ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی: حمله آمریکا از مبدا هیچ کشوری را تحمل نمیکنیم


ستادکل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در بیانیهای اعلام کرد که حمله آمریکا از مبدا کشورهای منطقه به اهداف جمهوری اسلامی را تحمل نخواهد کرد: «همانگونه که تاکنون در میدان عمل نشان دادیم هرگز هیچگونه حملهای را تحمل نخواهیم کرد و پاسخی به مراتب سنگین تر خواهیم داد.»
در این بیانیه آمده که ارتش آمریکا راهی جز خروج از منطقه ندارد و «تسهیلگران» حمله آمریکا به جمهوری اسلامی بدانند که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی مبدا هر عملیاتی را «کوبنده مورد هدف قرار خواهند داد».





عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان توافق کردند در چارچوب پیمان دفاعی مشترک مکه، دبیرخانهای در عربستان سعودی ایجاد کنند. دبیرخانه این پیمان که حمله مسلحانه به هر یک از سه کشور را حمله به همه تلقی میکند، سه سال نخست زیر نظر یک دبیرکل پاکستانی فعالیت خواهد کرد.
نخستین نشست کمیته پیمان دفاعی مشترک مکه دوشنبه ۹ شهریور در استانبول با حضور وزیران خارجه و دفاع و فرماندهان ارشد نظامی عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان برگزار شد.
در این نشست هاکان فیدان، یاشار گولر و سلجوق بایراکتاراوغلو از ترکیه، محمد اسحاق دار، محمد آصف و عاصم منیر از پاکستان و فیصل بن فرحان آل سعود، خالد بن سلمان و فیاض بن حامد الرویلی از عربستان سعودی حضور داشتند.
بر اساس بیانیه مشترک سه کشور، دبیرخانه این پیمان در عربستان سعودی ایجاد خواهد شد و در سه سال نخست، یک دبیرکل پاکستانی ریاست آن را بر عهده خواهد داشت.
سه کشور همچنین توافق کردند برای تقویت تواناییهای دفاع جمعی و افزایش انسجام میان نیروهای مسلح خود همکاری کنند. این همکاری شامل صنایع دفاعی و توسعه تولیدات و فناوریهای نظامی مشترک نیز خواهد بود.
در این بیانیه، سه کشور بر همکاری برای تقویت صلح و ثبات در منطقه، حمایت از تلاشها برای کاهش تنش و خویشتنداری و تشویق حل مسالمتآمیز بحرانها تاکید کردند.
پیمان دفاعی مشترک مکه ۱۶ مرداد امضا شد و هدف آن تقویت بازدارندگی جمعی در برابر هرگونه اقدام تجاوزکارانه است. بر اساس این پیمان، حمله مسلحانه به هر یک از سه کشور، حمله به هر سه تلقی خواهد شد.
مقامهای سه کشور همزمان با امضای این پیمان تاکید کردند این توافق ماهیتی دفاعی دارد و علیه کشور مشخصی تنظیم نشده است.
مقامهای ترکیه همچنین گفتهاند اجرای این پیمان میتواند شامل تبادل اطلاعات، پشتیبانی لجستیکی، رزمایشهای مشترک و در صورت لزوم اعزام نیرو باشد.
ترکیه همچنین از امکان گسترش این چارچوب به کشورهای دیگر خبر داده و از مصر بهعنوان یکی از گزینههای احتمالی برای پیوستن به آن نام برده است.
این پیمان، سه کشور با ظرفیتهای نظامی متفاوت را در یک چارچوب دفاعی مشترک قرار میدهد؛ ترکیه عضو ناتو است، پاکستان سلاح هستهای در اختیار دارد و عربستان سعودی سالهاست همکاریهای نظامی گستردهای با هر دو کشور دارد.
نشست استانبول همزمان با دور تازه تنشهای نظامی میان جمهوری اسلامی و آمریکا برگزار شد؛ تنشهایی که پس از حمله آمریکا به جزیره لارک و حملات جمهوری اسلامی به پایگاههای آمریکا در اردن، بار دیگر کشورهای منطقه را در معرض پیامدهای مستقیم درگیری تهران و واشینگتن قرار داده است.
پیمان مکه نیز در شرایطی امضا شد که درگیری جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل و افزایش حملات و تنشهای نظامی در منطقه، نگرانیها درباره امنیت کشورهای خاورمیانه و خلیج فارس را افزایش داده بود.
نوید محمدزاده، بازیگر سینما و تئاتر، حدود دو هفته پس از انتشار پستی در حمایت از فلسطین و واکنشهای گسترده به آن، از تئاتر ارکسترال «آرش» کنار گذاشته شد. سازندگان این اثر «حواشی پیشآمده» و «عدم رغبت تماشاگران» را از دلایل این تصمیم عنوان کردهاند.
