خانواده دانشمند هستهای اعدام شده: روزبه وادی پس از تهدید به شکنجه مادرش اعتراف کرد
یکی از اعضای خانواده روزبه وادی، دانشمند هستهای که تابستان امسال به اتهام جاسوسی برای اسرائیل اعدام شد، به ایراناینترنشنال گفت که او زیر شکنجه سنگین و تهدیدها به آزار مادرش، اعتراف اجباری کرد.
وحید رضوی، از اعضای خانواده وادی، به ایراناینترنشنال گفت که او حدود ۱۸ ماه پیش، در پی مشاجره با روسای خود بازداشت و سپس به جاسوسی متهم شد.
رضوی تاکید کرد که در پرونده تشکیل شده برای وادی، مدرکی برای اثبات جاسوسی وجود نداشت.
وادی، عضو پژوهشگاه علوم و فنون هستهای وابسته به سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی، ۱۵ مرداد اعدام شد. قوه قضاییه همان زمان اعلام کرد که این کارشناس هستهای از طریق «فضای مجازی جذب موساد شد» و با آنها همکاری کرد.
رضوی گفت: «روزبه پس از بازداشت به شدت شکنجه شد تا جایی که در ناحیه پا و دو دندهاش دچار شکستگی شد و پس از آن هم مادرش را بازداشت و زندانی کردند. بازجوها از او حین بازداشت عکس گرفتند و تصاویر را به پسرش نشان دادند تا از او اعتراف اجباری بگیرند.»
او افزود: «بازجوها به روزبه گفته بودند در صورتی که به جاسوسی اعتراف نکند و در مصاحبه تلویزیونی شرکت نکند، مادرش را شکنجه خواهند کرد.»
به گفته رضوی وادی در چنین شرایطی به قبول اتهام «ساختگی» جاسوسی و اعتراف اجباری در تلویزیون وادار شد.
نهادهای حقوق بشری همواره درباره اعترافگیری اجباری و تحت شکنجه در جمهوری اسلامی ابراز نگرانی کردهاند.
رضوی گفت اعتراف اجباری، تنها مدرک ارائه شده علیه وادی در دادگاه انقلاب اسلامی بود و قاضی ابوالقاسم صلواتی و سپس ابراهیم صلواتی حکم اعدام او را صادر کردند.
به نقل از رضوی، مقامهای جمهوری اسلامی پس از جنگ ۱۲ روزه «به سرعت وارد عمل شدند و بدون اطلاع قبلی، حکم اعدام روزبه را در ۱۵ مرداد اجرا کردند.»
رضوی در مورد اعترافات تلویزیونی وادی به ایراناینترنشنال گفت: «ادعا میشود که روزبه یک کیف سیاه پر از پول نقد به عنوان وجه دریافت کرده است ولی در عصر تراکنشهای دیجیتال، چرا یک دانشمند با تحصیلات عالی باید پول نقد را در کیف بپذیرد؟»
رضوی، وادی را فردی «باهوش» توصیف کرد که در خانواده به «مهربانی و فداکاری» شناخته میشد. به گفته او، وادی مجرد بود و مادرش زندگی میکرد.
رضوی همچنین درباره وضعیت مالی وادی توضیح داد: «او از خانواده ثروتمندی نبود و دارایی قابل توجهی نداشت، در عوض روی کار، تحصیل و حمایت از خانوادهاش تمرکز داشت.»
رضوی تاکید کرد که وادی هرگز فعالیت سیاسی نداشت و فردی میهنپرست و متعهد به توانمندسازی مردم ایران از طریق انرژی هستهای صلحآمیز بود.
او در مورد بخشی از اعترافات تلویزیونی وادی گفت ادعا میشود که او اسناد را با کپی کردن فایلهای حساس روی یک هارد دیسک یا فلش مموری و تحویل آنها در توالت یک پارک عمومی منتقل کرده است. به عقیده رضوی چنین روایتی با وجود پلتفرمهای انتقال دیجیتال امن مانند سیگنال یا تلگرام، «بیمعنی» است.
پس از پایان جنگ ۱۲ روزه دستگاه قضایی جمهوری اسلامی شمار زیادی از شهروندان را به اتهام جاسوسی و همکاری با اسرائیل بازداشت، محاکمه و حتی اعدام کرده است.
در یکی از آخرین موارد از اعدام به اتهام جاسوسی، حکم جواد نعیمی، زندانی سیاسی، ۲۶ مهر در زندان قم به اجرا درآمد. این اعدامها، انتقاد سازمانهای حقوق بشری در جهان و نیز گزارشگران سازمان ملل متحد را به دنبال داشته است.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.