• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

هاآرتص: اردن و سوریه به قبرستان پهپادهای ایران تبدیل شدند

۱۳ تیر ۱۴۰۴، ۲۲:۵۱ (‎+۱ گرینویچ)

روزنامه اسرائیلی هاآرتص در گزارشی تحلیلی از جنگ ۱۲ روزه میان حکومت ایران و اسرائیل، از شکست گسترده جمهوری اسلامی در استفاده از پهپادها و ناکامی در تحقق سناریوهای جنگی خود خبر داد و نوشت که سوریه و اردن عملا به «گورستان پهپادهای ایرانی» تبدیل شدند.

به‌نوشته این روزنامه، جمهوری اسلامی در جریان این نبرد حدود هزار پهپاد به سمت اسرائیل پرتاب کرد، اما تنها یکی از آن‌ها به شهر بیت‌شئان در شمال اسرائیل اصابت کرد و سایر پهپادها یا سقوط کردند یا رهگیری شدند. مقام‌های ارتش آمریکا نیز در تحلیل عملیات، از کارایی سامانه‌های دفاعی اسرائیل ابراز شگفتی کرده‌اند.

پیش از آغاز جنگ، ارتش اسرائیل در گزارشی به کابینه امنیتی هشدار داده بود که در صورت حمله سراسری ایران، احتمال کشته‌شدن ۸۰۰ غیرنظامی وجود دارد و در سناریویی شدیدتر این عدد می‌تواند به ۴ هزار نفر برسد. با این حال، در عمل تنها ۲۹ نفر جان باختند؛ رقمی که مقام‌های اسرائیلی آن را سندی بر موفقیت عملیات نظامی خود می‌دانند، هرچند وسعت تخریب ناشی از موشک‌های بالستیک جمهوری اسلامی بی‌سابقه بوده است.

در برخی سناریوهای محتمل‌تر، ارتش اسرائیل پیش‌بینی کرده بود که ۲۰۰ تا ۴۰۰ نفر کشته شوند، اگر ایران موفق شود رادارهای اسرائیل را از کار بیندازد و سامانه‌های رهگیر را مختل کند. اما ارتش احتمال چنین موفقیتی برای جمهوری اسلامی را پایین ارزیابی کرده بود.

در گزارش آمده است که ارتش اسرائیل عملیات ۱۲ روزه را با دو هدف اصلی طراحی کرده بود: ضربه به برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی و تضعیف قابلیت ساخت موشک‌های بالستیک. اما هدفی برای تغییر رژیم یا بی‌ثبات‌سازی حاکمیت ایران در میان نبوده است.

با این حال، برخی حملات اسرائیل با انتقادهایی روبه‌رو شد. از جمله حمله به زندان اوین که بیش از ۷۰ زندانی را به کام مرگ فرستاد؛ افرادی که بسیاری از آن‌ها فعالان دموکراسی‌خواه بودند. همچنین حمله به ساعت میدان فلسطین در تهران که شمارش معکوس نابودی اسرائیل را نشان می‌دهد، نتوانست این نماد تبلیغاتی جمهوری اسلامی را از کار بیندازد و ساعت همچنان فعال است.

با طولانی‌شدن عملیات، برخی وزیران کابینه اسرائیل خواستار تشدید حملات به نهادهای حکومتی ایران شدند تا رهبری جمهوری اسلامی را تضعیف کنند، اما نظر ارتش مبنی بر جلوگیری از درگیرشدن در ماجراجویی‌های بلندمدت در نهایت غالب شد.

پایان جنگ به‌طور قابل‌توجهی تحت‌تأثیر فشار مستقیم دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، بود. به گزارش هاآرتص، در حالی‌که برخی وزیران در جلسه کابینه امنیتی در حال ارائه پیشنهاد برای حملات بیشتر بودند، نتانیاهو یادداشتی از طرف ترامپ دریافت کرد که اعلام می‌کرد آتش‌بس طی شش ساعت آینده آغاز خواهد شد. برخی وزیران گمان کردند نتانیاهو از این تصمیم مطلع بوده اما عامدانه اجازه داده جلسه ادامه یابد.

پس از پایان جنگ، علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، به‌ندرت در انظار عمومی ظاهر شده است. اگرچه تحلیل‌گران وضعیت جسمی و روانی او را نشانه ضعف می‌دانند، اما ساختار کلی حکومت همچنان پابرجا است و به سرکوب سیستماتیک جامعه ادامه می‌دهد.

در مورد میزان خسارت واردشده به برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی، هاآرتص گزارش داده که ارزیابی ارتش اسرائیل محتاط‌تر شده است. ستاد کل ارتش معتقد است این حملات ممکن است باعث ایجاد تأخیر قابل‌توجهی در این برنامه شده باشد، هرچند احتمال جهش راهبردی خامنه‌ای به‌سمت تولید سلاح همچنان وجود دارد.

این گزارش می‌افزاید پیوستن ایالات متحده به عملیات نظامی علیه تاسیسات هسته‌ای ایران، برای اسرائیل حیاتی بوده و نوعی تعهد واشینگتن به جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی به توانمندی تسلیحاتی در دوره کنونی محسوب می‌شود.

