ادامه روند صعودی قیمت جهانی نفت در پی تشدید تنشها در تنگه هرمز

با ادامه تنشهای منطقهای و چشمانداز مبهم مذاکرات تهران و واشینگتن درباره بازگشایی تنگه هرمز و پایان جنگ، قیمت نفت در بازارهای جهانی همچنان رو به افزایش است.

با ادامه تنشهای منطقهای و چشمانداز مبهم مذاکرات تهران و واشینگتن درباره بازگشایی تنگه هرمز و پایان جنگ، قیمت نفت در بازارهای جهانی همچنان رو به افزایش است.
به گزارش خبرگزاری رویترز، بهای معاملات آتی نفت برنت تا ساعت چهار بامداد سهشنبه ۲۷ مرداد به وقت گرینویچ، با ۰.۷ درصد رشد به ۹۱ دلار و ۴۹ سنت در هر بشکه رسید.
معاملات آتی نفت خام وست تگزاس اینترمدیت آمریکا نیز با ۷۵ سنت افزایش، در سطح ۸۵ دلار و ۲۵ سنت در هر بشکه قرار گرفت.
این شاخص در ساعات ابتدایی معاملات بیش از یک درصد رشد کرده و با رسیدن به ۸۵ دلار و ۳۷ سنت، بالاترین سطح خود از ۹ مرداد را ثبت کرده بود، اما در ادامه معاملات اندکی کاهش یافت.
تیم واترر، تحلیلگر ارشد بازار در شرکت کیسیام، گفت: «قیمت نفت در آغاز هفته جهش کرده است، زیرا روابط آمریکا و ایران بیش از پیش متزلزل به نظر میرسد.»
او افزود: «هنوز نشانهای از نزدیک بودن توافق برای بازگشایی تنگه هرمز دیده نمیشود و شمار کشتیهای عبوری همچنان بسیار اندک است.»
همزمان با ادامه اقدامات تنشآفرین جمهوری اسلامی در تنگه هرمز، واشینگتن تمدید آتشبس موقت با تهران را رد کرده است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۲۶ مرداد بر تشدید فشارهای اقتصادی علیه تهران تاکید کرد و گفت حکومت ایران «باید پرچم سفید را بالا ببرد».
در سوی دیگر، رویترز ۲۶ مرداد به نقل از یک مقام ارشد جمهوری اسلامی گزارش داد تهران قصد ندارد محاصره دریایی را برای مدتی «نامحدود» تحمل کند.
این مقام گفت تهران تصمیم گرفته است رویکرد خود را از حالت «تدافعی» به «کاملا تهاجمی» تغییر دهد و در صورت شکست دیپلماسی، همه نهادهای جمهوری اسلامی برای تشدید تنشها در تنگه هرمز و سراسر منطقه آماده خواهند شد.
حمله به یک کشتی در تنگه هرمز
دادههای ردیابی کشتیها نشان میدهد ۲۷ مرداد، یک شناور هنگام خروج از تنگه هرمز هدف پرتابه قرار گرفت.
به گزارش رویترز، تردد روزانه کشتیها از این آبراه به کمتر از ۱۰ فروند رسیده است. ۲۶ مرداد تنها شش کشتی از تنگه هرمز عبور کردند که سه فروند ورودی و سه فروند خروجی بودند.
پیش از آغاز جنگ اخیر در ۹ اسفند ۱۴۰۴، بهطور متوسط روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از طریق تنگه هرمز صادر میشد؛ رقمی که حدود ۲۰ درصد عرضه جهانی نفت را تشکیل میداد.
بهدنبال گسترش دامنه تنشها و ورود حوثیهای یمن به درگیریهای منطقهای، دریای سرخ و تنگه بابالمندب نیز به کانون نگرانیهای امنیتی تبدیل شدهاند.
یحیی سریع، سخنگوی نظامی حوثیها، ۲۶ مرداد اعلام کرد این گروه نیابتی جمهوری اسلامی یک کشتی نظامی سعودی و چهار شناور همراه آن را در نزدیکی بندر مخا در دریای سرخ با موشک هدف قرار داد.
سوورو سارکار، مدیر تحقیقات انرژی بانک دیبیاس، گفت اگر توافقی حاصل نشود، پیشبینی قیمت نفت برای سهماهه چهارم سال جاری میلادی و حتی سال ۲۰۲۷ تحت تاثیر قرار خواهد گرفت.
او افزود تا زمانی که سرنوشت توافق در هالهای از ابهام قرار دارد، قیمت نفت در کوتاهمدت احتمالا بین ۸۰ تا ۱۰۰ دلار در هر بشکه در نوسان خواهد بود.
جمهوری اسلامی از ادامه مذاکرات با عمان بر سر سازوکار تردد کشتیها در تنگه هرمز خبر داده و اعلام کرده دو طرف به توافق نزدیک شدهاند.
در سوی دیگر، ترامپ در واکنش به این مذاکرات، مسقط را که از شرکای دیرینه واشینگتن به شمار میرود، به بمباران تهدید کرد.
فاکسنیوز ۱۹ مرداد با استناد به دادههای وزارت انرژی آمریکا گزارش داد ذخایر راهبردی نفت ایالات متحده به پایینترین سطح خود از سال ۱۹۸۳ رسیده است.






