والاستریت ژورنال در گزارشی به نسل زد پرداخته که دیگر حاضر نیست آینده خود را به یک حکومت دینی واگذار کند. این روزنامه با اشاره به اینکه این نسل در جریان انقلاب ملی ایرانیان به خیابانها آمد، سرکوب خونین آنها و حتی شلیک تیر خلاص به نوجوانان را گزارش کرده است.
والاستریت ژورنال یکشنبه ۱۲ بهمن در گزارشی نوشت اعتراضات سراسری ایران در زمستان امسال، پس از پیوستن گسترده نوجوانان و جوانان، به چالشی بیسابقه علیه موجودیت حکومت جمهوری اسلامی تبدیل شد.
این گزارش که با استناد به گفتوگو با خانوادههای قربانیان و فعالان حقوق بشر تهیه شده، از گستره سرکوبی خونین پرده برمیدارد که هنوز ابعاد کامل آن روشن نشده است.
پرویز افشاری، پدر سام افشاری، به وال استریت ژورنال گفت آخرین پیامهای پسرش را ۱۷ دی با این مضمون دریافت کرده است: «فردا میخواهم به اعتراضات بروم، ولی به مامان نگو.»
چهار روز بعد، خانواده جسد او را در سردخانهای در شهر کرج یافتند. سام که تازه ۱۷ ساله شده بود، یکی از نوجوانانی بود که در جریان انقلاب ملی ایراانیان به دست نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی جان باختند.
به گفته پدرش، خانواده ابتدا تصور میکردند سام بازداشت شده است. اما مسئولان محلی اعلام کردند نام او در فهرست بازداشتیها نیست. خانواده شروع به جستجو در بیمارستانها کردند. در نهایت یک پزشک به آنها گفت سام با اصابت گلوله به پشت سرش در وضعیت بحرانی بستری شده بود، اما نیروهای امنیتی او و چند بیمار دیگر را با خود بردند.
خانواده سپس به سردخانهها مراجعه کردند و پیکر سام را پس از چهار روز در کاور جسد یافتند؛ با آثار اصابت گلوله دوم، که نیمی از صورتش را متلاشی کرده بود. سام مجروح با شلیک تیر خلاص به قتل رسیده بود.
ادامه این گزارش را اینجا بخوانید






روز یکشنبه ۱۲ بهمن، جمعی از ایرانیان ساکن قبرس در یک راهپیمایی علیه جمهوری اسلامی شرکت کردند.
آنها همچنین شعارهایی در حمایت از انقلاب ملی در ایران سر دادند.
حاضران تصاویری از جاویدنامان، از جمله مجیدرضا رهنورد و پرچمهای ملی شیر و خورشید در دست داشتند.
۴۰۰ فعال سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در بیانیهای از مواضع میرحسین موسوی و مهدی کروبی حمایت کردند.
آنان حکومت جمهوری اسلامی را «خونریز» و «خودکامه» توصیف کرده و از اعتراضات دیماه بهعنوان نقطه عطفی در تاریخ ایران یاد کردند.
در این بیانیه با اشاره به کشتار هزاران معترض در دیماه آمده است: «جنبش اعتراضی مردم برای بازپسگیری زندگی و کرامت انسانی با سرکوب خونین روبهرو شد و حتی زنان و کودکان از این خشونت در امان نماندند.»
امضاکنندگان بیانیه خواستار برگزاری رفراندوم قانون اساسی با تشکیل جبههای ملی و فراگیر شدند و تاکید کردند گذار دموکراتیک و نجات کشور از استبداد تنها با اراده مردم و بدون مداخله خارجی ممکن است.
والاستریت ژورنال در گزارشی به نسل زد پرداخته که دیگر حاضر نیست آینده خود را به یک حکومت دینی واگذار کند. این روزنامه با اشاره به اینکه این نسل در جریان انقلاب ملی ایرانیان به خیابانها آمد، سرکوب خونین آنها و حتی شلیک تیر خلاص به نوجوانان را گزارش کرده است.
والاستریت ژورنال یکشنبه ۱۲ بهمن در گزارشی نوشت اعتراضات سراسری ایران در زمستان امسال، پس از پیوستن گسترده نوجوانان و جوانان، به چالشی بیسابقه علیه موجودیت حکومت جمهوری اسلامی تبدیل شد.
این گزارش که با استناد به گفتوگو با خانوادههای قربانیان و فعالان حقوق بشر تهیه شده، از گستره سرکوبی خونین پرده برمیدارد که هنوز ابعاد کامل آن روشن نشده است.
نوجوانی که هرگز به خانه بازنگشت
پرویز افشاری، پدر سام افشاری، به وال استریت ژورنال گفت آخرین پیامهای پسرش را ۱۷ دی با این مضمون دریافت کرده است: «فردا میخواهم به اعتراضات بروم، ولی به مامان نگو.»