از منظر دولت اسرائیل، راه‌حل ترجیحی در ادامه این مسیر، دستیابی به توافقی تازه است که ضعف‌های توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ را جبران کند؛ توافقی که ترامپ در سال ۲۰۱۸ و بنا بر درخواست نتانیاهو از آن خارج شد. اما به‌نظر می‌رسد برای روشن‌شدن امکان‌پذیری چنین توافقی هنوز زمان لازم است.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد
۱

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

۲

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۳
تحلیل

چرا درآمد ۱۰۰ میلیارد دلاری عوارض تنگه هرمز یک افسانه است

۴
تحلیل

وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

۵

نفوذ جمهوری اسلامی و کارزار جمع‌آوری کمک‌های مالی شیعیان کشمیر پس از کشته شدن خامنه‌ای

Banner

انتخاب سردبیر

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • نقش پنهان عربستان سعودی در سرنگونی پهپادهای ایرانی در جنگ ۱۲روزه

    نقش پنهان عربستان سعودی در سرنگونی پهپادهای ایرانی در جنگ ۱۲روزه

  • وال‌استریت ژورنال: ایران و مصر شکست‌ها را پیروزی اعلام می‌کنند

    وال‌استریت ژورنال: ایران و مصر شکست‌ها را پیروزی اعلام می‌کنند

•
•
•

مطالب بیشتر

چگونه ترامپ می‌تواند ماموریت خود در ایران و خاورمیانه را به پایان برساند؟

۱۳ تیر ۱۴۰۴، ۲۲:۱۲ (‎+۱ گرینویچ)

مجله فارن افرز در تحلیلی تازه نوشت، دولت دونالد ترامپ با تمرکز بر تضعیف جمهوری اسلامی و مهار منطقه‌ای آن، شانس آن را دارد که خاورمیانه را به ثباتی پایدار برساند؛ هدفی که دولت‌های پیشین آمریکا با وجود مداخلات گسترده در منطقه، نتوانستند به آن دست یابند.

در این گزارش آمده است: پس از حمله گسترده نظامی به مراکز هسته‌ای ایران در نطنز، اصفهان و فردو، و همچنین نابودی گسترده سامانه‌های موشکی و پدافندی جمهوری اسلامی، حالا فرصت بی‌سابقه‌ای برای پیشبرد اهداف سیاسی و دیپلماتیک در برابر تهران فراهم شده است.

بر اساس ارزیابی‌ها، حدود ۶۰ درصد از پرتابگرهای موشکی ایران و ۸۰ درصد از سیستم‌های پدافند هوایی این کشور در جریان عملیات اخیر از بین رفته‌اند. همچنین توان اطلاعاتی و عملیاتی اسرائیل و آمریکا نشان داد که آن‌ها می‌توانند با دقت بالا زیرساخت‌ها و فرماندهان کلیدی جمهوری اسلامی را در قلب ایران هدف قرار دهند.

  • خامنه‌ای، معمار جنگ؛ رهبر جمهوری اسلامی چگونه ایران را به رویارویی با اسرائیل کشاند؟

    خامنه‌ای، معمار جنگ؛ رهبر جمهوری اسلامی چگونه ایران را به رویارویی با اسرائیل کشاند؟

با این حال، فارن افرز هشدار می‌دهد که این دستاوردهای نظامی، بدون تدوین سازوکارهای اجرایی سخت‌گیرانه و اعمال فشار مداوم، در نهایت بی‌اثر خواهند شد. این نشریه تاکید می‌کند که پس از پایان جنگ ۱۲ روزه میان جمهوری اسلامی و اسرائیل، باید تمرکز سیاست‌ آمریکا از بازدارندگی صرف به سمت تنظیم‌گری و اعمال اجرای موثر تغییر کند.

رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، نیز در نامه‌ای به وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، بر ضرورت همکاری فوری تهران با آژانس برای دستیابی به راه‌حل دیپلماتیک در مناقشه هسته‌ای تاکید کرده است.

فارن افرز اضافه می‌کند که هدف محوری این روند سیاسی باید جلوگیری از بازسازی توانمندی‌های هسته‌ای و موشکی دوربرد ایران باشد. این کار مستلزم توافقی تازه و جامع با مکانیسم‌های نظارتی سختگیرانه، تحریم‌های بازدارنده، و از همه مهم‌تر یک سازوکار اجرایی قاطع و الزام‌آور است.

در این مقاله آمده است: تجربه شکست‌خورده توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ نشان داد که بدون اعمال اجرای مؤثر، هیچ توافقی، حتی جامع‌ترین آن، در برابر عزم حکومت ایران برای پیشبرد برنامه‌های نظامی و بی‌ثبات‌کننده دوام نخواهد آورد.

نویسندگان این تحلیل یادآوری می‌کنند که آمریکا در دهه‌های گذشته در مهار دائمی قدرت‌های بی‌ثبات‌کننده خاورمیانه ناکام بوده و بارها درگیر بحران‌های داخلی کشورهای منطقه شده، در حالی‌که در اروپا و آسیا، ثبات نهادی و همکاری منطقه‌ای راه را برای مهار چین و روسیه باز کرد.

به اعتقاد نویسندگان، امروز فرصتی تازه فراهم شده که با استفاده از ضعف بی‌سابقه جمهوری اسلامی، بتوان پایه‌های یک نظم تازه را در منطقه ایجاد کرد.

به نوشته فارن افرز، پس از نابودی داعش، حکومت ایران به منبع اصلی بی‌ثباتی منطقه بدل شد و شبکه‌ای از نیروهای نیابتی را علیه اسرائیل، کشورهای عرب خلیج فارس و نیروهای آمریکایی به‌کار گرفت.

