سخنگوی کمیسیون اقتصادی مجلس: انتقام آغاز شده و ترامپ را زجرکش میکنیم


فتحالله توسلی، سخنگوی کمیسیون اقتصادی مجلس جمهوری اسلامی، با اشاره به تغییر هواپیمای دونالد ترامپ در زمان ترک استانبول به دلیل احتمال تهدید جمهوری اسلامی، گفت این اتفاق «آغاز انتقام» و «زجرکش کردن ترامپ» است.
توسلی در مصاحبه با دیدهبان ایران گفت: «اتفاقی که برای ترامپ در ترکیه رخ داد و در حالی که ادعای ابرقدرتی دنیا را میکرد، به آن شکل افتضاح هواپیمایش را عوض کرد، آغاز انتقام است. این زجرکش کردن ترامپ است. او قطعا قاتل است و حکم قاتل هم قصاص است.»
او همچنین به طرحی در مجلس جمهوری اسلامی درباره مجازات افرادی که مقامها و فرماندهان جمهوری اسلامی را کشتهاند اشاره کرد و گفت: «در مجلس قانون مجازات افرادی که رهبر و فرماندهان ما را به شهادت رساندند در حال تصویب است. کلیات این قانون تصویب شده و جزییات آن هم حتما تصویب میشود.»
توسلی افزود: «شورای نگهبان هم اگر این مصوبه را تایید کند، به صورت قانون درآمده و طبیعتا اجرای آن برای مسئولان کشور واجب میشود.»






با ادامه تنشهای منطقهای و چشمانداز مبهم مذاکرات تهران و واشینگتن درباره بازگشایی تنگه هرمز و پایان جنگ، قیمت نفت در بازارهای جهانی همچنان رو به افزایش است.
به گزارش خبرگزاری رویترز، بهای معاملات آتی نفت برنت تا ساعت چهار بامداد سهشنبه ۲۷ مرداد به وقت گرینویچ، با ۰.۷ درصد رشد به ۹۱ دلار و ۴۹ سنت در هر بشکه رسید.
معاملات آتی نفت خام وست تگزاس اینترمدیت آمریکا نیز با ۷۵ سنت افزایش، در سطح ۸۵ دلار و ۲۵ سنت در هر بشکه قرار گرفت.
این شاخص در ساعات ابتدایی معاملات بیش از یک درصد رشد کرده و با رسیدن به ۸۵ دلار و ۳۷ سنت، بالاترین سطح خود از ۹ مرداد را ثبت کرده بود، اما در ادامه معاملات اندکی کاهش یافت.
تیم واترر، تحلیلگر ارشد بازار در شرکت کیسیام، گفت: «قیمت نفت در آغاز هفته جهش کرده است، زیرا روابط آمریکا و ایران بیش از پیش متزلزل به نظر میرسد.»
او افزود: «هنوز نشانهای از نزدیک بودن توافق برای بازگشایی تنگه هرمز دیده نمیشود و شمار کشتیهای عبوری همچنان بسیار اندک است.»
همزمان با ادامه اقدامات تنشآفرین جمهوری اسلامی در تنگه هرمز، واشینگتن تمدید آتشبس موقت با تهران را رد کرده است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۲۶ مرداد بر تشدید فشارهای اقتصادی علیه تهران تاکید کرد و گفت حکومت ایران «باید پرچم سفید را بالا ببرد».
در سوی دیگر، رویترز ۲۶ مرداد به نقل از یک مقام ارشد جمهوری اسلامی گزارش داد تهران قصد ندارد محاصره دریایی را برای مدتی «نامحدود» تحمل کند.
این مقام گفت تهران تصمیم گرفته است رویکرد خود را از حالت «تدافعی» به «کاملا تهاجمی» تغییر دهد و در صورت شکست دیپلماسی، همه نهادهای جمهوری اسلامی برای تشدید تنشها در تنگه هرمز و سراسر منطقه آماده خواهند شد.
حمله به یک کشتی در تنگه هرمز
دادههای ردیابی کشتیها نشان میدهد ۲۷ مرداد، یک شناور هنگام خروج از تنگه هرمز هدف پرتابه قرار گرفت.
به گزارش رویترز، تردد روزانه کشتیها از این آبراه به کمتر از ۱۰ فروند رسیده است. ۲۶ مرداد تنها شش کشتی از تنگه هرمز عبور کردند که سه فروند ورودی و سه فروند خروجی بودند.
