• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

مقام‌های گرگان از برگزاری مراسم تولد جاویدنام شهرام باغیان جلوگیری کردند

۱۹ شهریور ۱۴۰۵، ۲۰:۴۷ (‎+۱ گرینویچ)

بنا به اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال، مقام‌های حکومت در استان گلستان از برگزاری مراسم تولد برای جاویدنام شهرام باغیان در گرگان طی روز پنجشنبه ۱۹ شهریور جلوگیری کردند. مقام‌های حکومت طی تماس تلفنی، اعضای خانواده شهرام باغیان را احضار و سپس آن‌ها را تهدید کرده‌اند.

همچنین تعهدی از خانواده این جاویدنام برای عدم برگزاری مراسم اخذ شده است. ۲۰ شهریور روز تولد شهرام باغیان است که در ۵۶ سالگی طی سرکوب اعتراضات دی‌ماه در گلستان کشته شد.

Banner

پربازدیدترین‌ها

بازخوانی پروازهای غیرمعمول فرودگاه عشق‌آباد پیش از حمله به پل آق‌تکه‌خان
۱
گزارش ویژه

بازخوانی پروازهای غیرمعمول فرودگاه عشق‌آباد پیش از حمله به پل آق‌تکه‌خان

۲
روایت شما

شهروندان خطاب به عارف: بنزین سفر شمال مردم را می‌بینید، دور دور خودروهای عراقی را نه؟

۳

نگرانی کارگران و بازنشستگان تامین اجتماعی در ایران از گرانی دارو و پرداخت نشدن معوقات

۴

«او یک ملکه است»؛ تعریف و تمجید پسر کریستیانو رونالدو از جورجینا

۵

سنتکام ۵ نفتکش دیگر ایران را منهدم کرد، سپاه با موشک‌های خوشه‌ای اردن را هدف گرفت

Banner

انتخاب سردبیر

  • مریم عظیمی؛ از بازداشت در مشهد تا معرفی فناوری جدید اپل

    مریم عظیمی؛ از بازداشت در مشهد تا معرفی فناوری جدید اپل

  • رویای ترامپ برای تغییر اسم تنگه هرمز، نامی در کهن‌ترین اسناد بشر
    تحلیل

    رویای ترامپ برای تغییر اسم تنگه هرمز، نامی در کهن‌ترین اسناد بشر

  • حوثی‌های یمن کنترل بندر مخا در ساحل دریای سرخ را به دست گرفتند

    حوثی‌های یمن کنترل بندر مخا در ساحل دریای سرخ را به دست گرفتند

  • رویترز: تهران در سازوکاری میلیارد دلاری، پول نفت را صرف خرید کالا از چین می‌کند

    رویترز: تهران در سازوکاری میلیارد دلاری، پول نفت را صرف خرید کالا از چین می‌کند

  • بازخوانی پروازهای غیرمعمول فرودگاه عشق‌آباد پیش از حمله به پل آق‌تکه‌خان
    گزارش ویژه

    بازخوانی پروازهای غیرمعمول فرودگاه عشق‌آباد پیش از حمله به پل آق‌تکه‌خان

•
•
•

مطالب بیشتر

منبع مطلع: معترضان دی‌ماه در زندان تهران بزرگ ضرب‌وجرح و تهدید می‌شوند

۱۹ شهریور ۱۴۰۵، ۱۲:۵۸ (‎+۱ گرینویچ)
100%

بر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، شماری از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه در اندرزگاه چهار تیپ شش زندان تهران بزرگ، از سوی عده‌ای از زندانیان جرایم عمومی، تهدید، تحقیر و ضرب‌وشتم می‌شوند.

به گفته یک منبع مطلع، در یکی از موارد اخیر، پنج نفر به یکی از معترضان حمله کردند و پس از ضرب‌وجرح شدید، از او «رضایت اجباری» گرفتند.

این منبع گفت حمله پس از آن رخ داد که این زندانی به توهین یکی از زندانیان موسوم به «شعبه‌ای» به خانواده پهلوی، واکنش نشان داد.

به گفته او، پس از این حمله، زندانی مضروب را وادار کردند برای پایان دادن به موضوع، رضایت بدهد.

ایران‌اینترنشنال پیش‌تر در گزارش ۲۲ تیر خود درباره بندهای یک، دو و چهار تیپ شش نوشته بود مسئولیت وکیل بند و انتظامات این بندها بر عهده زندانیانی با اتهامات سرقت و مواد مخدر است، نه بازداشت‌شدگان اعتراضات.

این افراد که اداره بندها را بر عهده دارند، در ادبیات زندان «شعبه‌ای» خوانده می‌شوند.

  • معترضان دی در «جهنم» زندان تهران بزرگ گیر افتاده‌اند

    معترضان دی در «جهنم» زندان تهران بزرگ گیر افتاده‌اند

منبع مطلع برخوردها با بازداشت‌شدگان اعتراضات را «هدفمند» توصیف کرد و گفت شماری از زندانیان جرایم عمومی به‌طور مستمر آنان را تهدید و تحقیر می‌کنند و در مواردی با آنان درگیر می‌شوند.

او افزود برخی زندانیان «شعبه‌ای» با فحاشی و ایجاد درگیری‌های بی‌دلیل، فضای ترس و ارعاب به وجود می‌آورند.

به گفته این منبع، برخوردهای خشونت‌آمیز در برابر ماموران یا بدون مداخله موثر آنان ادامه می‌یابد و حسینیه اندرزگاه چهار نیز به محلی برای آزار و ضرب‌وشتم بازداشت‌شدگان اعتراضات تبدیل شده است.

  • شیوع مننژیت، زندانیان دستگرد اصفهان را راهی بیمارستان کرد

    شیوع مننژیت، زندانیان دستگرد اصفهان را راهی بیمارستان کرد

توزیع مواد مخدر و شرایط نامناسب نگهداری

این منبع همچنین از توزیع مواد مخدر در این بخش زندان خبر داد و گفت مسئولان زندان از این موضوع اطلاع دارند.

