لبنان میان دو دور مذاکرات رم؛ چالش بر سر سازوکار راستیآزمایی
لبنان پس از پایان دور هفتم مذاکرات با اسرائیل در رم، در حالی خود را برای ازسرگیری گفتوگوها در ابتدای ماه آینده آماده میکند که سازوکار راستیآزمایی آتشبس، پرونده مرزها و اسرا و تحولات جنوب این کشور همچنان در کانون رایزنیها قرار دارد.
وبسایت نداءالوطن شنبه ۱۷ مرداد در گزارشی نوشت همزمان با وقفه مذاکرات رم، «توافق مکه» میان عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه، میتواند توازن قدرت، اتحادها و تضمینهای امنیتی منطقه را تغییر دهد و بر لبنان اثر بگذارد.
در لبنان، هیات دولت به ریاست جوزف عون، رییسجمهوری، و با حضور نواف سلام، نخستوزیر، تشکیل جلسه داد.
عون وزیران را در جریان سفر خود به واشینگتن و دیدار با دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، قرار داد و گفت که این سفر، برخلاف انتظار کسانی که روی شکست آن حساب کرده بودند، موفق بوده است.
به گفته عون، گفتوگوهای دور از رسانهها با ترامپ مثبت بود و رییسجمهوری آمریکا شرایط لبنان را درک کرد و «درهای زیادی» را گشود.
او رفع ممنوعیت پروازی خطوط هوایی آمریکایی به لبنان را از نخستین نتایج سفرش دانست.
عون همچنین از برنامهریزی برای برگزاری کنفرانسی اقتصادی در واشینگتن به ریاست نخستوزیر خبر داد و درباره سفرش به ترکیه نیز گفت آنکارا برای کمک به لبنان در حوزه انرژی و مشارکت این کشور در «خط حجاز»، اعلام آمادگی کرده است.
پیشرفت در پرونده مرزها و اسرا
رییسجمهوری لبنان گفت در مذاکرات رم درباره مرزها و اسرا «پیشرفت مثبتی» حاصل شده است.
منابع دیپلماتیک به نداءالوطن گفتند بیروت هنوز فهرست رسمی و نهایی افراد در بازداشت را در اختیار ندارد و برخی پروندهها را در زمره مفقودان بررسی میکند؛ از این رو از اسرائیل خواسته است تا فهرست موجود نزد خود را ارائه کند.
به گفته این منابع، دو طرف فهرستهای اولیهای مبادله کردند. لبنان اطلاعاتی درباره افراد در بازداشت و مفقودان ارائه داد و اسرائیل نیز اسامی شماری از یهودیان مفقود یا کشتهشده را که از دهه ۱۹۸۰ خواهان بازگرداندن بقایای اجسادشان است، تحویل داد.
عون گفت دولت آمریکا موضوع آتشبس و «مناطق الگویی» را پیگیری خواهد کرد و جوزف کلیرفیلد، ژنرال آمریکایی، بهزودی برای دنبالکردن این پروندهها به بیروت میرود.
اختلاف بر سر راستیآزمایی
نداءالوطن گزارش داد رایزنیها برای تعیین هویت و چارچوب فعالیت نیروهای راستیآزمایی هنوز به نتیجه مطلوب نرسیده است؛ هرچند گزینه رهبری ایتالیا بر این نیروها محتملتر ارزیابی میشود.
لبنان همزمان برای کسب حمایت از قطعنامه احتمالی جدید شورای امنیت درباره تشکیل این نیروها با کشورهای دوست رایزنی میکند.
در داخل، نبیه بری، رییس مجلس، مخالفت اساسی نشان نداده، اما حزبالله همچنان کل چارچوب پیشنهادی و نتایج مذاکرات را رد میکند.
نداءالوطن احتمال داده است که این وضعیت ناشی از نوعی تقسیم نقش میان بری و حزبالله باشد.
