رئیس پیشین اتاق بازرگانی: صفهای شبانه جلوی سفارت چین «مایه شرمساری» است
تصاویر منتشرشده از صفهای شبانه ایرانیان مقابل سفارت چین در تهران، بار دیگر توجه افکار عمومی را به یکی از مهمترین واقعیتهای اجتماعی امروز ایران جلب کرد: اشتیاق گسترده مردم برای ترک کشور.
حسین سلاحورزی، رئیس پیشین اتاق بازرگانی، در واکنش به این تصاویر، آن را «مایه شرمساری» خواند و با انتقاد از وضعیت موجود نوشت: «مردمی که کشورشان بیش از ۷۰ درصد وارداتش را از چین تأمین میکند، نباید روی زمین بخوابند تا اجازه سفر بگیرند.»
او همچنین از رئیس دولت، مسعود پزشکیان، خواست پیش از سفر خود به پکن، «دستور دهند تا این صفهای حقارتبار جمع شود.»
این تصاویر در حالی منتشر شدهاند که دولت جمهوری اسلامی در تبلیغات رسمی خود همواره بر تقویت روابط راهبردی با کشورهای شرقی از جمله چین تاکید کرده است. اما همزمان، صحنههایی مانند انتظار شبانه مردم برای گرفتن نوبت ویزا، نشاندهنده میل فزایندهای در میان ایرانیان برای مهاجرت—حتی به کشورهایی نظیر چین—است.
کارشناسان معتقدند که رشد تورم، فساد سیستماتیک، انسداد سیاسی، و نبود چشمانداز شغلی و رفاهی، بهویژه برای جوانان و طبقه متوسط، از عوامل اصلی این تمایل گسترده به مهاجرتاند. افزایش تقاضا برای ویزاهای تحصیلی، کاری، یا حتی توریستی به مقصد کشورهای آسیایی و اروپایی در ماههای اخیر، گویای همین واقعیت است.
سفر پیشِ روی مسعود پزشکیان به چین، که از سوی سخنگوی دولت، فاطمه مهاجرانی، اعلام شده، حالا در سایه همین انتقادها و فشار افکار عمومی قرار گرفته است. بسیاری از کاربران در فضای مجازی خواهان آن شدهاند که دولت بهجای گسترش مناسبات سیاسی نمادین، برای حل ریشهای بحرانهای اقتصادی و اجتماعی کشور چارهای بیندیشد تا شهروندان مجبور نباشند برای خروج از ایران، شب را روی پیادهرو سفارتخانهها به صبح برسانند.
در همین رابطه، ۳۱ مرداد ماه، رحیم زارع، عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس، با اشاره به پیامدهای جنگ ۱۲ روزه جمهوری اسلامی و اسرائیل اعلام کرد بسیاری از ایرانیان خانههای خودشان را برای فروش گذاشتهاند و بهدنبال مهاجرت هستند.
زارع گفت: «اگر بر اساس واقعیت نگاه کنیم، بسیاری از ایرانیان خانههای خودشان را برای فروش گذاشتند و بهدنبال مهاجرت بهدلیل شرایطی که وجود دارد، هستند و این هم یکی از متغیرهایی است که بر افزایش قیمت ارز اثر گذاشته است.»
او افزود: «ظرف ۴۸ ساعت، ۲۴۰ هزار واحد در تهران برای فروش گذاشته شده که این نگرانکننده است و یکی از متغیرهایی است که سهم بسیار بالایی در افزایش قیمت دلار دارد.»
تشدید روند مهاجرت از ایران روند مهاجرت از ایران مدتها پیش از جنگ اخیر میان جمهوری اسلامی و اسرائیل شتاب گرفته بود و نهادها و سازمانهای گوناگون پیشتر نسبت به پیامدهای آن هشدار داده بودند.
بهرام صلواتی، رییس سابق رصدخانه مهاجرت ایران، ششم مرداد گفت نزدیک به چهار درصد از جمعیت تحصیلکرده و دانشجویان ایرانی به خارج از کشور رفتهاند.