پیش از آغاز جنگ اخیر در ۹ اسفند ۱۴۰۴، بهطور متوسط روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از طریق تنگه هرمز صادر میشد؛ رقمی که حدود ۲۰ درصد عرضه جهانی نفت را تشکیل میداد.
بهدنبال گسترش دامنه تنشها و ورود حوثیهای یمن به درگیریهای منطقهای، دریای سرخ و تنگه بابالمندب نیز به کانون نگرانیهای امنیتی تبدیل شدهاند.
یحیی سریع، سخنگوی نظامی حوثیها، ۲۶ مرداد اعلام کرد این گروه نیابتی جمهوری اسلامی یک کشتی نظامی سعودی و چهار شناور همراه آن را در نزدیکی بندر مخا در دریای سرخ با موشک هدف قرار داد.
سوورو سارکار، مدیر تحقیقات انرژی بانک دیبیاس، گفت اگر توافقی حاصل نشود، پیشبینی قیمت نفت برای سهماهه چهارم سال جاری میلادی و حتی سال ۲۰۲۷ تحت تاثیر قرار خواهد گرفت.
او افزود تا زمانی که سرنوشت توافق در هالهای از ابهام قرار دارد، قیمت نفت در کوتاهمدت احتمالا بین ۸۰ تا ۱۰۰ دلار در هر بشکه در نوسان خواهد بود.
جمهوری اسلامی از ادامه مذاکرات با عمان بر سر سازوکار تردد کشتیها در تنگه هرمز خبر داده و اعلام کرده دو طرف به توافق نزدیک شدهاند.
در سوی دیگر، ترامپ در واکنش به این مذاکرات، مسقط را که از شرکای دیرینه واشینگتن به شمار میرود، به بمباران تهدید کرد.
فاکسنیوز ۱۹ مرداد با استناد به دادههای وزارت انرژی آمریکا گزارش داد ذخایر راهبردی نفت ایالات متحده به پایینترین سطح خود از سال ۱۹۸۳ رسیده است.
دادگاه فدرال کانادا درخواست سلمان سامانی، معاون و سخنگوی وزارت کشور در زمان سرکوب اعتراضات آبان ۱۳۹۸، برای توقف روند اخراجش از این کشور را رد کرد.
بر این اساس، اداره مرزبانی کانادا موظف است حکم اخراج او را اجرا کند.
سامانی پیشتر با ویزای توریستی وارد کانادا شده بود. این در حالی است که طبق قوانین کانادا، مقامهای ارشد حکومتهای ناقض حقوق بشر حق حضور در این کشور را ندارند.
فروردین ۱۴۰۳، دادگاه مهاجرت کانادا بهدلیل نقش سامانی در سرکوب و کشتار معترضان، حکم اخراج او را صادر کرد.
بخشی از دادخواست ارائهشده علیه سامانی به نشست مطبوعاتی پس از سرکوب اعتراضات آبان ۱۳۹۸ مربوط میشد؛ نشستی که او بهعنوان سخنگوی وزارت کشور دولت حسن روحانی در آن حضور داشت.
سامانی در دفاعیات خود گفته بود پس از سرکوب اعتراضات قصد استعفا داشته، اما بهدلیل «اشراف بر حوزه سلامت و با هدف کمک به مردم ایران» از این تصمیم منصرف شده است.
حکومت ایران در آبان ۱۳۹۸، همزمان با قطع سراسری اینترنت، اعتراضات مردمی بهدنبال افزایش قیمت بنزین را بهشدت سرکوب کرد. در جریان این سرکوب دستکم ۱۵۰۰ نفر کشته شدند.
جزییات حکم جدید دادگاه
سامانی در درخواست خود برای متوقف کردن روند اخراجش گفته بود در صورت بازگشت به ایران، با «خطر شکنجه، اعدام یا خودکشی» روبهرو خواهد شد.
قاضی این ادعا را نپذیرفت و اعلام کرد سامانی در مصاحبههای خود از عملکرد وزارت کشور در جریان اعتراضات آبان ۱۳۹۸ دفاع کرده و هیچ مدرکی در دست نیست که نشان دهد حکومت ایران او را «خائن» میداند.
قاضی همچنین تاکید کرد منافع عمومی کانادا اقتضا میکند این کشور به «پناهگاهی امن برای سرکوبگران» تبدیل نشود و این ملاحظه بر ادعاهای سامانی اولویت دارد.
