عرضه نفت عربستان سعودی در نزدیکی عمان و افزایش احتمال عبور مخفیانه کشتیها از تنگه هرمز
نمایی از کشتیها در تنگه هرمز، ۲۵ خرداد
پایگاه خبری بلومبرگ گزارش داد عربستان سعودی نفت خام خود را در نزدیکی سواحل عمان عرضه کرده است. این اقدام میتواند حاکی از آن باشد که این کشور نیز مانند امارات متحده عربی، در حال افزایش انتقال نفت با کشتی از تنگه هرمز است.
بلومبرگ دوشنبه ۲۶ مرداد به نقل از منابع آگاه نوشت شرکت دولتی آرامکو محمولههای نفت خام را در مناطقی از جمله صحار در دریای عمان برای انتقال از یک کشتی به کشتی دیگر عرضه کرده است.
این محمولهها شامل نفت خام «عرب مدیوم» و «عرب هوی» هستند و نوع نفت عرضهشده نشان میدهد این محمولهها به احتمال زیاد از داخل خلیج فارس آمدهاند.
بلومبرگ افزود عرضه نفت عربستان سعودی در نزدیکی عمان را میتوان نشانهای احتمالی از عبور مخفیانه کشتیها از تنگه هرمز دانست.
این در حالی است که تنشها در تنگه هرمز همچنان ادامه دارد. مارینترافیک ۲۶ مرداد گزارش داد شمار عبور کشتیها از این آبراه در هفته گذشته ۱۹.۵ درصد کاهش یافت و از ۱۱۸ مورد به ۹۵ مورد رسید.
بر اساس این گزارش، تردد روزانه نیز از ۱۹ مورد در ۲۰ مرداد به سه مورد در ۲۵ مرداد کاهش پیدا کرد.
در مقابل، شمار عبور کشتیها از تنگه بابالمندب با رشد ۶.۷ درصدی، از ۲۳۸ مورد به ۲۵۴ مورد رسید. از این تعداد، ۱۵۰ کشتی وارد دریای سرخ شدند و ۱۰۴ کشتی از آن خارج شدند.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۲۶ مرداد در مصاحبه با فاکسنیوز گفت: «ایران باید پرچم سفید تسلیم را بالا ببرد. آنها پوکربازهای خوبی هستند، اما دارند میمیرند.»
ترامپ با اشاره به مذاکرات عمان و جمهوری اسلامی بر سر تنگه هرمز بار دیگر هشدار داد اگر مسقط بخواهد مانع اقدامات آمریکا در این گذرگاه شود، واشینگتن ممکن است اقدام نظامی علیه عمان را بررسی کند.
همزمان، یک مقام ارشد حکومت ایران به خبرگزاری رویترز گفت در صورت شکست دیپلماسی، همه نهادهای جمهوری اسلامی برای تشدید تنشها در تنگه هرمز و منطقه آماده خواهند بود.
به گفته این مقام، تهران برای اجرای کامل تفاهمنامه از سوی آمریکا مهلتی چند هفتهای تعیین کرده و این ضربالاجل از طریق میانجیها به واشینگتن و کشورهای منطقه اطلاع داده خواهد شد.
او افزود تهران قصد ندارد محاصره دریایی آمریکا را برای مدتی «نامحدود» تحمل کند.
ادامه تنشها همزمان با تلاش برای حفظ جریان صادرات نفت
بلومبرگ در ادامه گزارش داد تولیدکنندگان نفت خاورمیانه به انتقال حجم زیادی از نفت خام از مسیر خلیج فارس ادامه دادهاند؛ اقدامی که به مهار قیمت نفت و کاهش نگرانیها از افزایش تورم در پی رشد بهای انرژی کمک کرده است.
توانایی عربستان سعودی برای انتقال بخشی از صادرات نفت به بندر ینبع در دریای سرخ، وابستگی این کشور به تنگه هرمز را کاهش داده است.
با این حال، صادرات نفت از مسیر دریای سرخ در هفتههای اخیر پس از آنکه حوثیهای یمن از اعمال محاصره دریایی علیه عربستان سعودی خبر دادند، با تهدید روبهرو شده است.
