هشدار کارآفرینان ایرانی درباره امنیتیسازی فضای استارتاپی: مهاجرت سازمانی آغاز شده است
جمعی از کارآفرینان شناختهشده ایرانی در نامهای هشدارآمیز به مسعود پزشکیان اعلام کردند روند امنیتیسازی فضای نوآوری بهجایی رسیده که مهاجرت سازمانی به تنها راه تداوم فعالیت شرکتهای فناوری بدل شده است.
در این نامه که به امضای بنیانگذاران شرکتهایی چون دیجیکالا، علیبابا، فیلیمو، کافهبازار و دیوار رسیده، از یک جریان هدفمند برای تضعیف و تسلط بر اکوسیستم استارتاپی سخن گفته شده و نسبت به «فروپاشی قریبالوقوع» این زیستبوم هشدار داده شده است.
کارآفرینان نوشتهاند که فشارهای فزاینده نهتنها انگیزه را در میان جوانان خاموش کرده، بلکه مسیر «مهاجرت گروهی و سازمانی» را بهعنوان تنها راه باقیمانده برای ادامه کار گشوده است.
امضاکنندگان نامه با اشاره به دهه ۱۳۹۰ بهعنوان دوران شکوفایی امید و نوآوری، تاکید کردهاند که در میانه همان دهه، با شروع فضای اتهامزنی و روایتسازی از سوی نهادهای امنیتی، استارتاپها بهعنوان ابزار نفوذ و تغییر معرفی شدند و همین روند باعث آغاز یک سیاست سرکوب پنهان شد. در این میان، انتشار شبنامه، تهدید سرمایهگذاران، بازداشت مدیران و جلوگیری از ورود شرکتها به بورس، تنها بخشی از ابزارهای اعمال فشار عنوان شده است.
نویسندگان این نامه، با اشاره مستقیم به دستور برای حذف بنیانگذار پلتفرم دیوار، این اقدام را نشانهای کمسابقه از تسلط کامل ساختارهای امنیتی بر بخش خصوصی دانستهاند. این موضوع، بهنوشته آنها، از مرحله دخالت گذشته و وارد فاز «تصاحب و اخراج» شده است.
همزمان با انتشار این نامه، روزنامه واشینگتنپست در گزارشی اختصاصی نوشت که سپاه پاسداران، با مداخله مستقیم، مانع ورود دیوار به بورس تهران شده و خواستار واگذاری بخشی از سهام آن به شرکتی وابسته به نهادهای اقتصادی تحت کنترل علی خامنهای شده است. این روزنامه به نقل از منابع متعدد فاش کرد که مواضع مستقل و انتقادی حسام آرماندهی، بنیانگذار دیوار و کافهبازار، عامل اصلی این فشارها بوده است.
آرماندهی پیشتر در مصاحبهای هشدار داده بود که در اقتصاد ایران، هر زمان شرکتی به سودآوری میرسد، یک نهاد شبهدولتی پیدا میشود که سهمی از آن را مطالبه میکند. او همچنین با انتشار نامه رد صلاحیتش برای ورود دیوار به بورس، فاش کرد که دستگاه امنیتی خواستار خروج کامل او از هیئتمدیره و سهامداری بوده است.
بهنوشته واشینگتنپست، شرکتهای خصوصی فعال در حوزه فناوری، بارها تحت فشار نهادهای حکومتی برای تحویل دادههای کاربران یا واگذاری سهام به نهادهای وابسته قرار گرفتهاند. برخی از این شرکتها در برابر فشارها تسلیم شدهاند، اما دیوار تاکنون مقاومت کرده و همین مساله، موجب افزایش شدت برخوردها شده است.
در نامه کارآفرینان فناوری آمده است که کشورهای منطقه از جمله امارات و عربستان، با جذب نیروی انسانی متخصص، به قطبهای نوآوری و فناوری بدل شدهاند، در حالی که ایران در حال از دست دادن بزرگترین سرمایهاش، یعنی نیروی انسانی، است. آنان هشدار دادهاند که اگر این روند ادامه یابد، نهفقط رشد اقتصادی بلکه حتی بقای حداقلی صنعت نوآوری نیز در خطر است.
در پایان، امضاکنندگان از رییسجمهوری، بهعنوان رییس شورای عالی امنیت ملی خواستهاند که با توقف فوری روند امنیتیسازی و بازنگری در نگاه حاکم بر حوزه نوآوری، امکان بازگشت اعتماد و امید را برای نسل جوان فراهم کند.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.