• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

نوید محمدزاده پس از جنجال بر سر حمایت از فلسطین از نمایش «آرش» کنار گذاشته شد

۹ شهریور ۱۴۰۵، ۱۸:۱۵ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۲۰:۱۷ (‎+۱ گرینویچ)

نوید محمدزاده، بازیگر سینما و تئاتر، حدود دو هفته پس از انتشار پستی در حمایت از فلسطین و واکنش‌های گسترده به آن، از تئاتر ارکسترال «آرش» کنار گذاشته شد. سازندگان این اثر «حواشی پیش‌آمده» و «عدم رغبت تماشاگران» را از دلایل این تصمیم عنوان کرده‌اند.

کانال «چارسو فرهنگ»، صفحه فرهنگی روزنامه فرهیختگان، دوشنبه ۹ شهریور با انتشار جزییات این تصمیم نوشت سازندگان «آرش» درباره ماهیت «حواشی» مورد اشاره توضیح روشنی نداده‌اند.

فرهیختگان با اشاره به موضع‌گیری دو هفته پیش محمدزاده در حمایت از فلسطین، احتمال ارتباط میان این موضع‌گیری و کنار گذاشته شدن او از «آرش» را مطرح کرد.

این روزنامه همچنین استدلال سازندگان درباره «عدم رغبت تماشاگران» را زیر سوال برد و نوشت پس از آغاز فروش بلیت‌های نمایش، با وجود قیمت چند میلیون تومانی برخی بلیت‌ها، مخاطبان اقدام به خرید آن‌ها کرده بودند.

در بیانیه عوامل «آرش»، «عدم رغبت تماشاگران» به‌صراحت یکی از دلایل کنار گذاشتن محمدزاده عنوان شده است؛ دلیلی که برخلاف موارد معمول تغییر بازیگران، به مشکلات برنامه‌ریزی، مسائل قراردادی یا اختلاف‌های هنری ارتباطی ندارد.

این تصمیم در حالی گرفته شده است که حمایت از فلسطین و مخالفت با اسرائیل از مواضع اصلی جمهوری اسلامی است. با این حال، در روزهای پیش از کنار گذاشته شدن محمدزاده، شماری از کاربران شبکه‌های اجتماعی در واکنش به موضع او در حمایت از فلسطین، از تحریم «آرش» و خودداری از خرید بلیت این نمایش سخن گفته بودند.

توقف فروش بلیت‌های «آرش»

یک روز پیش از انتشار خبر کنار گذاشته شدن محمدزاده، سایت رویداد۲۴ گزارش داد فروش بلیت‌های «آرش» پس از موج انتقادها به قیمت بلیت و حواشی مربوط به موضع‌گیری این بازیگر متوقف شده است.

«آرش» اثری نمایشی و ارکسترال با محوریت اسطوره آرش است که نمایش، موسیقی و اجرای زنده ارکستر را تلفیق می‌کند. علی محتشم، طراح و تهیه‌کننده این اثر، علی سرابی، کارگردان، امید سهرابی، نویسنده و فردین خلعتبری، آهنگساز آن هستند. این اثر برای اجرا در رویال هال هتل اسپیناس پالاس تهران آماده شده بود.

100%

رسانه‌های ایران ۳۱ مرداد، هم‌زمان با آغاز پیش‌فروش بلیت‌های «آرش»، نام محمدزاده را در کنار طناز طباطبایی، مهدی پاکدل، علی شادمان و علیرضا شجاع‌نوری در فهرست بازیگران این اثر منتشر کرده بودند.

در فهرست کنونی عوامل و بازیگران «آرش» در وب‌سایت فروش بلیت آرتیکت، نام محمدزاده دیگر دیده نمی‌شود، در حالی که نام دیگر بازیگران یادشده همچنان در این فهرست قرار دارد.

بلیت‌های این اثر در ۹ سطح قیمتی، از ۹۹۰ هزار تومان تا چهار میلیون و ۹۸۰ هزار تومان عرضه شده بود. قیمت نزدیک به پنج میلیون تومان برای بلیت این نمایش واکنش‌های گسترده‌ای را در پی داشت.

گروه سازنده در واکنش به انتقادها اعلام کرد بلیت نزدیک به پنج میلیون تومان تنها به تعداد محدودی از صندلی‌های ممتاز اختصاص داشته و بخش عمده ظرفیت سالن دو هزار و ۲۰۰ نفره در رده‌های قیمتی پایین‌تر و میانی قرار گرفته است.

به گفته سازندگان، برای دانشجویان، هنرجویان، معلمان و برخی گروه‌های فرهنگی و اجتماعی نیز طرح‌های حمایتی در نظر گرفته شده بود.

100%

رویداد۲۴ نوشت این توضیحات نتوانست انتقادها را متوقف کند و فروش بلیت‌های نمایش کاهش یافت تا در نهایت عوامل «آرش» فروش آن‌ها را متوقف کردند.

این رسانه همچنین به واکنش‌های گسترده به انتشار تصویری از محمدزاده با لباسی با طرح پرچم فلسطین اشاره کرد و نوشت برخی کاربران شبکه‌های اجتماعی حضور او در این نمایش را از دلایل خود برای تحریم «آرش» عنوان کرده بودند.

با این حال، مشخص نیست مشکلات مربوط به فروش «آرش» تا چه اندازه ناشی از مخالفت مخاطبان با موضع محمدزاده درباره فلسطین بوده است. انتقاد از قیمت بالای بلیت‌ها هم‌زمان با واکنش‌ها به این بازیگر جریان داشت و هر دو عامل در گزارش‌ها درباره کاهش استقبال از نمایش مطرح شده‌اند. از این رو نمی‌توان سهم هر یک از این عوامل را در مشکلات تجاری «آرش» به‌طور جداگانه تعیین کرد.

حمایت از فلسطین و واکنش‌ها

محمدزاده ۲۶ مرداد، پس از واکنش‌های گسترده به انتشار تصویری از خود با لباسی با طرح پرچم فلسطین، با انتشار ویدیویی بر موضع خود تاکید کرد.

او گفت پیش‌تر از فلسطین حمایت کرده و همچنان نیز از آن حمایت می‌کند و افزود: «با اسرائیل حال نمی‌کنم» و «قطعا تا همیشه فلسطین را انتخاب می‌کنم.»

محمدزاده در توضیح موضع خود از دیه‌گو مارادونا و کریستیانو رونالدو، دو ستاره فوتبال، نیز نام برد و گفت مواضع آن‌ها درباره مساله فلسطین در شکل‌گیری و تثبیت دیدگاه او در این زمینه تاثیر داشته است. او از مارادونا و رونالدو به‌عنوان چهره‌هایی یاد کرد که برایش الگو بوده‌اند.

و در بخش دیگری از این ویدیو از برخورد دو جریان سیاسی متضاد با هنرمندان انتقاد کرد و گفت هم حامیان حکومت و هم مخالفان آن به‌سرعت افراد را به خیانت متهم می‌کنند.

محمدزاده گفت: «من نه سمت شما هستم، نه سمت آن‌ها. من سمت هیچ‌کس نیستم.» او افزود: «من فقط سمت یک چیزم؛ زندگی، و یک جا؛ ایران.»

