واکنش بقایی به خبر ایراناینترنشنال: برای آمریکا سیگنالی نفرستادیم
سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی در واکنش به گزارش اختصاصی ایراناینترنشنال درباره بیپاسخ ماندن پیامهای مذاکره به آمریکا از سوی مقامهای جمهوری اسلامی، این موضوع را رد کرد و گفت که تهران «سیگنالی» برای واشینگتن نفرستاده است.
بقایی سهشنبه ۱۱ شهریور در یک نشست خبری گفت: «من جایی نگفتم که به آمریکا سیگنالهایی فرستادیم و آنها پاسخ ندادند.»
ایراناینترنشنال پیش از این گزارش داد که مقامهای ارشد وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی در جلسات خصوصی از بیاعتنایی مقامات دولت آمریکا به پیامهای تهران برای ازسرگیری مذاکرات خبر دادهاند.
بر اساس این گزارش، مجید تختروانچی، معاون وزیر امور خارجه، شنبه در جلسهای خصوصی که با هدف توجیه سیاستهای جمهوری اسلامی و «مدیریت روایت رسانهای» برگزار شده بود، به مدیران رسانههای چاپی و آنلاین گفت که کاخ سفید پیامهای تهران را برای ازسرگیری مذاکرات نادیده گرفته است.
با آغاز روند فعالسازی مکانیسم ماشه از سوی طرفهای اروپایی، شمارش معکوس برای بازگشت دوباره تحریمها علیه حکومت ایران آغاز شده است.
بقایی در نشست خبری سهشنبه خود تلاش کرد جمهوری اسلامی را نسبت به مذاکره با آمریکا بیمیل نشان دهد.
او گفت: «اصولا در رابطه با آمریکا همیشه باید این واقعیت را در نظر داشته باشیم که ما در میانه یک روند مذاکراتی با تعرض اسرائیل و همراهی آمریکا مواجه شدیم. قطعا نمیتوانیم در مورد آینده بدون توجه به تجارب گذشته صحبت کنیم.»
سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی افزود: «آمریکا در طی ۱۰ سال گذشته دستکم دو یا سه بار روندهای دیپلماتیک را بر هم زده است. این موارد نشان میدهد که واشینگتن از ابتدا حسن نیت نداشت.»
توضیح درباره احتمال کاهش سطح غنیسازی
بقایی همچنین در خصوص اینکه به روزنامه گاردین گفته است تهران آماده است غنیسازی را به ۳.۶۷ درصد کاهش دهد، گفت: «من توضیح دادم اگر طرف مقابل به تعهدات خود عمل کند، ما هم همین کار را میکنیم.»
او اضافه کرد: «اما با آن نقطه، بسیار فاصله داریم.»
بقایی در گفتوگویی با گاردین که دهم شهریور منتشر شد، اعلام کرد تهران آماده است سطح غنیسازی اورانیوم خود را به ۳.۶۷ درصد، یعنی سقف تعیینشده در برجام کاهش دهد؛ مشروط بر آنکه توافقی کلی حاصل شود که حق ایران را برای غنیسازی اورانیوم در داخل کشور تضمین کند.
این در حالی است که آمریکا تاکید دارد هرگونه غنیسازی اورانیوم در خاک ایران باید متوقف شود و اصرار جمهوری اسلامی بر موضع خود، مذاکرات با واشینگتن را به بنبست کشانده است.
رییسجمهوری آمریکا درباره تلاشهای دولتش برای توقف جنگها گفت که از زمان بازگشتش به کاخ سفید تاکنون، از یک جنگ هستهای که قرار بوده با جمهوری اسلامی رخ دهد، جلوگیری کرده است.
دونالد ترامپ در مصاحبه با دیلیکالر گفت: «من هفت جنگ را متوقف کردم و یک جنگ هستهای را که قرار بود با ایران رخ دهد، از بین بردم؛ جنگی که قرار بود اتفاق بیفتد.»
او با اشاره به حمایتهایش از اسرائیل اشاره کرد: «هیچکس به اندازه من برای اسرائیل کاری نکرده؛ از جمله در حملات اخیر به ایران.»
