جنگ ایران و شوک نفتی؛ کشورهایی که سود میبرند و کشورهایی که زیان میبینند
روزنامه نیویورکتایمز در گزارشی به پیامدهای جنگ ایران در بازار انرژی پرداخته و این موضوع را بررسی کرده است که از تغییرات بازار انرژی و گران شدن نفت کدام کشورها سود میبرند و کدام کشورها بیشتر آسیب میبینند.
بهنوشته نیویورکتایمز، جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی جهان را وارد شدیدترین بحران انرژی تاریخ کرده است؛ بحرانی که با کاهش تولید نفت و جهش قیمتها همراه بوده است.
این افزایش شدید قیمتها سودهای هنگفتی برای شرکتهایی ایجاد کرده که خارج از خلیج فارس فعالیت میکنند؛ بهویژه در ایالات متحده که صادرات انرژی خود را بهطور قابلتوجهی افزایش داده است.
بهنوشته نیویورکتایمز در منطقه خلیج فارس، وضعیت بسیار پیچیدهتر است. بسته شدن عملی تنگه هرمز گذرگاهی حیاتی میان خلیج فارس و سایر نقاط جهان، امارات متحده عربی، عراق و دیگر کشورها را وادار کرده تولید و صادرات خود را کاهش دهند. برخی کشورها بیش از دیگران آسیب دیدهاند. آنهایی که میتوانند از طریق خطوط لوله نفت خود را به بنادری خارج از این تنگه منتقل کنند، عملکرد بهتری نسبت به کشورهایی داشتهاند که چنین گزینهای ندارند.
این بحران انرژی همه را تحت تاثیر قرار داده، اما نه بهطور یکسان. روزنامه نیویورکتایمز با بررسی ماهها داده صادرات و قیمتگذاری، میزان فروش و قیمت نفت برخی از بزرگترین تولیدکنندگان جهان را تحلیل کرده است. این تحلیل بهطور مشخص بر نفت و فرآوردههای مرتبطی متمرکز بوده که از طریق دریا صادر میشوند، زیرا بیشترین تاثیر را از بسته شدن تنگه هرمز پذیرفتهاند.
بهنوشته نیویورکتایمز درک اینکه چه کشورهایی در این میان برنده و چه کشورهایی بازنده هستند، کمک میکند توضیح داده شود چرا برخی کشورها بهتر میتوانند پیامدهای اقتصادی این جنگ را تحمل کنند.
این موضوع همچنین سرنخهایی درباره آینده به دست میدهد. اگر تنگه دیگر مسیر قابل اعتمادی نباشد، برندگان امروز احتمالا همچنان مسلط خواهند ماند. اگر تنگه بازگشایی شود، توان کشورها برای بازیابی به میزان آسیبی که از این تعطیلی دیدهاند بستگی خواهد داشت.
جیم بورکهارد، رییس تحقیقات جهانی نفت در اس اند پی گلوبال انرژی (S&P Global Energy)، به نیویورکتایمز گفت: «هرچه تنگه مدت طولانیتری بسته بماند، کسانی که از این وضعیت سود بردهاند، همچنان سود خواهند برد. برای کسانی که با چالش روبهرو هستند، اوضاع میتواند جدیتر شود.»
ایالات متحده بزرگترین تولیدکننده نفت و گاز طبیعی جهان است و توانسته ضربه اقتصادی جنگی را که خود به همراه اسرائیل آغاز کرده، تا حدی خنثی کند. تا اواخر مارس، شرکتهای آمریکایی میزان صادرات نفت، گازوئیل و سایر سوختها را بهطور قابلتوجهی افزایش دادند. این افزایش بخشی از کمبود انرژی جهانی را جبران کرده و مانع از افزایش بیشتر قیمتها شده است.
اما برخلاف بسیاری از تولیدکنندگان بزرگ نفت، ایالات متحده شرکت نفتی دولتی ندارد. این یعنی بخش عمده این درآمد اضافی نصیب شرکتهای بزرگ نفتی میشود. تاکنون نشانهای از آنکه این شرکتها این درآمد را صرف حفاری بیشتر یا استخدام نیروی کار جدید کنند دیده نشده است؛ بنابراین بعید است این جنگ به رونق اقتصادی بزرگی در ایالتهای نفتخیز مانند تگزاس و نیومکزیکو منجر شود.
در عوض، بخش زیادی از این درآمد اضافی احتمالا بهصورت افزایش قیمت سهام و سود تقسیمی به سرمایهگذاران میرسد. بسیاری از دولتهای ایالتی نیز از این وضعیت منتفع خواهند شد، زیرا مالیات و حق امتیاز بیشتری دریافت میکنند، همانطور که مالکان زمینهایی که اجازه حفاری دادهاند نیز سود خواهند برد.
روسیه نیز یکی دیگر از برندگان بزرگ این وضعیت بوده، نه به این دلیل که نفت بیشتری میفروشد، بلکه به این دلیل که نفت خود را با قیمت بالاتری میفروشد. دلیل اصلی نیز افزایش شدید قیمت جهانی نفت بهدنبال جنگ است.
