• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

سکوت ساختاری: تحلیل سلامت روان مردان در سایه مردسالاری

صبا آلاله

روان‌تحلیل‌گر اجتماعی

۲۴ آبان ۱۴۰۴، ۱۴:۰۰ (‎+۰ گرینویچ)

ماه نوامبر به عنوان ماه سلامت روان مردان، فرصتی است برای توجه به بخش‌هایی از رنج مردانه که اغلب پنهان، نادیده گرفته یا تحقیر می‌شود. مردان، با وجود برخورداری ظاهری از قدرت و امتیازات اجتماعی، در معرض آسیب‌های جدی روانی قرار دارند.

آمارهای جهانی نشان می‌دهد نرخ خودکشی، اعتیاد و فرسودگی روانی در مردان به طور چشم‌گیری بالاتر است اما این آسیب‌ها کمتر شناخته شده و کمتر درمان می‌شوند.

در جامعه ما، این مسئله اهمیت ویژه‌ای دارد. مردان نه تنها با فشارهای اقتصادی و انتظارات فرهنگی سنگین روبه‌رو هستند، بلکه در ساختاری زندگی می‌کنند که مرد بودن را با سکوت هیجانی، تاب‌آوری بدون کمک و کنترل عاطفی برابر می‌داند.

در این ساختار، مرد به جای آزادی و اختیار واقعی، قدرتی ظاهری و وابسته به تایید دیگران دارد و هویت او نه بر اساس خود واقعی، بلکه بر اساس نقشی که باید اجرا کند تعریف می‌شود.

مردان از دوران کودکی می‌آموزند که آسیب‌پذیری، ترسیدن، درخواست کمک یا حتی گریه کردن، نه یک حق فردی، بلکه نشانه ضعف است.

قدرتی که مرد دریافت می‌کند، واقعی و مستقل نیست بلکه صرفا وظیفه‌ای است که باید اجرا شود.

این آموزش‌ها، سلامت روان مردان را به تدریج فرسوده می‌کند و هیجانات بنیادی را سرکوب کرده و غم و ترس را به خشم و سکوت تغییر می‌دهد. بنابراین، پرداختن به سلامت روان مردان تنها یک مسئله فردی یا رفتاری نیست بلکه یک موضوع ساختاری است.

رنج مردانه نه شخصی و پنهان، بلکه محصول سیستمی است که مرد را از جهان درونی خود جدا کرده و هویت او را بر اساس نقشی که باید اجرا کند، تعریف می‌کند.

در نتیجه، مرد در این نقش محصور باقی می‌ماند، فردیت و خودآگاهی‌اش فرسوده می‌شود و آسیب روانی او خاموش و نامرئی می‌ماند.

مردسالاری، فردیت و تقلیل هویت به نقش

در بسیاری از رویکردها، مردسالاری تنها به عنوان ساختاری که زنان را محدود و فرودست می‌کند مورد توجه قرار می‌گیرد. اما نگاه دقیق‌تر نشان می‌دهد این ساختار نه تنها زنان را محدود می‌کند، بلکه مردان را نیز در نقش‌هایی از پیش تعیین‌شده محصور می‌سازد.

مردسالاری به مرد قدرت می‌دهد اما این قدرت، درونی و مستقل نیست بلکه قدرتی بیرونی و وابسته به نقش و تایید اجتماعی است.

در چنین ساختاری، ارزش و هویت مرد بر پایه شناخت خود، تجربه احساسات یا رشد فردی نیست، بلکه بر اساس ایفای نقش‌هایی مانند نان‌آوری، کنترل هیجانات، تصمیم‌گیری قاطع و قدرت‌ورزی تعریف می‌شود.

به بیان دیگر، مرد در ساختار مردسالار، فرد نیست؛ نقش است. وقتی هویت به نقش تقلیل پیدا می‌کند، ارتباط فرد با جهان درونی خود تضعیف می‌شود. احساساتی مثل ترس، نیاز، وابستگی یا غم، نه تنها دیده و پذیرفته نمی‌شوند، بلکه نشانه ضعف و نقص مردانگی تلقی می‌گردند.

این احساسات سرکوب‌شده در روان باقی می‌مانند و به شکل‌های گوناگون بروز می‌کنند:

  • افسردگی پنهان: مرد ممکن است هر روز سر کار برود، مسئولیت‌ها را انجام دهد و عادی به نظر برسد اما در درون خسته و بی‌حس است. احساس بی‌معنایی، خستگی مزمن و فقدان لذت از زندگی، نشانه‌های این نوع افسردگی هستند.
  • پرخاشگری: وقتی مرد نمی‌تواند احساس واقعی‌اش را بیان کند، این احساسات به شکل عصبانیت، زودرنجی یا پرخاشگری بیرونی ظاهر می‌شوند. این رفتارها در واقع جایگزین ناکارآمد بیان هیجانی هستند.
  • انزوای عاطفی: عدم توانایی در گفت‌وگو و بیان نیازهای عاطفی باعث می‌شود روابط سطحی، وظیفه‌محور و خالی از صمیمیت شوند. مرد نمی‌تواند آسیب‌پذیری را تجربه کند و از این رو با خود و دیگران فاصله می‌گیرد.
  • خوددرمانی هیجانی: بسیاری از مردان برای سرکوب درد و هیجانات دشوار، به مصرف مواد، کار افراطی یا روابط آسیب‌زا روی می‌آورند؛ روابطی که به جای ایجاد حمایت و امنیت، تنش، ناپایداری عاطفی یا آسیب روانی به همراه دارند و اغلب برای سرکوب یا فرار از احساسات دشوار شکل می‌گیرند. این رفتارها در واقع تلاشی از سوی روان برای زنده ماندن بدون مواجهه با احساسات است.
100%

مردان و سه گانه فشار؛ اقتصادی، فرهنگی و عاطفی

سلامت روان مردان در جامعه، در بستر مجموعه‌ای از فشارهای ساختاری شکل می‌گیرد؛ فشارهایی که نه ناشی از ویژگی‌های فردی، بلکه نتیجه مستقیم نقش‌هایی هستند که ساختار مردسالار از مردان انتظار دارد.

این فشارها را می‌توان در سه سطح اصلی دسته‌بندی کرد:

  • فشار اقتصادی: هویت مرد به شکل مستقیم با توانایی او در تامین مالی گره خورده است. مرد ارزشمند کسی است که بتواند نان‌آور باشد و بار اقتصادی خانواده را بر دوش بکشد. در شرایط فعلی اقتصادی، با بیکاری، تورم و کاهش ثبات مالی، این نقش تبدیل به منبع مداوم اضطراب، شرم و فرسودگی روانی شده است. ناتوانی در تامین مالی، نه صرفا ناکامی اقتصادی، بلکه به عنوان شکست در مرد بودن تجربه می‌شود. پیوند میان هویت و درآمد یکی از آسیب‌زاترین مکانیزم‌های مردسالاری و عامل اصلی اضطراب مزمن مردان است.
  • فشار فرهنگی: فرهنگ عرفی و خانواده همچنان بر الگوهایی تاکید می‌کنند که مرد را موجودی نترس، صبور، محکم و کنترل‌گر می‌خواهند. مرد باید مقاوم باشد و نباید نشانی از تردید، نیاز، غم یا آسیب‌پذیری بروز دهد. این انتظارات نه تنها تجربه مرد از خود را محدود می‌کنند، بلکه او را مجبور می‌سازند بخش‌های آسیب‌پذیر وجود خود را انکار و سرکوب کند. نتیجه این فرآیند، قطع ارتباط با خود و شکل‌گیری نوعی فردیت ابزاری است؛ فردیتی که نه بر اساس تجربه درونی، بلکه صرفا بر اساس توقعات بیرونی ساخته می‌شود.
  • فشار عاطفی: یکی از بنیادی‌ترین پیامدهای ساختار مردسالار، محدود شدن دسترسی مردان به زبان احساس است. پسران از کودکی می‌آموزند که گریه نکنند، نیازهای عاطفی خود را پنهان کنند و احساسات را با منطق، کنترل و سکوت جایگزین نمایند. این آموزش موجب فقر سواد هیجانی در مردان می‌شود؛ یعنی توانایی نام‌گذاری، فهمیدن و بیان سالم احساسات کاهش می‌یابد. وقتی احساسات نمی‌توانند تجربه و پردازش شوند، به شکل‌های جایگزین بروز می‌کنند: پرخاشگری، کناره‌گیری عاطفی یا اعتیاد. این همان چیزی است که به عنوان افسردگی پنهان مردانه شناخته می‌شود.

ترکیب سه‌گانه فشار اقتصادی، فرهنگی و عاطفی، وضعیت ویژه و پیچیده‌ای برای مردان ایجاد می‌کند.

مردان در این ساختار می‌آموزند برای حفظ مردانگی، باید احساسات خود را کنترل یا انکار کنند اما احساساتی که بیان نمی‌شوند، از بین نمی‌روند، بلکه به شکل‌های دیگری بازمی‌گردند:

  • در بدن؛ سردرد، بی‌خوابی، خستگی مزمن
  • در ذهن؛ بی‌معنایی، خشم فروخورده، اضطراب مزمن
  • در رفتار؛ پرخاشگری، اعتیاد، انزوا

این وضعیت، مرد را در یک دوپارگی روانی قرار می‌دهد: از یک سو نیاز به ارتباط، صمیمیت و دیده شدن دارد و از سوی دیگر مجبور است خود را قوی، کنترل‌کننده و بی‌نیاز نشان دهد.

او اجازه ندارد همان‌گونه که هست دیده شود و باید نسخه‌ای از خود را نمایش دهد که مورد تایید ساختار است.