تاکید دوباره بر از بین رفتن برنامه هستهای حکومت ایران
ترامپ گفت که حملات ایالات متحده در جنگ ۱۲ روزه، برنامه هستهای جمهوری اسلامی را «کاملا از بین برد».
او گفت: «ما، با آن هواپیما، آنها را چنان نابود کردیم که هیچکس پیشتر ندیده بود. میدانید، وقتی برگشتیم، سیانان سعی میکرد بگوید خب، شاید کامل نبوده، اما در نهایت معلوم شد کاملا کامل بود. حتی فراتر از کامل.»
پیشتر و در ۲۵ مرداد، ترامپ درباره نقش خود در پایان جنگ ۱۲ روزه جمهوری اسلامی و اسرائیل در مصاحبه با فاکسنیوز گفته بود: «ما کار خارقالعادهای انجام دادیم چون طی ۲۲ سال هیچ رییسجمهوری حاضر به انجام آن نبود.»
۲۱ مرداد، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، اعلام کرد حملات اخیر به تاسیسات اتمی در ایران در جریان جنگ ۱۲ روزه، برنامه هستهای جمهوری اسلامی را «چند سال» به عقب انداخته است اما: «تهران همچنان ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده در اختیار دارد.»
تایمز اسرائیل ۱۰ شهریور در یادداشتی تاکید کرد جنگ ۱۲ روزه ممکن است توان حمله مستقیم ایران را کاهش داده باشد اما تهدیدها از بین نرفتهاند.
به همین دلیل، به نوشته این رسانه، این وضعیت نه تنها نیازمند هوشیاری نظامی است بلکه استراتژی دیپلماتیک نیز میخواهد؛ «به این معنا که اسرائیل باید با واشینگتن هماهنگ باشد و بازدارندگی را حفظ کند و از گرفتار شدن در جنگ چندجبههای دائم اجتناب کند».
رویارویی جمهوری اسلامی و اسرائیل با انجام مجموعهای از حملات غافلگیرکننده از سوی اسرائیل به مواضع جمهوری اسلامی در ۲۳ خرداد آغاز شد و پس از ۱۲ روز، دو طرف با آتشبس موافقت کردند.
از زمان برقراری آتشبس، گمانهزنیهایی در ایران و اسرائیل درباره آغاز مجدد جنگ مطرح شده است.
تایمز اسرائیل تاکید کرد: «پس از جنگ ۱۲ روزه، نادیده گرفتن ایران به عنوان یک "ببر کاغذی" اشتباه خواهد بود. ظرفیت تهران برای انجام یک حمله مستقیم گسترده علیه اسرائیل ممکن است محدود شده باشد اما توانایی آن برای بیثبات کردن همچنان باقی است.»
مسیح علینژاد، خبرنگار و کنشگر حقوق زنان، در صفحه اینستاگرام و کانال تلگرام خود، تصاویری از ویدیوی تجاوز جنسی چهار نفر به یک زن در محله سرچشمه تهران را منتشر کرده است.
هشدار: این گزارش حاوی توضیحاتی درباره اعمال خشونت و تجاوز است که میتواند برای برخی آزاردهنده باشد
در این ویدیو، صدا و تصویر زن جوان محو شده و به گفته علینژاد، از هویت و سرنوشت او تاکنون اطلاعی در دست نیست.
این فعال حقوق زنان در اینستاگرام خود نوشت: «این وضعیت امنیت در جمهوری اسلامی است و حکومت همچنان مشغول جنگ با زنان به خاطر چند تار موست.»
پلیس و مقامهای حکومتی هنوز واکنشی رسمی به انتشار این ویدیو نشان ندادهاند اما دستکم یک کانال تلگرامی نزدیک حکومت، این ویدیو را بازنشر کرده است.
موارد متعدد تجاوز جنسی در ماههای اخیر
در کمتر از ۱۲ ماه، چندین خبر مرتبط با تجاوز جنسی گروهی، تجاوز به کودکان و تجاوز سریالی در ایران منتشر شده است.