تحولات داخلی و تنش در جنوب
هیات دولت مجموعهای از انتصابها در نهادهای عمومی و پرداخت کمکهزینهای موقت به کارکنان بخش عمومی و بازنشستگان را تصویب کرد.
در پرونده اصلاح نظام بانکی نیز اصلاحات قانون ساماندهی بانکها به دبیرخانه مجلس فرستاده شد. بر اساس ماده ۳۷، اجرای این قانون تا تصویب و انتشار قانون انتظام مالی و بازپرداخت سپردهها معلق میماند تا میزان زیانها و نحوه توزیع آنها مشخص شود.
در جنوب لبنان، ارتش اعلام کرد یک نظامی بر اثر حمله اسرائیل به بولدوزر ارتش در المنصوری در منطقه صور، هنگام بازگشایی راهها و آواربرداری، بهطور سطحی زخمی شد.
همزمان نیروهای اسرائیلی به حاشیه عیتا الجبل نفوذ کردند و انفجار بزرگی در کونین و چند انفجار در وادی الحجیر انجام دادند.
جمهوری اسلامی با طولانی کردن مذاکرات میکوشد هزینه سیاسی جنگ ایران را تا انتخابات میاندورهای آمریکا برای دونالد ترامپ بالا ببرد. این راهبرد میتواند رییسجمهوری آمریکا را تضعیف کند؛ هرچند برخی در ایران نگرانند ترامپ ضعیفشده، واکنش خطرناکتری نشان دهد.
پاتریک وینتور، دبیر دیپلماتیک روزنامه گاردین، در یادداشتی تحلیلی در این روزنامه نوشت که برای بسیاری در ایران، گرفتن انتقام از ترامپ به هدفی مستقل در جنگ تبدیل شده؛ موضوعی که در مراسم دفن علی خامنهای نیز با درخواستهای گسترده برای انتقام بازتاب یافت.
بیاعتمادی جمهوری اسلامی به آمریکا سابقهای طولانی دارد، اما بخشی از خصومت کنونی شخصا متوجه ترامپ است. او توافق هستهای (برجام) را کنار گذاشت، دستور کشتن قاسم سلیمانی را صادر کرد و دو بار تهران را وارد مذاکرات هستهای کرد، اما پس از آن وارد جنگ با حکومت شد.
ترامپ بابت کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی یا تلاش برای کشتن مسعود پزشکیان نیز ابراز پشیمانی نکرده است.
با نزدیک شدن انتخابات میاندورهای ماه نوامبر در ایالات متحده، رسانهها در ایران کاهش محبوبیت ترامپ را دنبال کرده و آن را به نارضایتی از جنگ و قیمت بالای نفت مرتبط میدانند.
نویسنده گاردین در تحلیل خود نوشت که تمرکز بر انتخابات آمریکا در ایران، این هفته آشکارتر شد: کاظم غریبآبادی، معاون وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، گفت پس از توافق بر سر مسیر عبور کشتیهای تجاری از تنگه هرمز، رسیدن به مرحله دوم مذاکرات هستهای، دو تا چهار ماه زمان خواهد برد.
برنامه اولیه، آغاز این مرحله ظرف ۳۰ روز پس از امضای تفاهمنامه اسلامآباد با آمریکا بود، اما به گفته غریبآبادی، دولت ترامپ آن را کنار گذاشت.
او رفع تحریمها، پایان محاصره بنادر ایران، آزادسازی داراییهای ایران و تعهدات تازه برای خودداری از اقدامات خصمانه را از مقدمات مرحله دوم دانست؛ روندی که میتواند از انتخابات میاندورهای عبور کند.
اگر جدول زمانی تهران عملی شود، ترامپ هنگام انتخابات بدون تعهدی از تهران درباره سلاح هستهای و با صورتحساب اقتصادی سنگین جنگی شکستخورده، روبهرو خواهد بود.
