چرا دولت عراق نمیتواند گروههای نیابتی مورد حمایت تهران را خلع سلاح کند
خبرگزاری رویترز در گزارشی تحلیلی نوشت در صورتی که شبهنظامیان شیعه مورد حمایت جمهوری اسلامی به درخواست علی الزیدی، نخستوزیر عراق، برای تحویل سلاحهایشان به دولت توجه نکنند، ممکن است دولت او با بحران اعتبار روبهرو شود.
الزیدی پس از دیدار ماه ژوئیه با دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در کاخ سفید متعهد شد این گروههای قدرتمند را تا ۳۰ سپتامبر خلع سلاح کند؛ همان تاریخی که برای خروج نیروهای باقیمانده ائتلاف بینالمللی به رهبری آمریکا از عراق تعیین شده است.
اما نخستوزیر عراق با مقاومت شدید نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در عراق روبهرو است؛ گروههایی که با حمله به اهداف آمریکا در جنگ خاورمیانه، از تهران حمایت کردهاند.
الزیدی با چه موانعی روبهرو است و چرا؟
در سال ۲۰۲۵، چند گروه شبهنظامی قدرتمند مورد حمایت جمهوری اسلامی در عراق برای نخستین بار اعلام کردند که آمادهاند سلاحهای خود را تحویل دهند تا از خطر تشدید درگیری با دولت ترامپ در آمریکا جلوگیری شود.
اما این وعدهها هرگز عملی نشد و پس از آنکه الزیدی در ماه مه به قدرت رسید، وظیفه حساس مهار این گروهها که به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران پاسخگو هستند، بر عهده او قرار گرفت.
بهنوشته رویترز الزیدی که یک مولتیمیلیونر است، در مقایسه با بسیاری از پیشینیان خود از حمایت بسیار بیشتری از سوی یک رییسجمهوری آمریکا برخوردار شده است. اما او نیز مانند همه رهبران عراق به حمایت تهران نیاز دارد؛ کشوری که از طریق روابط خود با شبهنظامیان و سیاستمداران شیعه، بهتدریج نفوذ گستردهای در عراق به دست آورده است. بنابراین، الزیدی ناچار است با احتیاط حرکت کند.
در ۱۷ اوت، نیروهای ویژهای که مستقیما به نخستوزیر گزارش میدهند، رییس اطلاعات حرکت النجباء، یک گروه همسو با جمهوری اسلامی را که آمریکا آن را سازمانی تروریستی معرفی کرده است، بازداشت کردند. بر اساس یک سند امنیتی که رویترز آن را بررسی کرده و همچنین اظهارات سه منبع دولتی، او به دست داشتن در حملات پهپادی علیه منافع آمریکا متهم شده بود.
این بازداشت که ۴۸ ساعت طول کشید، باعث شد این گروه تهدید به تلافی کند و در پی آن با مداخله سیاستمداران ارشد شیعه تنشها کاهش یافت.
یک هفته بعد، نیروهای ویژه عراق چهار عضو شبهنظامی، از جمله یک فرمانده محلی، را به اتهام کمک به انجام حملات علیه منافع آمریکا بازداشت کردند؛ اقدامی که موانع سیاسی و امنیتی پیش روی کارزار نخستوزیر برای خلع سلاح این گروهها را برجسته کرد.
سیاستمداران ارشد شیعه هشدار دادهاند که اتخاذ تدابیر سختگیرانه علیه شبهنظامیان، خلع سلاح آنها را غیرممکن خواهد کرد و میتواند به بیثباتی منجر شود. آنها استدلال میکنند گروههای مسلح در زمانی که در جنگ علیه آمریکا از تهران حمایت میکنند، نمیتوانند سلاحهای خود را تحویل دهند.
شبهنظامیان در گذشته نیز تمایلی به خلع سلاح نداشتند و میگفتند تا زمانی که نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا در عراق حضور دارند، نمیتوانند سلاحهای خود را تحویل دهند.
شبهنظامیان چه میخواهند؟
رویترز بهنقل از چهار منبع سیاسی شیعه و سه منبع امنیتی آگاه از تلاشها برای خلع سلاح نوشت پنج گروه مسلح همسو با جمهوری اسلامی بهطور قاطع ضربالاجل ۳۰ سپتامبر دولت برای تحویل سلاحهایشان، انحلال تشکیلات خود و ادغام در نیروهای امنیتی دولتی را رد کردهاند.
در ماه اوت، کتائب حزبالله، که قدرتمندترین گروه شبهنظامی تحت حمایت جمهوری اسلامی محسوب میشود، با صدور بیانیهای از الزیدی انتقاد و برای آغاز گفتوگو شروطی تعیین کرد؛ از جمله تضمین اینکه نیروهای آمریکایی هرگز به عراق بازنگردند و اتخاذ اقداماتی که عراق را از هرگونه نفوذ آمریکا بر تصمیمگیریهای سیاسی یا اقتصادی رها کند.
گروههای مسلح تا چه اندازه قدرتمندند؟
این شبهنظامیان بخشی از مقاومت اسلامی عراق هستند؛ گروهی چتری متشکل از حدود ۱۰ گروه مسلح تندرو شیعه که بهگفته دو مقام امنیتی ناظر بر فعالیت شبهنظامیان، در مجموع حدود ۵۰ هزار نیروی مسلح را فرماندهی میکنند و زرادخانههایی شامل موشکهای دوربرد و تسلیحات ضدهوایی در اختیار دارند.
مقاومت اسلامی عراق که یکی از ارکان اصلی شبکه نیروهای نیابتی منطقهای جمهوری اسلامی محسوب میشود، مسئولیت دهها حمله موشکی و پهپادی علیه اسرائیل و نیروهای آمریکایی در عراق و سوریه را طی سالهای اخیر بر عهده گرفته است.
این شبهنظامیان در اجرای حملات دقیق پهپادی نیز بهطور فزایندهای پیشرفته شدهاند.
این گروهها همچنین در بخشهای ساختوساز، املاک و مستغلات و صرافیها منافع تجاری دارند.