خبرگزاری رویترز در گزارشی تحلیلی نوشت که رهبران جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگر نگراناند که تهدید آمریکا به اعمال مجازاتهای اقتصادی بیشتر، دشواریهای معیشتی را تشدید کند، بار دیگر به اعتراضات دامن بزند و مشروعیت جمهوری اسلامی را بیش از پیش فرسوده سازد.
دونالد ترامپ رییسجمهوری آمریکا با تاکید بر اینکه شتابی برای دستیابی به توافق با جمهور ی اسلامی ندارد، گفته است که از نظر اقتصادی حکومت ایران را بهشدت تحت فشار خواهد گذاشت.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، گفت واشینگتن ممکن است از همین هفته آینده اقداماتی علیه تهران اعمال کند که «تاکنون سابقه نداشته است».
واشینگتن هنوز نگفته است این اقدامات شامل چه مواردی خواهد بود.
بهنوشته رویترز، با وجود تمام لحن جسورانه رهبران جمهوری اسلامی پس از نزدیک به شش ماه مقاومت در برابر حملات آمریکا و بستن عملی تنگه هرمز، یکی از مسیرهای حیاتی تامین نفت جهان، آنها در داخل کشور با فشارهای فزایندهای روبهرو هستند که بهگفته سه مقام حکومتی، میتواند به ناآرامیها و اعتراضات سراسری منجر شود.
رویترز در گزارش خود گفته است که سه مقام جمهوری اسلامی، یک مقام پیشین و دو فرد مطلع از محافل سیاسی و نیز ۱۲ شهروند ایرانی به این خبرگزاری گفتهاند که تشدید فشارهای اقتصادی آمریکا به اعتراضات سراسری منجر خواهد شد.
جمهوری اسلامی در حالی وارد جنگ شد که از پیش با تورم بالا، تضعیف ارزش پول ملی، کمبود انرژی، تحریمها و ضعفهای عمیق ساختاری دستوپنجه نرم میکرد و اکنون باید با زیرساختهای آسیبدیده، اختلال در تجارت، کاهش تولید و هزینههای بازسازی نیز مقابله کند.
تورم و نداشتن اطمینان به آینده
بر اساس آمار مرکز آمار ایران، نرخ تورم سالانه در تیر ماه به ۶۶ درصد رسید و قیمتهای مصرفکننده نسبت به یک سال پیش ۸۷.۹ درصد افزایش یافت. تورم مواد غذایی نیز نسبت به مدت مشابه سال قبل به ۱۲۸ درصد رسید.
دو فرد مطلع و یک مقام حکومتی به رویترز گفتند که برای رهبران جمهوری اسلامی شاید تهدید بزرگتر نه خود فشار اقتصادی، بلکه خطر آن باشد که تشدید مشکلات معیشتی بار دیگر به ناآرامیهای گسترده دامن بزند.
یک مقام پیشین اصلاحطلب گفت انتصاب حسین طائب در هفته گذشته به ریاست بسیج یکی از روشنترین نشانهها تاکنون از افزایش نگرانیها درباره بازگشت ناآرامیهاست.
گروههای حقوق بشری میگویند جمهوری اسلامی در ماههای اخیر، در واکنش به نگرانی از بازگشت ناآرامیها، به اعدام، بازداشت، احضار و صدور احکام طولانیمدت زندان علیه روزنامهنگاران، وکلا، فعالان، مدافعان حقوق بشر و دانشجویان روی آورده است.
بر اساس آمار مرکز آمار، اجارهبها در فروردین ماه نسبت به سال قبل ۳۱ درصد افزایش یافت و رسانههای دولتی نیز گزارش دادند قیمت مسکن در تهران حدود ۵۰ درصد بیشتر از سال گذشته شده است.
حداقل دستمزد در ایران امسال حدود ۶۰ درصد افزایش یافت، اما ادامه کاهش ارزش ریال قدرت خرید را از بین برده است؛ بهطوریکه ارزش دلاری حداقل دستمزد از فروردین امسال تاکنون از حدود ۱۰۵ دلار به ۸۶ دلار کاهش یافته است.
پیامدهای محاصره دریایی
بهنوشته رویترز جمهوری اسلامی کوشیده جریان کالاهای ضروری را از مسیرهای جایگزین، از جمله کریدورهای زمینی و دریای خزر، حفظ کند، اما این مسیرهای جایگزین نیز با فشار فزایندهای روبهرو هستند. حملات به پلها، حملونقل زمینی را مختل کرده و زمان و هزینه لازم برای انتقال کالا به ایران را افزایش داده است.
مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی، هفته گذشته به این فشارها اذعان کرد و گفت در حالی که مشکلات چندین برابر شده، درآمدها نیز بهشدت کاهش یافته است.
او گفت کالاهایی که پیشتر از طریق دریا وارد میشدند، اکنون از مسیرهای طولانیتری به ایران میرسند و همین امر قیمتها را افزایش داده است.
پزشکیان افزود ایران نفت کمتری میفروشد و به دلیل آسیبدیدگی یا مشکلات کسبوکارها، درآمد مالیاتی کمتری نیز دریافت میکند.
رضا سپهوند، نماینده مجلس، نیز شنبه به خبرگزاری ایلنا گفت محاصره عملا واردات بنزین ایران را قطع کرده است.