جیسون برودسکی از «اتحاد علیه ایران هستهای»، احتمال ادامه درگیری بر سر تنگه هرمز را بالا دانست و گفت تهران علاقهای ندارد پیش از انتخابات به دولت ترامپ آرامش بدهد.
خبرگزاری حکومتی مهر نیز نوشت که جمهوری اسلامی، ترامپ را در برابر دوراهی قرار داده است: ادامه جنگ فشار سیاسی و اقتصادی و افت محبوبیتش را تشدید میکند؛ کاهش تنش هم ممکن است از سوی هوادارانش عقبنشینی از شعارهای انتخاباتی تلقی شود. از این منظر، نتیجه جنگ در صندوق رای آمریکا تعیین میشود، نه میدان نبرد.
وینتور در ادامه تحلیل خود نوشت که برخی در تهران معتقدند از دست رفتن کنگره میتواند دست ترامپ را ببندد، به استیضاح او بینجامد یا تامین مالی جنگ را متوقف کند.
مصطفی زهرانی، دیپلمات سابق جمهوری اسلامی، تاکید کرده است که شکست انتخاباتی باعث میشود ترامپ نتواند به جنگ بازگردد و مذاکرات را جدی بگیرد.
اما ناصر هادیان، استاد روابط بینالملل دانشگاه تهران، مخالف است.
به باور هادیان، تهران باید اکنون از پیروزیهایش بهره ببرد، زیرا ترامپ در صورت شکست در انتخابات، انگیزه کمتری برای توافق خواهد داشت و اسرائیل و دیگران راحتتر میتوانند به او فشار بیاورند.
به گفته او، کسانی که توصیه میکنند تا انتخابات صبر شود، سیاست آمریکا را نمیشناسند.
دیپلماتهای ایرانی در مجموع معتقدند نارضایتی مردم آمریکا از ادامه جنگ و نگرانی نامزدهای جمهوریخواه، آزادی عمل ترامپ را محدود خواهد کرد. با این حال، اگر او احساس کند چیزی برای از دست دادن ندارد، شکست انتخاباتیاش میتواند نتیجه معکوس داشته باشد.
حملات موشکی و پهپادی حوثیها به اردوگاههای آوارگان و مناطق مسکونی مأرب دو کشته و ۱۴ زخمی بر جا گذاشت. همزمان سازمان ملل هشدار داد خطر بازگشت یمن به یک جنگ گسترده، از زمان آتشبس سال ۲۰۲۲ تاکنون به بالاترین سطح رسیده است.
ارتش یمن بامداد شنبه ۱۷ مرداد اعلام کرد در چند جبهه در امتداد خطوط تماس به حملات نیروهای حوثی پاسخ داده است.
ارتش جزییاتی از این عملیات یا زمان انجام آن منتشر نکرد، اما گفت هرگونه حمله بیشتر به نیروهایش را با آنچه «اقدامات نظامی لازم» خواند، پاسخ خواهد داد.
خبرگزاری دولتی سبا به نقل از مقامهای محلی گزارش داد حوثیهای همسو با جمهوری اسلامی، ۱۶ مرداد با موشکهای بالستیک و پهپاد، اردوگاههای آوارگان و محلههای مسکونی شهر مأرب را هدف قرار دادند.
این تبادل حملات نشاندهنده تشدید چشمگیر درگیری میان حوثیها و نیروهای دولت یمن است که از حمایت بینالمللی برخوردار است.
نبردهای گسترده میان دو طرف طی سالهای گذشته تا حد زیادی فروکش کرده بود و تحولات اخیر نگرانیها را درباره بازگشت جنگی وسیعتر، افزایش داده است.
همزمان با گسترش جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی به بخشهای بیشتری از منطقه، یک مقام ارشد عربستان سعودی ۱۵ مرداد گفت ریاض انتظار دارد حملات هماهنگ حوثیهای یمن و شبهنظامیان عراقی تحت نظارت سپاه پاسداران به این کشور، بهزودی آغاز شود.
