• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

مصیب نظامی؛ کشاورزی که از آزادی می‌نوشت و با تیر خلاص کشته شد

سمیرا راهی
سمیرا راهی

روزنامه‌نگار

۲۹ فروردین ۱۴۰۵، ۲۰:۴۱ (‎+۱ گرینویچ)

مصیب نظامی، ۳۲ ساله و کشاورز، در جریان اعتراضات ۱۸ دی‌ماه در بروجرد پس از مجروح شدن به‌دست نیروهای سرکوبگر و انتقال به بیمارستان، با اصابت «تیر خلاص» به قلبش کشته شد. خانواده او علی‌رغم وضعیت دشوار مالی، پیشنهاد نهادهای امنیتی برای «بسیجی» معرفی کردن مصیب را نپذیرفتند.

مصیب متولد ۱۳۷۲، کشاورز و کارگر اهل روستای فیال بروجرد، پنج‌شنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴ حوالی ساعت ۱۸ به قصد حضور در تجمع از خانه خارج می‌شود. او کمی بعد از سوی نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی مورد اصابت گلوله ساچمه‌‌ای قرار می‌گیرد، اما همچنان به اعتراض ادامه می‌دهد.

به‌گفته یک منبع مطلع، مصیب دوباره در محاصره نیروهای لباس‌شخصی و موتورسوار گرفتار می‌شود.

این منبع به ایران‌اینترنشنال گفت: «آن‌قدر با باتون به سر و صورتش کوبیده بودند که دندان‌ها و بینی‌اش شکسته بود و با صورت به زمین خورده بود. مردم پیکر نیمه‌جان و تیر خورده او را در حالی که هنوز توان سخن گفتن داشت، به بیمارستان رساندند.»

نزدیکان او که به بیمارستان رسیدند، کادر درمان با این جمله که «مصیب در اتاق عمل است»، لباس‌های خونین او را تحویل دادند، اما ساعتی بعد، خبر فوت او اعلام شد.

مزار مصیب نظامی در روستای فیال
100%
مزار مصیب نظامی در روستای فیال

معمای «تیر خلاص»

خانواده برای تحویل پیکر به سردخانه «دارالسلام» در چند کیلومتری بروجرد ارجاع داده و جست‌وجو در میان کشته‌شدگانی که در کیسه‌های سیاه رها شده بودند، آغاز شد.

به‌گفته منبع ایران‌اینترنشنال، پیکر مصیب در حالی پیدا شد که هنوز شلنگ‌ها و تجهیزات بیمارستانی به بدنش وصل بود.

نزدیکان با بررسی پیکر، لباس‌‌های مصیب و مطابقت آنها با روایت شاهدانی که در صحنه حضور داشتند، متوجه شدند یک «گلوله جنگی» دقیقا از پشت به قلب او اصابت کرده. این در حالی بود که رد هیچ گلوله‌ای از پشت روی لباس خونی مصیب وجود نداشت.

به گفته این منبع، شواهد نشان می‌دهد مصیب در خیابان کشته نشده: «اگر او در خیابان تیر جنگی از پشت به قلبش خورده بود، زنده به بیمارستان نمی‌رسید و صحبت نمی‌کرد. با توجه به تجهیزات پزشکی که به او متصل بود، او را در بیمارستان با تیر خلاص کشته‌اند.»

تصویر لباس‌های خونین مصیب نظامی به همراه تصویری از او که یکی از این پیراهن‌ها را به تن داشته است
100%
تصویر لباس‌های خونین مصیب نظامی به همراه تصویری از او که یکی از این پیراهن‌ها را به تن داشته است

مقاومت در برابر معامله با خون؛ «هدیه به ایران»

پس از شناسایی پیکر، فشارهای امنیتی بر خانواده‌ آغاز شد. نیروهایی از چندین نهاد جمهوری اسلامی، بارها با مراجعه به خانواده با وعده پول و مزایا، خواستار آن شدند تا مصیب را عضو «بسیج» معرفی کرده و بگویند به دست سایر معترضان و یا «ترویست‌»ها کشته شده است.

