نیوزویک: رزمایش مشترک آمریکا و اسرائیل پاسخ به رزمایش ایران است
نشریه نیوزویک با اشاره به رزمایش مشترک نیروهای دریایی اسرائیل و آمریکا همزمان با افزایش تنش در خاورمیانه، نوشت این اقدام پس از مانور اخیر نیروی نظامی جمهوری اسلامی در خلیج فارس و در پاسخ به آن انجام شد.
مقامهای اسرائیلی و آمریکایی گفتند هدف این رزمایشها تقویت هماهنگی، آزمودن آمادگی عملیاتی و آمادهسازی برای رویاروییهای احتمالی با تواناییهای در حال گسترش موشکی و دریایی ایران است. نیوزویک نوشت این رزمایشها نشاندهنده تداوم بیثباتی در منطقه و اهمیت راهبردی کنترل دریایی در خاورمیانه است. این گزارش اشاره کرد آمریکا و اسرائیل با نمایش توان عملیاتی مشترک میخواهند پیام وحدت و آمادگی خود را ارسال کنند و همچنین خود را برای طیف گستردهای از سناریوهای احتمالی آماده کنند. همزمان، توسعه موشکی و مانورهای دریایی ایران نشان میدهد تهران همچنان در تلاش است حضور خود را تثبیت و حالت بازدارندگی قابل توجهی در منطقه حفظ کند. نیوزویک افزود انتظار میرود آمریکا و اسرائیل رزمایشهای دریایی خود را در طول هفته ادامه دهند و بر آمادگی و هماهنگی مشترک تمرکز کنند.
تایمز اسرائیل در مطلبی نوشت نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی که «محور مقاومت» خوانده میشود، فقط محصول ایدئولوژیک نیست بلکه یک ماشین مالی چندملیتی است.
تایمز اسرائیل سهشنبه ۱۸ آذر در تحلیلی به نقش تعیینکننده اخوانالمسلمین در شکلگیری «محور مقاومت» به رهبری جمهوری اسلامی طی دو دهه گذشته پرداخت. در این ساختار، اخوان توانسته است «نفرت از اسرائیل» را جایگزین «شکاف شیعه-سنی» کند.
در مطلب منتشر شده آمده است که حماس و حزبالله وانمود میکنند از نظر فرقهای با هم در تضادند اما حقیقت تلختر است: اخوانالمسلمین تصمیم گرفت که نابودی اسرائیل مهمتر از «پاکی و خلوص» سنیها باشد و جمهوری اسلامی از این فرصت استفاده کرد و پول، سلاح، شبکههای مخفی، ابزارهای سایبری و پوشش سیاسی را به پروژهای تزریق کرد که رسانهها هنوز هم از آن غافلاند.
بر اساس این تحلیل، چیزی که تقریبا هیچکس از آن سخن نمیگوید، این است که جمهوری اسلامی چگونه از سازمانهای غیردولتی مرتبط با اخوانالمسلمین در اروپا، آفریقا و آسیای جنوب شرقی بهعنوان مسیرهای مالی آرام به سمت غزه و بیروت استفاده کرد و «خیریههای» سنیمذهب را به بازوی لجستیکی یک انقلاب شیعی بدل کرد.
به گفته نویسنده مطلب، حماس که از شاخه غزه اخوانالمسلمین زاده شد، به محض اینکه تهران به جای شعار، موشک پیشنهاد کرد، مرزهای عقیدتی را پشت سر گذاشت.
امروز این رابطه عمیقتر شده است: پیمانکاران فنی سپاه پاسداران، نیروهای حماس را دور از دوربینها و اغلب در ترکیه، لبنان یا قفقاز، در هدایت پهپاد، اخلالگری الکترونیکی، شبکههای رمزگذاریشده و مهندسی تونل آموزش میدهند.
در همین حال، جریان مالی جمهوری اسلامی با صدها میلیون دلار برای حماس و حدود ۷۰۰ میلیون دلار در سال برای حزبالله، بر اکوسیستمی از دور زدن تحریمها قرار دارد که از قاچاق طلا در آفریقا تا پولشویی رمزارزی در مالزی و شرکتهای پوششی در مناطق آزاد دوبی امتداد یافته است.
