• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

صدمین روز انقلاب ملی ایرانیان؛ نگاهی به نقش تاریخی ورزشکاران

محسن صالحی
محسن صالحی

ایران‌اینترنشنال

۲۸ فروردین ۱۴۰۵، ۱۵:۱۲ (‎+۱ گرینویچ)

صد روز از انقلاب ملی ایرانیان می‌گذرد؛ انقلابی که پیوند عمیق میان توده‌های مردم و قهرمانان ملی را به شکلی بی‌سابقه بازسازی کرد. در این انقلاب، ورزشکاران ایران فراتر از کسب مدال و القاب ورزشی، نقش «مرجعیت اجتماعی» خود را ایفا کردند.

آن‌ها نشان دادند که قهرمان و پهلوان واقعی کسی است که در روزهای سخت، مدال شرافت را با ایستادن در کنار مردم به گردن می‌آویزد.

از اسطوره‌های بازنشسته تا ستاره‌هایی که اموالشان توقیف شد و نوجوانانی که رویاهایشان زیر چکمه‌های سرکوب و طناب دار پرپر شد، همگی بخشی از هویت جنبشی شدند که خواستار تغییرات بنیادین و پایان دادن به دهه‌ها ظلم و بی‌عدالتی جمهوری اسلامی است.

ورزشکاران ایرانی در این صد روز ثابت کردند که بخش جدایی‌ناپذیر از پیکره جامعه هستند.

آن‌ها با درک این موضوع که ایستادن در «سمت درست تاریخ» به معنای همراهی با مطالبات به‌حق مردم است، هزینه‌های سنگینی را از بازداشت و توقیف اموال تا اهدای جان، به جان خریدند.

حضور دوگانه ورزشکاران، در قالب جان‌فشانی‌های میدانی و حمایت‌های معنوی، ورزش ایران را به یکی از اصلی‌ترین سنگرهای انقلاب ملی ایرانیان تبدیل کرده است.

مدال‌های سرخ؛ از شلیک مستقیم تا طناب دار

هزینه این انقلاب برای جامعه ورزشی بسیار سنگین بود. خون قهرمانانی بر زمین ریخت که یا در خیابان سینه خود را سپر کردند یا در بیدادگاه‌های حکومتی، جانشان به قربانگاه برده شد.

صالح محمدی؛ ستاره‌ای که اعدام شد

یکی از تکان‌دهنده‌ترین پرده‌های سرکوب ورزشکاران، اعدام صالح محمدی، کشتی‌گیر ۱۹ ساله تیم ملی بود.

صالح که متولد ۲۰ اسفند ۱۳۸۵ بود، تنها چند ماه پیش از بازداشت، در شهریور ۱۴۰۳ با دوبنده تیم ملی کشتی آزاد ایران در مسابقات بین‌المللی «سایتی‌یف» روسیه خوش درخشید و مدال برنز را به گردن آویخت.

اما جمهوری اسلامی این امید آینده کشتی ایران را بدون طی کردن مراحل دادرسی عادلانه، به اتهام مشارکت در قتل دو مامور فراجا در ۱۸ دی ۱۴۰۴، در سحرگاه ۲۸ اسفند به دار آویخت.

صالح محمدی نخستین ورزشکار بازداشت‌شده این انقلاب بود که اعدام شد؛ قهرمانی که به‌جای سکوی افتخار، بر سکوی اعدام ایستاد تا نامش به عنوان نماد مظلومیت ورزشکاران معترض در تاریخ ثبت شود.

100%

جاویدنام مسعود ذات‌پرور؛ نماد شرافت و پهلوانی

در میان بدنسازان، جاویدنام مسعود ذات‌پرور، قهرمان دو دوره فیزیک کلاسیک جهان، به نماد اصلی شرافت و پهلوانی تبدیل شد.

سکوت هادی چوپان در برابر کشته شدن هم‌رشته‌ای‌های خود از جمله ذات‌پرور، عرشیا براری، محمدحسین وثوقی و عرفان بزرگی، خشم عمومی بزرگی را برانگیخت.

در حالی که ذات‌پرور پیش از این برای قهرمانی چوپان از «اشک شوق» نوشته بود، چوپان با بی‌تفاوتی و «تقدیر» خواندن جان‌باختن جوانان، محبوبیت خود را از دست داد.

این موضوع منجر به شکل‌گیری کارزار گسترده‌ای شد که طی آن، باشگاه‌داران تصاویر هادی چوپان را از دیوار سالن‌های ورزشی پایین کشیدند و عکس جاویدنام مسعود ذات‌پرور را به عنوان الگوی واقعی پهلوانی جایگزین کردند.

100%

رویاهای پرپرشده در مستطیل سبز و استخر

در اراک، علی نوری، فوتبالیست ۱۶ ساله آکادمی بهمن، در حالی که رویای تشویق شدن در استادیوم‌های بزرگ را در سر داشت، با گلوله سرکوبگران کشته شد.

هم‌بازیانش در مراسم چهلم او، نامش را به سبک استادیومی فریاد زدند: «قرار بود یه استادیوم اسمتو صدا بزنه، الان یه دنیا اسمتو می‌دونن.» او در آخرین پیامش نوشته بود: «اگه روز آزادی من نبودم، تو به‌جای من قشنگ برقص.»

همچنین مجتبی ترشیز، بازیکن سابق نساجی و تراکتور، در لحظاتی دراماتیک در شهرک اندیشه، بدن خود را سپر همسرش آرزو مدنی کرد تا او را نجات دهد و خود جان باخت.

میلاد (مهدی) لواسانی، مربی فوتبال، در حالی که ویدیویی از شعار «جاوید شاه» خود در نارمک ثبت می‌کرد، هدف گلوله‌های جنگی قرار گرفت.

در قرچک نیز امیر یکتایی یگانه، استعداد ۱۶ ساله فوتبال، جانش را فدای میهن کرد. در گرگان، آرنیکا دباغ، شناگر نوجوان، به‌جای رکورد ملی، مدال ابدی شجاعت را به دست آورد.

خواهرش نوشت: «امسال می‌خواستی رکورد ملی بزنی، نشدی اما مدال جهانی برایمان آوردی.»

از «درد نان» تا «آزادی»؛ موج بی‌سابقه حمایت قهرمانان

در جبهه حمایت‌های اجتماعی، چهره‌های شاخص ورزش ایران تریبون انعکاس درد مردم شدند. رسول خادم، جهان‌پهلوان کشتی، با استعاره‌ای تاریخی از فیلم «مرگ یزدگرد» گفت که مردم از پند سیر شده و بر نان گرسنه‌اند.

او سرطان وطن را نابرابری دانست. علی دایی، اسطوره فوتبال، با انتقاد از رانت‌خواری آقازاده‌هایی چون «هکتور» و تورم افسارگسیخته، برای مردم اشک ریخت و مدیریت کشور را به چالش کشید.

دایی صراحتا اعلام کرد که اگر کسی از بیت‌المال دزدیده، همین مسئولان و صادرکنندگانی هستند که دلارها را بازنمی‌گردانند.

