شلیک بیش از ۱۰ موشک بالستیک از کره شمالی همزمان با رزمایش آمریکا و کره جنوبی
ارتش کره جنوبی اعلام کرد کره شمالی شنبه ۲۳ اسفند، همزمان با برگزاری رزمایشهای مشترک آمریکا و کره جنوبی، بیش از ۱۰ موشک بالستیک را به سمت دریا شلیک کرده است. این اقدام در شرایطی انجام شد که واشینگتن برای باز کردن مسیر گفتوگو با پیونگیانگ تلاش میکند.
به گزارش خبرگزاری رویترز، گارد ساحلی ژاپن نیز اعلام کرد شیئی را شناسایی کرده که احتمال میرود یک موشک بالستیک بوده و در دریا سقوط کرده باشد.
شبکه اناچکی ژاپن به نقل از منابع نظامی گزارش داد این موشک ظاهرا خارج از منطقه انحصاری اقتصادی این کشور فرود آمده است.
ستاد مشترک ارتش کره جنوبی در بیانیهای اعلام کرد این موشکها حدود ساعت ۱۳:۲۰ به وقت محلی، از منطقهای نزدیک پیونگیانگ، پایتخت کره شمالی، به سمت دریا در سواحل شرقی این کشور شلیک شدند.
ادامه برنامه موشکی پیونگیانگ
کره شمالی در بیش از ۲۰ سال گذشته طیف گستردهای از موشکهای بالستیک و کروز را آزمایش کرده است. اقدامی که بخشی از تلاش این کشور برای توسعه توانایی حمل سلاح هستهای به شمار میرود.
گمان میرود پیونگیانگ موفق به ساخت سلاح هستهای نیز شده باشد.
به همین دلیل، این کشور از سال ۲۰۰۶ تاکنون با چندین دور تحریم شورای امنیت سازمان ملل روبهرو بوده است.
با این حال، پیونگیانگ با وجود فشارهایی که این تحریمها بر تجارت، اقتصاد و بخش دفاعیاش وارد کردهاند، همچنان از برنامههای نظامی خود عقبنشینی نکرده است.
آمریکا و کره جنوبی این هفته رزمایش سالانه و گسترده خود را در خاک کره جنوبی آغاز کردند.
دو کشور میگویند این رزمایشها «ماهیتی صرفا دفاعی» دارد و با هدف سنجش آمادگی در برابر تهدیدهای نظامی کره شمالی برگزار میشود.
۲۳ اسفند، صدها نیروی آمریکا و کره جنوبی، با استفاده از تجهیزاتی از جمله تانک و خودروهای زرهی رزمی، در رزمایش عبور از رودخانه شرکت کردند و فرماندهی نیروهای مشترک دو کشور نیز بر این تمرین نظارت داشت.
آمریکا در حال حاضر حدود ۲۸ هزار و ۵۰۰ نیروی نظامی و یگانهایی از جنگندهها را در کره جنوبی مستقر کرده است.
کره شمالی بارها این رزمایشها را محکوم کرده و آنها را «تمرین مقدماتی» برای حمله نظامی متحدان علیه خود خوانده است.
در همین حال، کیم مین-سوک، نخستوزیر کره جنوبی، ۲۱ اسفند در واشینگتن با دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، دیدار کرد تا درباره راههای ازسرگیری گفتوگو با کره شمالی رایزنی کند.
به گفته او، ترامپ مشتاق است از هر فرصتی برای گفتوگو با کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی، استفاده کند.
نشریه فارن پالیسی در تحلیلی نوشت که جنگ جاری با حکومت ایران دولت نارندرا مودی را در موقعیتی پیچیده قرار داده و فشارهای داخلی در هند برای فاصله گرفتن از سیاستهای دولت ترامپ در حال افزایش است.
به نوشته سومیت گانگولی، پژوهشگر ارشد موسسه «هوور»، دو رویداد اخیر- یکی در دهلینو و دیگری در نزدیکی سواحل سریلانکا- میتواند پیامدهای مهمی برای آینده روابط آمریکا و هند داشته باشد؛ روابطی که در سایه جنگ ایران وارد مرحلهای حساس شده است.
در نخستین رویداد، کریستوفر لاندو، معاون وزیر خارجه آمریکا، در نشست سالانه «رایسینا دیالوگ» (Raisina Dialogue) در دهلی نو ضمن تاکید بر تمایل واشینگتن به ادامه همکاری با هند، اعلام کرد که دولت ترامپ قصد ندارد اجازه دهد هند بهگونهای رشد اقتصادی پیدا کند که در رقابتهای تجاری به رقیب آمریکا تبدیل شود. او گفت ایالات متحده نمیخواهد «اشتباهی را که ۲۰ سال پیش در قبال چین انجام داد» در مورد هند تکرار کند.