کانال «چارسو فرهنگ»، صفحه فرهنگی روزنامه فرهیختگان، دوشنبه ۹ شهریور با انتشار جزییات این تصمیم نوشت سازندگان «آرش» درباره ماهیت «حواشی» مورد اشاره توضیح روشنی ندادهاند.
فرهیختگان با اشاره به موضعگیری دو هفته پیش محمدزاده در حمایت از فلسطین، احتمال ارتباط میان این موضعگیری و کنار گذاشته شدن او از «آرش» را مطرح کرد.
این روزنامه همچنین استدلال سازندگان درباره «عدم رغبت تماشاگران» را زیر سوال برد و نوشت پس از آغاز فروش بلیتهای نمایش، با وجود قیمت چند میلیون تومانی برخی بلیتها، مخاطبان اقدام به خرید آنها کرده بودند.
در بیانیه عوامل «آرش»، «عدم رغبت تماشاگران» بهصراحت یکی از دلایل کنار گذاشتن محمدزاده عنوان شده است؛ دلیلی که برخلاف موارد معمول تغییر بازیگران، به مشکلات برنامهریزی، مسائل قراردادی یا اختلافهای هنری ارتباطی ندارد.
این تصمیم در حالی گرفته شده است که حمایت از فلسطین و مخالفت با اسرائیل از مواضع اصلی جمهوری اسلامی است. با این حال، در روزهای پیش از کنار گذاشته شدن محمدزاده، شماری از کاربران شبکههای اجتماعی در واکنش به موضع او در حمایت از فلسطین، از تحریم «آرش» و خودداری از خرید بلیت این نمایش سخن گفته بودند.
توقف فروش بلیتهای «آرش»
یک روز پیش از انتشار خبر کنار گذاشته شدن محمدزاده، سایت رویداد۲۴ گزارش داد فروش بلیتهای «آرش» پس از موج انتقادها به قیمت بلیت و حواشی مربوط به موضعگیری این بازیگر متوقف شده است.
«آرش» اثری نمایشی و ارکسترال با محوریت اسطوره آرش است که نمایش، موسیقی و اجرای زنده ارکستر را تلفیق میکند. علی محتشم، طراح و تهیهکننده این اثر، علی سرابی، کارگردان، امید سهرابی، نویسنده و فردین خلعتبری، آهنگساز آن هستند. این اثر برای اجرا در رویال هال هتل اسپیناس پالاس تهران آماده شده بود.
رسانههای ایران ۳۱ مرداد، همزمان با آغاز پیشفروش بلیتهای «آرش»، نام محمدزاده را در کنار طناز طباطبایی، مهدی پاکدل، علی شادمان و علیرضا شجاعنوری در فهرست بازیگران این اثر منتشر کرده بودند.
در فهرست کنونی عوامل و بازیگران «آرش» در وبسایت فروش بلیت آرتیکت، نام محمدزاده دیگر دیده نمیشود، در حالی که نام دیگر بازیگران یادشده همچنان در این فهرست قرار دارد.
بلیتهای این اثر در ۹ سطح قیمتی، از ۹۹۰ هزار تومان تا چهار میلیون و ۹۸۰ هزار تومان عرضه شده بود. قیمت نزدیک به پنج میلیون تومان برای بلیت این نمایش واکنشهای گستردهای را در پی داشت.
گروه سازنده در واکنش به انتقادها اعلام کرد بلیت نزدیک به پنج میلیون تومان تنها به تعداد محدودی از صندلیهای ممتاز اختصاص داشته و بخش عمده ظرفیت سالن دو هزار و ۲۰۰ نفره در ردههای قیمتی پایینتر و میانی قرار گرفته است.
به گفته سازندگان، برای دانشجویان، هنرجویان، معلمان و برخی گروههای فرهنگی و اجتماعی نیز طرحهای حمایتی در نظر گرفته شده بود.
رویداد۲۴ نوشت این توضیحات نتوانست انتقادها را متوقف کند و فروش بلیتهای نمایش کاهش یافت تا در نهایت عوامل «آرش» فروش آنها را متوقف کردند.
این رسانه همچنین به واکنشهای گسترده به انتشار تصویری از محمدزاده با لباسی با طرح پرچم فلسطین اشاره کرد و نوشت برخی کاربران شبکههای اجتماعی حضور او در این نمایش را از دلایل خود برای تحریم «آرش» عنوان کرده بودند.
با این حال، مشخص نیست مشکلات مربوط به فروش «آرش» تا چه اندازه ناشی از مخالفت مخاطبان با موضع محمدزاده درباره فلسطین بوده است. انتقاد از قیمت بالای بلیتها همزمان با واکنشها به این بازیگر جریان داشت و هر دو عامل در گزارشها درباره کاهش استقبال از نمایش مطرح شدهاند. از این رو نمیتوان سهم هر یک از این عوامل را در مشکلات تجاری «آرش» بهطور جداگانه تعیین کرد.