در کنار این اسطوره‌ها، چهار چهره ورزشی با مواضعی شجاعانه، خشم دستگاه‌های امنیتی را برانگیختند و هزینه دادند.

علیرضا فغانی، داور بین‌المللی که پس از اعتراض صریح به کشتار مردم، با توقیف اموالش از سوی قوه قضاییه روبه‌رو شد، گفت قرار ما با سرکوبگران نه دادگاه و بخشش، بلکه رقص بر گور آن‌هاست. او نوشت: «برای بقای کثیف خودتون، جون عزیزانمون رو بلعیدید.»

سردار آزمون، مهاجم تیم ملی که با خالکوبی «از خون جوانان وطن» کنار مردم ایستاد، در پی آن با کشتن شخصیت از سوی رسانه‌های سپاه، توقیف اموال و اخراج از تیم ملی مواجه شد. او تاکید کرد: «به عنوان یک ورزشکار، همیشه کنار مردم کشور می‌مانم.»

100%

رشید مظاهری، دروازه‌بان، شجاعانه و صریحا راس هرم قدرت را مسئول جنایات دانست و اعلام کرد فرماندهی خامنه‌ای بر این خاک به پایان رسیده است.

سروش رفیعی، کاپیتان پرسپولیس، با انتقاد از مجریان صداوسیما بابت نمک پاشیدن روی زخم مردم، از سوی مدیران انتصابی باشگاه با تهدید به اخراج روبه‌رو شد.

او گفت: «دردهای بزرگ آدم را لال می‌کنند.» اکنون آینده سروش در پرسپولیس در هاله‌ای از ابهام است و رسانه‌های سپاه خواهان اخراج او از تیم هستند.

صدای بی‌صدایان

بخش بزرگی از بدنه ورزش ایران در این صد روز به اشکال مختلف همبستگی خود را با مردم نشان دادند.

مجتبی محرمی با صراحتی بی‌سابقه از گرسنگی مردم و علاقه‌اش به هویت ملی سخن گفت و اعلام کرد که شاه فقید به او خدمت کرده است.

مهدی مهدوی‌کیا هشدار داد که قطع اینترنت به معنای خاموش کردن حقوق بشر است و از جامعه جهانی خواست که صدای مردم ایران را بشنوند.

محمد خاکپور و محمد طلایی نیز برچسب «اغتشاشگر» را برای مردمی که زیر بار گرانی له شده‌اند، نپذیرفتند. طلایی نوشت: «فریادی که از سر فقر بلند می‌شود، اغتشاش نیست، به ستوه آمدن است.»

ستاره‌های دیگری چون مسعود شجاعی، اشکان دژاگه، فرهاد مجیدی و روزبه سینکی با استفاده از اعتبار بین‌المللی خود، جهان را به تماشای وضعیت ایران فراخواندند. شجاعی نوشت: «این مردم مجرم نیستند، آن‌ها خواهان آزادی و کرامت انسانی هستند.»

در این میان، جان‌باختگانی چون احمد خسروانی (بسکتبالیست دانشگاه شریف)، ریبین مرادی (فوتبالیست ۱۷ ساله سایپا) و معین بصیری (هوادار پرسپولیس) نشان دادند که ورزشگاه‌های ایران اکنون نه در سازه‌های بتنی، بلکه در هر کوچه‌ای است که با خون این جوانان سرخ شده است.

در ستایش جان‌های جاوید

اگرچه محدودیت‌های نگارش اجازه نمی‌دهد شرح قهرمانی و جان‌فشانی تک‌تک ورزشکاران میهن را در این مجال بازگو کنیم، اما نام هر یک از آن‌ها به‌تنهایی فصلی از کتاب شجاعت ایران است.

آن‌ها که بدن‌های ورزیده خود را در برابر تیر تیره استبداد قرار دادند، پیروز واقعی این میدان هستند.

در پایان، یاد جاویدنامانی را گرامی می‌داریم که فراتر از میادین ورزشی، در قلب تاریخ وطن ماندگار شدند؛ از شایان اسداللهی، عرفان بزرگی، امیرمحمد کوهکن، رضا عظیم‌زاده، مسعود ذات‌پرور، احمد خسروانی، ریبین مرادی، مجتبی ترشیز، شهرام مقصودی، میلاد (مهدی) لواسانی، افشین میارکیانی، سامان فتاحی، مبین قنبری، محمدرضا خانی، محمدجواد حیدری، امیررضا رجایی، محمدحسین پرنون، کامیاب احمدی، رهام سعادتی، امیرعباس مزروعی، ابوالفضل مهری، عرشیا براری، علی ایازی، هادی فروغ، علیرضا جواهری‌پی، علی محمدی، ماهان مردانی، امیرعلی دارابی، امیرمحمد کرمی، شایان (امیرحسین) شکاری، صهبا رشتیان، امیرحسین محمدزاده، عرشیا احمدپور، سارا بهبودی، حسن قاسمی، آرنیکا دباغ، شهاب فلاح‌پور، محمد حاجی‌پور، سپهر ابراهیمی، زهرا آزادپور، علی‌محمد کردکاظمی، مهدی کاووسی، مسیح شاهوردی، یزدان افروغ، رضا کرمی، حسین یغمایی، ابوالفضل طاووسی، منصور شاهسواری، مسعود رنگرزانی (خورشیدوند)، پوریا بهاری مستعلی، حامد بصیری، احمد رمضان‌زاده، حسن کلهر، امیر طولابی، مهدی گنج‌دانش، رضا طاهرنژاد، آریا آرین‌خو، قاسم وکیلی، عرفان کاری، حمیدرضا شیرازی، یاشار سلطانی‌راد، عباس اسحاقی، علیرضا مقدسی‌نیکو، مهدی اسکندریان، پوریا باقری، احمد اصغری، مهدی فتحی، ماهان حقیقی، محمدرضا انتظامی، سلیمان پرهیزکار، مهدی الهیاری، سبا (ونوس) نگهبان، ایمان بهداری، محمدامین عبدی، سحر فرد، امیرمحمد لطفی، مسعود رضایی‌نو، میلاد افروخته، مهدی قدیمی، بابک صادقی‌محسنی، دیانا بهادر، تانیا عباسی، سجاد شاقلانی، آروین سالمی‌راد، حمیدرضا حدادی‌شاندیز، علیرضا باقری‌منجیلی، پژمان نوروز‌رجبی، مجید جلیلیان، امیر احمدوند، محمد علیزاده، عارف جعفرزاده، نیما تاجیک، پدرام خالویی، نادر مولوی، علی‌اصغر شیری، معین بصیری، شاهین آذرآتش، مهرداد مشتاقی، مهدی خلیلی، امیرعلی قنبرزاده، علی بهروز تا طاها سلیمانی.

یادشان مانا و راهشان پررهرو باد.

