هشدار خانواده حسين رونقى: آسیب بیشتر به او عواقب سنگینی برای جمهوری اسلامی خواهد داشت
خانواده حسين رونقى، زندانی سیاسی که در اعتصاب غذا به سر میبرد، نسبت به وخامت حال جسمی او هشدار داده و مسئولیت مستقیم حفظ جان حسین را بر عهده جمهوری اسلامی دانستند و نوشتند هرگونه آسیب بیشتر به او، عواقب سنگینی از نظر حقوقی و اخلاقی برای مقامات جمهوری اسلامی خواهد داشت.
در بیانیهای که از سوی خواهر حسین رونقی یکشنبه ششم مهر در کانال تلگرامی این زندانی سیاسی منتشر شد، از نهادهای بینالمللی حقوق بشری، گزارشگران ویژه سازمان ملل، عفو بینالملل، دیدبان حقوق بشر و «تمامی وجدانهای بیدار در سراسر جهان» خواسته شده که برای نجات جان این زندانی سیاسی فورا اقدام کنند.
همچنین در این بیانیه، «سکوت در برابر چنین ظلم آشکاری به معنای همدستی با آن» دانسته شده است.
وخامت وضعیت جسمی او طی روزهای اخیر موجی از نگرانیها را در میان فعالان حقوق بشر از جمله نرگس محمدی برنده جایزه نوبل صلح به وجود آورده است.
همچنین میلاد پناهیپور، وکیل رونقی،چهارم مهر به کانال تلگرامی امتداد گفت که موکلم شرایط جسمی بسیار نامساعدی داشته و پس از گذشت حدود سه ماه از بازداشت، در حال حاضر در اعتصاب غذاست و وضعیت خطرناکی دارد.
هشدار درباره وضعیت رونقی در شرایطی است که مرگهای پیدرپی زندانیان در ایران بهدلیل عدم دسترسی به خدمات پزشکی و تعلل مسئولان در اعزام آنها به مراکز درمانی خارج از زندان، در هفتههای گذشته به مسئلهای بحرانی تبدیل شده است.
خواهر رونقی گفت: «در تماس اخیر حسین از زندان او اطلاع داد که به دلیل خونریزی شدید معده و کلیه، با قند خون ۵۶ و فشار خون ٨ روی ۴، به حالت بیهوشی کامل دچار شده و تشنج کرده است.»
او افزود: «حسین از زمان بازداشت از دریافت و مصرف داروهای حیاتی خود محروم مانده است؛ داروهایی که برای کنترل بیماریهای مزمن او از جمله مشکلات کلیوی، غلظت خون و تیروئید و درمان تشنج ضروری هستند. این بیتوجهی عامدانه به وضعیت درمانی او، سلامت و جانش را بهشدت در معرض خطر قرار داده است.»
رونقی که در تیرماه بازداشت شد، ۱۵ شهریور در شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب تهران به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به یک سال حبس تعزیری محکوم شد.
این حکم در ادامه فشارهای قضایی در سالهای اخیر بر این فعال سیاسی صادر شد.
رونقی پیشتر نیز در پرونده مربوط به سال ۱۴۰۱ و در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی» با احکام سنگینی روبهرو شده بود. در آن پرونده، شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی او را به اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» به پنج سال حبس و به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به یک سال حبس تعزیری دیگر محکوم کرد.
علاوه بر این، در همان پرونده مجازاتهای تکمیلی متعددی علیه او صادر شد؛ از جمله شلاق، جزای نقدی، ممنوعیت خروج از کشور و ممنوعیت فعالیت در فضای مجازی.
در بیانیه خواهر این زندانی سیاسی آمده است: «بر اساس مستندات پزشکی و نظر کارشناسان، حسین مشمول وضعیت "عدم تحمل کیفری" است و ادامه نگهداری او در زندان عملاً نقض آشکار حق حیات و تعرض به کرامت انسانی اوست.»
