در پاسخ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، ایرانیان ساکن کشورهای مختلف در مونیخ گردهم آمدند و علیه جمهوری اسلامی شعار دادند.
گزارش رضا محدث، خبرنگار ایراناینترنشنال

موضوع باقی ماندن ۵۰ پیکر ناشناس زن در پزشکی قانونی کهریزک پس از اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، با واکنش قوه قضاییه و اظهارات یک نماینده مجلس شورای اسلامی دوباره خبرساز شده است. روایتی متناقض که شکاف میان روایت رسمی و گزارشهای میدانی و بحران اعتماد عمومی را برجستهتر میکند.
گزارش اولیه از وجود حدود ۵۰ پیکر ناشناس زن در سردخانههای کهریزک خبر میداد. اجسادی که بنا بر این روایت، هنوز شناسایی نشدهاند و خانوادهای برای تحویل گرفتن آنها مراجعه نکرده است.
این خبر، با توجه به فضای حساس پس از سرکوب اعتراضات دیماه، به سرعت در رسانهها بازتاب یافت و بار دیگر توجهها را به پزشکی قانونی کهریزک جلب کرد. جایی که نامش در حافظه جمعی ایران، همواره با پروندههای پرابهام و جنجالی گره خورده است.
روایت رسمی، تکذیب قاطع قوه قضاییه
قوه قضاییه جمهوری اسلامی، شنبه ۲۵ بهمن از طریق خبرگزاری میزان، رسانه رسمی خود، خبر وجود ۵۰ پیکر ناشناس زن را تکذیب کرد.
در توضیح منتشر شده اعلام شد چنین آماری صحت ندارد و در تاریخ مورد اشاره تنها هفت پیکر ناشناس در مجموعه وجود داشته که همگی مرد بودهاند.
این تکذیب صریح، تلاش داشت روایت منتشرشده را «غیرواقعی» معرفی کند و ابعاد مساله را به شکل قابل توجهی کوچکتر نشان دهد.
با این حال، واکنش رسمی بیش از آنکه به روشنی ماجرا بیفزاید، پرسشهای تازهای ایجاد کرد، زیرا تکذیب عدد ۵۰ یا تاکید بر جنسیت اجساد، پاسخگوی پرسش اصلی نبود: آیا پس از اعتراضات دیماه، پیکرهای ناشناس در کهریزک باقی ماندهاند یا نه؟
پاسخ این سوال در همان روز، از جایی دیگر و به شکلی غیرمنتظره مطرح شد.
اظهارات نماینده مجلس، تایید ضمنی مساله
همزمان با تکذیب قوه قضاییه، اظهارات محمد سراج، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس، روایت متفاوتی ارائه داد.
او در گفتوگویی رسانهای، اصل باقی ماندن برخی پیکرهای شناسایی نشده را امری قابل تصور دانست و توضیح داد که نبود مدارک هویتی یا مراجعه نکردن خانوادهها، میتواند علت چنین وضعیتی باشد.
همین جمله کوتاه، فضای بحث را تغییر داد، زیرا هر چند این نماینده بهطور مشخص درباره تعداد یا جنسیت اجساد اظهار نظر نکرد، اما اساس وجود پیکرهای ناشناس را رد نکرد و توضیحی اداری برای آن ارائه داد. در نتیجه، افکار عمومی با دو روایت متفاوت روبهرو شد: تکذیب وجود اجساد زنان ناشناس مانده از سوی نهاد قضایی و تایید ضمنی آن از سوی یک مقام قانونگذار.
چرا این تناقض اهمیت دارد؟
تناقض میان مواضع رسمی در پروندههای مرتبط با اعتراضات، موضوع تازهای نیست. با این حال، در این ماجرا اهمیت مساله به چند دلیل بیشتر است. نخست آنکه بحث نه درباره آمار، بلکه درباره پیکر انسانهایی است که هویتشان مشخص نشده و سرنوشتشان برای افکار عمومی و خانوادههای احتمالی مبهم مانده است.