این سخنان واکنش سریع مقامهای هندی را در پی داشت. سوبرامانیام جایشانکار، وزیر خارجه هند در واکنشی غیرمستقیم اعلام کرد که «صعود هند تنها توسط خود هند تعیین خواهد شد». در عین حال حزب مخالف «کنگره ملی هند» سخنان مقام آمریکایی را «توهینآمیز و ضد هندی» توصیف کرد و دولت مودی را متهم کرد که در تعامل با واشینگتن بیش از حد نرمش نشان داده و از منافع ملی هند دفاع نکرده است.
به گزارش فارن پالیسی، همزمان با این تنشهای دیپلماتیک، حادثه دیگری نیز خشم افکار عمومی در هند را برانگیخت. یک زیردریایی آمریکایی در نزدیکی سریلانکا یک ناو جنگی ایرانی به نام «دنا» را هدف قرار داد که در نتیجه آن دستکم ۸۷ نفر کشته شدند. این ناو پس از شرکت در یک رزمایش دریایی چندجانبه به میزبانی هند در حال بازگشت به ایران بود؛ رزمایشی که ۱۸ کشتی از کشورهای مختلف در آن حضور داشتند.
گرچه این حمله در آبهای بینالمللی رخ داده و به نظر نمیرسد ناقض حقوق بینالملل بوده باشد، اما وقوع آن در زمانی که این کشتی از یک رزمایش بزرگ - که آمریکا نیز در آن حضور داشت - بازمیگشت، واکنشهای انتقادی در هند برانگیخت. حزب کنگره نیز دولت مودی را به دلیل محکوم نکردن غرق شدن این ناو ایرانی مورد انتقاد قرار داد.
فارن پالیسی مینویسد فراتر از رقابتهای سیاسی داخلی، دلایل مهمتری نیز وجود دارد که سبب میشود دولت هند نتواند در برابر جنگ ایران کاملاً بیطرف باقی بماند. هند جمعیت قابل توجهی از شیعیان دارد که پس از کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنهای، ناراضی و خشمگین هستند. علاوه بر این، اقتصاد هند به حوالههای مالی کارگران مهاجر در خاورمیانه و همچنین واردات انرژی از این منطقه وابسته است.
این گزارش میافزاید اظهارات مقام آمریکایی با سیاست دولتهای قبلی آمریکا نیز تفاوت دارد. در دوران جورج دبلیو بوش، کاندولیزا رایس اعلام کرده بود که واشینگتن از تبدیل شدن هند به یک قدرت بزرگ جهانی حمایت میکند. با این حال، موضع اخیر مقامهای دولت ترامپ این تصور را در دهلی نو ایجاد کرده که آمریکا ممکن است دیگر همان حمایت پیشین را از صعود هند نداشته باشد.
با وجود این اختلافها، دولت مودی همچنان تلاش میکند روابط خود با واشینگتن را حفظ کند؛ زیرا همکاریهای اقتصادی، تجاری و دفاعی میان دو کشور برای هند اهمیت زیادی دارد. با این حال، منتقدان داخلی در هند هشدار میدهند که سکوت دولت در برابر جنگ علیه حکومت ایران میتواند منافع بلندمدت این کشور را به خطر بیندازد.
فارن پالیسی در پایان مینویسد هنوز مشخص نیست که این تنشها به شکافی دائمی در روابط آمریکا و هند منجر خواهد شد یا نه، اما بیتوجهی دولت ترامپ به نگرانیهای سیاست خارجی هند میتواند دستاورد چند دهه تلاش دو کشور برای ایجاد یک مشارکت راهبردی را در معرض خطر قرار دهد.
زن و شوهر آلبانیاییتبار همسایه ما، گوششان به اخبار ایران تیز است. با هر تحولی با ما ابراز همدردی میکنند و جمله همیشگیشان این است: «ما شما را میفهمیم.»
این بار وقتی جنگ آغاز شد، پیام دادند: «میدانیم روزهای سختی را میگذرانید. وقتی ناتو به صربستان حمله کرد، ما هم همین احساسات را داشتیم.»
حرفهای آنها باعث شد یک بار دیگر حوادث بالکان را مرور کنم.
