در پی تشدید حملات حوثیها، لوفتهانزا و ایرایندیا پروازهای خود به ریاض را تعلیق کردند


خبرگزاری رویترز پنجشنبه ۱۶ مهر گزارش داد شرکت هواپیمایی لوفتهانزای آلمان پروازهای خود به ریاض را تا ۲۴ مهر و ایر ایندیا پروازهای خود به مقصد و از مبدا پایتخت عربستان سعودی را تا ۱۸ مهر لغو کردهاند.
این تصمیم همزمان با تشدید حملات حوثیهای یمن مورد حمایت جمهوری اسلامی به فرودگاهها و زیرساختهای عربستان سعودی اعلام شد.حوثیها اعلام کردند فرودگاه بینالمللی ملک خالد در ریاض را با موشک بالستیک هدف قرار دادهاند.







مقامهای هوانوردی غیرنظامی عربستان سعودی اعلام کردند حملات روزهای سهشنبه و چهارشنبه، ۱۴ و ۱۵ مهر، به فرودگاههای ریاض و ابها سه کشته و ۳۶ زخمی بر جای گذاشت. رویترز پنجشنبه ۱۶ مهر از مشاهده دود برخاسته از یک هواپیما در فرودگاه ریاض خبر داد.
این مقامها در بیانیهای اعلام کردند حمله به فرودگاه بینالمللی ملک خالد در ریاض، پایتخت عربستان، یک کشته و هشت زخمی داشت و در حمله به تاسیسات فرودگاه ابها در جنوب غربی این کشور نیز دو نفر کشته و ۲۸ نفر زخمی شدند.
در این بیانیه مشخص نشده است کدام فرودگاه سهشنبه و کدامیک چهارشنبه هدف حمله قرار گرفت.
ائتلاف تحت رهبری عربستان که با حوثیهای تحت حمایت جمهوری اسلامی میجنگد، وعده تلافی داد و تاکید کرد این حملات «بیپاسخ نخواهد ماند».
این ائتلاف اواخر چهارشنبه اعلام کرد بیش از ۸۰ موضع نظامی حوثیها را در استانهای صعده، حدیده، جوف و مارب هدف قرار داده است.
رویترز در گزارشی جداگانه پنجشنبه ۱۶ مهر، بهنقل از یک شاهد و سه فرد مطلع از موضوع، از مشاهده دود برخاسته از یک هواپیمای متوقف در فرودگاه ریاض خبر داد.
بهگفته این سه نفر، گمان میرود هنگام حادثه کسی داخل هواپیما نبوده باشد. مقامهای سعودی تا زمان انتشار گزارش رویترز وقوع این حادثه را بهطور تایید نکرده بودند. در این گزارش، علت بلند شدن دود و ارتباط احتمالی آن با حملات مشخص نشده است.
حمله به فرودگاه عدن
فرودگاههای عربستان تنها زیرساختهای هوانوردی هدفگرفتهشده در جریان تشدید نبرد میان حوثیها و نیروهای ائتلاف به رهبری عربستان سعودی نبودند.
وزارت حملونقل دولت رسمی یمن اعلام کرد حوثیهای مورد حمایت جمهوری اسلامی بامداد چهارشنبه ۱۵ مهر با موشکهای بالستیک و پهپادهای حامل مواد منفجره به فرودگاه بینالمللی عدن حمله کردند.
بهگفته این وزارتخانه، یکی از موشکها چند دقیقه پیش از زمان مقرر برای فرود هواپیمایی از قاهره، به نزدیکی باند فرود اصابت کرد. این پرواز به جده هدایت شد و دو هواپیمای مستقر در فرودگاه نیز به دلیل نگرانی از حملات بیشتر انتقال یافتند.
فرودگاه عدن اصلیترین دروازه هوایی بینالمللی برای مناطق خارج از کنترل حوثیها در یمن است.
نبردهای روزهای اخیر بر مناطق اطراف تنگه بابالمندب متمرکز بوده است؛ گذرگاهی که پس از محدود شدن تجارت از تنگه هرمز در اثر جنگ آمریکا و جمهوری اسلامی، برای صادرات انرژی اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
نیروهای دولت یمن با پشتیبانی هوایی ائتلاف تحت رهبری عربستان، ضدحملهای را برای بازپسگیری مناطق راهبردی نزدیک تنگه و اطراف شهر مخا آغاز کردند. این مناطق در شهریور و اوایل مهر به تصرف حوثیها در آمده بودند. با این حال، بهنوشته رویترز، هنوز روشن نیست نیروهای دولتی بتوانند دستاوردهای پیشروی خود را حفظ کنند.
رشاد العلیمی، رییس شورای ریاستجمهوری یمن، ۱۲ مهر آغاز عملیات را با هدف گسترش حاکمیت دولت بر سراسر کشور اعلام کرده بود. ائتلاف تحت رهبری عربستان نیز وعده داد از این عملیات بهطور کامل پشتیبانی کند.
بیش از ۲۰۰ هزار آواره در دور تازه نبردها
گسترش پیامدهای جنگ آمریکا و جمهوری اسلامی به یمن، بار دیگر به جنگ پیچیده ۱۲ ساله این کشور دامن زده است. سازمان بینالمللی مهاجرت چهارشنبه ۱۵ مهر اعلام کرد شمار آوارگان از آغاز دور تازه نبردها به بیش از ۲۰۰ هزار نفر رسیده است.