حمایت از فلسطین و واکنشها
محمدزاده ۲۶ مرداد، پس از واکنشهای گسترده به انتشار تصویری از خود با لباسی با طرح پرچم فلسطین، با انتشار ویدیویی بر موضع خود تاکید کرد.
او گفت پیشتر از فلسطین حمایت کرده و همچنان نیز از آن حمایت میکند و افزود: «با اسرائیل حال نمیکنم» و «قطعا تا همیشه فلسطین را انتخاب میکنم.»
محمدزاده در توضیح موضع خود از دیهگو مارادونا و کریستیانو رونالدو، دو ستاره فوتبال، نیز نام برد و گفت مواضع آنها درباره مساله فلسطین در شکلگیری و تثبیت دیدگاه او در این زمینه تاثیر داشته است. او از مارادونا و رونالدو بهعنوان چهرههایی یاد کرد که برایش الگو بودهاند.
و در بخش دیگری از این ویدیو از برخورد دو جریان سیاسی متضاد با هنرمندان انتقاد کرد و گفت هم حامیان حکومت و هم مخالفان آن بهسرعت افراد را به خیانت متهم میکنند.
محمدزاده گفت: «من نه سمت شما هستم، نه سمت آنها. من سمت هیچکس نیستم.» او افزود: «من فقط سمت یک چیزم؛ زندگی، و یک جا؛ ایران.»
محمدزاده همچنین با تاکید بر اینکه «عاشق ایران» است، گفت به همین دلیل در ایران زندگی میکند. او افزود امکان زندگی در جایی دیگر را داشته اما با وجود مشکلات، ماندن در ایران را انتخاب کرده است.
این موضعگیری واکنشهایی را نیز در میان شماری از خانوادههای دادخواه برانگیخت. کاملیا سجادیان، مادر محمدحسین ترکمان، از کشتهشدگان خیزش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱، با انتشار ویدیویی از مواضع این بازیگر انتقاد کرد و گفت او در جریان اعتراضات در کنار حاکمیت قرار گرفته و در مقاطعی در برابر سرکوب مردم سکوت کرده است.
سجادیان افزود: «اگر قرار باشد نویدی در این کشور جاودانه باشد، همان نوید افکاری عزیز است» و گفت نام و یاد افکاری بهعنوان «یک قهرمان ملی» در ایران باقی خواهد ماند.
محمدزاده با این حال در جریان خیزش «زن، زندگی، آزادی» درباره کشته شدن مهسا (ژینا) امینی و سرکوب معترضان موضعگیری کرده بود. او دوم مهر ۱۴۰۱ خود را «زاده کردستان و فرزند ایران» خواند، از کشته شدن امینی ابراز خشم کرد و نوشت از «سکوت و بیتفاوتی» شرم دارد.
محمدزاده اول آذر همان سال نیز با انتشار چند پست درباره اعتراضات موضع گرفت. او در یکی از آنها نوشت: «به کشتار کردها پایان دهید» و در پستی دیگر تاکید کرد: «تکلیف از ابتدا روشن بود. مسیر یکطرفه است، طرف مردم، جایی که بهش تعلق دارم.»
حمایت محمدزاده از فلسطین نیز به سالهای گذشته بازمیگردد. او ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۰ تصویری از پرچم فلسطین را همراه با هشتگ «فلسطین» در حساب اینستاگرام خود منتشر کرده بود.
جنگ ۱۲روزه مواد اولیه صنعت رنگ را گران کرد و پس از جنگ ۴۰روزه بسیاری از آنها کمیاب یا نایاب شدند. یک مدیر صنعت رنگ میگوید این اختلال، تولید را کاهش داده، سفارشهای داخلی و صادراتی را مختل کرده و خطر تعدیل نیرو یا توقف خطوط تولید را افزایش داده است.
یک مدیر صنعت رنگ و رزین به ایراناینترنشنال گفت تولید به کمتر از نصف رسیده، مواد اولیه در بورس و بازار آزاد پیدا نمیشود و ادامه این وضعیت میتواند به تعدیل نیرو یا تعطیلی کارخانهها منجر شود.
سفارش تولید رنگ ترافیکی روی میز مانده، اما کارخانه نمیتواند یکی از حلالهای لازم برای ساخت آن را پیدا کند. مسئول خرید، بازار آزاد را جستوجو کرده و با عرضهکنندگان تماس گرفته است؛ نتیجهای نگرفته. مادهای که ابتدا کمیاب و گران شد، حالا به گفته او دیگر در بازار موجود نیست.
این فقط سرنوشت یک سفارش برای خطکشی خیابان یا جاده نیست. روایت یک مدیر مطلع در صنعت رنگ و رزین ایران است که نشان میدهد اختلال در تامین مواد اولیه، از کارخانههای رنگ و چسب فراتر رفته و به خودروسازی، قطعهسازی، لوازم خانگی، صنایع چوب، پروژههای شهری، نوسازی مدارس و صادرات به آسیای میانه رسیده است.
