهیم.»
علاوه بر این، هجوم بیوقفه پیامکهای تهدیدآمیز یا تبلیغ پویشهای ساختگی مانند «جانفدا» که مدعی آمادگی میلیونی برای جنگ هستند، آرامش روانی شهروندان را نیز هدف گرفته است.
همچنین پیامکهای تهدیدآمیز نهادهای مختلف برای آنچه «رصد همکاری با دشمن متخاصم و رسانههای معاند» مینامند و انتشار ویدیوها و سخنرانیهای مسئولان باقیمانده در سیستم از جمله غلامحسین محسنی اژهای، رییس قوهقضاییه جمهوری اسلامی، درباره برخورد شدید با معترضان و سخن گفتن درباره «رسیدگی به پروندهها با آرایش جنگی»، از دیگر نمونههای جنگ روانی جمهوری اسلامی با شهروندان است.
در کنار تفتیش تلفنهای همراه و سرک کشیدن به گالری تصاویر شهروندان و بازجویی در مورد چگونگی اتصال آنها به اینترنت در ایستهای بازرسی، حالا روایتهایی از حضور افراد مشکوک در مراکز خرید و فروشگاههای محلی به گوش میرسد.
شهروندی از شرق تهران که خود در اعتراضات دیماه مجروح شده، از تغییر محسوس فضای محلهاش گفت و تاکید کرد: «اینکه ندانی آدمی که در میوهفروشی از کنارت رد میشود یک شهروند عادی است یا یک نیروی سرکوب لباسشخصی، ترسناک است. احساس میکنی شاید همین فرد، همان کسی است که در خیابان به سمت تو یا همراهت شلیک کرده است.»
شهروند دیگری از جنوب کشور در گفتوگو با ایراناینترنشنال، از تغییر شکل شهرها با حضور نیروهای «حشدالشعبی» گفت.
او که بهدلیل موقعیت شغلی خود بین چندین شهر جنوبی در رفتوآمد است، چنین روایت کرد: «هنوز کاروانهای مختلفی با شکل و ظاهر متفاوت وارد شهرهای جنوبی ایران میشوند، از آنها با اسپند و گل و غذا پذیرایی میشود و در کوچه و خیابانها پرسه میزنند. همگی هم بدون هیچ تعارفی سلاحهای جنگی به دست دارند و در شهر رژه میروند.»
پیش از این نیز تصاویری از ورود کاروانهای شبهنظامیان حشدالشعبی از جنوب کشور منتشر شده بود. افرادی که بر اساس ویدیوهای جدید منتشر شده، حالا به پایتخت رسیدهاند و در قلب تهران، اسلحههای خود را بر دوش گذاشته و مدعی «بیعت با مجتبی خامنهای» هستند.
خیابانهای ایران امروز، صحنه نمایشی است که کارگردانان آن سعی دارند با دود اسپند، پرچمهای سیاه و حضور نیروهای مسلح نیابتی، بر واقعیت ترس و فروپاشی، سرپوش بگذارند.
برای شهروندی که در محله خود احساس غریبگی میکند و تلفن همراهش در دست نوجوانی عصبانی تفتیش میشود، «آتشبس» معنایی ندارد.
در این خفقان نظاممند، خانهها آخرین پناهگاههای شهروندان هستند که آنها هم با لرزه پیامکهای تهدیدآمیز و صدای بلندگوهای خیابانی، دیگر جای امنی برای آرامش نیستند.
نسل زخمی از ساچمه و گلوله، اکنون شاهد رژه پرچم نیروهای شبهنظامی کشورهاییست که میهن را غنیمت گرفتهاند.
احمد کاظمی شهرویی، از چهرههای شناختهشده ورزشی و صاحب مغازه لوازم موبایل در بازار روز بندرعباس در جریان اعتراضات ۱۸ دی در این شهر کشته شد. او پیش از مرگ تاکید کرده بود چیزی مهمتر از «مردم» و همراهی با آنها نیست.
کاظمی ۱۱ روز پس از تولد ۲۴ سالگیاش در محله داماهی بندرعباس هدف تیراندازی قرار گرفت و چند گلوله ساچمهای به دست او برخورد کرد. به خانه بازگشت، زخم را پانسمان کرد و دوباره به خیابان رفت.