  • تهدید جمهوری اسلامی سال‌ها خلیج فارس را درگیر خواهد کرد

    تهدید جمهوری اسلامی سال‌ها خلیج فارس را درگیر خواهد کرد

اما پس از حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و سپس ورود مستقیم تهران به جنگ، توان جمهوری اسلامی و بازوهای نیابتی‌اش به شدت تضعیف شد.

در نتیجه، مسیر برای بازسازی نظم منطقه‌ای هموارتر شده و قدرت‌های نوظهور منطقه‌ای چون اسرائیل، ترکیه و کشورهای خلیج فارس با اصلاحات داخلی، پیوستگی بیشتر به اقتصاد جهانی و روابط دیپلماتیک فعال، در حال شکل‌دهی به یک نظم نوین در غیاب تهران هستند.

فارن افرز در ادامه می‌نویسد، دولت ترامپ برخلاف دوره‌های پیشین، نه از منطقه روی‌گردان شده و نه خود را درگیر بحران‌های دائمی کرده است، بلکه با اتکا بر ترکیبی از دیپلماسی و حملات نظامی محدود و مؤثر، راهبردی تازه در پیش گرفته که هدف آن مهار تهدیدات مشخص، از جمله جلوگیری از ساخت بمب اتمی توسط حکومت ایران، با حمایت افکار عمومی است.

در این تحلیل آمده است که اگر دولت ترامپ بتواند فشار اقتصادی و نظامی را حفظ کند و مانع بازسازی برنامه‌های تسلیحاتی ایران شود، این شانس وجود دارد که نه‌تنها ایران عقب‌نشینی کند، بلکه حتی فرصت‌های دیپلماتیک تازه‌ای فراهم شود.

  • چرا نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در عراق حین حمله به ایران سکوت کردند؟

    چرا نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در عراق حین حمله به ایران سکوت کردند؟

اما به باور نویسندگان، مذاکره با ایران نباید هدف نهایی باشد. ایالات متحده باید تنها در صورتی وارد گفت‌وگو شود که تضمینی برای نابودی کامل یا تقریبا کامل برنامه غنی‌سازی اورانیوم ایران وجود داشته باشد.

در نهایت، فارن افرز تاکید می‌کند که برای پایان دادن به دهه‌ها بحران، واشینگتن باید تمرکز خود را بر مهار کامل جمهوری اسلامی قرار دهد، نه حل‌وفصل نمادین اختلافات. این یعنی، هرگونه حمله نیابتی از سوی نیروهای وابسته به حکومت ایران باید با پاسخ مستقیم به خود تهران روبه‌رو شود.

همچنین، آمریکا باید نقش خود را در حل بحران‌های مکمل، از جمله مناقشه اسرائیل و فلسطینی‌ها، رقابت‌های اسرائیل و ترکیه، امنیت انرژی، مقابله با تروریسم و مدیریت بحران پناه‌جویان، به نحوی ایفا کند که مسیر یک نظم باثبات منطقه‌ای هموار شود.

نویسندگان در پایان نتیجه‌گیری می‌کنند که امروز فرصتی نادر برای آمریکا فراهم شده تا همراه با کشورهای منطقه، به نیم‌قرن بحران و جنگ در خاورمیانه پایان دهد و نظم جدیدی را شکل دهد که نیازمند مدیریت روزمره و عملیات نظامی مداوم نباشد.

افغانستانی‌ها، قربانیان بی‌صدای جمهوری اسلامی

۱۳ تیر ۱۴۰۴، ۱۹:۱۱ (‎+۱ گرینویچ)
•
اردوان روزبه

در بحبوحه بحران‌های اقتصادی، فشارهای بین‌المللی و شکست‌های امنیتی، جمهوری اسلامی ایران بار دیگر پناه‌جویان افغانستانی را به تیغ سرزنش و سرکوب سپرده است. موج اخیر دستگیری، تحقیر و اخراج مهاجران افغانستانی نه اتفاقی است و نه ناگهانی.

این رویکرد، امتداد سیاستی است که از روزهای نخست انقلاب اسلامی آغاز شد، با شعارهای وحدت اسلامی و »اسلام مرز ندارد«، اما در عمل چیزی جز بی‌ثباتی، بی‌سرانجامی و بهره‌برداری سیاسی برای مهاجران افغانستانی به همراه نداشت.

در سال‌های نخست پس از انقلاب ۱۳۵۷، روح‌الله خمینی با هدف ایجاد نوعی همسویی میان امت اسلامی و کسب مشروعیت در میان مسلمانان منطقه، مرزهای ایران را به روی افغانستانی‌ها گشود. شعار »اسلام مرز ندارد« راه را برای ورود میلیون‌ها پناه‌جوی افغانستانی، به‌ویژه پس از اشغال افغانستان از سوی شوروی، هموار کرد. اما برخلاف این شعارهای انقلابی، هیچ سیاست مدون یا برنامه اجرایی برای اسکان یا اعطای حقوق شهروندی به افغانستانی‌ها تدوین نشد. مهاجران افغانستانی به حال خود رها شدند؛ اغلب بدون مدارک اقامتی، بیمه، یا حق تحصیل و اشتغال قانونی.

