موسسه یهودی امنیت ملی آمریکا: اقدام اسرائیل علیه جمهوری اسلامی «شاهکار عملیاتی» بود
پنج ماه پس از جنگ ۱۲ روزه، موسسه یهودی امنیت ملی آمریکا در گزارشی به بررسی عملیات ارتش اسرائیل در خاک ایران موسوم به «عملیات طلوع شیران» پرداخت و ضمن ارائه جزییات جدید، آن را «شاهکار عملیاتی» خواند.
گزارش این موسسه مستقر در واشینگتن به قلم یک هیات از فرماندهان بلندپایه پیشین ارتش ایالات متحده نوشته شده که تابستان به اسرائیل سفر کردند و در آنجا به ارزیابی عملیات طلوع شیران پرداختند.
ژنرال چارلز والد، معاون پیشین فرماندهی اروپای ارتش آمریکا، سپهبد رابرت اشلی، مدیر پیشین آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا، و دریابد مارک فاکس، معاون پیشین فرماندهی مرکزی آمریکا، در این هیات حضور داشتند.
والد، چهارشنبه پنجم آذر در یک نشست خبری درباره این گزارش گفت: «ما با این باور از اسرائیل بازگشتیم که در عملیات طلوع شیران، اسرائیل قابلیتهای اطلاعاتی و نظامیای از خود نشان داد که از هر یک از متحدان آمریکا در جهان فراتر میرود.»
او افزود که این عملیات صرفا برتری عملیاتی نبود و «اسرائیل به دستاوردهای راهبردی بزرگی دست یافت که نهتنها منافع خودش، بلکه منافع ملی آمریکا را نیز پیش برد».
گزارش موسسه یهودی امنیت ملی آمریکا، تاکید میکند عملیات اسرائیل یک تهدید موجودیتی علیه این کشور را با آسیب زدن شدید به برنامههای هستهای و موشکی ایران از میان برداشت.
بر اساس این گزارش، روند اجرای این عملیات از «۳۰ سال پیش» در جریان و در حال آمادهسازی بوده است؛ از همان زمانی که جمهوری اسلامی در سه محور اصلی برنامه هستهای، توان موشکهای بالستیک و شبکه نیابتی خود، در مسیر اقدام برای «نابودی اسرائیل» قدم برداشت.
چشمگیرترین عملیات نظامی
ژنرال والد درباره عملیات طلوع شیران گفت: «این عملیات احتمالا چشمگیرترین عملیات نظامی است که تاکنون دیدهام یا در آن حضور داشتهام.»
بر اساس گزارش موسسه یهودی امنیت ملی آمریکا، عملیات طلوع شیران در حمله «قطعسر» در مرحله اولیه خود حدود ۳۰ تن از رهبران ارشد نیروهای نظامی، فرماندهان سپاه پاسداران و عوامل هستهای جمهوری اسلامی را از میان برد و باعث ایجاد «آشفتگی جدی در فرماندهی و کنترل رژیم» شد.
حسین سلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران، محمد باقری، رییس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی و امیرعلی حاجیزاده، فرمانده هوافضای سپاه پاسداران، جزو کشتهشدگان حمله آغازین اسرائیل بودند.
این موسسه تاکید کرد که «حلقه آتش» سپاه پاسداران، یعنی شبکه نیروهای مسلح نیابتی تحت رهبری حزبالله و حماس پیش از عملیات اسرائیل علیه جمهوری اسلامی بهشدت تضعیف شده بود و این ضعف موجب جلوگیری از یک پاسخ هماهنگ در دفاع از جمهوری اسلامی شد.
«نقش حیاتی» اف-۳۵ها و دلایل عملیات
این ارزیابی همچنین به «نقش حیاتی» جنگندههای اف-۳۵ اسرائیل اشاره دارد که به نوشته موسسه یهودی امنیت ملی آمریکا، خلبانان اسرائیلی آنها را «برای نخستین بار در یک ماموریت حمله عمیق» در «حالت وحشی» بهکار بردند.
سپهبد اشلی در این زمینه گفت: «اف-۳۵ برای [اسرائیلیها] غیرقابل جایگزین شد. آنها هیچ عملیاتی را بدون استفاده از اف-۳۵ انجام نمیدهند، از جمله حملات در آینده.»