محمدزاده همچنین با تاکید بر اینکه «عاشق ایران» است، گفت به همین دلیل در ایران زندگی می‌کند. او افزود امکان زندگی در جایی دیگر را داشته اما با وجود مشکلات، ماندن در ایران را انتخاب کرده است.

این موضع‌گیری واکنش‌هایی را نیز در میان شماری از خانواده‌های دادخواه برانگیخت. کاملیا سجادیان، مادر محمدحسین ترکمان، از کشته‌شدگان خیزش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱، با انتشار ویدیویی از مواضع این بازیگر انتقاد کرد و گفت او در جریان اعتراضات در کنار حاکمیت قرار گرفته و در مقاطعی در برابر سرکوب مردم سکوت کرده است.

سجادیان افزود: «اگر قرار باشد نویدی در این کشور جاودانه باشد، همان نوید افکاری عزیز است» و گفت نام و یاد افکاری به‌عنوان «یک قهرمان ملی» در ایران باقی خواهد ماند.

محمدزاده با این حال در جریان خیزش «زن، زندگی، آزادی» درباره کشته شدن مهسا (ژینا) امینی و سرکوب معترضان موضع‌گیری کرده بود. او دوم مهر ۱۴۰۱ خود را «زاده کردستان و فرزند ایران» خواند، از کشته شدن امینی ابراز خشم کرد و نوشت از «سکوت و بی‌تفاوتی» شرم دارد.

محمدزاده اول آذر همان سال نیز با انتشار چند پست درباره اعتراضات موضع گرفت. او در یکی از آن‌ها نوشت: «به کشتار کردها پایان دهید» و در پستی دیگر تاکید کرد: «تکلیف از ابتدا روشن بود. مسیر یک‌طرفه است، طرف مردم، جایی که بهش تعلق دارم.»

حمایت محمدزاده از فلسطین نیز به سال‌های گذشته بازمی‌گردد. او ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۰ تصویری از پرچم فلسطین را همراه با هشتگ «فلسطین» در حساب اینستاگرام خود منتشر کرده بود.

Banner

پربازدیدترین‌ها

واشینگتن‌پست: مقام‌های ارشد نظامی به هگست گفتند ادامه جنگ ایران پایدار نیست
۱

واشینگتن‌پست: مقام‌های ارشد نظامی به هگست گفتند ادامه جنگ ایران پایدار نیست

۲

مریم سعیدپور در جوایز بین‌المللی عکاسی ۲۰۲۶ به عنوان عکاس هنرهای زیبای سال انتخاب شد

۳

تعلیق یک معافیت ۱۲ساله؛ تحریم‌های آمریکا به آزمون‌های دانشگاهی و علمی ایرانیان رسید

۴
روایت شما

لغو آزمون‌های زبان؛ تحریمی که مهاجرت تحصیلی را دشوارتر از همیشه کرد

۵
تحلیل

کارشناس اسرائیلی: موفقیت فشار اقتصادی بر حکومت ایران به عزم واشینگتن بستگی دارد

انتخاب سردبیر

  • ۴۴ درصد شرکت‌کنندگان نظرسنجی ایران‌اینترنشنال: پول داشته باشیم هم در ایران خانه نمی‌خریم

    ۴۴ درصد شرکت‌کنندگان نظرسنجی ایران‌اینترنشنال: پول داشته باشیم هم در ایران خانه نمی‌خریم

  • کودکان و نوجوانان مناطق مرزی ایران زیر فشار فقر به کولبری روی آورده‌اند

    کودکان و نوجوانان مناطق مرزی ایران زیر فشار فقر به کولبری روی آورده‌اند

  • تعلیق یک معافیت ۱۲ساله؛ تحریم‌های آمریکا به آزمون‌های دانشگاهی و علمی ایرانیان رسید

    تعلیق یک معافیت ۱۲ساله؛ تحریم‌های آمریکا به آزمون‌های دانشگاهی و علمی ایرانیان رسید

  • انقلاب ملی در شهرستان‌های تهران؛ تکرار الگوی قلع و قمع سوریه در سرکوب شهریار

    انقلاب ملی در شهرستان‌های تهران؛ تکرار الگوی قلع و قمع سوریه در سرکوب شهریار

  • جمهوری جادو، مملکت امام زمان
    تحلیل

    جمهوری جادو، مملکت امام زمان

  • سفیر آمریکا از اقدام «تروریستی» شهرک‌نشینان اسرائیلی در محاصره منازل فلسطینیان انتقاد کرد

    سفیر آمریکا از اقدام «تروریستی» شهرک‌نشینان اسرائیلی در محاصره منازل فلسطینیان انتقاد کرد

•
•
•

مطالب بیشتر

دو جنگ پی‌درپی چگونه زنجیره تامین صنایع رنگ ایران را مختل کرد

۹ شهریور ۱۴۰۵، ۱۷:۰۸ (‎+۱ گرینویچ)
•
مهدی نخل‌احمدی
100%
کارگران در حال کار در یک کارگاه رنگ در تهران

جنگ ۱۲روزه مواد اولیه صنعت رنگ را گران کرد و پس از جنگ ۴۰روزه بسیاری از آن‌ها کمیاب یا نایاب شدند. یک مدیر صنعت رنگ می‌گوید این اختلال، تولید را کاهش داده، سفارش‌های داخلی و صادراتی را مختل کرده و خطر تعدیل نیرو یا توقف خطوط تولید را افزایش داده است.

یک مدیر صنعت رنگ و رزین به ایران‌اینترنشنال گفت تولید به کمتر از نصف رسیده، مواد اولیه در بورس و بازار آزاد پیدا نمی‌شود و ادامه این وضعیت می‌تواند به تعدیل نیرو یا تعطیلی کارخانه‌ها منجر شود.

سفارش تولید رنگ ترافیکی روی میز مانده، اما کارخانه نمی‌تواند یکی از حلال‌های لازم برای ساخت آن را پیدا کند. مسئول خرید، بازار آزاد را جست‌وجو کرده و با عرضه‌کنندگان تماس گرفته است؛ نتیجه‌ای نگرفته. ماده‌ای که ابتدا کمیاب و گران شد، حالا به گفته او دیگر در بازار موجود نیست.

این فقط سرنوشت یک سفارش برای خط‌کشی خیابان یا جاده نیست. روایت یک مدیر مطلع در صنعت رنگ و رزین ایران است که نشان می‌دهد اختلال در تامین مواد اولیه، از کارخانه‌های رنگ و چسب فراتر رفته و به خودروسازی، قطعه‌سازی، لوازم خانگی، صنایع چوب، پروژه‌های شهری، نوسازی مدارس و صادرات به آسیای میانه رسیده است.

این مدیر که به‌طور مستقیم با تولید و خرید مواد اولیه سروکار دارد، می‌گوید تولید شرکتش در پنج‌ماهه نخست سال جاری به کمتر از نصف کاهش یافته است؛ چه در مقایسه با دوره مشابه سال قبل و چه در مقایسه با میانگین تولید پنج‌ماهه نخست سال گذشته.