این حکم ۱۰ تیر صادر شد و شامگاه ۲۶ مرداد در دسترس عموم قرار گرفت.
بر اساس اسنادی که پیشتر انتشار یافته بود، سامانی ۴۵ ساله با مراجعه به دادگاه فدرال در تورنتو خواستار تعلیق حکم اخراج خود شده و همزمان تلاش کرده بود هویتش در اسناد دادگاه کاملا پنهان بماند.
این مقام پیشین جمهوری اسلامی تصمیم اداره مهاجرت کانادا برای نپذیرفتن درخواست تعویق اخراجش را «غیرقانونی» و «کاملا غیرمنطقی» خوانده بود.
سامانی در سال ۱۴۰۳ نیز کوشیده بود از حضور رسانهها در جلسات رسیدگی به پرونده اخراجش جلوگیری کند، اما شکایت رسانههای کانادایی و مخالفت دادگاه این تلاش را ناکام گذاشت.
فعالان سیاسی و اعضای جامعه ایرانیان کانادا بارها به حضور چهرههای وابسته به جمهوری اسلامی در این کشور اعتراض کردهاند.
در سالهای اخیر، سفر و اقامت مقامهای جمهوری اسلامی و اعضای خانواده آنها در خارج از ایران، خشم افکار عمومی را برانگیخته است.
این انتقادها در پی وخامت بحران معیشتی و تداوم سیاستهای سرکوبگرانه حکومت شدت گرفته است.
خبرگزاری رویترز در گزارشی تحلیلی نوشت که رهبران جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگر نگراناند که تهدید آمریکا به اعمال مجازاتهای اقتصادی بیشتر، دشواریهای معیشتی را تشدید کند، بار دیگر به اعتراضات دامن بزند و مشروعیت جمهوری اسلامی را بیش از پیش فرسوده سازد.
دونالد ترامپ رییسجمهوری آمریکا با تاکید بر اینکه شتابی برای دستیابی به توافق با جمهور ی اسلامی ندارد، گفته است که از نظر اقتصادی حکومت ایران را بهشدت تحت فشار خواهد گذاشت.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، گفت واشینگتن ممکن است از همین هفته آینده اقداماتی علیه تهران اعمال کند که «تاکنون سابقه نداشته است».
واشینگتن هنوز نگفته است این اقدامات شامل چه مواردی خواهد بود.
بهنوشته رویترز، با وجود تمام لحن جسورانه رهبران جمهوری اسلامی پس از نزدیک به شش ماه مقاومت در برابر حملات آمریکا و بستن عملی تنگه هرمز، یکی از مسیرهای حیاتی تامین نفت جهان، آنها در داخل کشور با فشارهای فزایندهای روبهرو هستند که بهگفته سه مقام حکومتی، میتواند به ناآرامیها و اعتراضات سراسری منجر شود.
رویترز در گزارش خود گفته است که سه مقام جمهوری اسلامی، یک مقام پیشین و دو فرد مطلع از محافل سیاسی و نیز ۱۲ شهروند ایرانی به این خبرگزاری گفتهاند که تشدید فشارهای اقتصادی آمریکا به اعتراضات سراسری منجر خواهد شد.
جمهوری اسلامی در حالی وارد جنگ شد که از پیش با تورم بالا، تضعیف ارزش پول ملی، کمبود انرژی، تحریمها و ضعفهای عمیق ساختاری دستوپنجه نرم میکرد و اکنون باید با زیرساختهای آسیبدیده، اختلال در تجارت، کاهش تولید و هزینههای بازسازی نیز مقابله کند.
تورم و نداشتن اطمینان به آینده
بر اساس آمار مرکز آمار ایران، نرخ تورم سالانه در تیر ماه به ۶۶ درصد رسید و قیمتهای مصرفکننده نسبت به یک سال پیش ۸۷.۹ درصد افزایش یافت. تورم مواد غذایی نیز نسبت به مدت مشابه سال قبل به ۱۲۸ درصد رسید.
دو فرد مطلع و یک مقام حکومتی به رویترز گفتند که برای رهبران جمهوری اسلامی شاید تهدید بزرگتر نه خود فشار اقتصادی، بلکه خطر آن باشد که تشدید مشکلات معیشتی بار دیگر به ناآرامیهای گسترده دامن بزند.