در عمل، جمهوری اسلامی در دهه‌های بعد، از حضور افغانستانی‌ها به عنوان ابزاری در پروژه‌های نظامی و سیاسی استفاده کرد. در سوریه، نیروهای افغانستانی عضو لشکر فاطمیون به جنگ اعزام شدند. در ایران، آن‌ها به عنوان نیروی کار ارزان و بدون پوشش قانونی، در ساخت‌وساز، کشاورزی و خدمات فعالیت کردند. هرگاه نیز حکومت نیاز به انحراف افکار عمومی از بحران‌های داخلی داشت، پروژه »اخراج مهاجران« یا تهییج جامعه علیه افغانستانی‌ها کلید می‌خورد.

  • اخراج حدود ۷۰۰ هزار مهاجر افغان از ایران طی ۶ ماه؛ روایت اخراج‌شدگان از وضعیتشان

    اخراج حدود ۷۰۰ هزار مهاجر افغان از ایران طی ۶ ماه؛ روایت اخراج‌شدگان از وضعیتشان

با آغاز ریاست جمهوری ابراهیم رئیسی و همزمانی آن با سقوط کابل در تابستان ۱۴۰۰، موج جدیدی از پناه‌جویان افغانستانی به ایران وارد شدند. گزارش‌ها حاکی از آن است که طی دو سال گذشته، بیش از دو میلیون افغانستانی وارد ایران شده‌اند. اما دولت رئیسی به جای سامان‌دهی یا اعمال سیاست مهاجرتی روشن، مرزها را عملاً رها کرد. همین موضوع موجب شکل‌گیری بازار سیاه انتقال مهاجر، فساد در مرزها و رشد نگرانی‌های اجتماعی شد.

به جای حل ساختاری بحران، جمهوری اسلامی با کمک رسانه‌های رسمی، تصویری از مهاجر افغانستانی به عنوان »تهدید امنیتی« ساخت. در ماه‌های اخیر، با شدت گرفتن حملات اسرائیل به تاسیسات نظامی و هسته‌ای ایران و ضربات جدی به سپاه و فرماندهی نظامی، این رویکرد تشدید شد. جامعه‌ای خسته، نگران و دچار سرخوردگی از عملکرد حاکمیت، آماده پذیرش روایت‌هایی از »دشمن داخلی« بود. این بار، مهاجران افغانستانی قربانیان این بازی شدند.

در کنار تبلیغات، آمارسازی نیز یکی از ابزارهای حکومت است. برخی مقامات ادعا کرده‌اند که سهم افغانستانی‌ها در جرایم شهری بالاست. اما طبق آمار رسمی قوه قضائیه، سهم افغانستانی‌ها از کل زندانیان ایران حدود شش درصد است؛ در حالی که جمعیت مهاجران افغانستانی در ایران بین پنج تا هفت میلیون نفر برآورد می‌شود. بسیاری از این بازداشت‌ها مربوط به «ورود غیرقانونی» یا «اشتغال بدون مجوز» است، نه جرایم خشن یا سازمان‌یافته.

از سوی دیگر، نقش جمهوری اسلامی در ناامنی افغانستان را نباید نادیده گرفت. طی چهار دهه گذشته، نهادهایی چون سپاه انصار – که در شرق ایران مستقر است – با سیاست‌های مداخله‌گرایانه در امور افغانستان، عملاً شرایط زندگی را برای شهروندان عادی افغانستانی ناامن کرده‌اند. همچنین ستاد امور افغانستان در وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، با سیاست‌های متناقض با سپاه، موجب بروز اختلاف و حتی درگیری میان گروه‌های تحت حمایت جمهوری اسلامی در افغانستان شده است.

افزون بر این، جمهوری اسلامی با انتقال خانواده‌های فرماندهان ارشد جهادی افغانستان به ایران، تلاش کرده تا آن‌ها را وابسته و مطیع نگاه دارد. این روند خود نشان‌دهنده سیاست عامدانه برای باز نگه‌داشتن درهای کشور به روی مهاجران خاص با اهداف ژئوپلیتیکی است.

در جریان جنگ ۱۲ روزه جمهوری اسلامی و اسرائیل، روند اخراج مهاجران افغانستانی به‌شدت افزایش یافت. طبق گزارش سازمان بین‌المللی مهاجرت، از ژانویه تا پایان ژوئن ۲۰۲۵، حدود ۶۹۰ هزار مهاجر افغانستانی از ایران خارج شده‌اند که بیش از ۷۰ درصد آن‌ها به اجبار اخراج شده‌اند. تنها در ماه ژوئن، ۲۳۰ هزار نفر ایران را ترک کرده‌اند. دولت ایران ضرب‌الاجل پانزدهم تیر را برای ترک افغانستانی‌های فاقد مدارک اقامت تعیین کرده است.

اخراج از ایران، کشتار به دست طالبان

در همین زمینه، تجربه شخصی نگارنده نیز گواهی است بر عمق فاجعه‌ای که دهه‌هاست تکرار می‌شود. در سال ۲۰۰۱، زمانی که افغانستان از دست طالبان آزاد شده بود، نگارنده در منطقه اسلام قلعه، در نزدیکی مرز تایباد – شهری که گمرک مرزی جمهوری اسلامی در آن قرار دارد – شاهد گورهای دسته‌جمعی بود که پناه‌جویان هزاره‌ای در آن دفن شده بودند. این افراد که از سوی جمهوری اسلامی به افغانستان بازگردانده شده بودند، در بیابان‌های اطراف این شهر کوچک به‌دست طالبان تیرباران و دفن شده بودند.