روایت او از بحران دو مرحله متمایز دارد. جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل، ابتدا قیمت مواد خارجی و هزینه حمل را به‌شدت بالا برد. اما پس از جنگ ۴۰ روزه آمریکا و اسرائیل مشکل از گرانی فراتر رفت: بسیاری از مواد اولیه کمیاب یا نایاب شدند.

  • کمبود پلاستیک در ایران در پی حملات به مراکز پتروشیمی

    کمبود پلاستیک در ایران در پی حملات به مراکز پتروشیمی

دو مرحله یک بحران

پس از جنگ ۱۲ روزه، بیشتر مواد مورد نیاز کارخانه هنوز در بازار وجود داشت، هرچند خرید آن‌ها گران‌تر شده بود. هزینه حمل مواد خارجی افزایش یافت و بهای تمام‌شده محصولات بالا رفت. به گفته این مدیر، در آن مرحله تنها ماده‌ای که شرکت برای تأمین آن با مشکل جدی روبه‌رو شد، نیتروسلولز بود.

نیتروسلولز در تولید رنگ‌های فوری یا سریع‌خشک کاربرد دارد؛ محصولاتی که مشتریان آن‌ها از خودروسازان و قطعه‌سازان تا تولیدکنندگان لوازم خانگی و صنایع چوب را شامل می‌شوند. عرضه این ماده بلافاصله پس از جنگ ۱۲ روزه قطع شد و به گفته این منبع، هیچ توضیحی درباره علت توقف عرضه به خریداران داده نشد.

اما وضعیت پس از جنگ ۴۰ روزه تغییر کرد. افزایش قیمت ادامه یافت و هم‌زمان تعداد بیشتری از حلال‌ها و مواد اولیه از دسترس خارج شدند. این مدیر می‌گوید موادی که شرکت‌ها پیش‌تر به‌طور هفتگی از بورس می‌خریدند، دیگر عرضه نمی‌شوند و بازار آزاد هم توان جبران این کمبود را ندارد.

100%
یک کارگاه تولید رنگ در تهران

او این تفاوت را چنین شرح می‌دهد: «پس از جنگ نخست، با افزایش قیمت روبه‌رو بودیم، اما اغلب مواد را می‌توانستیم بخرد؛ پس از جنگ دوم، مواد مورد نیاز حتی برای خرید هم پیدا نمی‌شدند.»

این تغییر، خط تولید را از دو طرف تحت فشار گذاشته است: کارخانه از یک سو ماده کافی برای ساخت محصول ندارد و از سوی دیگر مشتریان به دلیل جهش قیمت و کمبود نقدینگی توان سفارش‌گذاری سابق را از دست داده‌اند.

  • حمله به پتروشیمی کارون؛ نقش صنعتی و صادراتی تا پیوند با برنامه‌های نظامی جمهوری اسلامی

    حمله به پتروشیمی کارون؛ نقش صنعتی و صادراتی تا پیوند با برنامه‌های نظامی جمهوری اسلامی

پنج هفته بدون عرضه

زایلین از موادی است که تحت تاثیر این بحران قرار گرفته است؛ حلالی پرکاربرد که در ترکیب بسیاری از رنگ‌ها، برخی تینرها و چسب‌ها استفاده می‌شود. به گفته منبع، در پنج هفته منتهی به زمان مصاحبه، عرضه زایلین، تولوئن، حلال ۴۰۲، حلال ویژه و چند حلال دیگر در بورس به صفر رسیده بود.

پیش از این، کارخانه‌ها این مواد را در عرضه‌های هفتگی بورس می‌خریدند. بعضی شرکت‌های بزرگ‌تر برای مصرف پنج یا شش ماه خود ذخیره کرده‌اند، اما آن موجودی برای مصرف داخلی خودشان است. به گفته این مدیر، مواد مورد نیاز نه نزد تاجران و واسطه‌ها پیدا می‌شود و نه در بازار آزاد.

نبود زایلین فقط یک فرمول تولیدی را مختل نمی‌کند. این ماده در طیف گسترده‌ای از محصولات حضور دارد. مهندسان تولید گاهی برای ادامه کار، فرمول محصولات را تغییر می‌دهند و از تولوئن به‌عنوان جایگزین استفاده می‌کنند؛ اما حالا تولوئن هم نایاب شده است.

حتی در صورت پیدا شدن یک جایگزین، نتیجه همیشه محصولی با کیفیتِ پیشین نیست. تغییر ترکیب می‌تواند عمر نگهداری رنگ یا چسب را کم کند. محصولی که پیش‌تر دو سال تاریخ مصرف داشت، ممکن است پس از تغییر فرمول فقط شش ماه تا یک سال قابل استفاده بماند. در بعضی موارد هم هیچ جایگزین فنی وجود ندارد و تولید باید متوقف شود.

حلال ۴۰۲ و حلال ویژه نمونه‌های دیگری از همین وضعیت‌اند. این دو ماده در بسیاری از رنگ‌ها و تینرها استفاده می‌شوند. موجودی آن‌ها ابتدا کاهش یافت، سپس قیمت‌شان بالا رفت و در نهایت، به گفته منبع، در بازار آزاد هم نایاب شدند.

شرکت او در هفته پیش از مصاحبه برای تامین این مواد تلاش کرده، اما تلاش‌ها بی‌نتیجه مانده است. سفارش رنگ ترافیکی کارخانه همچنان معطل است، چون بدون حلال مناسب، تولید و اجرای رنگ ممکن نیست.

  • بررسی عملکرد ماهانه غول‌های صنعت؛ پایان جنگ نظامی و نشانه‌های سقوط صنعتی در ایران

    بررسی عملکرد ماهانه غول‌های صنعت؛ پایان جنگ نظامی و نشانه‌های سقوط صنعتی در ایران

رنگ‌های فوری؛ بازاری که از دست رفت

مشکل نیتروسلولز بیش از یک سال است که ادامه دارد. این ماده جایگزین داخلی ندارد و تلاش شرکت برای واردات آن از کشورهای منطقه هم به نتیجه نرسیده است.

یک تامین‌کننده در ترکیه به شرکت گفته بود که امکان صادرات نیتروسلولز را ندارد، چون بخشی از نیاز داخلی ترکیه پیش‌تر از کشورهای دیگر تامین می‌شد و حالا تولید موجود باید در همان بازار داخلی مصرف شود. حمل زمینی این ماده نیز به دلیل خطرناک بودن آن با محدودیت‌ها و پیچیدگی‌های بیشتری روبه‌رو است.

پیامد این کمبود برای کارخانه روشن بوده است: تمام سفارش‌های رنگ فوری آن در بیش از یک سال گذشته لغو شده یا شرکت نتوانسته آن‌ها را بپذیرد. این سفارش‌ها از صنایع خودروسازی، قطعه‌سازی، چوب و لوازم خانگی می‌آمدند. چند سفارش صادراتی هم به دلیل نبود نیتروسلولز از دست رفته‌اند.

منبع می‌گوید نیتروسلولز ممکن است کاربردهای نظامی هم داشته باشد، اما خودش درباره جزییات این کاربرد اطلاع دقیقی ندارد. تجربه مستقیم او به خرید این ماده برای تولید رنگ‌های سریع‌خشک و توقف عرضه آن محدود است.