بهار ۱۹۹۹، وقتی نخستین موج هواپیماهای ناتو آسمان بالکان را شکافت، بسیاری از مردم اروپا تصور نمیکردند در قلب این قاره، تنها چند سال پس از پایان جنگهای یوگسلاوی (۱۹۹۱-۱۹۹۲)، دوباره جنگی تازه آغاز شود. اما برای مردم کوزوو، جنگ مدتها پیش شروع شده بود؛ نه با هواپیماها، بلکه با ایستهای بازرسی، اخراج از خانهها، مدارس بستهشده و روستاهایی که یکییکی خالی میشدند.
برای فهم واکنش مردم به بمباران ناتو، باید از همان نقطه شروع کرد: از تجربه روزمره مردمی که سالها زیر فشار زندگی کرده بودند و ناگهان صدای جنگی را شنیدند که از آسمان میآمد.
پیش از بمباران؛ زندگی زیر سایه سرکوب
کوزوو در دهه ۱۹۹۰ یکی از پرتنشترین مناطق بالکان بود. پس از فروپاشی یوگسلاوی، دولت صربستان تحت رهبری اسلوبودان میلوشویچ کنترل مستقیم این استان را در دست گرفت. در این منطقه، اکثریت جمعیت را آلبانیاییها تشکیل میدادند؛ مردمی که زبان، هویت و تجربه تاریخی متفاوتی با صربها داشتند.
در سالهای پیش از جنگ، بسیاری از آلبانیاییهای کوزوو میگفتند زندگیشان به تدریج از عرصه عمومی حذف شده است. مدارس آلبانیایی بسته شد، کارکنان آلبانیایی از ادارات اخراج شدند و حضور نیروهای امنیتی افزایش یافت.
در پاسخ، بخشی از جامعه آلبانیایی به مقاومت مدنی روی آورد و بخشی دیگر به مبارزه مسلحانه در قالب گروهی به نام ارتش آزادیبخش کوزوو.
در سالهای ۱۹۹۸ و ۱۹۹۹ درگیری میان این نیروها و ارتش یوگسلاوی شدت گرفت. گزارشهای سازمانهای حقوق بشری و خبرنگاران بینالمللی از تخریب روستاها، اخراج گسترده غیرنظامیان و فرار دهها هزار نفر خبر میداد.
در همین فضای بحرانی بود که جهان بیرون به تدریج توجه بیشتری به کوزوو نشان داد.
آغاز بمباران؛ جنگی که از آسمان آمد
در مارس ۱۹۹۹، پس از شکست مذاکرات صلح در فرانسه، ناتو تصمیم گرفت علیه یوگسلاوی عملیات هوایی آغاز کند.
در شب ۲۴ مارس، صدای نخستین انفجارها در بلگراد و چند شهر دیگر شنیده شد.
در صربستان، بسیاری از مردم این حمله را بهعنوان «تجاوز خارجی» میدیدند. اما در کوزوو، واکنشها بسیار پیچیدهتر و در بسیاری موارد کاملا متفاوت بود.
برای بسیاری از آلبانیاییهای کوزوو، جنگ از قبل آغاز شده بود؛ بمباران ناتو فقط مرحلهای تازه در همان بحران بود.
واکنش مردم کوزوو؛ امیدی در دل ترس
در روزهای نخست حملات، بسیاری از آلبانیاییهای کوزوو در حال فرار بودند. ستونهای طولانی از خانوادهها در جادهها دیده میشدند: مردانی که چمدان به دست داشتند، زنانی که کودکان را بغل گرفته بودند و پیرمردان و پیرزنانی که آرام و خسته، پشت سر جمعیت راه میرفتند.
در اردوگاههای پناهجویان در آلبانی و مقدونیه، خبرنگاران با صدها نفر از این آوارگان صحبت کردند. در بسیاری از این گفتوگوها، احساس غالب ترکیبی از ترس و امید بود.
یک مرد جوان از شهر پریزرن که خانوادهاش را در مسیر فرار از دست داده بود، به خبرنگار بیبیسی گفت: «ما از هواپیماها میترسیم، اما از سربازانی که خانههای ما را آتش زدند بیشتر میترسیم.»
در اردوگاهی نزدیک مرز مقدونیه، زنی که سه روز در راه بود تا از کوزوو خارج شود، در حالی که کودک خردسالش را در آغوش داشت، به خبرنگار دیگری گفت: «وقتی شنیدیم ناتو حمله کرده، فکر کردیم شاید بالاخره کسی آمده تا این وضع را متوقف کند.»