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد
۱

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

۲

فاکس‌نیوز: ایران برای دور زدن محاصره، ۲۰ میلیون بشکه نفت را از شبکه پنهان جابه‌جا می‌کند

۳
تحلیل

ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

۴

شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال با محکوم کردن ارعاب و تهدیدها: به کار خود ادامه می‌دهیم

۵

آمریکا چگونه می‌تواند مین‌های تنگه هرمز را پاک‌سازی کند

انتخاب سردبیر

  • ۱۰۰ روز پس از دی‌ماه خونین، دادخواهی خانواده‌های کشته‌شدگان در سایه سرکوب ادامه دارد

    ۱۰۰ روز پس از دی‌ماه خونین، دادخواهی خانواده‌های کشته‌شدگان در سایه سرکوب ادامه دارد

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • روایت ۱۴۰۴؛ وقتی ورزش ایران آیینه انقلاب شد

    روایت ۱۴۰۴؛ وقتی ورزش ایران آیینه انقلاب شد

  • شهریار ریشه در خاک ایران دارد، حذف شدنی نیست

    شهریار ریشه در خاک ایران دارد، حذف شدنی نیست

  • حمله سازمان‌یافته رسانه‌های سرکوب به سروش رفیعی، کاپیتان پرسپولیس

    حمله سازمان‌یافته رسانه‌های سرکوب به سروش رفیعی، کاپیتان پرسپولیس

  • سنگربانی که در زمین مردم ماند؛ روایت روزبه سینکی

    سنگربانی که در زمین مردم ماند؛ روایت روزبه سینکی

•
•
•

مطالب بیشتر

ده‌ها هزار بازداشت‌شده اعتراضات خونین ۱۸ و ۱۹ دی در خطر صدور احکام حبس و اعدام‌اند

۲۸ فروردین ۱۴۰۵، ۱۲:۳۱ (‎+۱ گرینویچ)
•
رضا اکوانیان

۱۰۰ روز پس از اعتراضات خونین ۱۸ و ۱۹ دی‌، ابعاد سرکوب هنوز روشن نیست. ده‌ها هزار نفر بازداشت، احضار یا بازجویی شده‌اند، هزاران پرونده در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در جریان است و همزمان با اعدام معترضان و قطع طولانی‌مدت اینترنت، بسیاری از خانواده‌ها از سرنوشت عزیزانشان بی‌خبرند.

اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ از هفتم دی با اعتصاب و تجمع کسبه و بازاریان در تهران آغاز شد و در مدت کوتاهی به دیگر اقشار گسترش یافت و دانشجویان، کارگران و شهروندان معترض به آن پیوستند و اعتراضات به یکی از گسترده‌ترین خیزش‌های سال‌های اخیر تبدیل شد.

در ۱۸ و ۱۹ دی، این اعتراضات به اوج رسید و سرکوب نیز به همان نسبت شدت گرفت.

در پی برخورد نیروهای امنیتی و انتظامی، هزاران نفر کشته و زخمی و ده‌ها هزار نفر بازداشت، احضار یا بازجویی شدند.

به گزارش شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال، بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند اعتراضات کشته شدند.

در کنار این آمار، نهادهای حقوق بشری شمار بازداشت‌شدگان را بیش از ۵۰ هزار نفر برآورد کرده‌اند و برخی منابع مستقل از احضار یا بازجویی بیش از ۱۰۰ هزار نفر خبر داده‌اند.

این اختلاف آمارها، در کنار نبود اطلاع‌رسانی شفاف، نشان می‌دهد ابعاد واقعی سرکوب همچنان در تاریکی باقی مانده است.

100%

از بازداشت تا دادگاه؛ انبوه پرونده‌ها و خطر احکام سنگین

ابعاد سرکوب را می‌توان در آمارهایی دید که خود مقام‌های جمهوری اسلامی ارائه کرده‌اند.

اصغر جهانگیر، سخنگوی قوه قضاییه، بهمن ۱۴۰۴ اعلام کرد برای بیش از ۱۰ هزار و ۵۳۸ نفر قرار جلب به دادرسی صادر شده و برای هشت هزار و ۸۴۳ نفر نیز کیفرخواست صادر شده یا پرونده آنان در حال ارسال به دادگاه‌هاست.

او تاکید کرد این روند در «شرایط فوق‌العاده کشور» انجام می‌شود.

این تعبیر، برای بسیاری از ناظران، به معنای فاصله گرفتن بیشتر از روندهای عادی دادرسی بود که تا پیش از آن هم رعایت نمی‌شدند.

  • حداقل ۹ هزار تن از معترضان بازداشت‌شده در آستانه صدور حکم قرار دارند

    حداقل ۹ هزار تن از معترضان بازداشت‌شده در آستانه صدور حکم قرار دارند

گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد در ماه‌های گذشته، صدها پرونده با اتهام‌هایی چون «محاربه»، «بغی»، «افساد فی‌الارض»، «قتل یا ضرب‌وجرح ماموران انتظامی، امنیتی، بسیجی و نیروهای لباس‌شخصی»، «جاسوسی» و «همکاری با دشمن» برای بازداشت‌شدگان تشکیل شده است. اتهام‌هایی که می‌توانند به صدور احکام سنگین همچون اعدام منجر شوند.

در همین حال، مقام‌های قضایی و امنیتی بارها بر «برخورد قاطع»، «عدم گذشت» و «اجرای سریع احکام» تاکید کرده‌اند.

غلامحسین محسنی‌ اژه‌ای، ربیس قوه قضاییه، بارها به صراحت اعلام کرد متهمان و محکومان مرتبط با اعتراضات در فهرست عفو قرار نخواهند گرفت و باید در اجرای احکام، از جمله مصادره اموال و اعدام، تسریع شود.

او همچنین برخی بازداشت‌شدگان را «خائن» و مرتبط با دشمنان خارجی معرفی کرد.

این موضع‌گیری‌ها، در کنار حجم بالای پرونده‌ها، نگرانی‌ها را درباره صدور احکام سنگین و محاکمه‌های شتاب‌زده افزایش داده است.

در همین چارچوب، اظهارات مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، در اسفند ۱۴۰۴ نیز توجه‌ها را جلب کرد. جایی که او از کشته شدن ۳۰۰ تا ۴۰۰ نیروی امنیتی سخن گفت.

چنین روایت‌هایی، برای بسیاری از فعالان حقوق بشر این نگرانی را ایجاد کرده که جمهوری اسلامی ممکن است مانند موارد پیشین، با نسبت دادن کشتن نیروهای امنیتی به معترضان، زمینه صدور احکام سنگین، از جمله اعدام، برای شمار بیشتری از بازداشت‌شدگان را فراهم کند.

محاکمه تحت فشار و اعتراف اجباری

در کنار سنگینی اتهام‌ها، روند رسیدگی به این پرونده‌ها نیز محل نگرانی جدی است.

به گفته وکلا و نهادهای حقوق بشری، بسیاری از بازداشت‌شدگان از دسترسی به وکیل مستقل محروم مانده‌اند، از جزییات اتهام خود اطلاع دقیقی ندارند و فرصت کافی برای دفاع به آنان داده نشده است.

این وضعیت، اصول دادرسی عادلانه را به‌طور جدی نقض می‌کند.

هم‌زمان، پخش اعترافات اجباری صدها تن از معترضان بازداشت‌شده از رسانه‌های حکومتی ادامه دارد.