فاصله مداوم میان خود واقعی که نیازمند ابراز است و خود آرمانی که ساختار بر او تحمیل می‌کند، به تدریج منجر به خودبیگانگی می‌شود. به این معنا که فرد از تجربه اصیل درونی خود جدا مانده و در هویتی ظاهری و تحمیلی غرق می‌شود.

این وضعیت، هسته بسیاری از رنج‌های روانی مردانه است.

این خودبیگانگی و دوپارگی، به طور مستقیم بر تمایل مردان برای جست‌وجوی کمک تاثیر می‌گذارد. مردان تمایل کمتری به جست‌وجوی کمک دارند که این نتیجه فرآیند اجتماعی شدن همین ساختار است. این امر ریشه در درونی شدن پیام‌هایی دارد که کمک گرفتن را معادل فروپاشی قدرت تصور می‌کنند نه یک رفتار خودمراقبتی؛ و بیان احساسات را تهدیدی مستقیم علیه هویت مردانه می‌دانند.

در نتیجه، این فرآیند، سکوت ساختاری را شکل می‌دهد. سکوتی که نه ناشی از ناتوانی کلامی، بلکه محصول آموزش سیستماتیک برای پنهان کردن رنج است.

این سکوت، درد مردان را مزمن و نامرئی می‌کند و به همین دلیل، مشکلات سلامت روان مردان اغلب دیر تشخیص داده شده، دیر مداخله می‌شود و دیر بهبود می‌یابد.

شواهد پژوهشی و راهکارها

در مطالعات متعدد مرتبط با سلامت روان مردان مشاهده شده است که اگرچه نرخ اقدام به خودکشی در زنان بالاتر است، اما مرگ ناشی از خودکشی در مردان دو تا سه برابر بیشتر گزارش شده است. این امر عمدتا ناشی از تاخیر در درخواست کمک است.

همچنین در زمینه اعتیاد، تقریبا ۹۰ درصد مراجعه‌کنندگان به مراکز ترک اعتیاد مرد هستند و این مسئله نشان‌دهنده نقش اعتیاد به عنوان راهی برای خوددرمانی هیجانی است.

در حوزه اختلالات اضطرابی و افسردگی، پژوهش‌ها نشان می‌دهند نشانه‌های افسردگی در مردان اغلب به صورت پرخاشگری، بی‌حوصلگی و مصرف مواد بروز می‌کند.

این الگو ناشی از سرکوب هیجانات و محدودیت در دسترسی به زبان احساسات است.

از سوی دیگر، فشار اقتصادی و مسئولیت نان‌آوری به‌شکل مستقیم باعث افزایش اضطراب، شرم اجتماعی و فرسودگی روانی می‌شود و مردانی که قادر به تامین مالی نیستند، این ناکامی را به‌صورت شکست هویتی و اضطراب مزمن تجربه می‌کنند.

این داده‌ها به وضوح نشان می‌دهد که سلامت روان مردان نه مسئله‌ای فردی، بلکه پیامد ساختاری ناشی از فشارهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است.

مسیر رهایی و بازگرداندن سلامت روان مردان تنها از طریق تغییر فردی ممکن نیست و نیازمند اصلاحات ساختاری در تعریف هویت مردانه است.

برای تحقق این هدف، جامعه باید مردانی را به رسمیت بشناسد که شجاعت بیان رنج، درخواست کمک و ابراز آسیب‌پذیری دارند.

  • آموزش مهارت: لازم است مردان یاد بگیرند چگونه با احساسات خود ارتباط برقرار کنند. کمک به آن‌ها برای نام‌گذاری و بیان هیجانات، یعنی فراهم کردن زبان و مسیری که روان بتواند دوباره جریان پیدا کند.
  • ایجاد فضاهای امن: این فرآیند نیازمند فضاهای امن و پذیرنده، اعم از گروه‌های حمایتی یا روابط خانوادگی است. جایی که گفتن «می‌ترسم»، یا «سخت است» نه قضاوت شود و نه نشانه شکست تلقی گردد.
  • الگوی جایگزین: در سطح اجتماعی و ساختار آموزشی، لازم است الگوی مردانه تازه‌ای به رسمیت شناخته شود. الگویی که قهرمانی را نه در بی‌احساسی، بلکه در توانایی دیدن و مدیریت احساسات و رابطه سالم با جهان درونی معنا می‌کند.