دلایل حمله
یکی از نکات مهم گزارش موسسه یهودی امنیت ملی آمریکا، ذکر دلایلی است که اسرائیل را مجاب به انجام عملیات خود کرد.
طبق این گزارش، تصمیم به حمله بر اساس اطلاعاتی اتخاذ شد که نشان میداد جمهوری اسلامی در حال آمادهسازی یک حمله پیشدستانه گسترده است.
در این گزارش آمده است: «اطلاعات اسرائیل نشان داد که مقامات ایرانی، در حال بحث درباره شلیک ۷۰۰ تا هزار موشک بالستیک در یک حمله پیشدستانه علیه اسرائیل بودند. نگرانی واقعی وجود داشت که صدها موشک ممکن است بر پایگاههای اسرائیل فرود آیند، باندها را خراب کنند، جنگندهها را نابود کنند و عملا نیروی هوایی اسرائیل را از کار بیندازند.»
این اطلاعات اسرائیل، همراه با نشانههای هشداردهندهای بود مبنی بر این که جمهوری اسلامی در حال تسریع پژوهش درباره سلاح هستهای است و بهسمت یک برنامه «قابل آزمایش و قابل بهکارگیری» حرکت میکند.
بسیاری از کارشناسان و سیاستمداران پیش از جنگ ۱۲ روزه هشدار داده بودند تهران به اندازه کافی اورانیوم با غنای ۶۰ درصد در اختیار دارد که برای ساخت دستکم ۱۰ بمب هستهای کافی باشد.
این شرایط موجب شد که به نوشته موسسه یهودی امنیت ملی آمریکا، اسرائیل برنامه اولیه خود را برای «یک حمله محدود جراحیگونه» رها و یک «کارزار جامع» را انتخاب کند.
فرمانده یگان حفاظت سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری ایران اعلام کرد آتشسوزی اخیر در جنگلهای الیت در بخش مرزنآباد شهرستان چالوس در غرب استان مازندران حدود ۱۰ هکتار از اراضی جنگلی را نابود کرد.
مجید زکریایی، در حاشیه نشست پنجشنبه ششم آذر مجموعه مدیریت بحران استان مازندران در چالوس گفت جنگلهای الیت در ماه جاری دو بار در ۱۰ و ۲۴ آبان دچار آتشسوزی شد.
او توضیح داد حریق اول طی چهار روز مهار شد اما حریق دوم بهدلیل شرایط محیطی محل وقوع آتشسوزی شامل شیب بالای ۸۰ درصد، فقدان بارندگی، وزش باد گرم و رطوبت کمتر از ۳۰ درصد، وجود لاشبرگهای خشک، وجود درختان خشک و افتاده و مسیرهای دسترسی محدود برای انتقال نیرو و تجهیزات، زمانبر شد.
آتشسوزی گسترده در جنگل الیت مازندران بیش از سه هفته ادامه داشت و ناتوانی مقامهای جمهوری اسلامی در مهار آن، موجی از انتقادها را به دنبال داشت.
با وجود اعلام رسمی نابودی ۱۰ هکتاری، شماری از ساکنان منطقه و کاربران شبکههای اجتماعی با استناد به تصاویر میدانی و گستردگی حریق، رقم اعلامشده را کمتر از ابعاد واقعی آتشسوزی میدانند.
حسین ساجدینیا، رییس ستاد مدیریت بحران در ایران، سوم آذر از «پایان موفقیتآمیز» عملیات اطفای آتشسوزی جنگلهای الیت خبر داد و گفت ترکیه با اعزام دو فروند هواپیمای آبپاش و یک بالگرد، آمادگی خود را برای کمک اعلام کرد.
همزمان ادارهکل حفاظت محیط زیست گیلان با هشدار نسبت به افزایش خطر آتشسوزی در جنگلها و مراتع، از مردم خواست با توجه به شرایط جوی و احتمال بالای گسترش حریق در عرصههای طبیعی، از ایجاد هرگونه آتش در جنگلها و مراتع اکیدا خودداری کنند.
آتشسوزی در جنگلهای ایران پدیدهای مسبوق به سابقه است و در گذشته نیز بهدلیل نبود اعتبار، تجهیزات و نیروهای متخصص و همچنین ناهماهنگی میان دستگاههای مختلف جمهوری اسلامی، مهار آن با دشواریهای جدی همراه بوده است.