یک مقام پیشین اصلاحطلب گفت انتصاب حسین طائب در هفته گذشته به ریاست بسیج یکی از روشنترین نشانهها تاکنون از افزایش نگرانیها درباره بازگشت ناآرامیهاست.
گروههای حقوق بشری میگویند جمهوری اسلامی در ماههای اخیر، در واکنش به نگرانی از بازگشت ناآرامیها، به اعدام، بازداشت، احضار و صدور احکام طولانیمدت زندان علیه روزنامهنگاران، وکلا، فعالان، مدافعان حقوق بشر و دانشجویان روی آورده است.
بر اساس آمار مرکز آمار، اجارهبها در فروردین ماه نسبت به سال قبل ۳۱ درصد افزایش یافت و رسانههای دولتی نیز گزارش دادند قیمت مسکن در تهران حدود ۵۰ درصد بیشتر از سال گذشته شده است.
حداقل دستمزد در ایران امسال حدود ۶۰ درصد افزایش یافت، اما ادامه کاهش ارزش ریال قدرت خرید را از بین برده است؛ بهطوریکه ارزش دلاری حداقل دستمزد از فروردین امسال تاکنون از حدود ۱۰۵ دلار به ۸۶ دلار کاهش یافته است.
پیامدهای محاصره دریایی
بهنوشته رویترز جمهوری اسلامی کوشیده جریان کالاهای ضروری را از مسیرهای جایگزین، از جمله کریدورهای زمینی و دریای خزر، حفظ کند، اما این مسیرهای جایگزین نیز با فشار فزایندهای روبهرو هستند. حملات به پلها، حملونقل زمینی را مختل کرده و زمان و هزینه لازم برای انتقال کالا به ایران را افزایش داده است.
مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی، هفته گذشته به این فشارها اذعان کرد و گفت در حالی که مشکلات چندین برابر شده، درآمدها نیز بهشدت کاهش یافته است.
او گفت کالاهایی که پیشتر از طریق دریا وارد میشدند، اکنون از مسیرهای طولانیتری به ایران میرسند و همین امر قیمتها را افزایش داده است.
پزشکیان افزود ایران نفت کمتری میفروشد و به دلیل آسیبدیدگی یا مشکلات کسبوکارها، درآمد مالیاتی کمتری نیز دریافت میکند.
رضا سپهوند، نماینده مجلس، نیز شنبه به خبرگزاری ایلنا گفت محاصره عملا واردات بنزین ایران را قطع کرده است.
بهگفته او، تولید روزانه بنزین ایران به سقف خود، یعنی حدود ۱۳۰ میلیون لیتر، رسیده است، در حالی که مصرف روزانه ۱۳۷ میلیون لیتر است.
فیفا تصاویر فینال جام جهانی ۲۰۲۶ میان اسپانیا و آرژانتین را از زاویه دید اسلاوکو وینچیچ، داور مسابقه، منتشر کرد. وینچیچ در جریان بازی از لیونل مسی خواست لئاندرو پاردس را که کارت زرد داشت، «کنترل» کند. او احتمالا تنها کسیاست که بهترین زاویه دید را در فینال جام جهانی داشت.
با انتشار تصاویر جدید، بینندگان میتوانند بخشهایی از اتفاقات دیدار پرتنش اسپانیا و آرژانتین را که ۱۹ ژوئیه در ورزشگاه متلایف برگزار شد، از زاویه دید این داور اسلوونیایی ببینند.
از درخواست او از لیونل مسی برای «کنترل» همتیمیاش لئاندرو پاردس، که پیشتر کارت زرد گرفته بود، تا زاویه دیدش هنگام گل پیروزیبخش فران تورس برای اسپانیا و همچنین دو بار شنیدن عبارت «کارت عالی بود» از دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در مراسم اهدای مدال؛ وینچیچ تقریبا همیشه در قلب اتفاقات قرار داشت.
تصاویر از تونل ورزشگاه پیش از آغاز مسابقه شروع میشود و مسی را نشان میدهد که چند بازیکن اسپانیا، از جمله مارک کوکوریا و رودری، را در آغوش میگیرد و سپس با داوران مسابقه دست میدهد و به آنها معرفی میشود.
نکته جالب اینکه هر آنچه هنگام قرعهکشی با حضور رودری و مسی، کاپیتانهای دو تیم، گفته شد، زیر صدای بلند آهنگ «Titanium» دیوید گتا که از سیستم صوتی ورزشگاه متلایف پخش میشد، شنیده نشد.