او پیش از این نیز خبر داده بود شمار دانشجویان ایرانی مهاجر به بیش از ۱۰۰ هزار نفر رسیده و از این میان، تنها یک درصد به ایران برمیگردند.
مهاجرت نخبگان، اعضای کادر درمان، استادان دانشگاه و نیروی کار متخصص در سالهای اخیر نگرانیهای گستردهای را در میان کارشناسان و افکار عمومی ایران برانگیخته است.
سایت دیجیاتو اردیبهشتماه گزارش داد ایران به صادرکننده نیروی متخصص برنامهنویسی تبدیل شده است.
سعید مدنی، جامعهشناس محبوس در زندان دماوند، در نامهای از سیاست هستهای جمهوری اسلامی انتقاد کرد و گفت پروژه حدودا ۳۰ ساله غنیسازی اورانیوم در خاک ایران «اساسا موضوعیت نداشته و ندارد».
این نامه با عنوان «خشت کج غنیسازی و مساله ایران فردا» یکشنبه دوم شهریور در کانال تلگرامی «تحکیم ملت» منتشر شد.
مدنی در این نامه نوشت: «غنیسازی اورانیوم پیش از ساخت نیروگاه اتمی، ظاهرا شیپور زدن از دهانه گشاد است؛ بنابراین مثل معروف "چاه را نکنده، منار را دزدیدهاند" است.»
او افزود: «اگرچه هیچ گزارش رسمی از هزینههای پروژه غنیسازی ایران از گذشته تا امروز منتشر نشده و بهسختی میتوان در این مورد اظهار نظر کرد، اما برخی برآوردها هزینه پروژه غنیسازی ایران را از گذشته تا امروز با دست کم معادل یک سال فروش نفت و بیشتر برآورد کردهاند.»
جمهوری اسلامی تاکنون از ارائه برآوردی دقیق و شفاف درباره هزینههای مستقیم و غیرمستقیم برنامه هستهای خود خودداری کرده است؛ با این حال، مقامهای حکومتی گاه به بیان ارقامی در این زمینه پرداختهاند.
بهعنوان نمونه، محمدجواد ظریف، وزیر وقت امور خارجه جمهوری اسلامی، در سال ۱۳۹۹ گفت تنها تا آن مقطع، تحریمهای ناشی از برنامه هستهای حدود یک تریلیون دلار هزینه بر کشور تحمیل کرده است.
اصرار جمهوری اسلامی بر غنیسازی اورانیوم در خاک ایران، مذاکرات هستهای تهران و واشینگتن را به بنبست کشانید و آمریکا و اسرائیل در جریان جنگ ۱۲ روزه، سایتهای هستهای، از جمله تاسیسات غنیسازی اورانیوم ایران، را بمباران کردند.
مدنی در ادامه نامه خود نوشت: «با هیچ فهمی از توسعه نمیتوان جایگاه روشنی برای پروژه غنیسازی تعریف کرد. گویی مسئولان و تصمیمگیرندگان پروژه اساسا یا درکی از توسعه نداشتهاند یا الزامی به برقراری پیوند بین این پروژه عظیم و برنامه توسعه نمیدیدهاند.»
او تاکید کرد: «این حق ملت ایران بوده و است تا علل و توجیهات چنین سرمایهگذاری عظیمی از منابع ملی را بدانند، بهویژه آنکه این پروژه نهتنها نفعی عاید ملت نکرده، بلکه روز به روز زیان حاصل از آن انباشته شده است.»
در سالهای اخیر، تحریمهای اقتصادی مرتبط با برنامه هستهای جمهوری اسلامی تاثیری فزاینده بر اقتصاد ایران گذاشته و آن را در مقایسه با دورههای پیشین به سطحی بیسابقه از ضعف و بحران رسانده است.