پیاده‌سازی این رویکردها مسیر مشترکی برای بازسازی سلامت روان مردان ایجاد می‌کند و به آن‌ها امکان می‌دهد فردیت، احساس و حق واقعی انسان بودن را دوباره تجربه کنند.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد
۱

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

۲

نفوذ جمهوری اسلامی و کارزار جمع‌آوری کمک‌های مالی شیعیان کشمیر پس از کشته شدن خامنه‌ای

۳
تحلیل

وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

۴

فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

۵

اعتراف مقام سابق جمهوری اسلامی به نارضایتی، شکاف نسلی و نقش آن در اعتراضات دی ۱۴۰۴

Banner

انتخاب سردبیر

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • مردانگی اجباری؛ وقتی «قوی بودن» تبدیل به هویت می‌شود

    مردانگی اجباری؛ وقتی «قوی بودن» تبدیل به هویت می‌شود

  • نوامبر، ماه هشدار درباره سلامت مردان و کارزاری که از یک سبیل آغاز شد

    نوامبر، ماه هشدار درباره سلامت مردان و کارزاری که از یک سبیل آغاز شد

•
•
•

مطالب بیشتر

آبان ۹۸؛ «لحظه شکاف» اکثریت مردم با حکومت

۲۴ آبان ۱۴۰۴، ۱۲:۵۰ (‎+۰ گرینویچ)
•
کامبیز غفوری

در سال‌های ۱۹۶۶ تا ۱۹۶۹، آرژانتین تحت کنترل دیکتاتوری نظامی ژنرال خوان کارلوس اونگانیا بود. رژیم او دانشگاهیان را سرکوب کرد، کنترل اتحادیه‌های کارگری را در دست گرفت و احزاب سیاسی را حذف کرد.

در این دوره، اعتراض‌های زیادی شکل گرفت؛ از جمله اعتصاب‌های کارگری در سانتا فه، روساریو و بوئنوس‌آیرس در کنار شورش دانشجویی در چند دانشگاه و اعتراض‌های محلی علیه سیاست‌های اقتصادی. اما این‌ها یا پراکنده بودند یا سرکوب‌پذیر! هنوز به‌طور گسترده «بحران مشروعیت» برای دیکتاتور پیش نیامده بود.

اوایل سال ۱۹۶۹، حکومت یک‌شبه قوانین کاری جدیدی تصویب کرد که ساعات کاری، نظام اضافه‌کاری و حقوق‌ها را تغییر می‌داد و عملا به سود شرکت‌های خارجی بود.

۲۹ می ۱۹۶۹ میلادی، در کوردوبا، شهری در مرکز آرژانتین، مردم به میدان آمدند. دانشجویان و کارگران همراهی کردند، ساختمان‌های دولتی و نمادهای اقتصادی محاصره شدند و در یک لحظه، کوردوبا عملا از کنترل حکومت خارج شد؛ امری که دیکتاتوری اونگانیا هرگز تصورش را نمی‌کرد.

هرچند کوردوبا رژیم اونگانیا را سرنگون نکرد اما شورش اجتماعیِ چندطبقه‌، پایان اقتدار دیکتاتوری او بود.

در حافظه جمعی آرژانتینی‌ها، کوردوبا به‌عنوان «لحظه شکاف» ثبت شده است.

  • روایت آبان ۹۸؛ کشتار خاموش

    روایت آبان ۹۸؛ کشتار خاموش

«لحظه شکاف» در ایران

آبان ۹۸ شاید جنایتکارانه‌ترین سرکوب جمهوری اسلامی نباشد اما نقطه عطف یا همان «لحظه شکاف» بود.

برخلاف بسیاری از اعتراضات پیشین که ریشه سیاسی یا انتخاباتی داشتند، آبان ۹۸ با یک جرقه اقتصادی آغاز شد. افزایش ناگهانی قیمت بنزین به عنوان کالایی پایه، بر کلیت زندگی طبقات کم‌درآمد اثر مستقیم داشت. از این جهت، آبان بیش از هر دوره دیگر، اعتراض طبقه فرودست شهری و حاشیه‌نشینان بود. گروه‌هایی که در ادبیات رسمی همواره «پایگاه اجتماعی» نظام معرفی شده بودند و اعتراض سازمان‌یافته پیشین در میان آن‌ها کمتر دیده شده بود.

  • آبان خونین تا بحران انرژی؛ بنزین، فقر و سایه سرکوب در ایران بی‌آب و برق

    آبان خونین تا بحران انرژی؛ بنزین، فقر و سایه سرکوب در ایران بی‌آب و برق

این تمایز محتوایی باعث شد حکومت با شدت بیشتری واکنش نشان دهد، زیرا اعتراض اقشار فرودست را تهدیدی بنیادین می‌دید.

روزی سردار سپاه، سعید قاسمی، گفته بود: «از اون روزی باید بترسیم که دمپایی‌پوش‌ها و کفش‌ملی‌پوش‌های شوش و شاه عبدالعظیم (قشر متوسط و ضعیف جامعه) قاط زدن؛ اون روز ول کن برو خارج، اون روز باید فرار کنیم، بترسیم.» - و ترسیدند و شلیک کردند.

عده‌ای از مردم در بدو تاسیس جمهوری اسلامی فاصله خود را با این رژیم حفظ و آن را اعلام کردند که اغلب سرکوب، اعدام یا وادار به مهاجرت شدند.