ایمی پوپ، مدیرکل این سازمان، گفت: «مردم برای نجات جانشان فرار میکنند و هیچ جای امنی برای پناه بردن پیدا نمیکنند.»
او با اشاره به افزایش نیاز به غذا و سرپناه، خواستار تامین بودجه بیشتر شد.
هر دو طرف درگیر، بدون ارائه جزییات، از کشته شدن صدها نفر در نبردها خبر میدهند. سازمان ملل نیز میگوید در بخشهایی از یمن، از هر چهار خانواده، سه خانواده با گرسنگی روبهرو هستند.
حوثیها بارها زیرساختهای عربستان، متحد آمریکا، از جمله فرودگاهها، پالایشگاههای نفت و خطوط لوله را هدف قرار دادهاند.
ائتلاف تحت رهبری عربستان چهارشنبه اعلام کرد یک موشک بالستیک حوثیها را در شمال ریاض رهگیری و منهدم کرده است. این ائتلاف گفت سکوی پرتاب را در صنعا، پایتخت تحت کنترل حوثیها، زیر نظر دارد و آن را منهدم خواهد کرد، اما جزییاتی درباره تلفات یا خسارتها ارائه نداد.
یحیی سریع، سخنگوی نظامی حوثیها، نیز در بیانیهای گفت این گروه فرودگاه بینالمللی ملک خالد در ریاض را با چند پهپاد هدف قرار داده است.
تلاش عربستان برای جلب حمایت نظامی متحدان
هرگونه تسلط حوثیها بر بابالمندب میتواند کشتیرانی و جریان انتقال نفت در جهان را تهدید کند. عربستان برای عقب راندن این گروه در پی جلب کمک بینالمللی است.
دو مقام چهارشنبه به رویترز گفتند ترکیه در حال ارسال کمکهایی با ماهیت عمدتا دفاعی و فنی به عربستان است. پیشتر ترکیه و پاکستان متعهد شده بودند تعهد دفاع جمعی خود را در چارچوب ائتلاف تازه با عربستان اجرا کنند.
یک مقام آمریکایی و یک مقام نظامی سوری مطلع از موضوع نیز گفتند سوریه امکان ارائه کمک نظامی به عربستان را بررسی میکند. گزینههای مطرح شامل کمک دفاعی برای محافظت از عربستان در برابر حملات یا اعزام نیرو برای مشارکت در عملیات تهاجمی علیه حوثیهاست.
بهگفته مقام آمریکایی، عربستان سعودی از سوریه خواسته است نیروهایی برای جنگ با حوثیها اعزام کند.
یک دیپلمات سوری در پاسخ به درخواست رویترز از وزارت امور خارجه این کشور برای اظهارنظر گفت دمشق در برابر حملات حوثیها قاطعانه در کنار ریاض ایستاده است، اما تمرکز اصلی دولت بر اولویتهای داخلی، از جمله بازسازی پس از جنگ داخلی سوریه، است.
ادامه نبرد در اطراف بابالمندب و مخا
منابع نظامی و دولتی یمن به رویترز گفتند نبرد در جبهه غربی همچنان در منطقه ذباب، مشرف به بابالمندب، متمرکز است و نیروهای حامی دولت میکوشند در تپههای راهبردی شرق این دشت ساحلی پیشروی کنند.
دولت یمن دوشنبه ۱۳ مهر از تسلط بر مواضع کلیدی ذباب و بازپسگیری بندر مخا خبر داده بود. با این حال، مقامهای نظامی حاضر در منطقه و تحلیلگران در گزارش تازه رویترز، اعلام رسیدن نیروهای دولتی به مخا را زودهنگام توصیف کردند.
مخا در محل اتصال به یکی از مسیرهای تدارکاتی منتهی به تعز قرار دارد؛ شهری که از میدانهای اصلی نبرد است.
حوثیها که بخش بزرگی از شمال یمن را در کنترل دارند، در سال ۱۳۹۳ صنعا را تصرف کردند. پس از آن، ائتلافی نظامی به رهبری عربستان، با نگرانی از نفوذ جمهوری اسلامی در یمن و گسترش بیثباتی در مرزهای این کشور، وارد جنگ شد.
این ائتلاف جمهوری اسلامی را به تسلیح، آموزش و تامین مالی حوثیها متهم میکند. حوثیها عضویت در شبکه نیروهای نیابتی تهران در خاورمیانه را رد میکنند و میگویند تسلیحاتشان را خودشان میسازند. تهران نیز این اتهامها را رد میکند.
«حل و فصل» (The Fix) با نام پیشین «هتل تهران» ساخته گای موشه اکشن تازهای است از هالیوود با بازی لیام نیسن که این بار وقایعاش در تهران امروز میگذرد.
فیلم که بر اساس طرحی تخیلی از بازل باز مامور سابق سیا ساخته شده، وقایع انقلاب ایران را به امروز پیوند میزند، جایی که چند مامور سیا پس از وقایعی تلخ در افغانستان به آمریکا بازگشتهاند و مسئول آنها (لیام نیسن) که ظاهرا دچار فراموشی شده در لابهلای کلماتی نامفهوم از یک ماموریت سری میگوید که در آن در سال ۱۹۸۱، موفق شده کمک کند تا ۲۵ میلیون دلار را در ایران در دیوار جایی با نام سری هتل تهران مخفی کنند.