دوم آنکه تجربه سالهای گذشته از اختلاف روایتها به شکلگیری بیاعتمادی عمیق نسبت به آمارهای رسمی منجر شده است.
در چنین شرایطی، هر روایت تازهای نه فقط به عنوان خبر، بلکه به عنوان نشانهای از چگونگی مدیریت اطلاعات در یک بحران سیاسی خوانده میشود.
تکذیب قاطع، زمانی اثرگذار است که با شفافیت دادهها همراه باشد. در غیر این صورت، خود به عاملی برای تشدید تردید تبدیل میشود.
آیا وجود اجساد ناشناس پدیدهای غیرعادی است؟
از منظر حرفهای و پزشکی قانونی، نگهداری پیکرهای ناشناس امری غیرمعمول محسوب نمیشود. در همه کشورها مواردی وجود دارد که اجساد بدون مدارک شناسایی به سردخانهها منتقل میشوند و تا زمان شناسایی یا مراجعه خانوادهها، در آنجا باقی میمانند. روند شناسایی از طریق آزمایشهای ژنتیکی یا تطبیق اطلاعات میتواند زمانبر باشد و گاه هفتهها یا ماهها طول بکشد.
اما آنچه پرونده کهریزک را متفاوت میکند، بستر سیاسی آن است. وجود این پیکرها در زمینه اعتراضاتی مطرح میشود که خود با ابهام درباره شمار کشتهشدگان، بازداشتشدگان و نحوه برخورد نیروهای امنیتی همراه است.
بنابراین مساله صرفا فنی یا اداری نیست، بلکه به چگونگی روایت یک رویداد سیاسی گره خورده است.
سناریوهای ممکن درباره ناشناس باقی ماندن پیکرها
نخستین احتمال، همان توضیحی است که نماینده مجلس ارائه کرده است: نبود مدارک هویتی یا دشواری شناسایی.
در شرایط اعتراضات خیابانی، ممکن است افراد مدارکی همراه نداشته باشند یا روند ثبت اطلاعات با اختلال مواجه شود.
احتمال دیگر، مراجعه نکردن خانوادههاست. موضوعی که در تجربههای پیشین نیز مطرح شده است. خانوادههایی که نگران پیامدهای امنیتی هستند، گاه از پیگیری رسمی پرونده خودداری میکنند یا مسیرهای غیررسمی را ترجیح میدهند. این مساله میتواند روند شناسایی را طولانیتر کند.
سناریوی سوم به اختلاف در تعریف «پیکر ناشناس» مربوط میشود.
منظور از «اختلاف در تعریف پیکر ناشناس» این است که نهادهای مختلف - یا حتی یک نهاد - در مراحل متفاوت کار، لزوما از یک معیار واحد برای شمارش استفاده نمیکنند و همین میتواند باعث ایجاد تناقض ظاهری شود.
در عمل، وقتی پیکری به پزشکی قانونی منتقل میشود، چند مرحله اداری و فنی طی میکند: ثبت اولیه، بررسی ظاهری، تطبیق با گزارشهای مفقودی، نمونهبرداری ژنتیکی، بررسی اطلاعات پلیسی و در نهایت ثبت نهایی هویت یا ناشناسبودن.
از سوی دیگر، درباره مساله زنان و احتمال باقی ماندن پیکرهای ناشناس، نمیتوان از عوامل اجتماعی و جنسیتی چشم پوشید.
در برخی موارد، ممکن است میان خانواده و فرد جان باخته، پیش از مرگ اختلاف عمیق وجود داشته باشد؛ اختلاف بر سر سبک زندگی، کنش سیاسی، روابط شخصی یا حتی استقلال فردی.
در چنین شرایطی خانوادهها گاه تمایلی به پیگیری رسمی یا علنی کردن هویت فرد ندارند.
علاوه بر این، احتمال تنها بودن یا طرد شدن اجتماعی برخی زنان نیز قابل طرح است.
