گزارشهای مردمی حاکی از بازداشت دانشآموزان در برخی مدارس است
بر اساس پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال از شهرهای مختلف، پس از اعتراضات، مدارس بهطور مستقیم به عرصه برخورد امنیتی تبدیل شدهاند و هم مدیران و هم دانشآموزان هدف بازداشت و بازجویی قرار گرفتهاند.
بر اساس پیامهای مخاطبان، در استان گلستان یکی از مدیران مدارس با برخوردی خشونتآمیز بهدست ماموران اطلاعاتی در مقابل چشم دیگران بازداشت و به صندوق عقب خودرو انداخته شده و به مکانی نامعلوم منتقل شده است.
همچنین از شهر ملایر پیامی رسیده که ماموران امنیتی مقابل برخی مدارس مستقر شدهاند و دانشآموزان را مستقیما از مقابل مدرسه با خود میبرند.
به گفته شاهدان، این اقدامات با ایجاد رعب در میان دانشآموزان و خانوادهها همراه بوده و فضای آموزشی عملا مختل شده است.
مخاطبان میگویند در کنار بازداشتها، پرسوجوهای هدفمند از دانشآموزان درباره اعتراضات، فعالیتهای خیابانی و حتی مواضع خانوادهها انجام میشود.
همچنین پیشتر پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال حاکی از بهکارگیری کودکان و نوجوانان عضو بسیج و سپاه پاسداران در عملیات مسلحانه علیه معترضان بود.
شستوشوی مغزی در مدارس
در ادامه فشارهای امنیتی پس از اعتراضات دیماه، پیامهای رسیده نشان میدهد مدارس به یکی از ابزارهای کنترل و رصد دانشآموزان تبدیل شدهاند.
یک دانشآموز کلاس نهم گفت که چهارشنبه گذشته (هشتم بهمنماه) مدیر مدرسه از دانشآموزان خواسته انشایی درباره «اتفاقات اخیر ایران» بنویسند، اما پس از کلاس، معلم به او تاکید کرده که این انشاها قرار است به آموزشوپرورش تحویل داده شود و هشدار داده «اصلا چیز بدی در آن ننویسید».
این دانشآموز گفت فضای مدرسه به گونهای بوده که همه متوجه شدهاند هدف، سنجش دیدگاهها و شناسایی دانشآموزان منتقد است، نه یک تمرین درسی معمولی.
پیشتر گزارشهای متعددی از شهرهایی مانند اراک، بندرعباس، تهران و ساری منتشر شده بود که از حضور ماموران اطلاعاتی در مدارس، گفتوگوهای اجباری با دانشآموزان، القای روایت رسمی حکومت و تهدید ضمنی نوجوانان خبر میداد.
در برخی مدارس، ماموران امنیتی حاضر شده و علیه شاهزاده رضا پهلوی و انقلاب ملی سخنرانی کردهاند.
هفتم بهمن، گروهی از فعالان ادبیات و هنر کودک در بیانیهای به سازمانهای مدافع حقوق بشر هشدار دادند اگر دومینوی کشتار جمهوری اسلامی قطع نشود، اقدامات مخرب حکومت ایران دامنگیر آنان نیز خواهد شد.
این بیانیه، کشتار، بازداشت، شکنجه، تهدید و اعترافگیری از کودکان و نوجوانان را جنایتی آشکار علیه کرامت انسانی و حقوق بنیادین کودک دانست و از مردم آزاده جهان خواست صدای مردم ایران باشند و چشمان خود را در برابر این جنایت علیه بشریت فرونبندند.
این فعالان افزودند: «هیولا از پشت نقاب بیرون آمده و اکنون بیشتر از هر زمان دیگر به نابودی نزدیک است. ما با دیگر هممیهنانمان در گوشهگوشه جهان همراهیم و باور داریم بیش از پیش به اتحاد، همدلی و همراهی نیاز داریم. ما باهمیم و بسیاریم.»
پیش از آن نیز در دیماه، ۲۴ انجمن و نهاد مدنی فعال در حوزه حقوق کودکان و نوجوانان در بیانیهای، خواستار متوقف شدن خشونت نیروهای حکومتی علیه کودکان در جریان خیزش ملی ایرانیان شدند و اعمال خشونتبار علیه آنان را محکوم کردند.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.