100%
یک کارگاه تولید رنگ در تهران

توقف عرضه از پتروشیمی کارون

دو ماده دیگر، تی‌دی‌آی و اِم‌دی‌آی، در تولید چسب‌ها و برخی روان‌کننده‌های صنعتی کاربرد دارند. شرکت مورد اشاره این مواد را از عرضه‌های پتروشیمی کارون تهیه می‌کرد.

این مدیر می‌گوید پس از جنگ ۴۰ روزه دیگر هیچ عرضه‌ای از پتروشیمی کارون ندیده است. این بخش از روایت او بر تجربه مستقیم خرید استوار است. با این حال، او درباره وضعیت فنی خطوط تولید این مجموعه اطلاع مستقیمی ندارد و نمی‌تواند گزارش‌های غیررسمی درباره تعطیلی آن را تایید کند.

برای خریدار صنعتی، نتیجه عملی روشن است: ماده‌ای که پیش‌تر از تولیدکننده داخلی تهیه می‌شد، حالا در دسترس نیست. گزینه بعدی واردات است؛ گزینه‌ای که خود با صف چندماهه حمل، هزینه بالاتر و محدودیت انتقال مواد شیمیایی روبه‌رو شده است.

حتی اگر شرکت بتواند این دو ماده را از خارج از ایران پیدا کند، انتقال زمینی آن‌ها ممکن است قیمت نهایی را چند برابر کند. این افزایش هزینه به محصول نهایی منتقل می‌شود و مشتریانی را که خود با مشکل نقدینگی روبه‌رو هستند، از ثبت سفارش منصرف می‌کند.

رنگ کیلویی ۴۸۰ هزار تومان

جهش قیمت رنگ روغنی نمونه‌ای از فشاری است که حالا انتهای زنجیره نیز آن را احساس می‌کند. به گفته منبع، هر کیلو از این رنگ سال گذشته حدود ۱۳۰ تا ۱۴۰ هزار تومان فروخته می‌شد. قیمت همان محصول هنگام مصاحبه به حدود ۴۸۰ هزار تومان رسیده بود؛ یعنی تقریبا سه‌ونیم برابر.

این عدد شاخص قیمت کل صنعت رنگ نیست، اما نشان می‌دهد افزایش هزینه مواد اولیه چگونه توان خرید یک مشتری را محدود می‌کند. منبع می‌گوید بعضی مشتریان همچنان به محصول نیاز دارند، ولی به دلیل قیمت بالا و کمبود بودجه دیگر سفارش نمی‌دهند.

کاهش سفارش‌های مربوط به مدارس نمونه‌ای از این وضعیت است. در سال‌های گذشته، شرکت در آستانه آغاز سال تحصیلی حجم قابل توجهی رنگ برای نوسازی مدارس می‌فروخت، اما امسال هیچ سفارشی از این بخش دریافت نکرده است.

بررسی مناقصه‌ها از سوی شرکت نشان داده که فعالیت‌ها کاملا متوقف نشده، اما تعداد آن‌ها به‌شدت کاهش یافته است. در سال‌های قبل، شرکت در ۶ ماه نخست سال معمولا با دست‌کم دو یا سه مناقصه راهداری روبه‌رو می‌شد. امسال فقط یک مناقصه برگزار شد که به دلیل نرسیدن بودجه اجرا نشد و به ماه بعد موکول شد.

در بخش نوسازی مدارس نیز خریدهایی انجام شده، اما به گفته منبع، این خریدها محدود و از موجودی انبار شرکت‌ها بوده و حجم آن‌ها حتی به سطح برگزاری مناقصه یا استعلام گسترده نرسیده است.

بنابراین کاهش پروژه‌های عمومی را نمی‌توان فقط به نبود حلال یا رنگ نسبت داد. افزایش شدید قیمت و محدودیت بودجه دولت هم در کاهش سفارش‌ها نقش دارند. این دو عامل یکدیگر را تشدید می‌کنند: مواد اولیه نایاب و گران می‌شوند، قیمت محصول بالا می‌رود و نهاد خریدار توان تأمین بودجه را از دست می‌دهد.

100%
یک رنگ‌فروشی در تهران

از ۲۵ روز تا ۹ ماه انتظار

بحران فقط داخل بازار مواد شیمیایی شکل نگرفته، تغییر مسیرهای حمل‌ونقل، واردات جایگزین را هم دشوار کرده است.

پیش از بحران، محموله‌های خریداری‌شده از چین و از مسیر دریا حمل می‌شدند و حدود ۲۵ روز بعد به بندر رجایی می‌رسیدند. شرکت سپس کالا را ترخیص می‌کرد و تحویل می‌گرفت.

پس از جنگ ۴۰ روزه، انتقال مواد به مسیرهای زمینی و ریلی وابسته شده است. منبع برای چند خرید مختلف از حدود ۱۰ شرکت حمل استعلام گرفته و در همه موارد با زمان انتظار ۶ تا ۹ ماه روبه‌رو شده است. پس از پایان این صف، حمل محموله نیز حدود ۲۵ تا ۳۰ روز زمان می‌برد.

موقعیت جغرافیایی شرکت در شرق ایران این مشکل را توضیح نمی‌دهد. این منطقه برای دسترسی زمینی و ریلی به چین حتی موقعیت مناسب‌تری نسبت به بخش‌هایی از مرکز و غرب ایران دارد. با این حال، صف حمل ریلی و زمینی در شرق هم ۶ تا ۹ ماه اعلام شده است.

این منبع مشکل اصلی را «ظرفیت‌های موجود» می‌داند؛ جاده و راه‌آهن نمی‌توانند حجمی را که پیش‌تر با کشتی منتقل می‌شد، جابه‌جا کنند. انتقال تقاضای حمل از مسیر دریایی به ناوگان محدود زمینی و ریلی، صفی ایجاد کرده که امکان برنامه‌ریزی عادی تولید را از کارخانه‌ها گرفته است.

برای صنعتی که باید زمان ورود مواد اولیه، تولید و تحویل سفارش را هماهنگ کند، انتظار ۶ تا ۹ ماهه فقط یک تاخیر حمل نیست. شرکت نمی‌داند مواد چه زمانی می‌رسند، با چه قیمتی تمام می‌شوند و آیا مشتری تا آن زمان همچنان سفارش خود را حفظ خواهد کرد.

سفارش‌هایی که به چین می‌روند

پیامد این بحران از بازار داخلی ایران فراتر رفته است. منبع می‌گوید شرکت در یک سال گذشته سفارش‌های متعددی از تاجیکستان، ترکمنستان، قزاقستان و قرقیزستان داشته، اما بسیاری از آن‌ها لغو شده‌اند یا شرکت نتوانسته محصول را تامین کند. او اطلاعی ندارد که مشتریان ازدست‌رفته در نهایت از کجا خرید کرده‌اند، اما احتمال می‌دهد آن‌ها به تأمین‌کنندگان چینی روی آورده باشند.

این تجربه به معنی توقف کل صادرات رنگ و مواد شیمیایی ایران به آسیای میانه نیست، اما نشان می‌دهد دست‌کم بخشی از مشتریان منطقه‌ای تامین‌کنندگان ایرانی با مشکل روبه‌رو شده‌اند.