ایالات متحده همچنین در ماه مارس بهطور موقت برخی تحریمها علیه نفت روسیه را لغو کرد؛ تغییری ناگهانی در سیاست که احتمالا به روسیه کمک کرده نفت خود را با قیمت بالاتری بفروشد.
برای مثال، در اوایل آوریل قیمت نفت روسیه در خلیج فنلاند به حدود ۱۲۰ دلار در هر بشکه رسید، در حالی که پیش از جنگ قیمت هر بشکه ۴۱ دلار بود. با این حال، اوکراین تلاش کرده با حمله به زیرساختهای نفتی روسیه، توان این کشور برای بهرهبرداری از قیمتهای بالا را محدود کند.
اکثر تولیدکنندگان خلیج فارس به این اندازه خوششانس نبودهاند. اگر چیزی باشد، این جنگ اهمیت داشتن مسیرهای صادراتی جایگزین بهجز تنگه هرمز را برجسته کرده است.
عربستان سعودی و امارات متحده عربی عملکرد نسبتا بهتری داشتهاند، زیرا سالها پیش در خطوط لولهای سرمایهگذاری کردهاند که تنگه را دور میزند؛ نوعی بیمه پرهزینه که اکنون نتیجه داده است.
صادرات عربستان در طول جنگ نسبت به سال قبل بیش از ۱۵۰ میلیون بشکه کاهش یافته، اما درآمد آن از این فروشها حدود ۹.۲ میلیارد دلار افزایش یافته است.
ایران که کنترل دسترسی به تنگه را در اختیار دارد، تا اواسط آوریل وضعیت نسبتا خوبی داشت. اما پس از آنکه آمریکا محاصره دریایی علیه کشتیهای مرتبط با جمهور اسلامی را اعمال کرد، صادرات این کشور بهشدت کاهش یافت و فشار بیشتری بر اقتصاد آن وارد شد.
کشورهای نزدیک که نه کنترل تنگه را در اختیار دارند و نه مسیرهای جایگزین صادراتی، بیشترین آسیب را دیدهاند؛ از جمله عراق، کویت و قطر.
مقامهای برخی کشورهای خلیج فارس بررسیهایی را برای ساخت یا توسعه خطوط لولهای که تنگه را دور بزنند آغاز کردهاند، اما چنین پروژههایی میلیاردها دلار هزینه دارند و سالها زمان میبرند. در آینده قابل پیشبینی، این کشورها احتمالا همچنان وابسته به این خواهند بود که چه کسی کنترل تنگه هرمز را در اختیار دارد.
بحران عمیق اقتصادی در ایران، کافهها و فرهنگ کافهنشینی را به سمت فروپاشی سوق داده است. افزایش شدید قیمتها و کاهش درآمدها، هم صاحبان کسبوکار و هم مشتریان را ناچار به عقبنشینی کرده است.
محسن مبرّا، رییس اتحادیه کافیشاپهای تهران، به روزنامه «دنیای اقتصاد» گفت هزینه اداره کافهها بیش از دو برابر شده و شمار مشتریان در ماههای اخیر تا ۵۰ درصد کاهش یافته است، بهطوری که تا ۴۰ درصد کافهها تعطیل شدهاند.
او گفت: «ادامه فعالیت به معنای سودده بودن نیست. سود این کسبوکارها مدام در حال کاهش است. در نتیجه، کافههایی که اجارهنشین هستند یا پشتوانه مالی قوی ندارند، به سمت تعطیلی میروند.»
کافهها، یکی از معدود فضاهای عمومی باقیمانده
در دو دهه گذشته، کافهها به بخشی مهم از زندگی شهری در ایران تبدیل شدند؛ ابتدا در تهران و سپس در شهرهای دیگر.
در شرایطی که گزینههای تفریحی ارزان همواره محدود بوده است، کافهها به یکی از معدود فضاهای در دسترس برای معاشرت، کار و گذران وقت در بیرون از خانه برای جوانان تبدیل شدند.
بسیاری از کافهها فراتر از مکانی برای نوشیدن قهوه یا صرف غذای سبک عمل میکردند. شب شعر، اجراهای کوچک موسیقی، نمایشگاه عکس و دورهمیهای غیررسمی در این فضاها برگزار میشدند و کافهها به محیطی نادر برای تعامل اجتماعی تبدیل شده بودند؛ آن هم در زمانی که بسیاری از فضاهای عمومی دیگر از دسترس خارج شده بود.
تا چند ماه پیش، تنها در تهران حدود شش هزار کافه در اندازههای مختلف فعال بودند، اما سقوط قدرت خرید مردم، این صنعت را بهشدت تحت فشار قرار داده است.
ساناز، منشی ۲۸ ساله یک شرکت خصوصی، گفت او و دوستانش پیشتر چند بار در هفته به کافه میرفتند، اما حالا با افزایش شدید هزینه خوراک، حملونقل و مسکن، حتی چنین تفریح سادهای هم نیازمند حسابوکتاب است.