تاکر که نقشاش را زاکاری لوی بازی میکند گروهاش را دوباره جمع میکند تا در یک ماموریت حساس به ایران برود و این پول را پیدا کند.
او در پاریس با زنی ایرانی در دفترش ملاقات میکند که میداند هتل تهران نام مستعار چه جایی است. او میگوید دخترش در ایران در مکانی بیرون تهران مخفی شده و در قبال نجات دادن او، حاضر است درباره هتل تهران اطلاعاتی بدهد.
هرچند در فیلم بهطور مشخص به مجاهدین خلق اشاره نمیشود، اما نوع رفتار این زن، حجاب داشتن او، و همینطور نام فامیل دختری که در فیلم بهعنوان «اکتیویست» معرفی شده، تماشاگر ایرانی را متوجه این گروه میکند، در حالی که اساسا این اشاره بیمنطق به نظر میرسد و در دل فیلم جایی ندارد، چون به راحتی این دختر- و سایر دخترانی که در ایران نیاز به کمک دارند- میتوانستند فارغ از هر گروه سیاسی و بهویژه این گروه حساسیت برانگیز، در فیلم بهعنوان مخالفین حکومت حضور داشته باشند و فیلم در داستاناش نیازی به اشاره به این گروه نداشت.
پس از یک مقدمه طولانی اکشن در افغانستان، بالاخره به ایران میرسیم و داستان پیچ و تابهای متعددی پیدا میکند، از جمله مشخص میشود ۲۵ میلیون دلاری در کار نیست و به جای آن در دل دیوار نگاتیو عکسهایی پنهان شده که از ملاقات خمینی با رییس سیا و بعد با خود جیمی کارتر، رییسجمهوری وقت آمریکا، پرده برمیدارد و بسیاری در پی از بین بردن آن هستند.
همه چیز در جهان اکشن و زد و خوردهای معمول این نوع فیلم معنا مییابد که حالا در آن ماموران سیا حکم قهرمانان فیلم را دارند و اعضای سپاه پاسداران و ماموران اطلاعاتی جمهوری اسلامی در نقطه مقابل قرار میگیرند.
حضور لیام نیسن نوع فیلمهایی را به خاطر میآورد که خودش حالا به یک زیر ژانر بدل شده و در آنها نیسن بهعنوان قهرمان اصلی در حال گرفتن انتقام یا انجام یک ماموریت است. اینجا اما نیسن خودش دست به کار نمیشود و در یک نقشه ماهرانه گروهی از همکارانش را با یک ترفند برای انجام این ماموریت میفرستد و خودش به ایران نمیرود.
فیلم به نسبت موفق میشود تصویر قابل باوری از داخل ایران ارائه دهد. صحنهها و خیابانها و بازسازی تهران نسبتا معقول است و حداقل در نگاه اول برای تماشاگر ایرانی مضحک نیست (به جز لهجه بازیگران زمانی که فارسی حرف میزنند)، در حالی که فیلمهایی چون آرگو (که به داستان نجات گروگانهای آمریکایی در تسخیر سفارت این کشور در ایران اختصاص داشت)، در بازسازی داخل ایران ناموفق عمل کردند.
فیلم طبق قواعد ژانر نوعی بازی موش و گربه بین یک سردار سپاه و تاکر به راه میاندازد، جایی که ماموران سیا از این سردار استفاده میکنند تا وارد یک مرکز سپاه پاسداران شوند.
این بازی به رویارویی مستقیم تاکر با او در صحنههای نهایی میرسد. طبق معمول یک داستان عشقی فریبنده هم وجود دارد که در آن دختری ایرانی با بازی الناز نوروزی بهعنوان همسر ظاهری تاکر با او از آمریکا به ایران میآید، اما تماشاگر از ابتدا میتواند حدس بزند که طبق فرمول این نوع فیلمهای جاسوسی او نقش دیگری در فیلم خواهد داشت.
ماموران موساد هم نقش مهمی در فیلم دارند و آزادانه در ایران به فعالیت خود ادامه میدهند و گاه وارد معاملاتی با ماموران سیا میشوند.
فیلم خشونت، سکس و گرهگشایی از اسرار قصه را بهعنوان عناصر ژانر به کار میگیرد تا در دل داستانی که میخواهد با وقایع سیاسی ایران پیوند داشته باشد، تماشاگر را با خود همراه کند، اما به رغم بودجه کلان (۳۲ میلیون دلار) و صحنههای بزرگ و شلوغ، با یک فیلم اکشن به یادماندنی روبرو نیستیم و فیلم در گیشه هم با فروش حدود یک میلیون دلار در آمریکا شکست سختی خورد.
خبرگزاری رویترز در گزارشی تحقیقی از کارزار هماهنگ دستگاههای امنیتی، قضایی و رسانهای جمهوری اسلامی برای سرکوب مخالفان خبر داد؛ «فصل تازهای از سرکوب» که با اعدامهای شتابزده، اعترافات اجباری و تهدید معترضان در داخل و خارج از ایران پیش میرود.