ایران و متحدانش در یمن و عراق به این طرح موضع عربستان سعودی واکنش نشان ندادهاند هرچند مقاومت اسلامی در عراق، ۱۶ مرداد اعلام کرد حملات به عربستان سعودی را به تعویق انداخته است.
در بیانیه این گروه آمده است: «در پاسخ به فراخوان حاج مجاهد، ابوحسن العامری و در همراهی با مواضع شرافتمندانه برخی از رهبران سیاسی شریف، تصمیم گرفته شد پاسخی که قرار بود امروز، بیستوسوم ماه صفر، انجام شود، به تعویق بیفتد.»
این بیانیه «از کسانی که کرسی قدرت آنان را از پاسداری از خونها و حاکمیت نقضشده [کشور] غافل کرده است»، خواست تا «در رفتار خود بازنگری کنند و به راه درست بازگردند».
حوثیها ۱۶ مرداد اعلام کردند نیروهای مورد حمایت عربستان سعودی، انبارها، خودروها و تجهیزات نظامی در پادگان صحنالجن در مأرب را با موشک و پهپاد هدف قرار دادهاند.
خبرگزاری رویترز نوشت که نتوانسته است ادعاهای هیچ یک از طرفین را بهطور مستقل تایید کند.
این حملات یک روز پس از آن انجام شد که به گزارش رویترز، بر اساس اعلام منابع دولتی، دستکم ۳۰ نیروی دولت یمن در حملات به اردوگاههای نظامی در استانهای مأرب و حضرموت کشته شدند؛ یکی از مرگبارترین موارد تشدید درگیریها در ماههای اخیر.
خبرگزاری فرانسه به نقل از یک منبع نظامی از کشته شدن دستکم ۵۸ نیروی دولتی در این حملات خبر داد.
حوثیها مسئولیت حملات ۱۵ مرداد را نیز بر عهده گرفتند و گفتند مراکز استقرار نیروهای نظامی عربستان سعودی در این دو استان را هدف قرار دادهاند.
این گروه اعلام کرد پیش از حملات، تجمع گسترده نیروهای سعودی را برای آغاز عملیات علیه مناطق تحت کنترل حوثیها، شناسایی کرده بود.
هانس گروندبرگ، فرستاده ویژه سازمان ملل در امور یمن، ۱۶ مرداد گفت حملات اخیر در مأرب و حضرموت، در کنار ازسرگیری حملات به کشتیهای تجاری در دریای سرخ و خلیج عدن، یمن را با بالاترین خطر بازگشت به یک درگیری گسترده از زمان آتشبس با میانجیگری سازمان ملل در آوریل ۲۰۲۲ روبهرو کرده است.
او از همه طرفها خواست حداکثر خویشتنداری را به خرج دهند و در مذاکرات تحت هدایت سازمان ملل مشارکت کنند.
گروندبرگ هشدار داد ادامه خشونت میتواند یمن را بیش از پیش به رویارویی گسترده منطقهای بکشاند.
شورای امنیت سازمان ملل نیز ۱۶ مرداد درباره افزایش تنشها در یمن ابراز نگرانی کرد و گفت اقدامات اخیر امنیت منطقه و حقوق و آزادیهای کشتیرانی را تهدید میکند، خطر تشدید بیشتر درگیریها را در پی دارد و تلاشها را برای دستیابی به صلح تضعیف میکند.
شورای امنیت از حوثیها خواست از تشدید تنش خودداری کنند و استفاده از «کانالهای موجود گفتوگو» را برای کاهش تنشها توصیه کرد.
حوثیها ماه گذشته در واکنش به آنچه «محاصره یمن» از سوی عربستان سعودی توصیف کردند، محاصره دریایی عربستان سعودی را در دریای سرخ اعلام کردند.
ریاض این اتهام را رد کرده است.