مدنی: با ذخایر اورانیوم غنیشده میتوان از فقر کاست؟
مدنی در نامه خود این پرسش را مطرح کرده که «آیا با دهها برابر افزایش ذخایر اورانیوم غنیشده میتوان منابعی برای قدری کاهش فقر نزدیک به نیمی از جمعیت کشور فراهم کرد؟ آیا به اتکای این ذخایر میتوان یک درصد از تورم ۴۰ درصدی را کاست؟»
این جامعهشناس به تبلیغات رسمی جمهوری اسلامی که دلیل غنیسازی را «ساخت رادیوداروها و بهرهبرداری از انرژی اتمی در اصلاح نباتات» عنوان میکند، پرداخت و افزود: «سوال مهم آن است که آیا بدون هزینه کرد کلان میلیاردی پروژه غنیسازی و حجم عظیم خسارات ناشی از پروژه امکان دستیابی به چنین محصولاتی نبود؟»
در روزهای اخیر گمانهزنیها درباره سرنوشت برنامه هستهای جمهوری اسلامی، بهویژه ذخایر اورانیوم غنیشده ایران، بالا گرفته است.
روزنامه تلگراف دوم شهریور گزارش داد بخشی از حاکمیت جمهوری اسلامی با هدایت علی لاریجانی، دبیر جدید شورای عالی امنیت ملی، آماده است به شکل چشمگیری سطح غنیسازی اورانیوم خود را کاهش دهد تا مانع از بازگرداندن تحریمهای سازمان ملل شود.
این نشریه بریتانیایی به نقل از مقامهای جمهوری اسلامی نوشت تهران مایل است برای جلوگیری از حملات بیشتر اسرائیل و آمریکا و ممانعت از فعالسازی مکانیسم ماشه، از موضع سختگیرانه خود عقبنشینی کند.
پیشتر مدنی و شمار دیگری از چهرههای سرشناس مدنی و حقوق بشری با انتشار بیانیهای با عنوان «ما نگران سرنوشت ایرانیم» هشدار دادند کشور در بحرانیترین دوره تاریخ معاصر قرار گرفته است.
آنها در این بیانیه، تنها راه نجات ایران را بازگرداندن حق تعیین سرنوشت به مردم از مسیر رفراندوم آزاد با نظارت نهادهای بینالمللی دانستند.
شینا انصاری، رییس سازمان حفاظت محیط زیست، شرایط سیاسی کشور، تحریمها و محدودیتها را از دلایل عدم اجرای کامل قانون هوای پاک دانست. او با دفاع از عملکرد دولت مسعود پزشکیان گفت سال گذشته مازوت کمگوگرد در نیروگاه شازند اراک سوزانده شد.
انصاری یکشنبه دوم شهریور تاکید کرد دولت پزشکیان کوشیده تا مسائل و مشکلات را کتمان نکند و اگر مازوتسوزی در دستور کار قرار دارد، «صریح بگوییم مازوتسوزی اتفاق افتاده است».
آبان ۱۴۰۳، فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت میتوان برای مدت محدودی، «خاموشی منظم» را جایگزین «تولید سم» برای عموم شهروندان کرد.
این سخنان اندکی پس از خاموشیهای تابستان همان سال و همزمان با آغاز قطعی گاز برای شهروندان مطرح شد.
در آن مقطع زمانی، خبرگزاریهای رسمی جمهوری اسلامی اعلام کردند به دستور پزشکیان، مازوتسوزی در سه نیروگاه اراک، کرج و اصفهان متوقف میشود.
با وجود وعده توقف مازوتسوزی، این موضوع ادامه یافت. در برخی مناطق، شدت آلودگی هوا به حدی بود که اهالی آن مناطق دست به اعتراضات خیابانی زدند. در اراک، اعتراضات تا اواخر سال ۱۴۰۳ ادامه داشت.
با گذشت سه ماه از انتشار خبر دستور توقف مازوت سوزی، بهمن ۱۴۰۳، سمیه رفیعی، سخنگوی کمیسیون کشاورزی مجلس شورای اسلامی، اعلام کرد تمامی نیروگاههای حرارتی کشور به مازوتسوزی روی آوردهاند.