او گفت: «باید همه هزینهها، حتی همین تفریح ساده را حساب کنم تا فقط بتوانم به آخر ماه برسانم؛ البته اگر شغلم را از دست ندهم.»
ساناز افزود: «اگر بیکار شوم، بعد از سالها استقلال مالی مجبور میشوم به خانه پدر و مادرم در شهر خودمان برگردم.»
تعطیلی و کوچک شدن کافهها، شغل بسیاری از کارکنان - عمدتا جوانان و زنان - را نیز از بین برده است.
شانا، ۲۶ ساله، پس از گذراندن دوره حرفهای باریستا، در یکی از شعبههای کافههای زنجیرهای سعدینیا مشغول به کار شد. اما در دیماه ۱۴۰۴، شعبههای این مجموعه ناگهان تعطیل شدند؛ آن هم پس از آن که مالک آن از معترضان مخالف حکومت حمایت کرد. اندکی بعد نیز جنگ آغاز شد.
او گفت: «کافههایی که از بحران اقتصادی جان سالم بهدر بردهاند هم دیگر نیروی جدید استخدام نمیکنند. خیلیها حتی کارکنان فعلی را هم تعدیل میکنند.»
شانا افزود: «هیچ امیدی ندارم که حتی با یاد گرفتن مهارتهای جدید مثل آشپزی یا کارهای دیگر بتوانم شغلی پیدا کنم. اقتصاد هر روز بدتر میشود و بازار کار مدام کوچکتر.»
چای همچنان نوشیدنی سنتی اصلی در ایران است، اما مصرف قهوه در سالهای اخیر رشد زیادی داشت. با این حال، افزایش شدید نرخ ارز و اختلال در واردات باعث شده قیمت قهوه آنقدر بالا برود که بسیاری از خانوادهها مصرف آن را کاهش دهند یا به کلی کنار بگذارند.
با وجود کاهش قیمت جهانی قهوه، قیمت دانه قهوه در ایران - که عمدتا پیش از جنگ از طریق امارات متحده عربی وارد میشد - تقریبا دو برابر شده است.
این افزایش مستقیما بر قیمتهای کافهها تاثیر گذاشته و همزمان با رشد اجارهبها و دیگر هزینهها، قیمت یک فنجان قهوه در بعضی کافهها تا چهار برابر افزایش یافته است.
یک صاحب کافه به «دنیای اقتصاد» گفت حتی کافههایی که فقط نوشیدنیهای ساده قهوه سرو میکنند نیز با کاهش تقاضا مواجه شدهاند، زیرا بسیاری از مردم دیگر نمیتوانند حتی رفتن به کافه برای نوشیدن قهوه را توجیه کنند.
تارا، مدیر یک شرکت تبلیغاتی با ۱۰ کارمند، گفت قهوه آنقدر گران شده که خرید آن برای محل کار هم دشوار شده است.
او گفت: «برای اولین بار در ۲۰ سال گذشته مجبور شدم خرید قهوه برای آشپزخانه شرکت را که همیشه کنار چای برای کارمندها فراهم بود، متوقف کنم.»
تارا افزود: «مساله فقط قیمت قهوه نیست. از زمان جنگ تابستان گذشته (۱۲ روزه)، کارها عملا متوقف شدهاند. مشتریها حتی پروژههای نیمهتمام را هم لغو کردهاند و همه میدانند شرکت آخرین نفسهایش را میکشد.»
او گفت: «اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، چارهای جز تعطیلی نخواهیم داشت.»
در حالی که چین همچنان در سازمان ملل از جمهوری اسلامی حمایت دیپلماتیک میکند، نشانههای فزایندهای از نگرانی درباره هزینههای اقتصادی و راهبردی تقابل حکومت ایران با آمریکا نشان میدهد.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در جریان سفر اخیر خود به پکن گفت شی جینپینگ، رییسجمهوری چین، بر اهمیت باز ماندن تنگه هرمز تاکید کرده است.
وزارت خارجه چین نیز بارها خواستار بازگشایی «هرچه سریعتر» تنگه هرمز شده و بر ضرورت دستیابی به «آتشبسی جامع و پایدار» میان تهران و واشینگتن تاکید کرده است.
پیش از بسته شدن تنگه هرمز، حدود ۴۵ درصد واردات نفت چین از این گذرگاه راهبردی عبور میکرد.
در حالی که بهای نفت برنت به ۱۱۷ دلار در هر بشکه رسیده و محمولههای فیزیکی نفت تا ۱۵۰ دلار معامله شدهاند، چین ماه گذشته واردات نفت خود را ۲۰ درصد کاهش داد و ۱۹ اردیبهشت قیمت داخلی بنزین و گازوییل را افزایش داد.
خبرگزاری رویترز گزارش داده بود قیمت تولیدکننده در چین در فروردین به بالاترین سطح در ۴۵ ماه گذشته رسیده و تورم مصرفکننده نیز شتاب گرفته است.
آسیب واردشده به اقتصاد چین تنها به بخش انرژی محدود نمیشود.