پیش‌تر، جمعی از زندانیان سیاسی زندان تهران بزرگ در بیانیه‌ای در پنجم اردیبهشت، از «شکنجه، ضرب‌وشتم و محرومیت درمانی» زندانیان، از جمله بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه، خبر داده بودند.

آنان همچنین به رعایت نشدن اصل تفکیک جرایم و نگهداری زندانیان سیاسی در کنار زندانیان جرایم عمومی اعتراض کرده بودند.

شبکه حقوق بشر کردستان نیز در گزارشی که پنج ماه پیش منتشر شد، اعلام کرد صدها نفر از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه و افراد بازداشت‌شده پس از آغاز جنگ، در سه سالن اندرزگاه چهار تیپ شش زندان تهران بزرگ نگهداری می‌شوند.

این گزارش همچنین از محرومیت از خدمات درمانی شماری از بازداشت‌شدگان مجروح خبر داد.

گزارش‌های پیشین از زندان تهران بزرگ نیز بارها از نبود تفکیک جرایم، خشونت علیه زندانیان سیاسی و شرایط نامناسب نگهداری آنان حکایت داشته‌اند.

روایت یک معترض مجروح: ۲۳ بار جراحی کردم و هنوز توان راه رفتن ندارم

۱۸ شهریور ۱۴۰۵، ۱۳:۱۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
فرنوش فرجی
100%

یکی از معترضان دی‌ماه که به‌دلیل اصابت گلوله به پایش تاکنون ۲۳ بار تحت عمل جراحی قرار گرفته، به ایران‌اینترنشنال گفت همچنان قادر به راه رفتن نیست و بازگشت توان حرکتی‌اش ممکن است دست‌کم یک سال دیگر طول بکشد.

این معترض که به دلایل امنیتی، هویت و محل زندگی‌اش محفوظ است، گفت علاوه بر درد و عوارض جسمی، هزینه‌های سنگین درمان و نگرانی‌های امنیتی، فشار زیادی بر او و خانواده‌اش وارد کرده است.

به گفته او، خانواده برای تامین هزینه‌های درمان، ناچار به فروش خودروی خود شده‌ است.

۲۳ جراحی و ادامه درمان برای بازسازی پا

شدت آسیب ناشی از اصابت گلوله به پای این معترض به اندازه‌ای است که پزشکان برای ترمیم بخش‌های آسیب‌دیده، ابتدا از پیوند عضله و سپس از پیوند پوست استفاده کرده‌اند.

این معترض مجروح به ایران‌اینترنشنال گفت: «حدود یک ماه از مرحله پیوند پوست گذشته و قرار است دستگاه الیزاروف که در ابتدای درمان روی پایم نصب شده بود، بار دیگر برای حدود سه ماه روی پا قرار بگیرد.»

الیزاروف نوعی سیستم تثبیت خارجی استخوان است که با حلقه‌های فلزی، میله‌ها و سیم‌ها امکان جابه‌جایی تدریجی بخش‌های استخوان را فراهم می‌کند و از جمله در موارد تخریب شدید یا از دست رفتن بخشی از استخوان به کار می‌رود.

100%

این معترض گفت در بخشی دیگر از روند درمان، برای چند ماه دستگاه وکیوم به زخم او متصل بوده تا به تشکیل بافت جدید کمک کند.

با این حال، حدود شش ماه پس از مجروحیت، به‌دلیل عفونت، آسیب عصبی و بی‌حسی پا، پزشکان ناچار شدند بخشی از بافت ترمیم‌شده را دوباره بردارند و پیوند عضله انجام دهند.

او گفت: «با وجود تمام این جراحی‌ها هنوز خانه‌نشین هستم. متاهلم و در این مدت برای تامین هزینه‌های درمان با مشکلات زیادی روبه‌رو بوده‌ایم. از کسانی که امکان کمک داشتند درخواست کمک کردم، اما در نهایت با سختی زیاد و حتی فروش خودرو، تلاش کردیم هزینه‌ها را تامین کنیم و زندگی‌مان را حفظ کنیم.»

ایران‌اینترنشنال گزارش‌های متعددی دریافت کرده که نشان می‌دهند بسیاری از معترضان مجروح بعد از گذشت ماه‌ها، همچنان با مشکلات حاد در درمان و تامین هزینه‌های آن روبه‌رو هستند.

  • ماه‌ها درمان مخفیانه برای نجات پای گلوله‌خورده یک معترض در قزوین

    ماه‌ها درمان مخفیانه برای نجات پای گلوله‌خورده یک معترض در قزوین

خطرات امنیتی برای درمان در بیمارستان

نگرانی از مراجعه به بیمارستان به‌دلیل خطرات امنیتی، گریبان‌گیر بسیاری از معترضان مجروح بوده و شماری از آنان را ناچار کرده است به درمان‌های مخفیانه یا درمان در خانه روی بیاورند.

این معترض مجروح نیز با اشاره به این نگرانی‌ها گفت: «پس از یکی از جراحی‌ها، به‌دلیل حضور گسترده ماموران در اورژانس، پزشک کمک کرد بیمارستان را ترک کنم.»

او افزود: «در برگه پذیرش هم علت مراجعه را تصادف نوشته بودند. در نهایت پزشکم من را به تهران رساند و جراحی‌ها ادامه پیدا کرد. واقعا نمی‌دانم چطور باید از کادر درمان تشکر کنم؛ همکاری زیادی کردند و تلاش کردند اتفاق دیگری برایم نیفتد.»

  • کارزار کشف حقیقت جنایت ممسنی؛ مجروحانی که از ترس بازداشت در خانه درمان شدند

    کارزار کشف حقیقت جنایت ممسنی؛ مجروحانی که از ترس بازداشت در خانه درمان شدند

روایت ۱۸ دی؛ از شلیک ساچمه تا رها شدن در کوچه‌ای تاریک

این معترض در شرح مجروح شدنش به دست ماموران امنیتی در شامگاه ۱۸ دی گفت نیروها ابتدا با ساچمه به سوی معترضان شلیک کردند و پس از آن، گلوله جنگی از فاصله نزدیک به پای او اصابت کرد.