نویسنده مطلب یادآوری کرد بر همین اساس، «محور مقاومت» فقط یک مفهوم ایدئولوژیک نیست؛ یک ماشین مالی چندملیتی است: «امروز، حزبالله همچنان قدرت اصلی، حماس ویترین سنیها و اخوانالمسلمین توزیعکننده ایدئولوژیکی است که این تشکیلات به رهبری شیعه را به جهان گستردهتر سنی میفروشد.»
از دوحه تا استانبول، اکنون ایدئولوگهای اخوان موعظه میکنند که «شکاف سنی-شیعه اختراع غرب است»؛ در حالی که جمهوری اسلامی را طلایهدار «اصیل» مقابله با اسرائیل معرفی میکنند.
این نه یک تحول الهیاتی، بلکه جنگی روانی است که برای تبلیغ گسترده جاهطلبیهای تهران طراحی شده است.
همزمان، رهبران حماس آشکارا ایران را «شریک انقلابی» خود میخوانند. در طرف مقابل نیز سپاه پاسداران، حماس را یکی از ستونهای محور خود معرفی میکند.
بنابراین، نوآوری واقعی، نقش اخوانالمسلمین بهعنوان مشروعیتبخش است: این گروه، ستیزهجویی شیعی جمهوری اسلامی را به یک محصول صادراتی قابل قبول برای اهل سنت تبدیل میکند.
ترکیه و قطر نیز این معماری را تثبیت میکنند.
ترکیه در دوره ریاستجمهوری رجب طیب اردوغان، اکنون به مرکز امن لجستیکی حماس تبدیل شده است و محل اقامت، کانالهای بانکی، دسترسی اطلاعاتی و سکوی پرش به اروپا و قفقاز را ارائه میدهد.
آنکارا همچنین بیسروصدا به چهرههای حماس اجازه داده کسبوکارهایی ایجاد کنند که پوشش فعالیتهای عملیاتیشان هستند.
قطر نیز در این میان، تامین مالی پروژه، میزبانی دفتر سیاسی و شکل دادن به روایت جهانی را از طریق رسانهها و اندیشکدههای همسو با اخوان برعهده دارد: «دوحه نقش دلال، میانجی، سرمایهگذار و سخنگو را همزمان و در حالی بازی میکندکه تظاهر به بیطرفی دارد.»
ساز و برگ نظامی
در سطح منطقهای، این محور به عرصههای کمتر گزارششده دیگر نیز وصل میشود: مربیان ایرانی مستقر در واحدهای حوثی یمن، شبکههای اخوان در سودان که مسیرهای انتقال سلاح از دریای سرخ را تسهیل میکنند، نیروهای حزبالله که به شبهنظامیان در سوریه و عراق مشاوره میدهند و اطلاعات ترکیه که از غزه بهعنوان اهرم فشار در لیبی و شرق مدیترانه بهره میبرد.
اینها نه تقاطعهای پراکنده، بلکه حلقههای بیرونی همان موتور ضداسرائیلی هستند.
بر اساس این تحلیل، اگر همه اینها را کنار هم بگذاریم، الگو بهوضوح آشکار میشود: «جمهوری اسلامی قدرت سخت، حزبالله انضباط، حماس برند سنی، ترکیه سپر دیپلماتیک، قطر پول و رسانه، و اخوانالمسلمین گذرنامه ایدئولوژیکی را فراهم میکند که میلیونها سنی را قانع میکنند از یک پروژه ژئوپولیتیک شیعهمحور حمایت کنند.»
این واقعیت کمتر گفتهشده خاورمیانه است: یک جنبش اسلامگرای سنی که یک دولت انقلابی شیعه را تقدیس میکند، زیرا هر دو باور دارند اسرائیل باید نابود شود.
بنابراین، اخوانالمسلمین نه تنها جمهوری اسلامی را «عادیسازی» بلکه آن را «جهانیسازی» نیز کرده است.
اگر سخنرانیها و هشتگها را کنار بزنید، قاعده روشن است: محور ایران-حماس-حزبالله به این دلیل کار میکند که اخوانالمسلمین، «نفرت از اسرائیل» را به اصل سازماندهی یک ائتلاف ژئوپلیتیک کامل تبدیل کرده است.
سازمان حقوق بشر هانا گزارش داد کاوه احمدزاده، زندانی سیاسی، بهدلیل بیتوجهی مسئولان زندان به وضعیت وخیم جسمانیاش، جان خود را از دست داد.