بهگفته او، تولید روزانه بنزین ایران به سقف خود، یعنی حدود ۱۳۰ میلیون لیتر، رسیده است، در حالی که مصرف روزانه ۱۳۷ میلیون لیتر است.
غیبت علنی رهبر جدید، همزمان با پیامهای مکتوب، انتصابات و روایتهای چندپهلو، به ابزاری برای حذف افق صلح و تداوم جنگ از سوی جمهوری اسلامی تبدیل شده است. گروهی که در تهران اصالت را در جنگ میدانند، چهره مجتبی خامنهای را بهعنوان فردی جنگطلب و به دور از باور سازش معرفی میکنند.
در جمهوری اسلامی، رهبری صرفا جایگاهی مرکزی در اعلام جنگ و صلح ندارد، بلکه در مقام فرمانده کل نیروهای مسلح، کانون سازماندهی اقتدار در شرایط بحران نیز هست.
تجربه جنگ ایران و عراق و نیز جنگ ۱۲ روزه، نشان داد که نقش رهبری در این ساختار، فراتر از مدیریت نظامیِ صرف، به بسیج اجتماعی، انسجام سیاسی و پیوند دادن میدان نبرد و سیاست با بدنه جامعه گره خورده است. اما اکنون، غیبت علنی رهبر جدید، پرسشی درباره شیوه بازتولید اقتدار و اعمال فرماندهی در شرایط بحران پیش میکشد.
در این وضعیت، اتکای نظم سیاسی به پیامهای مکتوب منتسب به مجتبی خامنهای و نیز ارجاعهای تکرارشونده به افکار، خواستهها و مواضع او، در عمل به سازوکاری برای تولید تصمیم، حفظ زنجیره مشروعیت و ایجاد نوعی انسجام نسبی در بدنه وفادار تبدیل شده است.
کارکرد این مکانیسم آن است که نام رهبر جدید را به منبعی از اقتدار نمادین بدل میکند؛ بهگونهای که شبکه قدرت میتواند تصمیمات پرهزینه را زیر چتر این نام پیش ببرد، در حالی که مسئولیت اجرایی و پیامدهای سیاسی آن در سطحی پراکنده و غیرشفاف توزیع میشود.
بازتولید نمادین اقتدار در غیبت
عدم حضور فیزیکی مجتبی خامنهای در رویدادهای مهم سیاسی و اجتماعی حاکمیتی و شخصی، از عدم حضور در تشییع همسر تا غیبت در مناسک گسترده تشییع پدر، زمینهساز شکلگیری توجیههای رسمی و غیررسمی شده است.
ترویج روایات متناقض درباره وضعیت سلامت او، از ادعای سلامت کامل تا جراحات سطحی و قطع عضو، فضایی از تعلیق و ابهام سیاسی در حکومت پدید آورده است؛ فضایی که در آن غیبت، عملا به بخشی از ریلگذاری سیاسی جمهوری اسلامی بدل شده است.
دستگاه امنیتی و تبلیغاتی، در پوشش توصیههای حفاظتی، غیبت فیزیکی را به ابزاری برای حفظ قداست تبدیل میکند.
محمدحسین خوشوقت، دبیر سایت فرارو، در توجیه پنهان بودن او میگوید: «کارشناسان امنیتی به ایشون توصیه جدی کردند که حتی در حد نشر صدا چه برسد به نشر تصویر خودشان را نشان ندهند.»
روزنامه همشهری نیز گفته است اگر صوتی از او منتشر شود «امکان استخراج برخی ویژگیهای فیزیکی و فیزیولوژیک گوینده» وجود دارد. این پنهانسازی، امکان هرگونه ارزیابی عینی از توانمندی، خطابت یا مواضع واقعی سوژه را منتفی کرده و امکان نسبت دادن تصمیمات و مواضع به او بدون امکان بازخواست مستقیم فراهم میکند؛ چرا که در واقع صدای او را چندین نفر نمایندگی میکند.
نمونه روشن این سازوکار، عبارت «علیالاصول» در پیامی منتسب به او بود که در آنجا اجازه انجام مذاکرات را با مسئولیت شخص پزشکیان داده و با امضای تفاهم نامه عملا موافقت کرده بود. اما همین کلمه باعث شد که افراد بسیاری که خود را نزدیک به رهبر دانستهاند به توضیح نظر او بپردازند و عملا شاهد دو نظر متفاوت باشیم.
معاون سیاسی سپاه میگوید: « برخی افراد از تعبیر “علیالاصول نظر دیگری داشتم” چنین برداشت کردهاند که رهبر معظم انقلاب اساسا با مذاکره مخالف هستند، در حالی که این برداشت صحیح نیست و با واقعیتهای موجود انطباق ندارد.»
اما در آن سو محسن رضایی، دبیر جدید شورای عالی امنیت میگوید: «وقتی رهبری میفرمایند علی الاصول نظر دیگری داشتم یعنی مسیری که در ذهن آقا بود، بهتر از مسیری بود که شورای عالی امنیت ملی رفت.»
وقتی پیامهای او صرفا مکتوب، مقطعی و گاه عامدانه مبهم است و فرمان نهایی نیز علنا صادر نمیشود، بازیگران سیاسی نزدیک به قدرت میتوانند متن را به سود خود تفسیر کنند؛ از همین رو، یک جناح آن را نشانه مخالفت با مذاکره میداند و جناحی دیگر آن را نشانه اجازه مشروط.