او ساعاتی بعد، هدف گلوله جنگی قرار گرفت.
بنا بر گزارشها، احمد ابتدا با اصابت گلوله به پایش زمین افتاد و سپس گلولهای از پهلو وارد بدنش شد که به اندامهای داخلی از جمله روده و لوزالمعده آسیب رساند.
او را به بیمارستان «شهید محمدی» بندرعباس منتقل کردند و به گفته منابع مطلع، روند درمانش با محدودیتهایی همراه بود. با وجود انجام جراحی، وضعیتش پایدار نماند و صبح ۲۰ دی جان باخت.
پیکر احمد در روستای شهرو در نزدیکی بندرعباس به خاک سپرده شد.
او داور والیبال در سطح استانی و بازیکن پیشین تیم والیبال ساحلی بود که در کنار فعالیت ورزشی، در مغازه عمدهفروشی لوازم موبایل کار میکرد و به عنوان «کاسبی خوشنام و باشرف» شناخته میشد.
دوستانش، احمد را «جوانی شجاع، مسئولیتپذیر و دارای روحیه رهبری» توصیف کردند.
آخرین حرفی که در حافظه نزدیکانش از او مانده، این است: «فعلا هیچ چیزی مهمتر از مردم نیست. کار تعطیل، تفریح تعطیل، درس و زندگی تعطیل. فقط مردم ...»
او پیش از فراخوان اعتراضات نیز در جمع دوستانش تاکید کرده بود «مردم مهمتر هستند» و در واکنش به شرایط شهر، به اعتصاب کسبه پیوسته بود.
انقلاب ملی ایرانیان با تجمع و اعتصاب کسبه بازار تهران در اعتراض به وضعیت اقتصادی و افزایش نرخ ارز در هفتم دی سال گذشته آغاز شد و به سرعت به بزرگترین و گستردهترین اعتراضات ضد حکومتی در سراسر ایران تبدیل شد.
کسبه و بازاریان دهها شهر ایران طی حدود دو هفته در شماری از شهرها مغازههای خود را بستند و مردم معترض با شعارهایی علیه جمهوری اسلامی و در حمایت از شاهزاده رضا پهلوی به خیابان آمدند.
بندرعباس هم یکی از کانونهای اصلی اعتراضات در آن دوره، چه پیش از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی برای ۱۸ و ۱۹ دی و چه در شبهای فراخوان بود.
ویدیوهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند مردم معترض بندرعباس شامگاه ۱۱ دی با ادامه تجمع در خیابانها شعار «مرگ بر کل نظام» و «جاوید شاه» سر دادند.
در ویدیویی دیگر مربوط به ۱۷ دی دیده میشود که شهروندان در بندرعباس شعار «این آخرین نبرده/ پهلوی برمیگرده» سر میدهند.
این اعتراضات در سراسر ایران با کشتاری خونین از سوی جمهوری اسلامی مواجه شد.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال پیشتر با استناد به گزارشهای محرمانه و میدانی، روایتهای کادر درمان، شاهدان و خانوادههای جانباختگان گزارش داد در جریان اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی، بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ شهروند ایرانی به دست جمهوری اسلامی کشته شدهاند.
رییس موساد فاش کرد یکی از نیروهای موساد با نام مستعار «م» که هنگام انجام ماموریت در خارج از مرزهای اسرائیل کشته شده بود، در پیشبرد جنگهای اخیر علیه جمهوری اسلامی نقش بسزایی داشت. رسانههای اسرائیلی نوشتند که سال ۱۴۰۲ این مامور در حادثه واژگونی یک قایق در ایتالیا کشته شده است.
پیشتر گزارش شده بود یک مامور موساد، دو مامور سازمان اطلاعات ایتالیا و یک زن روس در این حادثه غرق شدند.
بارنئا با تقدیر از این مامور گفت این فرد از عناصر کلیدی عملیاتی بود که در فعالیتهای محرمانه علیه جمهوری اسلامی نقش داشت.
بارنئا افزود این نیرو مجموعهای از عملیاتهای پیچیده را هدایت کرده بود که با ترکیبی از خلاقیت، فریب عملیاتی و فناوری پیشرفته اجرا شدند و تاثیر قابل توجهی بر موفقیت کارزارهای امنیتی، از جمله عملیات «طلوع شیران» و «غرش شیر»، داشتند. به گفته او، این فعالیتها در خارج از مرزهای اسرائیل و در شرایط عملیاتی حساس انجام شده است.