رییس سازمان محیط زیست: از مازوتِ کمگوگرد استفاده کردیم
انصاری در ادامه اظهارات خود، با اشاره به محدودیتهای تامین سوخت در نیروگاهها گفت: «سال گذشته نتوانستیم موضوع سوخت مازوت را بهصورت اساسی حل کنیم، اما با برگزاری جلسات منظم، پیگیری و همکاری با وزارت نفت و وزارت نیرو در نیروگاه شازند که مطالبه اجتماعی مردم بود و موجب آلودگی میشد، در مقاطعی از زمستان سال گذشته سوخت مازوتِ کمگوگرد در اختیار گذاشته شد.»
او افزود: «همین امر باعث شد میزان آلودگی ناشی از دیاکسید گوگرد در سال ۱۴۰۳ نسبت به ۱۴۰۲ کاهش قابلتوجهی داشته باشد.»
۹ مرداد، پایگاه خبری تجارتنیوز گزارش داد برخلاف وعدههای پیشین مقامهای جمهوری اسلامی، مازوتسوزی به گزینه «رسمی و مورد اتکا» برای حکومت در مدیریت بحران انرژی تبدیل شده و این روند حتی سال گذشته نیز در جریان بوده است.
این رسانه با اشاره به ناتوانی حکومت در مدیریت بحران انرژی حتی با وجود مازوتسوزی نوشت: «مردم باید همزمان آلودگی هوا، بیبرقی و بیماریهای متعدد را تحمل کنند.»
نتایج یک پژوهش نشان میدهد قیمت واقعی برق صنایع در ایران، تا هفت برابر قیمتهای اعلامی است. قیمت برق صنعتی در سال ۱۴۰۴ نسبت به سال ۱۳۹۷، به طور رسمی حدود ۱۲ برابر و در عمل حدود ۳۰ برابر افزایش داشته است.
بر اساس نتایج پژوهش موسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی، که یکشنبه دوم شهریور منتشر شد، در شرایط فعلی کشور، قبضهای صنعتی علاوه بر نرخ پایه، شامل بخشهای دیگر از جمله الزامات ماده ۱۶، خرید برق غیرسبز، مابهالتفاوت سوخت و هزینه ترانزیت است.
این بخشهای فرعی، در نهایت هزینه برق را تا هفت برابر نرخ پایه افزایش میدهند.
بررسی تغییرات نرخ برق صنعتی در سال ۱۴۰۴ نسبت به سال ۱۳۹۷ نشان میدهد طی شش سال، با اینکه قیمت پایه برق صنعتی ۱۲ برابر افزایش داشته، رقم واقعی افزایش حدود ۳۰ برابر بوده است.
در همینحال، برخلاف مقایسههای رایج دولتمردان جمهوری اسلامی درباره پایین بودن نرخ برق در ایران نسبت به سایر کشورها، نتایج این پژوهش نشان میدهد نرخ هر کیلووات ساعت برق صنایع انرژی در کشورهای حاشیه خلیج فارس به طور میانگین ۴.۳ سنت است. این عدد برای صنایع انرژی ایران ۱۱.۸۶ سنت تعیین شده است: به عبارتی قیمت برق صنایع انرژی در ایران حدود سه برابر میانگین کشورهای حاشیه خلیج فارس است.
در فاصله سالهای ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۴، قیمت برق صنایع در هندوستان ۳.۷ درصد، در ترکیه ۱۹ درصد و در امارات متحده عربی هیچ تغییری نداشته است. اما در ایران افزایش قیمت اعلامی برق صنایع ۱۲۲۳ درصد بوده است.
دومینوی برق صنایع، از کارخانه تا بازار و سفره کارگران
شوک ناشی از این افزایش قیمت شدید و قطعی مکرر برق، در قیمت نهایی محصولات صنایع تاثیر گذار بوده است. برای نمونه در خرداد قیمت سیمان در بازار ایران به دلیل توقف تولید در واحدهای تولیدی، نسبت به یک سال گذشته تا ۲۲۸ درصد افزایش داشت.