پاییز و زمستان سال ۱۴۰۳، چندین زن بعد از مراجعه به پلیس اعلام کردند مردی با ثبت آگهی جعلی کار در سایت دیوار، آنها را فریب داده و به مکانهای پرت و خلوت کشانده و بعد از تجاوز جنسی، اموالشان را به سرقت برده است.
۲۷ مرداد اعلام شد پس از شکایت ۱۲ زن، با استناد به ادله و مستندات موجود در پرونده، قضات دادگاه متهم را به جرم تجاوز به اعدام محکوم کردند و این حکم بعد از تایید از سوی قضات دیوان عالی کشور به مرحله اجرا میرسد.
وبسایت همشهری آنلاین سوم شهریور نوشت متهم بعد از دستگیری، به فریب حدود ۴۰ زن اعتراف کرده است.
آذر سال ۱۴۰۳، رسانهها در ایران گزارش دادند یک دختر دانشجوی اهل یاسوج مورد تجاوز جنسی گروهی قرار گرفته است. سایت حقوق بشری هرانا در گزارشی هویت این دختر قربانی تجاوز را «اسما غضنفری» عنوان کرد.
برخی رسانهها مثل پایگاه خبری رکنا، گزارش دادند این دختر پس از جر و بحث با یکی از همکلاسیهای خود در فضای مجازی، از سوی تعدادی از همکلاسیهایش مورد تجاوز گروهی قرار گرفت.
وبسایت خبری ایرانوایر نیز در گزارشی با بیان اینکه تعرض و تجاوز به این دختر دانشجو از سوی ۱۲ پسر همطایفهای صورت گرفته، نوشت چهار نفر از آنها دانشجو هستند.
اواخر دی سال گذشته هم گزارشهایی از مرگ یک دختر خردسال به نام نیان چلبیانی بهدلیل شکنجه، تجاوز و آزار جنسی منتشر شد.
اواخر اسفند سال گذشته دادگستری استان آذربایجان غربی از صدور حکم اعدام برای متهم اصلی پرونده تجاوز و قتل این دختر هفت ساله بوکانی خبر داد.
ناصر عتباتی، رییس کل دادگستری استان آذربایجان غربی، گفت که در این پرونده، متهم ردیف اول و اصلی به اتهام «اقدامات مجرمانه» به مجازات اعدام محکوم شد و مادر و خواهر متهم اصلی و پدر کودک، به اتهام «معاونت در جرم و تسهیل ارتکاب جرم برای مجرم اصلی از باب ارتکاب جرایم حدی» هر کدام به ۱۵ سال حبس و مجازاتهای تکمیلی دیگر محکوم شدند.
بامداد ۲۱ تیر اعلام شد حکم اعدام در ملاءعام متهم ردیف اول پرونده «تجاوز و قتل دختر شش ساله اهل بوکان به نام نیان»، اجرا شد.
تجاوز جنسی از جمله جرایمی است که در ایران مجازات اعدام دارد اما هیچ مستنداتی از میزان بازدارندگی این حکم وجود ندارد.
سازمانهای حقوق بشری همواره آمار بالای اعدام در ایران را محکوم و تأکید کردهاند مجازات اعدام خشونتبارترین و غیرانسانیترین شکل تنبیه است و در عمل نقش بازدارندهای در کاهش جرایم جنسی ندارد، بلکه اغلب فرصتی برای سرکوب بیشتر فراهم میکند.
کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل میگوید مجازات اعدام از سوی جمهوری اسلامی تبدیل به یک سلاح برای ترساندن شهروندان و تولید وحشت در جامعه شده است.
آمار نامشخص تجاوز جنسی در ایران
جمهوری اسلامی آمار مشخصی از میزان تجاوز و آزار جنسی در ایران ارائه نمیکند.
سعید مدنی، جامعهشناس زندانی، در دهه ۹۰ خورشیدی درباره موضوع تعرض و تجاوز جنسی در نقاط مختلف ایران پژوهشی انجام داد.
مدنی مرداد ۱۳۹۹ در مصاحبه با روزنامه شرق به موضوع قبح و انگ اجتماعی در ارتباط با تجاوز جنسی در ایران پرداخت و هشدار داد بر اساس برآوردها، «بیش از ۸۰ درصد موارد تجاوز به دلایل مختلف گزارش نمیشوند».