زنانی که مهاجر داخلی بودهاند، شبکه حمایتی نداشتهاند یا از خانواده فاصله گرفتهاند، ممکن است در صورت مرگ، دیرتر شناسایی شوند.
در جامعهای که هنوز برخی کلیشههای جنسیتی درباره «آبرو»، کنترل اجتماعی یا قضاوت اخلاقی فعال است، مرگ زنان در موقعیتهای حساس سیاسی یا اجتماعی میتواند با سکوت خانواده یا پیچیدگی بیشتری در روند شناسایی همراه شود.
اینها البته سناریوهایی احتمالیاند، اما کمک میکنند توضیح داده شود که چرا مساله «پیکر ناشناس» در مورد زنان میتواند ابعاد اجتماعی متفاوتی نسبت به موارد مشابه داشته باشد.

مسالهای فراتر از آمار
آنچه این پرونده را مهم میکند، صرفا عدد ۵۰ یا هفت نیست. مساله اصلی، نبود سازوکار شفاف برای روشن شدن حقیقت است.
وقتی یک نهاد رسمی تکذیب میکند و همزمان مقام دیگری در ساختار حاکمیت توضیحی متفاوت ارائه میدهد، پرسش اصلی این است که مرجع نهایی روایت کدام است و آیا نهادی پاسخگو خواهد بود؟
در چنین پروندههایی، سکوت یا تضاد اطلاعاتی، خود بخشی از داستان است.
افکار عمومی نه فقط بهدنبال دانستن تعداد دقیق، بلکه در جستوجوی اطمینان از این است که هیچ پیکری بینام و بیسرنوشت باقی نمانده باشد.
همچنین در پروندههای مرتبط با اعتراضات، مساله فقط کنترل بحران نیست. مساله اصلی کنترل روایت است. وقتی روایت رسمی بهجای شفافسازی، مدام در حال تکذیب، اصلاح یا ارائه توضیحهای ناقص باشد، شکاف میان آنچه حکومت میگوید و آنچه جامعه میشنود، عمیقتر میشود.
در چنین فضایی، روایت رسمی بهدلیل فقدان اعتماد، باورپذیری خود را از دست میدهد.
ماجرای اجساد ناشناس زنان در کهریزک دقیقا از همین نقطه حساستر است.
تناقض میان تکذیبهای رسمی و اظهارات دیگر مقامها این تصور را تقویت میکند که اطلاعات کامل داده نشده یا روایتها بر اساس مصلحت سیاسی تنظیم شدهاند. نتیجه این است که پرسشها نه خاموش، بلکه انباشته میشوند و هر پاسخ دیرهنگام یا مبهم، شک بیشتری تولید میکند.
مساله فقط عدد یا آمار نیست؛ بحران اعتماد است. در شرایطی که امکان بررسی مستقل وجود ندارد و روایتها با یکدیگر نمیخوانند، جامعه به این نتیجه میرسد که حقیقت جایی بیرون از روایت رسمی قرار دارد.
این همان نقطهای است که مدیریت روایت استوار بر پنهانکاری و ابهام، تبدیل به بخشی از بحران میشود.
گروه ویژه اقدام مالی (افایتیاف) در بیانیه پایانی نشست خود در مکزیک، ایران را همچنان در فهرست سیاه نگه داشت و از کشورهای جهان خواست اقدامات تازهای برای مقابله با تراکنشهای مالی مشکوک مرتبط با جمهوری اسلامی در دستور کار قرار دهند.
گفتوگو با آرش آزرمی، دبیر بخش اقتصادی ایراناینترنشنال
ولودیمیر زلنسکی، رییسجمهور اوکراین، درباره وضعیت ایران با اشاره به تظاهرات در مونیخ گفت معترضان خواستار تغییر حکومت در ایران هستند.