رویترز پنجشنبه ۱۶ مهر نوشت چند ماه پس از جنگ ۴۰ روزه، دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی همچنان فعال است و رسانههای حکومتی نیز پیوسته پیامدهای مخالفت با حکومت را به نمایش میگذارند؛ از پخش اعترافات و بازسازی صحنه جرائم ادعایی گرفته تا اعلام خبر اعدام بازداشتشدگان اعتراضات دیماه.
این خبرگزاری بر اساس گفتوگو با بیش از ۷۵ کارشناس حقوق بشر، وکیل و شهروند گزارش داد ایران ۹ ماه پس از آغاز خیزش دیماه، شدیدترین سرکوب چند دهه اخیر را تجربه میکند.
آمریکا و اسرائیل اعلام کردهاند دستکم ۱۷ مرکز پلیس، پایگاه نظامی و دفتر اطلاعاتی مرتبط با سرکوب اعتراضات را هدف قرار دادهاند.
با این حال، بهنوشته رویترز، دستگاه امنیتی حکومت ایران همچنان پابرجاست. دستکم ۳۴ نفر در ارتباط با خیزش دی اعدام شدهاند و هزاران نفر نیز به زندان افتادهاند.
بررسی پروندههای معترضان نشان میدهد نهادهای امنیتی، قوه قضاییه و صداوسیما برای ایجاد فضای وحشت، بهویژه در میان خانوادههای بازداشتشدگان، با یکدیگر همکاری میکنند.
اجرای سریع احکام اعدام، محاکمههای غیرعلنی و پیگرد گروهی متهمان، از ابزارهای این کارزار در داخل کشور است.
سرکوب به مرزهای ایران محدود نمانده است. مصاحبه رویترز با دهها ایرانی در ترکیه، ارمنستان و گرجستان حاکی از آن است که ماموران با تهدید بستگان مخالفان در ایران، ابطال گذرنامهها و محروم کردن آنان از خدمات کنسولی، میکوشند فعالیتهای اعتراضی خارج از کشور را مهار کنند.
آنا کلی، سخنگوی کاخ سفید، در پاسخ به پرسشهای رویترز گفت روسایجمهوری آمریکا و دیگر رهبران جهان ۴۷ سال درباره تهدید جمهوری اسلامی سخن گفتهاند، اما «شهامت مقابله با آن را نداشتهاند».
او افزود دونالد ترامپ «قاطعانه اقدام کرد» تا حکومت ایران دیگر نتواند به خاک آمریکا، نیروهای این کشور یا متحدانش آسیب برساند.
بر پایه بیانیه شورای سردبیری ایراناینترنشنال، بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند انقلاب ملی به دستور علی خامنهای، دیکتاتور پیشین ایران، کشته شدند.
در ماههای اخیر و همزمان با ادامه تنشها با آمریکا، جمهوری اسلامی بر شدت نقض حقوق بشر و سرکوب مردم ایران افزوده است.
کنشگران بر این باورند که جمهوری اسلامی بهویژه در میانه تنشهای اخیر با آمریکا قصد دارد با ایجاد فضای رعب و وحشت، مانع از فوران دوباره خشم عمومی علیه بحرانهای فزاینده معیشتی و سیاسی شود.
پوریا؛ از بازداشت بهدلیل فیلمبرداری تا اتهام مشارکت در قتل
پوریا، دانشجوی ۲۱ ساله مهندسی، نخستین بار ۱۰ دی ۱۴۰۴ در حال فیلمبرداری از اعتراضات زادگاهش به دست یک مامور لباسشخصی بازداشت شد.
او با امضای تعهدنامهای برای خودداری از فیلمبرداری آزاد شد، اما دو روز بعد، بار دیگر به همین دلیل بازداشتش کردند.
پوریا شش شب را در زندان گذراند. بهگفته او، بازجویان کتکش زدند و به جاسوسی متهمش کردند. او با معترضانی مجروح همسلول بود؛ دندههای دو نفر شکسته و پای نفر دیگری در اثر اصابت کپسول گاز اشکآور بهشدت سوخته بود.
پوریا افزود هیچیک از آنان به بیمارستان منتقل نشدند.
این دانشجو پس از آزادی، هنگام قدم زدن در محله خود، شیشههای شکسته، دیوارهای گلولهخورده و پوسترهای یادبود کشتهشدگان دیماه را دید. برخی چهرهها برایش آشنا بودند؛ یکی همکلاسی بااستعدادش بود و دیگری دوست دوران کودکیاش.
چند هفته پس از آغاز جنگ ۴۰ روزه، بار دیگر پوریا را برای بازجویی احضار کردند. ماموران اطلاعاتی او را متهم کردند که در مرگ یکی از مقامهای حکومت دست داشته است.
این در حالی است که این مقام حکومت در زمان بازداشت ششروزه پوریا در جریان اعتراضات کشته شده بود.
سه هفته بعد، حکم شش سال زندان به او ابلاغ شد: یک سال به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و پنج سال به اتهام «اخلال در نظم و ایجاد آشوب». پوریا در حالی که با وثیقه آزاد شده و به حکم اعتراض کرده بود، ایران را ترک کرد.
چند جوان دیگر از شهر او نیز در پروندهای گروهی درباره مرگ همان مقام حکومتی محاکمه شدند. به گفته سازمانهای حقوق بشری، آنان با خطر اعدام مواجه هستند و رسیدگی به پروندههایشان ادامه دارد.