علت مرگ احمدزاده که برای گذراندن محکومیت جدیدش در زندان مرکزی بوکان به سر میبرد، ایست قلبی اعلام شده است.
بر اساس این گزارش، پیکر او برای کالبدشکافی به پزشکی قانونی ارومیه منتقل و ۱۷ آذر «بدون ارائه هیچگونه توضیح درباره علت مرگ» به خانوادهاش تحویل داده شد.
هانا به نقل از یک منبع نزدیک به خانواده این زندانی نوشت مسئولان زندان با تاخیر حدود ۲۴ ساعته، خبر درگذشت احمدزاده را به نزدیکانش اطلاع دادهاند.
احمدزاده طی سالهای گذشته بهدلیل فعالیتهای سیاسی، مجموعا نزدیک به ۱۰ سال زندانی شده بود.
در سه ماه گذشته، گزارشهایی از مرگ چندین زندانی سیاسی و غیرسیاسی در ایران بهدلیل محرومیت از دریافت خدمات درمانی منتشر شده است.
یکی از آخرین نمونهها مربوط به تعلل مقامهای زندان دیزلآباد کرمانشاه در رسیدگی پزشکی و فرستادن یک زندانی غیرسیاسی به نام نادر جامه شورانی به بیمارستان بود که سبب مرگ او در زندان شد.
در فاصله ۲۵ شهریور تا سه مهر نیز سودابه اسدی، جمیله عزیزی و سمیه رشیدی، در زندان قرچک ورامین جان خود را از دست دادند.
مرگ رشیدی با واکنشهای گستردهای از جمله بیانیه ۱۵۰ زندانی سیاسی سابق همراه شد که از این واقعه با عنوان «مرگی سیستماتیک» یاد کردند که حاصل «بیتوجهی عامدانه، ناکارآمدی ساختاری و سیاست سرکوب» است.
گروهی از زنان زندانی سیاسی در زندان قرچک نیز سوم مهر در اعتراض به مرگ رشیدی که بهدلیل ماهها محرومیت از درمان در زندان و تعلل در اعزام به بیمارستان جان باخت، در حیاط زندان تحصن کردند و شعارهای ضدحکومتی سردادند.
در سالهای گذشته مرگ زندانیان در زندانهای ایران بهدلیل خودداری مسئولان زندان از ارائه خدمات پزشکی لازم، بارها خبرساز شد.
سازمان عفو بینالملل سه سال پیش با ارائه گزارشی تحقیقی هشدار داد مقامهای جمهوری اسلامی با ممانعت عامدانه از دسترسی زندانیان بیمار به مراقبتهای حیاتی، در حال ارتکاب «نقض تکاندهنده حق حیات» هستند.
گزارش سالانه سازمان گزارشگران بدون مرز نشان میدهد که ایران با ۲۱ روزنامهنگار زندانی و یک ناپدید، جزو کشورهایی با بیشترین تعداد روزنامهنگار زندانی است.
پس از سه کشور چین، روسیه و میانمار که در صدر فهرست دارندگان بیشترین روزنامهنگار زندانی قرار گرفتهاند، بلاروس، ویتنام، جمهوری آذربایجان، ایران، مصر، اسرائیل و عربستان سعودی، بهترتیب در ردههای بعدی هستند.
تیبو بروتن، مدیرکل گزارشگران بدون مرز، همزمان با انتشار گزارش سالانه این نهاد در سهشنبه ۱۸ آذر، «جنایات علیه روزنامهنگاران» را ناشی از «مصونیت حکومتها از مجازات» خواند.
او افزود: «ناکامی سازمانهای بینالمللی در تضمین حق حفاظت از روزنامهنگاران در درگیریهای مسلحانه، پیامد کاهش جهانی شجاعت دولتهاست که باید سیاستهای عمومی حمایتی را اجرا کنند.»
گزارش تازه سازمان گزارشگران بدون مرز، بخشهای جداگانهای را به روزنامهنگارانی اختصاص داده است که در مناطق جنگی از جمله روسیه، اوکراین، سودان و سوریه کار میکنند.
این سازمان هشدار میدهد که این محیطها بهطور فزایندهای مرگبار شدهاند.
بر اساس این گزارش، حدود ۴۳ درصد از روزنامهنگاران کشته شده در ۱۲ ماه گذشته، در غزه بهدست نیروهای مسلح اسرائیل جان باختهاند.