خانواده اما باوجود اینکه مصیب مسئولیت تامین مالی آنها را برعهده داشت و از وضعیت اقتصادی مناسبی برخوردار نبودند، این پیشنهادها را نپذیرفتند. 

منبع ایران‌اینترنشنال گفت مصیب قبل از اینکه برای پیوستن به اعتراضات از خانه بیرون برود به همه گفته بود: «اگر کشته شدم، به خون من خیانت نکنید.»

برادر مصیب نیز در مراسمی در کنار مزار با گفتن «من برادرم را به ایران هدیه کردم»، به وصیت او عمل کرد.

به‌گفته این منبع، خانواده مصیب نظامی به محل تیر خوردن او نیز مراجعه کردند تا شاید بتوانند جزییات بیشتری به دست بیاورند، اما نهادهای امنیتی تمامی دوربین‌های آن خیابان را جمع‌آوری کرده بودند.

آزاده‌ای در دل طبیعت؛ «نان جمهوری اسلامی کثیف است»

مصیب با مادر سالخورده و خواهرش زندگی می‌کرد. اطرافیانش او را جوانی «شریف، آگاه و خانواده‌دوست» توصیف می‌کنند که با وجود تحصیلات، تن به کار در نهادهای حکومتی و دولتی نداده بود.

به ‌فته یکی از نزدیکان مصیب، او معتقد بود «نان جمهوری اسلامی کثیف است» و جمهوری اسلامی را شر مطلقی می‌دانست که یک روزی آسیب او به همه می‌رسد: «او عاشق زندگی بود و هربار که از خفقان سیاست به تنگ می‌آمد، به آغوش طبیعت پناه می‌برد و می‌گفت تنها چیزی که مرا کمی از شر جمهوری اسلامی خلاص می‌کند، طبیعت است.»

مصیب در رسانه‌‌های اجتماعی نیز فعال بود. او در صفحه خود در شبکه اجتماعی ایکس، دادخواه خون کشته‌شدگان جنبش مهسا و نوجوانانی چون «سارینا اسماعیل‌زاده» بود.

تصویر پیام مصیب در شبکه اجتماعی ایکس
100%
تصویر پیام مصیب در شبکه اجتماعی ایکس

به‌گفته منبع ایران‌اینترنشنال، مصیب مدام بعد از جنبش مهسا، همیشه از کشته‌شدگان و اعدام‌شدگان یاد می‌کرد و می‌گفت: «خون ما از این بچه‌ها رنگین‌تر نیست؛ باید بتوانیم کاری کنیم تا نسل بعد خوب زندگی کند».

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

رویترز: مذاکره‌کنندگان جمهوری اسلامی از بیم ترور، خواستار اقدامات حفاظتی پاکستان شدند
۱

رویترز: مذاکره‌کنندگان جمهوری اسلامی از بیم ترور، خواستار اقدامات حفاظتی پاکستان شدند

۲
روایت شما

حقوق ۷۵ دلاری و هزینه‌های ۳۰۰۰ دلاری در ایران

۳
اختصاصی

حمله به یک مرد ایرانی در مرکز لندن؛ نگرانی‌ها از تهدید مخالفان جمهوری اسلامی شدت گرفت

۴

شکاف در حاکمیت و میان هواداران جمهوری اسلامی بر سر ادامه جنگ یا توافق

۵

ترامپ: اورانیوم ایران را می‌گیریم، پولی جابه‌جا نمی‌شود و تنگه هرمز دیگر بسته نخواهد شد

انتخاب سردبیر

  • حمله به یک مرد ایرانی در مرکز لندن؛ نگرانی‌ها از تهدید مخالفان جمهوری اسلامی شدت گرفت
    اختصاصی

    حمله به یک مرد ایرانی در مرکز لندن؛ نگرانی‌ها از تهدید مخالفان جمهوری اسلامی شدت گرفت

  • شکاف در حاکمیت و میان هواداران جمهوری اسلامی بر سر ادامه جنگ یا توافق

    شکاف در حاکمیت و میان هواداران جمهوری اسلامی بر سر ادامه جنگ یا توافق

  • ۱۰۰ روز پس از دی‌ماه خونین، دادخواهی خانواده‌های کشته‌شدگان در سایه سرکوب ادامه دارد