اما به محض آنکه تصاویر به جریان مسابقه میرسد، وینچیچ در حال صحبت با انزو فرناندز و الکسیس مکآلیستر، بازیکنان آرژانتین، دیده میشود. او در نهایت با اشاره به خطایی که مکآلیستر، بازیکن لیورپول، مرتکب شده بود، به او هشدار میدهد: «برای تو، این آخری بود.»
سپس وینچیچ در موقعیتی بسیار مناسب قرار دارد و میبیند که مسی در فضایی فشرده توپ را میگیرد و با پای چپ آن را از رودری عبور میدهد، اما کاپیتان اسپانیا او را میکشد و آرژانتین صاحب ضربه آزاد میشود.
«مسی! پاردس را کنترل کن»
نفر بعدی در این مجموعه تصاویر لامین یامال است؛ ستاره اسپانیا که زمانی مسی او را در کودکی حمام کرده بود. لیساندرو مارتینز، بازیکن منچستریونایتد، برای متوقف کردن یک ضدحمله با خطایی شدید یامال را سرنگون میکند و سپس کارت زرد میگیرد.
به نوشته اتلتیک، در نشانهای از نحوه تلاش وینچیچ برای کنترل مسابقه، پس از آنکه مسی کشیده میشود و به سمت داور اسلوونیایی برمیگردد، وینچیچ میگوید: «لیونل، دیدمش.» این حرف باعث میشود مسی ۳۹ ساله بدون اعتراض به داور دوباره برگردد.
اما مهمترین توصیه وینچیچ زمانی مطرح میشود که از مسی، که طبیعتا در این ویدیوی تقریبا پنج دقیقهای حضور پررنگی دارد، میخواهد پاردس را بیشتر کنترل کند. این هافبک دفاعی آرژانتینی بین دو نیمه وارد زمین شد و تنها شش دقیقه بعد کارت زرد گرفت.
وینچیچ میگوید: «مسی، پاردس را کنترل کن. نمیخواهم... او کارت زرد دارد. لطفا کنترلش کن. همیشه، همیشه.»
پاردس با گوش دادن به توصیه مسی در جریان مسابقه از گرفتن کارت زرد دوم اجتناب کرد، اما پس از سوت پایان کنترل خود را از دست داد؛ او ظاهرا گلوی اریک گارسیا، بازیکن اسپانیا، را گرفت و سپس گاوی، دیگر بازیکن اسپانیایی، را به زمین انداخت.
دوربینی از زاویه متفاوت
فیفا ۲۹ ژوئیه اعلام کرد پاردس به دلیل سه مورد اتهام حمله تحت بررسی قرار گرفته است. درگیری پس از مسابقه در تصاویر فینال جام جهانی از زاویه دید داور نشان داده نمیشود.
استفاده از دوربین نصبشده روی داور در جام جهانی مردان پس از تجربه موفق آن در جام جهانی باشگاهها در سال ۲۰۲۵ انجام شد. فیفا در تابستان از یک «الگوریتم تثبیت تصویر» نیز استفاده کرد که به گفته این نهاد با همکاری لنوو، یکی از شرکای تجاری متعددش، توسعه یافته بود.
نهاد حاکم بر فوتبال جهان این فناوری را «دستگاه ویدیویی سبکی که بهطور ایمن روی سر داور قرار میگیرد» توصیف کرده است؛ دستگاهی که زاویه دید داور در مسابقه را ثبت میکند و همچنین «تصاویر و صدای با کیفیت بالا را بهصورت زنده ضبط و منتقل میکند».
این تصاویر میتوانند بهصورت زنده در پخش تلویزیونی استفاده شوند یا برای بررسیهای پس از مسابقه به کار روند، هرچند طبق وبسایت رسمی فیفا، مقرراتی درباره زمان استفاده از آنها وجود دارد.
در توضیحات فیفا درباره این فناوری آمده است: «در لحظات عادی و غیرجنجالی پیش، حین یا پس از مسابقه، تصاویر و صدا عموما میتوانند بدون محدودیت با بینندگان به اشتراک گذاشته شوند. در موقعیتهای بالقوه حساس، مانند درگیریها، خطاهای شدید یا مصدومیتها، پیش از انتشار این محتوا باید فرایند تایید طی شود.»
در صحنههایی مشابه ابتدای ویدیو فینال جام جهانی ۲۰۲۶، اما این بار بدون آنکه موسیقی پسزمینه تا آن اندازه مزاحم باشد، رودری و مسی بار دیگر پیش از آغاز وقت اضافه مقابل وینچیچ برای قرعهکشی حاضر میشوند.