  • دیپلماسی تبعیض؛ افغانستانی‌ها چگونه در ایران به «دشمن» تبدیل شدند؟

    دیپلماسی تبعیض؛ افغانستانی‌ها چگونه در ایران به «دشمن» تبدیل شدند؟

جمهوری اسلامی می‌دانست که طالبان به طور سیستماتیک هزاره‌های شیعه‌مذهب را مورد خشونت قرار می‌دهند، اما باز هم این افراد را در شهرهای مختلف ایران دستگیر، به اردوگاه‌های شرق کشور منتقل و به افغانستان بازمی‌گرداند.

حکومت به نفرت از دیگری دامن می‌زند

این سیاست جنگ روانی و ابزارسازی از رنج انسانی، نه تنها موجب اخلال در همزیستی اجتماعی شده، بلکه تهدیدی جدی برای امنیت انسانی مهاجران نیز پدید آورده است. گزارش‌ها از ضرب‌وشتم، آتش زدن خانه‌ها، تحقیر در خیابان و حملات دسته‌جمعی در برخی شهرها نگران‌کننده است. همزمان، جریان‌های تندرو با نفوذ در فضای رسانه‌ای و مذهبی، هرگونه حمایت از حقوق مهاجران را خیانت می‌دانند.

در شرایطی که کشور با بحران‌های متعدد از جمله تحریم، رکود اقتصادی و بی‌اعتمادی سیاسی مواجه است، جمهوری اسلامی با انداختن تقصیرها به گردن مهاجران افغانستانی، تنها در حال انکار واقعیت است. اما واقعیت این است که مهاجران افغانستانی نه تهدید، بلکه بخش جدانشدنی از ساختار اجتماعی و اقتصادی ایران‌اند. نادیده گرفتن این واقعیت، تنها به تکرار چرخه‌های خشونت و بی‌ثباتی خواهد انجامید.

جامعه ایران نیازمند بازنگری در نحوه نگاه به »دیگری« است؛ و حاکمیت باید پاسخگوی سیاست‌های فرصت‌طلبانه‌اش در قبال مهاجران باشد. همان کسانی که روزی با شعار اسلام دعوت شدند، امروز در آتش نفرت و سرکوب می‌سوزند. سکوت در برابر این وضعیت، همراهی با بی‌عدالتی است.

تصویر انفجار و ذهن بی‌پناه ما؛ چرا ویدیو تجریش این‌چنین ما را لرزاند؟

۱۳ تیر ۱۴۰۴، ۱۷:۳۷ (‎+۱ گرینویچ)
•
کامیار بهرنگ

در جهانی که تصاویر خشونت و مرگ به روالی روزمره بدل شده‌اند و شاید مثل گذشته قلب‌ها را نمی‌لرزانند، گاهی یک ویدیو مرز میان تماشای منفعل و درگیرشدن عاطفی را از هم می‌درد. ویدیو انفجار در میدان تجریش دقیقاً همین کار را کرد.

این انفجار نه نخستین حادثه خون‌بار سال‌های اخیر بود و نه شدیدترین آنها، اما چیزی در آن ویدیو هست که ما را میخکوب کرد. این ویدیو نه فقط تصویری از یک حادثه، بلکه نمایی از فروپاشی ذهنی جامعه‌ای به‌دست می‌دهد که سال‌هاست در وضعیت تعلیق زندگی می‌کند. این فروپاشی، فقط یک احساس نیست بلکه در بطن نظم اجتماعی و اعتماد مدنی ریشه دارد. این تصویر، برخلاف ده‌ها ویدیو خشونت‌باری که پیش‌تر دیده‌ایم، چیزی را در درون ما شکست. این مقاله به دنبال پاسخ دادن به این سوال است: چرا شوکه شدیم؟

شهر، ترافیک، استیصال و پایان

این مهم است که فراموش نکنیم جوامع تنها بر پایه قانون دوام نمی‌آورند، بلکه اعتماد به تداوم نظم و احساس پیوند با تاریخ و مکان حلقه‌های اصلی پیوند جامعه هستند و با آنها پابرجا می‌مانند. تجریش، برای شهروند تهرانی (و حتی بسیارانی که گذری به آن داشته‌اند)، نه فقط یک میدان شهری، که نماد همین تداوم و پیوند است. جایی در شمالی‌ترین بخش پایتخت که در طول تاریخ حوادث بسیاری به خود دیده، از سال‌های دور که پیوندی از طبیعت، مذهب و فرهنگ و اقتصاد بود تا سیل و هزاران و هزار خاطره تلخ و شیرین دیگر.

انفجار در چنین نقطه‌ای، چیزی فراتر از یک جنگ است؛ این تصویر نماد پاره‌شدن پیوند میان فرد و شهر، میان خاطره و فضا، و میان ملت و سرزمین است. انگاری که تمام این پاره‌ها با اتوموبیل سفید به هوا پرتاب می‌شود و مرگبار به زمین می‌خورد.