علاوه بر حسین رونقی، اکنون بیژن کاظمی، محمد معیدیشکیب و حمزه درویش، سه زندانی سیاسی محبوس دیگر در زندانهای قزلحصار کرج، اوین، لاکان رشت و بازداشتگاه اداره اطلاعات قم، با مطالبات و دلایل مختلف در اعتصاب غذا بهسر میبرند.
پیش از این، پایگاه خبری دیدهبان ایران به نقل از زندانیان محبوس در زندان تهران بزرگ گزارش داد ظرف یک سال گذشته، حدود ۳۰ نفر از زندانیان جرایم مالی بهدلیل مشکلات درمانی و نبود پزشک متخصص جان خود را از دست دادهاند.
خواهر حسین رونقی، زندانی سیاسی با انتشار پیامی از وضعیت بهشدت بحرانی برادرش خبر داد و نوشت که جمهوری اسلامی مسئول مستقیم حفظ جان برادرش است.
او اعلام کرد برادرش بهدلیل ۲۶ روز اعتصاب غذای تر و چهار روز اعتصاب غذای خشک، با مشکلات جدی از جمله خونریزی معده و کلیه، افت شدید قند و فشار خون، بیهوشی و تشنج روبهروست و از دریافت داروهای حیاتی خود محروم مانده است.
خواهر این زندانی سیاسی تاکید کرد که ادامه نگهداری حسین رونقی در زندان با توجه به وضعیت جسمی و بر اساس مستندات پزشکی نقض آشکار حق حیات است و او تنها به دلیل فعالیتهای صلحآمیز و عدالتخواهانه بازداشت شده و هیچ جرم قانونی علیه او اثبات نشده است.
سکینه رونقی با هشدار درباره پیامدهای حقوقی و اخلاقی هرگونه آسیب بیشتر، خواستار اقدام فوری نهادهای بینالمللی و گزارشگران ویژه سازمان ملل برای نجات جان حسین رونقی شد و سکوت در برابر این وضعیت را همدستی با ظلم خواند
همزمان با اعمال محدودیتهای گسترده بر بازار رمزارز از سوی بانک مرکزی در واکنش به فعال شدن مکانیسم ماشه، خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، نسبت به مسدودسازی دارایی ایرانیان توسط تتر هشدار داد؛ خبری که ممکن است در جهت اعمال فشار روانی بر سرمایهگذاران منتشر شده باشد.
تسنیم یکشنبه ششم مهر نوشت تتر ممکن است «با تشدید محدودیت یا پیروی بیشتر این شرکت از رژیمهای تحریمی بتواند سرمایه بخشی از فعالان داخلی را در معرض خطر بلوکه شدن قرار دهد».
این خبرگزاری اضافه کرد دادههای شرکت تتر نشان میدهد تاکنون «هزاران حساب» متعلق به کاربران ایرانی مسدود شده است.
به نظر نمیرسد خبر تسنیم حاوی اطلاعات تازهای نیست و موضوع مسدودسازی حساب رمزارزهای مشکوک با منشأ ایران از سالها پیش مطرح بوده است.
پنجم مهر، ساعاتی پیش از بازگشت رسمی تحریمهای سازمان ملل، بانک مرکزی جمهوری اسلامی از صدور مصوبهای جدید خبر داد که بر اساس آن، خرید و نگهداری استیبلکوینها مانند تتر محدود میشود.
اصغر ابوالحسنی، قائم مقام بانک مرکزی، گفت سقف سرانه مجموع خرید رمزپولهای پایه ثابت برای هر کاربر حقیقی و حقوقی پنج هزار دلار در طول یک سال است و کاربران تنها اجازه خواهند داشت تا سقف ۱۰ هزار دلار رمزپول را در موجودی خود نگهداری کنند.