فعالان صنایع هشدار دادند با اعمال خاموشیهای گسترده از اردیبهشت، پیشبینی میشود در سال ۱۴۰۴ تولید فولاد ۳۳ درصد کاهش یابد.
وضعیت برق صنایع، دومینووار سایر بخشها را نیز درگیر کرده است. محمود نجفیعرب، رییس اتاق بازرگانی تهران، ۱۰ مرداد، گفت: «برق واحدهای صنعتی سه روز در هفته قطع است و با وجود داراییها، از جمله نیروی انسانی، اما نمیتوانیم بهرهوری لازم را از صنعت داشته باشیم.»
در این شرایط، فعالان کارگری در استانهای مختلف کشور نسبت به سقوط وضعیت معیشتی کارگران، در پی تعطیلی و نیمه تعطیلی واحدهای صنعتی هشدار دادهاند.
به گفته آنان کاهش شیفتها، حذف پاداش تولید و احتمال تعدیل نیرو، زندگی هزاران کارگر را در معرض خطر قرار داده است.
اکبر شوکت، دبیر اجرایی خانه کارگر قم اعلام کرد که برخی شهرکهای صنعتی این استان تا دو روز در هفته بدون برق هستند و کاهش شیفت کاری باعث کاهش دستمزد کارگران شده است.
روزنامه تلگراف گزارش داد بخشی از جمهوری اسلامی با هدایت علی لاریجانی، آماده است به شکل چشمگیری سطح غنیسازی اورانیوم خود را کاهش دهد تا مانع از بازگرداندن تحریمهای سازمان ملل از سوی بریتانیا و دیگر کشورهای غربی شود.
این نشریه بریتانیایی یکشنبه دوم شهریور به نقل از مقامهای جمهوری اسلامی نوشت تهران مایل است برای جلوگیری از حملات بیشتر اسرائیل و آمریکا و همچنین فعالسازی مکانیسم ماشه، از موضع سختگیرانه خود عقبنشینی کند.
بر اساس این گزارش، علی لاریجانی، دبیر تازه منصوبشده شورای عالی امنیت ملی، هدایت تلاشها برای متقاعد کردن حاکمیت به کاهش سطح غنیسازی از ۶۰ درصد به ۲۰ درصد را بر عهده دارد.
گمانهزنیها بر این اساس بوده که سطح غنیسازی اورانیوم در ایران حدود ۹۰ درصد و در سطح تولید سلاح هستهای است. همین موضوع نگرانیهای بینالمللی درباره اهداف هستهای ایران را افزایش داده است.
لارنس نورمن، خبرنگار والاستریتژورنال، ۲۵ خرداد گفته بود چند منبع آگاه بر این باورند که احتمال دارد ایران غنیسازی اورانیوم تا سطح ۹۰ درصد را در تاسیسات فردو آغاز کرده باشد.
بازگشت احتمالی به سطح ۲۰ درصد، عقبنشینی قابل توجهی از توان فعلی ایران خواهد بود، اما همچنان بالاتر از سقف ۳.۶۷ درصدی تعیینشده در برجام است.
یک مقام ارشد ایرانی به تلگراف گفت: «لاریجانی تلاش میکند نظام را برای کاهش سطح غنیسازی متقاعد کند تا از یک جنگ دیگر جلوگیری شود. او نگران است که اگر سطح غنیسازی کاهش نیابد یا به برخی خواستههای غرب پاسخ داده نشود، نظام با چالشی بزرگ مواجه شود.»
او افزود تلاش لاریجانی عمدتا با مخالفت نهادها و چهرههای وابسته به حکومت و سپاه پاسداران روبهروست.
با این حال، به گفته این مقام، ظاهرا علی خامنهای تمایل دارد با این رویکرد همراهی کرده و بار دیگر با قدرتهای غربی وارد تعامل شود.