هر چند پکن هنوز آمار گمرکی مطابق فروردینماه را منتشر نکرده، دادههای اسفند ۱۴۰۴ از افت شدید صادرات چین به منطقه حکایت دارد.
بر اساس آمار گمرک چین، صادرات این کشور به کشورهای حاشیه خلیج فارس در اسفند - نخستین ماه بسته شدن تنگه هرمز بهدست جمهوری اسلامی - به ۵.۷ میلیارد دلار کاهش یافت؛ در حالی که این رقم در ماه پیش از آن ۱۳.۲ میلیارد دلار بود.
به عبارت دیگر، صادرات چین به منطقه خلیج فارس تنها در یک ماه ۵۷ درصد سقوط کرد.
این ارقام تنها بخشی از پیامدهای اقتصادی بحران برای چین را نشان میدهد.
شرکتهای چینی سال گذشته حدود ۳۹.۴ میلیارد دلار پروژه در خاورمیانه اجرا یا در آن سرمایهگذاری کردند اما با تشدید درگیریها و حملات گسترده جمهوری اسلامی به همسایگان عرب خود، بسیاری از سرمایهگذاریهای پکن در منطقه با نااطمینانی فزاینده مواجه شدهاند.
انتظار کشورهای عربی از چین برای اعمال فشار بر تهران را نباید دستکم گرفت. چین حدود ۳۴۰ میلیارد دلار کالا به همسایگان عرب ایران صادر کرده است. رقمی که تقریبا معادل کل اقتصاد ایران است.
پکن نمیتواند به سادگی نگرانیهای شرکای ثروتمند منطقهای خود را نادیده بگیرد و یکی از اهرمهای احتمالی چین، میتواند کاهش خرید نفت خام ایران باشد.
دادههای شرکت «کپلر» (Kpler) نشان میدهد چین با وجود تقاضای بالا، واردات نفت ایران را در فروردین نسبت به اسفند نزدیک به یکسوم کاهش داده و به ۱.۱۶ میلیون بشکه در روز رسانده است.
پکن همچنان بزرگترین شریک تجاری غیرنفتی ایران باقی مانده است.
با این حال، دولت چین همچنان به حمایت دیپلماتیک از تهران ادامه داده است.
چین و روسیه با قطعنامههای اخیر مورد حمایت آمریکا در سازمان ملل درباره تنگه هرمز مخالفت کردند و گفتند که این اقدامات «یکجانبه» است و خطر تشدید بیشتر تنشها را افزایش میدهد.
فو کونگ، نماینده چین در سازمان ملل، گفت قطعنامه پیشنهادی «کمکی به حل بحران نمیکند» و زمانبندی و محتوای آن را نادرست دانست.
با در نظر گرفتن همه این فشارها، ایران همچنان برای پکن یک کارت راهبردی مهم در رقابت گستردهترش با غرب محسوب میشود و با وجود افزایش هزینههای اقتصادی، بعید است چین از رویکردی حمایت کند که منجر به شکست راهبردی تهران در برابر واشینگتن شود.
به گزارش نیویورکتایمز، دونالد ترامپ پس از بازگشت از چین با تصمیمی تعیینکننده درباره ایران روبهرو شده است؛ در حالی که مذاکرات برای کاهش تنش متوقف مانده، آمریکا و اسرائیل آمادهسازیهای گستردهای را برای احتمال ازسرگیری حملات نظامی علیه جمهوری اسلامی آغاز کردهاند.
گزینههایی از بمباران گسترده تا عملیات زمینی علیه تاسیسات هستهای ایران روی میز قرار دارد. نیویورکتایمز گزارش داد که مقامهای دولت ترامپ طرحهایی برای تشدید عملیات نظامی علیه حکومت ایران تهیه کردهاند؛ اما رییسجمهوری آمریکا هنوز تصمیم نهایی را نگرفته است. به گفته مقامهای آمریکایی، همزمان تلاشهایی از سوی کشورهای مختلف برای دستیابی به توافقی انجام شده که ایران را به بازگشایی تنگه هرمز وادار کند و به ترامپ امکان دهد پایان درگیری را به عنوان یک پیروزی سیاسی معرفی کند.
با این حال، ترامپ پس از ترک پکن، پیشنهاد اخیر جمهوری اسلامی را برای حلوفصل بحران رد کرد و به خبرنگاران در هواپیمای ریاستجمهوری گفت: «آن را نگاه کردم و اگر جمله اولش را نپسندم، همانجا کنار میاندازم.»
ترامپ همچنین تایید کرد موضوع ایران را با شی جینپینگ، رییسجمهوری چین، مطرح کرده اما از او نخواسته برای اعمال فشار بر تهران اقدام کند. چین شریک راهبردی جمهوری اسلامی و یکی از اصلیترین دریافتکنندگان نفت عبوری از مسیر تنگه هرمز است.