این جامعهشناس که اکنون دوران محکومیت ۹ سال حبس خود را در زندان دماوند سپری میکند، گفت اکثر موارد تجاوز در ایران گزارش نمیشوند زیرا «حمایت از قربانی تجاوز در قانون ایران حداقلی است».
به گفته مدنی، زنان قربانی تجاوز از نظر فرهنگی مورد ظن و بدگمانی جامعه قرار دارند و به همین دلیل «ترجیح میدهند پیامد تجاوز را تحمل کنند اما در معرض قضاوت عمومی قرار نگیرند، چرا که فکر میکنند در هر حال محکوم میشوند».
علاوه بر این، خود حکومت جمهوری اسلامی در سوءاستفاده و تجاوز جنسی به شهروندان در زندانها دست دارد.
طی اردیبهشت تا آذر سال ۱۴۰۳، سازمان دیدهبان حقوق بشر و سازمان عفو بینالملل در گزارشهایی از «تجاوز جنسی» ماموران سپاه پاسداران، بسیج، وزارت اطلاعات و بخشهای مختلف پلیس به زنان، مردان و کودکان در جریان اعتراضات خیزش مهسا خبر دادند.
کمیته مستقل حقیقتیاب سازمان ملل نیز در نخستین گزارش خود درباره خیزش «زن، زندگی، آزادی» که در اسفند ۱۴۰۱ منتشر شد، موارد تجاوز و سایر اشکال خشونت جنسی و مبتنی بر جنسیت مانند «تجاوز گروهی و تجاوز با اشیا، وارد کردن شوک الکتریکی به اندام تناسلی، برهنهسازی اجباری و لمس و دستمالی بدن زنان و دختران» را تایید کرده بود.
رییس مجلس شورای اسلامی تلاش کرد تا پیامدهای آغاز روند فعال شدن مکانیسم ماشه بر اقتصاد ایران را ناچیز جلوه دهد. او گفت تحریمهای سازمان ملل متحد علیه جمهوری اسلامی نسبت به تحریمهای فعلی علیه تهران «گستردگی و نهاد ناظر و ضامن ندارد» و «بسیار کماثرتر» از تحریمهای آمریکاست.
محمدباقر قالیباف سهشنبه ۱۱ شهریور در نطق پیش از دستور خود در صحن علنی مجلس گفت که قطعنامههای تحریمی سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی «پیامدهای تاثیرگذاری بر اقتصاد ایران نخواهند داشت».
او افزود: «اولین دلیل این واقعیت این است که تحریمهای اقتصادی ذکر شده در این قطعنامهها به فعالیتهای هستهای ایران مرتبط است و بسیار کماثرتر از تحریمهای عمومی و با مصادیق بسیار زیادی است که آمریکا علیه ایران اعمال کرده است. به عبارت دیگر با بازگشت قطعنامههای سازمان ملل تحریم اقتصادی جدیدی نیست که به تحریمهای فعلی اضافه شود.»
قالیباف ادامه داد: «دلیل دوم این است که با پیگیری نهاد اوفک (دفتر کنترل داراییهای خارجی) از جانب دولت آمریکا، تحریمهای یکجانبه این کشور به شکل حداکثری اجرایی میشود. این در حالی است که تحریمهای سازمان ملل به نسبت تحریمهای یکجانبه آمریکا، گستردگی و نهاد ناظر و ضامن ندارد.»
در روزهای اخیر مقامات جمهوری اسلامی تلاش کردهاند بازگشت تحریمهای سازمان ملل متحد علیه جمهوری اسلامی را کماهمیت جلوه دهند و واکنش منفی بازارهای ایران به آغاز روند فعال شدن مکانیسم ماشه را صرفا ناشی از «پیامدهای روانی» این موضوع بدانند نه پیامدهای اقتصادی واقعی آن.
پیشتر گزارشی از اتاق بازرگانی منتشر شد که در آن احتمال افزایش نرخ ارز به ۱۶۵ هزار تومان و تورم ۹۰ درصدی در صورت فعال شدن مکانیسم ماشه مطرح شد.