خانواده‌ها و منابع مطلع به ایران‌اینترنشنال گفته‌اند بسیاری از این اعترافات تحت فشار، تهدید و شکنجه اخذ شده است؛ به‌ویژه در مورد نوجوانان و جوانانی که تجربه‌ای از مواجهه با بازجویی‌های امنیتی ندارند و در برابر این فشارها آسیب‌پذیرترند.

این اعترافات، در بسیاری از پرونده‌ها به‌عنوان سند علیه متهمان استفاده می‌شود، در حالی که سازمان‌های حقوق بشری آن را نقض آشکار حق دفاع موثر می‌دانند.

هم‌زمانی پخش این اعترافات با تاکید مقام‌ها بر محاکمه سریع و اجرای احکام، نگرانی‌ها را درباره صدور مجازات‌های سنگین، از جمله اعدام، افزایش داده است.

  • پخش اعترافات اجباری کودکان از صداوسیما و روایت امنیتی با نادیده‌انگاری سهم حکومت در سرکوب

    پخش اعترافات اجباری کودکان از صداوسیما و روایت امنیتی با نادیده‌انگاری سهم حکومت در سرکوب

زندان‌ها، بی‌خبری و سرنوشت‌های نامعلوم

۱۰۰ روز پس از اعتراضات دی‌ماه، یکی از مهم‌ترین پرسش‌ها، وضعیت بازداشت‌شدگان است.

اطلاعات متعدد رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد زندان‌ها و بازداشتگاه‌ها با تراکم شدید مواجه شده‌اند و شرایط نگهداری در بسیاری موارد نامناسب است.

از شکنجه، محرومیت از درمان، محدودیت تماس با خانواده و انتقال به مراکز غیرقانونی، گزارش‌های متعددی منتشر شده است.

در میان بازداشت‌شدگان، شمار قابل توجهی کودک و نوجوان وجود دارد. بسیاری از افراد نیز با وثیقه یا کفالت آزاد شده‌اند، اما همچنان در انتظار محاکمه به سر می‌برند.

در عین حال، شمار زیادی از بازداشت‌شدگان همچنان در وضعیت نامعلوم و به‌صورت بلاتکلیف هستند و خانواده‌هایشان از محل نگهداری یا وضعیت آن‌ها اطلاعی ندارند.

نگرانی‌ها در این میان به چند محور اصلی برمی‌گردد: مجروحانی که از بیمارستان‌ها به بازداشتگاه منتقل شده‌اند، افرادی که گزارش‌هایی از مرگ یا اعدام فراقضایی آنان منتشر شده و بازداشت‌شدگانی که با خطر احکام سنگین از جمله اعدام روبه‌رو هستند.

گزارش‌هایی نیز وجود دارد که نشان می‌دهد برخی افراد پس از بازداشت، در اثر شکنجه یا با «تیر خلاص» جان خود را از دست داده‌اند.

نبود اطلاع‌رسانی شفاف و محدودیت تماس بازداشت‌شدگان، خانواده‌های آن‌ها را در وضعیتی از اضطراب و بلاتکلیفی نگه داشته است. وضعیتی که خود به بخشی از فشار سیستماتیک تبدیل شده است.

اعدام‌ها ادامه دارد

اعدام معترضان در جمهوری اسلامی پدیده‌ای تازه نیست و در ماه‌های اخیر نیز ادامه یافته است.

در حدود ۴۰ روز گذشته، دست‌کم ۱۴ زندانی با اتهام‌های سیاسی و امنیتی اعدام شده‌اند که هفت نفر از آنان از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه بودند.

۲۸ اسفند ۱۴۰۴، صالح محمدی، سعید داودی و مهدی قاسمی در قم اعدام شدند.

۱۳ فروردین سال جاری نیز امیرحسین حاتمی ۱۸ ساله که در اعتراضات دی‌ماه بازداشت شده بود، اعدام شد.

۱۶ فروردین، محمدامین بیگلری و شاهین واحدپرست، از هم‌پرونده‌ای‌های او و در ۱۷ فروردین نیز علی فهیم، دیگر معترض بازداشت‌شده دی‌ماه، اعدام شدند.

این اعدام‌ها در حالی انجام شده که شش نفر دیگر با اتهام «بغی» و «همکاری با سازمان مجاهدین خلق ایران» و یک نفر با اتهام «جاسوسی» برای اسرائیل نیز در همین بازه زمانی اعدام شدند.

گزارش‌هایی نیز از انتقال محکومان بیشتری به سلول‌های انفرادی منتشر شده که نگرانی‌ها را درباره در خطر بودن جان آن‌ها و اجرای احکام بیشتر، افزایش داده است.

قطع اینترنت و تلاش حکومت برای پنهان‌سازی حقیقت

یکی از عوامل مهم در پنهان ماندن ابعاد این سرکوب، قطع گسترده اینترنت است.

اینترنت در جریان اعتراضات دی‌ماه برای مدتی طولانی قطع شد و با وجود برقراری نسبی آن در هفته‌های بعد، هم‌زمان با آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی، بار دیگر با محدودیت‌های شدید و قطع گسترده مواجه شد.

این وضعیت که اکنون برای حدود ۵۰ روز ادامه یافته، اطلاع‌رسانی را به‌شدت مختل کرده و باعث شده خانواده‌ها و نزدیکان بازداشت‌شدگان تا حد زیادی امکان پیگیری، تماس و اطلاع‌رسانی را از دست بدهند و از بسیاری از زندان‌ها و بازداشتگاه‌ها نیز خبر دقیقی در دست نباشد.

در نتیجه، خانواده‌های بسیاری از بازداشت‌شدگان در بی‌خبری مطلق از سرنوشت عزیزان خود و پرونده‌های گشوده‌شده علیه آنان در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی به سر می‌برند.

این قطع ارتباطات، نه صرفا یک محدودیت فنی، بلکه بخشی از ساز و کار سرکوب است. ساز و کاری که با پنهان نگه داشتن اطلاعات، فشار روانی را بر خانواده‌ها و افکار عمومی افزایش می‌دهد.

چه باید کرد؟

۱۰۰ روز پس از ۱۸ و ۱۹ دی، آن‌چه در جریان است تنها ادامه یک سرکوب نیست، بلکه تلاش برای تثبیت سرکوب از طریق پرونده‌سازی، صدور احکام سنگین و کنترل روایت‌هاست.

در چنین شرایطی، مهم‌ترین اقدام، جلوگیری از فراموشی است.

مستندسازی دقیق بازداشت‌ها، ثبت نام‌ها و روایت‌ها، پیگیری حقوقی در سطح بین‌المللی، افزایش فشار رسانه‌ای و حمایت از خانواده‌ها، از جمله اقداماتی هستند که می‌توانند هزینه سرکوب را افزایش دهند.

تجربه‌های گذشته نشان داده است سکوت در قبال وضعیت بازداشت‌شدگان، تنها به دوام این چرخه کمک می‌کند.

اکنون، ۱۰۰ روز پس از ۱۸ و ۱۹ دی، سرنوشت هزاران بازداشت‌شده همچنان نامعلوم مانده است.