به گزارش رویترز، یحیی سریع، سخنگوی نظامی حوثیها، ۲۶ مرداد اعلام کرد این گروه نیابتی جمهوری اسلامی یک کشتی نظامی سعودی و چهار شناور همراه آن را در نزدیکی بندر مخا در دریای سرخ با موشک هدف قرار داد.
بندر مخا در نزدیکی تنگه بابالمندب قرار دارد؛ گذرگاهی راهبردی که دریای سرخ را به خلیج عدن متصل میکند.
فشار بر مسیرهای صادراتی کشورهای منطقه
علی الزیدی، نخستوزیر عراق، ۲۶ مرداد در نشستی با مقامهای وزارت نفت این کشور، راههای مقابله با پیامدهای بسته شدن تنگه هرمز و کاهش صادرات نفت را بررسی کرد.
الزیدی خواستار تسریع در بازسازی و توسعه خطوط انتقال نفت و همچنین همکاری با شرکتهای بینالمللی برای بازاریابی و فروش نفت عراق شد.
بلومبرگ همچنین با استناد به تصاویر ماهوارهای گزارش داد کشتیهایی با ظرفیت حمل دستکم ۹ میلیون بشکه نفت طی هفته گذشته در تاسیسات بزرگ صادراتی راس تنوره عربستان سعودی یا اطراف آن بارگیری کردهاند.
بر اساس این گزارش، شمار زیادی نفتکش غولپیکر نیز در خارج از خلیج فارس گرد آمدهاند.
امین ناصر، مدیرعامل آرامکو، اسفند ۱۴۰۴ گفته بود خط لوله منتهی به ینبع عمدتا نفت خام سبک «عرب لایت» و «عرب اکسترا لایت» را منتقل میکند، در حالی که میادین فراساحلی عربستان سعودی در خلیج فارس عمدتا نفت خام متوسط و سنگین تولید میکنند.
سربازان ایالات متحده و کره جنوبی در تمرین عبور از رودخانه
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، به پنتاگون دستور داد رزمایشهای مشترک با کره جنوبی را «به میزان قابل توجهی» کاهش دهد. او هزینه این رزمایشها و خودداری سئول از مشارکت در اقدامات آمریکا علیه جمهوری اسلامی را از دلایل تصمیم خود اعلام کرد.
ترامپ در شبکه اجتماعی تروثسوشال نوشت بهتازگی از لی جائه میونگ، رییسجمهوری کره جنوبی، پرسیده است آیا کشورش مایل است به تلاش آمریکا برای «هستهایزدایی جمهوری اسلامی ایران» بپیوندد، اما پاسخ سئول «نه، متشکریم» بوده است.
دفتر ریاستجمهوری کره جنوبی در واکنش اعلام کرد سئول با در نظر گرفتن آمادگی دفاعی در شبهجزیره کره و تشریفات قانونی داخلی، همچنان در حال بررسی مشارکت نظامی احتمالی است.
دولت کره جنوبی توضیح بیشتری درباره نوع اقدام مورد بررسی ارائه نکرد.
دستور ترامپ چند ساعت پیش از آغاز رزمایش سالانه «سپر آزادی اولچی» صادر شد. با این حال، ستاد مشترک ارتش کره جنوبی اعلام کرد رزمایش دوشنبه ۲۶ مرداد مطابق برنامه آغاز شده است.
حدود ۱۸ هزار نیروی کره جنوبی در این مانور که قرار است تا ۱۰ روز ادامه یابد، شرکت دارند.
ترامپ نوشت از موافقت آمریکا با برگزاری این رزمایش «خشنود نیست» و تاکید کرد روابط بسیار خوبی با کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی، دارد.
او گفت این رزمایشها علاوه بر هزینه بالا، پیامی «نامناسب و خصمانه» برای کشوری میفرستند که در دوران ریاستجمهوری او تهدیدی ایجاد نکرده و رفتاری محترمانه داشته است.
دفتر ریاستجمهوری کره جنوبی اعلام کرد امیدوار است روابط دوستانه رهبران آمریکا و کره شمالی به گفتوگویی معنادار و پیشرفت در مسیر صلح و ثبات شبهجزیره کره منجر شود.
این دفتر افزود دو متحد هماهنگی درباره وضعیت دفاعی و رزمایشهای مشترک را ادامه خواهند داد.
خبرگزاری رویترز نوشت که پنتاگون پرسشها درباره جزییات دستور ترامپ را به کاخ سفید ارجاع داد. کاخ سفید نیز بلافاصله پاسخی ارائه نکرد.