او افزود: «تمام بدنم پر از آثار ساچمه است. گلوله از فاصله نزدیک به پایم خورد. وقتی تیر خوردم، با وضعیت بسیار بدی من را روی زمین می‌کشیدند. آن شب را هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم.»

به گفته او، پس از زخمی شدن، ماموران به او ناسزا گفتند و تلاش کردند لباس‌هایش را از تنش خارج کنند.

او افزود: «شلوارم را محکم گرفته بودم و آن‌ها با پوتین به دست‌هایم ضربه می‌زدند. تمام بدنم کبود شده بود و حتی فکر می‌کردم دنده‌ام شکسته است.»

  • خانه‌ای در غرب تهران که ۱۹ شب پناهگاه معترضان زخمی شد

    خانه‌ای در غرب تهران که ۱۹ شب پناهگاه معترضان زخمی شد

این معترض با اشاره به اینکه ماموران او را سوار موتورسیکلت کرده بودند، گفت: «یکی از آن‌ها گفت اینجا نزن، ببرش بالاتر. من فکر کردم منظورش این است که می‌خواهند تیر خلاص بزنند. از شدت ترس بی‌هوش شدم.»

او گفت که پس از به هوش آمدن، خود را در کوچه‌ای تاریک دیده است: «اول فکر می‌کردم مرده‌ام. بعد یک زن و مرد سالخورده من را پیدا کردند. برای من مثل فرشته بودند و کمک کردند به بیمارستان برسم.»

این شهروند درباره دلیل حضورش در اعتراضات گفت: «آن شب مثل بسیاری دیگر بیرون رفتم و می‌دانستم ممکن است جانم را از دست بدهم، اما برای من مساله ایران بود.»

کشتار دی ماه و مساله کیسه‌های حمل جسد

۱۸ شهریور ۱۴۰۵، ۰۷:۰۷ (‎+۱ گرینویچ)
•
رضا حاجی‌حسینی
100%

از کشتار دی ماه ۱۴۰۴ چه تصاویری در حافظه جمعی ایرانیان باقی مانده است؟ برای بسیاری، پاسخ ردیف کیسه‌های سیاه است. کیسه‌های حمل جسد که خانواده‌ها میانشان می‌گشتند تا شاید پیکر پدر، مادر، فرزند، خواهر، برادر یا دوست و رفیق گمشده خود را پیدا کنند.

هشت ماه از کشتار معترضان در جریان انقلاب ملی ایرانیان می‌گذرد اما تصاویر کشتار و سرکوب همچنان زنده‌اند و به ذهن و روان بازماندگان و عموم شهروندان برمی‌گردند. 

مردم در روایت زندگی پس از دی ماه از کابوس‌های مکرر، گریه‌های شبانه و ناتوانی در بازگشت به زندگی عادی می‌گویند. برخی بازماندگان دست به خودکشی زده‌اند و برای بسیاری، زمان به پیش و پس از دی ماه تقسیم شده است.

هشت ماه است که کیسه‌های حمل جسد به شکلی عریان وارد زندگی روزمره مردم شده‌اند. این کیسه‌ها تا پیش از آن بیشتر به‌عنوان عناصری تصویری در سینما و تلویزیون دیده می‌شدند یا هنگام وقوع بلایای طبیعی و حوادث غیرمترقبه، مورد توجه قرار می‌گرفتند.

در تصاویر شاخص سرکوب‌ها در اعتراضات ۱۳۸۸، آبان خونین ۱۳۹۸ و جنبش «زن، زندگی، آزادی» ۱۴۰۱ نیز مرگ اغلب با خود پیکر دیده می‌شود؛ بدنی افتاده در خیابان، روی تخت بیمارستان یا پیچیده در کفن.

در دی ‌ماه ۱۴۰۴، بدن بی‌جان معترض پشت یک زیپ و پوشش سیاه پنهان می‌شود. چهره‌ها از قاب کنار می‌روند و ردیف کیسه‌ها باقی می‌ماند.

این تغییری کوچک و بی‌اهمیت نیست.

وسیله‌ای که باید پیکر را برای انتقال و شناسایی حفظ کند، به نشانه اصلی صحنه سرکوب بدل می‌‌شود.

سازمان عفو بین‌الملل در تصاویر راستی‌آزمایی‌شده کهریزک دست‌کم ۲۰۵ کیسه مجزا شمرده است. دیده‌بان حقوق بشر هم در سه ویدیوی تاییدشده، دست‌کم ۴۰۰ پیکر یا کیسه جسد تشخیص داده است.

یوروویژن نیوز اسپات‌لایت، پروژه راستی‌آزمایی اتحادیه پخش اروپا، نیز نشان سبز بهشت زهرا را روی شماری از کیسه‌های حمل جسد شناسایی کرده است.

  • از خاوران تا دی‌ماه خونین؛ چگونه جان‌باختگان به‌دست جمهوری اسلامی، نماد دادخواهی شدند؟

    از خاوران تا دی‌ماه خونین؛ چگونه جان‌باختگان به‌دست جمهوری اسلامی، نماد دادخواهی شدند؟

ترومای کیسه‌های حمل جسد

هراس‌افکنی این تصاویر از سر تلاش کیسه‌ها برای پنهان‌سازی است و از چیزی می‌آید که می‌خواهند نشان ندهند. پیکر آشکار، با همه دهشت مرگ، هنوز چهره دارد اما صدها کیسه مشابه، انسان را به واحد تبدیل می‌کنند: بسته‌ای کنار بسته‌ای دیگر، شماره‌ای کنار شماره‌ای دیگر و عددی که بزرگ‌تر می‌شود.

و هم‌زمان، کیسه‌ها باید گشوده شوند تا حقیقت آشکار شود. برای یک وابسته در جست‌وجو، هر بار باز کردن یک کیسه، امکان مواجهه با پیکر آشنای مرده است و میزان این رنج، قابل اندازه‌گیری نیست.