جمهوری اسلامی در انقلاب ملی ایرانیان دهها هزار معترض را در ۱۸ و ۱۹ دی ماه با گلوله جنگی به قتل رساند و اینترنت را قطع کرد. یک منبع آگاه از «بهشت رضوان» مشهد گفت آنها تنها در یک نوبت پیکر حدود ۴۰۰ معترضی که چهرهشان به دلیل شلیک به صورت قابل شناسایی نبود، دفن کردند.
«ما بسیاری از شجاعترین سربازان و فرزندان ایران را که در خط مقدم میجنگیدند در شبهای ۱۸ و ۱۹ دی ماه از دست دادیم، تعداد زیادی از آنها نیز در روزهای بعد، بازداشت و در اعدامهای فوری به قتل رسیدند. امروز ۲۵ دی ماه است و جنگ ما با جمهوری اسلامی در خیابانها ادامه دارد، من احتمال زنده ماندن خودم را در روزهای آینده در حدود ۲۰ درصد میدانم. میخواهم این روایت از من ثبت شود تا اگر زنده ماندم در هر دادگاهی که لازم باشد شهادت دهم و اگر زنده نباشم این روایت، بخشی از جنایتی را بازگو کند که در آن دو شب در مشهد رخ داد.»
این آخرین اظهارات یکی از جوانانی است که در انقلاب ملی ایرانیان در مشهد برای آزادی ایران به خیابان رفت.
بیش از هشت هفته است که جمهوری اسلامی، اینترنت و خطوط تلفن را قطع کرده و از سرنوشت این جوان نیز تاکنون خبری در دست نیست.
۱۸ دی، وکیلآباد؛ ساعت ۹ شب سیل جمعیت، نیروهای سرکوب را عقب راند
روایت این جوان حدود ۳۲ ساله از بلوار وکیلآباد حاکی از سیل جمعیت سیاهپوشانی است که با صورتهای پوشیده، در پاسخ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، شعارهای «جاوید شاه» و «این آخرین نبرده/ پهلوی برمیگرده» سر دادند.
آنها در اولین ساعتهای فراخوان، دسته دسته از کوچههای منتهی به این بلوار به خیابان اضافه شدند و در کمتر از یک ساعت مسیر بلوار وکیلآباد تا خیابان آزادشهر را پوشاندند.
به گفته او، سیل معترضان به حدی بود که نیروهای یگان ویژه مجبور به عقبنشینی تا میدان پارک شدند و این بخش از شهر تا ساعت ۱۱ شب در دست معترضان بود.
ساعت ۱۱ شب، چراغهای خیابان و آنتنهای موبایل را قطع کردند و مردم را به رگبار بستند.
به گزارش ایراناینترنشنال، جمهوری اسلامی در دو شب ۱۸ و ۱۹ دی ماه بیش از ۳۶ هزار معترض را در خیابانهای ایران کشت.
گزارشهای بسیاری نیز از شلیک تیر خلاص به مجروحان در بیمارستانها و بازداشتگاهها منتشر شده است.
این جوان گفت که در سه ساعت اول حضور مردم، نیروهای سرکوب با اسلحههای ساچمهای یا تفنگهای وینچستر به معترضان حمله کردند، اما ساعت ۱۱ شب به بعد، «هنگامی که صدای شعارهای مردم زمین را میلرزاند و سیل جمعیت به بالاترین حد ممکن رسید»، ناگهان تمام چراغهای پیادهروها، خیابانها و پارک خاموش شد، و نیروهای سپاه گلولههای اشکآور شلیک کردند و در پی آن با گلوله جنگی معترضان را کشتند.
او بارها از «خط مقدم» نام میبرد و آن را جایی تعریف میکند که اولین ردیف جوانان آزادیخواه ایستاده بودند و با دست خالی با نیروهای سلاح به دست سپاه پاسداران میجنگیدند.