او به افرادی که بیش از ۱۰ هزار دلار استیبلکوین دارند، هشدار داد باید ظرف یک ماه آینده سقف تعیینشده از سوی بانک مرکزی را رعایت کنند.
این اقدام در راستای کاهش تبعات بازگشت تحریمهای بینالمللی بر اقتصاد ایران ارزیابی میشود.
این در حالی است که مقامهای جمهوری اسلامی در هفتههای اخیر کوشیدهاند تاثیر فعالسازی مکانیسم ماشه بر تحولات ایران را کماهمیت جلوه دهند.
نشریه روزانه معاونت سیاسی سپاه پاسداران ۲۹ تیر با پیشبینی فعال شدن مکانیسم ماشه، خواستار «آمادهسازی روانی جامعه» برای مقابله با شوک اقتصادی ناشی از بازگشت تحریمها شده بود.
در بخشی از آن مطلب آمده بود: «نظارت و شفافسازی صرافیهای دیجیتال و رمزارزها ضروری است. در غیاب مقررات، این حوزه به گذرگاه خروج سرمایه و افزایش التهابات ارزی تبدیل شده است.»
در سالهای گذشته، محافل و نهادهای امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی بهطور گسترده به بازار رمز ارزها وارد شدهاند.
۲۸ خرداد، در جریان هک صرافی «نوبیتکس» روشن شد دستکم ۹۰ میلیون دلار متعلق به این نهادها نابود شده است.
بر اساس گزارشها، مهاجمان توانستند داراییهای شبکه وابسته به جمهوری اسلامی را از دارایی مشتریان عادی متمایز کنند.
کمتر از سه سال پس از اجرای قانون «جوانی جمعیت»، آثار آن در جامعه ایرانی پدیدار شده و تولد نوزادان سندروم دان بیش از دو برابر افزایش یافته است. در حالی که در کشورهای توسعهیافته نسبت تولد این نوزادان یک به هزار است، این نسبت در ایران به یک به ۷۰۰ رسیده است.
روزنامه شرق یکشنبه ششم مهر در گزارشی تاثیرات قانون «جوانی جمعیت» را دو سال و نیم پس از آغاز اجرای آن مورد بررسی قرار داد.
بر اساس این گزارش، ماماها در مراکز بهداشتی از درخواست غربالگری و حتی صحبت کردن راجع به آن منع شدند.
افزون بر این، پیچیدگیهای حقوقی در مسیر پایان خودخواسته بارداری سبب شده تا بسیاری از خانوادهها نتوانند این موضوع را پیگیری کنند.
ماده ۵۶ قانون «جوانی جمعیت»، چارچوب صدور مجوز «سقط» را بهگونهای تعریف کرده که حتی با تشخیص قطعی ناهنجاری جنین و رضایت مادر، تصمیم نهایی به ارزیابی «حرج تحملناپذیر» و نظر کمیسیون پزشکی و قاضی وابسته است.
به گفته متخصصان، این محدودیتها به کاهش ۲۰ تا ۳۰ درصدی مراجعه زنان باردار به آزمایشگاههای غربالگری در تهران و کاهش حدود ۵۰ درصدی در استانهای کمبرخوردار منجر شده است.
در نتیجه، نسبت تولد نوزادان دارای اختلالات کروموزومی از ۱.۲ درصد پیش از قانون «جوانی جمعیت» به ۲.۹ درصد پس از آن افزایش یافته است.
قانون «جوانی جمعیت»؛ رویکرد و پیامدها در جمهوری اسلامی
قانون «جوانی جمعیت و حمایت از خانواده» در اواخر سال ۱۳۹۹ تصویب شد و از سال ۱۴۰۰ با وجود هشدارهای پزشکی و حقوقی به اجرا درآمد.
جمهوری اسلامی سختگیری بالایی در اجرای این قانون به خرج داد و با ایجاد قرارگاه و کارگروههای متعدد برای توسعه آن اقدام کرد.