    ۱۰۰ روز پس از دی‌ماه خونین، دادخواهی خانواده‌های کشته‌شدگان در سایه سرکوب ادامه دارد

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

•
•
•

مطالب بیشتر

حسین رادی، غواص و آتش‌نشانی که در انقلاب ملی هدف گلوله قرار گرفت

۲۸ فروردین ۱۴۰۵، ۱۱:۵۳ (‎+۱ گرینویچ)

حسین رادی، ۲۴ ساله، غواص و آتش‌نشان اهل نجف‌آباد اصفهان، چند ماه پیش از کشته شدن، برای کار به ارمنستان رفته بود. نزدیکانش می‌گویند او چند روز پیش از اعتراضات دی‌ماه برای دیدار با خانواده به شهرش بازگشت. نزدیکان او روایتی از زندگی و فعالیت‌هایش ارائه داده‌اند.

طبق این روایت، فعالیت رادی میان اعماق آب و دل آتش در جریان بود. او در صفحه اینستاگرامش از زیبایی‌های ناشناخته دریا می‌نوشت؛ از سکوت، از تاریکی و از جایی که باید نفس را نگه داشت تا زنده ماند.

دوستانش می‌گویند روحیه‌ای آرام و در عین حال جسور داشت. کسی که هم به دل خطر می‌رفت و هم از تنهایی و سکوت لذت می‌برد. غواصی برای او فقط یک مهارت نبود، بخشی از نگاهش به زندگی بود.

اما ۱۹ دی‌ماه، او حضور در خیابان را انتخاب کرد. رادی در خیابان میرداماد نجف‌آباد، به میان جمعیت معترضان رفت و در لحظاتی که تلاش می‌کرد چند معترض جوان را از دست نیروهای امنیتی دور کند، از بالای مسجد به سمتش شلیک شد.

100%

در جریان سرکوب مردم،‌ دو گلوله جنگی به قفسه سینه‌ رادی اصابت کرد. دوستانش با عجله او را به کلینیک هاتف رساندند اما به دلیل عدم پذیرش، به بیمارستان منتظری منتقل شد. در آنجا پیکرش به‌صورت پنهانی به‌وسیله نیروهای حکومتی ربوده شد و خانواده برای چند روز، هیچ اطلاعی از سرنوشتش نداشت.

در این مدت، به گفته نزدیکان، تماس‌هایی با خانواده برقرار و گفته می‌شد که حسین زنده است و در بازداشت به سر می‌برد؛ روایتی که تنها به سردرگمی و فشار روانی بیشتر انجامید.

در نهایت، پس از حدود یک هفته، پیکر او با شرایطی خاص و با گرفتن تعهد از خانواده تحویل داده شد.

رادی در خانواده‌ای بزرگ شد که سابقه حضور در جنگ را دارد؛ عمویش در جنگ ایران و عراق کشته شد و پدرش نیز از مجروحان همان جنگ است.

ایران‌اینترنشنال پیش از این در گزارشی جداگانه به کشته‌شدن شماری از آتش‌نشانان در جریان اعتراضات دی‌ماه پرداخت. افرادی که در شهرهای مختلف، خارج از چارچوب و ماموریت کاری داوطلبانه، اغلب در حال کمک به دیگران، هدف شلیک قرار گرفتند و جان باختند.

  • آتش و اعتراض؛ روایت آتش‌نشانانی که در انقلاب ملی به کمک معترضان رفتند

    آتش و اعتراض؛ روایت آتش‌نشانانی که در انقلاب ملی به کمک معترضان رفتند

خالد ملائی؛ دانشجوی صادق و پرانرژی که قربانی تک‌تیرانداز حکومت شد

۲۷ فروردین ۱۴۰۵، ۲۱:۲۰ (‎+۱ گرینویچ)

خالد ملایی، ۱۹ ساله و دانشجوی ترم سوم رشته مدیریت صنایع در دانشگاه هرمزگان، شامگاه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات در مرکز شهر بندرعباس با شلیک گلوله به سر کشته شد.