اینجا می‌توان از «ترومای کیسه‌های حمل جسد» سخن گفت. تعبیری تحلیلی برای مواجهه با مرگ انبوه، محو شدن هویت قربانیان، اضطراب شناسایی و بازگشت مکرر یک تصویر.

هر کیسه، پیکر کسی است که خانواده‌اش هنوز در جست‌وجوی اوست. کیسه‌ها روی زمین مانده‌اند و کرامت متوفی و بازمانده در جست‌وجوی او، زیر پا می‌رود.

تابستان ۲۰۱۳، پس از تیراندازی نیروهای امنیتی مصر به معترضان در اطراف میدان رابعه قاهره، مسجد الایمان به سردخانه‌ای موقت بدل شد. پیکرها در ردیف‌های فشرده و زیر ملحفه‌های سفید روی زمین قرار داشتند. داوطلبان نام قربانیان را روی پارچه می‌نوشتند؛ روی برخی پوشش‌ها، نام و نشانی محل زندگی دیده می‌شد و برخی دیگر بی‌نام بودند.

پس از سقوط حکومت بشار اسد نیز خانواده‌ها به سردخانه‌های دمشق رفتند. کیسه‌ها را یک‌به‌یک گشودند، از چهره‌ها عکس گرفتند و آن‌ها را با تصاویر نزدیکان و آشنایان مفقود‌شده خود تطبیق دادند.

آن کیسه‌ها آرشیو سال‌ها ناپدیدسازی قهری، شکنجه و مرگ در بازداشت بودند.

دی ‌ماه ۱۴۰۴ در ایران، صحنه شکل دیگری به خود گرفت: کیسه‌ها در همان روزها و شب‌های تیراندازی و در قلب شبکه رسمی بیمارستان، پزشکی قانونی و آرامستان ظاهر شدند.

آن‌چه در تصاویر ثبت شده دیده می‌شود، ردیف کیسه‌های سیاه است بدون اینکه نام و مشخصات افراد بر آن‌ها دیده شود. اینجا کیسه تصویرگر کشتار شده است.

در حالی که صورت قربانیان پوشیده شده، کثرت کیسه‌ها ابعاد مرگ را آشکار می‌کند. حکومت می‌تواند درباره نام‌ها و آمار مناقشه کند، اما آیا انکار ردیف کیسه‌ها شدنی‌ست؟

از سوی دیگر کیسه‌ها خود به سردخانه نرفته‌اند. پشت این تصویر دهشتناک، دستگاهی برای جمع‌آوری، انتقال، شماره‌گذاری و نگهداری پیکرها، کار کرده است.

100%
  • اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴؛ از خیزش سراسری تا سرکوب چندلایه

    اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴؛ از خیزش سراسری تا سرکوب چندلایه

کیسه‌ها پس از شلیک گلوله‌ها

کشتار با پایان تیراندازی تمام نمی‌شود. گلوله، پیکری بر جا می‌گذارد و در جابه‌جا کردن پیکر، به آمبولانس یا وانت، کیسه و برچسب، سردخانه یا کانتینر یخچال‌دار و فهرست اسامی نیاز است. دستگاهی هم باید تصمیم بگیرد هر جسد کجا نگهداری شود، چه زمانی شناسایی شود و با چه شرایطی به خانواده برسد.

پس از کشتار ۱۸ و ۱۹ دی ‌ماه، گزارش‌ها از کمبود کیسه‌های حمل جسد و انباشته شدن پیکرها در بیمارستان‌ها و سردخانه‌ها حکایت داشتند. اما این کیسه‌ها از کجا آمده بودند و آیا حکومت با فراهم کردن تعداد زیادی از آن‌ها، از پیش برای مدیریت اجساد آماده شده بود؟

دو استعلام برای خرید کیسه‌های حمل جسد در روزهای نزدیک به کشتار در استان البرز دیده می‌شود. استانی که به یکی از کانون‌های اصلی اعتراضات و سرکوب خونین تبدیل شد.

مرکز درمانی «امام حسین» البرز، ۱۴ دی‌ماه و پس از آغاز اعتراضات، برای خرید ۲۰۰ کاور جسد بزرگسال و هشت کاور کودک درخواست قیمت کرده است. بیمارستان شریعتی کرج هم استعلام خرید ۲۰۰ کاور بزرگسال را از ۲۷ آذر ثبت کرده و آگهی آن دو روز بعد منتشر شده است.

این تاریخ‌ها به‌ویژه در مورد آگهی مرکز درمانی «امام حسین» قابل توجه هستند اما از استعلام قیمت تا قرار گرفتن پیکر در کیسه، چند حلقه گم شده وجود دارد: قرارداد نهایی، رسید تحویل، شماره محموله و حواله خروج از انبار. روندی اداری که احتمالا روزی برملا خواهد شد.

این دو آگهی اما به خودی خود از پیش‌بینی کشتار خبر نمی‌دهند. همچنین نمی‌توان گفت همین کیسه‌ها برای حمل پیکر معترضان به کار رفته‌اند. با وجود این، کمبود کیسه در چند شهر از جمله اراک، خرم‌آباد و گرگان، نشان می‌دهد موجودی معمول به سرعت تمام شده است و از آن نقطه به بعد، کیسه‌ها باید دوباره توزیع شده باشند - احتمالا پس از خریداری شدن.

کیسه حمل جسد بخشی از خرید معمول بیمارستان‌ها، آرامستان‌ها و نهادهای امدادی است اما کم آمدن آن، معنادار است‌: دستگاهی که پیکرها را جمع‌آوری و توزیع ‌کرد، برای چه ابعادی از کشتار آماده شده بود و آیا از آن فراتر رفت؟

100%
  • سرکوب دی‌ماه و محدودیت گسترده بر روزنامه‌نگاران در ایران

    سرکوب دی‌ماه و محدودیت گسترده بر روزنامه‌نگاران در ایران

از شماره تا نام

کیسه حمل جسد در بیمارستان، پزشکی قانونی و عملیات امدادی، وسیله‌ای برای انتقال و تفکیک پیکرها و محافظت کارکنان از تماس با خون و ترشحات بدن است.