سیانان گزارش داد آمریکا در حال بررسی راههای حمله به تاسیسات هستهای زیرزمینی جمهوری اسلامی، از جمله کوه کلنگ گزلا، است؛ سایتی که در نزدیکی نطنز و زیر لایههای ضخیم گرانیت ساخته شده است.
به گزارش سیانان در روز چهارشنبه ۱۸ شهریور، تحلیل تصاویر ماهوارهای از سوی مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی نشان میدهد فعالیتهای عمرانی در کلنگ گزلا طی سال جاری میلادی «بهوضوح افزایش یافته است».
تحلیلگران این اندیشکده احتمال میدهند تاسیسات زیرزمینی کلنگ گزلا بهعنوان پناهگاهی امن برای برنامه هستهای جمهوری اسلامی طراحی شده باشد.
کوه کلنگ گزلا در نزدیکی مجتمع هستهای نطنز و حدود ۲۲۵ کیلومتری جنوب تهران قرار دارد. این سایت مدتهاست مورد توجه نهادهای اطلاعاتی قرار گرفته است و مکانی احتمالی برای حفاظت از فعالیتهای آینده برنامه هستهای تهران به شمار میرود.
اطلاعات اسرائیل نیز حاکی از آن است که حکومت ایران ممکن است در چارچوب برنامه غنیسازی اورانیوم، در پی انتقال سانتریفیوژها به این سایت باشد.
بهگفته تحلیلگران مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، نفوذ به این کوه گرانیتی حتی با «سنگینترین بمبهای غیرهستهای» پنتاگون نیز دشوار است.
سیانان گزارش داد کوه کلنگ گزلا تنها تاسیسات هستهای ایران نیست که احتمال میرود تسلیحات نسل کنونی توانایی انهدام آن را نداشته باشند.
بر اساس این گزارش، نشانههایی از تلاش واشینگتن برای یافتن راهی بهمنظور حمله به چنین تاسیساتی وجود دارد.
کمی پیش از آغاز عملیات «خشم حماسی»، یکی از مدیران نهادی کمتر شناختهشده در پنتاگون که مامور مقابله با سلاحهای کشتار جمعی است، توجیهنامه اضطراری قراردادی به ارزش ۱.۲ میلیون دلار را امضا کرد.
هدف این قرارداد، تعمیر یک «تاسیسات آزمایشی زیرزمینی ویژه» در میدان موشکی وایت سندز در نیومکزیکو بود.
قرار بود در این مکان یک «آزمایش شلیک واقعی برای ارزیابی توانمندیهای محرمانه در برابر تهدیدهای نوظهور و فزاینده» انجام شود.
طبق اسناد موجود، «آمادهسازی سریع آزمایش» باید بهدلیل صدور «یک دستورالعمل فوری امنیت ملی» ظرف دو تا سه هفته تکمیل میشد.
سه منبع آگاه به سیانان گفتند برنامهریزی برای این آزمایش با جنگ ایران ارتباط داشت. هدف این آزمایش احتمالا یافتن راهی برای حمله به عمیقترین تاسیسات زیرزمینی جمهوری اسلامی و شبیهسازی حملات آمریکا به برخی سایتهای اتمی بود.
۱۳ شهریور، دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، اعلام کرد ایالات متحده ممکن است بهزودی تاسیسات زیرزمینی کوه کلنگ گزلا در ایران را هدف قرار دهد.
او پیشتر در تیرماه نیز دو بار هشدار داده بود این سایت ممکن است هدف حملات سنگین ایالات متحده قرار گیرد.
محدودیت بمبهای سنگرشکن در جنگ ۱۲ روزه
در جریان جنگ ۱۲ روزه، سه سایت هستهای نطنز، فردو و اصفهان هدف حملات آمریکا و اسرائیل قرار گرفتند.
یکی از فرماندهان ارشد ارتش آمریکا سال گذشته گفت حمله به تاسیسات اصفهان در جریان جنگ ۱۲ روزه، تنها ورودیهای این مجموعه زیرزمینی را مسدود کرد.
بهگفته او، پنتاگون به این نتیجه رسیده بود که بمب سنگرشکن موجود با نام «نفوذگر مهمات انبوه» توانایی انهدام این تاسیسات را ندارد.
سیانان افزود ارتش آمریکا در حال ساخت بمب «نفوذگر نسل آینده» است تا جایگزین بمب سنگرشکن کنونی شود و توانایی هدف قرار دادن تاسیسات مدفون در اعماق بیشتر را داشته باشد.
بر پایه سوابق قراردادهای فدرال، شرکت «پیت کانستراکشن» ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ برآورد هزینه عملیات آزمایشی را ارائه کرد و یک روز بعد قرارداد را به دست آورد.
بهگزارش سیانان، فعالیتها در بخش دورافتادهای از میدان موشکی وایت سندز تا اواخر اسفند ادامه یافت و توده خاک حاصل از حفاری بهتدریج بزرگتر شد. تصاویر ماهوارهای نشان میدهد این مرحله از عملیات در آن زمان متوقف شد.
یک ارزیابی زیستمحیطی نشان میدهد سایت آزمایشی وایت سندز مانند کوه کلنگ گزلا در دل سنگهای گرانیتی ساخته شده است.
سیانان نتوانست بهطور مستقل تایید کند که آزمایش موردنظر انجام شده است.
یک منبع آگاه گفت ارتش آمریکا طرحهایی عملیاتی برای حمله به کوه کلنگ گزلا در اختیار دارد.
سیانان در ادامه گزارش داد تلاشها برای تدوین طرحهایی با هدف وارد کردن ضربهای تعیینکننده به تاسیسات زیرزمینی ایران همچنان ادامه دارد.
بر اساس این گزارش، بخشهایی از وزارت دفاع آمریکا بهتازگی نشست فشردهای برای برنامهریزی درباره این موضوع برگزار کردهاند.
خبرگزاری آسوشیتدپرس سهشنبه ۱۷ شهریور گزارش داد که پیشنویس قطعنامه آمریکا، بریتانیا، فرانسه و آلمان برای ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل بهدلیل عدم پایبندی این کشور به تعهدات منع اشاعه هستهای آماده شده اما هنوز به آژانس بینالمللی انرژی اتمی ارائه نشده است.