از دست رفتن سفارش صادراتی فقط کاهش فروش کوتاه‌مدت نیست. اگر مشتری مسیر تامین خود را تغییر دهد و با فروشنده جدید قرارداد ببندد، بازگشت به آن بازار حتی پس از عادی شدن تولید دشوار خواهد بود.

کارخانه‌ای که دیگر هزینه‌هایش را پوشش نمی‌دهد

کاهش تولید، جهش هزینه و از دست رفتن سفارش‌ها اکنون به تراز مالی شرکت رسیده است. این مدیر می‌گوید شرکت از ابتدای سال زیان‌ده بوده و ادامه وضعیت می‌تواند آن را به تصمیم‌هایی مانند تعدیل نیرو وادار کند.

او تجربه مشابهی را از همکارانش در شرکت‌های دیگر هم شنیده است، اما درباره وضعیت مالی و تولید آن شرکت‌ها اطلاعات مستقیم ندارد. هشدار او درباره تعطیلی گسترده صنایع، ارزیابی یک مدیر صنعتی از ادامه روند فعلی است، نه آماری درباره تعداد کارخانه‌های در آستانه تعطیلی.

با این حال، تجربه مستقیم شرکت خودش نشانه‌های فشار را روشن می‌کند: تولید به کمتر از نصف رسیده، مواد اصلی در بورس و بازار آزاد پیدا نمی‌شوند، سفارش‌های داخلی و صادراتی از دست رفته‌اند و کارخانه از نقطه سربه‌سر مالی پایین‌تر رفته است.

در انتهای این زنجیره، همان سفارش رنگ ترافیکی هنوز روی میز مانده است. مشتری محصول را می‌خواهد و کارخانه توان فنی تولید آن را دارد، اما یکی از حلال‌های اصلی در دسترس نیست. مسئول خرید نمی‌تواند زمان تحویل مشخصی بدهد، چون نمی‌داند ماده مورد نیاز چه زمانی دوباره عرضه خواهد شد.

اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، مساله فقط رنگ نشدن چند جدول یا تاخیر در خط‌کشی یک جاده نخواهد بود. کارخانه‌ای که امروز یک سفارش را معطل نگه داشته، ممکن است فردا ناچار شود بخشی از نیروی کار خود را کنار بگذارد یا خط تولیدش را خاموش کند.

شهروندان خطاب به معاون پزشکیان: نمی‌شود حقوق‌ها ریالی باشد و هزینه‌ها دلاری

۹ شهریور ۱۴۰۵، ۱۳:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
سبا حیدرخانی
100%

اظهارات معاون مسعود پزشکیان درباره قیمت بنزین با واکنش انتقادی برخی از مخاطبان ایران‌اینترنشنال روبه‌رو شده است. محور مشترک پیام‌ها ایناست که اگر دولت قیمت بنزین را با معیارهای جهانی محاسبه می‌کند، باید دستمزد و دیگر هزینه‌های زندگی را نیز با همان معیار بسنجد.

محمدجعفر قائم‌پناه، دوشنبه ۹ شهریور در مصاحبه‌ای گفت: «نمی‌شود بنزین لیتری ۷۰ هزار تومان را ۱۵۰۰ تومان خریداری کنید. هیچ عقل سلیمی این را نمی‌پذیرد.»

او در همین مصاحبه به پایین بودن درآمدها نیز اشاره کرد و گفت حقوق یک کارمند «کمتر از ۵۰۰ دلار» است.

متوسط حقوق در ایران ۲۵ میلیون تومان، برابر با حدود ۱۲۰ دلار در ماه است.

پایه مزد کارگران در سال ۱۴۰۵ حدود ۱۶ میلیون و ۶۲۵ هزار تومان است. بسیاری از کارگران در ایران حدود ۲۰ میلیون تومان حقوق می‌گیرند که ارزش آن زیر ۱۰۰ دلار است.

یک شهروند از تبریز در پیامی با انتقاد تند از این سخنان گفت اگر دولت بنزین را با قیمت دلاری محاسبه می‌کند، باید مزد کارگران را نیز با معیارهای مشابه بسنجد: «چرا به کارگری که مزدش در واقع باید چهار هزار دلار باشد، ۱۰۰ دلار حقوق می‌دهید؟»

شهروند دیگری نیز با اشاره به فاصله میان ارزش ریال و دلار پرسید: «چطور می‌شود ما دلار ۷۰ ریالی آمریکا را باید بالای دو میلیون ریال بخریم، ولی دولت نمی‌تواند بنزین ۷۰ هزار تومانی خودمان را هزار و ۵۰۰ تومان به خودمان بفروشد؟»

این دستمزدها در شرایطی است که رقم رسمی سبد معیشت در اسفند ۱۴۰۴ حدود ۴۲ میلیون تومان تعیین شده بود، اما محسن باقری، عضو شورای عالی کار، ۳۰ مرداد گفته بود هزینه سبد معیشت از ۸۰ میلیون تومان عبور کرده است.

یکی از مخاطبان در واکنش به این شکاف نوشت: «نمی‌شود با حقوق ۲۰ میلیون تومانی، خط فقر ۱۵۰ میلیون تومان باشد.»

چند شهروند دیگر تاکید کردند نمی‌شود دریافتی‌های کارگران و کارمندان به ریال باشد و هزینه‌هایشان به دلار.

  • هزینه تولید هر لیتر بنزین در ایران ۹۰ درصد کمتر از رقم اعلامی دولت است

    هزینه تولید هر لیتر بنزین در ایران ۹۰ درصد کمتر از رقم اعلامی دولت است

هر وقت حقوق ۳ هزار دلار شد، بنزین را ۷۵ هزار تومان کنید

بخش دیگری از پیام‌ها مستقیما بر مقایسه قیمت بنزین با سطح درآمد متمرکز شده است.

یک مخاطب نوشت: «حقوق سه هزار دلاری به ما بدهید، بنزین را ۷۵ هزار تومان بفروشید. اشکالی ندارد.»

شهروند دیگری با لحنی کنایه‌آمیز مبنی بر آمادگی مردم برای دور دیگری از اعتراضات گفت: «خب ۷۰ هزار تومانش کنید زودتر؛ مردم هم منتظرند.»

بحث افزایش قیمت بنزین در هفته‌های اخیر در شرایطی بار دیگر جدی شده است که اعتراضات آبان ۱۳۹۸ در پی افزایش ناگهانی قیمت بنزین و سهمیه‌بندی آغاز و به‌سرعت به اعتراضات گسترده ضدحکومتی در ده‌ها شهر تبدیل شد.

حکومت با قطع اینترنت و سرکوب شدید معترضان به این اعتراضات پاسخ داد؛ رخدادهایی که بعدها به «آبان خونین ۹۸» معروف شد.

قائم‌پناه پیش از این سخنان خود و در چهارم شهریور نیز گفت تولید داخلی بنزین پاسخگوی مصرف نیست.

او افزود که به‌دلیل «محاصره دریایی آمریکا»، جمهوری اسلامی امکان واردات بنزین ندارد.

شماری از مخاطبان در واکنش به اظهارات جدید او، افزایش احتمالی قیمت سوخت را با جهش بهای دیگر کالاها مقایسه کردند.