این مدیر که بهطور مستقیم با تولید و خرید مواد اولیه سروکار دارد، میگوید تولید شرکتش در پنجماهه نخست سال جاری به کمتر از نصف کاهش یافته است؛ چه در مقایسه با دوره مشابه سال قبل و چه در مقایسه با میانگین تولید پنجماهه نخست سال گذشته.
روایت او از بحران دو مرحله متمایز دارد. جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل، ابتدا قیمت مواد خارجی و هزینه حمل را بهشدت بالا برد. اما پس از جنگ ۴۰ روزه آمریکا و اسرائیل مشکل از گرانی فراتر رفت: بسیاری از مواد اولیه کمیاب یا نایاب شدند.
دو مرحله یک بحران
پس از جنگ ۱۲ روزه، بیشتر مواد مورد نیاز کارخانه هنوز در بازار وجود داشت، هرچند خرید آنها گرانتر شده بود. هزینه حمل مواد خارجی افزایش یافت و بهای تمامشده محصولات بالا رفت. به گفته این مدیر، در آن مرحله تنها مادهای که شرکت برای تأمین آن با مشکل جدی روبهرو شد، نیتروسلولز بود.
نیتروسلولز در تولید رنگهای فوری یا سریعخشک کاربرد دارد؛ محصولاتی که مشتریان آنها از خودروسازان و قطعهسازان تا تولیدکنندگان لوازم خانگی و صنایع چوب را شامل میشوند. عرضه این ماده بلافاصله پس از جنگ ۱۲ روزه قطع شد و به گفته این منبع، هیچ توضیحی درباره علت توقف عرضه به خریداران داده نشد.
اما وضعیت پس از جنگ ۴۰ روزه تغییر کرد. افزایش قیمت ادامه یافت و همزمان تعداد بیشتری از حلالها و مواد اولیه از دسترس خارج شدند. این مدیر میگوید موادی که شرکتها پیشتر بهطور هفتگی از بورس میخریدند، دیگر عرضه نمیشوند و بازار آزاد هم توان جبران این کمبود را ندارد.
او این تفاوت را چنین شرح میدهد: «پس از جنگ نخست، با افزایش قیمت روبهرو بودیم، اما اغلب مواد را میتوانستیم بخرد؛ پس از جنگ دوم، مواد مورد نیاز حتی برای خرید هم پیدا نمیشدند.»
این تغییر، خط تولید را از دو طرف تحت فشار گذاشته است: کارخانه از یک سو ماده کافی برای ساخت محصول ندارد و از سوی دیگر مشتریان به دلیل جهش قیمت و کمبود نقدینگی توان سفارشگذاری سابق را از دست دادهاند.
پنج هفته بدون عرضه
زایلین از موادی است که تحت تاثیر این بحران قرار گرفته است؛ حلالی پرکاربرد که در ترکیب بسیاری از رنگها، برخی تینرها و چسبها استفاده میشود. به گفته منبع، در پنج هفته منتهی به زمان مصاحبه، عرضه زایلین، تولوئن، حلال ۴۰۲، حلال ویژه و چند حلال دیگر در بورس به صفر رسیده بود.
پیش از این، کارخانهها این مواد را در عرضههای هفتگی بورس میخریدند. بعضی شرکتهای بزرگتر برای مصرف پنج یا شش ماه خود ذخیره کردهاند، اما آن موجودی برای مصرف داخلی خودشان است. به گفته این مدیر، مواد مورد نیاز نه نزد تاجران و واسطهها پیدا میشود و نه در بازار آزاد.
نبود زایلین فقط یک فرمول تولیدی را مختل نمیکند. این ماده در طیف گستردهای از محصولات حضور دارد. مهندسان تولید گاهی برای ادامه کار، فرمول محصولات را تغییر میدهند و از تولوئن بهعنوان جایگزین استفاده میکنند؛ اما حالا تولوئن هم نایاب شده است.
حتی در صورت پیدا شدن یک جایگزین، نتیجه همیشه محصولی با کیفیتِ پیشین نیست. تغییر ترکیب میتواند عمر نگهداری رنگ یا چسب را کم کند. محصولی که پیشتر دو سال تاریخ مصرف داشت، ممکن است پس از تغییر فرمول فقط شش ماه تا یک سال قابل استفاده بماند. در بعضی موارد هم هیچ جایگزین فنی وجود ندارد و تولید باید متوقف شود.
حلال ۴۰۲ و حلال ویژه نمونههای دیگری از همین وضعیتاند. این دو ماده در بسیاری از رنگها و تینرها استفاده میشوند. موجودی آنها ابتدا کاهش یافت، سپس قیمتشان بالا رفت و در نهایت، به گفته منبع، در بازار آزاد هم نایاب شدند.