اسفند ۱۴۰۳، روشن شد این قانون به هدف خود، یعنی افزایش تولد و جمعیت، دست نیافته، اما در نتیجه آن تولد نوزادان دارای معلولیت به طور چشمگیری افزایش داشته است.
از سوی دیگر، با پیچیدگیهای قانونی و حقوقی، مسیر قانونی پایان خودخواسته بارداری عملا سد شد و بازار «سقط جنین زیرزمینی» رونق گرفت.
اصغر جهانگیر، سخنگوی قوه قضاییه جمهوری اسلامی، ۲۵ شهریور اعلام کرد در استان هرمزگان فردی به اتهام «انجام ۱۴۰ مورد سقط جنین عمدی غیرقانونی» به اعدام محکوم شده و پرونده او در دیوان عالی کشور در دست بررسی است.
با این حال، کارشناسان همچنان نسبت به تبعات اجرای این قانون و پیامدهای منفی ناشی از آن هشدار میدهند.
پوراندخت بنیادی، رییس هیات مدیره و مدیرعامل کانون خیریه سندروم داون ایران، ششم مهر گفت نسبت تولد نوزاد سندروم داون در کشورهای توسعهیافته یک در هر هزار تولد است، اما بر اساس برآوردها این نسبت اکنون در ایران به یک نوزاد در هر ۷۰۰ تولد رسیده است.
او اضافه کرد در حال حاضر شمار افراد با سندروم داون در ایران حدود ۱۲۰ هزار نفر است.
محمد اکرمی، رییس انجمن علمی ژنتیک پزشکی ایران، در خصوص وضعیت پایان خودخواسته بارداری در ایران به صورت قانونی گفت: «سالانه حدود ۱۲ هزار نفر به پزشکی قانونی مراجعه میکنند؛ حدود دو هزار مورد بهدلیل درخواستهای نادرست یا گذشت زمان پذیرفته نمیشود.»
او افزود: «حدود هشت هزار مورد مربوط به بیماریهای جنینی است، در حالی که حدود دو هزار مورد به بیماریهای مادر مربوط میشود.»
روزنامه کیهان، زیر نظر نماینده خامنهای، در گزارشی درباره بازگشت تحریمهای سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی، نوشت «هیاهوی ساختگی» درباره ابعاد اقتصادی مکانیسم ماشه «بسیار بزرگتر» از آثار واقعی آن است.
این گزارش با اشاره به اینکه مشکل اصلی در تجارت خارجی ایران، در واقع تحریمهای آمریکا و پس از آن تحریمهای اتحادیه اروپا است، نه آن قطعنامههایی که قرار است برگردد، گفت تحریمهای آمریکا و اتحادیه اروپا نیز از سال ۱۳۹۷با خروج ترامپ از برجام بازگشته است، در نتیجه هر چه قرار بود اتفاق بیفتد، سابقا رخ داده و اتفاق جدیدی برای اقتصاد ایران در راه نیست.
کیهان تنگناهای کنونی در کشور را حاصل سالها سیاستورزی طیفی از مسئولان دانست که به جای تمرکز بر خنثیسازی تحریمها، صرفا به دنبال مذاکره برای رفع تحریم بودند و برای سالیان متمادی کشور را «اسیر دوگانه تحریم-رفع تحریم» کردند و از قوی کردن اقتصاد غافل شدند.
این گزارش افزود احیای اقتصاد ایران نیازمند رویکرد «قطع امید از آمریکا»، «تکیه بر توان داخلی» و همکاری با منطقه و کشورهای دوست یا مستقل همچون عراق، چین، روسیه، اعضای شانگهای و بریکس و استفاده از افراد کارآمد در راس وزارتخانهها و دستگاهها و معاونتهای کلیدی است.