بخشی از تسویه‌حساب‌های عمده اپوزیسیون با حکومت اسلامی، در کشتار زندانیان سیاسی طی دهه سیاه ۶۰، به‌ویژه تابستان ۶۷، انجام شد.

100%

سال ۷۸، من هنوز در ایران بودم و دیدم که چگونه شکاف بین آزادی‌خواهان در نسل ما با حکومت ایجاد شد.

یک دهه بعد، در سال ۸۸، مردم در ابعاد میلیونی به خیابان‌ها آمدند اما آبان ۹۸ همان «لحظه شکاف» بود، چرا که غیرسیاسی‌ترین قشرهای مردم ایران در آن شرکت کردند، با شلیک مستقیم گلوله‌های جنگی سرکوب شدند و «ولو بلغ ما بلغ» حکومتیان را شنیدند که آثار آن بعدتر در خیزش سراسری «زن، زندگی، آزادی» هویدا شد.

اگر اعتراضات ۱۳۷۸ بیشتر در تهران و محیط‌های دانشگاهی متمرکز بود و اعتراضات ۱۳۸۸ عمدتا در شهرهای بزرگ و طبقه متوسط شهری جریان داشت، آبان ۹۸ یک پدیده سراسری بود.

خیزش تقریبا هم‌زمان در شهرهای کوچک و مناطق حاشیه‌نشین موجب شد الگوی کلاسیک امنیتی، یعنی کنترل چند مرکز تجمع، کارایی نداشته باشد. سرعت همگانی شدن اعتراضات از ویژگی‌های کم‌سابقه آن بود؛ مشابه خیزش ۱۴۰۱ اما بدون وجود یک رویداد نمادین مثل قتل ژینا مهسا امینی.

  • مادران دادخواه؛ پیوند نسل‌ها در مسیر عدالت‌خواهی از خاوران تا آبان ۹۸

    مادران دادخواه؛ پیوند نسل‌ها در مسیر عدالت‌خواهی از خاوران تا آبان ۹۸

آبان ۹۸ از نظر میزان خشونت حکومتی، با هیچ دوره‌ای قابل مقایسه نیست. گزارش‌های مستقل از جمله گزارش‌های سازمان‌های حقوق بشری نشان می‌دهند در فاصله چند روز، صدها نفر کشته شدند. استفاده از سلاح جنگی علیه معترضان، شلیک مستقیم به سر و سینه و شدت بازداشت‌ها، نشان‌دهنده تصمیم امنیتی در بالاترین سطوح برای پایان دادن سریع و قاطع به اعتراضات بود.

یکی از برجسته‌ترین وجوه آبان ۹۸، قطع تقریبا کامل اینترنت در سراسر کشور به مدت یک هفته بود. اقدامی که پیش از آن در تاریخ جمهوری اسلامی بی‌سابقه بود. هدف نیز قطع جریان اطلاعات و جلوگیری از هماهنگی معترضان و انتشار تصاویر سرکوب بود.

در اعتراضات پیش و پس از آبان، مثل ۱۳۸۸ یا ۱۴۰۱، اختلال گسترده ولی نه قطع کامل رخ داد. بنابراین آبان ۹۸ نمونه‌ای از پدیده سرکوب هیبرید (چندوجهی) در ایران است.

آبان ۹۸ شکاف میان جامعه و حکومت را عمیق‌تر کرد و به بی‌اعتمادی گسترده نسبت به حکومت و ساختار قدرت انجامید.

آبان ۹۸ سنگ قبر اصلاحات حکومتی را بر روی پیکر مرده آن گذاشت.

برای جامعه، آبان تبدیل به نماد خشم و سرکوب شد؛ خاطره‌ای جمعی که در شعارها و حافظه جمعی اعتراضات ۱۴۰۱ نیز تکرار شد.

مردم در جریان خیزش «زن، زندگی، آزادی» در پی قتل حکومتی ژینا مهسا امینی، بر در و دیوار شهرها و صفحات مجازی نوشتند: «آبان ادامه دارد ...»

100%

تخریب ده‌ها خانه مسکونی با یورش نیروهای نظامی و ماموران شهرداری به منطقه کشاورز زاهدان

۲۴ آبان ۱۴۰۴، ۱۲:۱۳ (‎+۰ گرینویچ)

کمپین فعالین بلوچ گزارش داد نیروهای نظامی جمهوری اسلامی به همراه ماموران شهرداری به منطقه کشاورز زاهدان یورش برده و ده‌ها خانه مسکونی شهروندان بلوچ را تخریب کردند.

این پایگاه خبری حقوق بشری به نقل از منبع آگاه خود نوشت که این نیروها بامداد شنبه ۲۴ آبان‌ با لودر و بیل مکانیکی به این منطقه یورش بردند و با استفاده از خشونت و بدون هشدار قبلی، اقدام به تخریب منازل مسکونی کردند.

بر اساس این گزارش، نیروهای نظامی پیش از آغاز تخریب مردم را تهدید کردند که در صورت اعتراض با آنان برخورد خواهد شد و هدف بازداشت و پرونده‌سازی قرار خواهند گرفت.