بر اساس دستورالعمل مشترک سازمان بهداشت جهانی و کمیته بین‌المللی صلیب سرخ، هر پیکر باید جداگانه در کیسه قرار گیرد، محل و زمان پیدا شدن آن باید ثبت شود، وسایل شخصی باید همراهش بماند و شماره‌ای یکتا باید به آن اختصاص یابد.

این شماره برای محو کردن نام نیست و باید راه بازگرداندن پیکر به خانواده را باز کند.

در دی ماه، همین کارکرد وارونه می‌شود: خانواده‌ها میان انبوه کیسه‌ها و هزاران تصویر می‌گردند تا شماره‌ای را دوباره به نام تبدیل کنند.

پدر ایمان اسدی پنج روز به کلانتری‌ها، زندان‌ها و بیمارستان‌ها رفت. او سرانجام تصویر پسرش را میان هزاران عکس افراد مجهول‌الهویه پیدا کرد. ایمان در آن مجموعه، شماره ۱۱۸۳۸ بود.

شماره‌ای که باید به شناسایی کمک می‌کرد، خود به نشانه بی‌نام بودن قربانی تبدیل شد.

در این روند، خانواده و نزدیکان، انسانی را که می‌شناسند از میان عددها و تصاویر بازسازی می‌کنند ... و در همین فاصله میان تبدیل شماره به نام، صدایی هم به گوش می‌رسد: ... «سپهر ... سپهر بابا ... کجایی؟»

این صدای اسماعیل شکری است که در ویدیوی ۱۲ دقیقه‌ای پزشکی قانونی کهریزک، میان کیسه‌های حمل جسد راه می‌رود و نام پسرش را صدا می‌زند.

هر کیسه می‌تواند سپهر او باشد. سپهر چهره، خانواده و گذشته دارد اما کیسه، شکلی بسته و همسان با کیسه‌های دیگر است.

در تصاویر سرکوب‌های پیشین، پیکر قربانیان در مرکز قاب است. در تصاویر دی ماه ۱۴۰۴، این کیسه است که میان پیکر کشته‌شدگان و نگاه افکار عمومی قرار می‌گیرد.

ماه‌ها درمان مخفیانه برای نجات پای گلوله‌خورده یک معترض در قزوین

۱۵ شهریور ۱۴۰۵، ۱۱:۴۸ (‎+۱ گرینویچ)
•
فرنوش فرجی
100%

برادر یک معترض ۳۴ ساله در قزوین به ایران‌اینترنشنال گفت برادرش پس از اصابت گلوله جنگی به ساق پا، پنج جراحی سنگین انجام داده و همچنان برای حفظ و بازسازی پای خود تحت درمان است.

به گفته او، خانواده به‌دلیل نگرانی‌های امنیتی ناچار شده‌اند بخش مهمی از روند درمان را به‌صورت مخفیانه دنبال کنند.

این معترض شامگاه ۱۸ دی در خیابان خیام قزوین هدف گلوله قرار گرفت. بر اساس اطلاعات رسیده، تیراندازی با سلاح کلاشینکف و از فاصله‌ای حدود ۱۰۰ متر انجام شد.

برادر این معترض گفت گلوله استخوان ساق پای راست او را به‌شدت تخریب کرد و بخش پایینی پا تقریبا تنها با بافت و پوست به بدن متصل مانده بود.

تلاش‌های اولیه برای مهار خون‌ریزی نتیجه نداد و خانواده سرانجام با کمک یک آشنا توانستند او را مخفیانه به بیمارستانی در قزوین منتقل کنند.

ایران‌اینترنشنال در ماه‌های گذشته گزارش‌های متعددی درباره خودداری مجروحان اعتراضات دی‌ماه از مراجعه به مراکز درمانی به‌دلیل نگرانی از شناسایی و بازداشت منتشر کرده است.

شماری از معترضان مجروح ناچار شده‌اند علاوه بر تحمل آسیب‌های شدید جسمی، مراحل درمان را مخفیانه و با هزینه‌های سنگین ادامه دهند.

برای نمونه، منابع ایران‌اینترنشنال پیش‌تر تایید کردند شماری از مجروحان در ممسنی به‌دلیل نگرانی از افشای هویت و پیگرد قضایی، از مراجعه به مراکز درمانی خودداری کردند.

  • معترضانی که شواهد سرکوب در ایران را با خود حمل می‌کنند

    معترضانی که شواهد سرکوب در ایران را با خود حمل می‌کنند

خروج مخفیانه از بیمارستان پس از جراحی ۷ ساعته

برادر این معترض گفت بیمارستانی که این شهروند را به آن منتقل کردند، از جمله مراکزی بود که مجروحان اعتراضات را با وجود خطرهای امنیتی پذیرش می‌کرد.

به گفته او، برادرش همراه با چند مجروح دیگر به اتاقی منتقل شد که چراغ‌های آن خاموش بود.

در بخش‌هایی از بیمارستان نیز برق قطع شده بود؛ اقدامی که به گفته این منبع برای جلوگیری از ثبت رفت‌وآمد مجروحان در دوربین‌های نظارتی انجام می‌گرفت.

این معترض به‌دلیل خون‌ریزی شدید بیهوش شده بود و در نهایت حدود ساعت سه بعدازظهر ۱۹ دی به اتاق عمل منتقل شد. نخستین جراحی او حدود هفت ساعت طول کشید.

بر اساس روایت خانواده، پس از پایان عمل، مسئولان بیمارستان هشدار دادند باید مجروح را هرچه سریع‌تر و از مسیر پشتی بیمارستان خارج کنند، زیرا احتمال حضور نیروهای امنیتی و بازداشت او وجود داشت.