یک شهروند نوشت: «می‌شود برنج ۴۰ هزار تومانی را ۶۰۰ هزار تومان داد، گوشت ۶۰۰ هزار تومانی را سه میلیون تومان داد و حقوق ۲۰۰ میلیونی را ۲۰ میلیون تومان داد، اما بنزین را باید گران کنید؛ در حالی که خودمان نفت، گاز و منابع داریم.»

  • شهروندان درباره بنزین ۱۰ هزار تومانی: قیمت همه‌چیز بالا می‌رود

    شهروندان درباره بنزین ۱۰ هزار تومانی: قیمت همه‌چیز بالا می‌رود

اعتراض به انحصار بازار

قیمت خودرو در ایران و تفاوت «سه تا شش برابری آن نسبت به قیمت جهانی» نیز در شماری از واکنش‌ها به یکی از محورهای انتقاد تبدیل شده است.

یک مخاطب پرسیده است که نمی‌شود بنزین را هزار و ۵۰۰ تومان فروخت، ولی می‌شود ماشین ۵۰۰ میلیونی را پنج میلیارد خرید؟

شهروندی دیگر نوشت: «ماشین را هم با قیمت بازار جهانی عرضه کنید. ما نمی‌خواهیم از ایران‌خودرو و سایپا و چین ماشین بخریم.»

در ماه‌های گذشته، کاهش قدرت خرید تنها به خودرو محدود نبوده است.

ایران‌اینترنشنال ۱۲ خرداد بر اساس پیام‌های شهروندان گزارش داد قیمت برخی لوازم برقی و الکترونیکی در پنج ماه دست‌کم ۱۵۰ درصد افزایش یافته و کاهش توان خرید، هم‌زمان به افت تقاضا در بازار انجامیده است.

بحث هزینه واقعی بنزین نیز پیش‌تر محل مناقشه بوده است.

ایران‌اینترنشنال آبان ۱۴۰۴ با بررسی صورت‌های مالی پالایشگاه‌ها در آن زمان، در برابر ادعای دولت درباره هزینه تمام‌شده ۳۴ هزار تومانی هر لیتر بنزین، گزارش داده بود هزینه عملیاتی پالایش بدون احتساب ارزش خوراک، حدود سه هزار و ۵۰۰ تومان است؛ یعنی حدود ۹۰ درصد کمتر از رقم اعلامی دولت.

کارشناسانی نظیر موسی غنی‌نژاد اعتقاد دارند مصرف واقعی بنزین در ایران حدود ۷۰ میلیون لیتر در روز است و مابقی آن در قالب قاچاق از کشور خارج می‌شود.

ده‌ها شهروند در پیام‌هایی به ایران‌اینترنشنال تاکید کردند نفت و گاز منابع ملی است، نه متعلق به دولت و حکومت؛ بنابراین منتی بر سر ایرانیان نیست.

هراس حکومت از دور جدید اعتراضات؛ اژه‌ای شهروندان را به «برخورد قاطعانه‌تر» تهدید کرد

۹ شهریور ۱۴۰۵، ۱۲:۴۳ (‎+۱ گرینویچ)
100%

هم‌زمان با افزایش نارضایتی‌ها در ایران و نگرانی مقام‌های حکومت از احتمال آغاز مجدد اعتراضات مردمی، غلامحسین محسنی اژه‌ای، رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی، بار دیگر معترضان را «مزدور» خواند و آنان را به «برخوردی قاطعانه‌تر» تهدید کرد.

اژه‌ای دوشنبه ۹ شهریور در نشست شورای عالی قوه قضاییه با تکرار ادبیات و مواضع دیگر مقام‌های جمهوری اسلامی، «دشمن» را به «تدارک اقدامات ضدامنیتی» در ایران متهم کرد.

او گفت: «دشمن از طریق مزدورانش در داخل در سودای مخدوش کردن امنیت مردم ما و راه‌اندازی آشوب به سر می‌برد. در صورت وقوع چنین خبط و خطایی از ناحیه دشمن، پاسخ محکمی به او و مزدورانش می‌دهیم.»

اژه‌ای افزود دستگاه قضایی حکومت «در حوزه محاکمه و مجازات عناصری که بخواهند امنیت مردم و کشور را مخدوش کنند، قاطعانه‌تر از هر زمان دیگری عمل خواهد کرد».

حکومت ایران در ماه‌های گذشته موج سرکوب شهروندان را شدت بخشیده و ده‌ها نفر را با اتهاماتی از جمله شرکت در خیزش دی‌ماه، جاسوسی یا عضویت در سازمان مجاهدین خلق اعدام کرده است.

مقام‌ها و رسانه‌های جمهوری اسلامی در تلاش برای بی‌اعتبار کردن صدای انتقاد شهروندان، بارها اعتراضات ضدحکومتی را «اغتشاشات» و «کودتا» نامیده و آن‌ها را به بازیگران خارجی، از جمله آمریکا و اسرائیل، نسبت داده‌اند.

اژه‌ای در حالی معترضان را به «آشوب» متهم می‌کند که بر پایه بیانیه شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال، بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند انقلاب ملی به دستور علی خامنه‌ای، دیکتاتور پیشین ایران، کشته شدند.

در هفته‌های اخیر، تورم فزاینده، گرانی کالاهای اساسی و افت چشمگیر قدرت خرید، نارضایتی‌های شهروندان را به‌شدت افزایش داده است.

نرخ صعودی ارز، کمبود بنزین و قطع مداوم برق نیز زندگی روزمره مردم را مختل کرده و بر دامنه انتقادها از شیوه حکمرانی جمهوری اسلامی افزوده است.

خبرگزاری رویترز پیش‌تر گزارش داد مقام‌های جمهوری اسلامی بیم آن دارند که اقدام واشینگتن در تشدید فشارهای اقتصادی بار دیگر به اعتراضات در ایران دامن بزند و مشروعیت حکومت را بیش از پیش به چالش بکشد.

تاکید اژه‌ای بر ادامه رویارویی با ایالات متحده

رییس قوه قضاییه در ادامه سخنانش از حملات نیروهای مسلح جمهوری اسلامی به کشورهای همسایه در بامداد ۹ شهریور تمجید کرد و گفت سپاه پاسداران و ارتش در واکنش به حمله آمریکا به جزیره لارک، «پاسخی کوبنده» دادند.

اژه‌ای بر ادامه رویارویی با ایالات متحده تاکید کرد و افزود: «ما هرگز در مقابل آمریکا کوتاه نخواهیم آمد و تا آخر ایستاده‌ایم. این موضع مشترک و یکدلانه همه مردم و مسئولان است.»

او انتقام‌گیری از دشمن را ضروری دانست و تهدید کرد حکومت ایران «عَلَم خون‌خواهی» را زمین نخواهد گذاشت و انتقام خون‌های ریخته‌شده در ایران و دیگر «بلاد مقاومت» را خواهد گرفت.

«محور مقاومت» عنوانی است که مقام‌ها و رسانه‌های جمهوری اسلامی برای گروه‌های مسلح مورد حمایت تهران در منطقه، نظیر حماس، حزب‌الله، حشد شعبی و حوثی‌های یمن، استفاده می‌کنند.