تلاش تازه ترامپ برای گفتوگو با کره شمالی
ترامپ مدتهاست خواستار پایان یا محدودشدن رزمایشهای مشترک با کره جنوبی است. او همزمان بر سر سهم سئول از هزینه استقرار ۲۸ هزار و ۵۰۰ نیروی آمریکایی در این کشور با مقامهای کره جنوبی اختلاف دارد.
کره شمالی که از نظر فنی همچنان با کره جنوبی در وضعیت جنگی است، این رزمایشها را «تمرین برای حمله به خاک خود» میخواند. پیونگیانگ هفته گذشته نیز یک موشک بالستیک به سوی دریای ژاپن شلیک کرد.
جنی تاون، مدیر برنامه «۳۸ نورث» در اندیشکده استیمسون، گفت تصمیم ترامپ ممکن است بخشی از تلاش گستردهتر او برای ایجاد فرصتی دیپلماتیک با پیونگیانگ باشد؛ هرچند بعید است شیوه ناگهانی اعلام آن تاثیر زیادی بر کره شمالی بگذارد.
ترامپ و کیم در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ سه بار دیدار کردند. ترامپ پس از مبادله نامه با رهبر کره شمالی گفت آن دو «عاشق یکدیگر شدهاند»، اما این دیدارها تغییری در برنامه تسلیحات هستهای و موشکهای بالستیک پیونگیانگ ایجاد نکرد.
ویکتور چا، مدیر برنامه کره در مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، گفت ترامپ ممکن است بخواهد از گفتوگو با کیم برای تضعیف روابط نظامی کره شمالی و روسیه استفاده کند. نیروهای کره شمالی در جنگ اوکراین در کنار ارتش روسیه جنگیدهاند و مقامهای آمریکایی میگویند این نیروها تجربه عملیاتی قابل توجهی به دست آوردهاند.
نحوه کاهش رزمایشها هنوز مشخص نیست. این مانورها در سالهای اخیر از تمرینهای گسترده با مهمات واقعی به شبیهسازی رایانهای حملات موشکی و سایبری تغییر کردهاند.
ترامپ همچنین بارها از کره جنوبی خواسته است سهم بیشتری از هزینههای دفاعی را بپردازد.
دو کشور بر سر مسائل اقتصادی نیز اختلاف دارند.
سئول سال گذشته در ازای کاهش تعرفههای آمریکا بر خودروهای کرهای، متعهد شد ۳۵۰ میلیارد دلار در آمریکا سرمایهگذاری کند، اما هنوز جزییات برنامه خود را اعلام نکرده است.
دو متحد همچنین درباره تحقیقات کره جنوبی از شرکت تجارت الکترونیکی کوپانگ، که سهام آن در آمریکا عرضه شده و با پرونده افشای گسترده اطلاعات کاربران روبهرو است، اختلاف دارند.
والاستریت ژورنال گزارش داد رهبران جمهوری اسلامی همزمان با مذاکرات با آمریکا، سپاه و گروههای نیابتی را برای گسترش جنگ، افزایش حملات منطقهای و تحمیل هزینههای بیشتر به واشینگتن و متحدانش آماده کردهاند.
این روزنامه به نقل از مقامهای ایرانی و عرب و با استناد به ارتباطات رهگیریشده نوشت تهران یادداشت تفاهم امضاشده با دولت دونالد ترامپ در خرداد را فرصتی برای کاهش فشار بر اقتصاد جهانی و آمادهسازی آمریکا و اسرائیل برای حملهای بزرگتر میدانست. از همین رو، رهبران جمهوری اسلامی بهجای اعتماد به مذاکرات، دو ماه گذشته را صرف آمادگی برای رویارویی گستردهتر کردند.
بر اساس این گزارش، اقدامات تهران شامل افزایش کنترل سپاه بر ارتش، انتصاب فرماندهان باسابقه جنگ ایران و عراق و سرکوب اعتراضات، گسترش ضدجاسوسی داخلی و افزایش تولید و دقت موشکها و پهپادها بوده است. حسین محبی، سخنگوی سپاه، نیز گفته بود این نهاد از دوره آتشبس برای تقویت تواناییها و سرعت بخشیدن به تولید موشک استفاده کرده است.
