فریدون فرخزاد و زنجیره ترورهای برونمرزی جمهوری اسلامی؛ از بن تا نیویورک
در یکی از روزهای مرداد ۱۳۷۱، فریدون فرخزاد، شاعر، خواننده، مجری و فعال سیاسی، در آپارتمان خود در شهر بن آلمان قربانی قتلی فجیع شد. جسد او را که ۳۷ ضربه چاقو خورده بود، در آشپزخانه کوچکش پیدا کردند. جنایتی که به یکی از برجستهترین ترورهای برونمرزی منتسب به جمهوری اسلامی بدل شد.
فریدون فرخزاد که بود؟
فریدون فرخزاد ۱۵ مهر ۱۳۱۵ در تهران زاده شد. او در خانوادهای فرهنگی و به عنوان برادر فروغ فرخزاد، شاعر نامدار رشد کرد. پس از تحصیل در رشته علوم سیاسی در آلمان، به ایران بازگشت و با برنامههای رادیویی و تلویزیونی مانند «میخک نقرهای» به شهرت رسید. این برنامهها با معرفی خوانندگانی چون ابی و لیلا فروهر، او را به «شومن افسانهای ایران» تبدیل کرد.
او پس از انقلاب ۱۳۵۷، به دلیل انتقادهای تند از نظام جمهوری اسلامی، مجبور به ترک ایران شد. در تبعید، فرخزاد با پیوستن به سازمان درفش کاویانی، از طریق سخنرانیها، کنسرتها و برنامههای رادیویی به انتقاد از رژیم ادامه داد و به موضوعاتی مانند کودکسربازان جنگ ایران و عراق پرداخت.
قتل فجیع در بن
فرخزاد بین ۹ تا ۱۵ مرداد سال ۱۳۷۱ در آپارتمانش در بن به قتل رسید. پلیس آلمان ۱۶ مرداد جسد او را کشف کرد. گزارشها حاکی از اصابت ۳۷ ضربه چاقو به بدنش و شایعه بریده شدن زبانش بود که البته این شایعه تأیید نشد. شدت خشونت این جنایت نشان از انگیزهای قوی برای حذف او داشت.
ابوالقاسم مصباحی، جاسوس سابق جمهوری اسلامی، در گفتوگو با رادیو فردا ادعا کرد که قاتل، فردی به نام «رضا» از نزدیکان فرخزاد در لسآنجلس بود که برای بازپسگیری اموال توقیفشدهاش در ایران این جنایت را انجام داد. اکبر گنجی نیز در کتاب «عالیجناب سرخپوش، عالیجنابان خاکستری» قاتل را فردی ایرانی معرفی کرد که پس از قتل به ایران بازگشت.
در سال ۱۴۰۳، محسن رفیقدوست، رئیس سابق بنیاد مستضعفان و وزیر وقت سپاه، در مصاحبهای با «دیدهبان ایران» مسئولیت ترور فرخزاد، شاپور بختیار، غلامعلی اویسی و شهریار شفیق را پذیرفت و مدعی شد این عملیاتها با همکاری گروه باسک استقلالطلب اسپانیا انجام شده است.
برخی مقامات جمهوری اسلامی، مانند عباس سلیمی، قتل فرخزاد را به سازمان مجاهدین خلق نسبت دادند و ادعا کردند او قصد بازگشت به ایران را داشت، اما این روایت از سوی منابع مستقل تأیید نشده است.
زمینه ترور: حذف مخالفان در تبعید
فرخزاد به دلیل انتقادهای تند و تأثیرگذارش در تبعید، تهدیدی برای جمهوری اسلامی بود. او با طنز و صراحت، فرهنگ و ایدئولوژی حاکم بر ایران را به چالش میکشید. برخی منابع، مانند رفیقدوست، ادعا کردهاند که او به دلیل ارتباط با مخالفان یا قصد بازگشت به ایران هدف قرار گرفت، اما شواهد قویتر به انتقام حکومت از فعالیتهای سیاسی و هنری او اشاره دارند.
فریدون فرخزاد، هنرمندی چندوجهی و منتقدی بیپروا بود که در اوج فعالیتهایش در تبعید قربانی یکی از فجیعترین ترورهای برونمرزی جمهوری اسلامی شد.
قتل فرخزاد موجی از خشم و ترس در میان ایرانیان تبعیدی ایجاد کرد. پیکر او ابتدا در گوری موقت دفن شد، اما ۱۵ سال بعد به قبر دائمی منتقل شد. پرونده قتل او در آلمان همچنان باز است و قاتلان محاکمه نشدهاند.
ترور فرخزاد بخشی از استراتژی جمهوری اسلامی برای حذف مخالفان در خارج از ایران بود. پس از انقلاب ۱۳۵۷، حکومت مخالفان سیاسی، روشنفکران و فعالانی را که در تبعید به انتقاد ادامه میدادند، هدف قرار داد. این ترورها در دهههای ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰، در دوره رهبری علی خامنهای و ریاستجمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی، با سازماندهی وزارت اطلاعات و نیروی قدس سپاه شدت گرفت.
نمونههای دیگر ترورهای برونمرزی
طبق گزارش بنیاد برومند جمهوری اسلامی از سال ۱۳۵۷ در بیش از ۵۴۰ ترور هدفمند در ۴۰ کشور دست داشته است. فهرست این ترورها طولانی است و اینجا تنها به چند مورد اشاره میشود:
شاپور بختیار: آخرین نخستوزیر دوره پهلوی، ۱۵ مرداد ۱۳۷۰ در خانهاش در پاریس به همراه منشیاش، سروش کتیبه، ترور شد. دادگاه فرانسه، علی وکیلیراد را به عنوان یکی از قاتلان محکوم کرد و سازماندهی ترور را به تهران نسبت داد. وکیلیراد پس از ۱۹ سال زندان آزاد شد و در ایران مورد استقبال قرار گرفت.