اژه‌ای در حالی سیاست رویارویی با آمریکا را موضع مشترک مردم و مسئولان خواند که پیام‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال از نارضایتی شهروندان از این سیاست حکایت دارد.

شهروندان در پیام‌های خود تاکید کرده‌اند جمهوری اسلامی هزینه تحریم‌ها را به مردم منتقل می‌کند.

۹۲ درصد پاسخ‌دهندگان نظرسنجی ایران‌اینترنشنال: شاهد بیکاری در اطراف خود هستیم

۹ شهریور ۱۴۰۵، ۱۱:۵۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
بهاران آزادی
100%

۹۲ درصد از ۲۵ هزار شرکت‌کننده در نظرسنجی اینستاگرامی ایران‌اینترنشنال گفتند طی ماه‌های گذشته خودشان یا افرادی در اطرافشان بیکار شده‌اند.

روایت‌های مخاطبان از ماه‌ها جست‌وجوی بی‌نتیجه برای کار، تعدیل نیرو در شرکت‌ها و کارخانه‌ها و تعطیلی مغازه‌ها و واحدهای تولیدی حکایت دارد. شماری نیز گفتند با وجود داشتن شغل، کاهش درآمد، نبود مشتری و افزایش هزینه‌ها ادامه فعالیت را برایشان دشوار یا بی‌صرفه کرده است.

ماه‌ها بیکاری پس از سال‌ها کار

بخشی از پیام‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال به افرادی مربوط است که پس از اعتراضات دی‌ماه و جنگ پس از آن، شغل خود را از دست داده‌اند و اکنون با مشکل تامین معاش روبه‌رو هستند.

شماری از مخاطبان نیز نوشته‌اند با وجود تحصیلات دانشگاهی، تخصص یا سال‌ها سابقه کار، ماه‌هاست نتوانسته‌اند شغل جدیدی پیدا کنند.

یک متخصص بهینه‌سازی ترافیک وب‌سایت نوشت یک سال است بیکار مانده است و یک برنامه‌نویس و مهندس کامپیوتر نیز از شش ماه بیکاری خبر داد.

مخاطب دیگری نوشت: «با ۱۵ سال سابقه کار اجرایی، مدرک لیسانس عمران و چهار سال سابقه مدیریت پروژه، ۱۰ ماه است که بیکارم و در اسنپ کار می‌کنم.»

شهروندی که کارگر ساختمان است نیز گفت در شش ماه گذشته، در مجموع حتی ۴۰ روز هم کار نکرده است.

مخاطب دیگری به ایران‌اینترنشنال گفت: «از بهمن‌ بیکار شدم و هشت ماه است دنبال کار در حوزه بازاریابی و فروش هستم، اما هنوز موفق نشده‌ام.»

بر اساس داده‌های مرکز آمار ایران، نرخ بیکاری جمعیت ۱۵ ساله و بیشتر در بهار ۱۴۰۵ به ۹.۱ درصد رسید و جمعیت شاغل نیز در همین دوره حدود ۴۵۰ هزار نفر کاهش یافت.

کار هست، اما دیگر صرف نمی‌کند

تعدادی از مخاطبان گفتند هنوز شغل خود را از دست نداده‌اند، اما درآمدشان به اندازه‌ای کاهش یافته که ادامه کار دیگر صرفه اقتصادی ندارد.

یکی از آن‌ها نوشت درآمدش به یک‌چهارم رسیده، در حالی که هزینه‌هایش دو برابر شده است.

مخاطب دیگری گفت شاید نتوان وضعیت او را «بیکاری به معنای واقعی» نامید، اما بسیاری از مشاغل دیگر از نظر اقتصادی توجیهی ندارند.

یک کشاورز نوشت: «ماشین‌آلات سنگین داریم و به برنج‌کاری مشغولم، اما با تورم، گرانی قطعات ماشین‌آلات و هزینه بالای کشاورزی، همه‌چیز به ضرر تبدیل شده و این برای من مصداق بیکاری است.»

شهروند دیگری گفت: «برادرزاده‌ام و تعدادی از دوستانش، که جوانانی با تحصیلات دانشگاهی هستند، یک کارگاه تولیدی داشتند اما به‌دلیل افزایش قیمت مواد اولیه و نبود سفارش، آن را تعطیل کردند.»

مخاطبی نیز گفت حتی بسیاری از کسانی که شاغل‌اند، با درآمد فعلی قادر به تامین معاش خانواده نیستند.

او برای توضیح فشار هزینه‌های زندگی گفت یک معلم یا کارمند با حقوق ۲۰ میلیون تومانی، اگر هزینه سه وعده غذای روزانه را محاسبه کند، ممکن است با رقمی در حدود ۹۰ میلیون تومان در ماه روبه‌رو شود.

یک تولیدکننده کیف نیز گفت فعالیتش را در سطح محدودی ادامه می‌دهد، اما افت تقاضا به حدی رسیده که مردم حتی برای تعمیر کیف‌های خود نیز مراجعه نمی‌کنند.

  • کارگران از اخراج‌های گسترده و حقوق‌های معوقه در صنعت خودروسازی خبر دادند

    کارگران از اخراج‌های گسترده و حقوق‌های معوقه در صنعت خودروسازی خبر دادند

تعدیل نیرو؛ از کارخانه تا شرکت‌های خصوصی

بخش دیگری از روایت‌های مخاطبان به تعدیل نیرو در شرکت‌ها و کارخانه‌ها مربوط است.

یکی از مخاطبان گفت نیمی از کارکنان کارخانه محل کارش اخراج شده‌اند و کارکنان باقی‌مانده نیز حقوق خود را با دو تا سه ماه تاخیر دریافت می‌کنند.

یک کارفرما از سوی دیگر این بحران را روایت کرد و گفت در سه سال گذشته، به‌دلیل شرایط نامناسب اقتصادی ناچار شده است ۲۰ نفر از کارکنانش را تعدیل کند.

مخاطب دیگری که ۱۶ سال به‌صورت قراردادی برای یک شرکت دولتی کار کرده است، نوشت او و همکارانش امسال در معرض تعدیل قرار گرفته‌اند.

یک جوان ۲۳ ساله نیز گفت در یک شرکت مبلمان کار می‌کرده، اما تعدیل شده و یک ماه است بیکار مانده است.

به گفته او، حقوق پیشنهادی برای مشاغلی که پیدا کرده، حدود ۱۰ تا ۱۳ میلیون تومان است.

  • کوچ اجباری نیروهای متخصص به رانندگی در اسنپ

    کوچ اجباری نیروهای متخصص به رانندگی در اسنپ

کسب‌وکارهایی که دیگر دوام نمی‌آورند

تعطیلی کسب‌وکارها یکی دیگر از محورهای پرتکرار پیام‌های مخاطبان بود.

صاحبان مغازه‌ها، کارگاه‌ها و واحدهای تولیدی از نبود مشتری، افزایش هزینه‌ها و ناتوانی در ادامه فعالیت خود نوشته‌اند.

یک صاحب مغازه گفت پس از دو سال تلاش، به‌دلیل وضعیت بازار ناچار شده کسب‌وکار خود را تعطیل کند.