پیشنویس قطعنامهای که آسوشیتدپرس آن را مشاهده کرده و رویترز نیز پیشتر درباره آن گزارش داده بود، از رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، میخواهد: «این قطعنامه و قطعنامههایی را که پیشتر تصویب شدهاند مطابق با مقررات مربوطه در اساسنامه آژانس بینالمللی انرژی اتمی، به تمامی اعضای آژانس و همچنین شورای امنیت و مجمع عمومی سازمان ملل متحد ارسال کند.»
سازمان عفو بینالملل اعلام کرد بررسی حملات آمریکا و اسرائیل به محلههای نیلوفر، رسالت و جوادیه تهران در اسفند ۱۴۰۴ نشان میدهد دستکم ۴۱ غیرنظامی کشته شدند و این حملات ممکن است «مصداق جنایت جنگی» باشند.
عفو بینالملل در گزارش خود خواستار «تحقیق مستقل و بیطرفانه» درباره این حملات شد.
بر اساس یافتههای گزارش سهشنبه ۱۷ شهریور این سازمان حقوق بشری، استفاده از سلاحهای انفجاری با اثر گسترده در مناطق پرجمعیت، به کشته و مجروح شدن غیرنظامیان و تخریب گسترده ساختمانهای غیرنظامی منجر شده است.
حملات به سه محله تهران
در حمله شامگاه ۱۰ اسفند به میدان نیلوفر در مرکز تهران، دستکم ۲۰ غیرنظامی کشته شدند.
حدود ساعت ۹ شب، زمانی که رستورانها و کافهها باز بودند، کلانتری ۱۰۴ عباسآباد در خیابان عشقیار مستقیما هدف قرار گرفت. ساختمانهای مسکونی، مغازهها و دیگر اماکن غیرنظامی تا فاصله حدود ۱۰۰ متری، آسیب گسترده دیدند.
در حمله ۱۸ اسفند به محله رسالت در شرق تهران، دستکم ۱۶ غیرنظامی کشته و دهها نفر مجروح شدند. حدود ساعت دو و نیم بعدازظهر، یک پایگاه بسیج هدف قرار گرفت و چهار ساختمان، از جمله ساختمان مسکونی «پلاک ۱۲»، بهشدت آسیب دیدند یا تخریب شدند.
به گفته یک شاهد، دستکم ۱۳ غیرنظامی، شامل سرایدار و ۱۲ عضو یک خانواده، در این ساختمان کشته شدند. شواهد نشان میدهد «پلاک ۱۲» احتمالا جدا از پایگاه بسیج هدف قرار گرفته است.
در حمله ۲۲ اسفند به جوادیه در جنوب تهران نیز دستکم پنج عضو یک خانواده کشته و دهها نفر مجروح شدند. حوالی ظهر، بخشهایی از کلانتری ۱۱۷ در خیابان قربانی و ساختمانهای اطراف آن تخریب شد. آثار انفجار تا فاصله بیش از ۵۰ متری امتداد یافت و به ساختمانهای مسکونی و تجاری آسیب شدید وارد کرد.
در بررسی عکسی منتشرشده از محل حمله به جوادیه، کارشناسان تسلیحاتی عفو بینالملل قطعاتی را مطابق با بخش حاوی واحد هدایت GPS مهمات JDAM تشخیص دادند. این کیتها در آمریکا ساخته میشوند و نیروهای آمریکا و اسرائیل از آنها استفاده میکنند.
عفو بینالملل ۲۹ خرداد هشدار دادیادداشت تفاهم آمریکا و جمهوری اسلامی، اگر حقوق بشر و جبران خسارت قربانیان را نادیده بگیرد، میتواند به پوششی برای ادامه سرکوب و مصونیت از مجازات تبدیل شود.
کارشناسان مستقل سازمان ملل نیز همان روز هشدار دادند هر چارچوبی که به وضعیت حقوق بشر در ایران نپردازد، از اساس ناقص است و خواستار گنجاندن توقف اعدامها، آزادی بازداشتشدگان خودسرانه و حفاظت از فضای مدنی در توافق نهایی شدند.
احتمال وقوع جنایت جنگی
آگنس کالامار، دبیرکل عفو بینالملل، پیامدهای این حملات برای غیرنظامیان را «ویرانگر و کاملا قابل پیشبینی» توصیف کرد.
به گفته او، شمار کشتهشدگان، گستردگی تخریب، زمان حملات و نبود هشدارهای موثر، نشاندهنده «کوتاهی نگرانکننده ائتلاف آمریکا و اسرائیل در رعایت تعهدات خود برای به حداقل رساندن آسیب به غیرنظامیان» است.
کالامار هشدار داد حملات بررسیشده ممکن است بدون تمایز میان اهداف نظامی و غیرنظامی انجام شده و مصداق جنایت جنگی باشند.
او خواستار بررسی مستقل، بیطرفانه، موثر و شفاف شد و از آمریکا و اسرائیل خواست به همه حملات غیرقانونی پایان دهند و همه اقدامات ممکن را برای جلوگیری و به حداقل رساندن آسیب به غیرنظامیان انجام دهند.
همین تعهدات درباره حملات تلافیجویانه ایران نیز صدق میکند.
در بخش دیگری از گزارش، وضعیت حقوقی کلانتریها بررسی شده است. پلیس معمولا در حقوق بینالملل «بشردوستانه غیرنظامی» محسوب میشود، مگر آنکه در نیروهای مسلح ادغام شده یا مستقیما در درگیریها مشارکت داشته باشد.
از آنجا که پلیس ایران بخشی از ساختار گستردهتر نیروهای مسلح است، کلانتریها ممکن است اهداف نظامی محسوب شوند.
آمریکا و اسرائیل انجام مشخص این سه حمله را تایید نکردهاند.
درخواست تحقیق و پاسخگویی
در پایان گزارش، بر ضرورت آتشبس پایدار و پاسخگویی درباره «حملات غیرقانونی آمریکا و اسرائیل به ایران که ناقض منشور سازمان ملل متحد هستند» و نیز همه موارد نقض حقوق بینالملل بشردوستانه تاکید شده است.