بحران آتشسوزی تنها به جنگلهای الیت محدود نمانده است. ذکریایی، پنجم آذر اعلام کرد در هشتماهه نخست سال ۱۴۰۴، دو هزار و ۳۱۰ فقره آتشسوزی در عرصههای ملی، جنگلی و مرتعی کشور رخ داده و در مجموع حدود ۴۵ هزار و ۸۰۹ هکتار از این اراضی در اثر آتشسوزی آسیب دیده است.
این مقام سازمان منابع طبیعی ضمن مقایسه آمارها با بازه زمانی مشابه در سال گذشته گفت شمار حریقها ۱۲ درصد افزایش و وسعت مناطق آسیبدیده حدود دو درصد کاهش یافته است.
جنگلهای الیت در حوزه ادارهکل منابع طبیعی مازندران-نوشهر قرار دارد؛ حوزهای با بیش از ۶۶۰ هزار هکتار جنگل، مرتع و ساحل که ۲۸ درصد از مساحت استان مازندران را در بر میگیرد.
ارتفاعات چالوس در محدوده روستای الیت یکی از عرصههای حساس جنگلهای هیرکانی و بخشی از میراث جهانی یونسکو است. جنگلهایی که بهعنوان یکی از قدیمیترین جنگلهای جهان شناخته میشوند.
تکرار آتشسوزیها و ناتوانی دستگاههای مسئول در پیشگیری و مهار بهموقع حریق، نگرانیهای گستردهای درباره آینده منابع طبیعی کشور برانگیخته است. نگرانیای که در واکنشهای شهروندان و فعالان محیط زیست بازتاب یافته و فشار برای پاسخگو کردن و اصلاح مدیریت بحران را افزایش داده است.
اورشلیمپست گزارش داد ارتش اسرائیل مقررات جدیدی برای استفاده از تلفن همراه در میان افسران ارشد وضع میکند که بر اساس آن، استفاده از گوشیهای اندرویدی در خطوط سازمانی ممنوع خواهد بود.
بر اساس این گزارش، از این پس در ارتش اسرائیل، از رتبه سرهنگ دوم به بالا، تنها گوشیهای آیفون برای ارتباطات رسمی مجاز خواهند بود.
هدف این اقدام، «کاهش خطر نفوذ و تقویت امنیت دستگاههای مورد استفاده فرماندهان» اعلام شده است.
در ماههای اخیر، گزارشهای مختلفی از تلاش جمهوری اسلامی و هکرهای وابسته به آن برای نفوذ در دستگاههای نظامی و امنیتی اسرائیل منتشر شده است.
به عنوان نمونه، اول آذر، شبکه کان اسرائیل گزارش داد گروه هکری «حنظله»، وابسته به جمهوری اسلامی، اطلاعات شخصی ۱۰ نفر از کسانی را منتشر کرد که گفته میشود «مهندسان و کارکنان ارشد صنایع دفاعی اسرائیل» هستند.
یک ماه قبل از آن و در ۳۰ مهر، آژانس ملی فضای سایبری اسرائیل از شناسایی موجی از حملات سایبری علیه شرکتهای اسرائیلی فعال در حوزه خدمات فناوری اطلاعات خبر داد و اعلام کرد احتمال میرود این حملات با جمهوری اسلامی در ارتباط باشد.
بیشتر این حملات موجب اختلال عملیاتی نشدند اما در برخی موارد نشت داده رخ داده است.
تلاش برای سادهتر شدن کنترلهای امنیتی
طبق گزارش رادیو ارتش، یکسانسازی سیستمعاملها در سطوح فرماندهی به سادهتر شدن کنترلهای امنیتی و بهروزرسانیها کمک میکند.
هنوز جزییاتی درباره زمان اجرای سیاست جدید ارتش اسرائیل درباره گوشیهای افسران خود یا استثناهای احتمالی اعلام نشده و مشخص نیست آیا این دستور شامل تلفنهای شخصی مورد استفاده در امور کاری نیز خواهد شد یا نه.
مقامهای امنیتی اسرائیل مدتهاست هشدار میدهند که نیروهای متخاصم از شبکههای اجتماعی و پیامرسانها برای نفوذ به تلفنهای نیروهای ارتش و ردیابی تحرکات نظامی استفاده میکنند.
پیشتر اعلام شده بود که حماس از طریق واتساپ تلاش کرده تا از نیروهای مستقر در مرز غزه اطلاعات جمعآوری کند.