آمریکا برای بازگشت «عملیات خشم حماسی» آماده میشود به گزارش نیویورکتایمز، وزارت جنگ آمریکا در حال آمادهسازی برای احتمال ازسرگیری عملیات «خشم حماسی» است؛ عملیاتی که پس از اعلام آتشبس در ماه گذشته متوقف شد و اکنون ممکن است با نامی جدید از سر گرفته شود.
پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، این هفته در کنگره گفت: «اگر لازم باشد، برنامهای برای تشدید اقدامات داریم.» او در عین حال افزود پنتاگون برای پایان عملیات و بازگرداندن بیش از ۵۰ هزار نیروی آمریکایی مستقر در خاورمیانه نیز برنامه دارد.
دو مقام خاورمیانهای به نیویورکتایمز گفتهاند آمریکا و اسرائیل بزرگترین سطح آمادهسازی نظامی از زمان آتشبس را برای احتمال ازسرگیری حملات علیه حکومت ایران آغاز کردهاند و این حملات ممکن است از هفته آینده شروع شود.
ترامپ نیز پیش از سفر به چین هشدار داده بود: «یا توافق میکنند یا نابود خواهند شد. در هر صورت، ما پیروز میشویم.»
گزینههای روی میز: از بمباران تا عملیات نیروهای ویژه در ایران به نوشته این روزنامه، یکی از گزینههای مورد بررسی، بمباران گستردهتر اهداف نظامی و زیرساختی ایران است.
گزینه دیگر شامل اعزام نیروهای عملیات ویژه آمریکا برای دسترسی به مواد هستهای مدفون در عمق زمین، بهویژه در سایت هستهای اصفهان، میشود. مقامهای آمریکایی گفتهاند صدها نیروی ویژه از ماه مارس در منطقه مستقر شدهاند تا چنین گزینهای در صورت نیاز قابل اجرا باشد.
اما این عملیات به هزاران نیروی پشتیبانی نیاز خواهد داشت و احتمال درگیری مستقیم با نیروهای ایرانی را افزایش میدهد. مقامهای نظامی آمریکا اذعان کردهاند این سناریو با خطر بالای تلفات همراه است.
نیویورکتایمز همچنین نوشت حدود ۵ هزار تفنگدار دریایی و ۲ هزار چترباز از لشکر ۸۲ هوابرد آمریکا در منطقه حضور دارند و منتظر دستور هستند. این نیروها میتوانند برای تامین امنیت عملیات علیه سایتهای هستهای یا حتی تصرف جزیره خارک - مرکز مهم صادرات نفت ایران - مورد استفاده قرار گیرند؛ هرچند حفظ کنترل آن نیازمند نیروهای بیشتری خواهد بود.
قالیباف: برای همه گزینهها آمادهایم؛ غافلگیر خواهند شد در واکنش به احتمال ازسرگیری درگیریها، محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، اعلام کرد: «نیروهای مسلح ما آمادهاند پاسخ شایستهای به هر تجاوزی بدهند… ما برای همه گزینهها آمادهایم؛ آنها غافلگیر خواهند شد.»
به گزارش نیویورکتایمز، هرگونه حمله جدید احتمالاً ادامه همان مسیر پیش از آتشبس ۱۸ فروردین خواهد بود؛ زمانی که ترامپ تهدید کرده بود در صورت باز نشدن مسیر عبور نفتکشها، «تمام تمدن ایران» را نابود خواهد کرد.
ترامپ همچنین گفته بود اگر تهران تنگه هرمز را باز نکند، آمریکا پلها و نیروگاههای برق ایران را هدف قرار خواهد داد. مقامهای آمریکایی مدعیاند این اهداف با فعالیتهای سپاه پاسداران مرتبط بودهاند؛ هرچند قوانین بینالمللی جنگ تخریب عمدی زیرساختهای غیرنظامی برای اعمال فشار سیاسی را ممنوع میدانند.
پنتاگون: بیش از ۵۰ هزار نیرو آماده بازگشت به جنگ هستند ژنرال دن کین، رییس ستاد مشترک ارتش آمریکا، این هفته به قانونگذاران گفت: «ما همچنان طیفی از گزینهها را برای رهبران غیرنظامی حفظ کردهایم.»
او جزئیات اقدامات احتمالی را اعلام نکرد، اما پیشتر گفته بود بیش از ۵۰ هزار نیروی آمریکایی، دو ناو هواپیمابر، بیش از ده ناوشکن و دهها هواپیمای جنگی همچنان آماده ازسرگیری عملیات گسترده علیه حکومت ایران هستند.
او هشدار داد: «هیچ دشمنی نباید خویشتنداری فعلی ما را با ضعف اراده اشتباه بگیرد.»
ارزیابی اطلاعاتی آمریکا: جمهوری اسلامی بخش زیادی از توان نظامی خود را بازیابی کرده است با وجود حملات ماههای گذشته، مقامهای نظامی آمریکا در گفتوگو با نیویورکتایمز اذعان کردهاند دستیابی به پیروزی کامل دشوار خواهد بود.