این گزارش تاکید کرده است در اوکراین نیز ارتش روسیه همچنان روزنامهنگاران خارجی و اوکراینی را هدف قرار میدهد.
سودان نیز یکی از مناطق جنگی بهشدت مرگبار برای فعالان رسانهای عنوان شده است.
روزنامهنگاران تبعیدی
سازمان گزارشگران بدون مرز، ایران را در میان ۱۰ کشور با بیشترین تعداد روزنامهنگاران در تبعید قرار داده است. افغانستان، روسیه، سودان، بلاروس، میانمار، السالوادور و قرقیزستان، دیگر کشورهای این فهرست هستند و ایران چهارمین کشور با بیشترین تعداد روزنامهنگار تبعیدی است.
در این گزارش آمده است: «از میان بیش از ۴۰ رسانهای که دفتر کمکهای سازمان در ۱۲ ماه گذشته از آنها حمایت کرده است، ۱۹ رسانه متعلق به تحریریههای افغانستان، روسیه، سودان، ایران، بلاروس، میانمار، السالوادور و قرقیزستان هستند که به فعالیت خبری در تبعید ادامه میدهند.»
بیش از نیمی از روزنامهنگارانی که در سال ۲۰۲۵ برای دریافت کمک اضطراری از گزارشگران بدون مرز اقدام کردهاند، از ۴۴ کشور مختلفاند که ناچار به ترک کشور خود شدند.
گزارش در پایان نتیجهگیری میکند: «سال ۲۰۲۵ بهعنوان سالی در یادها خواهد ماند که آزادی مطبوعات در برابر چشمان ما از میان رفت.»
سازمان گزارشگران بدون مرز خواستار اعمال تحریمهای هدفمند علیه مقامها و نهادهایی شد که مسئول نظارت، سرکوب و بازداشت روزنامهنگارانند.
در ایران چه میگذرد؟
پس اعتراضهای سراسری سال ۱۴۰۱ در ایران که به خیزش ژینا مشهور شد و جنبش «زن، زندگی، آزادی» را شکل داد، سرکوب رسانهها شدت بیشتری یافت.
سرکوب اجتماعی و ایجاد محدودیتهای گسترده برای روزنامهنگاران، بهویژه پس از جنگ ۱۲ روزه آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی، همچنان ادامه دارد و نشانهای از باز شدن فضا و کاهش سرکوب پدیدار نیست.
کارشناسان سازمان ملل از جمهوری اسلامی خواستهاند به سرکوب پس از آتشبس پایان دهد و هشدار دادهاند: «نباید از شرایط پس از جنگ بهعنوان فرصتی برای خاموش کردن صدای مخالفان و افزایش سرکوب استفاده شود.»
در یک سال گذشته، پس از رویدادهایی چون انفجار در بندر رجایی، جنگ ۱۲ روزه و فعال شدن مکانیسم ماشه علیه جمهوری اسلامی، روزنامهنگاران زیادی به دلیل انتشار محتوا در شبکههای اجتماعی مورد بازخواست نهادهای مختلف امنیتی، بهویژه وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه پاسداران قرار گرفتند.
یکم آبان، روزنامه هممیهن از احضار چند نفر از روزنامهنگاران خود به سازمان اطلاعات سپاه خبر داد. این روزنامه پس از پایان جنگ ۱۲ روزه گزارش داد حدود ۱۵۰ روزنامهنگار شغل خود را از دست دادهاند.
دادستان تهران اوایل مهر علیه مدیر مسئول و عوامل تهیه یک گزارش درباره افزایش شمار نوزادانی که با اختلالهای کروموزومی متولد میشوند، اعلام جرم کرد.
وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، پس از انتشار این گزارش با تاکید بر اهمیت قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت که امکان غربالگری برای زنان باردار را محدود کرده است، آمار منتشر شده در گزارش روزنامه شرق را خلاف واقع خواند.
روز گذشته (۱۷ آذر) نیز، در پی انتشار صحبتهای اسماعیل کهرم، بومشناس و فعال محیط زیست، درباره اثر مازوتسوزی بر آلودگی هوا، علیه کهرم و مدیر مسئول سایت جماران، اعلام جرم شد.
کهرم در بخشهایی از صحبتهایش، هزینه ساخت موشک را با هزینههای مورد نیاز برای حفاظت از محیط زیست قیاس کرده و گفته بود اگر سلامت مردم برای مسئولان مهم باشد، میتوان با پول ۱۰ موشک، مازوتها را استاندارد کرد.