برای بسیاری از آلبانیاییهای کوزوو، بمباران ناتو به معنای پایان فوری رنج نبود، اما نشانهای بود که جهان بیرون بالاخره بحران را جدی گرفته است.
یکی از معلمان کوزوویی که بعدها درباره آن روزها صحبت کرد، گفت: «ما نمیخواستیم جنگ باشد. اما وقتی جنگ شروع شد، احساس کردیم شاید تنها راهی باشد که این وضعیت تغییر کند.»
در بسیاری از روایتهای ثبتشده از آن زمان، مردم میگویند که شبها صدای هواپیماهای ناتو را میشنیدند و در دل دعا میکردند که حملات بتواند نیروهای صرب را عقب براند.
در اردوگاههای پناهجویان، خبر هر حمله با دقت دنبال میشد. گاهی وقتی خبر میرسید که پایگاه نظامی یا ستون زرهی هدف قرار گرفته، بعضی از پناهجویان با احتیاط ابراز امیدواری میکردند.
اما حتی در میان کسانی که از حملات استقبال میکردند نیز نگرانی وجود داشت.
بسیاری از مردم میترسیدند بمبارانها باعث تشدید خشونت در زمین شود.
یکی از پناهجویان به خبرنگار گاردین گفته بود: «ما امیدواریم که این جنگ زود تمام شود. اگر طولانی شود، همه چیز برای همه بدتر خواهد شد.»
زندگی در صربستان؛ زیر آسمانی پر از آژیر
در همان زمان، در شهرهای صربستان روایت دیگری در جریان بود.
در بلگراد، مردم شبها با صدای آژیر به پناهگاهها میرفتند. پلها، کارخانهها و پایگاههای نظامی هدف حمله قرار میگرفتند و شهروندان نمیدانستند انفجار بعدی کجا رخ خواهد داد.
در روزهای نخست جنگ، نوعی همبستگی ملی شکل گرفت. مردم روی پلهای شهر جمع میشدند و زنجیرههای انسانی تشکیل میدادند تا نشان دهند که از کشورشان دفاع میکنند.
در یکی از شبهای بمباران، گروهی از دانشجویان در بلگراد روی پلی در کنار رود دانوب جمع شدند. یکی از آنها به خبرنگاری گفت: «ما میدانیم که اینجا خطرناک است، اما نمیخواهیم شهرمان را تنها بگذاریم.»
با گذشت هفتهها، خستگی و اضطراب در میان بسیاری از شهروندان افزایش یافت. برق قطع میشد، کارخانهها تعطیل میشدند و صدای انفجارها بخشی از زندگی شبانه شهر شده بود.
یک زن ساکن بلگراد در مصاحبهای گفته بود: «در ابتدا همه خشمگین بودند، اما بعد از مدتی فقط خسته شدیم. هر شب فکر میکردیم شاید این آخرین شب آرام باشد.»
روایتهای متضاد از یک جنگ
جنگ کوزوو نمونهای روشن از این واقعیت است که یک رویداد واحد میتواند برای گروههای مختلف، معنای کاملا متفاوتی داشته باشد.
برای بسیاری از صربها، بمباران ناتو نماد تحقیر ملی و دخالت خارجی بود اما برای بسیاری از آلبانیاییهای کوزوو، همان بمبارانها نشانهای از امید به پایان سرکوب تلقی میشد.
در خاطراتی که بعدها از آن دوره منتشر شد، این تضاد بارها تکرار شده است.
یک پناهجوی کوزوویی نوشته است: «ما از جنگ متنفر بودیم، اما اگر آن جنگ نبود شاید هنوز هم در همان ترس زندگی میکردیم.»
در سوی دیگر، یک شهروند صرب در خاطراتش نوشته: «برای ما این جنگ نه آزادی بود و نه عدالت. فقط بمباران بود.»
پس از ۷۸ روز بمباران، دولت یوگسلاوی سرانجام پذیرفت نیروهای خود را از کوزوو خارج کند و نیروهای بینالمللی در این منطقه مستقر شوند.
برای بسیاری از آلبانیاییهای کوزوو، پایان جنگ به معنای بازگشت به خانههایی بود که اغلب ویران شده بودند. برای بسیاری از صربها نیز جنگ یادآور دورهای از تحقیر و بحران ملی باقی ماند.
اما در حافظه مردم کوزوو، آن بهار هنوز با صدای هواپیماها و امیدی که در دل برخی از پناهجویان شکل گرفته بود، به یاد آورده میشود.