در روزهای اخیر، نگرانیها درباره وضعیت حسین رونقی، زندانی سیاسی و فعال حقوق بشر، شدت گرفته است. نرگس محمدی و آرش صادقی، دو چهره شناختهشده در میان فعالان مدنی و سیاسی ایران، نسبت به وخامت حال او هشدار داده و خواستار اقدام فوری مسئولان برای جلوگیری از یک فاجعه انسانی شدهاند.
نرگس محمدی در پیامی با اشاره به نامه جمعی از همبندیان رونقی – از جمله زرتشت احمدی راغب، احمدرضا حائری، حمزه سواری و سعید ماسوری – نوشت: «اخبار نگرانکنندهای از وضعیت حسین رونقی گرفتهایم. به مسئولان حکومت هشدار میدهیم، پیش از آنکه دیر شود، همه زندانیان بهویژه زندانیان بیمار را آزاد کند، اعدام را متوقف کند و زندان قرچک را که قتلگاه زنان زندانی است، تعطیل کند. جان حسین رونقی در خطر است، حسین را آزاد کنید.»
آرش صادقی، زندانی سیاسی سابق نیز با انتشار متنی بلند، اعتصاب غذای خشک حسین رونقی را «راهی برخاسته از ژرفای تعهد به مقاومت» توصیف کرد و نوشت: «مرگ حسین، اگر رخ دهد، مرگ یک انسان تنها نیست؛ مرگ بخشی از آرمان جمعی ماست، یعنی آزادی. اگر زندگیاش بماند، سندی است بر صدها انسانی که حتی در دوران تاریکی، نوری هستند که خاموش نمیشوند.» او هشدار داد که بیتفاوتی در برابر وضعیت رونقی، تکرار تراژدیهای پیشین همچون مرگ سمیه رشیدی است و افزود: «ما اگر ناظران خاموش این مرگ احتمالی باشیم، نه فقط انسانی را از دست دادهایم، بلکه بخشی از وجدان جمعیمان را نیز از دست خواهیم داد.»
به گفته همبندیان حسین رونقی، وضعیت جسمانی او در پی ادامه اعتصاب غذای خشک به شدت وخیم شده و خطر مرگ جدی است. فعالان مدنی میگویند این وضعیت بیش از آنکه تنها سرنوشت فردی یک زندانی باشد، نمادی است از مقاومت و پرسشی اساسی در برابر جامعه: «آیا هنوز توان پرسش و شرم در برابر رنج انسانها را داریم؟»
هشدارها درباره سرنوشت رونقی در شرایطی مطرح میشود که خانوادهها و فعالان حقوق بشر بارها نسبت به وضعیت زندانیان بیمار در ایران ابراز نگرانی کرده و خواستار آزادی فوری آنان شدهاند. اکنون نگاهها به مسئولان جمهوری اسلامی دوخته شده تا روشن شود آیا برای نجات جان حسین رونقی اقدامی خواهند کرد یا بار دیگر شاهد خاموش شدن صدای یک زندانی سیاسی خواهیم بود.
پیش از این نیز، پایگاه خبری دیدهبان ایران به نقل از زندانیان محبوس در زندان تهران بزرگ گزارش داد ظرف یک سال گذشته، حدود ۳۰ نفر از زندانیان جرایم مالی بهدلیل مشکلات درمانی و نبود پزشک متخصص جان خود را از دست دادهاند.
با ادامه گزارشها درباره مرگ زندانیان در زندانهای ایران بهدلیل محرومیت از درمان، دیدهبان ایران شنبه پنج مهر نوشت کمبود فضای مددکاری از «مسائل فلاکتبار» واحد پنج زندان تهران بزرگ است.
این گزارش به هویت زندانیان جانباخته در یک سال گذشته اشارهای نکرد.
مرگهای پیدرپی زندانیان در ایران بهدلیل عدم دسترسی به خدمات پزشکی و تعلل مسئولان در اعزام آنها به مراکز درمانی خارج از زندان، در هفتههای گذشته به مسالهای بحرانی تبدیل شده است.