۴۶ کشور ۹ مهر در بیانیهای مشترک در شورای حقوق بشر سازمان ملل، تداوم و تشدید اعدامها در ایران، بهویژه اعدام بازداشتشدگان اعتراضات دیماه، را محکوم کردند.
آنها از مقامهای جمهوری اسلامی خواستند اجرای مجازات اعدام را بیدرنگ متوقف کنند.
زهرا؛ فشار بر خانواده برای خاموش کردن صدای اعتراض
زهرا، دانشجوی ۲۳ ساله ایرانی ساکن استانبول، پس از انتشار مطالبی در حمایت از معترضان، هدف فشار ماموران اطلاعاتی قرار گرفت.
بهگفته او، ماموران تهدید کردند مادرش را بهدلیل مطالب اعتراضی زهرا در اینستاگرام، بازداشت خواهند کرد و بارها به خانه خانوادهاش در ایران مراجعه کردند.
زهرا در اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» شرکت کرده و دو سال بعد ایران را ترک کرده بود. در ترکیه کمتر درباره سیاست صحبت میکرد، اما از پاییز ۱۴۰۴، شهروندانی در ایران برایش از دشواریهای معیشتی نوشتند و او روایتهایشان را به اشتراک گذاشت. زهرا همچنین حمایت خود را از محمدرضا شاه پهلوی ابراز کرد.
در آذرماه و دیماه، انتشار ویدیوهای انتقادی او ادامه یافت. جوانانی از زادگاهش درباره محل تجمع از او راهنمایی خواستند و زهرا مکانهایی را پیشنهاد و به آنها توصیه کرد صورتهای خود را بپوشانند.
پس از سرکوب اعتراضات دیماه، ماموران اطلاعاتی به خانه پدرش رفتند و خواستند مانع انتشار مطالب دخترش شود.
آنان به پدرش گفتند دخترت «مثل یک سردسته» عمل میکند و «مغز جوانها را شستوشو میدهد».
زهرا این اتهام را رد میکند و میگوید نقش سازماندهنده مخالفان را نداشته است: «من که کسی نیستم.»
دستگاههای امنیتی جمهوری اسلامی در سالهای گذشته سرکوب و ارعاب مخالفان در خارج از کشور را در دستور کار قرار دادهاند.
پس از خیزش دیماه، قوه قضاییه بارها از پیگیری قضایی و صدور حکم توقیف اموال شماری از ایرانیان خارج از کشور، از جمله روزنامهنگاران مستقل، خبر داده است.
اعترافات اجباری و محاکمههای گروهی
بخش دیگری از تحقیقات رویترز به نقش صداوسیما در پخش اعترافات اجباری بازداشتشدگان، از جمله متهمان پرونده میدان علیخانی اصفهان، اختصاص یافت.
سازمان ملل، نهادهای حقوق بشری و شماری از زندانیان پیشین سالهاست از شکنجه و بدرفتاری برای گرفتن اعتراف در بازداشتگاههای جمهوری اسلامی خبر میدهند.
کارشناسان سازمان ملل پیشتر اعلام کردند در پرونده میدان علیخانی، ۱۲ متهم در تنها یک جلسه غیرعلنی و بدون روشن شدن مسئولیت فردی هر یک، به اعدام محکوم شدند؛ اقدامی که بهگفته آنان، معیارهای دادرسی عادلانه را نقض میکند.
تاکنون هفت متهم این پرونده اعدام شدهاند. در تازهترین مورد، حکم اعدام علیرضا سپاهی و علیرضا رئیسی، از معترضان دیماه، ۱۳ مهر اجرا شد.
رویا برومند، مدیر اجرایی مرکز عبدالرحمن برومند، گفت اگر مدارک محکمی برای اثبات قتل وجود داشت، پروندهها یا در دادگاههای کیفری رسیدگی میشدند یا تصاویر جرائم ادعایی بهطور گسترده در رسانههای حکومتی به نمایش درمیآمد.
او درباره پرونده میدان علیخانی اصفهان افزود: «آنچه آنها در اختیار دارند، اعترافات اجباری است.»
ناهید صیامدوست، استادیار مطالعات رسانه و خاورمیانه در دانشگاه تگزاس، گفت صداوسیما و رسانه قوه قضاییه در اطلاعرسانی و تبلیغات مربوط به پروندههای جرائم سیاسی، همکاری نزدیکی دارند.
صیامدوست گفت: «تلویزیون حکومتی واقعا افراطیتر شده و بیش از پیش تحت نفوذ محافظهکارترین جناح قرار گرفته است؛ جناحی که میکوشد نظر تندروترین بخش جامعه را جلب کند.»
او افزود: «آنها بخشهایی از یک روایت را که باورپذیرند یا حتی ممکن است واقعی باشند، برمیدارند و بعد بر پایه همان نکته کوچک، یک داستان عظیم میسازند.»
۲۵ شهریور و همزمان با چهارمین سالگرد خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اگنس کالامار، دبیرکل سازمان عفو بینالملل، از شورای امنیت سازمان ملل متحد خواست پرونده نقض حقوق بشر در ایران را به دادستان دیوان کیفری بینالمللی ارجاع دهد.