در گزارش اتاق بازرگانی که واکنش نهادهای امنیتی را بهدنبال داشت، با هدف بررسی سناریوهای پیش روی اقتصاد ایران تا پایان سال ۲۰۲۵، تاکید شده بود که سه سناریوی خوشبینانه، محتمل و بدبینانه قابل پیشبینی است و در سناریوی بدبینانه، دلار با جهشی چشمگیر از نرخ فعلی به ۱۶۵ هزار تومان میرسد و تورم نیز به ۹۰ درصد افزایش مییابد.
رشد اقتصادی ایران در همه سناریوها منفی پیشبینی شد.
از سوی دیگر شیرین عبادی، حقوقدان و برنده جایزه صلح نوبل، در واکنش به آغاز روند فعالسازی مکانیسم ماشه، در اینستاگرام خود نوشت این اقدام به معنای بازگشت همه تحریمهای بینالمللی است و پیامدهای آن برای کشور «بسیار خطرناکتر از جنگ» خواهد بود و جمهوری اسلامی مقصر اصلی این وضعیت است.
هفتم شهریور، یدالله جوانی، معاون سیاسی سپاه پاسداران، در واکنش به فعالسازی مکانیسم ماشه در مطلبی نوشت که «همه شواهد و قرائن نشان میدهد خود اروپاییها هم میدانند» مکانیسم ماشه «نمیتواند اقتصاد ایران را دچار مشکلات اساسی کند».
قالیباف: باید مکانیسم ماشه را «هزینهمند» کنیم
رییس مجلس شورای اسلامی همچنین گفت که قطعنامههای سازمان ملل متحد علیه جمهوری اسلامی، شامل تحریمهای کم شدتی هستند و تحریم صادرات نفت ایران را در بر نمیگیرند.
قالیباف با این حال اضافه کرد: «لازم است که ایران اقدامی بازدارنده برای هزینهمند کردن این اقدام غیرقانونی طرفهای اروپایی انجام دهد تا منجر به تغییر تصمیم دشمن در فعال کردن مکانیسم ماشه شود.»
پیشتر ایراناینترنشنال گزارش داده بود که با اجرای مکانیسم ماشه، تمام تحریمهای مصوب شورای امنیت علیه ایران در شش قطعنامه سالهای ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰ احیا خواهد شد، از جمله: تحریم تسلیحاتی، ممنوعیت غنیسازی و بازفرآوری اورانیوم، ممنوعیت پرتاب و توسعه موشکهای بالستیک قادر به حمل کلاهک هستهای و هرگونه انتقال فناوری و کمک فنی در این حوزه، مسدودسازی داراییها و ممنوعیت سفر برای افراد و نهادهای ایرانی مشخصشده و مجوز بازرسی محمولههای شرکت هواپیمایی ایرانایر و خطوط کشتیرانی جمهوری اسلامی برای جلوگیری از انتقال اقلام ممنوعه.
سه کشور اروپایی و کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، با اشاره به آغاز روند بازگرداندن تحریمهای سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی اعلام کردهاند که این اقدام به معنای پایان دیپلماسی نیست اما تاکید کردهاند: «اکنون توپ در زمین تهران است.»
مقامهای جمهوری اسلامی وعده دادهاند که تهران به اقدام سه کشور اروپایی در فعالسازی مکانیسم ماشه، «پاسخ مقتضی» خواهد داد.
بنا بر ارزیابی سازمان اطلاعاتی کره جنوبی، تاکنون حدود دو هزار سرباز کره شمالی که برای کمک به روسیه در تهاجم علیه اوکراین اعزام شده بودند، کشته شدهاند.
لی سونگ-کئون یکی از نمایندگان مجلس کره جنوبی، سهشنبه ۱۱ شهریور و پس از جلسه توجیهی با سازمان اطلاعات ملی این کشور گفت: «در ماه آوریل، سازمان اطلاعات ملی سئول اعلام کرده بود شمار کشتهشدگان دستکم ۶۰۰ نفر است.»
او افزود: «اما بر اساس ارزیابیهای جدید، اکنون این رقم حدود دو هزار نفر برآورد میشود.»