این منبع آگاه افزود: «تخریب‌ها همچنان ادامه دارد.»

کمپین فعالین بلوچ نوشت که ارگان‌های جمهوری اسلامی به بهانه «اراضی ملی» و مقابله با «زمین‌خواری»، زمین‌های شهروندان بلوچ را در مناطق مختلف، به‌ویژه در زاهدان و چابهار مصادره کرده‌اند.

این سازمان افزود مقامات جمهوری اسلامی در حال واگذاری این زمین‌ها به افراد وابسته به خود برای «تغییر بافت جمعیتی» در سیستان و بلوچستان هستند.

تخریب خانه‌های شهروندان؛ موارد مشابه

بر اساس گزارش سالانه ۲۰۲۴ کمپین فعالین بلوچ، دست‌کم در ۳۰ گزارش، منازل مسکونی شهروندان بلوچ به بهانه‌های گوناگون در مناطق مختلف سیستان و بلوچستان تخریب شده است.

همچنین سه مکتب و مسجد اهل سنت و نیز در مواردی، اموال شهروندان بلوچ به‌دست نیروهای نظامی تخریب شده‌اند.

هفتم اسفند ۱۴۰۳، نیروهای نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی با استفاده از سلاح‌های سبک و نیمه‌سنگین از جمله آرپی‌جی به یک منزل مسکونی در شهرستان چابهار در استان سیستان و بلوچستان یورش بردند.

۹ آذر ۱۴۰۲ نیز ماموران نظامی جمهوری اسلامی با یورش گسترده به منطقه شیرآباد زاهدان، منازل شهروندان بلوچ را در این منطقه به شکلی گسترده تخریب کردند.

سایت حال‌وش ۱۵ آبان همان سال در گزارشی دیگر از پلمب چند مدرسه مقطع ابتدایی خصوصی در مناطق محروم و حاشیه‌نشین زاهدان خبر داد.

یکی از این مدارس با دست‌کم ۴۰۰ دانش‌آموز بی‌بضاعت، «ندای سعادت» نام داشت که در منطقه شیرآباد زیر نظر مکتب اهل سنت «سعد ابن ابی وقاص» اداره می‌شد.

روزنامه شرق ۹ آبان ۱۴۰۲ طی گزارشی به شرح مشکلات اهالی منطقه شیرآباد پرداخت و نوشت: «جمعیت بزرگی از بی‌شناسنامه‌ها در این منطقه بی‌امکانات زاهدان، در حاشیه‌های شهری که گویا از یادها رفته و دیگر برای مدیران و دولتی‌ها جزو جغرافیای این مرز و بوم به حساب نمی‌آید، با سختی بسیار زندگی می‌کنند.»

شیر‌آباد زاهدان از جمله مناطقی است که بارها شاهد اعتراضات گسترده مردمی علیه جمهوری اسلامی بوده است.

خدانور لجه‌ای، از جان‌باختگان جمعه خونین زاهدان، در محله شیرآباد زندگی می‌کرد و همچون بسیاری از مردم سیستان و بلوچستان با مشکل نداشتن شناسنامه روبه‌رو بود.

بیگدلی، نماینده مجلس: با هزار مکافات آب شرب را به روستا می‌بریم که باغچه آب بدهند

۲۴ آبان ۱۴۰۴، ۱۱:۰۰ (‎+۰ گرینویچ)

احمد بیگدلی، نماینده مجلس گفت برای انتقال آب شرب به روستاها «هزار مکافات» وجود دارد، اما در برخی مناطق این آب صرف آبیاری باغچه یا شست‌وشو می‌شود.

او افزود: «در حالی‌که آب تصفیه‌شده با هزینه سنگین به روستاها منتقل می‌شود، بخشی از آن برای شست‌وشو و آبیاری باغچه مصرف می‌شود، این اقدام در هیچ‌کجای دنیا سابقه ندارد.»

بیگدلی تاکید کرد کمتر از ۱۰ درصد منابع آب کشور برای شرب مصرف می‌شود، اما تصور عمومی این است که مشکل اصلی همین بخش است، در حالی‌که مصرف عمده آب در کشاورزی و صنعت انجام می‌شود.

او گفت: جداسازی آب شرب از آب مصرفی روزمره ضروری است.

سپاه پاسداران توقیف نفتکش «تالارا» را تایید کرد

۲۴ آبان ۱۴۰۴، ۱۰:۵۰ (‎+۰ گرینویچ)

نیروی دریایی سپاه پاسداران تایید کرد نفتکش «تالارا» با پرچم جزایر مارشال را توقیف کرده است. این نفتکش در حال حرکت به سوی سنگاپور بود.