شهر، شوک، جنگ و مرگ

شهر نه تنها محمل تعامل اقتصادی و اجتماعی ا‌ست، بلکه بستر اخلاق عمومی و سنت‌های نانوشته است. وقتی یک شهر در جنگی که در شروع و پایانش نقشی جز قربانی ندارد، در حملاتی بدون اخطار ناگهان مرگ بر خیابان‌هایش فرود می‌آید، حس مالکیت جمعی شهروندان نسبت به محیط‌زیست‌شان فرو می‌ریزد. و این دقیقاً همان چیزی است که تصویر دوربین تجریش نمایان می‌کند: شکستن یک دیوار نامرئی، نه در مرز نه در جبهه جنگ، که در قلب شهر.

در ویدیویی که از دوربین نظارتی به دست آمده، نه فریاد هست و نه تدوین، فقط تصویر خام است از لحظه‌ای که ناگهان خیابان منفجر می‌شود و اجسام به هوا پرتاب می‌شوند. همین بی‌واسطگی است که تصویر را واقعی‌تر و کوبنده‌تر می‌کند. ما مرگ را دیدیم، نه در جبهه، بلکه در پیاده‌رو، در میانه رفت‌وآمد روزانه، و این تضاد همان ضربه‌ای ا‌ست که ذهن را از جا کند.

شهر، امنیت و پیوندهایی که منفجر می‌شود

برای ما امنیت ثمره پیوستار فرهنگی و روانی ملت ا‌ست؛ ثمره‌ای که حکومت نقشی در آن ندارد و ما مردم سال‌ها به خون دل آن را ساخته‌ایم و حتی گاه، حکومت آن را از ما سلب کرده است.
آنچه تصویر تجریش را شوکه‌کننده می‌کند، دقیقاً غیاب این پیوستار است. تصویر، ما را با واقعیتی مواجه می‌کند که در آن نه نهادها پاسخگو هستند، نه روایت رسمی قابل اعتماد است، و نه شهروند احساس می‌کند بخشی از یک ساختار منسجم است.

این لحظه‌ها، خطرناک‌تر از خود انفجارند، چون بنیان آن‌چه را که جامعه را جامعه می‌سازد، از هم می‌پاشند.

این تصویر ضربه‌ای ا‌ست به زندگی روزانه ما، زندگی‌ای که حتی در ۱۲ روز جنگ سعی می‌کرد با تمام سختی‌ها، بودنش را زندگی کند. در میان مردمی که حتی در روزهای موشک‌باران هنوز به نظم، قانون و زندگی با یک نرم جدید باور دارند. و حالا این ویدیو به آنها می‌گوید «هیچ چیز عادی نیست» و همین نکته است که وحشت‌زاتر از خود انفجار عمل می‌کند. طبقه‌ای که قرار بود ستون فقرات جامعه باشد، به ناگهان می‌بیند که حتی در قلب تهران، در روز روشن، در میدانی که همیشه نشانی از زندگی مدنی بود، هیچ دفاعی وجود ندارد.

شهر، تصویر ذهنی و حک شدن درد

هر نسلی شاید تصویرهایی دارد که در حافظه‌اش برای همیشه حک می‌شود، سال‌های جنگ دهه شصت، حیات خانه داریوش و پروانه فروهر وقتی ماموران در پتویی پیکر کاردآجین شده آنها را به بیرون می‌برند، تیر خوردن ندا آقا سلطان، فریادهای نیزار ماهشهر، گریه‌های مادر و پدر مهسا امینی در بیمارستان، به نام خدای رنگین کمان گفتن کیان پیرفلک و شاید صدها تصویر دیگر...

اما حالا و در نهایت، تصویر تجریش به ما یادآور می‌شود که اگر جامعه نتواند میان شوک و معنا پیوند برقرار کند، اگر نتواند از تصویرِ مرگ، روایتِ زندگی بسازد، به سوی بی‌تفاوتی خواهد رفت. آنچه این تصویر لازم دارد، فقط تحلیل امنیتی یا نظامی نیست، بلکه نیازمند گفت‌وگویی عمومی، سوگواری جمعی و بازخوانی اجتماعی است. ما باید از خود بپرسیم چرا این تصویر در ما نشست؟ چه چیزی در ما فروریخت؟

ما نه فقط از انفجار، که از معنای آن شوکه شدیم. معنایی که می‌گوید شهر دیگر پناهگاه نیست. و این، مهم‌ترین پیام این ویدیو است.

تجریش دیگر فقط یک میدان نیست؛ نمادی می‌شود تا با هم در مورد پیوندها صحبت کنیم. وقتی از جنگ حرف می‌زنیم نقاب‌های سیاه و سفید، پرچم‌های زنده‌باد بر این و مرگ بر آن را برای دقایقی پایین بیاوریم و با این واقعیت روبرو شویم که دیگر شاید شهر از آنِ ما نباشد؛ شهری که سال‌هاست حکومت و مردمش در آن با یکدیگر پیوندی ندارند ولی شهر هنوز و همیشه برای شهروندانش است.

فایننشال تایمز: عربستان سعودی پس از جنگ اسرائیل و جمهوری اسلامی، کنار تهران می‌ماند

۱۳ تیر ۱۴۰۴، ۱۶:۴۷ (‎+۱ گرینویچ)

فایننشال تایمز در گزارشی نوشت که حمله اسرائیل به جمهوری اسلامی، باعث شده عربستان سعودی بیش از پیش نسبت به اسرائیل به‌عنوان «نیرویی نظامی‌گرا و بی‌ثبات‌کننده» در منطقه نگران شود و از زمان جنگ، اقداماتی علنی برای تقویت روابط با تهران انجام دهد.