والاستریت ژورنال نوشت اطلاعات کشورهای عربی از تغییر راهبرد رهبران جمهوری اسلامی به سوی «عملیات تهاجمی در خاک دشمن» حکایت دارد. به گفته منابع این روزنامه، هدف تهران وارد کردن خسارت کافی برای جلوگیری از تکرار حملاتی مشابه جنگ ۱۲روزه و درگیری کنونی است و در میان مقامهای ایرانی این دیدگاه وجود دارد که «جنگ اصلی هنوز آغاز نشده است».
به نوشته این روزنامه، تهران در عمل سیاستی دومسیره در پیش گرفت: در حالی که دیپلماتها برای دستیابی به توافق با آمریکا مذاکره میکردند، مجتبی خامنهای و سپاه پاسداران دستگاه امنیتی و گروههای نیابتی را برای تشدید احتمالی جنگ آماده میکردند. سپاه در این چارچوب مشاورانی به عراق، یمن و لبنان اعزام کرد.
اطلاعات رهگیریشده نشان میدهد فرماندهان سپاه برای هماهنگی حملات حوثیها و شبهنظامیان عراقی به یمن رفتهاند. سپاه همچنین بر استقرار موشک، تسلیحات دریایی و پرتابگرهای پهپاد در مناطق مشرف به دریای سرخ نظارت کرده و فهرستی از بنادر و تاسیسات انرژی عربستان سعودی را در اختیار حوثیها قرار داده است.
این تحرکات به گسترش درگیری به دریای سرخ و بابالمندب انجامید. حوثیها نیروهای دولت یمن و کشتیهای سعودی را هدف قرار دادند و بابالمندب را به روی عربستان سعودی بسته اعلام کردند. همزمان، شبهنظامیان عراقی مورد حمایت تهران به حمله به تاسیسات نفتی عربستان متهم شدند و سپاه نیز کشورهای خلیج فارس را به نابودی زیرساختهای انرژیشان در صورت حمله آمریکا به تاسیسات مشابه در ایران تهدید کرد.
در جبهه دیگری، حکومت ایران حملات به نیروها و متحدان آمریکا را افزایش داد. به نوشته والاستریت ژورنال، تهران پنج موشک بالستیک به سوی اردن شلیک کرد و موشکهای ایرانی توانستند از برخی سامانههای دفاعی آمریکا عبور کنند و اهدافی را در اردن، کویت و بحرین بزنند. حکومت ایران همچنین طی دو هفته، شش کشتی اماراتی را هنگام عبور از تنگه هرمز هدف قرار داد.
این گزارش افزود مجتبی خامنهای با انتصاب هفت مقام ارشد امنیتی، ساختار نظامی و سرکوب داخلی را بازآرایی کرده است. محسن رضایی به دبیری شورای عالی امنیت ملی، حسین طائب به فرماندهی بسیج و احمد وحیدی به فرماندهی سپاه منصوب شدهاند. علی عبداللهی نیز با در اختیار گرفتن فرماندهی مشترک، نفوذ سپاه بر ارتش را افزایش داده است.
بر اساس این تغییرات، بسیج مامور شده است به یک «شبکه اطلاعاتی مردمی» تبدیل شود و سپاه رویکرد تهاجمیتری در خارج از مرزها در پیش گیرد. مقامهای ایرانی نگراناند فشار اقتصادی آمریکا بار دیگر اعتراضات داخلی را شعلهور کند و تلاشهای خارجی برای ایجاد ناآرامی، بخشی از مرحله بعدی رویارویی باشد.
والاستریت ژورنال نوشت طرحهای مورد بررسی سپاه برای تشدید جنگ شامل حملات پیشدستانه، خرابکاری در کابلهای اینترنتی خلیج فارس، دامن زدن به ناآرامی در کویت و بحرین و حتی عملیات زمینی احتمالی در کویت است. مقامهای کویتی پیشتر از رهگیری شش عضو سپاه خبر داده بودند که با یک قایق اجارهای وارد جزیرهای در این کشور شده بودند.
این روزنامه همچنین گزارش داد حکومت ایران با سرعتی بیشتر از انتظار در حال بازسازی زیرساختها و احیای دسترسی به پایگاههای موشکی است. به ارزیابی مقامهای منطقه، سپاه با وجود خسارات ناشی از حملات آمریکا و اسرائیل شکست نخورده و تسلط آن بر تنگه هرمز، موقعیت تهران را در برابر کشورهای عربی تقویت کرده است.
