مرگ یک زندانی در کرمانشاه به دلیل تاخیر در رسیدگی پزشکی

رسانههای حقوق بشری، گزارش دادند که تعلل مقامهای زندان دیزلآباد کرمانشاه در رسیدگی پزشکی و فرستادن یک زندانی غیرسیاسی به نام نادر جامه شورانی به بیمارستان، سبب مرگ او در زندان شد.

رسانههای حقوق بشری، گزارش دادند که تعلل مقامهای زندان دیزلآباد کرمانشاه در رسیدگی پزشکی و فرستادن یک زندانی غیرسیاسی به نام نادر جامه شورانی به بیمارستان، سبب مرگ او در زندان شد.
این زندانی، شنبه هشتم آذر به دلیل سکته قلبی در زندان دیزلآباد کرمانشاه جان خود را از دست داد.
به گزارش هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، جامه شورانی «مدتها بود که از بیماری قلبی رنج میبرد.»
شبکه حقوق بشر کردستان نیز با انتشار تصویری از اعلامیه مرگ و خاکسپاری این نادر (شیردل) جامه شورانی، زندانی اهل کرمانشاه، نوشت که خانواده او ادعای مسئولان زندان مبنی بر مرگ این زندانی بر اثر سکته را رد کردند و این مرگ را «مشکوک» خواندند.
به نوشته این رسانه، خانواده این زندانی روز شنبه ۸ آذر ۱۴۰۴ به پزشکی قانونی کرمانشاه فراخوانده شده و به آنها اعلام شده که فرزندشان بر اثر سکته در زندان جان باخته است. آنها تاکید کردند که فرزندشان سابقه بیماری قلبی نداشته است.
آنها همچنین از درگیری این قربانی با نیروهای گارد زندان در سالهای گذشته خبر دادند و اعلام کردند که او بارها از سوی گارد زندان شکنجه و حتی چند بار بر اثر شکنجهها بستری شده بود.
به گزارش شبکه حقوق بشر کردستان، جامه شورانی حدود ۲۰ سال پیش به اتهام سرقت از یک طلافروشی در شهر سنندج بازداشت و به حبس طولانیمدت محکوم شد.
نقض قوانین بینالمللی و حقوق زندانیان
بر اساس اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، محرومیت زندانی از مراقبتهای پزشکی مناسب، نقض این میثاقنامهها و حقوق اساسی زندانی است. همچنین مطابق قواعد سازمان ملل برای رفتار با زندانیان، ارائه نکردن رسیدگی پزشکی فوری و مناسب، مغایر با استانداردهای بینالمللی و مقررات سازمان ملل در مورد سلامت زندانیان است.
خانواده این زندانی تاکید کردهاند که سکته او در حالی که در تحت اختیار مقامهای زندان بود، نتیجه «بیتوجهی آشکار» بوده است.
پیشتر گزارشهایی از مرگ سه زن به نامهای سودابه اسدی، جمیله عزیزی، و سمیه رشیدی در فاصله ۲۵ شهریور تا ۳ مهر ۱۴۰۴ به دلیل محرومیت از دریافت خدمات درمانی در زندان قرچک منتشر شده بود.
گروهی از زنان زندانی سیاسی در زندان قرچک ورامین سوم مهر در اعتراض به مرگ سمیه رشیدی، زندانی سیاسی که بهدلیل ماهها محرومیت از درمان در زندان و تعلل در اعزام به بیمارستان جان باخت، در حیاط زندان تحصن کردند و شعارهای ضدحکومتی سردادند.
در سال های گذشته مرگ زندانیان در زندانهای ایران به دلیل خودداری مسئولان زندان از ارائه خدمات پزشکی لازم، بارها خبرساز شده بود.
سازمان عفو بینالملل سه سال پیش با ارائه گزارشی تحقیقی هشدار داد مقامهای جمهوری اسلامی با ممانعت عامدانه از دسترسی زندانیان بیمار به مراقبتهای حیاتی در حال ارتکاب نقض تکاندهنده حق حیات هستند.
در این گزارش، جزییات مرگ ۹۶ نفر در زندانهای ایران طی دوازده سال اخیر بررسی شد بود.
این گزارش که با عنوان «در اتاق انتظار مرگ: مرگهای در پی محرومیت از مراقبتهای پزشکی در زندانهای ایران» منتشر شد، تاکید داشت که تعداد واقعی این گونه مرگها در زندانهای ایران «احتمالا بسیار بیشتر است».
این گزارش همچنین با ارائه مستنداتی هشدار میداد که مقامات زندانها با ممانعت از اعزام، یا تاخیر در انتقال اورژانسی زندانیان به بیمارستان، در مرگ آنها نقش دارند یا مسبب اصلی این مرگها هستند.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
مردم چه میگویند؟
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.