خالد متولد ۱۲ اسفند ۱۳۸۴ در روستای هرمود صحرای باغ از توابع لارستان فارس بود و در بندرعباس بزرگ شد. او دانشجوی دانشگاه هرمزگان بود و به گفته نزدیکانش، روحیه‌ای خونگرم، مسئولیت‌پذیر و دارای روابط اجتماعی بالا بود.

خالد برای تامین بخشی از هزینه‌های خود، در اوقات فراغت به کارهای پاره‌وقت از جمله فعالیت در حوزه مصالح ساختمانی مشغول می‌شد. خانواده و دوستانش او را جوانی صادق، پرانرژی و دغدغه‌مند توصیف می‌کنند که ارتباط نزدیکی با اطرافیانش داشت.

شامگاه ۱۸ دی‌ماه، همزمان با گسترش اعتراضات در بندرعباس، صدای تیراندازی در نقاط مختلف شهر شنیده می‌شد. به گفته شاهدان، تک‌تیراندازانی که بر فراز ساختمان‌ها مستقر بودند، به سوی معترضان شلیک کردند. خالد یکی از افرادی بود که در همان ساعات اولیه هدف گلوله قرار گرفت و جان خود را از دست داد.

100%

بنا بر روایت شاهدان، او حدود ساعت ۱۰ شب در نزدیکی برج سپه در سه‌راه سازمان و در حالی که در صفوف ابتدایی معترضان حضور داشت، هدف شلیک تک‌تیراندازان قرار گرفت. چند روز پس از ۱۸ دی‌ماه و با کاهش اختلالات اینترنت، ویدیویی تاثرانگیز از لحظه اصابت گلوله و تلاش معترضان برای نجات او در ایران اینترنشنال منتشر شد؛ تصاویری که در شبکه‌های اجتماعی نیز دست‌به‌دست شد و واکنش گسترده کاربران را برانگیخت.

پس از انتشار خبر کشته‌شدن او، دانشجویان دانشکده‌های مختلف دانشگاه هرمزگان در اقدامی اعتراضی کلاس‌های مجازی را تحریم کردند. این اقدام به‌منظور گرامیداشت یاد خالد ملایی و ابراز همبستگی با خانواده او انجام شد.

اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ در بندرعباس با حضور و سرکوب گسترده نیروهای امنیتی و همچنین تیراندازی مستقیم با گلوله جنگی همراه بود. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، حکومت با ایجاد رعب و وحشت تلاش کرده است تا ابعاد جنایات رخ‌داده در این شهر را کتمان کند.

آتش و اعتراض؛ روایت آتش‌نشانانی که در انقلاب ملی به کمک معترضان رفتند

۲۷ فروردین ۱۴۰۵، ۱۸:۲۵ (‎+۱ گرینویچ)

در میان جاویدنامان انقلاب ملی دی‌ماه، نام‌هایی دیده می‌شود که سال‌ها شغل و هدف‌شان نجات جان دیگران بوده است؛ آتش‌نشانانی که یا در ماموریت کاری و یا داوطلبانه و در میان مردم، جان خود را از دست دادند.

گزارش‌های منتشرشده نشان می‌دهد تعدادی از نیروهای آتش‌نشانی در شهرهای مختلف، در جریان این اعتراضات و در شرایطی خارج از شیفت کاری یا هنگام کمک‌رسانی، هدف شلیک قرار گرفته و کشته شده‌اند.

اما روایت این افراد، فقط درباره مرگ نیست؛ بلکه درباره مسیری انسان‌دوستانه است که از یاری‌رسانی آغاز اما به مرگ ختم می‌شود.

حمید مهدوی، ۳۸ ساله- مشهد

حمید مهدوی، آتش‌نشان و ورزشکار شناخته‌شده در مشهد، شامگاه ۱۸ دی‌ماه در حالی هدف شلیک قرار گرفت که مشغول کمک به معترضان مجروح بود. ویدیویی از او منتشر شده که یک فرد زخمی (جعفر جاویدی) را بر دوش گرفته و تلاش می‌کند او را از محل درگیری دور کند.