در حالی که شماری از معترضان اعدام شده‌اند و برخی دیگر در معرض احکام سنگین قرار دارند، تداوم بی‌خبری، قطع ارتباطات و پنهان‌کاری جمهوری اسلامی، این نگرانی را تشدید کرده است که شمار بیشتری از بازداشت‌شدگان بی‌صدا به راهروهای مرگ و حبس‌های طولانی رانده شوند.

جلوگیری از این سرنوشت، در گرو شکستن تاریکی تحمیل‌شده بر این پرونده‌هاست.

۱۰۰ روز پس از دی‌ماه خونین، دادخواهی خانواده‌های کشته‌شدگان در سایه سرکوب ادامه دارد

۲۸ فروردین ۱۴۰۵، ۰۷:۳۱ (‎+۱ گرینویچ)
•
رضا اکوانیان

۱۰۰ روز از اعتراضات خونین ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ و کشته‌شدن بیش از ۳۶ هزار معترض و زخمی شدن هزاران تن دیگر در ایران گذشت. خانواده‌های جان‌باختگان با وجود ثبت شکایت همچنان به نتیجه‌ای نرسیده‌اند و با فشار و تهدید نهادهای قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی برای توقف روند دادخواهی مواجه‌اند.

بر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، در این مدت شماری از خانواده‌های جاویدنامان با مراجعه به دادسراها، دادگاه‌ها و دیگر مراجع قضایی جمهوری اسلامی، تلاش کرده‌اند درباره کشته‌شدن فرزندان خود ثبت شکایت کنند.

با این حال، این پیگیری‌ها نه‌تنها به نتیجه‌ای نرسیده، بلکه در مواردی با فشار نهادهای امنیتی و قضایی برای پس گرفتن شکایت و توقف روند دادخواهی همراه شده است. روندی که عملا مسیر دستیابی به پاسخ را مسدود کرده است.

منابع آگاه به ایران‌اینترنشنال گفته‌اند برخی خانواده‌ها پس از ثبت شکایت یا مراجعه برای پیگیری پرونده، با احضار، تهدید، تماس‌های هشدارآمیز و وعده‌ و وعید برای انصراف از ادامه مسیر مواجه شده‌اند.

به گفته این منابع، در برخی پرونده‌ها به خانواده‌ها هشدار داده شده ادامه شکایت می‌تواند برای دیگر اعضای خانواده تبعات امنیتی و حتی خطرات جانی در قالب رخدادهایی همچون «تصادف» به‌همراه داشته باشد.

در برخی موارد نیز خانواده‌ها حتی در مرحله اولیه ثبت شکایت با مانع‌تراشی مواجه شده و موفق به ثبت رسمی پرونده نشده‌اند. همچنین در مواردی که شکایت خانواده‌های دادخواه ثبت شده، روند رسیدگی یا متوقف مانده یا بدون توضیح مشخصی رها شده است.

به گفته منابع مطلع، خانواده‌ها در این پرونده‌ها از دسترسی به اطلاعات اولیه از جمله نحوه کشته‌شدن، محل وقوع و هویت عاملان و آمران شلیک به نزدیکان جان‌باخته‌شان محروم مانده‌اند. موضوعی که بر ابهامات این پرونده‌ها افزوده است.

100%

نقض حق دسترسی به عدالت و الگوی مصون ماندن از مجازات

معین خزائلی، حقوقدان، در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال، این وضعیت را از منظر حقوق بین‌الملل «نقض آشکار حق دسترسی به عدالت و جبران موثر» توصیف کرد.

خزائلی گفت زمانی که یک دولت نه‌تنها در قبال نقض حقوق اساسی شهروندان، از جمله حق حیات و آزادی، پاسخگو نیست، بلکه مانع رسیدگی قضایی نیز می‌شود، در واقع یکی از بنیادی‌ترین تعهدات خود ذیل حقوق بین‌الملل را نقض کرده است.

او افزود: «بر اساس بند سوم میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، دولت‌ها موظف‌اند امکان دسترسی به دادگستری، رسیدگی موثر قضایی، دسترسی به مرجع صالح قضایی و جبران خسارت را برای قربانیان فراهم کنند. حقی که در این پرونده‌ها به‌طور کامل نقض شده است.»

این حقوقدان گفت زمانی که چنین روندی به‌صورت مستمر و در یک بازه زمانی طولانی تکرار شود، دیگر با موارد پراکنده نقض حقوق مواجه نیستیم، بلکه با یک «الگوی سازمان‌یافته و سیستماتیک از مصونیت از مجازات» روبه‌رو هستیم: «وضعیتی که در آن عاملان نقض حقوق بشر نه‌تنها پاسخگو نمی‌شوند، بلکه عملا از هرگونه پیگرد مصون می‌مانند.»

او افزود اگر سرکوب، قتل و نقض حقوق اساسی شهروندان به‌صورت سازمان‌یافته انجام شود و هم‌زمان سازوکارهای پاسخگویی نیز به‌طور سیستماتیک از کار بیفتد، این وضعیت می‌تواند در چارچوب «جنایت علیه بشریت» نیز قابل بررسی باشد.

خزائلی در ادامه به مسیرهای بین‌المللی دادخواهی اشاره کرد و گفت در شرایطی که پیگیری در داخل کشور به نتیجه نمی‌رسد، سازوکارهای بین‌المللی می‌توانند مورد استفاده قرار گیرند؛ از جمله گزارشگران ویژه سازمان ملل، سازوکارهای موضوعی مانند ناپدیدسازی قهری، بازداشت‌های خودسرانه و اعدام‌های فراقضایی، هیئت‌های حقیقت‌یاب و دیگر سازوکارهای تحقیقی این نهاد.

او افزود استفاده از اصل «صلاحیت قضایی جهانی» در برخی کشورها - مشابه پرونده‌هایی که پیش‌تر در اروپا مطرح شده - نیز از دیگر مسیرهای قابل پیگیری است و در سطحی بالاتر، امکان طرح موضوع در دیوان کیفری بین‌المللی نیز وجود دارد؛ هرچند این مسیر به اراده سیاسی دولت‌ها وابسته است.

این حقوقدان در عین حال گفت با وجود فعال بودن این سازوکارها، در عمل پیشبرد چنین پرونده‌هایی با دشواری‌های جدی همراه است و واکنش جامعه جهانی به نقض حقوق بشر در ایران در بسیاری موارد متناسب با ابعاد این نقض‌ها نبوده است.

100%

تاثیر قطع اینترنت

هم‌زمان، قطع و اختلال گسترده اینترنت که از روزهای ابتدایی اعتراضات آغاز و پس از حمله آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی تشدید شد، روند اطلاع‌رسانی و دادخواهی را کند کرده است.

بر اساس گزارش نهادهای ناظر بر اختلالات اینترنتی، قطع اینترنت در ایران حدود ۵۰ روز ادامه یافته و این محدودیت‌ها به‌طور جدی توانایی شهروندان را برای ارتباط با یکدیگر و اطلاع از وضعیت دوستان و اعضای خانواده، به‌ویژه در خارج از کشور، مختل کرده است.

این محدودیت‌ها بر روند ثبت روایت‌ها، انتقال اطلاعات و پیگیری‌های حقوقی خانواده‌های دادخواه نیز اثر گذاشته است.