کمی بعد، بینندگان گل پیروزیبخش تورس را از زاویه دید وینچیچ میبینند. داور درست بیرون محوطه جریمه ایستاده است که این بازیکن ۲۶ ساله در دقیقه ۱۰۶ از فاصلهای نزدیک توپ را به سقف دروازه میکوبد.
وینچیچ در حالی که یک دور کامل میچرخد، تضاد شدید احساسات دو تیم را ثبت میکند؛ تصویری از شادی مهارنشدنی در یک سو و نهایت ناامیدی در سوی دیگر. بازیکنان آرژانتین یکی پس از دیگری روی زمین میافتند و بازیکنان اسپانیا با شادی به سمت پرچم کرنر میدوند.
«خیلی سخت بود!»
پس از آنکه وینچیچ سوت پایان مسابقه را میزند و درگیریهای پس از بازی نیز پایان مییابد، او در حال صحبت با دنی اولمو، بازیکن اسپانیا، دیده میشود و به او میگوید: «خیلی سخت بودند، خیلی سخت.» اولمو نیز در پاسخ به او میگوید: «کارت عالی بود.»
تنها کاری که برای وینچیچ باقی میماند، رفتن به سکوی اهدای جام است. او در مسیر خود از میان تونلی تشکیلشده از بازیکنان اسپانیا عبور میکند و در نهایت با جیانی اینفانتینو، رییس فیفا، روبهرو میشود که ترامپ نیز در کنار او ایستاده است.
هنگامی که وینچیچ به سمت ترامپ قدم برمیدارد، دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، دو بار به او میگوید: «کارت عالی بود» و سپس مدالی را به گردن داور میاندازد.
وینچیچ پس از آن با کلودیا شینباوم، رییسجمهوری مکزیک، و مارک کارنی، نخستوزیر کانادا، دست میدهد و ویدیو در همینجا به پایان میرسد.
غیبت علنی رهبر جدید، همزمان با پیامهای مکتوب، انتصابات و روایتهای چندپهلو، به ابزاری برای حذف افق صلح و تداوم جنگ از سوی جمهوری اسلامی تبدیل شده است. گروهی که در تهران اصالت را در جنگ میدانند، چهره مجتبی خامنهای را بهعنوان فردی جنگطلب و به دور از باور سازش معرفی میکنند.
در جمهوری اسلامی، رهبری صرفا جایگاهی مرکزی در اعلام جنگ و صلح ندارد، بلکه در مقام فرمانده کل نیروهای مسلح، کانون سازماندهی اقتدار در شرایط بحران نیز هست.
تجربه جنگ ایران و عراق و نیز جنگ ۱۲ روزه، نشان داد که نقش رهبری در این ساختار، فراتر از مدیریت نظامیِ صرف، به بسیج اجتماعی، انسجام سیاسی و پیوند دادن میدان نبرد و سیاست با بدنه جامعه گره خورده است. اما اکنون، غیبت علنی رهبر جدید، پرسشی درباره شیوه بازتولید اقتدار و اعمال فرماندهی در شرایط بحران پیش میکشد.
در این وضعیت، اتکای نظم سیاسی به پیامهای مکتوب منتسب به مجتبی خامنهای و نیز ارجاعهای تکرارشونده به افکار، خواستهها و مواضع او، در عمل به سازوکاری برای تولید تصمیم، حفظ زنجیره مشروعیت و ایجاد نوعی انسجام نسبی در بدنه وفادار تبدیل شده است.
کارکرد این مکانیسم آن است که نام رهبر جدید را به منبعی از اقتدار نمادین بدل میکند؛ بهگونهای که شبکه قدرت میتواند تصمیمات پرهزینه را زیر چتر این نام پیش ببرد، در حالی که مسئولیت اجرایی و پیامدهای سیاسی آن در سطحی پراکنده و غیرشفاف توزیع میشود.
بازتولید نمادین اقتدار در غیبت
عدم حضور فیزیکی مجتبی خامنهای در رویدادهای مهم سیاسی و اجتماعی حاکمیتی و شخصی، از عدم حضور در تشییع همسر تا غیبت در مناسک گسترده تشییع پدر، زمینهساز شکلگیری توجیههای رسمی و غیررسمی شده است.