بر اساس گزارش، میانجیگران ایرانی و عمانی در اوایل اوت [اواخر تیرماه] برای ایجاد مسیرهای دریایی و بازگشایی تدریجی تنگه هرمز به توافق رسیده بودند، اما سپاه مانع اجرای آن شد و حمله به کشتیها را از سر گرفت. آمریکا نیز در واکنش، بار دیگر به محاصره دریایی و افزایش فشار اقتصادی روی آورده است.
با این حال، تهران معتقد است میتواند فشار اقتصادی را تحمل کند و به انگیزههای ترامپ بدبین است. نزدیکان مذاکرهکنندگان جمهوری اسلامی نیز گفتوگوهای صلح را احتمالا وقفهای پیش از دور تازه درگیری میدانند و بنبست کنونی را «آرامش پیش از طوفان» توصیف کردهاند.
حماس پس از دیدار رهبران این گروه با جرد کوشنر، فرستاده ویژه رییسجمهوری آمریکا، از شورای صلح و کشورهای میانجی خواست اسرائیل را به اجرای تعهدات مرحله نخست آتشبس غزه ملزم کنند. این گروه همچنین خواستار تصویب نقشه راه مرحله دوم توافق شد.
حماس یکشنبه ۲۵ مرداد در بیانیهای اعلام کرد اسرائیل باید حملات، کشتار و آنچه «نقض توافق و یورش» خواند، متوقف کند. این درخواست پس از مذاکرات قاهره مطرح شد که هدف آن پیشبرد طرح صلح ۲۰ مادهای آمریکا و انتقال توافق به مرحله بعدی بود.
در این نشست، کوشنر از حماس خواست تعهد خود برای زمین گذاشتن سلاحها را به اقداماتی مشخص و قابل راستیآزمایی تبدیل کند. این نخستین گفتوگوی مستقیم او با رهبران حماس از زمان امضای توافق پایان درگیریهای غزه در اکتبر سال گذشته بود.
خلیل الحیه، رییس دفتر سیاسی حماس، در این مذاکرات حضور داشت. تونی بلر، نخستوزیر پیشین بریتانیا و عضو اجرایی شورای صلح، نیکولای ملادنوف، نماینده عالی این شورا، و مقامهایی از مصر، قطر و ترکیه نیز در نشست شرکت کردند.
قرار است کوشنر دوشنبه ۲۶ مرداد با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، دیدار کند. انتظار میرود این گفتوگو بر اقدامات مورد انتظار از اسرائیل، از جمله توقف حملات نظامی، عقبنشینی نیروها به سوی «خط زرد»، افزایش ورود کمکهای بشردوستانه و پیشبرد برنامههای اداره و بازسازی غیرنظامی غزه متمرکز باشد.
به گفته منابع آگاه، واشینگتن دیگر در پی بازبینی چارچوب توافق نیست و میخواهد تعهدات پذیرفتهشده دو طرف به اقداماتی عملی در صحنه تبدیل شوند. هدف اصلی مذاکرات، تعیین گامهای متقابل و قابل راستیآزمایی برای خلع سلاح حماس و اجرای تعهدات اسرائیل عنوان شده است.
به نوشته اکسیوس در حال حاضر هیات صلح خواستار آغاز خلع سلاح حماس، برچیدن زیرساختهای نظامی آن، استقرار نیروی بینالمللی و فراهم شدن امکان بازسازی امن غزه است و در مقابل، از اسرائیل میخواهد از این باریکه عقبنشینی و کمکرسانی بشردوستانه را تسریع کند.
حماس و اسرائیل مهرماه ۱۴۰۴ با پذیرش طرح صلح ترامپ، برای اجرای مرحله نخست آتشبس در نوار غزه به توافق رسیدند.
طرح صلح ۲۰ مادهای ترامپ چارچوب کلی پایان جنگ، خلع سلاح حماس، تشکیل دولت موقت فلسطینی، استقرار نیروی بینالمللی، بازسازی غزه و عقبنشینی اسرائیل را تعیین کرده است. هیات صلح برای اجرای مرحله دوم این طرح، نقشه راهی ۱۵بندی تدوین کرد که چگونگی و ترتیب اجرای تعهدات دو طرف، از جمله خلع سلاح مرحلهای حماس و عقبنشینی متناسب اسرائیل، را مشخص میکند.