یکی از شاهدان عینی که سالها بعد درباره آن روزها صحبت کرده، جملهای گفته است که شاید بهترین توصیف آن تجربه باشد: «ما با جنگ نمیخواستیم نجات پیدا کنیم. ما فقط میخواستیم کسی ببیند چه بر سر ما آمده است.»
بازار جهانی انرژی این روزها تحت تاثیر جنگ اسرائیل و آمریکا با جمهوری اسلامی و انسداد شاهرگ حیاتی تنگه هرمز، یکی از ملتهبترین دوران خود را تجربه می کند.
در حالی که قیمت نفت برنت بار دیگر از مرز ۱۰۰ دلار گذشته است، ایالات متحده و متحدانش در آژانس بین المللی انرژی (IEA) مجموعهای از اقدامات اضطراری را برای جلوگیری از بیثباتی اقتصادی آغاز کردهاند.
در تازهترین اقدام برای مهار این بحران، آمریکا در تصمیمی کمسابقه، موقتا مجوز خرید نفت روسیه را صادر کرد.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، با صدور یک مجوز ۳۰ روزه به کشورها اجازه داد نفت و فرآوردههای نفتی تحریم شده روسیه را که هماکنون در دریا سرگردان هستند، خریداری کنند.
بسنت این اقدام را یک «گام قاطع برای تقویت ثبات» توصیف کرد.
او گفت که معتقد است این تصمیم - که تنها شامل نفت در حال ترانزیت میشود - سود مالی قابل توجهی نصیب مسکو نخواهد کرد.
با این حال، تحلیلگران بر این باورند که این «عقبنشینی تاکتیکی» از تحریمها، واکنشی مستقیم به تهدیدهای رهبری جدید جمهوری اسلامی مبنی بر مسدود نگه داشتن تنگه هرمز است. مسیری که عبور روزانه ۱۳۸ کشتی در آن اکنون به کمتر از پنج کشتی کاهش یافته است.
همزمان، ترکیه نیز به عنوان یکی از اعضای کلیدی آژانس بینالمللی انرژی، در بزرگترین آزادسازی ذخایر در تاریخ این سازمان مشارکت کرد.
آلپ ارسلان بایراکتار، وزیر انرژی ترکیه، جمعه ۲۲ اسفند اعلام کرد آنکارا ۱۱.۶ میلیون بشکه از ذخایر استراتژیک خود را طی ۹۰ روز آینده وارد بازار میکند.
بایراکتار با اشاره به اینکه این میزان معادل ۲.۹ درصد از کل ۴۰۰ میلیون بشکه ذخایر آزاد شده از سوی آژانس است، بر حمایت از ثبات قیمتها تاکید کرد.
نکته قابل تامل در سخنان او، آرامش نسبی آنکارا در قبال امنیت انرژی خود است.
او تصریح کرد که با گرم شدن هوا، نیاز ترکیه به گاز وارداتی (از جمله از ایران) کاهش یافته و فعلا خللی در تامین انرژی شهروندان ایجاد نشده است.
اتحادیه اروپا: در صورت بسته شدن طولانی تنگه هرمز، امنیت انرژی بازبینی میشود
همزمان با این تحولات، اتحادیه اروپا اعلام کرد موجودی نفتش در سطح بالایی باقی مانده و ظرفیت ذخیرهسازی گاز، پایدار است اما اگر تنگه هرمز برای مدت طولانی بسته بماند، امنیت عرضه نفت و گاز این اتحادیه «مورد ارزیابی مجدد» قرار خواهد گرفت.
اگرچه آمریکا و متحدانش با آزادسازی ذخایر و معافیتهای موقت بهدنبال آرام کردن فضا هستند، اما کارشناسان نسبت به اثربخشی این مسکنها تردید دارند.
عدی ایمسیروویچ، کارشناس امنیت انرژی در دانشگاه آکسفورد، در گفتوگو با شبکه الجزیره عنوان کرد مشکل اصلی بازار، «نبود اهداف ملموس در این جنگ» است: «همین موضوع باعث شده معاملهگران نفت نتوانند نوری در انتهای این تونل تاریک ببینند.»
در واقع، تا زمانی که امنیت کشتیرانی در خلیج فارس تامین نشود و وعده واشینگتن برای «اسکورت نظامی نفتکشها» به مرحله اجرا نرسد، بعید است حتی عرضه ۴۰۰ میلیون بشکه نفت اضطراری بتواند سایه سنگین بحران را از سر بازار انرژی بردارد.