«نپرسید ایران کِی به غزه وارد میشود، بپرسید کِی خارج میشود.» حسین شریعتمداری این جمله را چندی پس از حمله حماس به اسرائیل در روزنامه کیهان نوشت؛ در همان روزهایی که مقامهای تهران یکصدا میگفتند فرمان حمله هفت اکتبر از ایران صادر نشده است، اما آشکارا از آن حمایت میکردند.
جمهوری اسلامی از یک سو خود را بیرون از تصمیمها و اقدامات حماس و دیگر گروههای محور مقاومت معرفی میکرد و از سوی دیگر مدام به قدرت همین محور استناد میکرد و میگفت «دست مقاومت روی ماشه است.» این دوگانه بخشی از محاسبه تهران را نشان میداد: پیروزی محور مقاومت میتوانست به قدرت منطقهای جمهوری اسلامی اعتبار بدهد، بیآنکه تهران مسئولیت مستقیم حمله را بپذیرد یا وارد جنگ شود.
سه سال بعد، همان محاسبه به صورتی جدی وارونه شده است. محاسبه آن روزها بر دو فرض مهم استوار بود: اول اینکه زمان به نفع جمهوری اسلامی کار میکند و دوم اینکه محور مقاومت هم ابزار فشار است و هم سپری در برابر جنگ مستقیم. اما اکنون ایران درگیر وضعیتی جنگی است که پایانی برای آن دیده نمیشود و محوری که قرار بود میان تهران و دشمنانش حائل باشد، ضعیفتر شده و از اسرائيل دورتر.
انکار در عین تصاحب عملیات حماس
۱۸ مهر ۱۴۰۲ وقتی خامنهای، رهبر سابق جمهوری اسلامی، گفت دست و بازوان نیروهای حماس را میبوسد، اعلام کرد که جمهوری اسلامی در این حمله نقشی نداشته است. انکاری که او و دیگر مقامهای تهران انجام دادند دو کارکرد داشت. کارکرد نخست عدم ورود به یک جنگ با آمریکا و اسرائيل بود. همان زمان محمدباقر نوبخت، معاون پیشین رییسجمهوری، به مسئولان هشدار داد از اظهاراتی که نقش مستقیم ایران را القا میکند پرهیز کنند.
اما با این حال روزنامهنگارانی مانند محسن رشید در همان روزها نوشتند که تجهیزات، تاکتیکها و سازماندهی حماس همه به پای ایران نوشته خواهد شد. رویکردی که میگفت این انکار بیفایده است. این همان نسبتی بود که رسانهها و مقامهای غربی هم تکرار میکردند.
کارکرد دوم این انکار برای کنترل جناحهای داخلی بود. آن روزها محمد صدر، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، معتقد بود که جناحی در داخل میخواست حمله را کار ایران بنامد ولی انکار رسمی جلو این رقابت را گرفت. او میگفت که نباید ایران وارد جنگ میشد و باید یک همصدایی از ایران شنیده میشد.
اما انکار تنها ابزار نبود، چون بازدارندگی به نمایش قدرت هم نیاز داشت. حکومت مدام میگفت دست محور مقاومت روی ماشه است. این جمله هم تهدید بود و هم ادعای داشتن کنترل بر اقدامات این گروه. در واقع تهران تاکید میکرد که محور آماده است و اگر وارد عمل نمیشود به این دلیل است که تهران مهارش کرده است. در عمل تهران از توان محور برای ساختن بازدارندگی بهره میبرد، اما مسئولیت عمل بخشی از آن را نمیپذیرفت.
فرمانده کل سپاه اقدام حماس را «بزرگترین شکست» تاریخ اسرائیل خواند و بسیاری میگفتند که هیمنه این کشور فروریخته است. حسین طائب، که آن روزها مشاور ارشد فرمانده کل سپاه بود، میگفت «نقشه جهانی قدرت در حال تغییر است» و آمریکا و اسرائیل در «یکی از ضعیفترین شرایط خود» قرار دارند. اظهارات این چهرههای نظامی نشان میداد بخشی از محاسبه تهران بر این فرض استوار بود که اسرائیل جنگی طولانی و چند جبههای را تاب نمیآورد و ناچار عقب خواهد نشست و فروپاشی این کشور رقم خواهد خورد.
آن روزها مقامهای جمهوری اسلامی این حرکت حماس را نه تنها افول اسرائيل بلکه نشانی از فروپاشی آمریکا میدانستند که از مشخصههای اصلی آن انتقال مرکز ثقل قدرت از غرب به شرق به ویژه ایران و چین و روسیه بود. از نظر آنها عملیات طوفانالاقصی با برهم زدن نقشههای راهبردی آمریکا و اسرائيل مانند پیمان ابراهیم، جغرافیای سیاسی منطقه را به نفع جبهه مقاومت تغییر داده و روند بازگشت آمریکا به هژمونی مطلق را متوقف کرده بود.
سپری که پیش از جنگ افتاده بود
محور مقاومت راهبرد جمهوری اسلامی برای نفوذ در منطقه و مهار اسرائیل بود. قرار بود گروههایی مانند حزبالله، حماس، شبهنظامیان عراقی و حوثیها میان تهران و دشمنانش بنشینند تا هزینهی حمله به ایران بالا برود و تهران بدون درگیری مستقیم به عمق راهبردی دست یابد. اما این محور، بهویژه پس از هفت اکتبر، نهتنها در ایجاد بازدارندگی در برابر اقدام نظامی اسرائیل و آمریکا ناکام ماند، بلکه تضعیف هم شد. موثرترین حلقه آن، یعنی دولت سوریه از هم پاشید، مهمترین چهرهاش، حسن نصرالله، کشته شد و گروههای دیگر وابسته به آن نیز از راههای سیاسی و اقتصادی تضعیف شدند.