برد کوپر، فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا، اعلام کرد ناوگروه هواپیمابر آبراهام لینکلن در ماههای عملیات علیه جمهوری اسلامی، بیش از ۲۰۰ پهپاد سپاه پاسداران را سرنگون و صدها حمله علیه مواضع این نهاد انجام داده است.
او همچنین گفت ماموریت بیش از ۲۶۰روزه این ناوگروه در دریای عرب پایان یافته و نیروهای آن به خانه بازمیگردند.
کوپر در مقالهای که یکشنبه ۲۵ مرداد در روزنامه والاستریت ژورنال منتشر شد، نوشت روز شنبه به ناو آبراهام لینکلن رفته و از طریق سامانه اعلان عمومی، پایان ماموریت را به بیش از چهار هزار ملوان و تفنگدار دریایی آن اعلام کرده است. او خطاب به خدمه گفت: «شما عملکردی ماندگار در تاریخ از خود نشان دادهاید و اکنون به خانه بازمیگردید.»
به نوشته فرمانده سنتکام، خدمه لینکلن بیش از ۲۶۰ روز در دریا بودهاند که بیش از ۱۵۰ روز آن در منطقه جنگی سپری شده است. او این ماموریت را یکی از فشردهترین و پراهمیتترین عملیاتهای نظامی دوران معاصر توصیف کرد و گفت خدمه با وجود خستگی همچنان با تمام توان به وظایف خود ادامه دادهاند.
کوپر نوشت نیروهای مستقر در ناوگروه لینکلن طی ماهها عملیات رزمی، بیش از ۲۰۰ پهپاد سپاه پاسداران را که به گفته او کشتیرانی بینالمللی و نیروهای آمریکایی را تهدید میکردند، سرنگون کردند. به گفته او، یگان هوایی ناو نیز صدها حمله علیه اهداف سپاه انجام داد و «نیروی دریایی ایران را با دقت تاکتیکی فوقالعادهای غرق کرد».
او همچنین عملیات ناوشکنهای موشکانداز این ناوگروه را احتمالا شدیدترین نبرد دریایی نیروی دریایی آمریکا از زمان جنگ جهانی دوم خواند. کوپر افزود ناوگروه لینکلن دو بار آنچه را «موثرترین محاصره دریایی تاریخ معاصر» نامید، علیه [حکومت] ایران به اجرا گذاشته است.
بخش دیگری از مقاله به فشار این ماموریت طولانی بر خدمه و خانوادههای آنان اختصاص داشت. کوپر نوشت در گفتوگو با ملوانان و افسران جوان، مشکلاتی مانند کیفیت غذا و دسترسی به آب گرم را بررسی کرده و دریافته است مسائلی که چند ماه پیش مطرح شده بودند، از سوی فرماندهان پیگیری و برطرف شدهاند. او اذعان کرد خدمه خستهاند، اما گفت روحیه آنان را استوار و همراه با احساس افتخار دیده است.
فرمانده سنتکام همچنین نوشت ملوانان در گفتوگوهایشان از تولدها، نخستین گامهای فرزندان و مراسم فارغالتحصیلی اعضای خانواده گفتهاند که در دوران ماموریت از دست دادهاند. به گفته او، سلامت و امنیت نیروها و خانوادههایشان موضوعی فرعی نیست و فرماندهان نظامی موظفاند در برابر نگرانیهای مطرحشده، شفاف، همدل و پاسخگو باشند.
مقاله کوپر در واکنش به گزارشهایی منتشر شد که از فرسودگی، افت روحیه، کمبود مواد غذایی و نگرانیهای مرتبط با سلامت روان خدمه لینکلن پس از ماهها حضور بیوقفه در دریا حکایت داشتند. یک مقام نیروی دریایی آمریکا تایید کرده است که یکی از ملوانان در اوایل اوت به دریا افتاد، اما نجات یافت و برای ادامه درمان از ناو خارج شد؛ مقامها درباره احتمال اقدام به خودکشی توضیح ندادهاند. نیروی دریایی آمریکا در عین حال اعلام کرده افزایش افکار یا اقدامهای مرتبط با خودکشی را در این ناو مشاهده نکرده، اما با استناد به محرمانگی اطلاعات پزشکی، آماری ارائه نکرده است.