100%


لحظاتی پس از آن، گلوله‌ای به گلوی او اصابت می‌کند و جانش را می‌گیرد. مهدوی علاوه بر فعالیت در آتش‌نشانی، داور بین‌المللی راگبی بود و به‌عنوان چهره‌ای شناخته‌شده در میان جامعه ورزشی نیز شناخته می‌شد.

محمد گلی- نجف‌آباد

پنج‌شنبه شب ۱۸ دی‌ماه، در مقابل کلانتری ۱۲ نجف‌آباد، محمد گلی هدف شلیک مستقیم قرار گرفت. در میانه اعتراضات این شهر، هنگامی که مشاهده کرد ماموران از داخل کلانتری به‌سوی مردم تیراندازی می‌کنند، با خودرو آتش‌نشانی به سمت در ورودی حرکت کرد تا مانعی میان نیروهای مسلح و مردم ایجاد کند.

100%

در این میان، بیش از ۱۱ گلوله به بدن او اصابت کرد و در همان محل جان باخت.

میثم کاظمی- تهران

میثم کاظمی، ۱۹ دی‌ماه در پرند و در جریان اعتراضات کشته شد. او از جمله آتش‌نشان‌هایی بود که خارج از ساعات کاری، در کنار مردم در تجمعات حضور پیدا کرد. نزدیکانش او را فردی خوش‌قلب و دست‌به‌خیر می‌دانند. به گفته منابع، ابتدا با ضربات باتوم به سرش ضرباتی وارد شد و سپس از میان جمعیت جدا و با شلیک گلوله به گردن کشته شد.

100%


پس از مرگ او، روایت‌های رسمی حکومتی تلاش کردند علت مرگش را به معترضان نسبت دهند و خانواده‌اش نیز برای تایید این روایت‌ها تحت فشار قرار گرفتند.میثم از سال ۱۳۹۰ به‌عنوان آتش‌نشان حرفه‌ای فعالیت خود را شروع کرد.

محمد بیات، ۴۲ ساله- تهران

محمد بیات، از آتش‌نشانان شهر ری، ۱۸ دی‌ماه هدف شلیک قرار گرفت و با اصابت گلوله به شکم و ران مجروح شد. او را به بیمارستان منتقل کردند، اما به گفته منابع، ابتدا از پذیرش او خودداری شد. در نهایت با تلاش همراهانش پذیرش شد، اما به‌دلیل شدت خونریزی جان باخت.

100%

گزارش‌ها حاکی از آن است که تحویل پیکر او نیز با تهدیدهای امنیتی و دریافت پول همراه بوده است.

ناصر شیرازی کرامه، ۴۴ ساله- تهران

ناصر شیرازی، فرمانده ایستگاه آتش‌نشانی تهران با ۲۲ سال سابقه، ۱۸ دی‌ماه در اسلامشهر هدف گلوله قرار گرفت. او در حالی که به یک فرد زخمی کمک می‌کرد، از ناحیه پهلو مورد اصابت گلوله جنگی قرار گرفت. به‌دلیل شدت خونریزی، همان شب به بیمارستان پارس تهران منتقل شد و تحت عمل جراحی قرار گرفت.

100%

هرچند ابتدا نشانه‌هایی از بهبود در او دیده می‌شد، اما روز بعد، به کما رفت و شامگاه همان روز جان خود را از دست داد. پیکر ناصر شیرازی در دارالسلام اسلامشهر به خاک سپرده شد.

یوحنا میرپادیاب، ۳۹ ساله- رشت

یوحنا میرپادیاب، ۱۸ دی‌ماه همزمان با اعتراضات در رشت، به‌عنوان آتش‌نشان برای مهار حریق بازار به محل اعزام شد. او در خیابان تختی و در حالی که مشغول انجام وظیفه بود، هدف گلوله قرار گرفت.

100%


بر اساس گزارش‌های محلی، شلیک به‌صورت مستقیم و از روبرو انجام شد و گلوله به سرش اصابت کرد.پیکر یوحنا میرپادیاب در نخستین ساعات ۱۹ دی‌ماه، بدون برگزاری هیچ‌گونه مراسمی و در سکوت، در روستای «گرفم» در جاده انزلی - رشت، به خاک سپرده شد.