روزنامه هاآرتص در گزارشی نوشت که با وجود ضربات سنگینی که در جنگ اخیر به حزبالله وارد شده، این گروه توانسته بخشی از توان نظامی خود را بازیابی کند و دوباره به میدان نبرد بازگردد؛ روندی که به گفته کارشناسان تا حد زیادی به منابع مالی گسترده و شبکههای اقتصادی این گروه وابسته است.
این گزارش در پی حمله موشکی روز سهشنبه حزبالله با استفاده از موشکهای فاتح-۱۱۰ به مناطق مرکزی اسرائیل منتشر شد؛ حملهای که با هدف قرار دادن زیرساختهای راهبردی انجام شد و بار دیگر توجهها را به پروژه موشکهای دقیق حزبالله جلب کرد. به نوشته هاآرتص، این پروژه سالهاست که یکی از مهمترین نگرانیهای امنیتی اسرائیل بوده است.
بر اساس این گزارش، ایران از سال ۲۰۱۳ تلاش کرده بود موشکهایی با سامانه هدایت پیشرفته در اختیار حزبالله قرار دهد؛ موشکهایی که قادر بودند اهداف را با دقتی در حد چند متر مورد اصابت قرار دهند. اسرائیل بخش عمدهای از این تلاشها را با حملات هوایی خنثی کرد. در نتیجه، حکومت ایران در سال ۲۰۱۶ راهبرد خود را تغییر داد و تلاش کرد قطعاتی را به لبنان منتقل کند تا موشکهای معمولی حزبالله در داخل لبنان به موشکهای دقیق تبدیل شوند؛ روندی که اسرائیل طی یک دهه گذشته برای متوقف کردن آن تلاش کرده است.
با وجود این اقدامات، ارتش اسرائیل در آستانه جنگ غزه برآورد کرده بود که در میان بیش از ۱۰۰ هزار موشک و راکت حزبالله، صدها موشک دقیق نیز وجود دارد. با آغاز جنگ اخیر میان اسرائیل و حزبالله، ارزیابی ارتش اسرائیل نشان میداد که اگرچه بخش بزرگی از این موشکها نابود شده یا مورد استفاده قرار گرفتهاند، اما این گروه همچنان چند ده موشک دقیق در اختیار دارد؛ موضوعی که به گفته تحلیلگران حملات اخیر را ممکن کرده است.
اورنا میزرخی، پژوهشگر ارشد موسسه مطالعات امنیت ملی در دانشگاه تلآویو و مشاور پیشین امنیت ملی در شورای امنیت ملی اسرائیل، به هاآرتص گفته است که در جریان جنگ «شمشیرهای آهنین» ارتش اسرائیل بخش بزرگی از این توان را از بین برده است. با این حال او میگوید حتی اگر اسرائیل اعلام کرده باشد که ۸۰ درصد توان آتش حزبالله نابود شده است، همان ۲۰ درصد باقیمانده نیز شامل حدود ۲۰ هزار موشک و راکت و دهها هزار نیروی عملیاتی است که همچنان تهدیدی قابل توجه به شمار میرود.
به گفته میزرخی، افزایش حملات حزبالله در شرایطی رخ میدهد که جمهوری اسلامی ایران با فشارهای شدید روبهرو است. او معتقد است با کاهش حملات مستقیم ایران، حجم حملات از لبنان افزایش یافته و این روند احتمالاً هماهنگ است؛ زیرا هرچه حزبالله بیشتر احساس کند حامی اصلیاش با بحران مواجه شده، تلاش بیشتری برای اقدام نظامی انجام میدهد.
گزارش هاآرتص همچنین تاکید میکند که حزبالله از زمان آتشبس اواخر سال ۲۰۲۴ با اسرائیل توانسته بخشی از ساختار نظامی و فرماندهی خود را بازسازی کند. این موضوع بهویژه در حملات پهپادی اخیر علیه اسرائیل قابل مشاهده است. به گفته تحلیلگران، پهپادها نسبت به موشکها ارزانتر هستند، بهراحتی جابهجا میشوند و در بازار نیز دسترسی بیشتری به آنها وجود دارد.
سریت زهاوی، رییس مرکز تحقیقاتی آلما و از مقامهای پیشین اطلاعات نظامی اسرائیل، به هاآرتص گفته است که حزبالله توانسته ساختار فرماندهی میدانی خود را پس از شوکهای اولیه جنگ بازسازی کند. به گفته او، این گروه حتی بدون افزایش قابل توجه زرادخانه خود توانسته توان عملیاتیاش را احیا کند.