او گفت: «به محض خاموش شدن چراغهای خیابان، نور سبز لیزرها یکی یکی بر روی شجاعانی که در خط مقدم بودند، میافتاد و به دنبال آن، صدای تکتیر میآمد و میدیدیم که یکی یکی بر زمین میافتادند»
خیابان طبرسی؛ جای گلوله روی دیوارها و بوی خون در هوا
در خیابان طبرسی مشهد، نیروهای سپاه پاسداران از ساعت ۹ شب روی پشتبامها مستقر شده بودند و به جمعیتی که هر لحظه وارد این خیابان میشدند و شعار میدادند، گلوله جنگی شلیک میکردند.
لباسشخصیها نیز معترضان را در جمعیت شناسایی و پس از شلیک گاز اشکآور، هنگامی که مردم شروع به دویدن به اطراف میکردند، با کلت آنها را میکشتند.
جوان دیگری که آن شب در خیابان طبرسی حضور داشت، گفت: «از ساعت ۱۰ شب به بعد آنقدر تعداد کشتهشدگانی که روی زمین افتاده بودند زیاد بود که بوی خون به وضوح در هوا احساس میشد.»
او اضافه کرد سرکوبگران در ساعت ۱۲ نیمهشب به آمبولانسی که در حال انتقال معترضان مجروح به بیمارستان بود حمله کردند و معترضان را با تیر خلاص کشتند.
شورای تامین استان: جوری مردم را بترسانید که ۲۰ دی کسی جرات به خیابان رفتن نکند
یک منبع آگاه در استانداری خراسان رضوی که بهدلیل حفظ امنیت نخواست نامش فاش شود به ایراناینترنشنال گفت که ساعت ۱۱ صبح جمعه ۱۹ دیماه، شورای تامین استان در جلسهای با حضور روسای تمام ارگانهای دولتی اعلام کرد بر اساس دستور رسیده از نهادهای بالادستی، اعتراضات باید به هر قیمتی سرکوب و در خیابانها حکومت نظامی برقرار شود.
همچنین در این جلسه عنوان شد که مهم نیست تعداد کشتهشدگان سرکوب چند نفر باشد: «فقط باید جوری مردم را به بترسانند که ۲۰ دی هیچکس جرات رفتن به خیابان و اعتراض نداشته باشد.»
۱۹ دی، وکیلآباد؛ آنتن موبایل و چراغها را خاموش کردند و قتلعام شروع شد
«شب دوم، در وکیلآباد سنگر درست کرده بودیم و شعار میدادیم و تا ساعت ۹ شب خیابان در دست ما بود. قرار بود تا صبح در خیابان بمانیم و شعار بدهیم، اما ساعت ۹ شب برقها و آنتنهای موبایل را قطع کردند و از زمین و پشتبامها به سویمان گلولههای جنگی شلیک کردند.»
این روایت نوجوان ۱۷ سالهای است که در اولین ساعتهای شب ۱۹ دی ماه در خیابان وکیلآباد مشهد، همراه با مادر و پدر و خواهر کوچکترش حضور داشت: «ساعت ۱۰ شب صدای گلوله میآمد اما مردم همچنان شعار میدادند و کسی حاضر به ترک خیابان نبود.»
او از حدود ۲۵ جوان و نوجوان دختر و پسری یاد کرد که اسم هیچ کدامشان را نمیدانست اما شاهد کشته شدن تکتکشان در تنها نیم ساعت بود: «به چشم دیدم که همهشان را از پشتبام یک مسجد به رگبار بستند.»
در «بهشت رضوان» بیش از ۴۰۰ پیکر بهدلیل شلیک به صورت و گردن قابل شناسایی نبودند
یک منبع آگاه، به نقل از رییس آرامستان «بهشت رضوان» مشهد به ایراناینترنشنال گفت در شامگاه ۱۹ دی ماه بیش از ۴۰۰ پیکر به این آرامستان منتقل شد که امکان شناسایی هیچ کدام از آنها وجود نداشت چون به طور عمدی و مستقیم به صورتشان گلوله شلیک کرده بودند تا چهرهشان قابل شناسایی نباشند.
ماموران آتشنشانی که از دستور سرکوب سرپیچی کردند کشته یا بازداشت شدند
بر اساس گزارشها، ماموران آتشنشانی در شبهای ۱۸ و ۱۹ دیماه از سوی شهرداری و استانداری مشهد مامور شدند در سرکوب مردم مشارکت کنند، اما تعداد زیادی از آنها از این دستور سر باز زدند و به کمک معترضان رفتند.