در چنین وضعی، ابهام نهتنها مسئولیت را پخش میکند، بلکه فهم مشترک را نیز از میان میبرد. این موضوع در نهایت به سود بازیگری است که در شرایط جنگی از قدرت سازمانی و امنیتی بیشتری برخوردار است، بهویژه جناحی که گرایش جنگ را اصیل میداند و پیام «ایران مقتدر» را پیام الزامی لحظه اکنون، به واسطه حضور گسترده خود در مجاری تصمیم و رسانه، میتواند تهدید مستمر را به ابزار فشار سیاسی به آمریکا و اسرائيل تبدیل کند.
سازوکارهای تصمیمسازی غیرشفاف و شبکههای موازی
این اقتدار نمادینِ ساختهشده در غیبت، حلقهای واسط میان مشروعیت و تصمیمگیری را به وجود آورده است. به نام رهبر، بوروکراسی امنیتی و نظامی میتواند اداره امور را بدون نیاز به توجیه یا پاسخگویی در دست گیرد و اقدامات پرهزینه را زیر چتر «اجازه» یا «نظر آقا» مشروعیت بخشد.
اظهارات خوشوقت مبنی بر اینکه تعیین مجتبی «تصمیم خودِ نظم سیاسی بوده است»، نشان میدهد که در این ساختار، غلبه با منطق شبکهای و غیرشفاف این روزها، برای تداوم جنگ برنامه ریزی گستردهای داشته و حتی شعار «خامنهای جوان شد» را برای قدرت نمایی پیش کشیده است.
شبکه قدرت برای پیشبرد خطمشیهای خود مدام از نام رهبر در حوزههای مختلف سخن میگوید. مثلا ابراهیم جباری، مشاور فرمانده سپاه از «تسلط و اشراف» او بر مسائل نظامی و از مدیریت جلسات کارشناسی نیروهای مسلح سخن میگوید و به توانایی او در اداره امور مشروعیت میبخشد.
این موضوع به زیردستان اجازه میدهد تا تصمیمهای سخت، از مواضع نظامی تا اداره روزمره بحران، بهعنوان «دستور و درایت رهبر غایب» به نظر برسد.
این الگوی حاکمیت از سوی دولت آمریکا و اسرائیل نیز تقویت میشود؛ نتانیاهو میگوید او زنده است وترامپ او را «قطعا و صددرصد» دخیل در روند گفتوگوهای تهران و واشینگتن میداند و حتی از احتمال دیدار با او سخن میگوید.
بدینسان، جایگاه او بیشتر بهعنوان رهبری که از سوی دشمن تایید شده و در مقابل آن ایستاده است فهمیده میشود. زیردستان نیز او را بهعنوان قهرمان این نبرد بازنمایی میکنند که «اقتدار ایران» را در «مقاومت» و آمادگی برای ادامه جنگ نشان میدهد.
مسیر گشوده جنگ طلبی
پیوند میان اقتدار نمادین بهواسطه غیبت و تداوم تصمیمگیریها که عمدتا از سوی نیروها و نهادهای نظامی و امنیتی گرفته میشود، در نهایت به سازوکاری برای پخش مسئولیت و تعلیق انتساب تصمیم میرسد؛ سازوکاری که در آن، تصمیمهای جنگی و سیاسی زیر چتر نامی اتخاذ میشوند که حضور علنی ندارد و از همینرو، امکان نسبتدادن روشنِ تصمیم و پیامد به یک مرکز مشخص از میان میرود.
در چنین وضعی، موفقیتها به درایت مرجع غایب نسبت داده میشود و هزینههای انسانی و اقتصادی در شبکهای پراکنده محو میگردد. از سوی دیگر خودِ معنا نیز از دسترس یک تفسیر واحد خارج میشود و هر جناح میتواند همان متن را به سود سیاست مطلوب خود بازخوانی کند.
در این شرایط است که خواست طرف جنگطلب سنگینی میکند و افرادی مانند مجید موسوی، فرمانده هوا و فضای سپاه که عملا بار بیشتر جنگ را به دوش میکشد وارد میدان میشوند و همه را به تبعیت از خواسته رهبر فرا میخوانند. هرچند دقیقا معلوم نیست که خواسته رهبر چیست. چون همان رهبری که اجازه مذاکره و امضا تفاهم داده بود، وعده خونخواهی نیز میدهد، در این شرایط این فرماندهان سپاهی هستند که دست بالا را دارند و تصمیم آنها تصمیم نهایی است.
انتصابات اخیر فرماندهان را که به نام مجتبی خامنهای شکل گرفته است باید بخشی از همین چرخه دانست. این انتصابات اگرچه بخشی از وضع موجود را تثبیت کرده است اما صحبتهای محمدرضا نقدی نشان داد که هدف تغییر سیاست نظامی از تدافعی به تهاجمی بوده است.
در آن سو برای سمت دبیری شورای عالی امنیت ملی فردی برگزیده شده که نظامی است و مدتی است از سازش ناپذیری با آمریکا و امکان تغییر دکترین هستهای سخن میگوید. این مجموعه تحولات نشان میدهد که امکانهای تفاهم و سازش در منطقه فهم نظام سیاسی بسیار کاهش یافته و جنگ و حتی ایده حمله بهعنوان بهترین دفاع برجسته شده است.