لئون پانهتا، وزیر دفاع پیشین آمریکا، ۱۵ شهریور هشدار داد «جنگ ایران» احتمالا دستکم شش ماه دیگر ادامه خواهد یافت و ممکن است به «جنگی بیپایان» مانند عراق و افغانستان تبدیل شود.
عفو بینالملل همچنین از آمریکا، اسرائیل و جمهوری اسلامی خواست کمیسیون بینالمللی حقیقتیاب بشردوستانه را برای بررسی موارد احتمالی نقض جدی این حقوق، از جمله حملات به زیرساختهای انرژی، دعوت کنند.
این گزارش بر بررسی تصاویر ماهوارهای، راستیآزمایی ۶۰ ویدیوی منتشرشده، اظهارات رسمی مقامها و مصاحبه با دو نفر در داخل ایران استوار است.
نامههای عفو بینالملل به مقامهای آمریکا و اسرائیل در ۲۶ تیر و به مقامهای جمهوری اسلامی در ۹ مرداد نیز تا زمان انتشار گزارش بیپاسخ ماندهاند.
نمونهای از هواپیمای فوق سنگین آنتونوف ایان-۱۲۴ که مشابه آن متعلق به «ولگا-دنپر ایرلاینز» در ۲۴ فروردین، توقف غیرمعمول در عشق آباد داشت
بررسی حدود ۶ هزار و ۵۰۰ پروازی که از ابتدای نوامبر ۲۰۲۵ تا ژوئیه ۲۰۲۶ در فرودگاه عشقآباد ترکمنستان بهزمین نشستند، نشان میدهد الگویی از پروازهای غیرمعمول در این فرودگاه پس از آغاز جنگ دوم آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی و پس از آتشبس، شکل گرفته است.
ترکمنستان در شمال شرق ایران، اگرچه چندان در رسانهها موضوع نیست، اما بهدلیل موقعیت جغرافیایی، بهخصوص پس از جنگ ۱۲ روزه، جایگاه منحصربهفردی یافته است؛ چه زمانی که همه نگاههای بین دو جنگ، به بنادر خلیج فارس بود و چه زمانی که بهدلیل محاصره دریایی، این کشور به یکی از مسیرهای تجارت زمینی ایران با شرق تبدیل شد.
حمله به پل آقتکهخان، نگاهها را به سوی ترکمنستان چرخاند. آن خط آهن، نقش چندانی در تجارت ایران ندارد، اما برای روسیه و کشورهای آسیای مرکزی، شاهراهی برای رسیدن به آبهای گرم بهشمار میرود؛ مسیری که هزینههای زیادی صرف آن شده است.
اگر حمله به پل آقتکهخان، ربطی به نقش تجاری این پل نداشته باشد، پرسش این است که نقش دیگری - بهویژه در ارتباط لجستیکی روسیه با ترکمنستان - میتوانسته باعث هدف گرفته شدن آن باشد؟
بالا: حمله به پل هفت دهانه قم در فروردین و تخریب کامل سه دهانه / پایین: تصویر خسارت به پل آقتکه خان در تیر ماه (تصاویر این پل عموما با نمای بسته تهیه شدند)
جایگاه پل آقتکه خان در تجارت خارجی ایران
بامداد ۱۸ تیر ماه، آمریکا به پل راهآهن آقتکه خان در استان گلستان حمله کرد. این حمله با موشک کروز انجام شد و مانند حملات به پلهای دیگر، میزان خسارت آن چندان نبود.
این پل در مسیر خط آهن مرز اینچهبرون به گرگان قرار دارد. این راهآهن یکی از دو راهی است که شبکه ریلی ایران را به آسیای مرکزی - از طریق ترکمنستان - متصل کرده است.
حمل و نقل ریلی پیش از جنگ، عملا نقش چندانی در مجموع تجارت ایران نداشت. عمده تجارت از مسیر دریا یا جادهها انجام میشد. برخی کالاهای تکنولوژی بالا و ارزش بالا نسبت به وزن نیز عمدتا از مسیر هوایی وارد یا صادر میشدند.
پس از حمله به پل راهآهن اینچهبرون، رسانهها حجم بالایی از اخبار درباره انگیزه آسیب زدن آمریکا به زیرساخت ریلی منتشر کردند. آنها در مطالبی استدلال کردند این مسیر بخشی از دالان بازرگانی شرق به غرب - چین، قزاقستان، ترکمنستان - بوده است.
اما آمارهای رسمی چیز دیگری میگویند. ایران دو درگاه اصلی ریلی در تجارت با آسیای مرکزی دارد؛ سرخس و اینچهبرون.
بهمن ماه ۱۴۰۴، کمی پیش از آغاز جنگ دوم، مصطفی نصیریورگ، مدیرکل «راهآهن خراسان» گفت ۷۵ درصد مجموع ترانزیت ورودی و خروجی ریلی کشور، از مرز سرخس انجام میشود.
در ۱۰ ماه نخست سال ۱۴۰۴، یک میلیون و ۲۷۳ هزار تن کالا از مرز سرخس عبور کرده است. این در حالی است که تمام ظرفیت اسمی راهآهن اینچهبرون در سال حدود ۵۰۰ هزار تن است (و مشخص نیست چقدر از این ظرفیت عملا استفاده میشود).
راهآهن اینچهبرون، در دولت اول حسن روحانی، افتتاح شد. هدف اصلی این خط، اتصال روسیه و کشورهای آسیای شرقی به آبهای گرم از طریق ایران بود؛ این خط از آستراخان به شبکه ریلی روسیه متصل میشود. با اینکه این مسیر برای روسیه و ترکمنستان—بهویژه در تجارت مواد معدنی—اهمیت دارد، ارتباط چندانی با تجارت ایران و چین ندارد. مسیر طبیعی و مقرونبهصرفه تجارت ریلی با چین، راهآهن سرخس است، نه اینچهبرون.
پروازهای غیرعادی در فرودگاه عشقآباد
ترکمنستان بهطور رسمی در درگیریهای جمهوری اسلامی بیطرف است. با این حال، جمهوری اسلامی سابقه طولانی در مبادلات نظامی با دو متحد خود، روسیه و چین، دارد.