حمید مهدوی، آتشنشان و ورزشکار، یکی از آنها بود که هنگام کمک به معترضان هدف شلیک گلوله ماموران حکومت قرار گرفت و کشته شد.
یک شاهد عینی از صبح ۱۹ دیماه در خیابان طبرسی مشهد گفت: «دو کوچه در میان، یک نفر را کشته بودند و از پیکر چمباتمهزده پیرمردهای محل که در سکوت سیگار میکشیدند، میشد فهمید شب گذشته در این منطقه چه جنایتی رخ داده است.»
به گفته این جوان، نهادهای امنیتی، حتی نیروهای بازنشسته دادگستری و انتظامات فرودگاههای مشهد را مجبور کرده بودند اسلحه بگیرند و در میدانها مستقر شوند.
او گفت شب ۱۹ دیماه در خیابان طبرسی از یک راننده ون حمل جنازه در یک ایستگاه پمپبنزین منطقه طبرسی شنید که از ساعت ۹:۳۰ شب ۱۸ دی تا ساعت دو بامداد، تنها یکی از ونهای حمل جنازه، پیکر ۱۳۱ نفر را به «بهشت رضا» تحویل داده است.
۲۰ دی، اعدامهای گروهی؛ ۴۰۰ نفر را دستهجمعی دفن کردند
در هفته اول انقلاب ملی ایرانیان، شمار زیادی از خانوادهها اعلام کردند نزدیکانشان مفقود شدهاند و پس از بازداشت از آنها خبری ندارند. برخی نیز پس از تماس نهادهای امنیتی مبنی بر بازداشت عزیزانشان، با مراجعه به بازداشتگاه مطلع شدند که برای گرفتن پیکر نزدیکانشان باید به پزشکی قانونی مراجعه کنند.
به گزارش یک منبع مطلع در آرامستان «بهشت رضوان» مشهد، تنها در یک نوبت حدود ۴۰۰ نفر را بهصورت دستهجمعی در این آرامستان دفن کردند؛ کشتهشدگانی که امکان شناسایی بسیاری از آنها به دلیل شلیک گلوله به صورتشان وجود نداشته است.
یک منبع آگاه ساکن منطقه طبرسی مشهد نیز گفت پس از کشتار ۱۸ و ۱۹ دی، افراد غریبه اجازه رفتوآمد در این محل را نداشتند، زیرا ماموران لباس شخصی یا نیروهای سپاه برای ورود از آنها کارت شناسایی و نشانی خانهای را میخواستند که قصد ورود به آن داشتند.
یکی از پرستاران بیمارستان فارابی مشهد نیز درباره آمار کشتهشدگان تنها در شب ۲۰ دیماه گفت از ساعت ۱۲ شب تا هفت صبح برای ۵۰۰ نفر در این بیمارستان گواهی فوت صادر کرده بودند.
او گفت در یک خیابان کوچک این منطقه، در یک شب ۲۰ نفر را کشته بودند؛ موضوعی که از روی اعلامیههای ترحیم کوچک و بدون عکس روی در خانهها قابل تشخیص بود.
حیاط درمانگاه چمران؛ پیکر کشتهها را با شتاب از تریلیها خالی کردند
همسر یکی از کشتهشدگان مشهد که صبح ۲۰ دیماه برای دریافت پیکر به درمانگاه چمران رفته بود، گفت: «تا وقتی پایم را در درمانگاه نگذاشته بودم، فکر میکردم شاید همسرم زنده باشد .... وارد حیاط درمانگاه شدم و دیدم پیکرها را در سه ردیف روی هم در کاورهای سیاه گذاشتهاند و مردم سیاهپوش با شیون و فریاد در حال شناسایی عزیزانشان هستند. همه آن کاورهای سیاه انگار همسرم بودند و زار زار گریستم.»
او گفت همراه با برادرش در حال باز کردن زیپ کاور اجساد بوده که یک تریلی بزرگ از راه رسیده و کارگرانی که صورتشان را پوشانده بودند، با شتاب اجساد داخل تریلی را روی زمین حیاط درمانگاه پرتاب میکردند.