عربستان سعودی از سال ۲۰۱۵ و پس از آن که حوثیها در سال ۲۰۱۴ صنعا، پایتخت یمن، را تصرف کردند، رهبری ائتلافی نظامی را در حمایت از دولت بهرسمیت شناخته شده یمن بر عهده داشته است.
جنگ، یمن را ویران کرده و یکی از وخیمترین بحرانهای انسانی جهان را در این منطقه رقم زده است.
آتشبس سال ۲۰۲۲ عملیات تهاجمی نظامی در داخل یمن و در آن سوی مرزهای این کشور را متوقف کرد و به کاهش شدید درگیریها انجامید. این آتشبس دو بار تمدید شد و در اکتبر همان سال رسما به پایان رسید، اما درگیریهای گسترده بلافاصله از سر گرفته نشد و یمن وارد دورهای از آرامش نسبی شد.
آسمان کلمبیا، که برای دههها میدان بیرقیب نیروهای دولتی در نبرد با شورشیان و قاچاقچیان بود، اکنون صحنه رقابتی خطرناک شده است؛ رقابتی که ریشه آن را باید تا میدانهای نبرد دوردست اوکراین دنبال کرد.
بر اساس گزارش تازه روزنامه فایننشالتایمز، شبکههای جنایی و شورشی کلمبیا افرادی را با پوشش داوطلبان جنگ علیه روسیه به اوکراین میفرستند تا در بازگشت، دانش جنگ پهپادی را علیه دولت خودشان به کار گیرند.
اما این داستان تنها گوشهای از پازل بزرگتری است که ریشه در نیمقرن جنگ داخلی کلمبیا، اقتصاد پرسود سربازان مزدور بینالمللی این کشور، و یک تغییر قدرت سیاسی حساس دارد که امروز دقیقاً در کلمبیا رخ میدهد.
سرنخی که یک افسر اوکراینی را نگران کرد
تاراس پالیانیتسیا، افسر مرکز استخدام نیروهای خارجی وزارت دفاع اوکراین، به فایننشالتایمز گفته که برخی داوطلبان کلمبیایی که به صفوف ارتش اوکراین میپیوستند، در بررسیهای بعدی معلوم شد ریشه در گروههای جنایی سازمانیافته کلمبیا دارند و پس از شناسایی «به کشورشان بازگردانده شدند».
یک سال پیش از این گزارش، پس از آنکه مرکز اطلاعات ملی مکزیک هشدار داد داوطلبانی از این کشور صرفا برای کسب مهارت پرواز پهپادهای دید اولشخص (افپیوی) به اوکراین رفتهاند، سرویس امنیتی اوکراین (اسبییو) به همراه اطلاعات نظامی این کشور، تحقیقات مشترکی را درباره نفوذ اعضای کارتلهای آمریکای لاتین به «لژیون بینالمللی» اوکراین آغاز کرد.
این تحقیقات، که ابتدا از سوی رسانه فرانسوی اینتلیجنس آنلاین افشا شد، بعدتر دامنهاش به اتباع کلمبیایی نیز کشیده شد.
نمونهای که در این پرونده برجسته شده، فردی مکزیکی با نام مستعار «آگیلا-۷» است که با اسناد جعلی سالوادوری در سال ۲۰۲۴ در لویف اوکراین ثبتنام کرد و در حالی که خود را داوطلب بشردوستانه معرفی میکرد، آموزش کامل پهپاد را گذراند؛ سطح تخصص فنی او، از جمله آشنایی با اقدامات ضدجنگ الکترونیک، بعدها مربیانش را به شک انداخت و ارتباط او با نیروی ویژه نخبه مکزیک (گافه) که برخی اعضای سابقش به کارتل زتاس پیوستهاند، کشف شد.
بازرسان اوکراینی همچنین دریافتند دستکم سه چریک سابق نیروهای مسلح انقلابی کلمبیا (فارک) با اسناد جعلی پاناما و ونزوئلا وارد لژیون بینالمللی شدهاند. گفته میشود جابهجایی آنان از سوی شبکههای وابسته به کارتلها هماهنگ شده بود.