او گفت اوکراین هیچ مرز مشترکی با ایران ندارد و با رژیم ایرانی درگیر نیست، اما تاکید کرد ایران همچنان پهپادهایی به روسیه میفروشد که باعث کشته شدن شهروندان اوکراینی میشود زلنسکی افزود: «حکومت ایران میتواند خسارات بیشتری ایجاد کند. وقتی فرصت داشته باشند، تنها به کشتار بیشتر ادامه میدهند. آنها باید فورا متوقف شوند.»
او افزود: «مردم ایران امروز همان چیزی را از جهان میخواهند که مردم اوکراین چهار سال پیش در آستانه تجاوز روسیه میخواستند. او افزود از ایران تا کره شمالی، روسیه در تهاجم گسترده خود با شبکهای از کشورهای منزوی و مطرود همدست حمایت میشود.»
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، احسان حسینیپور، جوان ۱۹ ساله بازداشتی، تحت شکنجه مجبور به اعتراف اجباری شده و جلسه رسیدگی به پرونده او همراه با دو معترض بازداشتی دیگر، متین محمدی و عرفان امیری، روز ۲۵ بهمن در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی افشاری برگزار شده است.
به گزارش ایراناینترنشنال، از جمله اتهامهای مطرحشده علیه این سه جوان، «تحریق مسجد سیدالشهدا در پاکدشت و مشارکت در قتل» عنوان شده است. با این حال، بر اساس اطلاعات دریافتی، این سه نفر اساسا در محل مورد اشاره حضور نداشتهاند و علیه آنان پروندهسازی صورت گرفته است.
طبق همین اطلاعات، شدت شکنجه احسان حسینیپور به حدی بوده که او تا چند روز توانایی راه رفتن نداشته و در همین شرایط از او اعتراف گرفته شده است.

شاهزاده رضا پهلوی در نشست خبری خود در حاشیه کنفرانس امنیتی مونیخ، با تاکید بر اینکه «به دنبال قدرت و عنوان» نیست، اعلام کرد هدف اصلی او از آغاز فعالیتهای سیاسی، فراهم کردن شرایطی برای انتخاب آزادانه یک حکومت دموکراتیک از سوی مردم ایران بوده است.
شاهزاده پهلوی شنبه ۲۵ بهمن گفت اعتماد بخشی از جامعه ایران به او ناشی از این است که «نفع شخصی» را در این مسیر دنبال نکرده و صرفا خود را «پلی برای رسیدن به یک گذار دموکراتیک» میداند.
سخنان او در شرایطی مطرح شد که موضوع ایران، مذاکرات هستهای، تنشهای منطقهای و سرکوبهای داخلی، یکی از محورهای مهم گفتوگوها در کنفرانس امنیتی مونیخ بوده است.
شاهزاده رضا پهلوی ۲۴ بهمن نیز در پنلی در کنفرانس امنیتی مونیخ، با تاکید بر اینکه خیزش اخیر نشانه عبور جامعه از اصلاحطلبی و مطالبه تغییر بنیادین سیاسی است، خواستار افزایش فشار دیپلماتیک و اقتصادی بر جمهوری اسلامی شد و گفت اکنون «پنجرهای از فرصت» گشوده شده که میتواند سرنوشت ایران و حتی منطقه را تغییر دهد.
کنفرانس امنیتی مونیخ ۲۰۲۶ به یکی از صریحترین صحنههای طرح دیدگاههای بینالمللی درباره آینده جمهوری اسلامی تبدیل شده است و شاهزاده رضا پهلوی، سناتور لیندزی گراهام، روبرتو متسولا، رییس پارلمان اروپا و همچنین ولودیمیر زلنسکی، رییسجمهوری اوکراین، هر یک از زاویهای متفاوت درباره انقلاب ملی در ایران، نقش سپاه پاسداران، فشارهای بینالمللی و سناریوهای پیش رو، سخن گفتند.
شاهزاده رضا پهلوی در نشست خبری خود در حاشیه این کنفرانس، علاوه بر طرح دیدگاههایش درباره تغییر نظام سیاسی در ایران، از دولتهای غربی خواست «در طرف درست تاریخ» بایستند و از حق مردم ایران برای تعیین سرنوشت خود دفاع کنند.