این گزارش تاکید میکند که عامل اصلی این بازسازی، بهبود وضعیت مالی حزبالله بوده است. به گفته وزارت خزانهداری آمریکا، حکومت ایران در سال ۲۰۲۵ بیش از یک میلیارد دلار به حزبالله کمک مالی کرده است. علاوه بر این، این گروه از درآمدهای ناشی از فعالیتهای غیرقانونی، قاچاق و کمکهای مالی لبنانیهای مقیم خارج نیز بهره میبرد.
با وجود این منابع مالی، تحلیلگران میگویند حزبالله بخش عمده منابع خود را صرف بازسازی توان نظامی کرده است. به نوشته هاآرتص، این گروه حتی در پرداخت هزینه اجاره خانه برای آوارگان جنگی یا بازسازی خانههای تخریبشده در جنوب لبنان و حومه جنوبی بیروت با مشکل مواجه شده است. در حالی که پس از جنگ دوم لبنان، بازسازی مناطق آسیبدیده بسیار سریعتر پیش رفت.
با این حال، شبکه اجتماعی و خدماتی حزبالله همچنان فعال است. مدارس، نهادهای اجتماعی و برنامههای مربوط به معلمان، دانشآموزان و زنان همچنان توسط این گروه اداره میشوند؛ ساختاری که به گفته کارشناسان به حزبالله کمک میکند هم پایگاه اجتماعی خود را حفظ کند و هم نیروی انسانی برای بخش نظامی خود جذب کند.
گزارش هاآرتص همچنین به نقش شبکههای مالی جهانی حزبالله اشاره میکند. به گفته کارشناسان، این گروه از فعالیتهای قاچاق و شبکههای مالی در کشورهای مختلف برای تامین منابع مالی خود استفاده میکند. حتی پس از آنکه اسرائیل اعلام کرد شعبههای بانک وابسته به حزبالله، القرض الحسن، را هدف قرار داده است، این موسسه تنها چند ماه بعد شعبههای جدیدی افتتاح کرد.
کارشناسان امنیتی به هاآرتص گفتهاند که مقابله با حزبالله تنها با ابزار نظامی ممکن نیست. به گفته آنان، در کنار عملیات نظامی باید نبرد مالی و دیپلماتیک برای قطع منابع مالی این گروه نیز در سطح جهانی دنبال شود.
با وجود این احیای نسبی، تحلیلگران میگویند حزبالله هنوز با قدرتی که پیش از هفتم اکتبر داشت فاصله دارد. در عین حال گزارشهایی منتشر شده است که دولت لبنان در تلاش است با میانجیگری آمریکا به آتشبس جدیدی با اسرائیل دست یابد.
با این حال برخی کارشناسان معتقدند تغییر موازنه سیاسی در لبنان آسان نخواهد بود. به گفته تحلیلگران، حدود نیمی از جمعیت لبنان شیعه هستند و حزبالله همچنان قدرتمندترین سازمان شیعی در این کشور به شمار میرود. به همین دلیل، نشانهای وجود ندارد که پایگاه اجتماعی شیعیان لبنان در حال فاصله گرفتن از این گروه باشد. کارشناسان میگویند بسیاری از حامیان حزبالله مانند هواداران یک تیم فوتبال رفتار میکنند: حتی اگر رهبری تغییر کند، آنها همچنان به گروه وفادار میمانند و جایگزین سیاسی روشنی برای خود نمیبینند.
وزارت خزانهداری ایالات متحده اعلام کرد دفتر کنترل داراییهای خارجی این وزارتخانه (OFAC) چهار موسسه خیریه را که به گفته واشینگتن بهعنوان پوششی برای تامین مالی شاخه نظامی حماس فعالیت میکردند، در فهرست تحریمها قرار داده است.
به گفته مقامات آمریکایی، این موسسات با سوءاستفاده از فعالیتهای به ظاهر بشردوستانه، منابع مالی قابل توجهی را برای حمایت از عملیات تروریستی حماس فراهم کردهاند.