بسیاری از خانواده‌ها گفته‌اند در روزهای پس از اعتراضات امکان تماس با رسانه‌ها یا اطلاع‌رسانی درباره کشته‌شدن عزیزانشان را نداشته‌اند و در مواردی اعلام نام جان‌باختگان با تاخیر طولانی همراه بوده یا هرگز انجام نشده است.

ادامه این محدودیت‌ها پس از آتش‌بس موقت میان آمریکا و جمهوری اسلامی نیز روند مستندسازی، ارتباط با نهادهای حقوق بشری و پیگیری شکایت‌ها را با اختلال جدی مواجه کرده و دامنه اطلاع‌رسانی را به‌طور محسوسی محدود کرده است.

در کنار این موارد، گزارش‌ها نشان می‌دهد روند تحویل پیکر کشته‌شدگان نیز با فشار همراه بوده است.

به برخی خانواده‌ها گفته شده برای تحویل پیکر باید تعهدنامه‌ای امضا کنند مبنی بر اینکه فرزندشان «بسیجی» بوده و در اعتراضات شرکت نداشته است. شرطی که به گفته خانواده‌ها با هدف تحمیل روایت رسمی بر این وقایع مطرح شده است.

در مواردی دیگر، از خانواده‌ها خواسته شده مبلغی تحت عنوان «حق تیر» (هزینه گلوله) پرداخت کنند تا بتوانند پیکر عزیزان خود را تحویل بگیرند. موضوعی که واکنش‌های گسترده‌ای در میان خانواده‌ها و فعالان حقوق بشر برانگیخته است.

به گفته منابع آگاه، در برخی موارد نیز به خانواده‌ها اعلام شده در صورت ناتوانی در پرداخت این مبلغ، می‌توانند با پذیرش روایت رسمی و اعلام وابستگی فرزندشان به نهادهای حکومتی، بدون پرداخت هزینه، پیکر را تحویل بگیرند.

این موارد نشان‌دهنده تلاش برای تحمیل روایت رسمی حکومت بر نحوه کشته‌شدن معترضان و بازنویسی روایت این رویدادهاست.

با وجود این فشارها، خانواده‌های دادخواه همچنان بر ادامه روند دادخواهی تاکید دارند. آن‌ها می‌گویند هدفشان نه‌تنها روشن شدن حقیقت، بلکه ثبت آن برای آینده است؛ حتی اگر در شرایط فعلی امکان رسیدگی موثر در داخل کشور وجود نداشته باشد.

به گفته یکی از نزدیکان جان‌باختگان، دادخواهی در شرایطی که جمهوری اسلامی بر سر کار است، مسیری دشوار و پرهزینه است، اما: «نمی‌توانیم سکوت کنیم. اگر ما پیگیری نکنیم، هیچ‌کس پاسخگو نخواهد بود. این مسیر را ادامه می‌دهیم تا روزی آمران و عاملان قتل فرزندانمان محاکمه و وادار به پاسخگویی شوند.»

در چنین شرایطی، فعالان حقوق بشر بر مستندسازی دقیق تاکید دارند؛ از ثبت مشخصات و زمان و محل کشته‌شدن تا جمع‌آوری شهادت‌ها، تصاویر، مدارک پزشکی و اسناد تهدید.

ارسال این اطلاعات به نهادهای بین‌المللی و گزارشگران ویژه سازمان ملل، رسانه‌ای کردن روایت‌ها و بهره‌گیری از ظرفیت‌های حقوقی خارج از کشور، از جمله اقداماتی است که می‌تواند مسیر دادخواهی را زنده نگه دارد و مانع فراموش شدن این پرونده‌ها شود.

100%

مستندسازی نقض حقوق بشر؛ از ثبت دقیق تا حفظ امن شواهد

خزائلی در پاسخ به این پرسش که در شرایط قطع اینترنت و محدودیت‌های امنیتی چگونه می‌توان مستندسازی امن انجام داد، به ایران‌اینترنشنال گفت برای اینکه مستندات نقض حقوق بشر ارزش حقوقی و اثباتی داشته باشند، رعایت اصول مشخص در جمع‌آوری و نگهداری آن‌ها ضروری است.

او گفت ثبت اطلاعات باید به‌صورت دقیق، منظم و زمان‌مند انجام شود و هر واقعه با ذکر تاریخ، ساعت، محل دقیق وقوع و شرح جزییات آن ثبت شود.

او افزود اطلاعات مربوط به قربانیان، عاملان و آمران، تا حد امکان باید با جزییات کامل مستند شود تا در فرآیندهای حقوقی قابل استفاده باشد.

خزائلی افزود تمامی اسناد مرتبط، از جمله مدارک پزشکی و پزشکی قانونی، گواهی فوت، اسناد قضایی مانند احضاریه، اسناد دادگاه، قرار بازداشت یا وثیقه، پیام‌های تهدیدآمیز، فایل‌های صوتی، تصاویر و ویدیوها باید جمع‌آوری، حفظ و به‌صورت منظم طبقه‌بندی شوند تا در آینده به‌عنوان ادله قابل استناد مورد استفاده قرار گیرند.

این حقوقدان با اشاره به مخاطرات امنیتی نگهداری این اسناد گفت در چنین شرایطی لازم است این مدارک در چند نسخه جداگانه نگهداری شوند؛ به‌گونه‌ای که در صورت وجود نسخه فیزیکی، نسخه دیجیتال نیز تهیه و در حافظه‌های امن و ترجیحا رمزگذاری‌شده ذخیره شود.

او افزود در صورت فراهم شدن امکان دسترسی به اینترنت، این اطلاعات باید برای افراد یا نهادهای «امن» در خارج از کشور ارسال شود.

خزائلی گفت در شرایط فعلی، خانواده‌ها می‌توانند این اطلاعات را ابتدا به‌صورت فیزیکی جمع‌آوری و در محل امن نگهداری کنند و در نخستین فرصت ممکن، آن‌ها را به وکلا، رسانه‌های حقوق بشری یا نهادهای بین‌المللی حقوق بشری منتقل کنند.

او تاکید کرد اصل اساسی در این فرآیند، حفظ «اصالت، صحت و تمامیت» مستندات است، به‌گونه‌ای که در آینده بتوان به‌طور دقیق اثبات کرد چه اتفاقی، در چه زمان و مکانی و به چه شکلی رخ داده است.

این حقوقدان در عین حال گفت: «خانواده‌ها باید ملاحظات امنیتی را در اولویت قرار دهند و در صورتی که جمع‌آوری یا نگهداری این اطلاعات آن‌ها را در معرض خطر قرار می‌دهد، از امن‌ترین روش‌های ممکن برای ثبت و حفظ این مستندات استفاده کنند.»

با گذشت ۱۰۰ روز از اعتراضات دی‌ماه، بسیاری از پرسش‌ها همچنان بی‌پاسخ مانده‌اند؛ از شمار دقیق کشته‌شدگان و زخمی‌ها تا هویت عاملان و آمران شلیک و سرنوشت بازداشت‌شدگان.