در کنار مسیرهای ریلی و جادهای که مخاطرات خاص خود را دارند، مسیرهای ترکیبی نیز برای انتقال تجهیزات معمول است.
فرودگاه عشقآباد، در شمال شرقی ایران، نزدیکترین فرودگاه بزرگ به مرزهای ایران است.
بررسی حدود ۶ هزار و ۵۰۰ پرواز که در بازه یادشده در این فرودگاه فرود آمدهاند، الگویی از پروازهای غیرعادی را پس از آغاز جنگ دوم آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی و پس از آتشبس، نشان میدهد.
کالساینهای ویژه RSD، که متعلق به پروازهای نظامی و دولتی روسیهاند، همراه با هواپیماهای توپولوف تو-۲۰۴ و ایلیوشین ایل-۹۶، در ماه میلادی مه (اردیبهشت و خرداد) بهطور محسوسی افزایش یافتند.
بخش مهمی از دادههای بررسی شده که در جدول هم آمده است، مربوط به پروازهایی با «مبدا نامشخص» است.
این وضعیت معمولا در دو موقعیت بروز میکند: دادههای مربوط به ردیابی پروازهای نظامی و دولتی یا گاهی برای کارگوها.
آنچه موضوع را قابل توجه میکند، افزایش نسبی فراوانی این پروازها نسبت به ماههای پیش از جنگ است.
مورد آنتونوف تحریمی، از مبدا چین
در ۲۴ فروردین، یک هواپیمای ترابری راهبردی فوقسنگین آنتونوف ایان-۱۲۴ از فرودگاه اورومچی دیووپو در چین، در عشقآباد فرود آمد. این هواپیما متعلق به شرکت روسی ولگا-دنپر ایرلاینز (Volga-Dnepr Airlines) است که بامداد همان روز، پس از توقفی غیرمعمول در عشقآباد، راهی قاهره شد.
در ۹ ماه مورد بررسی (آبان ۱۴۰۴ تا تیر ۱۴۰۵)، پروازی مشابه این ثبت نشده است.
ولگا-دنپر ایرلاینز از سوی آمریکا، بریتانیا، اتحادیه اروپا، کانادا، استرالیا و اوکراین، تحریم شده است.
این کشورها و اتحادیه اروپا، از جمله به نقش این شرکت در حملونقل محمولهها و تجهیزات نظامی و اقلام مورد استفاده در صنایع نظامی روسیه اشاره کردهاند.
سوئیس، بلژیک و فرانسه نیز این شرکت را در فهرست تحریمهای خود قرار دادهاند.
اتحادیه اروپا درباره ولگا-دنپر ایرلاینز تصریح کرده است این شرکت در بخشی با اهمیت راهبردی برای دولت روسیه فعالیت گسترده هوایی دارد و تجهیزات الکترونیکی، فناوری اطلاعات و ارتباطات را از کشورهای ثالث حمل میکند که در جنگ روسیه علیه اوکراین استفاده میشوند و به دور زدن تحریمها کمک میکنند.
وبسایت اوپندموکراسی نیز در گزارشی که سال ۲۰۲۳ منتشر شد، به نقش این شرکت در حمل تجهیزات حیاتی برای ارتش روسیه از چین اشاره کرده است.
شماره ثبت آنتونوفی که ۲۴ فروردین در فرودگاه عشقآباد توقف کرد «RA-82074» است. مقالهای در یک رسانه اوکراینی در سال ۲۰۲۳، دقیقا به همین هواپیما اشاره کرده است که در انتقال تجهیزات مرتبط با لجستیک نظامی روسیه نقش داشته است.
افزایش کالساینهای سری ۷۹۵ پیش از حمله به پل آقتکهخان
کالساینهای محلی سری ۷۹۵ (قابل جستوجو با کلیدواژههای 795M12 و 795A01)، که در ماههای پیش از جنگ بهندرت دیده میشدند، از ماه آوریل بهطور بیسابقهای افزایش یافتند.
این پروازها عمدتا با مبدا نامشخص یا با هلیکوپترهای نظامی-ترابری میل-۸ ثبت شدند، و در چند مورد در یک روز چند بار تکرار شدند.
در ماههای آوریل، مه و ژوئن، بهترتیب ۱۱، ۷ و ۱۵ پرواز از این سری در فرودگاه عشقآباد ثبت شد. در ۱۵ تیر - سه روز پیش از حمله بامداد ۱۸ تیر - سه مورد از همین سری ثبت شده است.
در چند مورد، کالساین یکسانی مانند 795M12 در فاصله یک تا چند دقیقه چند بار ظاهر شده است. این میتواند نشانه چند پرواز پیاپی واقعی باشد، اما در همین حال میتواند ناشی از ثبت مضاعف یک سیگنال بهوسیله چند گیرنده زمینی در سامانههای ردیابی پرواز باشد.
در ماههای فوریه و مه، در هر ماه دو پرواز از هواپیماهای سنگین ایلیوشین ایل-۷۶ با مبدا ترکمنستان در این فرودگاه ثبت شد؛ پروازهایی که در ماههای پیش از جنگ سابقه نداشتند.
تعداد پروازهای با مبدا نامشخص که پیش از جنگ تنها یک مورد در ژانویه ثبت شده بود، پس از جنگ در ماههای فوریه، مارس، آوریل، مه، ژوئن و ۹ روز نخست ژوئیه، بهترتیب ۸، ۶، ۴، ۹، ۷ و ۲ مورد ثبت شد.
سه فرود هلیکوپتر آگوستاوستلند ایدابلیو۱۳۹ که در ماموریتهای نظامی-دولتی بهکار میرود، در ماههای مه و ژوئن در فرودگاه عشقآباد ثبت شده است؛ هرچند نمونههای مشابه در نوامبر نیز دیده میشد.
هیچ بیانیه رسمی یا مدرک مستندی درباره انتقال تجهیزات نظامی از ترکمنستان از طریق فرودگاه عشقآباد در دست نیست.
با این حال، افزایش پروازهای غیرعادی پیش از حمله به پل آقتکهخان درخور توجه است و میتواند نشاندهنده شکلگیری یک الگوی همزمان با تشدید درگیریها پس از جنگ دوم باشد.