از جنگلهای کلمبیا تا میدانهای نبرد یمن، سودان و اوکراین
صدور نیروی جنگی از کلمبیا به خارج پدیده تازهای نیست. شان مکفیت، کارشناس سربازان مزدور، به گاردین گفته که استفاده از کهنهسربازان کلمبیایی از حدود سال ۲۰۱۰ برای محافظت از تسهیلات نفتی امارات آغاز شد و در جنگ یمن ادامه یافت؛ بهگفته او، امارات تعداد زیادی مزدور کلمبیایی برای مقابله با شورشیان حوثی به یمن فرستاد که موفق هم بودند. روزنامه التیمپو در سال ۲۰۱۵ گزارش داده بود حدود ۱۰۰ کلمبیایی بهعنوان بخشی از دسته بزرگتری وارد یمن شدهاند.
این الگو در سالهای اخیر تکرار شده است. در سودان، گروهی به نام «گروه عملیاتی گرگهای صحرا»، متشکل از نیروهای بازنشسته ارتش کلمبیا، در کنار نیروهای واکنش سریع (آراساف) در جنگ داخلی این کشور میجنگند؛ تحقیقات رسانه بوگوتایی «لا سیا واسیا» نشان داد بیش از ۳۰۰ سرباز سابق کلمبیایی برای این ماموریت استخدام شدهاند، افشاگریای که به عذرخواهی بیسابقه وزارت امور خارجه کلمبیا منجر شد. برخی از این مزدوران بعدها گفتند با وعده حفاظت از تاسیسات نفتی فریب خورده و به میدان محاصره الفاشر کشیده شدهاند.
اوکراین اکنون آخرین حلقه این زنجیره است. وزیر دفاع کلمبیا، پدرو سانچز، حضور این افراد در جبهههای دوردست را «واقعیتی تلخ» توصیف کرده که علتش تفاوت چشمگیر حقوقهای پیشنهادی با مستمری بازنشستگی نظامیان کلمبیایی است.
بهگفته فایننشال تایمز، تا ۵۰۰ کلمبیایی در چهار سال جنگ اوکراین با روسیه جان خود را از دست دادهاند.
آسمانی که دیگر در انحصار دولت نیست
نقطه عطف واقعی در کلمبیا به سال ۲۰۱۸ برمیگردد، وقتی نخستین گزارشهای استفاده از پهپاد از سوی جبهه اولیور سینیسترا، یکی از انشعابات فارک، در منطقه توماکو ثبت شد.
آن زمان پهپادها صرفا ابزار دیدهبانی بودندُ اما از ۲۰۲۲ به بعد، گروههای شورشی شروع به رهاسازی نارنجک از روی پهپادها بر ایستگاههای پلیس و پایگاههای ارتش کردند و تا سال ۲۰۲۴، فرمانده ارشد جناح منشعب از فارک با لقب «ایوان موردیسکو» این تاکتیک را چنان تکمیل کرد که حتی نخستین دوره آموزشی رسمی برای اپراتورهای پهپاد را در صفوف خود برگزار کرد.
کلان دل گلفو (گروه خلیج)، بزرگترین کارتل مواد مخدر کلمبیا با حدود ۷۵۰۰ عضو طبق برآورد اطلاعات نظامی، تا سال ۲۰۲۴ کاربرد پهپاد را به مشاهده محدود کرده بود، اما از سال ۲۰۲۵ به استفاده از پهپادهای مسلح به مواد منفجره در ایالتهای بولیوار و کوردوبا روی آورد.
نمونه هولناک این روند در ۲۱ اوت ۲۰۲۵ رقم خورد، زمانی که پهپادی مملو از مواد منفجره یک بالگرد نیروی هوافضای کلمبیا را که در عملیات ریشهکنی مزارع کوکا در آنتیوکیا فعالیت میکرد، سرنگون کرد و به کشتهشدن دستکم ۱۲ نفر منجر شد؛ وزیر دفاع کلمبیا مستقیما این حمله را به کلان دل گلفو نسبت داد.