جنگ نه از مسیر یک فرمان علنیِ روشن، بلکه از طریق انباشت پیامهای چندپهلو و انتصاباتی که وعده تشدید تنش میدهد، حذف صدای صلح و برجستهسازی انتقام استمرار مییابد. رسانههای اصلیِ نزدیک به رهبری صدای صلح را خاموش میکنند و تقریبا همه مقامات از خونخواهی، مقابله و تبعیت سخن میگویند.
در این شرایط غیبت مجتبی خامنهای اما حضور نامش در پای پیام ها و زبان عدهای، منبعی برای بازسازی طرف جنگطلبی است که این روزها بیشتر مجراهای تصمیمگیری در کشور را در دست دارد.
جمهوری اسلامی، از بستن تنگه هرمز بهعنوان آخرین سلاح خود رونمایی کرد؛ سلاحی که علی شمخانی، پیش از کشته شدنش، آن را زدن به سیم آخر نظام خوانده بود. حالا این زدن به سیم آخر، با احتمالا واپسین سلاح نظام جمهوری اسلامی، خودِ ایران را نشانه رفته است.
چاهی که جمهوری اسلامی برای کشورهای منطقه و اقتصاد جهان کنده بود، حالا به بحران اقتصادی و معیشتی و سلامت مردم ایران تبدیل شده است.
با شروع حملات آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی و آغاز جنگ، حکومت در اولین اقدام تنگه هرمز را بست و به اسم حمله به پایگاههای آمریکایی در منطقه، همسایگانش را هدف موشک و پهپاد قرار داد. در ابتدا، ماجرا به نفع جمهوری اسلامی پیش رفت، اما به مرور لوله این اسلحه خود نظام را نشانه و وخامتش دامن مردم ایران را گرفته است.
جمهوری اسلامی میخواست با محدود کردن ترافیک تنگه هرمز که بهعنوان یکی از شاهراههای انرژی و اقتصاد منطقه و جهان شناخته میشود، فشار را از طریق اهرم اقتصادی، اول به کشورهای همسایه وارد کند و بعد، با استفاده از همین اهرم، پای کشورهای اروپایی را نیز به میدان باز کند تا فشار به طرف مقابل بیشتر شود.
مسلما، بحران انرژی در اروپا و آمریکا و بالا رفتن قیمت سوخت توانست یک امتیاز به نفع رژیم جمهوری اسلامی باشد. همین باعث شد تا طرف مقابل، بخواهد شروط جمهوری اسلامی را بپذیرد و در نهایت منجر به امضای دوطرفهی تفاهمنامه شود.
اما در این میان، آمریکا نیز از سلاح دیگری رونمایی کرد: محاصره شدید دریایی ایران و حمایت از کشتیرانی آزاد در تنگه هرمز. حالا داستان اینگونه شده، که عملا ایران تسلط مطلق بر تنگه هرمز ندارد، و محاصره شدید دریایی آمریکا را پیش چشم خود میبیند.
این چرخش آرامآرام مگسک سلاح هرمز را به سمت داخل چرخانده و حالا موارد بیشماری را نشانه گرفته که مستقیما معیشت و سلامت مردم ایران را هدف قرار میدهد.
همین چند روز پیش، ظفرقندی وزیر بهداشت جمهوری اسلامی اعلام کرد که محمولههای مواد اولیه دارویی که همواره از هند به ایران میآید دیگر در دسترس ایران نیست. هند این ارسالها را متوقف کرده است. دلیلش هم محاصره دریایی ایران در مقابل بستن تنگه هرمز است.
در میان محاصره و بستن یک طرف تنگه از سوی جمهوری اسلامی، حکومت خواسته بود عبور کشتیهای هندی از هرمز، به شرط عبور کشتیهای خودش باشد. یعنی هند در مقابل محاصره دریایی ایران ترجیح دهد که محمولههای مواد اولیه دارویی به ایران فرستاده شود. طبیعتا هند، سادهترین راه را انتخاب کرد: هیچ محمولهای نفرستاد.
نتیجه، کمبود مستقیم مواد اولیه دارویی در داخل کشور بود درست در میانه جنگ، وقتی نیاز بیمارستانها و داروخانهها به دارو از همیشه بیشتر بود. بیمارانی که پیش از این هم، بهدلیل تحریم و گرانی، دسترسی محدودی به دارو داشتند، حالا با یک لایه تازه از کمبود روبهرو شدهاند؛ کمبودی که اینبار نه از تصمیم واشینگتن، که از تصمیم تهران سرچشمه گرفته است.
هدف دیگر این خطای استراتژیک جمهوری اسلامی، سوخت و انرژی است. با وجود اینکه ایران روی یکی از بزرگترین ذخایر گاز و نفت جهان نشسته، اختلال در ترافیک هرمز و کاهش بارگیری در جزیرهی خارک، که ۹۰ درصد صادرات نفت ایران از آنجا انجام میشود، به بحران داخلی سوخت و برق دامن زد. گزارشها از توقف کامل بارگیری نفتکشها در خارک، دستکم برای یک هفته، حکایت داشت.
همین چند روز پیش پزشکیان گفت که تقریبا فروش نفتی ندارند و هیچ پولی از فروش نفت به دست دولت نمیرسد. در مقابل حکومت جمهوری اسلامی هم دوباره به جیرهبندی برق روی آورد. مردم ایران تقریبا هر روز با قطعی برق طولانی مواجه هستند.