این روایتها تنها بخشی از کشتار و جنایتی است که جمهوری اسلامی در تاریکی شبهای ۱۸ و ۱۹ دی در مشهد و تمام ایران انجام داد. در شرایطی که ارتباطات قطع و اطلاعرسانی محدود شده است، هنوز روشن نیست دقیقا چه تعداد کشته شدند و چه بر سر بازداشتشدگان میآید.
پرسشهایی که با گذشت بیش از ۱۰۰ روز همچنان بیپاسخ ماندهاند.
جوانان بسیاری که حالا «جاویدنامان انقلاب ملی» نام گرفتهاند، برای فردای بهتر و زندگی در کشوری آزاد به خیابان رفتند و کشته شدند. آنها باور داشتند ایران آزاد میشود و با فدا کردن جانشان میخواستند این آزادی هر چه زودتر به دست بیاید.
خبرگزاری میزان، رسانه قوه قضاییه جمهوری اسلامی، اعلام کرد حکم اعدام امیرعلی میرجعفری، از معترضان بازداشتشده انقلاب ملی ایرانیان، صبح سهشنبه اجرا شده است. قوه قضاییه اتهامهای منتسب به این معترض را «آتش زدن مسجد جامع قلهک» و «لیدری اعتراضات» اعلام کرده است.
بررسی ویدیوهای مرتبط با اعتراضات ۱۸ دی ماه در نزدیکی مسجد جامع قلهک از سوی ایراناینترنشنال نشان میدهد که این مسجد در این تاریخ دچار آتشسوزی نشده است و صرفا موتورسیکلتها و خودرویی که عوامل سرکوب با استفاده از آنها به معترضان حمله میکردند، در آتش میسوزند.
میزان در گزارشی که سهشنبه اول اردیبهشت درباره اعدام میرجعفری منتشر کرد، او را «از عناصر مسلح همکار دشمن» خواند و نوشت که حکم اعدام او «بامداد امروز پس از تایید حکم از سوی دیوان عالی کشور و طی روال قانونی»، اجرا شد.
بر اساس این گزارش، سازمان اطلاعات سپاه پاسداران میرجعفری را «شناسایی کرده» است.
در بخش دیگری از این گزارش به اعترافات اجباری این معترض اشاره شده و از قول او چنین نقل شده است: «در تاریخ هجدهم دی ماه به همراه دوستانم در اغتشاشات شرکت کردیم، به باجههای تلفن، شیشههای اتوبوس پرتابههایی زدیم، در میرداماد با بطریهایی که در آن بنزین ریخته بودیم موتورسیکلت آتش زدیم.»
درباره میرجعفری تا پیش از این خبر یا گزارشی منتشر نشده بود و درباره وضعیتش اطلاعرسانی نکرده بودند.
۳۱ فروردین نیز خبر اعدام محمد معصوم شاهی و حامد ولیدی منتشر و اعلام شد که این دو به عضویت در یک «شبکه جاسوسی مرتبط با موساد» متهم بودند.
جمهوری اسلامی پس از جنگ ۱۲ روزه، اعتراضات دی و جنگ اخیر با آمریکا و اسرائیل، شدت قابل توجهی به اجرای احکام اعدام داده است.
میزان در روایتی مشابه گزارس میرجعفری و موارد قبلی اجرای احکام اعدام به اتهام جاسوسی، بدون ارائه شواهد درباره معصوم شاهی و ولیدی نوشت: «این افراد از طریق فضای مجازی و سفر به اقلیم کردستان عراق با افسران سرویس اطلاعاتی موساد ارتباط برقرار کرده و پس از طی روند آموزش عملیاتهای تروریستی و اقدامات ایذایی، به کشور بازگشته بودند.»
اقدام جمهوری اسلامی در اجرای پرشمار احکام اعدام در هفتههای اخیر نشان میدهد حکومت ایران حتی در میانه جنگ نیز از نقض حقوق بشر دست نمیکشد و سرکوب را بهعنوان بخشی جداییناپذیر از سیاست خود ادامه میدهد.
حکومت ایران در ماههای اخیر، بهویژه پس از انقلاب ملی، سیاستهای سرکوبگرانه خود را بهطور چشمگیری تشدید کرده و حتی علیه معترضان از برچسب «تروریست» استفاده کرده است.