او پیش از این، ۲۵ بهمن (۱۴ فوریه) را «روز جهانی اقدام» نامگذاری کرد و از ایرانیان خارج کشور خواست با تجمع در سه شهر مونیخ، لسآنجلس و تورنتو و نیز دیگر نقاط جهان، حمایت خود را از «انقلاب شیر و خورشید» و هموطنان داخل کشور به نمایش بگذارند.
شاهزاده پهلوی: به دنبال قدرت نیستم
شاهزاده رضا پهلوی در پاسخ به پرسشی درباره نقش خود در آینده سیاسی ایران گفت: «از روزی که مبارزه را شروع کردم تنها هدف من این بود که مردم ایران به روزی برسند که بتوانند حکومت دموکراتیک برای خود انتخاب کنند. من به دنبال قدرت و عنوان نیستم.»
او تاکید کرد موضوع مورد نظرش نه دفاع از سلطنت و نه تبلیغ جمهوری، بلکه فراهم کردن شرایطی برای انتخاب آزادانه نظام سیاسی از سوی مردم است.
به گفته او، «اکثریت مردم ایران سیستم حکومتی را انتخاب خواهند کرد» و او خود را «صرفا تسهیلکننده این فرآیند» میداند.
شاهزاده رضا پهلوی همچنین از انتشار یک سند ۱۸۰ صفحهای درباره «۱۰۰ روز نخست پس از سقوط نظام» خبر داد و گفت این طرح به منظور جلوگیری از خلأ قدرت و تضمین تداوم خدمات اساسی تدوین شده است.
او افزود اکثریت کارمندان ادارات دولتی در دوران انتقال بر سر کار خواهند ماند تا ثبات حفظ شود.
چهار اصل گذار
شاهزاده رضا پهلوی بار دیگر چهار اصل محوری مورد نظر خود را برای گذار سیاسی تکرار کرد: «حفظ تمامیت ارضی ایران، جدایی دین از دولت، برابری کامل شهروندان و استقرار یک فرآیند دموکراتیک برای رسیدن به دموکراسی پارلمانی.»
او گفت هر فرد یا جریانی که به این اصول پایبند باشد، صرفنظر از گرایش سیاسی، میتواند در این فرآیند مشارکت کند، مشروط بر آنکه «دستش به خون مردم آغشته نباشد».
شاهزاده پهلوی همچنین تاکید کرد منابع مالی فعالیتهایش «خصوصی» است و از هیچ دولت خارجیای کمک مالی دریافت نکرده است.
انتقاد از سرکوب داخلی
شاهزاده رضا پهلوی در سخنان خود بارها به سرکوب اعتراضات در ایران اشاره کرد و گفت مردم ایران با وجود بازداشتهای گسترده و فشارهای امنیتی همچنان مقاومت میکنند.
او همچنین به وضعیت زندانیان سیاسی و آنچه «نسلکشی» خواند اشاره کرد و گفت سردخانهها پر از اجساد شده و مجروحان حتی فرصت درمان مناسب نداشتهاند.
در همین چارچوب، او از جامعه بینالمللی خواست از ابزارهای دیپلماتیک و حقوقی برای پیگیری پروندههای مربوط به نقض حقوق بشر استفاده کند.
درخواست از غرب: حمایت از مردم، نه مماشات با حکومت
بخش قابل توجهی از سخنان شاهزاده رضا پهلوی در نشست خبری او به نقد سیاستهای غرب در قبال جمهوری اسلامی اختصاص داشت.
او گفت مسئولیت اصلی مماشات با حکومت ایران بر عهده دولتهایی است که در سالهای گذشته بهدنبال تعامل با این نظام بودهاند، و نیز اصلاحطلبانی که به گفته او در چارچوب ساختار موجود فعالیت کردهاند.