طبق گزارش سازمان اطلاعات کره جنوبی، پیونگیانگ اعزام نیروهای بیشتر به اوکراین را در برنامه دارد.
میزان دقیق نیروهای اعزامی یا تلفات کره شمالی تاکنون اعلام نشده اما سازمان اطلاعات کره جنوبی پیش از این شمار کشتهشدگان را حدود ۶۰۰ نفر از مجموع ۱۵ هزار نیروی اعزامی برآورد کرده بود.
این در حالی است که منابع اطلاعاتی غربی از بیش از شش هزار کشته و زخمی سخن گفتهاند.
تاکید رهبر کره شمالی بر همکاری با روسیه
کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی، دی ماه گذشته در نامهای به پوتین تعهد کرد همکاری راهبردی جامع کشورش با روسیه را تقویت کند.
او خرداد گذشته در پیامی به مناسبت جشن میهنی در روسیه، پوتین را «عزیزترین رفیق» خود خواند و روابط دوجانبه را «رابطهای واقعی میان رفقای همسنگر» توصیف کرد.
رهبر کره شمالی به تازگی در مراسمی که در آن میزبان خانوادههای سربازان کشته شده اعزام شده به روسیه برای شرکت در جنگ اوکراین بود، از «قهرمانی پسران و شوهران» تمجید کرد و به این خانوادهها وعده «زندگی زیبا» در کره شمالی داد.
رسانههای دولتی کره شمالی شنبه هشتم شهریور نوشتند کیم در این دیدار «اندوه خود» را «از ناتوانی در نجات جانهای ارزشمند کشتهشدگان» ابراز کرد.
کیم، دوشنبه ۱۰ شهریور پیونگیانگ را با قطار سبزرنگ معروف خود به مقصد پکن ترک کرد تا با رهبران چین و روسیه دیدار کند.
خبرگزاری رویترز سهشنبه نوشت که این گردهمایی که تحلیلگران غربی آن را «محور آشوب» نامیدهاند، میتواند بر پایه پیمان دفاعی متقابل میان روسیه و کره شمالی که در ژوئن ۲۰۲۴ امضا شد، استوار شود.
بر اساس ارزیابی این خبرگزاری، این دیدار سهجانبه همچنین میتواند به یک اتحاد مشابه میان پکن و پیونگیانگ نیز بینجامد؛ نتیجهای که ممکن است محاسبات نظامی در منطقه آسیا-اقیانوس آرام را دگرگون سازد.
میدلایست فوروم در مقالهای با نگاه به دو حمله تروریستی منتسب به سپاه پاسداران در استرالیا، ماهیت این نهاد را بررسی و آن را «ترکیبی از نهاد دولتی و گروه تروریستی» معرفی کرده است که به موازات وزارت اطلاعات حکومت فعالیت میکند، اما ماموریت ایدئولوژیکتر و گستردهتری دارد.
این اندیشکده محافظهکار آمریکایی، در این مقاله که دهم شهریور منتشر شد، وجود سپاه بهعنوان ساختاری موازی با وزارت اطلاعات را «گواهی بر نقش دوگانه جمهوری اسلامی» میداند و مینویسد: «رژیم در تهران هم یک نهاد دولتی است و هم خود را مرکز یک جنبش جهانی انقلاب اسلامی تعریف میکند. وزارت اطلاعات بهطور کلی به نقش اول مربوط است؛ سپاه نماینده نقش دوم است.»
جاناتان اسپایر، روزنامهنگار و سردبیر فصلنامه خاورمیانه در این مقاله، «نقش محوری در نمایش قدرت جمهوری اسلامی» را متعلق به سپاه و این نهاد را «مسئول مهمترین دستآورد سیاست خارجی حکومت ایران در سالهای اخیر» میداند.
او موفقیت یادشده را اینطور توصیف میکند: «کاشتن گروههای سیاسی-نظامی نیابی در کشورهای همسایه ایران و استفاده از آنها به عنوان ابزارهای سیاست دولتی.»