خانواده حدود یک ساعت پس از پایان جراحی، در حالی که این معترض هنوز کاملا به هوش نیامده بود، با همکاری شماری از کارکنان بیمارستان او را از ساختمان خارج و برای ادامه درمان به خانه‌ای منتقل کردند.

100%

گزارش‌های پیشین ایران‌اینترنشنال ابعاد جراحت‌های شدید معترضان در جریان سرکوب اعتراضات دی‌ماه را نشان داده است.

یک پزشک متخصص در یکی از شهرهای شمالی ایران پیش‌تر به ایران‌اینترنشنال گفت او و پسرش تنها در ۱۹ و ۲۰ دی ده‌ها مجروح را جراحی کردند و پسرش بیش از ۲۷۰ ساچمه را از چشمان حدود ۱۳۰ معترض خارج کردند.

عفونت شدید و ادامه درمان مخفیانه

با وجود جراحی اولیه، روند درمان این معترض در قزوین به‌دلیل شدت جراحت و زخم‌های عمیق با مشکل روبه‌رو شد.

برادر او گفت هر روز مقدار قابل‌توجهی خونابه از زخم خارج می‌شد و خانواده با کمک یک پزشک آشنا، پانسمان‌ها را در خانه تعویض می‌کردند.

با تشدید عفونت، خانواده بار دیگر با جراحی که نخستین عمل را انجام داده بود، تماس گرفتند و او درمان مجروح را در مطب خود ادامه داد.

با این حال، تخریب استخوان به حدی گسترده بود که زخم بهبود پیدا نکرد. پزشک اعلام کرد گلوله بخش بزرگی از استخوان ساق را خرد کرده و فاصله ایجادشده میان دو سر استخوان، امکان جوش خوردن طبیعی را از بین برده است.

این پزشک بیمار را برای ادامه درمان تخصصی به یکی از همکاران خود در تهران معرفی کرد.

به گفته خانواده، ماه‌هاست این معترض برای ادامه درمان، هر دو هفته یک‌بار از قزوین به تهران انتقال داده می‌شود. تاکنون بیش از پنج جراحی سنگین روی پای او انجام شده است.

ایران‌اینترنشنال پیش‌تر روایت‌هایی درباره کمک داوطلبانه پزشکان به معترضان مجروح دریافت کرده بود.

در یک نمونه، پزشکی در تهران ده‌ها معترض مجروح دی‌ماه را به‌صورت مخفیانه و رایگان درمان کرد و به گفته منابع، حتی هزینه رادیولوژی مجروحان را نیز از آنان دریافت نکرد.

  • خانه‌ای در غرب تهران که ۱۹ شب پناهگاه معترضان زخمی شد

    خانه‌ای در غرب تهران که ۱۹ شب پناهگاه معترضان زخمی شد

برداشتن ۱۲ سانتی‌متر از استخوان ساق

وضعیت پای این معترض در قزوین به حدی وخیم بود که در یکی از مراحل درمان، پزشکان ناچار شدند حدود ۱۲ سانتی‌متر از بخش آسیب‌دیده استخوان ساق را بردارند و هم‌زمان در نزدیکی مچ پا نیز برش استخوانی ایجاد کنند.

سپس پای او به دستگاه «الیزاروف» متصل شد. الیزاروف سیستم تثبیت خارجی استخوان است که با استفاده از حلقه‌های فلزی، میله‌ها و سیم‌ها امکان جابه‌جایی تدریجی قطعات استخوان را فراهم می‌کند.

این روش در مواردی از جمله تخریب شدید یا از دست رفتن بخشی از استخوان به کار می‌رود.

به گفته خانواده، پزشکان امیدوارند با استفاده از این دستگاه، فاصله میان دو بخش سالم استخوان به‌تدریج کاهش یابد تا در مرحله بعد امکان پیوند استخوان فراهم شود.

هزینه‌های سنگین درمان

خانواده این شهروند گفتند هزینه چند ماه درمان به مرحله‌ای رسیده که تامین آن برایشان دشوار شده است.

این معترض ۳۴ ساله پس از مجروح شدن امکان کار کردن ندارد، مستاجر است و همراه همسرش زندگی می‌کند. برادر او نیز که بخش عمده مسئولیت انتقال و پیگیری درمان را بر عهده گرفته، مستاجر است.

به گفته این منبع، هزینه جراحی‌های متعدد، دارو، پانسمان، رفت‌وآمد مستمر میان قزوین و تهران و مراقبت‌های پزشکی، خانواده را با مشکلات جدی مالی روبه‌رو کرده است.

انقلاب ملی در شهرستان‌های تهران؛ تکرار الگوی قلع و قمع سوریه در سرکوب شهریار

۷ شهریور ۱۴۰۵، ۱۶:۲۴ (‎+۱ گرینویچ)
•
فرزاد فتاحی
100%

اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال نشان می‌دهد در جریان انقلاب ملی در استان تهران در دی‌ماه ۱۴۰۴، یک فرمانده سپاه پاسداران به نام عباس رسولی‌فر، با سابقه حضور در سرکوب مخالفان دولت بشار اسد در سوریه، فرماندهی نیروهای سرکوب شهرستان شهریار را بر عهده داشته است.

اعتراضات زمستان ۱۴۰۴ که از هفته نخست دی‌ماه با اعتصاب کسبه در شهر تهران آغاز شد، خیلی زود به شهرهای دیگر اطراف پایتخت و غالب شهرستان‌های استان تهران گسترش یافت؛ مناطقی مهاجرپذیر و پرجمعیت که براساس سرشماری سال ۱۳۹۵ نزدیک به ۳۴ درصد جمعیت استان تهران را در خود جای داده‌اند.

پس از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، اعتراض‌ها در ۱۸ و ۱۹ دی به اوج رسید و سرکوب مرگباری که پیش‌تر آغاز شده بود، در این دو روز به کشتاری بی‌سابقه انجامید.