شاهزاده پهلوی از دولتهای غربی خواست به جای تمرکز بر مذاکره با حکومت ایران، از «حق مردم ایران» دفاع کنند.
به گفته او، «جهانیان باید طرف درست تاریخ قرار بگیرند و طرف مردم باشند».
شاهزاده رضا پهلوی همچنین از ادامه سیاست فشار حداکثری، تحریم سپاه پاسداران، مقابله با ناوگان موسوم به «سایه» و پیگیری پروندههای مربوط به «جنایت علیه بشریت» حمایت کرد و خواستار آزادی زندانیان سیاسی شد.
از سوی دیگر، نسرین ستوده، وکیل حقوق بشری در ایران، در مصاحبه با نشریه فرانسوی لوپوئن، خواستار مداخله بینالمللی در کشور به دلایل بشردوستانه شد و بر «مسئولیت حفاظت» از مردم تاکید کرد.
او گفت: «همه ما هنوز در شوک هستیم و از خود میپرسیم یک حکومت چگونه اینچنین بیمحابا به کشتار و خشونت دست میزند؟»
شاهزاده رضا پهلوی نیز در بخش دیگری از سخنانش گفت حکومت ایران «مشغول وقتکشی» در مذاکرات است و او هیچ چشمانداز روشنی برای دستیابی به نتیجهای پایدار نمیبیند.
به گفته او، هر روزی که میگذرد هزینه انسانی بیشتری بر مردم ایران تحمیل میشود.
شاهزاده رضا پهلوی تاکید کرد حکومتی که به گفته او در اعتراضات داخلی با خشونت گسترده برخورد کرده، بعید است «مسالمتآمیز قدرت را ترک کند» و مردم غیرمسلح ایران برای تحقق تغییر سیاسی، نیازمند حمایت بینالمللی هستند.
ریشه بیثباتی در منطقه
در بخش دیگری از این نشست خبری، شاهزاده رضا پهلوی جمهوری اسلامی را یکی از عوامل اصلی بیثباتی در خاورمیانه توصیف کرد و گفت نیروهایی مانند اخوانالمسلمین و حکومت ایران در دهههای اخیر نقش محوری در تنشهای منطقه داشتهاند.
او افزود یک «ایران آزاد» میتواند به جای منبع بحران، به عامل ثبات و تامینکننده انرژی برای منطقه و اروپا تبدیل شود.
به گفته او، تغییر نظام سیاسی در ایران نهتنها به سود مردم ایران بلکه به سود اروپا و کل منطقه خواهد بود.
درس گرفتن از عراق و لیبی
شاهزاده رضا پهلوی در پاسخ به نگرانیها درباره تکرار تجربه کشورهایی مانند عراق و لیبی پس از تغییر حکومت، گفت که ایران دارای «جامعه مدنی فعال و ساختارهای اجتماعی متفاوت» است و از این تجربهها درس گرفته خواهد شد.
او تاکید کرد گذار سیاسی در ایران باید «با ثبات» و با مشارکت نیروهای مدنی و اجتماعی داخل کشور انجام شود.
به گفته او، برنامهریزی برای دوران انتقال از هماکنون در حال انجام است.
درخواست اتحاد اپوزیسیون
شاهزاده رضا پهلوی همچنین گفت میلیونها ایرانی از او خواستهاند نیروهای اپوزیسیون را یکپارچه کند.
او افزود هدف نهایی، تشکیل یک دولت انتقالی و سپس تدوین قانون اساسی جدید تحت نظارت بینالمللی است تا مردم ایران بتوانند در یک همهپرسی آزاد، نظام سیاسی آینده خود را تعیین کنند.
او تاکید کرد: «چیزی که نیاز داریم اتحاد راسخ است تا مردم ایران بتوانند خود را آزاد کنند.»
شاهزاده رضا پهلوی در پایان نشست خبری خود گفت: «امروز مردم ایران دارند خون میدهند و نیاز به همبستگی شما دارند. زندهباد آزادی و زندهباد ایران.»