به گفته آنان، آمریکا در هدف قرار دادن سایتهای موشکی، انبارهای مهمات سپاه و زیرساختهای نظامی موفق بوده، اما ارزیابیهای اطلاعاتی نشان میدهد حکومت ایران دوباره به بخش عمدهای از سایتهای موشکی، پرتابگرها و تاسیسات زیرزمینی خود دسترسی یافته است.
این روزنامه گزارش داد جمهوری اسلامی اکنون دسترسی عملیاتی به ۳۰ مورد از ۳۳ سایت موشکی خود در امتداد تنگه هرمز را بازیابی کرده؛ موضوعی که میتواند ناوهای جنگی آمریکا و نفتکشها را تهدید کند.
ترامپ میان فشار سیاسی داخلی و هدف مهار برنامه هستهای ایران نیویورکتایمز مینویسد ترامپ اکنون با یک دوگانگی روبهرو است: جنگ به هزینهای سیاسی برای او تبدیل شده، اما او هنوز به هدفی که بارها اعلام کرده - جلوگیری دائمی از دستیابی ایران به سلاح هستهای - نرسیده است.
به همین دلیل، بازگشت ترامپ از چین ممکن است آغاز مرحلهای تازه در تصمیمگیری واشینگتن درباره ایران باشد؛ تصمیمی که میتواند مسیر بحران در خاورمیانه را بار دیگر به سمت تشدید درگیری نظامی سوق دهد.
واینت در تحلیلی نوشت دونالد ترامپ با وجود اعلام پیروزی در جنگ با جمهوری اسلامی، نتوانسته حکومت ایران را وادار به عقبنشینی کند و اکنون در نبود راهحل دیپلماتیک، با افزایش هزینههای جنگ، فشار اقتصادی داخلی و خطر باختن در یک نبرد راهبردی روبهرو است.
به نوشته واینت، در حالی که ترامپ از «پیروزی» بر جمهوری اسلامی سخن میگوید، منتقدان معتقدند او نتوانسته حکومت ایران را وادار به عقبنشینی راهبردی کند و اکنون با افزایش هزینههای جنگ، فشار اقتصادی داخلی در معرض خطر از دست دادن جنگی قرار گرفته که شاید در آن چند پیروزی نظامی کسب کرده باشد.
واینت در تحلیلی به قلم اورلی آزولای نوشت ترامپ با تکرار مداوم روایت «پیروزی» تلاش میکند تصویر موفقیت کامل در جنگ با حکومت ایران را تثبیت کند، اما واقعیتهای میدانی و سیاسی نشان میدهد دستاوردهای نظامی آمریکا و اسرائیل هنوز به نتیجه سیاسی یا دیپلماتیک منجر نشده است.
این تحلیل استدلال میکند که ترامپ تصور میکرد حمله به ایران یک عملیات سریع خواهد بود که در نهایت او را به عنوان رهبر جهانی پیروز معرفی میکند؛ رییسجمهوری که جهان را از تهدید هستهای ایران نجات داده است. اما به نوشته واینت، این سناریو محقق نشده و جمهوری اسلامی نه تنها از مواضع خود عقب ننشسته، بلکه همچنان ظرفیتهای راهبردی مهمی را حفظ کرده است.
بر اساس این گزارش، ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا نشان میدهد برنامه هستهای ایران آسیب تعیینکنندهای ندیده و تهران همچنان بخش بزرگی از ذخایر موشکی و سامانههای پرتاب خود را حفظ کرده است. نویسنده میگوید [حکومت] ایران «حتی یک میلیمتر» از خواستههایش عقب ننشسته و آنچه «جام مقدس» این رویارویی توصیف میشود - ذخایر اورانیوم غنیشده - همچنان در اختیار جمهوری اسلامی باقی مانده است.
این تحلیل همچنین بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، را متهم میکند که سالها تهدید ایران را به ستون اصلی بقای سیاسی خود تبدیل کرده و اکنون نیز با هدایت آمریکا به سوی جنگ، در حال دنبال کردن اهدافی است که نه چشمانداز روشن دارند و نه پایان مشخص.
واینت مینویسد باراک اوباما نیز مخالف دستیابی [حکومت] ایران به سلاح هستهای بود، اما به جای جنگ، توافق هستهای را انتخاب کرد. به باور نویسنده، ترامپ قادر نیست توافقی بهتر از توافق دوران اوباما به دست آورد و درک کافی از روندهای ژئوپلیتیکی ندارد.
در بخش دیگری از این تحلیل آمده است که بحران تنگه هرمز، که اکنون به یکی از مهمترین محورهای تنش تبدیل شده، پیش از جنگ وجود نداشت اما با اقدامات [حکومت] ایران به ابزاری برای فشار و مطالبه امتیاز بدل شده است.
نویسنده همچنین هشدار میدهد که ادامه جنگ بیش از آنکه رهبران را تحت فشار قرار دهد، زندگی غیرنظامیان را در ایران، اسرائیل و کشورهای خلیج فارس تحت تاثیر قرار داده است؛ از ایرانیهایی که زیر بمباران و قطع برق زندگی میکنند تا اسرائیلیهایی که میان هشدارهای امنیتی و پناهگاهها گرفتار شدهاند.