مساله دیگر که این روزها باعث ایجاد مشکلات متعدد معیشتی برای مردم شده، قیمت بالای اقلام پروتئینی است. گوشت و مرغ به شکل عجیبی با افزایش قیمت مواجه شده است.
مهمترین دلیل آن هم این است که واردات خوراک دام و طیور و کودهای شیمیایی به ایران قطع شده است. دامدارها برای تهیه خوراک دام و طیور با مشکلات فراوانی مواجه هستند. پیشتر در سالهای گذشته با اینکه واردات این کالاها به ایران تقریبا آسانتر بود، دیده شد که دامدارها چه اندازه به سیستم عرضه خوراک معترض بودند و افزایش قیمت خوراک باعث از بین رفتن دام و طیور میشد و بالطبع افزایش قیمت گوشت و مرغ را در پی داشت.
بخش عمده واردات خوراک دام و کود شیمیایی، از همین مسیر دریایی انجام میشود که حالا دچار اختلال جدی شده است. دامداران با افزایش هزینه خوراک روبهرو و برخی، بهگفته انجمنهای صنفی، ناچار به کشتار زودهنگام دامهایشان شدهاند.
رد این اختلال را میشود مستقیم در سفره مردم دنبال کرد؛ در همان گوشت و مرغی که این روزها هر هفته قیمتش رنگ عوض میکند.
نکته دیگر هم که مستقیما از نتایج سیاست بستن و بسته نگه داشتن تنگه هرمز است، آلودگی جدی آبهای خلیج فارس است. نفت به سواحل جزیره قشم رسیده است. رصدهای مستقل کشتیرانی، نشت گسترده نفت در سواحل قشم و عمان، به وسعتی نزدیک به نصف مساحت تهران را به حمله ایران به کشتیهای عبوری مرتبط دانستند.
این آلودگیبه زیستگاههای دریایی خودِ ایران رسیده و به مرجانها و جنگلهایی ساحلی که ترمیمشان، بهگفته کارشناسان محیطزیست، دههها زمان میبرد، صدمات جدی وارد کرده است.
از طرفی صید ماهی از سوی صیادان هم با مشکلات متعددی مواجه شده و همین مورد باعث از رونق افتادن بازار ماهی در جنوب کشور شده است.
نتیجه ضربات و صدمات را میشود در آمار رسمی خودِ دولت هم دید، بدون نیاز به هیچ منبع مستقلی. تورم رسمی در پایان تیرماه به ۸۸.۶ درصد رسیده؛ در استانهای جنوبی که بیشترین بمباران را دیدند، به ۱۰۰ درصد و بیشتر. نرخ بیکاری ۹.۱ درصد اعلام شده و رشد اقتصادی امسال، پیشبینی میشود ۵.۴ درصد منفی باشد.
تنگهای که قرار بود گلوی رقیب را بفشارد، در عمل گلوی اقتصاد و معیشت خودِ مردم ایران را گرفته است.
کشورهای حاشیه خلیج فارس، بهجای تسلیم شدن، در حال ساخت مسیرهای جایگزین برای دور زدن تنگه هرمز هستند؛ خطوط لولهای که نفت را بدون عبور از این تنگه، مستقیم به آبهای آزاد میرسانند.
نزدیکترین مشتری نفت ایران، چین، که همزمان مهمترین حامی سیاسیاش در سازمان ملل هم هست، با تداوم این بیثباتی، دلیل بیشتری برای فاصله گرفتن از یک شریک غیرقابلپیشبینی پیدا میکند.
و طرفه آنکه، احتمالا در سالهای آینده عملا تنگه هرمز اهمیت استراتژیک و عملیاتی خود را از دست خواهد داد.
سلاحی که قرار بود رو به دشمن نشانه برود، عملا به سوی خودِ ایران چرخیده، و به نظر نمیرسد بهآسانی قابل مهار باشد؛ مگر آنکه جمهوری اسلامی بار دیگر به مسیر توافق بازگردد.
نشانههای این بازگشت احتمالی را میشود در لحن اخیر برخی مقامات ردیابی کرد؛ از جمله در موضعگیریهای محتاطانهتر پزشکیان و عراقچی نسبت به هفتههای ابتدایی جنگ، اما جناح تندروتر جمهوری اسلامی هم بیکار ننشسته و بر آتش زیر خاکستر جنگ میدمد.
باید دید تحولات هفتههای آینده این ماجرا را به کدام سو میبرد: بازگشت دوباره به جنگ، یا توافقی که اینبار، دستکم، این چاه را برای همیشه ببندد.
مقامهای اقلیم کردستان عراق و آمریکا حملات پهپادی جمهوری اسلامی به اربیل را محکوم کردند و آن را تهدیدی برای امنیت و ثبات منطقه دانستند. دولت عراق نیز از تشکیل کمیتهای برای بررسی جزییات این حملات خبر داد.
تام باراک، سفیر آمریکا در ترکیه و فرستاده ویژه کاخ سفید در امور عراق، دوشنبه ۲۶ مرداد با انتشار پیامی، حمله به دفتر مسرور بارزانی، نخستوزیر اقلیم کردستان عراق، را بهشدت محکوم کرد و آن را «تهدیدی مستقیم علیه ثبات منطقه» خواند.