شرکت او در هفته پیش از مصاحبه برای تامین این مواد تلاش کرده، اما تلاشها بینتیجه مانده است. سفارش رنگ ترافیکی کارخانه همچنان معطل است، چون بدون حلال مناسب، تولید و اجرای رنگ ممکن نیست.
رنگهای فوری؛ بازاری که از دست رفت
مشکل نیتروسلولز بیش از یک سال است که ادامه دارد. این ماده جایگزین داخلی ندارد و تلاش شرکت برای واردات آن از کشورهای منطقه هم به نتیجه نرسیده است.
یک تامینکننده در ترکیه به شرکت گفته بود که امکان صادرات نیتروسلولز را ندارد، چون بخشی از نیاز داخلی ترکیه پیشتر از کشورهای دیگر تامین میشد و حالا تولید موجود باید در همان بازار داخلی مصرف شود. حمل زمینی این ماده نیز به دلیل خطرناک بودن آن با محدودیتها و پیچیدگیهای بیشتری روبهرو است.
پیامد این کمبود برای کارخانه روشن بوده است: تمام سفارشهای رنگ فوری آن در بیش از یک سال گذشته لغو شده یا شرکت نتوانسته آنها را بپذیرد. این سفارشها از صنایع خودروسازی، قطعهسازی، چوب و لوازم خانگی میآمدند. چند سفارش صادراتی هم به دلیل نبود نیتروسلولز از دست رفتهاند.
منبع میگوید نیتروسلولز ممکن است کاربردهای نظامی هم داشته باشد، اما خودش درباره جزییات این کاربرد اطلاع دقیقی ندارد. تجربه مستقیم او به خرید این ماده برای تولید رنگهای سریعخشک و توقف عرضه آن محدود است.
توقف عرضه از پتروشیمی کارون
دو ماده دیگر، تیدیآی و اِمدیآی، در تولید چسبها و برخی روانکنندههای صنعتی کاربرد دارند. شرکت مورد اشاره این مواد را از عرضههای پتروشیمی کارون تهیه میکرد.
این مدیر میگوید پس از جنگ ۴۰ روزه دیگر هیچ عرضهای از پتروشیمی کارون ندیده است. این بخش از روایت او بر تجربه مستقیم خرید استوار است. با این حال، او درباره وضعیت فنی خطوط تولید این مجموعه اطلاع مستقیمی ندارد و نمیتواند گزارشهای غیررسمی درباره تعطیلی آن را تایید کند.
برای خریدار صنعتی، نتیجه عملی روشن است: مادهای که پیشتر از تولیدکننده داخلی تهیه میشد، حالا در دسترس نیست. گزینه بعدی واردات است؛ گزینهای که خود با صف چندماهه حمل، هزینه بالاتر و محدودیت انتقال مواد شیمیایی روبهرو شده است.
حتی اگر شرکت بتواند این دو ماده را از خارج از ایران پیدا کند، انتقال زمینی آنها ممکن است قیمت نهایی را چند برابر کند. این افزایش هزینه به محصول نهایی منتقل میشود و مشتریانی را که خود با مشکل نقدینگی روبهرو هستند، از ثبت سفارش منصرف میکند.
رنگ کیلویی ۴۸۰ هزار تومان
جهش قیمت رنگ روغنی نمونهای از فشاری است که حالا انتهای زنجیره نیز آن را احساس میکند. به گفته منبع، هر کیلو از این رنگ سال گذشته حدود ۱۳۰ تا ۱۴۰ هزار تومان فروخته میشد. قیمت همان محصول هنگام مصاحبه به حدود ۴۸۰ هزار تومان رسیده بود؛ یعنی تقریبا سهونیم برابر.
این عدد شاخص قیمت کل صنعت رنگ نیست، اما نشان میدهد افزایش هزینه مواد اولیه چگونه توان خرید یک مشتری را محدود میکند. منبع میگوید بعضی مشتریان همچنان به محصول نیاز دارند، ولی به دلیل قیمت بالا و کمبود بودجه دیگر سفارش نمیدهند.
کاهش سفارشهای مربوط به مدارس نمونهای از این وضعیت است. در سالهای گذشته، شرکت در آستانه آغاز سال تحصیلی حجم قابل توجهی رنگ برای نوسازی مدارس میفروخت، اما امسال هیچ سفارشی از این بخش دریافت نکرده است.
بررسی مناقصهها از سوی شرکت نشان داده که فعالیتها کاملا متوقف نشده، اما تعداد آنها بهشدت کاهش یافته است. در سالهای قبل، شرکت در ۶ ماه نخست سال معمولا با دستکم دو یا سه مناقصه راهداری روبهرو میشد. امسال فقط یک مناقصه برگزار شد که به دلیل نرسیدن بودجه اجرا نشد و به ماه بعد موکول شد.