نتیجه این وضعیت، یعنی فروپاشی سپرهایی که تهران برای خود ساخته بود، رسیدن جنگ به ایران بود. اسرائیل در جنگ ۱۲روزه علاوه بر از بین بردن پدافند هوایی، بخشی از فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی را کشت؛ چهرههایی که سالها در ساختن محور مقاومت نقش مؤثری داشتند. این ضربه دیگری بود که سپر ساخته جمهوری اسلامی را بیشتر در هم شکست و عملا نشان داد که تهران حتی در حفاظت از بخشی از داراییهای راهبردی خود نیز با محدودیت جدی روبهروست.
نمونه این عدم توانایی تهران در جنگ ۳۹روزه، آشکارتر شد. آمریکا و اسرائیل رهبر جمهوری اسلامی را در همان آغاز جنگ کشتند. حزبالله در واکنش وارد جنگ شد و علیه اسرائیل دو جبهه گشوده شد. بعدتر برای مدت محدودی حوثیها نیز موشکهای بالستیک به سمت این کشور شلیک کردند و شبهنظامیان عراقی نیز برخی پایگاههای آمریکا در عراق را هدف قرار دادند. این عملیاتها هزینه تحمیل کردند، اما آنقدر جدی نبودند که حتی بازدارندگی نسبی ایجاد کنند.
پس از توقف جنگ، وضعیت حزبالله بدتر شد. اسرائیل در جنوب لبنان عملیاتی زمینی را آغاز کرد و در مهمترین اقدام خود تپه علیالطاهر را، جایی که حزبالله نخستین راکتها را در اسفند از آن به سوی اسرائیل شلیک کرده بود، در اقدامی نمادین نابود کرد. جنگ در آن منطقه همچنان ادامه دارد، در حالی که تهران در توافقنامه خود از پایان جنگ در همه جبههها سخن گفته بود، اما نتوانست برای آن کاری بکند. این موضوع تهران را در موقعیتی قرار داد که حتی امکان حفظ داراییهای خود را نیز ندارد.
از سپر به سمت اهرم
همزمان با جنگ دوم، تهران که با محور مقاومتی تضعیفشده روبهرو بود، راهبرد بستن تنگه هرمز را اجرایی کرد. جمهوری اسلامی باور داشت میتواند بر کشورهای منطقه و اقتصاد جهانی فشار وارد کند. اما این اهرم بهتنهایی هزینه حمله به ایران را بالا نبرد.
فشار بر اقتصاد جهانی تهدیدی غیرمستقیم بود، برای دشمنی که تصمیم به جنگ گرفته بود. به همین دلیل تهران کوشید با فعالتر کردن حوثیها و بستن تنگه بابالمندب برگ دوم را به میدان بیاورد و از این راه برای خود بازدارندگی بسازد. این تلاش در شرایطی انجام میشد که حزبالله، مهمترین عامل بازدارنده جمهوری اسلامی در مرز اسرائیل، دیگر توان نظامی هفت ماه پیش خود را نداشت.
اندیشکده رند پیشتر هشدار داده بود که اگر حوثیها محاصره بابالمندب را از سر بگیرند، مرحله بعدی منازعه آمریکا و ایران را شکل میدهند، عربستان را دوباره به جنگ میکشانند و هر توافق میان واشینگتن و تهران را پیچیدهتر میکنند. حالا این اتفاق رخ میدهد، اما عربستان بهواسطه توافق مکه به مقابله با حوثیها پرداخته و آمریکا میکوشد از کشورهای منطقه سپری در برابر جمهوری اسلامی بسازد.
به نظر میرسد دو طرف فعلا مانند بازی شطرنج مهرهها را یکییکی و گامبهگام جابهجا میکنند. منطق راهبرد جمهوری اسلامی این است که کنترل هرمز و دسترسی حوثیها به بابالمندب، کنار گذاشتن ایران را از هر تسویهحساب منطقهای دشوار کند و عقبنشینیهای نظامی به از دست رفتن کامل قدرت چانهزنی نینجامد. اما فرض بنیادی تهران همچنان همان فرض ۲۰۲۳ است: گذر زمان، فشار بر کشورهای خلیج فارس و بازارهای جهانی و هزینهی حضور طولانی آمریکا ممکن است به سود جمهوری اسلامی کار کند.
نقطه شکستی هست؟
اما آنچه این بار تفاوت دارد محاصره اقتصادی آمریکا است. محاصرهای که اکنون ابعاد هوایی، دریایی و زمینی یافته است. این وضعیت جنگ را به ابعادی اقتصادی کشانده است که تهران در آن ضعیفتر از مابقی کشورهایی است که میخواست آنها را فروبپاشاند.