بریتانیا، فرانسه و آلمان تهدید کردهاند در صورتی که جمهوری اسلامی تا پایان آگوست (نهم شهریور) مذاکرات برای احیای گفتوگوهای هستهای را آغاز نکند، تحریمهای فلجکنندهای را که در قالب توافق برجام لغو شد، دوباره اعمال خواهند کرد.
بند «بازگشت خودکار تحریمها» در توافق برجام در ماه اکتبر (مهر) منقضی میشود و این مساله، فشار بر اروپاییها را برای اقدام فوری پیش از پایان این فرصت افزایش داده است.
بر اساس مکانیسم ماشه، هر طرفی میتواند ایران را ناقض توافق اعلام کرده و تحریمها را بازگرداند. پس از انقضای این بند، هرگونه تحریم جدید نیازمند تصویب شورای امنیت خواهد بود؛ امری که میتواند با وتوی چین یا روسیه متوقف شود.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، ۳۱ مرداد با همتایان فرانسوی، آلمانی و بریتانیایی خود تلفنی گفتوگو کرد تا درباره جلوگیری از بازگشت تحریمهای سازمان ملل رایزنی کند و توافق شد هفته آینده با آنها دیدار داشته باشد.
نگرانی اروپاییها پس از آن افزایش یافته که تهران همه همکاریهای خود با آژانس بینالمللی انرژی اتمی را پس از جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل در ماه ژوئن قطع کرد.
این اقدام جامعه بینالمللی را بیش از پیش از دسترسی به برنامه هستهای ایران و وضعیت ذخایر اورانیوم آن محروم ساخت.
تلگراف نوشت فشارهای داخلی بر خامنهای نشان میدهد که در درون حاکمیت بر سر «چگونگی تعامل با غرب» اختلاف وجود دارد و رهبر جمهوری اسلامی با فشارهای فزایندهای مواجه است تا میان جاهطلبی هستهای و بقای نظام یکی را انتخاب کند.
تلگراف در این گزارش نوشت رویکرد دیپلماتیک کنونی لاریجانی در تضاد با موضع سرسختانه او در گذشته است.
مهر سال ۱۳۸۲ خورشیدی حسن روحانی که ریاست تیم مذاکرات هستهای با سه کشور اروپایی را بر عهده داشت موافقت کرد تهران به طور موقت غنیسازی اورانیوم را تعلیق کند.
لاریجانی که آن زمان رییس سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی بود، از این تصمیم انتقاد کرد و گفت: «مروارید غلطان دادیم و در ازای آن آبنبات چوبی گرفتیم.»
یک استاد علوم سیاسی در ایران به تلگراف گفت حکومت در برههای حساس قرار گرفته و میان «حفظ رضایت حامیان داخلی و تعامل با غرب» سرگردان است.
او توضیح داد: «این کار دشوار است؛ آنها هیچگاه نتوانستهاند هر دو را همزمان انجام دهند و اکنون حتی سختتر هم شده است. بسیاری بر این باورند که تعامل با غرب معادل از دست دادن یک حمله پیشگیرانه علیه ماست. اما واقعیت این است که آنها هیچ گزینه دیگری جز یافتن راهی برای بقا ندارند.»
به گفته این استاد دانشگاه، این تلاش برای بقا میتواند به معنای کاهش سطح غنیسازی و هرچند شاید تنها بهعنوان ابزاری برای خرید زمان باشد.
او افزود: «در گذشته، آنها در پی پیشروی بودند. اکنون فقط تلاش میکنند به نقطهای برگردند که پیش از حملات آمریکا در آن قرار داشتند.»
علی خامنهای با متهم کردن مدافعان مذاکره مستقیم با ایالات متحده تاکید کرد «باطن قضیه دشمنی آمریکا» با مسائلی چون مذاکره مستقیم «حل نشدنی» است. خامنهای بدون اشاره به نام شاهزاده رضا پهلوی افزود دشمنان آنقدر مطمئن بودند که در اروپا جلسه گذاشتند و «پادشاه هم تعیین کردند».