مخاطب دیگری که مغازه مبل‌فروشی داشت نیز در پیامی مشابه از تعطیلی کسب‌وکارش خبر داد.

صاحب یک کارگاه خیاطی نوشت: «۴۰ روز است کارگاه خیاطی را تعطیل کرده‌ام؛ نه پولی در بازار هست و نه مشتری.»

یک تولیدکننده نیز گفت با وجود تمایل به ادامه کار، اکنون در تلاش است اجناس باقی‌مانده خود را بفروشد و پس از آن فعالیتش را متوقف کند.

مرگ‌های مشکوک در بیمارستان گلستان اهواز؛ بازداشت دو رزیدنت و شائبه تزریق پتاسیم به بیماران

۹ شهریور ۱۴۰۵، ۰۸:۵۶ (‎+۱ گرینویچ)
100%

گزارش‌ها درباره مرگ مشکوک یک بیمار در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان گلستان اهواز با طرح گمانه‌زنی‌هایی درباره مرگ سایر بیماران و تزریق پتاسیم به آنها ابعاد تازه‌ای یافته است. روزنامه شرق خبر داد دو رزیدنت بازداشت شده‌اند و دستگاه قضایی در حال بررسی احتمال تخلف در روند درمان است.

شرق دوشنبه ۹ شهریور نوشت ماجرا حدود دو هفته پیش آغاز شد؛ زمانی که رزیدنت‌های جراحی مغز و اعصاب، مرگ یک بیمار بستری در بخش بیماران مرگ مغزی را اعلام کردند.

موضوع پس از آن حساسیت بیشتری برانگیخت که شماری از افراد در شبکه‌های اجتماعی از تجربه‌هایی مشابه در همین بیمارستان خبر دادند و گفتند یکی از بستگانشان در چنین وضعیتی جان باخته است.

روایت‌های تاییدنشده از مرگ ۸ بیمار

شرق نوشت یکی از روایت‌های مطرح‌شده درباره بیمارستان گلستان از مرگ هشت بیمار و بازداشت رییس بیمارستان و دو رزیدنت حکایت دارد؛ آماری که تاکنون از سوی مقام‌های رسمی تایید نشده است.

بر اساس برخی گمانه‌زنی‌ها، شلوغی بخش مراقبت‌های ویژه و کمبود تخت ممکن است در برخی تصمیم‌های درمانی در بیمارستان گلستان نقش ایفا کرده باشد.

گفته شده است برای انتقال یا ترخیص زودهنگام شماری از بیماران، تصمیم‌هایی اتخاذ شده و در یک مورد، بیماری را پیش از زمان تعیین‌شده برای جراحی، با هدف خالی کردن تخت به اتاق عمل برده‌اند.

یکی از جنجال‌برانگیزترین روایت‌ها در شبکه‌های اجتماعی به استفاده از پتاسیم برای بیماران بخش مراقبت‌های ویژه برمی‌گردد.

شرق با استناد به «گزارش‌هایی غیررسمی» نوشت به شماری از بیماران دارای سطح هوشیاری پایین پتاسیم تزریق شده و این اقدام ممکن است با مرگ چند بیمار ارتباط داشته باشد.

درستی این ادعا هنوز به تایید پزشکی قانونی یا مقام‌های قضایی نرسیده است.

100%

تایید احتمال تخلف در روند درمان

دانشگاه علوم پزشکی جندی‌شاپور اهواز در بیانیه‌ای اعلام کرد در روند درمان و مرگ یکی از بیماران بیمارستان گلستان، «شبهه و احتمال وقوع تخلف» وجود دارد و «بررسی‌های داخلی» در این زمینه انجام شده است.

بر پایه این بیانیه، تخلف احتمالی ابتدا از طریق سازوکارهای نظارتی دانشگاه شناسایی شد. به گزارش شرق، دانشگاه سپس موضوع را به وزارت بهداشت اطلاع داد و از دادستان خوزستان خواست برای روشن شدن ابعاد پرونده و مسئولیت احتمالی افراد مرتبط، وارد عمل شود.

یدالله قاسمی، مشاور رییس دانشگاه علوم پزشکی اهواز، به شرق گفت نتیجه آزمایش اولیه خون متوفی برای شناسایی آلودگی منفی بوده است، اما بررسی‌های پزشکی قانونی همچنان ادامه دارد و مرحله دیگری از آزمایش‌ها به بافت‌شناسی اختصاص دارد.

به گفته او، این روش می‌تواند داروها یا موادی را شناسایی کند که اثری از آن‌ها در خون باقی نمانده، اما در بافت‌های بدن قابل تشخیص‌اند.

قاسمی افزود نتیجه این آزمایش می‌تواند در تشخیص عمدی یا غیرعمدی بودن رخداد بیمارستان گلستان موثر باشد، اما آماده شدن آن حدود شش ماه زمان می‌برد.

مشاور رییس دانشگاه علوم پزشکی اهواز همچنین به گمانه‌زنی‌های مطرح‌شده پرداخت و هشدار داد: «نباید اعتماد مردم به مراکز درمانی از بین برود. اگر ایرادی باشد، قطعا خود ما در خط مقدم رفع آن هستیم، اما حاشیه و اتهام در شأن کادر درمان نیست.»

100%

چه پرسش‌هایی در این پرونده مطرح است؟

یک پرستار بیمارستان که نخواست نامش فاش شود، به شرق گفت اگر تحقیقات قضایی وقوع تخلف در روند درمان را تایید کند، باید علت دقیق مرگ بیمار و احتمال استفاده از دارو یا روشی خارج از دستورالعمل‌های پزشکی بررسی شود.

به گفته او، همچنین باید روشن شود آیا کمبود تخت یا فشارهای مدیریتی بر تصمیم‌های درمانی اثر گذاشته، چه کسانی در تخلف احتمالی نقش داشته‌اند و آیا پرونده تنها به یک بیمار محدود است یا موارد دیگری نیز وجود دارد.

این پرستار همچنین وضعیت مراکز درمانی کشور را «اضطراری» توصیف کرد و افزود بیمارستان گلستان در ابتدا مرکزی ۷۰۰ تخت‌خوابی بود، اما با افزایش بخش‌ها، اکنون بیمارستانی هزار تخت‌خوابی به شمار می‌رود.

او هشدار داد نسبت شمار کارکنان درمانی به بیماران با معیارهای جهانی هم‌خوانی ندارد و این وضعیت به خستگی و فرسودگی نیروها انجامیده است.

به گفته این پرستار، هنوز مشخص نیست در پرونده بیمارستان گلستان چه اتفاقی افتاده، اما فشار کاری شدید، خستگی مفرط و درآمد پایین اعضای کادر درمان می‌تواند احتمال بروز خطا را افزایش دهد.

در سال‌های اخیر، گزارش‌های متعددی از فشار کاری سنگین بر کادر درمان، به‌ویژه رزیدنت‌ها، و بی‌توجهی مقام‌های جمهوری اسلامی به شرایط شغلی و معیشتی آنان منتشر شده است.

این وضعیت در مواردی به خودکشی شماری از اعضای کادر درمان انجامیده و به نگرانی‌ها درباره سلامت روان و شرایط حرفه‌ای آنان دامن زده است.