دادههای اولیه نشان میدهند تردد شناورهای تجاری در تنگه هرمز سهشنبه شش فروند بود؛ این رقم دوشنبه ۹ فروند و میانگین ۱۰ روز گذشته حدود ۱۲ فروند بوده است. همزمان با کاهش تردد در تنگه هرمز، سئول اعلام کرد هنوز درباره نحوه مشارکت در امنیت این آبراه تصمیم نگرفته است.
بر اساس دادههای اولیه کپلر، شرکت رهگیری کشتیها، که ساعت ۰۵:۳۰ بامداد چهارشنبه ۱۸ شهریور به وقت تهران ثبت شده، از شش شناور عبوری، پنج فروند وارد تنگه هرمز شدند و یک فروند از آن خارج شده است. این شناورها شامل یک کشتی پاناماکس و یک نفتکش متوسط بودند.
این آمار ممکن است تغییر کند، زیرا برخی کشتیها معمولا هنگام عبور از این مسیر فرستندههای موقعیتیاب خود را خاموش میکنند.
همزمان و در پی تشدید درگیریها میان آمریکا و جمهوری اسلامی، قیمت نفت برنت ۱۸ شهریور از ۹۹ دلار در هر بشکه عبور کرد و به بالاترین سطح خود در حدود هفت هفته گذشته رسید.
در تنگه بابالمندب، دیگر گلوگاه مهم دریایی خاورمیانه، سهشنبه ۲۵ شناور تجاری تردد کردند که ۱۱ فروند وارد و ۱۴ فروند خارج شدند.
میانگین تردد در این تنگه طی ۱۰ روز گذشته حدود ۲۷ فروند بود.
در میان شناورهای عبوری، دو نفتکش سوئزمکس، هشت نفتکش افرامکس و یک نفتکش بسیار بزرگ حمل نفت خام بودند.
تشدید درگیریها در منطقه
فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا، سنتکام، اعلام کرد نیروهای آمریکا سهشنبه پنج نفتکش حامل نفت خام ایران را منهدم کردند و ویدیویی از حملات منتشر کرد.
سنتکام گفت این حملات در پاسخ به اقدام سپاه پاسداران انجام شد که طی دو روز پیش از آن، دو بار یک ناو جنگی نیروی دریایی آمریکا را با موشکهای بالستیک هدف قرار داده بود.
آمریکا اعلام کرد در این حملات کسی آسیب ندیده است.
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در سفر به کلمبیا گفت ایران همچنان تلاش میکند کشتیهای نیروی دریایی ایالات متحده را هدف قرار دهد و «هر بار که چنین کاری کنند یا برای آن تلاش کنند، نفتکش از دست خواهند داد».
بر اساس بیانیه سپاه پاسداران که رسانههای حکومتی منتشر کردند، جمهوری اسلامی با موشکهای بالستیک به پایگاه مورد استفاده نیروهای آمریکا در نزدیکی الازرق اردن حمله کرده است.
رسانههای حکومتی در ایران ویدیویی منتشر کردند که به گفته آنها، پرتاب موشکها به سوی اردن را نشان میدهند.
در حالی که جمهوری اسلامی میگوید موشکها خسارات سنگینی وارد کردهاند، اردن اعلام کرد پدافند هوایی این کشور ۱۸ موشک از ۲۰ موشک ایرانی را رهگیری کرده و دو موشک دیگر در مناطق غیرمسکونی سقوط کردهاند.
به گفته مقامهای اردنی، این حمله تلفاتی نداشته است.
از سوی دیگر حوثیهای مورد حمایت جمهوری اسلامی نیز چهار شهر در جنوب عربستان سعودی را هدف قرار دادند. مقامهای عربستان سعودی از زخمی شدن ۷۳ نفر و آتشسوزی در تاسیسات نفتی خبر دادند.
کامیون در حال سوختن در مرز عربستان سعودی و یمن
سئول گزینههای مشارکت در امنیت تنگه هرمز را بررسی میکند
لی جائهمیونگ، رییسجمهوری کره جنوبی، که در فرانسه به سر میبرد، ۱۷ شهریور در نشست خبری مشترک با امانوئل مکرون، رییسجمهوری فرانسه، گفت دو کشور توافق کردهاند برای احیای سریع آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز و ثبات زنجیرههای تامین جهانی، هماهنگی نزدیک خود را ادامه دهند.
تنگه هرمز برای تامین انرژی کره جنوبی اهمیت ویژهای دارد؛ این کشور سال گذشته برای ۶۱ درصد واردات نفت خام و ۵۴ درصد واردات نفتای خود به این آبراه متکی بود.
وی سونگلاک، مشاور امنیت ملی کره جنوبی، پس از نشست سران دو کشور گفت گفتوگوها بر چگونگی مشارکت سئول در تلاشهای بینالمللی برای امنیت دریایی تنگه هرمز متمرکز بوده، نه اعزام نیرو.
او تاکید کرد: «ما هنوز در مرحله بررسی هستیم و هیچ تصمیمی گرفته نشده است.»
به گفته سونگلاک، جمهوری اسلامی پس از انتشار گزارشهایی درباره نقش احتمالی کره جنوبی در تامین امنیت تنگه هرمز، از طریق مجاری دیپلماتیک خواستار توضیح شده است.
او همچنین ارتباط بررسی گزینههای مشارکت با گفتوگوهای سرمایهگذاری با آمریکا را رد کرد.
لی جائهمیونگ و امانوئل مکرون در کاخ الیزه پاریس
وزارت دفاع کره جنوبی سهشنبه اعلام کرد یک تیم ارزیابی را برای بررسی شرایط امنیتی منطقه به امارات متحده عربی فرستاده است.
این وزارتخانه تاکید کرد ماموریت این تیم صرفا برای جمعآوری اطلاعات است و به معنای تصمیم قبلی برای اعزام نیرو نیست.
خبرگزاری یونهاپ گزارش داد این تیم شرایط لازم را برای عملیات احتمالی هواپیماهای گشت دریایی پی-۸ در پایگاه هوایی الظفره امارات متحده عربی بررسی میکند، اما وزارت دفاع کره جنوبی اعلام کرد نمیتواند موضوعات مربوط به استقرار و عملیات نیروها را تایید کند.