عبدالرحمان قاسملو: دبیرکل حزب دموکرات کردستان ایران، ۲۲ تیر ۱۳۶۸ در وین، هنگام مذاکره با نمایندگان جمهوری اسلامی، همراه با عبدالله قادریآذر و فاضل رسول کشته شد. محمد جعفری صحرارودی به عنوان عامل اصلی شناخته شد.
صادق شرفکندی: جانشین قاسملو، در ۲۶ شهریور ۱۳۷۱ در رستوران میکونوس برلین به همراه فتاح عبدلی، همایون اردلان و نوری دهکردی ترور شد. دادگاه میکونوس، مقامات ارشد ایران از جمله علی خامنهای، اکبر هاشمی رفسنجانی و علی فلاحیان را محکوم کرد. کاظم دارابی و چند لبنانی نیز به عنوان عوامل اجرایی محکوم شدند.
غلامعلی اویسی: فرمانده نظامی سابق، در ۱۸ بهمن ۱۳۶۲ در پاریس به همراه برادرش ترور شد. گروه جهاد اسلامی لبنان به رهبری عماد مغنیه مسئولیت را بر عهده گرفت.
رضا مظلومان: عضو سازمان درفش کاویانی، ۷ خرداد ۱۳۷۵ در پاریس با شلیک گلوله کشته شد. احمد جیحونی، رابط وزارت اطلاعات ایران در این رابطه به ۱۷ سال زندان محکوم شد.
تلاشهای اخیر برای ترور
جمهوری اسلامی در سالهای اخیر نیز تلاشهایی برای حذف مخالفان در خارج از کشور انجام داده است که برخی ناکام ماندهاند. روزنامه واشینگتنپست در سال ۱۴۰۱ گزارش داد که پس از کشته شدن قاسم سلیمانی در ۱۳۹۸، از ۱۲۴ نقشه ترور کشفشده جمهوری اسلامی، ۳۶ مورد در سالهای اخیر طراحی شدهاند که نشاندهنده ادامه استراتژی حذف فیزیکی مخالفان است.
روحالله زم: روزنامهنگار و مدیر کانال تلگرامی آمدنیوز، مهر ۱۳۹۸ در عراق ربوده شد. زم که در فرانسه پناهنده بود، به بهانهای به عراق کشانده شد و توسط عوامل سپاه پاسداران به ایران منتقل شد.
او در ۲۲ آذر ۱۳۹۹ پس از محاکمهای که گزارشگران بدون مرز آن را «ناعادلانه» خواند، به اتهام «افساد فیالارض» اعدام شد. این اعدام با واکنشهای جهانی گستردهای از سوی کانادا، آمریکا، آلمان، فرانسه و کمیته حفاظت از روزنامهنگاران مواجه شد که آن را محکوم کردند. وزارت خارجه کانادا در توییتی بر ایستادگی در برابر سرکوب روزنامهنگاران تأکید کرد و شریف منصور از کمیته حفاظت از روزنامهنگاران اعدام زم را به اقدامات «باندهای جنایتکار» تشبیه کرد.
مسیح علینژاد: روزنامهنگار و فعال حقوق زنان ایرانی-آمریکایی، چندین بار هدف توطئههای ترور و آدمربایی قرار گرفته است. در تیر ۱۴۰۰، وزارت دادگستری آمریکا از تلاش چهار مأمور اطلاعاتی ایران، از جمله علیرضا شوارقی فراهانی، برای ربودن علینژاد از نیویورک و انتقال او به ایران خبر داد. در تابستان ۱۴۰۱، خالد مهدیاف، شهروند آذربایجانی، با یک کلاشنیکف در نزدیکی خانه علینژاد در بروکلین بازداشت شد. او اسفند ۱۴۰۳ در دادگاه فدرال منهتن به تلاش برای قتل علینژاد اعتراف کرد و گفت برای این کار ۳۰ هزار دلار دریافت کرده بود.
در آبان ۱۴۰۳، دادستانهای فدرال نیویورک یک مقام ارشد سپاه پاسداران و سه نفر دیگر، از جمله رفعت امیروف و پولاد عمروف، را به توطئه برای ترور علینژاد متهم کردند. وزارت خزانهداری آمریکا نیز روحالله بازقندی، معاون ضدجاسوسی اطلاعات سپاه، را به دلیل نقش در این توطئهها تحریم کرد. علینژاد پس از این تلاشها به مکان امنتری در نیویورک منتقل شد.
روزنامهنگاران ایران اینترنشنال: شبکه ایران اینترنشنال از سال ۱۴۰۱ هدف تهدیدهای مکرر جمهوری اسلامی قرار گرفته است. سیما ثابت و فرداد فرحزاد از جمله روزنامهنگاران این رسانه بودند که تهدید جانی شدند. آیتیوینیوز در آذر ۱۴۰۲ گزارش داد که جاسوسهای سپاه در اکتبر ۲۰۲۲ به یک قاچاقچی انسان ۲۰۰ هزار دلار برای ترور ثابت و فرحزاد پیشنهاد دادند. این توطئه توسط یک جاسوس دوجانبه افشا شد. در فروردین ۱۴۰۳، پوریا زراعتی، مجری دیگر ایران اینترنشنال هم هدف سوءقصد قرار گرفت.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.