در بخش نوسازی مدارس نیز خریدهایی انجام شده، اما به گفته منبع، این خریدها محدود و از موجودی انبار شرکتها بوده و حجم آنها حتی به سطح برگزاری مناقصه یا استعلام گسترده نرسیده است.
بنابراین کاهش پروژههای عمومی را نمیتوان فقط به نبود حلال یا رنگ نسبت داد. افزایش شدید قیمت و محدودیت بودجه دولت هم در کاهش سفارشها نقش دارند. این دو عامل یکدیگر را تشدید میکنند: مواد اولیه نایاب و گران میشوند، قیمت محصول بالا میرود و نهاد خریدار توان تأمین بودجه را از دست میدهد.
از ۲۵ روز تا ۹ ماه انتظار
بحران فقط داخل بازار مواد شیمیایی شکل نگرفته، تغییر مسیرهای حملونقل، واردات جایگزین را هم دشوار کرده است.
پیش از بحران، محمولههای خریداریشده از چین و از مسیر دریا حمل میشدند و حدود ۲۵ روز بعد به بندر رجایی میرسیدند. شرکت سپس کالا را ترخیص میکرد و تحویل میگرفت.
پس از جنگ ۴۰ روزه، انتقال مواد به مسیرهای زمینی و ریلی وابسته شده است. منبع برای چند خرید مختلف از حدود ۱۰ شرکت حمل استعلام گرفته و در همه موارد با زمان انتظار ۶ تا ۹ ماه روبهرو شده است. پس از پایان این صف، حمل محموله نیز حدود ۲۵ تا ۳۰ روز زمان میبرد.
موقعیت جغرافیایی شرکت در شرق ایران این مشکل را توضیح نمیدهد. این منطقه برای دسترسی زمینی و ریلی به چین حتی موقعیت مناسبتری نسبت به بخشهایی از مرکز و غرب ایران دارد. با این حال، صف حمل ریلی و زمینی در شرق هم ۶ تا ۹ ماه اعلام شده است.
این منبع مشکل اصلی را «ظرفیتهای موجود» میداند؛ جاده و راهآهن نمیتوانند حجمی را که پیشتر با کشتی منتقل میشد، جابهجا کنند. انتقال تقاضای حمل از مسیر دریایی به ناوگان محدود زمینی و ریلی، صفی ایجاد کرده که امکان برنامهریزی عادی تولید را از کارخانهها گرفته است.
برای صنعتی که باید زمان ورود مواد اولیه، تولید و تحویل سفارش را هماهنگ کند، انتظار ۶ تا ۹ ماهه فقط یک تاخیر حمل نیست. شرکت نمیداند مواد چه زمانی میرسند، با چه قیمتی تمام میشوند و آیا مشتری تا آن زمان همچنان سفارش خود را حفظ خواهد کرد.
سفارشهایی که به چین میروند
پیامد این بحران از بازار داخلی ایران فراتر رفته است. منبع میگوید شرکت در یک سال گذشته سفارشهای متعددی از تاجیکستان، ترکمنستان، قزاقستان و قرقیزستان داشته، اما بسیاری از آنها لغو شدهاند یا شرکت نتوانسته محصول را تامین کند. او اطلاعی ندارد که مشتریان ازدسترفته در نهایت از کجا خرید کردهاند، اما احتمال میدهد آنها به تأمینکنندگان چینی روی آورده باشند.
این تجربه به معنی توقف کل صادرات رنگ و مواد شیمیایی ایران به آسیای میانه نیست، اما نشان میدهد دستکم بخشی از مشتریان منطقهای تامینکنندگان ایرانی با مشکل روبهرو شدهاند.
از دست رفتن سفارش صادراتی فقط کاهش فروش کوتاهمدت نیست. اگر مشتری مسیر تامین خود را تغییر دهد و با فروشنده جدید قرارداد ببندد، بازگشت به آن بازار حتی پس از عادی شدن تولید دشوار خواهد بود.
کارخانهای که دیگر هزینههایش را پوشش نمیدهد
کاهش تولید، جهش هزینه و از دست رفتن سفارشها اکنون به تراز مالی شرکت رسیده است. این مدیر میگوید شرکت از ابتدای سال زیانده بوده و ادامه وضعیت میتواند آن را به تصمیمهایی مانند تعدیل نیرو وادار کند.
او تجربه مشابهی را از همکارانش در شرکتهای دیگر هم شنیده است، اما درباره وضعیت مالی و تولید آن شرکتها اطلاعات مستقیم ندارد. هشدار او درباره تعطیلی گسترده صنایع، ارزیابی یک مدیر صنعتی از ادامه روند فعلی است، نه آماری درباره تعداد کارخانههای در آستانه تعطیلی.