روابط عمومی نیروی دریایی سپاه پاسداران شنبه ۲۴ آبان در اطلاعیه‌ای اعلام کرد این نفتکش حامل ۳۰ هزار تن محموله مواد پتروشیمی به مقصد سنگاپور بوده که «با دستور قضایی توقیف شد» و «امروز صبح به منظور رسیدگی به تخلفات، به لنگرگاه هدایت گردید».

در پایان اطلاعیه نیروی دریایی سپاه پاسداران آمده است که توقیف این کشتی «با تلاش رزمندگان این نیرو با موفقیت انجام و متخلف بودن نفتکش در حمل بار غیر مجاز محرز گردید».

پیش‌تر یک مقام آمریکایی گفته بود جمهوری اسلامی نفتکش تالارا را در تنگه هرمز توقیف و آن را به آب‌های خود منتقل کرده است.

خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، ۲۴ آبان در گزارشی نوشت توقیف این نفتکش «یک اقدام تقابلی با طرف‌های خارجی» نیست، بلکه برای جلوگیری از «خروج غیرقانونی اموال ملت ایران» انجام گرفته است.

فارس افزود محموله توقیف‌شده شامل حدود ۳۰ هزار تُن محصولات پتروشیمی با «مالکیت ایران» بود.

این رسانه وابسته به سپاه نوشت «متخلف» فرد یا شرکتی ایرانی است که قصد داشت «با سوءاستفاده»، این محموله را «به‌صورت غیرقانونی» به سنگاپور منتقل کند.

آسوشیتدپرس پیش‌تر گزارش داده بود یک پهپاد نیروی دریایی آمریکا ساعت‌ها بر فراز منطقه‌ای که تالارا در آن بوده، گشت‌زنی می‌کرده و شاهد توقیف آن بوده است.

‏این نفتکش در زمان این رویداد تحت مدیریت شرکت «کلمبیا شیپ‌منجمنت» قرار داشته و مالکیت آن نیز به شرکت «پاشا فایننس» در قبرس تعلق دارد.

‏کلمبیا شیپ‌منجمنت در بیانیه‌ای اعلام کرد تماس با کشتی حدود ساعت ۸:۲۲ به وقت محلی و در فاصله تقریبی ۲۰ مایل دریایی از ساحل خورفکان امارات متحده عربی قطع شده است.

این شرکت افزود با نهادهای مرتبط، از جمله نهادهای امنیت دریایی و مالک کشتی، برای برقراری مجدد ارتباط همکاری می‌کند.

بر اساس اعلام سپاه پاسداران، این نفتکش ساعت ۷:۳۰ جمعه به وقت محلی توقیف شده است.

۲۰ آبان، علی عبداللهی، فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم الانبیا، در حاشیه بازدید از جزایر نازعات در خلیج فارس گفت که هدف از حضورش در منطقه، «بررسی وضعیت آمادگی نیروی دریایی سپاه پاسداران» بوده و در بخش‌های مختلف، «اقدامات خوبی» صورت گرفته است.

  • نفتکش «تالارا» با دخالت سپاه پاسداران در تنگه هرمز توقیف و به‌ سوی آب‌های ایران هدایت شد

    نفتکش «تالارا» با دخالت سپاه پاسداران در تنگه هرمز توقیف و به‌ سوی آب‌های ایران هدایت شد

توقیف کشتی‌ها در خلیج فارس؛ برخی موارد پیشین

جمهوری اسلامی در سال‌های گذشته بارها اقدام به توقیف کشتی‌های خارجی در دریای عمان و خلیج فارس کرده است.

۲۵ تیر‌ماه، رییس کل دادگستری استان هرمزگان از توقیف یک نفتکش خارجی در دریای عمان به اتهام «قاچاق سوخت» خبر داد.

مجتبی قهرمانی اعلام کرد این کشتی را ابتدا «به دلیل نقص مدارک قانونی مربوط به محموله این شناور» بازرسی و سپس به اتهام «حمل دو میلیون لیتر سوخت قاچاق» توقیف کرده‌اند.

او به مالک کشتی یا پرچم کشوری که با آن در سفر بوده، اشاره‌ای نکرد.

هشت مرداد ۱۴۰۳، سپاه پاسداران از توقیف نفتکش پِرل‌جی با پرچم کشور آفریقایی توگو و بازداشت ۹ خدمه آن در آب‌های شمال خلیج فارس، حوالی میدان نفتی آرش خبر داد و کشتی را به حمل «بیش از ۷۰۰ هزار لیتر نفت قاچاق» متهم کرد.

یک هفته پیش از آن و در ۳۱ تیر، شرکت بریتانیایی امنیت دریایی امبری اعلام کرد سپاه پاسداران یک نفتکش دیگر با پرچم توگو را که تحت مدیریت امارات متحده عربی بوده است، در نزدیکی بندر بوشهر توقیف کرد.

نیروی دریایی سپاه پاسداران ۲۵ فروردین سال گذشته یک کشتی باری با پرچم پرتغال به نام ام‌اس‌سی ‌آریز را در آب‌های منطقه توقیف کرد و چندی بعد وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی در توجیه این اقدام گفت که این کشتی متعلق به اسرائیل است.