به نوشته واینت، مخالفت عمومی در آمریکا با جنگ افزایش یافته و حتی از سطح مخالفتهای دوران جنگ ویتنام و عراق فراتر رفته است. همزمان، افزایش تورم و هزینههای زندگی فشار بیشتری بر خانوادههای آمریکایی وارد کرده است. این تحلیل به اظهارات اخیر ترامپ اشاره میکند که در پاسخ به نگرانی درباره وضعیت اقتصادی گفته بود: «حتی ذرهای برایم مهم نیست.» نکتهای که رییسجمهوری آمریکا در مصاحبه تازهاش با فاکسنیوز طرح آن را بخشی از پاسخش به پرسش خبرنگاران دانست که تقطیع شده پخش شده بود.
این تحلیل رفتار ترامپ را به «قماربازی وسواسی» تشبیه میکند که پس از از دست دادن سرمایه، همچنان به امید جبران، به بازی ادامه میدهد؛ استعارهای برای ادامه فشار نظامی بدون دستیابی به توافق سیاسی.
واینت همچنین سفر اخیر ترامپ به چین را نشانهای از تغییر موازنه توصیف میکند و مینویسد رییسجمهوری آمریکا در حالی وارد پکن شد که بیش از گذشته به همکاری چین نیاز دارد؛ بهویژه در موضوع ایران. به گفته نویسنده، ترامپ در دیدار با مقامهای چینی نه مساله حقوق بشر را برجسته کرد و نه درباره تایوان موضع تهاجمی گرفت؛ موضوعی که به تعبیر تحلیلگر نشاندهنده محدود شدن گزینههای واشینگتن است.
این تحلیل در جمعبندی تاکید میکند جنگها با توافقهای دیپلماتیک پایان مییابند و در نبود دیپلماسی، هزینههای انسانی و سیاسی جنگ بیثمر خواهد بود. نویسنده نتیجه میگیرد: «ترامپ شاید چند نبرد را برده باشد، اما جنگ را باخته است» و اکنون یا باید به سمت دیپلماسی همراه با واقعبینی حرکت کند یا خطر ورود به مسیر «ویرانی» را بپذیرد.
دونالد ترامپ با اشاره به افزایش هزینههای اقتصادی ناشی از تقابل با جمهوری اسلامی، از آمریکاییها خواست این فشار کوتاهمدت را تحمل کنند و گفت جلوگیری از تهدید حکومت ایران اولویتی بالاتر از پیامدهای کوتاهمدت اقتصادی دارد.
او تاکید کرد: «متاسفم که این فشار را تحمل میکنید، اما باید جلوی این گروه بسیار دیوانه را بگیریم.»
رییسجمهوری آمریکا، در گفتوگو با فاکسنیوز گفت شی جینپینگ، رییسجمهوری چین، برای کمک به حل بحران ایران و بازگشایی تنگه هرمز اعلام آمادگی کرده، اما تاکید کرد واشینگتن «به کمک نیاز ندارد.»
ترامپ گفت چین «۴۰ درصد نفت خود» را از منطقه تنگه هرمز دریافت میکند و افزود: «اگر او بخواهد کمک کند، عالی است. اما ما به کمک نیاز نداریم. مشکل کمک این است که وقتی کسی به شما کمک میکند، همیشه در مقابل چیزی میخواهد.»
رییسجمهوری آمریکا در بخش دیگری از این مصاحبه گفت حکومت ایران از نظر نظامی بهشدت آسیب دیده و بار دیگر تاکید کرد: «آنها دیگر نیروی دریایی ندارند. نیروی هوایی ندارند. همهچیز نابود شده است. نیروی هواییشان از بین رفته است.»
او با اشاره به توان دریایی حکومت ایران گفت: «آنها ۱۵۹ کشتی داشتند. همهشان حالا کف دریا هستند.» ترامپ همچنین گفت کشتیهای مینگذار ایران «همه از بین رفتهاند» و افزود قایقهای تندرو باقیمانده نیز «مثل قاچاقچیان مواد مخدر» هدف قرار میگیرند.
ترامپ در پاسخ به سخنان وزیر امور خارجه حکومت ایران درباره عبور کشتیها از تنگه هرمز گفت [حکومت] ایران از تنگه بهعنوان «سلاح» استفاده کرده، اما «با من این کار را نمیکند.» او تاکید کرد: «تنگه باز خواهد شد. آنها سلاح هستهای نخواهند داشت و دنیا ادامه خواهد یافت.»
رییسجمهوری آمریکا گفت به درخواست مقامهایی از پاکستان، مرحله نهایی عملیات علیه ایران را متوقف کرده است. او گفت: «آنها گفتند: میتوانید متوقف شوید؟ ما قرار است به توافق برسیم. و واقعاً چارچوب یک توافق را داشتیم؛ بدون برنامه هستهای.»