باراک در شبکه ایکس نوشت تعرض به «متحدان کرد مورد اعتماد» آمریکا «غیرقابل قبول» است و واشینگتن چنین اقدامات خصمانهای را نخواهد پذیرفت و تحمل نخواهد کرد.
او همچنین از رهبری علی الزیدی، نخستوزیر عراق، برای بازگرداندن حاکمیت کامل عراق و قرار گرفتن همه سلاحها و نیروهای امنیتی تحت اختیار دولت این کشور حمایت کرد.
سفارت آمریکا در بغداد در پیامی در ایکس، حمله به دفتر نخستوزیر اقلیم کردستان عراق را محکوم کرد و افزود واشینگتن در برابر این اقدامات خصمانه مدارا نمیکند.
دو پهپاد پرتابشده از ایران اربیل را هدف قرار دادند
سازمان «ضدترور اقلیم کردستان» اعلام کرد بامداد ۲۶ مرداد، دو پهپاد تهاجمی جمهوری اسلامی دفتر نخستوزیر اقلیم کردستان و محل اقامت رییس دستگاه امنیتی اقلیم را در منطقه پیرمام اربیل هدف قرار دادند.
بر اساس این گزارش، این حمله هیچ تلفاتی به همراه نداشت.
مسرور بارزانی حملات پهپادی حکومت ایران به دفتر ویژه خود و محل اقامت رییس دستگاه امنیت و اطلاعات اقلیم را «بزدلانه و غیرقابل قبول» خواند.
بارزانی گفت: «این تشدید خطرناک تنشها و تهدیدی مستقیم علیه امنیت و ثبات اقلیم کردستان است.»
او افزود: «این حملات ما را از انجام وظایفمان و حفاظت از شهروندانمان بازنخواهد داشت.»
نچیروان بارزانی، رییس اقلیم کردستان عراق، نیز حملات پهپادی حکومت ایران را بهشدت محکوم کرد.
او از دولت عراق خواست به مسئولیت و تعهد قانونی خود برای حفظ امنیت و ثبات کشور و جلوگیری از تکرار چنین حملاتی عمل کند.
تهران نقش خود را تکذیب کرد، بغداد از تشکیل کمیته بررسی خبر داد
علی الزیدی، نخستوزیر عراق، اعلام کرد در پی حمله به دفتر نخستوزیر اقلیم کردستان عراق، کمیتهای برای بررسی جزییات این حمله تشکیل شده و نتایج تحقیقات به اطلاع افکار عمومی خواهد رسید.
در سوی دیگر، رسانهها در ایران نوشتند عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی و فواد حسین، همتای عراقی او، در تماسی تلفنی آخرین تحولات امنیتی و ابعاد حمله اخیر به اقلیم کردستان عراق را مورد بررسی قرار دادند.
به گزارش خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، وزیر خارجه عراق این حمله را «سابقهای خطرناک» خواند و درباره پیامدهای منفی آن برای امنیت عراق و منطقه هشدار داد.
عراقچی نیز گفت «هیچ اطلاعاتی» مبنی بر آغاز این حملات از داخل خاک ایران وجود ندارد.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی، نیز این حمله پهپادی را محکوم کرد و آن را «تحولی بسیار مشکوک» خواند.
بقایی افزود این رویداد باید با «هوشیاری و دقت» مورد توجه قرار گیرد.
اقلیم کردستان: بخشی از درگیریهای منطقهای نبودهایم
اقلیم کردستان عراق در واکنش به حمله اخیر جمهوری اسلامی اعلام کرد هدف قرار دادن «نماد اداره اقلیم کردستان» با اصل حسن همجواری سازگار نیست.
به گزارش العربیه، اقلیم کردستان عراق با انتقاد از حکومت ایران افزود: «با وجود تلاش ما برای حفاظت از مرزها، جمهوری اسلامی با ما به همان شیوه رفتار نکرد.»
این اقلیم تاکید کرد بخشی از درگیریهای منطقهای نبوده است.
به گزارش العربیه، مقتدی صدر، رهبر جریان صدر عراق، نیز حمله پهپادی از خاک ایران به عراق را «مایه تاسف» دانست.
کنسولگری بریتانیا در اربیل حمله به دفتر بارزانی را بهشدت محکوم کرد و بر ضرورت کاهش تنش و حمایت از تلاشها برای حفظ ثبات اقلیم کردستان عراق تاکید کرد.
شبکه روداو ۲۳ مرداد گزارش داد از ۹ اسفند ۱۴۰۴ تاکنون، بیش از ۹۶۵ موشک و پهپاد در حملات به اقلیم کردستان عراق به کار رفتهاند که در نتیجه آنها، ۳۲ نفر کشته و ۱۵۴ تن دیگر زخمی شدهاند.
پایگاه خبری بلومبرگ گزارش داد عربستان سعودی نفت خام خود را در نزدیکی سواحل عمان عرضه کرده است. این اقدام میتواند حاکی از آن باشد که این کشور نیز مانند امارات متحده عربی، در حال افزایش انتقال نفت با کشتی از تنگه هرمز است.