اطلاعات نظامی اسرائیل همچنین چندین عملیات موسوم به «ترفند عاطفی» را شناسایی کرده است؛ اقداماتی که طی آن «عوامل دشمن» با هویتهای جعلی در شبکههای اجتماعی، نیروهای ارتش را به نصب بدافزار ترغیب میکردند تا به اطلاعات تماس، تصاویر و دادههای موقعیت لحظهای دسترسی یابند.
به نوشته اورشلیمپست، این تصمیم جدید در ادامه تلاشهای ارتش برای تقویت «انضباط دیجیتال» اتخاذ شده است.
ارتش اسرائیل در سالهای اخیر تمرینها و سناریوهایی مشابه روشهای منتسب به حزبالله اجرا کرده تا آگاهی نیروهایش را درباره ابزارهای مهندسی اجتماعی بالا ببرد.
تهران و چند کلانشهر ایران، پنجشنبه یکی از آلودهترین روزهای سال را تجربه کردند؛ شاخص آلودگی در برخی ایستگاههای تهران از مرز «بسیار ناسالم» عبور کرد و همزمان مشهد، اصفهان، ارومیه، تبریز، قم و شهرهای خوزستان نیز در وضعیت قرمز یا نارنجی قرار گرفتند.
مطابق دادههای سامانه پایش کیفی هوای کشور، کیفیت هوا در بسیاری از مناطق تهران پنجشنبه ششم آذر در محدوده ناسالم و حتی بسیار ناسالم قرار گرفت.
ایستگاه قرچک با شاخص ۲۱۹ و میدان فتح منطقه ۹ پایتخت با شاخص ۲۱۳ در وضعیت «بسیار ناسالم برای عموم» قرار گرفتند.
همچنین در سایر نقاط تهران، شاخص آلودگی هوا در محدوده «ناسالم برای عموم» گزارش شد.
شاخص کیفیت هوا پنج دسته اصلی دارد که بر اساس آن، از عدد صفر تا ۵۰، هوای پاک، از ۵۰ تا ۱۰۰، هوای سالم، بین ۱۰۰ تا ۱۵۰، هوای ناسالم برای گروههای حساس، از ۱۵۱ تا ۲۰۰، هوای ناسالم (برای همه)، از ۲۰۱ تا ۳۰۰ بسیار ناسالم و از ۳۰۱ تا ۵۰۰، شرایط کیفی هوا خطرناک محسوب میشود.
با وجود تشکیل جلسههای مدیریت بحران، اقدامات اتخاذ شده تنها به تعطیلی مدارس و دانشگاهها محدود شده است.
حسین صادقی، مدیرکل روابط عمومی و مرکز اطلاعرسانی وزارت آموزش و پرورش گفت که اگر شرایط فعلی و افزایش غلظت آلایندههای جوی ادامه پیدا کند و تعطیلی مدارس ضروری باشد، «مدرسه تلویزیونی جایگزین روشهای آموزش مجازی» خواهد شد.
او پنجشنبه درباره احتمال ادامهدار شدن تعطیلی بهدلیل آلودگی هوا و همچنین موضوع کندی اینترنت برای استفاده دانشآموزان از آموزشهای مجازی (شبکه شاد) گفت: «سیاست اصلی وزارت آموزش و پرورش و شخص وزیر، برگزاری حضوری کلاسهای درس است و کارشناسان و مسئولان این وزراتخانه هم باور دارند که این روش آموزشی اثربخشی زیادی را برای دانشآموزان به همراه دارد.»
آلودگی هوا در استانهای مختلف
در مشهد کیفیت هوا با ثبت شاخص ۱۶۰ در محدوده «ناسالم برای همه گروهها» قرار گرفت.
شاخص آلودگی هوا در ۲۴ ساعت گذشته در این شهر نیز ۱۵۳ ثبت شد که نشان میدهد این کلانشهر طی دو روز اخیر در شرایط قرمز قرار داشته است.
مناطق صدف، امامیه و چمن در محدوده نارنجی قرار دارند اما سایر نقاط مشهد وضعیت قرمز را تجربه میکنند.