یکی از افراد آگاه به سیاست‌های دولت عربستان سعودی به فایننشال تایمزگفت: «کشورهای خلیج فارس روند نزدیکی با ایران را حفظ خواهند کرد. این سیاستی عاقلانه در برابر بزرگ‌ترین همسایه‌‌شان در آن سوی خلیج فارس است.»

از زمان جنگ اسرائیل با جمهوری اسلامی، بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ رهبران اسرائیل و آمریکا بارها موضوع بعدی در دستور کار خود، یعنی تداوم برقراری روابط میان اسرائیل و کشورهای عربی را مطرح کرده‌اند.

رییس‌جمهوری آمریکا، اعلام کرده با نابودی برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی، زمینه برای پیوستن کشورهای بیشتری به «پیمان ابراهیم» فراهم شده است.

رسانه‌های آمریکایی ۱۲ تیر گزارش دادند ترامپ در کاخ سفید با خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان سعودی، دیدار و گفت‌وگو کرده است.

  • رسانه لبنانی: سوریه در مذاکرات صلح با اسرائیل، بازپس‌گیری جولان را مطرح نکرده است

    رسانه لبنانی: سوریه در مذاکرات صلح با اسرائیل، بازپس‌گیری جولان را مطرح نکرده است

نخست‌وزیر اسرائیل، که پیش از حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و جنگ غزه، به نظر می‌رسید به توافق تاریخی برای عادی‌سازی روابط با ریاض نزدیک شده بود، هفته گذشته به رسانه‌ها گفت: «عربستان سعودی و صلح با دیگران را بسپارید به من. باور کنید، نه‌تنها به آن فکر کرده‌ام، بلکه اکنون هم به آن فکر می‌کنم.»

اما فایننشال تایمز جمعه ۱۳ تیر نوشت که دست‌کم در مورد عربستان سعودی، دیگر مشخص نیست که این کشور مشتاق عادی‌سازی روابط با اسرائیل باشد.

بر اساس گزارش این روزنامه، محاسبات ریاض به‌شدت پس از ۷ اکتبر تغییر کرده است و محمد بن سلمان ولیعهد عربستان سعودی، از جنگ اسرائیل در غزه انتقاد کرد و روند آشتی با ایران، رقیب دیرینه ریاض، را سرعت بخشید.

منبع مطلع به فایننشال تایمز گفت که تقویت روابط با تهران «باعث می‌شود عادی‌سازی روابط ریاض با اسرائیل کم‌تر محتمل شود و عربستان سعودی را مصمم‌تر می‌سازد تا خواسته‌هایش درباره موضوع فلسطین را دنبال کند.»

تهران همواره از مخالفان سرسخت عادی‌ شدن روابط اسرائیل با کشورهای منطقه بوده است.

علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، مهر ۱۴۰۲ عادی‌سازی روابط اسرائیل و کشورهای منطقه را به «شرط‌بندی روی اسب بازنده» تشبیه کرد و آن را «قماری محکوم به باخت» خواند.

حسن الحسن، پژوهشگر ارشد سیاست خاورمیانه در موسسه بین‌المللی مطالعات استراتژیک در بحرین، گفت: «هزینه‌ حیثیتی عادی‌سازی روابط با اسرائیل برای عربستان اکنون بسیار بالاتر است؛ هم در داخل کشور و هم برای جایگاه منطقه‌ای و اسلامی‌اش.»

پیش از ۷ اکتبر، محمد بن سلمان قصد داشت در ازای امضای یک پیمان دفاعی با ایالات متحده روابط دیپلماتیک با اسرائیل برقرار کند. این اقدام می‌توانست یک آرایش جدید در خاورمیانه باشد.

در دوره اول ریاست‌جمهوری ترامپ، امارات و بحرین با اسرائیل روابط خود را در قالب توافق‌نامه‌های موسوم به «ابراهیم» عادی کردند، اما توافق با عربستان سعودی به‌عنوان رهبر جهان اسلام و حامی دیرینه آرمان فلسطین برای اسرائیل یک پیروزی بزرگ محسوب می‌شود.

عربستان سعودی حملات ۱۲ روزه اسرائیل به جمهوری اسلامی را محکوم کرد و وزیر دفاع این کشور، خالد بن سلمان، یکشنبه گذشته با عبدالرحیم موسوی، رییس جدید ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، گفتگو کرد تا درباره «تلاش‌ها برای حفظ امنیت و ثبات» بحث کند.

با این حال، فایننشال تایمز نوشت که برای عربستان سعودی، تضعیف جمهوری اسلامی به‌دست اسرائیل و همچنین تضعیف نیروهای نیابتی‌اش مانند حزب‌الله موجب شده که تهدید تهران کم‌تر به‌نظر برسد، حتی اگر این موضوع باعث نگرانی شود که جمهوری اسلامی اکنون ممکن است بیشتر از قبل به دنبال سلاح هسته‌ای برود.

  • نتانیاهو: پس از پیروزی بر جمهوری اسلامی، مسیر گسترش پیمان ابراهیم هموار شده است

    نتانیاهو: پس از پیروزی بر جمهوری اسلامی، مسیر گسترش پیمان ابراهیم هموار شده است

گرگوری گوس، پژوهشگر موسسه خاورمیانه در واشینگتن، گفت: «ایرانِ ۲۰۲۲، ایرانِ ۲۰۲۵ نیست.» او با این حال افزود که «اسرائیلِ پیروزِ ۲۰۲۵ به‌نظر می‌رسد که به عنصری بی‌ثبات‌کننده در سیاست‌های منطقه‌ای تبدیل شده است.»