از سوی دیگر، در طول دهه‌های اخیر مقام‌های جمهوری اسلامی به‌طور مکرر تهدید کرده‌اند تنگه هرمز را که یکی از شریان‌های اصلی جریان انرژی جهان به شمار می‌رود، خواهند بست.

شورای امنیت خواستار تلاش‌ بیشتر برای اجرای تحریم‌ تسلیحاتی حوثی‌ها شد

۲۴ آبان ۱۴۰۴، ۱۰:۳۰ (‎+۰ گرینویچ)

شورای امنیت سازمان ملل متحد خواستار پایان حملات مرزی و دریایی از سوی گروه مسلح حوثی‌های یمن شد و از کشورهای عضو خواست تلاش‌های خود را برای اجرای تحریم‌های تسلیحاتی علیه این گروه افزایش دهند.

شورای امنیت در قطعنامه‌ای که به تصویب رساند، ضمن تاکید بر اجرای تحریم‌ها علیه این گروه تحت حمایت جمهوری اسلامی، حملات حوثی‌ها را محکوم کرد و خواستار توقف تمام این اقدامات «از جمله اقدامات علیه زیرساخت‌ها و اهداف غیرنظامی» شد.

متن قطعنامه با ۱۳ رای مثبت تصویب شد و چین و روسیه به عنوان دو عضو از پنج عضو ثابت شورای امنیت، رای ممتنع دادند.

در سال‌های اخیر بارها گزارش‌هایی از کمک‌های تسلیحاتی جمهوری اسلامی به حوثی‌ها منتشر شده است.

۱۵ شهریور، معمر الاریانی، وزیر اطلاع‌رسانی دولت قانونی یمن، اعلام کرد حوثی‌ها در مناطق تحت کنترل خود با همکاری حکومت ایران اقدام به راه‌اندازی کارخانه‌ای برای تولید سلاح‌های شیمیایی کرده‌اند.

  • وای‌نت: حوثی‌ها با حمایت ایران به تولید تسلیحات و آموزش نیروهای نیابتی ادامه می‌دهند

    وای‌نت: حوثی‌ها با حمایت ایران به تولید تسلیحات و آموزش نیروهای نیابتی ادامه می‌دهند

تمدید تحریم‌ها

تحریم‌های هدفمند حوثی‌ها شامل مسدود کردن دارایی‌ها و ممنوعیت سفر که هم‌اکنون علیه حدود ۱۰ نفر از مقامات بلندپایه حوثی و گروه حوثی‌ها به‌طور کلی اعمال می‌شود، تا یک سال دیگر (۱۴ نوامبر ۲۰۲۶) تمدید شد.

متن قطعنامه شورای امنیت می‌گوید تحریم‌ها اکنون می‌توانند شامل کسانی شوند که از خاک یمن، با استفاده از فناوری موشک‌های بالستیک و کروز، حملات فرامرزی انجام می‌دهند یا به کشتی‌های تجاری در دریای سرخ و خلیج عدن حمله می‌کنند.

شورای امنیت سازمان ملل از کشورهای عضو خواست تا تلاش‌های خود را برای مقابله با قاچاق سلاح و اجزا از طریق مسیرهای زمینی و دریایی افزایش دهند تا اجرای تحریم‌های تسلیحاتی هدفمند حوثی‌ها تضمین شود.

  • حوثی‌ها کارکنان بازداشت‌شده سازمان ملل را به اتهام «همکاری با اسرائیل» محاکمه می‌کنند

    حوثی‌ها کارکنان بازداشت‌شده سازمان ملل را به اتهام «همکاری با اسرائیل» محاکمه می‌کنند

حوثی‌ها بیش از یک دهه کنترل بخش‌های وسیعی از کشور یمن، از جمله صنعا، پایتخت را در دست داشته‌اند.

در حالی که اکنون آتش‌بس شکننده‌ای در نوار غزه برقرار است، آنان اعلام کرده‌اند حملات خود علیه اسرائیل و کشتی‌ها در دریای سرخ را متوقف کرده‌اند.

آخرین حمله حوثی‌ها ۲۹ سپتامبر علیه کشتی باری هلندی «مینرواگرخت» صورت گرفت و در جریان آن یک خدمه کشته و یک نفر زخمی شد.

دو سال پیش و یک ماه پس از کشتار هفتم اکتبر، حوثی‌ها حملات به اسرائیل و کشتی‌های تجاری در منطقه را آغاز کرده بودند.

ایالات متحده در ماه‌های اخیر چندین حمله هوایی علیه مواضع حوثی‌ها انجام داد.

اورشلیم‌پست به نقل از تحلیلگران صنعت کشتیرانی نوشت که بازگشت کامل تردد تجاری به مسیر دریای سرخ تنها در صورت پایدار ماندن آتش‌بس غزه ممکن است.