در اصفهان، میانگین شاخص هوا تا ساعت هشت صبح پنجشنبه به ۱۵۹ رسید. ایستگاههای ۲۵ آبان، خیابان پروین، دانشگاه صنعتی، رهنان، زینبیه، سپاهانشهر، فرشادی، فیض، میرزا طاهر، هزار جریب و کاوه، شاخصهایی بین ۱۶۰ تا ۱۸۸ را ثبت کردهاند.
همچنین قهجاورستان با شاخص ۲۹۷ یکی از آلودهترین نقاط ایران شد و وضعیت «بسیار خطرناک» را تجربه کرد.
در ارومیه هم شرایط بحرانی است و شاخص ۲۵۰ که صبح پنجشنبه ثبت شد، هوای این شهر را برای سومین روز متوالی در وضعیت «بسیار ناسالم» قرار داد.
در تبریز، کیفیت هوا در وضعیت ناسالم قرار گرفت و شاخص آلودگی هوا در این کلانشهر با عدد ۱۵۹ در محدوده قرمز ثبت شد.
اداره هواشناسی آذربایجان شرقی اعلام کرده است روند افزایشی آلودگی در تبریز تا یکشنبه ادامه خواهد داشت.
علیرضا رئیسی، معاون بهداشت وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، در واکنش به آلودگی هوا در ایران گفت: «خودروهای فرسوده در آلودگی هوا نقش زیادی دارند اما خودروهای ملی هم چندان خوب نیستند. کاش به طور کلی خودروسازها بساطشان را جمع میکردند. اکنون قطعات را از چین وارد میکنند و ای کاش همان خودروهای برقی را وارد میکردند.»
او افزود: «اکنون نه تنها مشکل ما خودروهای فرسوده است، بلکه خودروهای نو هم با مصرف سوخت بسیار بالا مشکل ایجاد میکند.»
این مقام وزارت بهداشت تاکید کرد: «باید از مردم بهخاطر عملکرد و اینکه این بلاها را سرشان میآوریم، عذرخواهی کنیم. وضعیت آلودگی هوا بهگونهای است که دیگر نیاز به اندازهگیری و محاسبه ندارد؛ بهجای اینکه بگوییم کارمان را خوب انجام دادهایم، باید بگوییم مردم، شرمنده هستیم.»
آلودگی گسترده هوا در تهران و چندین شهر بزرگ کشور بر نگرانیها نسبت به اثرات بلندمدت سلامت عمومی افزوده است و کارشناسان تاکید میکنند بدون تغییرات اساسی در مدیریت منابع آلاینده، چنین روزهایی دوباره و دوباره تکرار خواهند شد.
اسناد تازه منتشرشده نشان میدهد دولت آمریکا به دیپلماتهای خود در اروپا، کانادا، استرالیا و نیوزیلند، دستور داده است فشار بر دولتهای میزبان را برای محدودسازی مهاجرت افزایش دهند و موارد «حمایت بیش از حد» از مهاجران را به واشینگتن گزارش کنند.
روزنامه نیویورکتایمز پنجشنبه ششم آذر اعلام کرد متن این دستورالعمل را که ۲۱ نوامبر (شش روز قبل) در یک تلگراف دیپلماتیک از سوی مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، صادر شده، دیده است.
طبق این دستور، سفارتخانههای آمریکا موظف شدهاند «بهطور منظم نگرانیهای ایالات متحده درباره جرایم خشونتآمیز مرتبط با افراد دارای پیشینه مهاجرتی» را با دولتهای میزبان مطرح و بررسی کنند که آیا سیاستها در این کشورها «بیش از حد به نفع مهاجران و علیه جمعیت محلی» تعریف شده است یا خیر.
خبرگزاری رویترز سوم مهر گزارش داد که مقامات ارشد دولت آمریکا در نشستی در حاشیه گردهمایی سالانه سازمان ملل متحد از دیگر کشورها خواستند به یک کارزار جهانی با هدف محدود کردن قوانین مربوط به پناهندگی و لغو برخی رویههای کنونی بپردازند.
در سند مشاهده شده از سوی نیویورکتایمز آمده است که دیپلماتها باید گزارشهایی درباره جرایم مرتبط با مهاجران و نحوه برخورد دولتهای میزبان با این موضوع برای وزارت خارجه ارسال کنند.
همچنین تاکید شده است که این موارد «عوامل گسترده بر هم زننده نظم اجتماعی و امنیت عمومی» هستند.