در شهریار، شاهدان از نقش یک عضو پیشین سپاه و نیروی موسوم به مدافع حرم در سوریه در هدایت سرکوب گفته‌اند؛ سرکوبی که شیوه سازمان‌دهی آن با الگوهای جنگ شهری در سوریه شباهت‌هایی دارد.

بخش‌هایی از این گزارش تحقیقی بر پایه روایت شاهدان و منابع محلی تهیه شده است؛ ادعاهای نقل‌شده به گویندگان آنها منتسب است و انتشار آنها به معنای تایید مستقل همه جزییات از جانب نویسنده نیست.

امامزاده اسماعیل؛ کانون سرکوب شهریار
در شهریار، پیوند نقاط ثبت‌شده سرکوب، از جمله بلوار انقلاب، خیابان ولی‌عصر، چهارراه مخابرات و روبه‌روی کفش ملی، حوالی صحن امامزاده اسماعیل را به عنوان منشا سرکوب و اعزام نیروها معرفی می‌کند.

امامزاده اسماعیل در دوره ریاست جمهوری ابراهیم رییسی محل برگزاری برنامه‌های مرتبط با نیروهای موسوم به «مدافع حرم» بوده و رییسی نیز چند بار در آن حضور یافته بود. بررسی افراد مرتبط با این مکان مذهبی، نام عباس رسولی‌فر، مدیر اجرایی امامزاده، را برجسته کرد که پسر بسیجی‌اش در سال ۱۴۰۰ کشته شده است.

تحقیقات و روایت‌های تازه نشان می‌دهد رسولی‌فر در دی ۱۴۰۴ هدایت دسته‌های عملیاتی سرکوب در شهریار را بر عهده داشته و با کلت کمری به سوی معترضان شلیک کرده است. نیروهای تحت هدایت او، بنا بر این یافته‌ها، از پایگاه بسیج حوزه ۸ روح‌الله در نزدیکی امامزاده به نقاط مختلف شهریار اعزام می‌شدند.

این پایگاه در بافت مسکونی، پشت امامزاده و در مجاورت دبیرستان پسرانه خمینی قرار دارد. در نقشه‌های هوایی، محدوده‌ای در این نقطه دیده می‌شود که شناسه مشخصی ندارد. گزارش‌های می‌گویند این محل برای تجمع و آماده‌سازی نیروهایی به کار می‌رفت که با هدایت رسولی‌فر برای سرکوب معترضان اعزام می‌شدند.

از سوریه تا سرکوب شهریار

عباس رسولی‌فر متولد سال ۱۳۴۲ است و خانواده او حدود یک قرن در شهریار سکونت داشته‌اند. بر پایه سوابق منتشرشده، او در سال ۱۳۵۸ به بسیج و در سال ۱۳۶۳ به سپاه پاسداران پیوست و سابقه‌ای طولانی در لشکر ۱۰ سیدالشهدا دارد. او در دهه ۱۳۶۰، همزمان با قاسم سلیمانی، در سه عملیات طریق‌القدس، بیت‌المقدس و نصر ۴ حضور داشته است.

روزنامه جوان تایید کرده است که عباس رسولی‌فر در سال ۱۳۹۶ به‌عنوان نیروی موسوم به «مدافع حرم» در سوریه حضور داشته است. هرچند داعش در بخشی از آن سال همچنان در شرق حلب فعال بود، نیروی قدس و نیروهای هم‌پیمانش نیز در محورهای دیرالزور، المیادین و بوکمال در چارچوب ائتلاف حامی بشار اسد می‌جنگیدند. بنابراین حضور رسولی‌فر در سوریه، سابقه فعالیت او در این ساختار نظامی و تجربه جنگ شهری را تایید می‌کند.

جنگ شهری در کمربند تهران
بررسی شیوه سرکوب در شهریار، دو شباهت اصلی با الگوی جنگ شهری در سوریه را نشان می‌دهد: نخست، تقسیم جغرافیای شهر به حوزه‌های عملیاتی و دوم، واگذاری ماموریت مشخص به هر یک از یگان‌های درگیر برای مهار همان حوزه، بدون جابه‌جایی مسئولیت میان یگان‌ها.

100%
عباس رسولی‌فر از سردستگان سرکوب در شهریار بود


یافته‌های تحقیق می‌گوید تجربه نظامی فرامرزی رسولی‌فر و نقش او در سازمان‌دهی دسته‌های عملیاتی می‌تواند توضیح دهد چرا تاکتیک‌های به‌کاررفته در شهریار با روش‌های به کار رفته در سوریه شباهت داشته‌اند. طبق برآوردها دست‌کم ۲۰۰ هزار غیرنظامی در سوریه به دست نیروهای حکومت بشار اسد، نیروهای منتسب به جمهوری اسلامی و شبه‌نظامیان همسو کشته شده‌اند.

نام رسولی‌فر پیش از اعتراضات دی ۱۴۰۴ نیز در چند سرکوب داخلی مطرح بوده است: اعتراضات قزوین در سال ۱۳۷۳، اسلامشهر در سال ۱۳۷۴، شهریار در سال ۱۳۸۸ و اعتراضات آبان ۱۳۹۸ در شهریار. برخی شاهدان همچنین عاملیت در قتل نادر مومنی در جریان سرکوب اعتراضات آبان ۱۳۹۸ شهریار را به او نسبت داده‌اند.

یک سناریو برای سرکوب چند شهرستان

بررسی‌های انجام‌شده نشان می‌دهد سرکوب در شهرستان‌های استان تهران از الگویی یکپارچه پیروی کرده است؛ الگویی که در آن، روش‌ها نه حاصل تصمیم‌های لحظه‌ای ماموران محلی، بلکه بخشی از یک نقشه هماهنگ بوده‌اند.

نخستین نشانه‌های این الگو در شهرستان اسلامشهر دیده می‌شود. روز ۱۷ دی، هم‌زمان با شکل‌گیری اعتصاب در اسلامشهر، نیروی انتظامی و یگان ضدشورش در محله‌های زرافشان و باغ‌فیض به حالت آماده‌باش درآمدند.