با این حال، تجربه مستقیم شرکت خودش نشانههای فشار را روشن میکند: تولید به کمتر از نصف رسیده، مواد اصلی در بورس و بازار آزاد پیدا نمیشوند، سفارشهای داخلی و صادراتی از دست رفتهاند و کارخانه از نقطه سربهسر مالی پایینتر رفته است.
در انتهای این زنجیره، همان سفارش رنگ ترافیکی هنوز روی میز مانده است. مشتری محصول را میخواهد و کارخانه توان فنی تولید آن را دارد، اما یکی از حلالهای اصلی در دسترس نیست. مسئول خرید نمیتواند زمان تحویل مشخصی بدهد، چون نمیداند ماده مورد نیاز چه زمانی دوباره عرضه خواهد شد.
اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، مساله فقط رنگ نشدن چند جدول یا تاخیر در خطکشی یک جاده نخواهد بود. کارخانهای که امروز یک سفارش را معطل نگه داشته، ممکن است فردا ناچار شود بخشی از نیروی کار خود را کنار بگذارد یا خط تولیدش را خاموش کند.
دیوان عالی کشور حکم اعدام علیاصغر (علیرضا) پیغمبری، شهروند ۲۶ ساله و از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ را تایید کرد. این زندانی سیاسی بهتازگی از زندان تهران بزرگ به زندان قزلحصار کرج منتقل شده است؛ انتقالی که نگرانیها درباره احتمال اجرای حکم اعدام او را افزایش داده است.
پیام درفشان، یکی از وکلای پیغمبری، دوشنبه ۹ شهریور در گفتوگو با سایت امتداد گفت حکم اعدام موکلش پیشتر از سوی دادگاه انقلاب تهران و با استناد به قانون تشدید مجازات جاسوسی و همکاری با اسرائیل صادر شده و اکنون دیوان عالی کشور نیز آن را تایید کرده است.
بر اساس گزارش هرانا، حکم اعدام پیغمبری را شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب تهران صادر کرده بود و پرونده او برای رسیدگی به شعبه ۹ دیوان عالی کشور ارسال شد.
درفشان با انتقاد از حکم صادرشده گفت «هیچگونه ارتباط سازمانی یا ارتباط دیگری، به هیچ نحو» میان پیغمبری و هیچیک از «گروههای متخاصم» وجود نداشته است.
او افزود بر اساس دفاعیات ارائهشده در پرونده، تنها اقدام منتسب به موکلش «حضور در یکی از اعتراضات» بوده است.
این وکیل دادگستری همچنین خبر داد پس از تایید حکم، درخواست اعاده دادرسی کیفری و درخواست توقف اجرای آن تنظیم شده و پیگیری این دو درخواست در دستور کار قرار گرفته است.
در ماههای اخیر و همزمان با ادامه تنشها با آمریکا، جمهوری اسلامی بر شدت نقض حقوق بشر و سرکوب مردم ایران افزوده و برای شمار زیادی از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه و جنگهای ۴۰ روزه و ۱۲ روزه، احکام اعدام، حبس و شلاق صادر کرده است.
در آخرین مورد، محمدمهدی اسدی، نوید الیاسی، مهرداد بوئری، پارسا جعفری، مهدی جعفری (خسروی)، ابوالفضل دادگستر، ترانه رحیمی، احمدرضا سعیدی، آرمین غلامی و مهدی منصوری، ۱۰ متهم پرونده موسوم به «میدان شهدای اصفهان»، از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب اصفهان هر یک به اعدام و ۱۱ سال حبس محکوم شدند.
همچنین سجاد عابدی و علی بوئری هر یک به ۱۶ سال حبس، میلاد بوئری و رومینا رحیمی هر کدام به ۳۶ سال حبس، ستایش ساعدی به ۱۶ سال حبس و حامد مهرعلیان به ۲۶ سال حبس محکوم شدهاند.
لیلا ابوالحسنی، سپهر امیرزاده، امیرحسن اکبریمنفرد، عیسی چاری، امیرمحمد مجلل چوبری، پوریا حسینیمفرد، احسان خدادادی، رسول رضایی، مهدی (سیکان) روشنی، احد شکوهیان، ارغوان فلاحی، حسین نظری، مهنام نوابصفوی و علی پیشهورزاده از جمله زندانیان سیاسی هستند که در هفتههای اخیر به اعدام محکوم شدهاند یا احکام اعدام آنها در دیوان عالی کشور تایید شده است.
انتقال به زندان قزلحصار
سایت حقوقبشری هرانا گزارش داد پیغمبری بهتازگی از زندان تهران بزرگ به زندان قزلحصار کرج منتقل شده است. ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران نوشت با توجه به انتقال او به قزلحصار که یکی از مراکز اجرای احکام اعدام است، این موضوع موجب نگرانی خانواده او شده است.