از سوی دیگر کشتار دی‌ماه به بخشی ماندگار از حافظه جمعی ایرانیان تبدیل شده است.

در این میان، آنچه ادامه دارد، تلاش خانواده‌هایی است که با وجود فشار، تهدید و محدودیت‌های گسترده ارتباطی، همچنان بر حق خود برای دانستن حقیقت و پیگیری دادخواهی تاکید می‌کنند.

دادخواهی، اگرچه در داخل کشور با بن‌بست، فشار و هزینه‌های سنگین روبه‌رو شده، متوقف نشده و خانواده‌ها همچنان این مسیر را ادامه می‌دهند.

آتش و اعتراض؛ روایت آتش‌نشانانی که در انقلاب ملی به کمک معترضان رفتند

۲۷ فروردین ۱۴۰۵، ۱۸:۲۵ (‎+۱ گرینویچ)

در میان جاویدنامان انقلاب ملی دی‌ماه، نام‌هایی دیده می‌شود که سال‌ها شغل و هدف‌شان نجات جان دیگران بوده است؛ آتش‌نشانانی که یا در ماموریت کاری و یا داوطلبانه و در میان مردم، جان خود را از دست دادند.

گزارش‌های منتشرشده نشان می‌دهد تعدادی از نیروهای آتش‌نشانی در شهرهای مختلف، در جریان این اعتراضات و در شرایطی خارج از شیفت کاری یا هنگام کمک‌رسانی، هدف شلیک قرار گرفته و کشته شده‌اند.

اما روایت این افراد، فقط درباره مرگ نیست؛ بلکه درباره مسیری انسان‌دوستانه است که از یاری‌رسانی آغاز اما به مرگ ختم می‌شود.

حمید مهدوی، ۳۸ ساله- مشهد

حمید مهدوی، آتش‌نشان و ورزشکار شناخته‌شده در مشهد، شامگاه ۱۸ دی‌ماه در حالی هدف شلیک قرار گرفت که مشغول کمک به معترضان مجروح بود. ویدیویی از او منتشر شده که یک فرد زخمی (جعفر جاویدی) را بر دوش گرفته و تلاش می‌کند او را از محل درگیری دور کند.

100%


لحظاتی پس از آن، گلوله‌ای به گلوی او اصابت می‌کند و جانش را می‌گیرد. مهدوی علاوه بر فعالیت در آتش‌نشانی، داور بین‌المللی راگبی بود و به‌عنوان چهره‌ای شناخته‌شده در میان جامعه ورزشی نیز شناخته می‌شد.

محمد گلی- نجف‌آباد

پنج‌شنبه شب ۱۸ دی‌ماه، در مقابل کلانتری ۱۲ نجف‌آباد، محمد گلی هدف شلیک مستقیم قرار گرفت. در میانه اعتراضات این شهر، هنگامی که مشاهده کرد ماموران از داخل کلانتری به‌سوی مردم تیراندازی می‌کنند، با خودرو آتش‌نشانی به سمت در ورودی حرکت کرد تا مانعی میان نیروهای مسلح و مردم ایجاد کند.

100%

در این میان، بیش از ۱۱ گلوله به بدن او اصابت کرد و در همان محل جان باخت.

میثم کاظمی- تهران

میثم کاظمی، ۱۹ دی‌ماه در پرند و در جریان اعتراضات کشته شد. او از جمله آتش‌نشان‌هایی بود که خارج از ساعات کاری، در کنار مردم در تجمعات حضور پیدا کرد. نزدیکانش او را فردی خوش‌قلب و دست‌به‌خیر می‌دانند. به گفته منابع، ابتدا با ضربات باتوم به سرش ضرباتی وارد شد و سپس از میان جمعیت جدا و با شلیک گلوله به گردن کشته شد.

100%


پس از مرگ او، روایت‌های رسمی حکومتی تلاش کردند علت مرگش را به معترضان نسبت دهند و خانواده‌اش نیز برای تایید این روایت‌ها تحت فشار قرار گرفتند.میثم از سال ۱۳۹۰ به‌عنوان آتش‌نشان حرفه‌ای فعالیت خود را شروع کرد.

محمد بیات، ۴۲ ساله- تهران

محمد بیات، از آتش‌نشانان شهر ری، ۱۸ دی‌ماه هدف شلیک قرار گرفت و با اصابت گلوله به شکم و ران مجروح شد. او را به بیمارستان منتقل کردند، اما به گفته منابع، ابتدا از پذیرش او خودداری شد. در نهایت با تلاش همراهانش پذیرش شد، اما به‌دلیل شدت خونریزی جان باخت.

100%

گزارش‌ها حاکی از آن است که تحویل پیکر او نیز با تهدیدهای امنیتی و دریافت پول همراه بوده است.

ناصر شیرازی کرامه، ۴۴ ساله- تهران

ناصر شیرازی، فرمانده ایستگاه آتش‌نشانی تهران با ۲۲ سال سابقه، ۱۸ دی‌ماه در اسلامشهر هدف گلوله قرار گرفت. او در حالی که به یک فرد زخمی کمک می‌کرد، از ناحیه پهلو مورد اصابت گلوله جنگی قرار گرفت. به‌دلیل شدت خونریزی، همان شب به بیمارستان پارس تهران منتقل شد و تحت عمل جراحی قرار گرفت.

100%

هرچند ابتدا نشانه‌هایی از بهبود در او دیده می‌شد، اما روز بعد، به کما رفت و شامگاه همان روز جان خود را از دست داد. پیکر ناصر شیرازی در دارالسلام اسلامشهر به خاک سپرده شد.

یوحنا میرپادیاب، ۳۹ ساله- رشت

یوحنا میرپادیاب، ۱۸ دی‌ماه همزمان با اعتراضات در رشت، به‌عنوان آتش‌نشان برای مهار حریق بازار به محل اعزام شد. او در خیابان تختی و در حالی که مشغول انجام وظیفه بود، هدف گلوله قرار گرفت.

100%


بر اساس گزارش‌های محلی، شلیک به‌صورت مستقیم و از روبرو انجام شد و گلوله به سرش اصابت کرد.پیکر یوحنا میرپادیاب در نخستین ساعات ۱۹ دی‌ماه، بدون برگزاری هیچ‌گونه مراسمی و در سکوت، در روستای «گرفم» در جاده انزلی - رشت، به خاک سپرده شد.

جواد طالبی- تهران

جواد طالبی، ۱۹ دی‌ماه، برای کمک به یک جوان زخمی در اعتراضات شهر پرند شتافت، اما خود هدف گلوله قرار گرفت. او پدر یک دختر خردسال و همسرش در زمان کشته‌شدن او باردار بود. گزارش‌ها حاکی از آن است که تحویل پیکر او چند روز به طول انجامید و خانواده‌اش در این مدت تحت فشار قرار گرفتند.

100%

میلاد عطایی، ۳۲ ساله– شاهین‌شهر

میلاد عطایی، از آتش‌نشانان شاغل در پالایشگاه اصفهان، ۱۹ دی‌ماه در شاهین‌شهر کشته شد. او از ناحیه سر مورد اصابت گلوله جنگی قرار گرفت و جانش را از دست داد. دوستانش او را از جمله نیروهای فنی و فعال در حوزه آتش‌نشانی صنعتی معرفی کرده‌اند.