اژدر پیری سارمانلو، روزنامهنگار و سردبیر نشریه بینالمللی پژوهش، رضا ولیزاده، خبرنگار سابق رادیو فردا و مصطفی نعمتی، روزنامهنگار اهل آبدانان، از جمله روزنامهنگاران زندانی در ایران هستند.
انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران ۱۲ آبان با انتشار بیانیهای نسبت به موج تازه برخورد با رسانهها هشدار داد و وضعیت را «نگرانکننده» خواند.
جیم ریش، رییس کمیته روابط خارجی سنا، و جین شاهین، عضو ارشد دموکرات در این کمیته، در بیانیهای به مناسبت نخستین سالگرد سقوط بشار اسد، بار دیگر از دولت سوریه خواستند تا کشور خود را از نفوذ روسیه و جمهوری اسلامی آزاد کند.
در این بیانیه آمده است مردم سوریه به بیش از پنج دهه حکومت اقتدارگرایانه و سرکوبگر پایان دادند. قدرت و تابآوری مردم سوریه در برابر سرکوب اسد ــ در کنار تحریمهای آمریکا، کاهش توان روسیه برای حمایت از اسد و مخالفت مشترک اسرائیل با نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی ــ شرایط لازم را برای فروپاشی رژیم و آیندهای بهتر برای مردم سوریه فراهم کرد.
سناتورهای ارشد سنا افزودند دولت موقت سوریه تعهد جدی خود را نسبت به نیازهای مشترک ضدتروریسم نشان داده و برای نخستین بار در دهههای اخیر وارد گفتوگوی مستقیم با طرفهای اسرائیلی شده است؛ موضوعی که تا یک سال پیش غیرقابل تصور بود.
در بخشی از این بیانیه آمده است: «ما همچنان دولت سوریه را تشویق میکنیم که کشور را از نفوذ روسیه و جمهوری اسلامی آزاد کند، انبارهای مواد مخدر و سلاحهای شیمیایی را نابود سازد و برای یافتن آمریکاییهای ناپدیدشده، از جمله آستین تایس، همکاری کند.»
فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا، جمعه ۱۴ آذر اعلام کرد ایالات متحده و شرکای منطقهای آن «در خلع سلاح حزبالله و حفظ صلح و ثبات در خاورمیانه منافع مشترک دارند».
مقامهای سوری پنجشنبه ۱۳ آذر اعلام کردند یک فرد را که قصد انتقال صدها مین به حزبالله داشت، کشتهاند و چهار نفر دیگر را نیز بازداشت کردهاند.
دمشق گفت این افراد در حال تلاش برای عبور دادن محموله از طریق خاک سوریه بودند.
پس از سقوط حکومت اسد، جمهوری اسلامی بزرگترین متحد خود در منطقه را از دست داد و اکنون با دشواریهای فراوانی در رساندن کمکهای تسلیحاتی و مالی به حزبالله، اصلیترین گروه نیابتی خود، مواجهه است.
پایگاه خبری ژاپنتایمز، دوشنبه ۱۷ آذر و در نخستین سالگرد سرنگونی حکومت بشار اسد بهنقل از منابع آگاه گزارش داد در حالی که شهرهای سوریه در یورش برقآسای نیروهای مخالف بشار اسد در آذر ۱۴۰۳ سقوط میکردند، نظامیان و دیپلماتهای جمهوری اسلامی که سالها ستون اصلی بقای اسد بودند، پیش از فروپاشی نهایی حکومتش او را تنها گذاشتند.
ژاپنتایمز نوشت «عقبنشینی شتابزده» عوامل حکومت ایران در حالی رخ داد که از آغاز جنگ داخلی سوریه در سال ۲۰۱۱، جمهوری اسلامی از مهمترین حامیان دمشق به شمار میرفت و با اعزام اعضای سپاه پاسداران و نیروهای همپیمان منطقهای، حیات سیاسی اسد را حفظ کرده بود.
بر اساس این گزارش، جمهوری اسلامی و گروههای متحدش، بهویژه حزبالله لبنان و نیروهای عراقی و افغانستانی، نقاط حساس دمشق، حلب و مرزهای لبنان و عراق را در کنترل داشتند.