چهار روز بعد، خانواده جسد او را در سردخانهای در شهر کرج یافتند. سام که تازه ۱۷ ساله شده بود، یکی از نوجوانانی بود که در جریان انقلاب ملی ایراانیان به دست نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی جان باختند.
به گفته پدرش، خانواده ابتدا تصور میکردند سام بازداشت شده است. اما مسئولان محلی اعلام کردند نام او در فهرست بازداشتیها نیست. خانواده شروع به جستجو در بیمارستانها کردند. در نهایت یک پزشک به آنها گفت سام با اصابت گلوله به پشت سرش در وضعیت بحرانی بستری شده بود، اما نیروهای امنیتی او و چند بیمار دیگر را با خود بردند.
خانواده سپس به سردخانهها مراجعه کردند و پیکر سام را پس از چهار روز در کاور جسد یافتند؛ با آثار اصابت گلوله دوم، که نیمی از صورتش را متلاشی کرده بود. سام مجروح با شلیک تیر خلاص به قتل رسیده بود.
پیشتر نیز مستنداتی به ایراناینترنشنال رسیده بود که از شلیک «تیر خلاص» به مجروحان در جریان انقلاب ملی ایران حکایت داشت.
بر اساس گزارشهایی از کرج، اهواز و زنجان، نیروهای امنیتی پس از تیراندازی به معترضان، با محاصره بیمارستانها و مراکز درمانی مانع انتقال مجروحان میشدند و برخی زخمیها را از داخل بیمارستان ربوده و هدف شلیک دوباره قرار میدادند.
شاهدان عینی از کرج گفتند ماموران در جریان اعتراضات ۱۹ دی بهطور مستقیم به سوی زخمیها شلیک کردند و اجازه امدادرسانی ندادند. پیامهای رسیده از اهواز نیز حاکی است ماموران به معترضان میگفتند «حکم تیر خلاص» دارند.
مرکز اسناد حقوق بشر ایران هم گزارش داد یک معترض مجروح، سه روز از ترس شلیک تیر خلاص نیروهای امنیتی در کیسه مخصوص حمل اجساد پنهان شد تا سرانجام خانوادهاش او را در کهریزک پیدا کردند.
همچنین به گفته رییس یکی از بیمارستانهای زنجان، دستکم ۱۴ پیکر با آثار اصابت گلوله به سر و نشانههای تیر خلاص به این مرکز منتقل شدند.
آیندهای که با گلوله متوقف شد
افشاری به والاستریت ژورنال گفت: «پسرم میتوانست آینده این کشور را بسازد. این حکومت بچههایی را میکشد که فقط آزادی میخواهند.»
سام عاشق شنا کردن بود و در کرج زبان انگلیسی و آلمانی میخواند و قصد داشت برای ادامه تحصیل در رشته فناوری اطلاعات به آلمان نزد پدرش برود. به گفته پدرش تماسهای ویدیویی واتساپ میان آنها گاهی هفتهای سه بار انجام میشد و سام تنها فرزند او بود.
او افزود: «پسرم فقط آزادی میخواست. این حکومت به جای گوش دادن، با گلوله پاسخ او را داد.»
نسلی که به خیابان آمد
بر اساس دادههای سازمان ملل، حدود ۴۲ درصد جمعیت ایران زیر ۳۰ سال سن دارند. این نسل نخستین گروهی است که با دسترسی گسترده به اینترنت و شبکههای اجتماعی رشد کرده و بیش از هر زمان دیگری با جهان خارج ارتباط داشته است.
این ویژگی، به نوشته والاستریت ژورنال نسل زد ایران را به گروهی بدل کرده است که دیگر محدودیتهای اجتماعی و بنبست اقتصادی را نمیپذیرد.
والاستریت ژورنال گزارش داد اعتراضات ابتدا با مشارکت بازاریان و در واکنش به سقوط شدید ارزش پول ملی آغاز شد و مقامهای جمهوری اسلامی با وعده اصلاحات اقتصادی کوشیدند آن را مهار کنند.
اما اعتراضات، پس از ورود گسترده نسل زد، از مطالبات اقتصادی فراتر رفت، شعارها تغییر کرد و به انقلابی ضدحکومتی تبدیل شد، حاکمیت در پاسخ با سرکوبی سریع و گسترده واکنش نشان داد.
قطع اینترنت و پنهانسازی ابعاد جنایت
بهنوشته والاستریت ژورنال، در شب ناپدید شدن سام اینترنت در بیشتر مناطق ایران قطع شد. برای هفتهها ارتباطات بهشدت محدود بود و انتقال اطلاعات با دشواری انجام میشد. بسیاری از گزارشها تنها از طریق استارلینک یا سیمکارتهای خارجی به بیرون از کشور منتقل شد.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال پیشتر اعلام کرد: «بزرگترین کشتار تاریخ معاصر ایران» که در جریان آن، دستکم دستکم ۳۶ هزار و ۵۰۰ شهروند ایرانی در ۱۸ و ۱۹ دی عمدتا به دست نیروهای سپاه پاسداران و بسیج به قتل رسیدند، «با دستور شخص علی خامنهای» صورت گرفت.