بر اساس متن تلگراف، هدف نهایی این فشار دیپلماتیک، «جلب حمایت دولتهای میزبان و بازیگران کلیدی برای اصلاح سیاستهای مرتبط با جرم مهاجران، دفاع از حاکمیت ملی و تضمین امنیت جوامع محلی» عنوان شده است.
ترامپ: مهاجرت تهدیدی برای تمدن غرب است
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، همراه مشاوران و متحدانش بارها مهاجرت گسترده را «تهدیدی برای تمدن غرب» خوانده است.
او در سخنرانی اخیر خود در سازمان ملل نیز از «دستور کار مهاجرتطلب جهانی» انتقاد کرد.
جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، نیز پیشتر گفته بود: «نمیتوان آمریکا یا اروپا را با ورود میلیونها مهاجر غیرقانونی بازسازی کرد.»
روبیو که خود فرزند والدینی کوبایی است، در سالهای اخیر مواضع سختگیرانهتری درباره مهاجرت اتخاذ کرده و اکنون پیشبرنده سیاستهای تهاجمی دولت ترامپ در موضوع مهاجرت است.
وزارت خارجه آمریکا همزمان سیاست جدید دولت ترامپ برای کاهش شدید سهمیه پناهندگان را اجرا میکند.
طبق گزارش نیویورکتایمز، بخش زیادی از سهمیه هفت هزار و ۵۰۰ نفری امسال برای «آفریکانرهای سفیدپوست» در آفریقای جنوبی اختصاص یافته است؛ گروهی که طبق دادههای رسمی با «آزار سیستماتیک» مواجه نیستند.
وزارت خارجه آمریکا هفته گذشته در بیانیهای رسمی اعلام کرد: «مهاجرت گسترده تهدیدی وجودی برای تمدن غرب است و ثبات متحدان کلیدی آمریکا را تضعیف میکند.»
سفارتخانهها موظف به گزارشدهی درباره سیاستهای اروپا
سند مشاهده شده به سفارتخانههای آمریکا دستور میدهد تحلیل کنند که دولتهای اروپایی چگونه با موضوعات مهاجرت برخورد میکنند، چه سیاستهایی وضع کردهاند و آیا این سیاستها بهزعم دولت آمریکا «بیش از حد به نفع مهاجران» است یا نه.
در این دستورالعمل ۱۲ نکته کلیدی برای گفتوگو با دولتها مشخص شده و سه مورد نیز به طور خاص برای کشورهای اروپایی افزوده شده است.
یکی از این موارد میگوید: «ما دولت شما را تشویق میکنیم از شهروندان خود در برابر پیامدهای اجتماعی منفی مهاجرت گسترده، از جمله جابهجایی جمعیتی، تعرض جنسی و فروپاشی نظم عمومی، محافظت کند.»
مورد دیگری میگوید: «ما درباره تهدید گرایشهای افراطی اسلامی در میان برخی جوامع مهاجر هشدار میدهیم که موجب افزایش موارد یهودستیزی و ضدیت با مسیحیت در مناطق مهاجرنشین شده است.»
در سند هیچ دادهای برای تایید این روایتها وجود ندارد، اما گفته شده که «اطلاعات لازم موجود است».
بر اساس گزارش نیویورکتایمز، بخشهایی از این تلگراف شباهت زیادی به ادبیات احزاب راست افراطی در اروپا دارد که دولتهای اتحادیه اروپا را به «پنهانکاری درباره جرایم مهاجران» متهم میکنند.
دولت ترامپ به تازگی از دیپلماتهایش خواسته در گزارش سالانه حقوق بشر موارد «سانسور دولتهای اروپایی علیه سخنان راستگرایان» را نیز اضافه کنند.
یک مقام وزارت خارجه آمریکا گفت این تلگراف ابتدا برای کشورهایی ارسال شده که «تمدن غربی مشترک» با آمریکا دارند؛ از جمله کشورهای اروپایی، کانادا و اقیانوسیه.
به گفته او، دستورالعملهای مشابه بهزودی برای سفارتخانههای آمریکا در آمریکای لاتین و سایر مناطق نیز صادر خواهد شد.
این مقام افزود که ترامپ «مهاجرت نیروی کار با مهارت بالا» را همچنان مطلوب میداند اما تمرکز دولت او بر جلوگیری از مهاجرت انبوه و جمعی است.