رهبر جمهوری اسلامی یکشنبه دوم شهریور در دیدار با گروهی از حامیان جمهوری اسلامی، کسانی که «علت عصبانیت و دشمنی آمریکا» را «شعارهای ملت ایران» میدانند، افرادی «ظاهربین»، مانند مدافعان مذاکره مستقیم با آمریکا توصیف و تاکید کرد: «باطن قضیه این نیست و در سایه هدف واقعی آمریکا از دشمنی با ایران، این مسائل حلنشدنی است.»
خامنهای آمریکا را به انجام اقداماتی «برای به زانو درآوردن و گوش بهفرمان کردن ملت ایران» متهم کرد و آن را «اهانت به ایرانیان» خواند و افزود: «ملت از چنین توقع زشتی به شدت رنجیده است و در مقابل این خواسته با قدرت میایستد.»
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، ۱۵ مرداد درباره احتمال ازسرگیری مذاکرات با آمریکا گفت فعلا قرار قطعی وجود ندارد، اما پیامهایی رد و بدل شده و ادامه گفتوگوها بستگی به مصالح جمهوری اسلامی دارد.
او ۲۹ مرداد در مصاحبهای تصویری با خبرگزاری دولتی ایرنا هم گفت: «هنوز به نقطه بلوغ مذاکراتی به معنای مذاکره موثر با آمریکا نرسیدهایم.»
پیش از جنگ ۱۲ روزه، پنج دور مذاکرات هستهای میان تهران و واشینگتن برگزار شد، اما با تاکید مقامهای جمهوری اسلامی بر ادامه غنیسازی در خاک ایران، گفتوگوها به بنبست رسید.
خامنهای در اوایل آغاز به کار دور دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ مذاکره با آمریکا را «غیرشرافتمندانه و غیرهوشمندانه» توصیف کرده و پیش از آن نیز در دور اول ریاستجمهوری ترامپ، وعده «نه جنگ، نه مذاکره» داده بود.
با اینحال، حسن روحانی، رییسجمهوری پیشین، اواخر اسفند ۱۴۰۳ نسبت در دیدار با اعضای کابینه سابق خود با «خطیر» توصیف کردن شرایط کشور، گفت خامنهای با مذاکره مخالف نیست بلکه متاثر از شرایط زمانی، ممکن است امروز با مذاکره مخالف باشد، اما شاید چند ماه دیگر در شرایط جدید با انجام مذاکره با آمریکا موافقت کند.
حمله به شاهزاده رضا پهلوی
رهبر جمهوری اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به وقایع جنگ ۱۲ روزه، مخالفان جمهوری اسلامی که در اروپا گرد هم آمده بودند را «متوهم» و «مزدور آمریکا» توصیف کرد و گفت: «این قدر متوهم و از تحقق اهداف سخیفشان خاطرجمع بودند که یک روز پس از شروع حمله برای تعیین حکومت بعدی جلسه گذاشتند و پادشاه هم تعیین کردند.»
او با اشاره به حضور یک «ایرانی» در آن جمع گفت: «خاک بر سر آن ایرانی که علیه کشور خود و به نفع یهود، صهیونیسم و آمریکا فعالیت میکند.»
شاهزاده رضا پهلوی دوم تیرماه در جریان یک نشست خبری در پاریس اعلام کرد در پی جنگ اسرائیل و حکومت ایران، نفسهای جمهوری اسلامی به شماره افتاده و فرصتی طلایی برای سرنگونی حکومت پدید آمده است.
او همچنین در مصاحبه با یک شبکه تلویزیونی فرانسوی، از آمادگی خود برای بازگشت به ایران خبر داد.
شاهزاده رضا پهلوی در نشست خبری خود در پاریس، برای رهبری دوران گذار پس از سرنگونی حکومت جمهوری اسلامی اعلام آمادگی کرد.
او گفت: «من در برابر خدا و کشورم سوگند یاد کردهام که به ایران و مردم ایران پشت نکنم. من گام به پیش میگذارم تا این گذار ملی را رهبری کنم؛ نه برای منافع شخصی، بلکه بهعنوان خادم ملت ایران.»