ترویج روایات متناقض درباره وضعیت سلامت او، از ادعای سلامت کامل تا جراحات سطحی و قطع عضو، فضایی از تعلیق و ابهام سیاسی در حکومت پدید آورده است؛ فضایی که در آن غیبت، عملا به بخشی از ریلگذاری سیاسی جمهوری اسلامی بدل شده است.
دستگاه امنیتی و تبلیغاتی، در پوشش توصیههای حفاظتی، غیبت فیزیکی را به ابزاری برای حفظ قداست تبدیل میکند.
محمدحسین خوشوقت، دبیر سایت فرارو، در توجیه پنهان بودن او میگوید: «کارشناسان امنیتی به ایشون توصیه جدی کردند که حتی در حد نشر صدا چه برسد به نشر تصویر خودشان را نشان ندهند.»
روزنامه همشهری نیز گفته است اگر صوتی از او منتشر شود «امکان استخراج برخی ویژگیهای فیزیکی و فیزیولوژیک گوینده» وجود دارد. این پنهانسازی، امکان هرگونه ارزیابی عینی از توانمندی، خطابت یا مواضع واقعی سوژه را منتفی کرده و امکان نسبت دادن تصمیمات و مواضع به او بدون امکان بازخواست مستقیم فراهم میکند؛ چرا که در واقع صدای او را چندین نفر نمایندگی میکند.
نمونه روشن این سازوکار، عبارت «علیالاصول» در پیامی منتسب به او بود که در آنجا اجازه انجام مذاکرات را با مسئولیت شخص پزشکیان داده و با امضای تفاهم نامه عملا موافقت کرده بود. اما همین کلمه باعث شد که افراد بسیاری که خود را نزدیک به رهبر دانستهاند به توضیح نظر او بپردازند و عملا شاهد دو نظر متفاوت باشیم.
معاون سیاسی سپاه میگوید: « برخی افراد از تعبیر “علیالاصول نظر دیگری داشتم” چنین برداشت کردهاند که رهبر معظم انقلاب اساسا با مذاکره مخالف هستند، در حالی که این برداشت صحیح نیست و با واقعیتهای موجود انطباق ندارد.»
اما در آن سو محسن رضایی، دبیر جدید شورای عالی امنیت میگوید: «وقتی رهبری میفرمایند علی الاصول نظر دیگری داشتم یعنی مسیری که در ذهن آقا بود، بهتر از مسیری بود که شورای عالی امنیت ملی رفت.»
وقتی پیامهای او صرفا مکتوب، مقطعی و گاه عامدانه مبهم است و فرمان نهایی نیز علنا صادر نمیشود، بازیگران سیاسی نزدیک به قدرت میتوانند متن را به سود خود تفسیر کنند؛ از همین رو، یک جناح آن را نشانه مخالفت با مذاکره میداند و جناحی دیگر آن را نشانه اجازه مشروط.
در چنین وضعی، ابهام نهتنها مسئولیت را پخش میکند، بلکه فهم مشترک را نیز از میان میبرد. این موضوع در نهایت به سود بازیگری است که در شرایط جنگی از قدرت سازمانی و امنیتی بیشتری برخوردار است، بهویژه جناحی که گرایش جنگ را اصیل میداند و پیام «ایران مقتدر» را پیام الزامی لحظه اکنون، به واسطه حضور گسترده خود در مجاری تصمیم و رسانه، میتواند تهدید مستمر را به ابزار فشار سیاسی به آمریکا و اسرائيل تبدیل کند.
سازوکارهای تصمیمسازی غیرشفاف و شبکههای موازی
این اقتدار نمادینِ ساختهشده در غیبت، حلقهای واسط میان مشروعیت و تصمیمگیری را به وجود آورده است. به نام رهبر، بوروکراسی امنیتی و نظامی میتواند اداره امور را بدون نیاز به توجیه یا پاسخگویی در دست گیرد و اقدامات پرهزینه را زیر چتر «اجازه» یا «نظر آقا» مشروعیت بخشد.
اظهارات خوشوقت مبنی بر اینکه تعیین مجتبی «تصمیم خودِ نظم سیاسی بوده است»، نشان میدهد که در این ساختار، غلبه با منطق شبکهای و غیرشفاف این روزها، برای تداوم جنگ برنامه ریزی گستردهای داشته و حتی شعار «خامنهای جوان شد» را برای قدرت نمایی پیش کشیده است.