هرگونه اعزام نظامی به تایید پارلمان کره جنوبی نیاز دارد. رسانههای این کشور گزارش دادهاند که این موضوع ممکن است در نشست ۲۶ شهریور شورای امنیت ملی بررسی شود؛ هرچند سونگلاک گفت هنوز درباره گزینه مشخصی تصمیمگیری نشده است.
دفتر ریاستجمهوری کره جنوبی نیز گزارشها را درباره تعیین ضربالاجل از سوی آمریکا برای اعزام تجهیزات به تنگه هرمز رد کرد.
سئول هفته گذشته اعلام کرده بود گزینههای مختلف، از جمله اقدامات نظامی را برای کمک به تامین آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز بررسی میکند.
این اعلام پس از آن صورت گرفت که دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۲۵ مرداد دستور داد رزمایشهای مشترک آمریکا و کره جنوبی کاهش یابد؛ اقدامی که به گفته او تا حدی به خودداری سئول از کمک به واشینگتن در درگیری با ایران مربوط بود.
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، این هفته هشدار داد هرگونه مشارکت نظامی کره جنوبی در عملیات خلیج فارس یا تنگه هرمز، حمایت از «تجاوز» آمریکا تلقی خواهد شد و پیامدهای جدی به دنبال خواهد داشت.
لبنان کشوری است که نامش در بند اول تفاهمنامه اسلامآباد آمده و ایران خود را ضامن تمامیت ارضی آن معرفی کرده بود اما حملات مکرر اسرائیل به جنوب لبنان، بهویژه ارتفاعات علیالطاهر، نشان داد این ضمانت چندان مؤثر نبوده است.
حتی تهدیدهای اخیر تهران برای مقابله با این حملات نیز عملی نشده و بیاثر مانده است؛ موضوعی که اعتراض حامیان حکومت را هم برانگیخته است.
ارتش اسرائیل روز سوم سپتامبر اعلام کرد بر این ارتفاعات «کنترل عملیاتی» یافته است؛ تعبیری که نشان میدهد این تپه هنوز بهطور کامل تصرف نشده، اما در آستانه سقوط است. حزبالله این ادعا را نه کاملا تایید کرد و نه رد؛ رسانههای نزدیک به حکومت ایران نیز ادعاهای متناقضی مطرح کردند و آن را همزمان درست و نادرست خواندند.
در سوی دیگر، حملات تلآویو و بمباران این منطقه نهتنها متوقف نشده، بلکه شدت یافته است. اکنون پرسش این است که آیا فشار حامیان، حکومت را به واکنش نظامی وادار خواهد کرد و این تپه آتش جنگ تازهای را در منطقه خواهد افروخت؟
متن تفاهمنامهای که میان تهران و واشنگتن امضا شد، از دغدغه جمهوری اسلامی برای لبنان نشان داشت، چرا که حکومت حاضر شد تا امنیت ایران را به امنیت این منطقه گره بزند. بند اول تفاهم نامه صراحتا میگفت: آمریکا، جمهوری اسلامی و متحدان آنها «پایان فوری و دائمی عملیات نظامی در همه جبههها، از جمله لبنان» را اعلام میکنند و متعهد میشوند «تمامیت ارضی و حاکمیت لبنان را تضمین کنند».
این عبارت از همان ابتدا محل نزاع طرفین بود. شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان و میزبان مذاکرات، «همه جبههها از جمله لبنان» را بخشی از توافق اعلام کرد، اما بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، ساعاتی بعد آن را رد کرد.
محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، گنجاندن لبنان را دستاورد جمهوری اسلامی خوانده است: «ما جبهه مقاومت و لبنان را در بند اول تفاهمنامه آوردیم.» اما هم او بارها لبنان را یکی از بندهای نقضشده تفاهمنامه شمرده، بیآنکه تهران جز یک بار اقدام قابلتوجهی در برابر آن انجام داده باشد.
مجتبی امانی، سفیر پیشین جمهوری اسلامی در بیروت، معادله بازدارندگی را چنین توصیف میکند: «از زمانی که پاسخ نظامی دادیم، تلاش میکنند این معادله را به هم بزنند؛ معادلهای که باعث شده اسرائیل و نتانیاهو جرئت حمله به بیروت و ضاحیه را نداشته باشند.»
ولی جنوب لبنان عملا به جایی بدل شده که اسرائیل در آن منطقه امن خود را میسازد و تهران تنها نظارهگر است. شرایط برای تهران هم دشوار است چرا که در خیابانهای مختلف ایران گفته میشود «جنوب ایران» نیز به «جنوب لبنان» تبدیل شده است.
شکاف میان ادعا و اقدام جمهوری اسلامی، دقیقا همان زمین مانوری است که اسرائیل در آن پیشروی میکند.
در حالی که سند تفاهمنامه بر پایان جنگ در «همه جبههها» تاکید دارد، خط قرمز عملی تهران تاکنون از محدوده ضاحیه در بیروت فراتر نرفته است.
در آن سو، تلآویو با استناد به «امنیت وجودی»، شرط عقبنشینی را خلع سلاح کامل حزبالله دانسته و تحرکات خود از قلعه شقیف تا علیالطاهر را در همین چارچوب توجیه میکند؛ تهران اما در برابر این روند، جز هشدارهای محرمانه و غیرعلنی، موضعی موثر اتخاذ نکرده است.
اسرائیل چه میخواهد؟
علیالطاهر ارتفاعی راهبردی با حدود ۶۰۰ متر ارتفاع از سطح دریاست که در نزدیکی شهر نبطیه و حدود ۱۵ کیلومتری مرز اسرائیل قرار دارد.
بنا بر گزارش منابع امنیتی لبنانی و ادعاهای اسرائیل، حزبالله در دل این ارتفاعات شبکهای زیرزمینی شامل مرکز فرماندهی و انبارهای تسلیحاتی ایجاد کرده بود؛ موضعی که مناطق مرزی جنوب لبنان را به عمق کوهستانی اقلیمالتفاح در شمال پیوند میدهد.