افسران سوری در سالهای جنگ عملا تحت فرماندهی سپاه پاسداران فعالیت میکردند و با تضعیف موقعیت اسد، نفوذ سپاه رو به افزایش گذاشته بود. اما با پیشروی سریع نیروهای مخالف اسد به سمت پایتخت، این ساختار ناگهان فرو ریخت.
یکی از اعضای کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، سطح آلایندگی هوا در کلانشهرهای کشور را نگرانکننده خواند و گفت آثار این آلودگیها، سلامت عمومی جامعه را با چالشهای جدیدی مواجه کرده است.
حسن حسن نتاج صلحدار، دوشنبه ۱۷ آذر در گفتوگو با خبرگزاری خانه ملت، وابسته به مجلس شورای اسلامی، گفت گزارشهای ارائه شده از سوی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، وضعیتی را که آلودگی هوا در سالهای اخیر ایجاد کرده، «بسیار هولناک» ارزیابی کردهاند.
او اضافه کرد: «افزایش بروز سرطانهای مرتبط با آلایندگی در شهرهای بزرگ، نگرانیهای جدی برای نظام سلامت ایجاد کرده است.»
این نماینده مجلس، «قانون هوای پاک» را ابزار نجات کشور دانست و افزود: «در شرایطی که جلسات متعددی با هدف کنترل آلودگی هوا برگزار شده، خروجی مورد انتظار از این جلسات حاصل نشده و نتیجه ملموسی مشاهده نمیشود؛ موضوعی که میتوان آن را ضعف مشترک در عملکرد دولت و مجلس دانست.»
این اظهارات در شرایطی مطرح شد که طی هفتههای اخیر، آلودگی هوا در شهرهای مختلف ایران تشدید شده و افزایش غلظت آلایندهها، کیفیت هوا را در برخی کلانشهرها به وضعیت ناسالم و در برخی مناطق به شرایط قرمز رسانده است.
در همین زمینه، عباس شاهسونی، عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی بهشتی، چهارم آذر با اشاره به افزایش سال به سال روزهای آلوده و همچنین مرگهای منتسب به آلودگی هوا، اعلام کرد این آلودگی جزو پنج علت اصلی مرگ در کشور است.
صلحدار در بخش دیگری از صحبتهای خود در ۱۷ آذر گفت: «بیتفاوتی برخی دستگاهها سلامت مردم را هدف قرار داده و تداوم روند فعلی میتواند پیامدهای سنگینی برای سلامت شهروندان و آینده کشور داشته باشد.»
او ادامه داد: «با وجود هشدارهای مکرر، اقداماتی که تاکنون باید در حوزه مدیریت آلودگی هوا انجام میشد، بهطور کامل محقق نشده است؛ بهویژه دبیرخانه قانون هوای پاک که مسئولیت راهبری این حوزه را بر عهده دارد.»
همزمان، بابک قبادی، سرپرست مرکز مدیریت بیماریهای واگیر وزارت بهداشت، درباره اثر همافزایی آلودگی هوا و شیوع ویروس هشدار داد و گفت آلودگی هوا با ایجاد التهاب ریه خطر ابتلا به آنفلوانزا را افزایش داده است.
او همچنین اعلام کرد مرگومیر سویه جدید در افراد دارای بیماریهای زمینهای بالاست.
۱۸ آبان نیز علیرضا رئیسی، معاون بهداشت وزارت بهداشت، اعلام کرد در سال ۱۴۰۳ حدود ۵۸ هزار و ۹۷۵ نفر در کشور بر اثر آلودگی هوا جان خود را از دست دادند.
او افزود: «این آمار معادل فوت ۱۶۱ شهروند در روز و حدود هفت شهروند در هر ساعت است.»
رئیسی اضافه کرد: «بخش عمده این فوتها ناشی از بیماریهای قلبی، ریوی، سرطان ریه و سکته مغزی بوده و لزوم اقدام فوری برای کاهش آلودگی هوا بیش از پیش احساس میشود.»
این هشدارها نشان میدهد که آلودگی هوا به تهدیدی مستقیم برای سلامت عمومی و آینده نظام درمان کشور تبدیل شده است. تهدیدی که مخاطبان ایراناینترنشنال آن را نه یک رخداد طبیعی، بلکه پیامد ساختاری سیاستگذاریهای جمهوری اسلامی توصیف میکنند.