ترامپ در ادامه تاکید کرد تهران پذیرفته بود مواد باقیمانده از برنامه هستهای خود را تحویل دهد، اما بعد از هر توافق عقبنشینی کرده است. او گفت: «هر بار توافق میکنند، روز بعد انگار میگویند چنین گفتوگویی نداشتهایم. این حدود پنج بار اتفاق افتاده است. مشکلی در آنها وجود دارد. واقعاً دیوانهاند. و به همین دلیل نمیتوانند سلاح هستهای داشته باشند.»
رییسجمهوری آمریکا در بخش دیگری از مصاحبه، در پاسخ به این پرسش که آیا توان و مقاومت حکومت ایران را دستکم گرفته، گفت: «هیچچیز را دستکم نگرفتم. ما بهشدت به آنها ضربه زدیم.»
ترامپ تاکید کرد آمریکا عمداً بخشی از زیرساختهای ایران را هدف قرار نداده است و افزود: «پلهایشان را باقی گذاشتیم. زیرساخت برقشان را باقی گذاشتیم. میتوانیم همه آن را در دو روز نابود کنیم؛ همهچیز.» او گفت به تاسیسات نفتی و برخی زیرساختها در خارک حمله نشده، زیرا آسیب به آنها میتوانست موجب از بین رفتن نفت شود.
رییسجمهوری آمریکا درباره وضعیت مذاکرات با جمهوری اسلامی گفت افرادی که آمریکا با آنها در حال گفتوگو است، به گفته او «منطقی» به نظر میرسند، اما توان یا آمادگی لازم برای تصمیمگیری ندارند.
ترامپ در پاسخ به این پرسش که آمریکا در حال حاضر با چه کسانی در ایران طرف است، گفت: «با افرادی طرف هستیم که فکر میکنم منطقی هستند، اما از توافق میترسند. نمیدانند چطور توافق کنند. قبلاً در چنین موقعیتی نبودهاند.»
او در پاسخ به این سوال که آیا تا زمان دستیابی به توافق صبر خواهد کرد، تاکید کرد: «من کاری را انجام میدهم که درست باشد. باید کار درست را انجام دهم.»
او همچنین گفت مقامهای ایرانی به او گفتهاند محل نگهداری مواد هستهای بهشدت هدف قرار گرفته و «کوه گرانیتی» روی آن فرو ریخته است. ترامپ افزود: «آنها گفتند فقط دو کشور میتوانند به آن دسترسی پیدا کنند؛ ما و چین. گفتند خودشان توانایی دسترسی ندارند چون کاملاً نابود شده است.»
ترامپ بار دیگر گفت هدف اصلی او جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هستهای است. او گفت: «نمیتوان اجازه داد ایران سلاح هستهای داشته باشد. آنها از آن علیه ما استفاده خواهند کرد. اول اسرائیل را نابود میکنند، بعد خاورمیانه را، بعد اروپا را.»
او درباره افزایش قیمت سوخت در آمریکا گفت فشار اقتصادی ناشی از بحران کوتاهمدت خواهد بود و افزود: «وقتی مردم توضیح کامل را میشنوند، همه موافق میشوند. این یک درد کوتاهمدت خواهد بود.» ترامپ گفت پس از پایان بحران، قیمت انرژی «مثل سنگ سقوط خواهد کرد.»
رییسجمهوری آمریکا در پاسخ به نگرانیها درباره افزایش فشار اقتصادی بر خانوادههای آمریکایی در پی جنگ با ایران و رشد هزینهها، گفت شهروندان باید این فشارها را تحمل کنند زیرا به گفته او هدف، مقابله با تهدیدی بزرگتر است.
ترامپ در واکنش به این موضوع که برخی آمریکاییها افزایش هزینهها و بدبینی اقتصادی را احساس میکنند، گفت: «باید تحمل کنند و باور داشته باشند که ما آنها را به نقطه بهتری میرسانیم. اما من باید کار درست را انجام دهم.»
او با اشاره به عملکرد بازارهای مالی آمریکا افزود: «ما به ۵۰ هزار واحد در داوجونز رسیدیم؛ قرار نبود تا پنج یا شش سال دیگر به این سطح برسیم. من در سال اول به آن رسیدم. به ۷ هزار واحد در شاخص S&P رسیدیم؛ حتی کمتر کسی فکر میکرد ممکن باشد. حسابهای بازنشستگی به بالاترین سطح تاریخ رسیدهاند.»
ترامپ در ادامه، فشارهای اقتصادی ناشی از بحران را با ضرورت مقابله با جمهوری اسلامی مرتبط دانست و گفت: «به مردم گفتم متاسفم که این فشار را تحمل میکنید، اما باید جلوی این گروه بسیار دیوانه را بگیریم.»
رییسجمهوری آمریکا همچنین گفت کشتیهای حامل نفت ایران که چین در روزهای اخیر خارج کرده، با اجازه واشینگتن حرکت کردهاند. او گفت: «ما اجازه دادیم این اتفاق بیفتد.»
ترامپ در پایان در پاسخ به این پرسش که آیا حکومت ایران در نهایت عقبنشینی خواهد کرد گفت: «بله، قطعاً. هیچ شکی ندارم.»