این در حالی است که مقامهای جمهوری اسلامی اعلام کردند بیش از ۳۱۰۰ نفر کشته شدهاند و بدون ارائه مدرک، این مرگها را به «اقدامات تروریستی» نسبت دادند.
به گفته سازمان «فعالان حقوق بشر در ایران» دستکم ۱۲۴ نفر از جانباختگان زیر ۱۸ سال بودهاند. این در حالی است که بر اساس گزارش والاستریت ژورنال برآورد گروههای دیگر نشان میدهد حدود نیمی از قربانیان متعلق به نسل زد بودهاند.
روایت سه نوجوان دیگر
خانواده سه نوجوان دیگر نیز داستانهایی مشابه روایت کردهاند. یکی از آنها، پسر ۱۶ سالهای از کرمانشاه است که به خانوادهاش گفت «به کتابخانه میرود»، اما هرگز بازنگشت.
دیگری، ربین مرادی، بازیکن ۱۷ ساله فوتبال است که هنگام ترک زمین بازی با خانوادهاش تماس گرفت و گفت قصد دارد در راه بازگشت به اعتراضات بپیوندد. جسد او چهار روز بعد در سردخانه کهریزک تهران پیدا شد.
نوجوان دیگری به نام امیرعلی حیدری، چند روز مانده به تولد ۱۸ سالگیاش، در کرمانشاه در اعتراضها شرکت کرد. به گفته یک خویشاوند پس از گریز از کشور که شاهد قتل امیرعلی بوده است، نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ابتدا به سینه او شلیک کردند و سپس با قنداق تفنگ امیرعلی را تا سر حد مرگ زدند.
هالی داگرس، پژوهشگر موسسه واشینگتن، در این ارتباط به وال استریت ژورنال گفت: «جوانان ایرانی میدانند ممکن است با گلوله روبهرو شوند، اما باور دارند آیندهشان ارزش جنگیدن دارد. آنها میخواهند بخشی از جهان باشند، آزادانه خودشان را بیان کنند و با کرامت زندگی کنند.»
گزارش والاستریت ژورنال تاکید میکند که ابعاد کامل این سرکوب خونین هنوز روشن نشده است و با وجود محدودیتهای ارتباطی، روایتها بهتدریج از داخل ایران بیرون میآید. آنچه تاکنون آشکار شده، تصویری است از نسلی که برای آیندهای متفاوت به خیابان آمد و با سرکوبی بیسابقه روبهرو شد.
در روزهای اخیر، روایتهای متعددی از بازداشت خشن کودکان و نوجوانان در تهران و اطراف آن منتشر شده است؛ بازداشتهایی که خانوادهها و معلمان از آن با عنوان «ربایش» یاد میکنند و میگویند با خشونت، ارعاب، بیخبری چندروزه و محرومیت از ابتداییترین حقوق قانونی همراه بوده است.
یکی از مادران به ایراناینترنشنال گفت صبح روز امتحان، فرزندش از مقابل خانه ربوده شده است. به گفته او، اگر شیشه ورودی ساختمان شکسته نمیشد، ممکن بود اصلا متوجه بردن کودکش نشود. این مادر میگوید حدود ۱۰ مرد تنومند که خود را مامور معرفی میکردند، با خشونت فرزندش را بردند.
او افزود: «بچهام گریه میکرد و داد میزد مامان نجاتم بده. پدرش را زدند و به من گفتند خفه شو و تهدید کردند اگر ادامه بدهم، بچه دیگرم را هم میبرند.»
به گفته این مادر، ماموران در پاسخ به این سوال که فرزند ۱۷ سالهاش را کجا میبرند، گفتهاند «اوین». با این حال، این خانواده پس از چهار روز مراجعه به نهادهای مختلف، تنها یک پاسخ شنیدهاند: «اینجا نیست.»
او گفت مقابل زندان اوین از یکی از نگهبانان پرسیده آیا خودش فرزند دارد یا نه و نگهبان پاسخ داده است: «شرمنده، خیلی از ما هم خبر نداریم.»
ادامه این گزارش را اینجا بخوانید
دونالد ترامپ روز یکشنبه ۱۲ بهمن در پاسخ به پرسش خبرنگاران درباره اظهارات علی خامنهای و تهدید او به آغاز «جنگ منطقهای» گفت: «چرا چنین حرفی نزند؟»
او افزود آمریکا بزرگترین مجموعه ناوهای جهان را در فاصله چند روزه از منطقه مستقر کرده و ابراز امیدواری کرد که توافقی حاصل شود.
ترامپ هشدار داد در صورت عدم توافق، «خواهیم دید که آیا او درست میگفت یا نه».