100%

حسین رادی، ۲۴ ساله - نجف‌آباد

حسین رادی، غواص و آتش‌نشان اهل نجف‌آباد، ۱۹ دی‌ماه در خیابان میرداماد این شهر هدف گلوله قرار گرفت. به‌گفته همراهانش، او در تلاش برای دور کردن چند نفر از محل درگیری بود که از بالای یک ساختمان به سمتش شلیک شد و دو گلوله به قفسه سینه‌اش اصابت کرد. پس از انتقال به بیمارستان، پیکرش از سوی نیروهای امنیتی ربوده شد و خانواده‌اش برای چند روز از سرنوشت او بی‌خبر بودند.

100%

میثم کاظمی؛ آتش‌نشانی که هنگام کمک به معترضان در پرند کشته شد

۲۷ فروردین ۱۴۰۵، ۱۴:۳۵ (‎+۱ گرینویچ)

میثم کاظمی، آتش‌نشان و ورزشکار تهرانی، از جمله کسانی بود که خارج از ساعات کاری، در کنار مردم در اعتراضات دی حضور پیدا کرد. شامگاه ۱۹ دی ماموران حکومتی در پرند، ابتدا با ضربات باتون به سرش آسیب زدند و بعد به گردنش شلیک کردند.

گزارش‌ها حاکی از آن است که او هنگام حضور در خیابان، در حال کمک‌رسانی بوده و در همین حین هدف شلیک قرار گرفته است.

نیروهای حکومتی پس از کشته‌شدن میثم تلاش کردند معترضان را عامل مرگ او معرفی کنند.

خانواده‌اش نیز تحت فشار قرار گرفتند تا با مصاحبه در رسانه‌های رسمی حکومتی این روایت را تایید کنند.

میثم از سال ۱۳۹۰ به عنوان آتش‌نشان حرفه‌ای فعالیت خود را شروع کرده بود.

نزدیکانش او را فردی خوش‌قلب و دست‌به‌خیر معرفی می‌کنند.

پیروزی دراماتیک باواریایی‌ها در یکی از هیجان‌انگیزترین نبردهای لیگ قهرمانان

۲۷ فروردین ۱۴۰۵، ۰۹:۳۵ (‎+۱ گرینویچ)

دنیای فوتبال شب گذشته شاهد یکی از هیجان‌انگیزترین و پرماجراترین نبردهای تاریخ مدرن لیگ قهرمانان اروپا بود.

در حالی که غبار نبرد ۱۸۰ دقیقه‌ای میان دو غول فوتبال اروپا، بایرن مونیخ و رئال مادرید، فرونشست، این شاگردان وینسنت کمپانی بودند که در میان فریادهای کرکننده هواداران خود در آلیانتس آرنا، جشن صعود به نیمه‌نهایی و تقابل با پاری‌سن‌ژرمن را برپا کردند.

این دیدار که با نتیجه ۴ بر ۳ به سود بایرن (مجموع دو دیدار ۶ بر ۴) خاتمه یافت، فراتر از یک مسابقه فوتبال و شبیه به یک درام کلاسیک بود.

رئال مادرید که سه بار در طول مسابقه پیش افتاده بود، در دقایق پایانی کنترل اعصاب و بازی را به شکلی باورنکردنی از دست داد تا بایرن با بازگشتی خیره‌کننده، بلیت صعود به نیمه‌نهایی را به دست آورد.

100%

طوفان آردا گولر و اشتباهات عجیب

بازی به شکلی ناباورانه آغاز شد. تنها ۳۵ ثانیه از سوت آغاز گذشته بود که مانوئل نویر با اشتباهی فاحش، توپ را در فضای خالی به آردا گولر سپرد. .

ستاره جوان ترک با هوشمندی تمام از فاصله ۴۰ متری دروازه خالی را باز کرد تا شوک اولیه به باواریایی‌ها وارد شود.

100%

با این حال، بایرن سریعا واکنش نشان داد و الکساندر پاولوویچ در دقیقه ۶، روی اشتباه لونین، بازی را به تساوی کشاند.

در نیمه اول، در حالی که ضدحملات مرگبار امباپه و وینیسیوس بایرن را آزار می‌داد، آردا گولر بار دیگر با یک ضربه آزاد تماشایی در دقیقه ۲۹ گلزنی کرد.

هری کین ۱۱ دقیقه بعد، با زدن دوازدهمین گل فصل خود در لیگ قهرمانان، بازی را به تساوی کشاند.

در ادامه و پیش از پایان نیمه اول، کیلیان امباپه روی پاس وینیسیوس گل سوم رئال را به ثمر رساند تا مادریدی‌ها با برتری راهی رختکن شوند.

100%

فروپاشی انضباطی مادرید و درخشش دیاز و اولیسه

نیمه دوم تحت تاثیر تنش‌های عصبی و تصمیمات داوری بود. ادواردو کاماوینگا که در دقیقه ۶۲ وارد زمین شده بود، در دقیقه ۸۶ مرتکب اشتباهی نابخشودنی شد.

او که یک کارت زرد داشت، پس از خطا روی کین، توپ را در آغوش گرفت و از دادن آن امتناع کرد. اسلاوکو وینچیچ، داور مسابقه، بدون درنگ کارت زرد دوم و قرمز را نشان داد تا رئال ۱۰ نفره شود.

100%

تنها دو دقیقه بعد، لوئیز دیاز با پاس فداکارانه جمال موسیالا و شوتی که پس از برخورد به میلیتائو تغییر مسیر داد، بازی را ۳-۳ مساوی کرد.

اما این پایان کار نبود؛ در وقت‌های تلف‌شده، میشل اولیسه با ضربه‌ای کات‌دار و تماشایی، گل چهارم و تیر خلاص را شلیک کرد.

پس از سوت پایان، خشم مادریدی‌ها به اوج رسید و آردا گولر نیز به دلیل اعتراض شدید به داور، در راه رختکن کارت قرمز دریافت کرد تا شب تلخ رئال با یک فصل بدون جام احتمالی، تکمیل شود.

100%

آرسنال و عبور دشوار از سد اسپورتینگ

در دیگر دیدار شب گذشته، آرسنال در ورزشگاه امارات میزبان اسپورتینگ لیسبون بود.

توپچی‌ها که با ارائه یک بازی مبتنی بر کنترل و صبر، به دنبال حفظ نتیجه بودند، در نهایت با تساوی ۰-۰ و با تکیه بر پیروزی یک بر صفر بازی رفت، راهی نیمه‌نهایی شدند تا حریف اتلتیکو مادرید شوند.

100%

اگرچه بازی برای هواداران آرسنال پر از اضطراب و استرس بود و اسپورتینگ با ساختار دفاعی مستحکم خود کار را دشوار کرده بود، اما شاگردان میکل آرتتا هشتمین کلین‌شیت خود را ثبت کردند.

آرسنالی‌ها حالا تنها یک قدم با اولین فینال خود پس از سال‌ها فاصله دارند.