سپاه در قیاس با وزارت اطلاعات و نهادهای معمول امنیتی
اسپایر در بخشی از این مقاله به مقایسه سپاه با نهادهای اطلاعاتی مرسوم در دنیا و همینطور با وزارت اطلاعات ایران پرداخته است.
به گفته او ترور و خرابکاری در خاک بیگانه برای تامین منافع کشورها یا نفوذ به نظامهای سیاسی کشورهای هدف به منظور کسب اطلاعات و بر هم زدن فرآیندهای سیاسی بخشی آشنا از عملکرد نهادهای اطلاعاتی و سازمانهای جنگ پنهان است، اما اقدامات سپاه خارج از مرزهای ایران در هیچ یک از این دستهها نمیگنجد.
اسپایر عملکرد برونمرزی سپاه انقلاب اسلامی را بیشتر به «عملکرد گروههای نفرتپراکن داخلی یا سازمانهای تروریستی نژادپرست بومی» شبیه میداند با این تفاوت که سپاه در راستای «پروژه ایدئولوژیک و مذهبی گستردهتری که رژیم حاکم بر ایران به آن متعهد است» فعالیت میکند.
او سپاه و وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی را در «انجام وظایف برونمرزی، مشارکت در فعالیتهای تروریستی و گزارشدهی مستقیم فرماندهان به علی خامنهای» شبیه هم میداند. با اینحال با اشاره به نمونههایی از عملیات برونمرزی وزارت اطلاعات مینویسد که این نهاد به سازمانهای امنیتی دیگر رژیمهای سرکوبگر شبیهتر است.
اسپایر در بخش دیگری از مقاله بازوهای متعدد سپاه و نفوذ این نهاد در ساحتهای گوناگون سیاستگذاری و ایفای نقش در ایران را بررسی میکند و مینویسد: «نیروی قدس سپاه مسئول مهمترین دستآورد سیاست خارجی جمهوری اسلامی، یعنی گروهای سیاسی-نظامی نیابتی در کشورهای همسایه است و در این زمینه از روشی منحصربهفرد در جنگ سیاسی نامتقارن استفاده میکند.»
این مقاله، کشته شدن قاسم سلیمانی در ژانویه ۲۰۲۰ در حملات آمریکا را «ضربهای سنگین به استراتژی منطقهای جمهوری اسلامی» میخواند و ادامه میدهد که با اینحال «سپاه و روشهایش همچنان ابزار قدرتمندی برای نمایش قدرت در سراسر خاورمیانه باقی ماندهاند و به رژیم امکان میدهند ضعفهای متعارف خود را دور بزند.»
«سرکوب مخالفتهای داخلی به خشنترین شکل ممکن با استفاده از نیروهای بسیج و اعضای گروههای نیابتی عرب»، و در اختیار داشتن «یک امپراتوری عظیم اقتصادی که تجارت، صنعت، انرژی، بانکداری، حملونقل، معدن، پزشکی، سرگرمی، ورزش و واردات و صادرات» را قبضه کردهاند، دیگر نقشهایی است که این مقاله برای سپاه برشمرده و آنها را از زوایای مختلف بررسی کرده است.
تروریست خواندن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به چه معنا است؟
اسپایر در بخش پایانی مقالهاش با اشاره به اینکه استرالیا و تعدادی دیگر از کشورها از جمله ایالات متحده، سوئد و کانادا سپاه را نهادی تروریستی خواندهاند، نوشته است: «این موضوع به مقامات استرالیا اجازه میدهد بهسرعت علیه هر فردی که از این گروه حمایت کند، اقدام کنند و امکان مسدود کردن فوری داراییهای نگهداریشده در حوزه قضایی استرالیا توسط هر فرد یا نهادی مرتبط یا حامی سپاه را فراهم میکند.»
به نقل از این مقاله، کشوری که سپاه را نهادی تروریستی اعلام کند، در واقع امکان «هدفگیری شدیدتر فعالیتهای اقتصادی سپاه و افراد یا نهادهایی که با کسبوکارهای مرتبط با سپاه همکاری دارند» را برای خود فراهم میکند و میتواند «علیه نهادهایی که در پی گسترش پیامهای ایدئولوژیک آن هستند» بهسرعت و باشدت بیشتر وارد عمل شود.