آسوشیتدپرس پیشتر از تشدید نگرانیها درباره سلامت روان و مشکلات تدارکاتی خدمه خبر داده بود و گزارشهایی هم منتشر شده بود که برخی ملوانان درباره آثار ماموریت طولانی بر سلامت جسمی و روانی خود ابراز نگرانی کردهاند. گزارشهایی که سبب شد تا تعدادی از نمایندگان کنگره آمریکا نیز خواستار پیگیری موضوع شوند.
Zahhak Receives the Daughters of Jamshid, a manuscript illustration made in Tabriz, Iran, in the 1520s, in ink, gold and opaque watercolor on paper. Courtesy of Khalili Collections / CC-BY-SA 3.0 IGO.
داستان ضحاک در شاهنامه از دیرباز تمثیلی از استبداد در ایران است. اهریمن بر دو شانه ضحاک بوسه میزند و از جای هر بوسه یک مار سیاه میروید؛ مارهایی که حتی قطع کردن سرشان آنها را از میان نمیبرد. تنها راه آرام کردنشان خوراندن مغز دو جوان در روز است.
ضحاک هزار سال بر تخت ماند، نه به پشتوانه وفاداری ایرانیان، بلکه به یاری اشتهای ماران و با قربانی کردن جوانان ایران. برای فهم آنچه امروز در ایران میگذرد باید مارهای روییده بر دوش ضحاک را از نو شمرد. به گمان من، علی خامنهای، رهبر کشتهشده جمهوری اسلامی، سه مار پرورش داد، نه دو مار.
مار نخست ارتش بود؛ میراث دوران پهلوی که جمهوری اسلامی هیچگاه بهطور کامل به آن اعتماد نکرد. مار دوم سپاه بود که در سال ۱۳۵۷ دقیقا به دلیل همین بیاعتمادی به ارتش شکل گرفت. بسیج نیز در دل سپاه جای گرفت و سر سوم را شکل داد.
نکته مهم این است که هر سه سر، چه در قانون و چه در عمل، از یک پیکر فرمان میبرند. قانون اساسی کنونی در ایران، رهبر جمهوری اسلامی را فرمانده کل ارتش، سپاه و بسیج میداند. خارج از حوزه اقتدار رهبر، هیچ سلسلهمراتب فرماندهی مستقلی وجود ندارد که یک فرمانده بتواند در روز مبادا به آن پناه ببرد.
با این حال، سیاستمداران و تحلیلگران غربی در لندن و واشینگتن هنوز منتظرند یکی از این سرها به جان پیکر بیفتد. چنین نشانهای را در جای اشتباه جستوجو میکنند، زیرا الگوی ارتش در سال ۱۳۵۷ را پیش چشم دارند، نه ساختار نیروهای مسلح در سال ۱۴۰۵ را.
در بهمن ۱۳۵۷، فرماندهان ارتش شاه کنار کشیدند. ارتش آن زمان نهادی متکی به سربازان وظیفه بود و افسران ارشدش موقعیت حرفهای خود را مدیون پادشاه بودند، نه یک جنبش. آنها نیز نسبت به نظمی که قرار بود جای حکومت شاه را بگیرد، تعهد ایدئولوژیک نداشتند. ارتش امروز دیگر آن ارتش نیست.
علی خامنهای دههها کوشید همین ویژگی را که برای کل پیکره نقطه آسیبپذیری به شمار میآمد، از میان ببرد. انتصاب فرماندهان ارشد ارتش امروز بدون عبور از صافیهای امنیتی و عقیدتی دستگاه نظامی زیر نظر رهبر جمهوری اسلامی ممکن نیست. بر اساس بررسیهای اندیشکده «میدلایست فوروم» ارتقای فرماندهان ارشد ارتش، پس از بررسی پیشینه امنیتی و ایدئولوژیک آنان، به تایید دفتر رهبر نیاز دارد. فرماندهان عالیرتبه ارتش امروز کسانیاند که همین نظام برگزیده است، نه کسانی که صرفا از تصفیههای آن جان سالم به در بردهاند.