روز ۱۸ دی، با حرکت معترضان از خیابان‌های زرافشان، باغ‌فیض و ابوذر به سوی جاده ساوه، خودروهای انتظامی منور پرتاب کردند. بر پایه روایت‌های جمع‌آوری‌شده، منورها برای آشکار کردن موقعیت تجمع‌ها و انتقال سریع محل حضور معترضان به دیگر واحدهای سرکوب به کار رفتند؛ روشی شبیه آنچه در یک میدان جنگ برای نشانه‌گذاری هدف به کار می‌رود.

همان شب در شهرک واوان، شاهدان از شلیک گلوله جنگی از پشت‌بام مسجد جامع و اطراف میدان خمینی خبر دادند. به‌کارگیری یک مرکز مذهبی به‌عنوان موقعیت شلیک، بعدتر در نقاط دیگر نیز در روایت‌های شاهدان تکرار شد.

در شهرستان رباط‌کریم، این الگو شکل دیگری پیدا کرد. روز ۱۸ دی در پرند، نیروهای مسلحی که شاهدان می‌گویند عربی صحبت می‌کردند، از داخل مسجدها و پایگاه‌ها به سوی معترضان شلیک مستقیم کردند. برخی شاهدان این افراد را نیروهای حشد شعبی معرفی کرده‌اند و حضورشان را مشابه آنچه در سرکوب آبان ۱۳۹۸ دیده بودند، دانسته‌اند.

در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی، نیروها در پرند از عقب‌نشینی نمایشی برای به دام انداختن معترضان بهره بردند. طبق روایت‌ها، آنان با عقب رفتن، معترضان را به سوی کلانتری ۱۸ پرند کشاندند و پس از ورود بخشی از جمعیت به محدوده مقر انتظامی، با گلوله جنگی به آنان شلیک کردند. شاهدان گفته‌اند در این تیراندازی شماری از معترضان کشته شدند.

در پاکدشت، روز ۱۸ دی، نیروهای حکومتی در منطقه مامازند و خیابان علامه برای متفرق کردن معترضان یک خودروی زرهی بزرگ و سلاح جنگی به کار گرفتند. روز ۱۹ دی نیز درگیری‌ها ادامه یافت و شاهدان از تیراندازی شدید و شلیک تیربار نیروهای بسیج و سپاه پاسداران خبر دادند.

در قرچک، شامگاه ۱۸ دی، برق اطراف میدان کلانتری قطع شد و هم‌زمان تیراندازی از داخل کلانتری آغاز شد. در همان تاریکی، تک‌تیراندازها از بام و طبقات مختلف رستوران سنتنیال در میدان خمینی معترضان را هدف قرار دادند. روایت‌های محلی شمار کشته‌شدگان این تیراندازی‌ها را ده‌ها نفر اعلام کرده‌اند.

۱۹ دی در میدان راه‌آهن ورامین، خودروهای مجهز به بلندگو عبارت «حیدر حیدر» را با صدایی بسیار بلند پخش کردند تا شعار معترضان به یکدیگر نرسد و صدای تجمع خنثی شود. هم‌زمان، نیروهای حکومتی گاز اشک‌آور و گلوله جنگی شلیک کردند.

۱۸ دی در شهر قدس (قلعه حسن‌خان) اختلال شدید اینترنت با قطع برق هم‌زمان شد. ۱۸ و ۱۹ دی، در مرکز شهر، میدان سرقنات و محدوده فرمانداری، تک‌تیراندازان مستقر بر بام مجتمع تجاری میلاد و نیروهای شبه‌نظامی که برخی شاهدان آنان را حشد شعبی معرفی کرده‌اند، به سوی معترضان شلیک کردند. گزارش‌های محلی از کشته شدن ده‌ها نفر خبر می‌دهند. ایلیا قدسی از جمله قربانیانی بود که با اصابت گلوله به سر جان باخت.

قتل در خودرو و اجبار به مصرف قرص

در پردیس و بومهن، روایت‌ها از مرحله‌ای فراتر از تیراندازی در تجمع حکایت دارند؛ روشی که شاهدان آن را «ترور میدانی» معترضان در نقاط خلوت توصیف کرده‌اند. در یک نمونه، روایت شده است که محمدرضا مرادقلی، معترض ۱۹ ساله، شامگاه ۱۸ دی بازداشت و به داخل خودروی نیروهای سرکوب منتقل شد و ماموران با زدن رگ، او را کشتند.

طبق روایتی دیگر، ۱۹ دی در عوارضی شهر پردیس و محدوده بومهن، نیروهای حکومتی تلفن همراه جوان دیگری را تفتیش کرده و پس از یافتن عکس شاهزاده رضا پهلوی، او را بازداشت کردند. طبق روایت ثبت‌شده، ماموران او را به‌شدت کتک زدند و وادارش کردند دو قرص مصرف کند. این جوان نیمه‌شب در خیابان رها شد.

در همین محور، پخش شعار «حیدر حیدر» هم‌زمان با ضرب‌وجرح با باتوم، تیراندازی مستقیم و شلیک گاز اشک‌آور گزارش شده است. تکرار این روش در ورامین و بومهن، همراه با قطع برق در قرچک و شهر قدس، وارد عمل شدن تک‌تیرانداز در قرچک و قلعه حسن‌خان و حضور نیروهای عرب‌زبان در پرند و شهر قدس، اجزای همان الگوی یکپارچه‌ای است که در چند شهرستان دیده می‌شود.

سرکوب هم‌زمان و نظام‌مند اعتراضات دی‌ماه در شهرستان‌های استان تهران، به ویژه در دو شهر قلعه حسن‌خان و شهریار نمونه‌ای از پیاده‌سازی تکتیک‌های «جنگ شهری» در حاشیه پایتخت است؛ جایی که حاکمیت به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک این منطقه به‌عنوان «کمربند حائل تهران»، بدون ورود به فاز مهار ضدشورش متعارف، مستقیما به ابزارهای مرگبار روی آورد.