این گزارش در شرایطی منتشر شده است که در روزهای اخیر، گمانه‌زنی‌ها درباره گسترش پیمان ابراهیم و برقراری روابط دیپلماتیک میان کشورهای منطقه و اسرائیل بالا گرفته است.

ترامپ هشتم تیر نیز با اشاره به تضعیف قدرت منطقه‌ای جمهوری اسلامی و تاثیر آن بر استقبال کشورها از عادی‎‌سازی روابط با اسرائیل گفته بود: «ما همین حالا کشورهای واقعا بزرگی در این توافق‌نامه‌ها داریم و فکر می‌کنم اکنون زمان آن است که شروع به افزودن دیگر کشورها کنیم، چون مشکل اصلی در این میان ایران بود.»

پزشکیان در اجلاس اکو: با استناد به منشور ملل متحد پاسخ قاطعی به متجاوزان دادیم

۱۳ تیر ۱۴۰۴، ۱۶:۱۸ (‎+۱ گرینویچ)

مسعود پزشکیان، رییس‌ دولت چهاردهم، در هفدهمین اجلاس کشورهای عضو سازمان اکو در جمهوری آذربایجان گفت نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در برابر حملات اسرائیل، با استناد به ماده ۵۱ منشور ملل متحد و در چارچوب حق دفاع مشروع، از مردم و حاکمیت کشور دفاع کردند و «پاسخی قاطع» به متجاوزان دادند.

پزشکیان که جمعه ۱۳ تیر به دعوت الهام علی‌اف، رییس‌جمهوری آذربایجان و برای شرکت در هفدهمین اجلاس سران کشورهای عضو سازمان همکاری‌های اقتصادی (اکو) به شهر خانکندی سفر کرده، در حاشیه این اجلاس با رجب طیب اردوغان، رییس‌جمهوری ترکیه نیز دیدار و گفت‌وگو کرد.

این نخستین سفر خارجی پزشکیان پس از جنگ ۱۲ روزه جمهوری اسلامی و اسرائیل است.

پزشکیان در جریان نشست سران اکو در باکو گفت: «در حالی که در حال مذاکره بودیم، رژیم صهیونیستی حملات وحشیانه‌ای را علیه ما آغاز کرد. این اقدامات نقض آشکار بند ۴ ماده ۲ منشور ملل متحد بود و متاسفانه با همراهی ارتش متجاوز آمریکا ادامه یافت.»

در این اجلاس سران کشورهایی نظیر جمهوری آذربایجان، ترکمنستان، افغانستان، ازبکستان، تاجیکستان، پاکستان و قزاقستان حضور دارند.

پزشکیان در شرایطی به باکو سفر کرد که در روزهای پس از آغاز جنگ ۱۲ روزه، شماری از رسانه‌های حکومتی در ایران به این موضوع پرداختند که بیشترین حملات اسرائیل از جمهوری آذربایجان انجام شده است.

  • آیا اسرائیل برای حمله هوایی به ایران از آسمان جمهوری آذربایجان استفاده کرد؟

    آیا اسرائیل برای حمله هوایی به ایران از آسمان جمهوری آذربایجان استفاده کرد؟

پیش‌تر رسانه‌ها در ایران گزارش دادند که رییس دولت جمهوری اسلامی، پنجم تیر در گفت‌وگوی تلفنی با الهام علی‌اف، رییس‌جمهوری آذربایجان، خواستار «بررسی و راستی‌آزمایی برخی اخبار درباره تعرض پهپادها و ریزپرنده‌های اسرائیل از طریق فضای سرزمینی آذربایجان» شده اما علی‌اف، در پاسخ این گمانه‌زنی‌ها را «جفنگیات» خوانده است.

پزشکیان گفت که در جریان ۱۲ روز حمله، اهدافی چون «استادان دانشگاه، غیرنظامیان، نیروهای نظامی خارج از ماموریت، تاسیسات صلح‌آمیز هسته‌ای و زیرساخت‌های عمومی» هدف قرار گرفتند و این حملات منجر به خسارات انسانی و مادی گسترده‌ای شد.

او در ادامه از موضع‌گیری برخی کشورها در حمایت از جمهوری اسلامی تقدیر کرد و گفت: «بسیاری از سازمان‌ها و نهادهای منطقه‌ای و بین‌المللی، از جمله در نشست اخیر وزیران امور خارجه سازمان همکاری اسلامی، مواضع قاطعی در محکومیت این حملات اتخاذ کردند.»

پزشکیان همچنین آمادگی جمهوری اسلامی را برای میزبانی هجدهمین نشست سران عضو سازمان اکو اعلام کرد.

به گزارش رسانه‌ها در حاشیه این اجلاس پزشکیان با امام علی رحمان، رییس‌جمهوری تاجیکستان دیدار و گفت‌و‌گو کرد. هم‌زمان عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی که در این سفر پزشکیان را همراهی می‌کند در حاشیه این نشست با محمد اسحاق‌دار، وزیر امور خارجه پاکستان دیدار و رایزنی کرد.