بلومبرگ دوشنبه ۲۶ مرداد به نقل از منابع آگاه نوشت شرکت دولتی آرامکو محمولههای نفت خام را در مناطقی از جمله صحار در دریای عمان برای انتقال از یک کشتی به کشتی دیگر عرضه کرده است.
این محمولهها شامل نفت خام «عرب مدیوم» و «عرب هوی» هستند و نوع نفت عرضهشده نشان میدهد این محمولهها به احتمال زیاد از داخل خلیج فارس آمدهاند.
بلومبرگ افزود عرضه نفت عربستان سعودی در نزدیکی عمان را میتوان نشانهای احتمالی از عبور مخفیانه کشتیها از تنگه هرمز دانست.
این در حالی است که تنشها در تنگه هرمز همچنان ادامه دارد. مارینترافیک ۲۶ مرداد گزارش داد شمار عبور کشتیها از این آبراه در هفته گذشته ۱۹.۵ درصد کاهش یافت و از ۱۱۸ مورد به ۹۵ مورد رسید.
بر اساس این گزارش، تردد روزانه نیز از ۱۹ مورد در ۲۰ مرداد به سه مورد در ۲۵ مرداد کاهش پیدا کرد.
در مقابل، شمار عبور کشتیها از تنگه بابالمندب با رشد ۶.۷ درصدی، از ۲۳۸ مورد به ۲۵۴ مورد رسید. از این تعداد، ۱۵۰ کشتی وارد دریای سرخ شدند و ۱۰۴ کشتی از آن خارج شدند.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۲۶ مرداد در مصاحبه با فاکسنیوز گفت: «ایران باید پرچم سفید تسلیم را بالا ببرد. آنها پوکربازهای خوبی هستند، اما دارند میمیرند.»
ترامپ با اشاره به مذاکرات عمان و جمهوری اسلامی بر سر تنگه هرمز بار دیگر هشدار داد اگر مسقط بخواهد مانع اقدامات آمریکا در این گذرگاه شود، واشینگتن ممکن است اقدام نظامی علیه عمان را بررسی کند.
همزمان، یک مقام ارشد حکومت ایران به خبرگزاری رویترز گفت در صورت شکست دیپلماسی، همه نهادهای جمهوری اسلامی برای تشدید تنشها در تنگه هرمز و منطقه آماده خواهند بود.
به گفته این مقام، تهران برای اجرای کامل تفاهمنامه از سوی آمریکا مهلتی چند هفتهای تعیین کرده و این ضربالاجل از طریق میانجیها به واشینگتن و کشورهای منطقه اطلاع داده خواهد شد.
او افزود تهران قصد ندارد محاصره دریایی آمریکا را برای مدتی «نامحدود» تحمل کند.
ادامه تنشها همزمان با تلاش برای حفظ جریان صادرات نفت
بلومبرگ در ادامه گزارش داد تولیدکنندگان نفت خاورمیانه به انتقال حجم زیادی از نفت خام از مسیر خلیج فارس ادامه دادهاند؛ اقدامی که به مهار قیمت نفت و کاهش نگرانیها از افزایش تورم در پی رشد بهای انرژی کمک کرده است.
توانایی عربستان سعودی برای انتقال بخشی از صادرات نفت به بندر ینبع در دریای سرخ، وابستگی این کشور به تنگه هرمز را کاهش داده است.
با این حال، صادرات نفت از مسیر دریای سرخ در هفتههای اخیر پس از آنکه حوثیهای یمن از اعمال محاصره دریایی علیه عربستان سعودی خبر دادند، با تهدید روبهرو شده است.
به گزارش رویترز، یحیی سریع، سخنگوی نظامی حوثیها، ۲۶ مرداد اعلام کرد این گروه نیابتی جمهوری اسلامی یک کشتی نظامی سعودی و چهار شناور همراه آن را در نزدیکی بندر مخا در دریای سرخ با موشک هدف قرار داد.
بندر مخا در نزدیکی تنگه بابالمندب قرار دارد؛ گذرگاهی راهبردی که دریای سرخ را به خلیج عدن متصل میکند.
فشار بر مسیرهای صادراتی کشورهای منطقه
علی الزیدی، نخستوزیر عراق، ۲۶ مرداد در نشستی با مقامهای وزارت نفت این کشور، راههای مقابله با پیامدهای بسته شدن تنگه هرمز و کاهش صادرات نفت را بررسی کرد.
الزیدی خواستار تسریع در بازسازی و توسعه خطوط انتقال نفت و همچنین همکاری با شرکتهای بینالمللی برای بازاریابی و فروش نفت عراق شد.
بلومبرگ همچنین با استناد به تصاویر ماهوارهای گزارش داد کشتیهایی با ظرفیت حمل دستکم ۹ میلیون بشکه نفت طی هفته گذشته در تاسیسات بزرگ صادراتی راس تنوره عربستان سعودی یا اطراف آن بارگیری کردهاند.
بر اساس این گزارش، شمار زیادی نفتکش غولپیکر نیز در خارج از خلیج فارس گرد آمدهاند.
امین ناصر، مدیرعامل آرامکو، اسفند ۱۴۰۴ گفته بود خط لوله منتهی به ینبع عمدتا نفت خام سبک «عرب لایت» و «عرب اکسترا لایت» را منتقل میکند، در حالی که میادین فراساحلی عربستان سعودی در خلیج فارس عمدتا نفت خام متوسط و سنگین تولید میکنند.