از این زاویه، تکمیل ادغام ستاد کل نیروهای مسلح با قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا بر اساس حکم تازه مجتبی خامنهای، رهبر جدید جمهوری اسلامی، بسیار مهمتر از آن چیزی است که تاکنون به نظر میرسید. مجتبی خامنهای وارث ساختاری است که پدرش بیش از چهار دهه از عمر سیاسیاش را برای بنا نهادن آن صرف کرد. او اکنون میکوشد روند تمرکز فرماندهی را رسمی و نهادینه کند؛ روندی که پیشتر از آن سخن رفته بود، اما در میدان عمل نشانه روشنی از اجرای آن دیده نمیشد.
بنا بر روایت رسانههای حکومتی ایران، یکی از درسهای جنگ ۱۲روزه این بود که وجود ساختارهای موازی فرماندهی، تصمیمگیری را کند میکند. دستور مجتبی برای بازآرایی نظامی قرار است از این موازیکاری بکاهد و مرز میان فرماندهی عملیاتی ارتش و سپاه را کمرنگتر کند.
منطق این کار روشن است: نظام نمیخواهد فضای سازمانی مستقلی برای جدا عمل کردن یکی از بخشهای پیکره نظامی باقی بگذارد.
در عین حال، با کسانی که راه نجات را در اصلاحطلبان ایران میجویند نیز چندان موافق نیستم. ریاستجمهوری پزشکیان به مسیر مذاکره چهرهای غیرنظامی میدهد و در عرصه بینالمللی برای آن پوشش فراهم میکند. این کارکرد مهم است، اما نباید آن را استقلال دانست.
محمدباقر قالیباف از فرماندهان ارشد پیشین سپاه، دهههاست درون ساختار سیاسی و امنیتی جمهوری اسلامی فعالیت میکند. عباس عراقچی نیز دیپلماتی کارآزموده است که نمایندگی تهران در مذاکرات را بر عهده دارد. هر دو در محدوده رخصت و تحمل نظام حرکت میکنند، نه بیرون از آن. اگر آمادگی آنها برای مذاکره را نشانه کشمکش یک جناح میانهرو با جناح تندرو تلقی کنیم، تاکتیک را با ساختار اشتباه گرفتهایم.
حکومت ایران هر جا ناچار شده امتیاز بدهد، چه در بورگناشتاک و چه در اسلامآباد، مانند شرکتی رفتار کرده که برای بقا ناچار است قیمت کالایش را تغییر دهد: با اکراه و فقط به اندازه ضرورت.
جبهه پایداری، جریان بانفوذ در میان تندروترین نیروهای حکومت، به دلیل گفتوگو با آمریکاییها به قالیباف میتازد و او این حملات را به جان میخرد؛ زیرا در هر حال کسی درون نظام باید مسیر دیپلماسی را پیش ببرد.
این تصویر البته به معنای ثبات نظام نیست. علی خامنهای دیگر زنده نیست. پسرش، که هنوز در انظار عمومی دیده نشده و صدایش نیز شنیده نشده است، این منصب را از راه انتصاب به ارث برده و هنوز سرگرم تثبیت دستگاهی است که پدرش طراحی کرد.
فشار بر ساختار واقعی است، اما فشار درونی با شکاف میان اجزای ساختار تفاوت دارد. سه سرِ روییده بر دوش این پیکر بر سر سهم خود از مغز قربانیان و دستی که خوراک را میرساند نزاع دارند؛ نه بر سر ادامه یافتن این خوراک.
از همین رو، وقتی میشنوم تحلیلگران میپرسند آیا زمان جدایی ارتش از حکومت فرارسیده، یا آیا قالیباف نماینده جناح عملگرایی است که شاید بتواند نظام را از درون اصلاح کند، به یاد ضحاک میافتم.
در قصه ضحاک، نجات با پشیمانی یکی از مارها از راه نمیرسد؛ مارها به جان پادشاه نمیافتند؛ راه رهایی از بیرون دربار باز میشود: نخست کاوه آهنگر برمیخیزد، دادخواهی شخصیاش را به خیزشی عمومی بدل میکند، مردم را گرد میآورد و زمینه بازگشت فریدون را فراهم میکند. سپس فریدون ضحاک را شکست میدهد و در دماوند به بند میکشد.
تا خود این ساختار نشکند، هر سه، مارهایی بر شانههای یک ضحاکاند.