تناقض راهبردی که تهران برای بستن تنگه هرمز پیش کشیده بود دامن خودش را نه تنها به واسطه محاصره آمریکا گرفت بلکه هزینه حمل و نقل گران را نیز تحمیل کرد و وضعیت اقتصادی را دشوارتر. درواقع راهبرد تهران پایه اقتصادی استراتژی را فرسوده کرده است.
پرسش هفت اکتبر بسته نشده است، بلکه فقط شکلش عوض شده است. تهران در ۲۰۲۳ میکوشید از قدرت محور مقاومت بهره ببرد و وارد جنگ مستقیم نشود. سه سال بعد خود در جنگ است و اهرم باقیماندهاش را بیش از همه در دو تنگه حیاتی میجوید، بیآنکه سپر مقاومی در اطراف خود در برابر تهدیدهای جدی داشته باشد.
پرسش اصلی امروز دیگر آن نیست که آیا محور مقاومت میتوانست اسرائیل را فرسوده کند، بلکه این است که آیا تهران میتواند از دل شکست منطق سپریسازی برای خود، نوعی جدید از قدرت بازدارندگی بسازد؟ ایران در ۲۰۲۳ میخواست بدون جنگ، دشمن را به عقبنشینی وادارد؛ اکنون باید بدون سپر و با اقتصادی فرسوده، از ابزارهای مختلف برای فشار غیرمستقیم برای ماندن در معادله استفاده کند.
خبرگزاری رویترز به نقل از یک مقام آمریکایی و یک مقام دفاعی سوریه گزارش داد دمشق احتمال اعزام نیرو برای کمک به عربستان سعودی در مقابله با حوثیها را بررسی میکند. همزمان، ریاض از کشته شدن سه نفر در حملات این گروه به دو فرودگاه خبر داده است.
بر اساس این گزارش که پنجشنبه ۱۶ مهر منتشر شد، گزینههای سوریه شامل کمک دفاعی برای حفاظت از عربستان سعودی در برابر حملات یا مشارکت در عملیات تهاجمی در حمایت از نیروهای دولت یمن است.
هنوز تصمیمی قطعی درباره اعزام نیرو اعلام نشده است.
احتمال ورود سوریه به جنگ، خطر گسترش درگیریهای یمن و کشیده شدن کشورهای منطقه به نبردهای دشوار کوهستانی را افزایش میدهد.
حملات به فرودگاههای عربستان سعودی
ریاض شامگاه ۱۵ مهر اعلام کرد حملات ۱۴ و ۱۵ مهر به فرودگاه ریاض و فرودگاه ابها در جنوب غرب این کشور، بهترتیب یک و دو کشته بر جای گذاشتهاند.
حوثیها ۱۶ مهر نیز اعلام کردند فرودگاه بینالمللی ملک خالد ریاض را با موشک بالستیک هدف قرار دادهاند.
صبح همین روز، صداهای انفجار در ریاض شنیده شد که رویترز نتوانست منشأ آنها را مشخص کند.
مقامهای سعودی در این باره توضیح فوری ندادند و هشدار عمومی منتشر نشد، اما برخی دیپلماتها از دریافت هشدار خبر دادند و شماری از مدارس، از والدین خواستند در محل امن بمانند.
ریاض در پی تشدید حملات به زیرساختهایش، حمایت متحدان، از جمله ترکیه و پاکستان، را حتی در قالب کمکهای تدارکاتی یا صرفا دفاعی، دنبال میکند.
اولویت دمشق، بازسازی داخلی است
یک دیپلمات سوری در پاسخ به پرسش رویترز گفت دمشق در برابر حملات حوثیها قاطعانه کنار عربستان سعودی ایستاده، اما اولویت دولت، مسائل داخلی و بازسازی پس از جنگ داخلی است.
او هرگونه همکاری نظامی یا تبادل تجربه را مشروط به درخواست ریاض، پیگیری از مجاری رسمی و توافقهای دوجانبه دانست.
جنگ یمن که با آتشبس سال ۲۰۲۲ فروکش کرده بود، در هفتههای اخیر، در امتداد جنگ آمریکا و جمهوری اسلامی، دوباره شدت گرفته است.
حوثیها ماه گذشته بخشهایی از ساحل دریای سرخ، از جمله اطراف بابالمندب، را تصرف کردند.
نیروهای مورد حمایت عربستان سعودی این هفته بخشی از مناطق را پس گرفتند، اما حوثیها با پیشروی در مسیر کوهستانی تعز به عدن، تعز را محاصره کردند.
ازسرگیری جنگ ۲۰۰ هزار نفر را آواره کرده است. تهدید کشتیرانی در بابالمندب نیز با اختلال در عبور نفت از هرمز، فشار بر مسیرهای صادرات انرژی منطقه را افزایش داده است.
حمایت ترکیه و پاکستان
عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان، تابستان امسال پیمان دفاعی مشترک امضا کردند، اما ترکیه هنوز باید آن را در داخل تصویب کند.
آنکارا ۱۵ مهر از ارسال حمایت عمدتا دفاعی و فنی خبر داد.
یک مقام ترکیهای، تجهیزات نظامی، تبادل اطلاعات و سامانههای تسلیحاتی را از شکلهای احتمالی این کمک معرفی کرد.
منابع پاکستانی نیز از انتقال تجهیزات نظامی به عدن و استقرار نیروهای پاکستان در عربستان سعودی برای دفاع از مرزهای این کشور خبر دادهاند.