شبکه قدرت برای پیشبرد خطمشیهای خود مدام از نام رهبر در حوزههای مختلف سخن میگوید. مثلا ابراهیم جباری، مشاور فرمانده سپاه از «تسلط و اشراف» او بر مسائل نظامی و از مدیریت جلسات کارشناسی نیروهای مسلح سخن میگوید و به توانایی او در اداره امور مشروعیت میبخشد.
این موضوع به زیردستان اجازه میدهد تا تصمیمهای سخت، از مواضع نظامی تا اداره روزمره بحران، بهعنوان «دستور و درایت رهبر غایب» به نظر برسد.
این الگوی حاکمیت از سوی دولت آمریکا و اسرائیل نیز تقویت میشود؛ نتانیاهو میگوید او زنده است وترامپ او را «قطعا و صددرصد» دخیل در روند گفتوگوهای تهران و واشینگتن میداند و حتی از احتمال دیدار با او سخن میگوید.
بدینسان، جایگاه او بیشتر بهعنوان رهبری که از سوی دشمن تایید شده و در مقابل آن ایستاده است فهمیده میشود. زیردستان نیز او را بهعنوان قهرمان این نبرد بازنمایی میکنند که «اقتدار ایران» را در «مقاومت» و آمادگی برای ادامه جنگ نشان میدهد.
مسیر گشوده جنگ طلبی
پیوند میان اقتدار نمادین بهواسطه غیبت و تداوم تصمیمگیریها که عمدتا از سوی نیروها و نهادهای نظامی و امنیتی گرفته میشود، در نهایت به سازوکاری برای پخش مسئولیت و تعلیق انتساب تصمیم میرسد؛ سازوکاری که در آن، تصمیمهای جنگی و سیاسی زیر چتر نامی اتخاذ میشوند که حضور علنی ندارد و از همینرو، امکان نسبتدادن روشنِ تصمیم و پیامد به یک مرکز مشخص از میان میرود.
در چنین وضعی، موفقیتها به درایت مرجع غایب نسبت داده میشود و هزینههای انسانی و اقتصادی در شبکهای پراکنده محو میگردد. از سوی دیگر خودِ معنا نیز از دسترس یک تفسیر واحد خارج میشود و هر جناح میتواند همان متن را به سود سیاست مطلوب خود بازخوانی کند.
در این شرایط است که خواست طرف جنگطلب سنگینی میکند و افرادی مانند مجید موسوی، فرمانده هوا و فضای سپاه که عملا بار بیشتر جنگ را به دوش میکشد وارد میدان میشوند و همه را به تبعیت از خواسته رهبر فرا میخوانند. هرچند دقیقا معلوم نیست که خواسته رهبر چیست. چون همان رهبری که اجازه مذاکره و امضا تفاهم داده بود، وعده خونخواهی نیز میدهد، در این شرایط این فرماندهان سپاهی هستند که دست بالا را دارند و تصمیم آنها تصمیم نهایی است.
انتصابات اخیر فرماندهان را که به نام مجتبی خامنهای شکل گرفته است باید بخشی از همین چرخه دانست. این انتصابات اگرچه بخشی از وضع موجود را تثبیت کرده است اما صحبتهای محمدرضا نقدی نشان داد که هدف تغییر سیاست نظامی از تدافعی به تهاجمی بوده است.
در آن سو برای سمت دبیری شورای عالی امنیت ملی فردی برگزیده شده که نظامی است و مدتی است از سازش ناپذیری با آمریکا و امکان تغییر دکترین هستهای سخن میگوید. این مجموعه تحولات نشان میدهد که امکانهای تفاهم و سازش در منطقه فهم نظام سیاسی بسیار کاهش یافته و جنگ و حتی ایده حمله بهعنوان بهترین دفاع برجسته شده است.
جنگ نه از مسیر یک فرمان علنیِ روشن، بلکه از طریق انباشت پیامهای چندپهلو و انتصاباتی که وعده تشدید تنش میدهد، حذف صدای صلح و برجستهسازی انتقام استمرار مییابد. رسانههای اصلیِ نزدیک به رهبری صدای صلح را خاموش میکنند و تقریبا همه مقامات از خونخواهی، مقابله و تبعیت سخن میگویند.
در این شرایط غیبت مجتبی خامنهای اما حضور نامش در پای پیام ها و زبان عدهای، منبعی برای بازسازی طرف جنگطلبی است که این روزها بیشتر مجراهای تصمیمگیری در کشور را در دست دارد.