ناصر مسعودی، خواننده پیشکسوت موسیقی گیلان پس از چند ماه بیماری در ۹۰ سالگی در بیمارستان آریای رشت درگذشت.
علی مسعودینیا، نویسنده، منتقد ادبی و فرزند این هنرمند شناخته شده موسیقی گیلان، پنجشنبه ششم آذر خبر درگذشت پدر خود را اعلام کرد.
از صیقلان رشت تا کلاس علیاکبرخان شهنازی
مسعودی ششم فروردین ۱۳۱۴ در محله صیقلان رشت به دنیا آمد. سالهای کودکی را در کوچههای رشت گذراند و اواخر دهه ۱۳۲۰ همراه خانواده به تهران مهاجرت کرد؛ جایی که در مکتب علیاکبرخان شهنازی، استاد برجسته تار و ردیفدان موسیقی ایران، آواز را بهطور جدی فرا گرفت.
او سال ۱۳۳۴ به گیلان بازگشت و فعالیت خود را در گروههای تئاتری آغاز کرد. سپس به رادیو گیلان پیوست و بهعنوان یکی از نخستین خوانندگان این شبکه در برنامههای موسیقی محلی به اجرا پرداخت و بهسرعت در میان مردم گیلان شناخته شد.
مسعودی در دهههای بعد با اجراهای فراموشنشدنی بسیاری شناخته شد و از نخستین هنرمندانی بود که بسیاری از ترانههای فولکلور گیلانی را از شکل شفاهی خارج و در قالب برنامههای رادیویی و ضبطهای رسمی حفظ و منتشر کرد.
او همچنین در سالهای حضور خود در برنامههای «گلها» در رادیو ایران، بیش از ۲۰۰ اثر در دستگاههای مختلف موسیقی ایرانی، ۱۵ برنامه در قالب «برگ سبز»، ۱۰ برنامه «شاخه گل» و بیش از ۲۵۰ ترانه محلی گیلکی را با همراهی ارکستر گلها و استادان دوران طلایی موسیقی ایران اجرا و ثبت کرد.
این آثار نقش مهمی در ماندگاری صدای او و معرفی موسیقی گیلان به مردم ایران داشتند.
این خواننده پیشکسوت، همچون بسیاری از هنرمندان فعال پیش از انقلاب، در سالهای نخست پس از ۱۳۵۷ با محدودیتهای جدی در فعالیت هنری روبهرو شد؛ اما در دهههای بعد و با باز شدن نسبی فضای موسیقی، بار دیگر به اجرای زنده در داخل و خارج از ایران پرداخت و آثار تازهای منتشر کرد.
آثار ماندگار و بازگشت دوباره به صحنه
از میان آثار پیش از انقلاب ۵۷ او میتوان به «بنفشهگول»، «دیوانهام»، «الله تیتی»، «نفرین بر مستی» و «مسافر» اشاره کرد و آلبومهای «قلندر»، «پرچین»، «کوراشیم» و آثاری دیگر از جمله کارهای او پس از انقلاب به شمار میروند.
ترانههای مسعودی مثل «گل پامچال» در حافظه جمعی ایرانیان ماندگار شد و صدای او را به بخشی از زندگی و خاطره موسیقایی مردم بدل کرد.
او پس از اجرای ترانه «میرزا کوچکخان» برای سریالی به همین نام در سال ۱۳۶۶، بار دیگر انتشار ترانههای گیلکی و فارسی خود را از سر گرفت؛ اجرایی که یاد و نام رهبر جنبش جنگل را زنده کرد و صدای او را دوباره به حافظه تاریخی گیلان پیوند داد.
مسعودی در سالهای بعد با برگزاری اجراهای صحنهای و تولید آثار تازه، همچنان فعال ماند و تا سالهای پایانی زندگی به معرفی و بازآفرینی موسیقی گیلانی وفادار بود.
حضور او در جشنوارههای موسیقی نواحی ایران و همکاری با آهنگسازان و ترانهسرایان گیلانی، نقش مهمی در حفظ و انتقال این میراث موسیقایی داشت.
او در ماههای اخیر به دلیل بیماری و کهولت سن بارها در بیمارستان بستری شد و سرانجام زندگیاش در شهری پایان یافت که با آن زیسته بود و برایش خوانده بود. مراسم تشییع و خاکسپاری او قرار است با اعلام خانواده و نهادهای فرهنگی در رشت برگزار شود.