جواد طالبی- تهران

جواد طالبی، ۱۹ دی‌ماه، برای کمک به یک جوان زخمی در اعتراضات شهر پرند شتافت، اما خود هدف گلوله قرار گرفت. او پدر یک دختر خردسال و همسرش در زمان کشته‌شدن او باردار بود. گزارش‌ها حاکی از آن است که تحویل پیکر او چند روز به طول انجامید و خانواده‌اش در این مدت تحت فشار قرار گرفتند.

100%

میلاد عطایی، ۳۲ ساله– شاهین‌شهر

میلاد عطایی، از آتش‌نشانان شاغل در پالایشگاه اصفهان، ۱۹ دی‌ماه در شاهین‌شهر کشته شد. او از ناحیه سر مورد اصابت گلوله جنگی قرار گرفت و جانش را از دست داد. دوستانش او را از جمله نیروهای فنی و فعال در حوزه آتش‌نشانی صنعتی معرفی کرده‌اند.

100%

حسین رادی، ۲۴ ساله - نجف‌آباد

حسین رادی، غواص و آتش‌نشان اهل نجف‌آباد، ۱۹ دی‌ماه در خیابان میرداماد این شهر هدف گلوله قرار گرفت. به‌گفته همراهانش، او در تلاش برای دور کردن چند نفر از محل درگیری بود که از بالای یک ساختمان به سمتش شلیک شد و دو گلوله به قفسه سینه‌اش اصابت کرد. پس از انتقال به بیمارستان، پیکرش از سوی نیروهای امنیتی ربوده شد و خانواده‌اش برای چند روز از سرنوشت او بی‌خبر بودند.

100%

میثم کاظمی؛ آتش‌نشانی که هنگام کمک به معترضان در پرند کشته شد

۲۷ فروردین ۱۴۰۵، ۱۴:۳۵ (‎+۱ گرینویچ)

میثم کاظمی، آتش‌نشان و ورزشکار تهرانی، از جمله کسانی بود که خارج از ساعات کاری، در کنار مردم در اعتراضات دی حضور پیدا کرد. شامگاه ۱۹ دی ماموران حکومتی در پرند، ابتدا با ضربات باتون به سرش آسیب زدند و بعد به گردنش شلیک کردند.

گزارش‌ها حاکی از آن است که او هنگام حضور در خیابان، در حال کمک‌رسانی بوده و در همین حین هدف شلیک قرار گرفته است.

نیروهای حکومتی پس از کشته‌شدن میثم تلاش کردند معترضان را عامل مرگ او معرفی کنند.

خانواده‌اش نیز تحت فشار قرار گرفتند تا با مصاحبه در رسانه‌های رسمی حکومتی این روایت را تایید کنند.

میثم از سال ۱۳۹۰ به عنوان آتش‌نشان حرفه‌ای فعالیت خود را شروع کرده بود.

نزدیکانش او را فردی خوش‌قلب و دست‌به‌خیر معرفی می‌کنند.

جاویدنام محمد بیات؛ آتش‌نشانی که با دو گلوله جنگی در شهرری کشته شد

۲۵ فروردین ۱۴۰۵، ۱۲:۵۵ (‎+۱ گرینویچ)

محمد بیات ۴۲ ساله، از آتش‌نشانان شهرری بود که شامگاه ۱۸ دی در جریان اعتراضات این شهر هدف شلیک دو گلوله جنگی قرار گرفت و کشته شد.

محمد پس از اصابت گلوله، از اطرافیانش خواست او را به ایستگاه آتش‌نشانی محل خدمتش، برسانند تا زودتر به او رسیدگی شود.

با این‌حال این آتش‌نشان به بیمارستان منتقل شد و به دلیل شدت جراحت و خونریزی جان باخت.

پس از مرگ او، خانواده‌اش برای تحویل گرفتن پیکر، با فشار و شرایطی دشوار روبه‌رو شدند و پیکر محمد را در ازای پرداخت مبلغی سنگین توانستند تحویل بگیرند.

محمد پدر دو فرزند بود و زندگی‌اش میان خانواده، کار و مسئولیتی می‌گذشت که هر روز با خطر گره خورده بود.