بر اساس بیانیه وزارت خزانهداری، حماس همچنان از روشهای فریبکارانه برای پنهان کردن فعالیتهای درآمدزای خود در پشت سازمانهای غیرنظامی استفاده میکند و از طریق شبکهای از موسسات خیریه صوری، منابع مالی مورد نیاز برای ادامه عملیات نظامی و تروریستی خود را تامین میکند. این منابع در نهایت برای تقویت شاخه نظامی حماس، «گردانهای عزالدین القسام»، مورد استفاده قرار میگیرد.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، در این باره گفت: «حماس همچنان با سوءاستفاده از موسسات خیریه صوری برای حمایت از عملیات تروریستی، شاخه نظامی خود را تامین مالی میکند.» او افزود که وزارت خزانهداری اجازه نخواهد داد این گروه از بخش خیریه برای اهداف خشونتآمیز خود استفاده کند و واشینگتن به هدف قرار دادن شبکههای تامین مالی حماس در هر کجا که فعالیت کنند ادامه خواهد داد.
این اقدام در ادامه مجموعهای از اقدامات قبلی آمریکا علیه شبکه جهانی موسسات خیریه مرتبط با حماس انجام شده است. وزارت خزانهداری پیش از این نیز در ژانویه ۲۰۲۶ و ژوئن ۲۰۲۵ اقداماتی مشابه برای تحریم نهادهای مرتبط با این شبکه انجام داده بود. به گفته این وزارتخانه، تکیه مداوم حماس بر چنین سازمانهایی نشاندهنده استفاده این گروه از احساسات و همدلی اهداکنندگان برای تامین مالی فعالیتهای خود است.
تحریمهای جدید بر اساس اختیارات مقابله با تروریسم و در چارچوب «فرمان اجرایی ۱۳۲۲۴» اعمال شده است. دولت آمریکا پیشتر نیز حماس را بر اساس این فرمان به دلیل ارتکاب یا ایجاد خطر جدی برای اقدامات تروریستی که امنیت ملی و شهروندان آمریکا را تهدید میکند، در فهرست تحریمها قرار داده بود. این گروه همچنین بر اساس قوانین ایالات متحده بهعنوان یک «سازمان تروریستی خارجی» شناخته میشود.
در بیانیه وزارت خزانهداری آمده است که شبکه مالی حماس بهطور گسترده از سازمانهای غیرانتفاعی در خارج از غزه برای جمعآوری کمکهای مالی استفاده میکند و سپس این منابع را به موسسات خیریه محلی در غزه منتقل میکند؛ موسساتی که تحت کنترل حماس قرار دارند.
بر اساس این گزارش، سه سازمان غیرانتفاعی مستقر در ترکیه شامل «غازی دستک درنهگی» (Ghazi Destek Dernegi)، «حیات یولو» (Hayat Yolu) و «انجمن کمک و همبستگی دستان سفید فلسطین» (Palestinian White Hands Assistance and Solidarity Association) در این شبکه نقش داشتهاند و حمایت مادی قابل توجهی از حماس ارائه دادهاند. به گفته وزارت خزانهداری، این موسسات به حماس کمک کردهاند منابع مالی خارجی را برای حمایت از شاخه نظامی این گروه تامین کند.
به عنوان نمونه، اسناد داخلی به دست آمده از حماس نشان میدهد که «غازی دستک درنهگی» در همکاری با برخی نهادهای دیگر، از جمله «جمعیت وعد غزه»، در ارائه حمایت مادی به اعضای حماس نقش داشته و در پروژههای ساختمانیای مشارکت کرده که مستقیماً به نفع این گروه بوده است. همچنین اسناد جداگانهای نشان میدهد «انجمن دستان سفید فلسطین» در ساختار امنیتی شاخه نظامی حماس ادغام شده است.
وزارت خزانهداری آمریکا همچنین اعلام کرد «کمیته ملی برای مردم فلسطین» (KNRP) که در اندونزی مستقر است، در تأمین مالی پروژههایی در غزه مشارکت داشته که حماس از آنها بهره برده است. بر اساس اسناد داخلی شاخه نظامی حماس، این سازمان در هماهنگی با حماس اقلامی را تامین و توزیع کرده که منحصراً برای نیروهای رزمی این گروه در نظر گرفته شده بودند.
علاوه بر این، مقامهای آمریکایی گفتهاند سازمان «حیات یولو» مستقر در ترکیه به عنوان یک پایگاه عملیاتی و همچنین مرکز بانکی و مالی برای اخوانالمسلمین شناسایی شده است.
در نتیجه این اقدام، چهار سازمان «غازی دستک درنهگی»، «حیات یولو»، «انجمن دستان سفید فلسطین» و «کمیته ملی برای مردم فلسطین» به دلیل ارائه کمک مالی، فنی یا لجستیکی به حماس یا حمایت از فعالیتهای این گروه، بر اساس فرمان اجرایی ۱۳۲۲۴ در فهرست تحریمهای آمریکا قرار گرفتهاند.