نخستین جلسه رسیدگی به اتهامات پیغمبری اردیبهشت سال جاری در شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب تهران برگزار شد. دومین جلسه دادگاه او نیز اوایل خرداد در همین شعبه برگزار شد و پیغمبری پس از پایان جلسه بازداشت و به زندان تهران بزرگ انتقال یافت.
این زندانی سیاسی ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، همزمان با اعتراضات سراسری، به دست نیروهای امنیتی بازداشت شده و در اسفند همان سال با تودیع وثیقه آزاد شده بود.
زندان قزلحصار کرج یکی از مخوفترین زندانها و از مهمترین مراکز اجرای احکام اعدام در ایران به شمار میرود و احکام اعدام شماری از زندانیان سیاسی نیز در آن به اجرا درآمده است.
بررسیهای ایراناینترنشنال نشان میدهد از ابتدای سال جاری حدود ۶۰ زندانی سیاسی اعدام شدهاند و دهها نفر دیگر نیز با اتهامهای سیاسی به اعدام محکوم شدهاند.
در یکی از تازهترین موارد، حکم اعدام مجید آدینه، از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ که حامی کودکان بیسرپرست بود، بامداد اول شهریور اجرا شد.
در پی تشدید تنشها میان آمریکا و جمهوری اسلامی، نرخ ارزهای خارجی در بازار آزاد ایران به روند صعودی خود ادامه داد و قیمت دلار با عبور از رکورد پیشین، به ۲۱۰ هزار تومان رسید.
بهای دلار دوشنبه ۹ شهریور در بازار آزاد تا ۲۱۰ هزار تومان افزایش یافت. این رقم نسبت به روز پیش از رشد ۱.۷ درصدی حکایت دارد.
قیمت یورو از ۲۴۳ هزار و ۵۰۰ تومان و بهای پوند بریتانیا نیز از ۲۸۴ هزار و ۳۰۰ تومان فراتر رفتند.
همچنین بر اساس آخرین قیمتها در بازار طلا، سکه طرح جدید موسوم به «امامی» ۲۲۳ میلیون تومان، نیمسکه ۱۱۳ میلیون تومان، ربعسکه ۶۱ میلیون تومان و سکه گرمی ۳۲ میلیون تومان قیمتگذاری شدهاند.
اقتصاد ایران در سالهای اخیر تحت تاثیر سوءمدیریت، فساد ساختاری، سیاست خارجی تنشزای جمهوری اسلامی، کاهش اعتماد سرمایهگذاران، و محدودیتهای تجاری و مالی ناشی از تحریمهای بینالمللی، با نوسانات شدید ارزی و کاهش فزاینده ارزش پول ملی روبهرو بوده است.
در چنین شرایطی، جهش تورم و افت قدرت خرید، تامین نیازهای روزمره را برای بخش بزرگی از جامعه دشوار کرده و فشارهای معیشتی را افزایش داده است.
محمدجعفر قائمپناه، معاون اجرایی مسعود پزشکیان، ۹ شهریور ناترازی بودجه و عملکرد بانکها را از عوامل اصلی افزایش تورم در ایران دانست و اذعان کرد دولت برای جبران کسری بودجه، ناچار به «چاپ پول» است.
او شرایط جنگی کشور را یکی دیگر از عوامل جهش تورم خواند و گفت: «واقعیت تلخ این است که شرایط اقتصادی کشور خوب نیست و بیشترین فشار به مردم وارد میشود.»
این اظهارات در شرایطی مطرح میشوند که کاخ سفید همچنان به کارزار «طرد اقتصادی» علیه حکومت ایران ادامه میدهد.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، هشتم شهریور اعلام کرد دولت دونالد ترامپ برای محدود کردن مبادلات مالی تهران، فشار بر بانکها و کشورهایی را که همچنان با جمهوری اسلامی همکاری اقتصادی دارند، شدت خواهد بخشید.
او خبر داد واشینگتن قصد دارد این هفته بانک دیگری را بهدلیل ارتباط با مبادلات تجاری حکومت ایران تحریم کند.
نشریه فوربس هشتم شهریور در گزارشی تحلیلی نوشت ایالات متحده با اهرم دلار، فشار مالی بر جمهوری اسلامی را افزایش میدهد.
همزمان با افزایش نارضایتیها در ایران و نگرانی مقامهای حکومت از احتمال آغاز مجدد اعتراضات مردمی، غلامحسین محسنی اژهای، رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی، بار دیگر معترضان را «مزدور» خواند و آنان را به «برخوردی قاطعانهتر» تهدید کرد.
اژهای بر ادامه رویارویی با ایالات متحده تاکید کرد و افزود: «ما هرگز در مقابل آمریکا کوتاه نخواهیم آمد و تا آخر ایستادهایم. این موضع مشترک و یکدلانه همه مردم و مسئولان است.»
اژهای در حالی سیاست رویارویی با آمریکا را مطالبه مردمی خواند که پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال از نارضایتی شهروندان از این سیاست حکایت دارد.