این تپه، بر اساس روایت ارتش اسرائیل، یکی از گرههای اصلی یگان بدر حزبالله بود؛ یگانی که گفته میشود با تکیه بر این زیرساختها، در نبردی که تهران آن را «جنگ رمضان» نامید، در حملات موشکی به اسرائیل نقش داشت.
ایهاب حماده، نماینده حزبالله در مجلس لبنان، میپرسد: «چگونه دشمن اسرائیلی میتواند ادعا کند تپه را کنترل میکند، در حالی که همچنان بیوقفه آن را بمباران میکند؟»
او میافزاید اسرائیل هیچ تصویری از تصرف منتشر نکرده و میکوشد تپه را «آخرین سنگر» نشان دهد تا نتانیاهو با آن کارت انتخاباتی بسازد. اما خبرنگار جمهوری اسلامی در گزارشی درباره این تپه میگوید که منطقه مدتهاست از دست رفته و سربازان سپاه در آنجا وضعیتی عاشورایی را از سر گذراندهاند.
این روایتهای متضاد، خود گویای وضعیت مبهم منطقهاند. نیکلاس بلنفورد، پژوهشگر شورای آتلانتیک، میگوید اگر اسرائیل میخواست علیالطاهر را نگه دارد، ناچار بود ارتفاعات شمال و شمالشرقی آن را هم بگیرد؛ و به گمان او تلآویو ترجیح میدهد تاسیسات را منفجر کند و به زمین قابل دفاعتر عقب بنشیند. گزارش شبکه کان نیز همین ارزیابی را تقویت میکند و آن را صریحا به پایانیافتن عملیات علیالطاهر گره میزند.
اگر چنین باشد، هدف نخست تلآویو را باید انهدام تاسیسات این تپه دانست تا بتواند در منطقه امنیتی خود راحتتر مستقر شود. اما سرنوشت این خواسته به واکنش حزبالله و جمهوری اسلامی هم بستگی دارد، چرا که با سقوط تپه راه اشغال نبطیه نیز باز میشود.
با این حال، به نظر میرسد نبرد فعلا بر سر صرفا تصرف تپه نیست، بر سر قطع پیوند خط مقدم با عقبه عملیاتی است. منابع نظامی لبنانی به ارمنیوز گفتهاند حزبالله بخشی از تسلیحات و سامانههای پدافندی خود را پیشاپیش به نوار کوهستانی اقلیمالتفاح، الریحان، عرمتی، ملیتا و جبل صافی منتقل کرده و مرحله بعدی حملات احتمالا همین مناطق خواهد بود.
اگر اهداف اسرائیل در لبنان از خنثیسازی یک موضع مشخص به تثبیت «منطقه امنیتی»، کنترل مسیرهای دسترسی و جلوگیری دائمی از بازسازی توان حزبالله گسترش یابد، این تحول میتواند پیامدهایی فراتر از جبهه لبنان داشته باشد.
در چنین چارچوبی، فشار بر حزبالله بخشی از راهبرد وسیعتر اسرائیل برای محدود کردن ظرفیتهای منطقهای جمهوری اسلامی خواهد بود؛ راهبردی که بنیامین نتانیاهو نیز با تاکید بر اینکه «کار اسرائیل با جمهوری اسلامی هنوز تمام نشده است» به آن اشاره کرده است.
آیا تهران ریسک نبرد را خواهد پذیرفت؟
بنا بر گزارش رویترز، تهران از طریق عمان به آمریکا هشدار داده بود که در صورت حمله گسترده به علیالطاهر واکنش شدید نشان خواهد داد؛ دو مقام منطقهای به این خبرگزاری گفتند «بیش از ۱۲ عضو سپاه پاسداران» در منطقه حضور دارند. یک مقام کاخ سفید پاسخ داد این ادعا «دقیق نیست» و روزنامه معاریو نیز نوشت ارزیابی ارتش اسرائیل آن است که هیچ نیروی سپاه در علیالطاهر نیست. به نظر میرسد هر دو طرف عامدانه میکوشند وضعیت را مبهم نگه دارند.
در دل همین ابهام، محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، شامگاه یکشنبه در صدا و سیما برای نخستین بار تلویحا پذیرفت: «اسرائیل بنا بر دلایلی که بعدها عرض خواهیم کرد توانسته جاهایی را بگیرد.»
او در همان گفتوگو از اعلام قریبالوقوع یک «محدوده ممنوعه» در خارج از تنگه هرمز خبر داد. یعنی در شرایطی که تهران شکست جنوب لبنان را نیمبند پذیرفته است، تشدید تنش را به خلیج فارس برده، نه به لبنان.
در تحلیل رفتار تهران، منطقی دوگانه به چشم میخورد: پرهیز از تشدید مواجهه مستقیم با اسرائیل و همزمان تمرکز توان بر حفظ امنیت پیرامونی در مرزهای جنوبی، بدون گشودن جبههای جدید.
در این میان، تنگه هرمز اهرمی مستقیم و مستقل از توان متحدان آسیبدیده ارائه میدهد؛ ابزاری که شدتش قابل کنترل بوده و فشار را به صورت غیرمستقیم متوجه واشینگتن میسازد.
اما این تنگه به خاطر اقدامات آمریکا در محاصره دریایی و حمله به نفتکشها آسیبپذیر به نظر میرسد. همچنین آسیب پذیری آن به واسطه از دست رفتن کنترل انصارالله یمن بر تنگه بابالمندب ممکن است بیشتر نیز بشود.
با این حال، تهران زیر انباشتِ فشارهای چندلایه قرار دارد: فشارهای خردکننده اقتصادی، محاصره دریایی و نارضایتیهای روزافزون اجتماعی. همزمان، افت توان میدانی و از دست رفتن مواضع حزبالله و حوثیها، انزوای راهبردی جمهوری اسلامی را پررنگتر کرده است.
چنانچه این روند محاسبات تهران را به نقطه غیرقابل تحمل بودن هزینهها برساند، احتمال چرخش از انفعال به سوی خروج از لکنت و عملیاتیکردن سیاستهای تهاجمیِ اعلامی افزایش خواهد یافت و حکومت تنش را راهی برای کنترل موقعیت خواهد دانست.