بر اساس تحقیقات مجله آرژانتینی پوکارا، تا اوت ۲۰۲۵ بیش از ۲۶۰ حمله پهپادی در کلمبیا ثبت شده بود که تنها در سال ۲۰۲۴، ۱۰۸ مورد از آنها رخ داده و در همان سال ۱۲ نظامی و پلیس جان خود را از دست دادند و بیش از ۱۰۹ نفر دیگر زخمی شدند.
طبق گزارش فایننشالتایمز، وزارت دفاع کلمبیا میان سالهای ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۵ رقم ۲۶۴ حمله پهپادی را ثبت کرده که بیشتر آنها با پهپادهای مصرفی ارزان و مجهز به مواد منفجره صورت گرفتهاند.
در ماه مه یک سرباز در منطقه مزارع کوکا کشته و شش نفر زخمی شدند، در آوریل حملات پهپادی سه سرباز را نزدیک مرز اکوادور به کام مرگ کشاند و یک سامانه رادار نظامی را در استان کاوکا هدف قرار داد، و در دسامبر گذشته حملهای به یک پایگاه هفت نظامی را کشت.
پدرو سانچز، که خود ژنرال نیروی هوایی است، وضعیت را چنین توصیف کرده است: «صنعت پهپاد به شکل انفجاری رشد کرده و جنایتکاران این فناوری را برای حملات خود تطبیق دادهاند؛ این چالش بزرگی برای برتری هوایی در میدان نبرد است.»
او میگوید ارتش کلمبیا سال گذشته موفق شد ۹۶ درصد از حملات پهپادی را با اختلال فرکانس یا انهدام مستقیم دستگاهها خنثی کند.
چه چیزی در اوکراین یاد میگیرند؟
آنچه این پرونده را از یک درگیری داخلی صرف به یک نگرانی بینالمللی تبدیل میکند، سطح دانش فنی است که بهگفته منابع فایننشالتایمز، شبکههای کلمبیایی بهدنبال کسب آن در اوکراین هستند.
یک خلبان پهپاد کلمبیایی که در جبهه زاپوریژیا با این روزنامه گفتوگو کرده، توضیح داد که استخدامکنندگان کارتلها بهطور خاص بهدنبال آموزش تجهیز و هدایت پهپادهای افپیوی هستند، پهپادهایی که بهدلیل مانورپذیری بالا سرنگونکردنشان دشوارتر است: «این پهپادها هماکنون در کلمبیا بهکار گرفته میشوند، اما چیزی که هنوز نمیدانند این است که چگونه ارتباط بین پهپاد و اپراتور را رمزگذاری کنند یا مواد منفجره را همانگونه که در اوکراین انجام میشود، نصب کنند.»
نگرانی دیگر، تلاش گروههای مسلح برای خرید پهپادهایی است که با کابلهای فیبر نوری فوقنازک به سامانههای زمینی متصل میشوند تا بر اختلال فرکانس رادیویی ارتش کلمبیا غلبه کنند؛ تاکتیکی که پیشتر در جنگ روسیه-اوکراین ابداع شد و گروه حزبالله لبنان نیز آن را در درگیری با اسرائیل بهکار گرفته است.
پالیانیتسیا، افسر استخدام اوکراینی، درباره کیفیت این نیروها میگوید: «کلمبیاییها میتوانند بهسرعت یاد بگیرند و خود را با شرایط تطبیق دهند و شرایط سخت خدمت را تحمل کنند. آنها خود را نزد فرماندهانی که واقعا این افراد را دوست دارند، اثبات کردهاند.»
یک مقام امنیتی اوکراینی ناشناس در گفتوگو با اینتلیجنس آنلاین این پارادوکس را تلختر بیان کرده بود: «ما داوطلبان را با حسننیت پذیرفتیم، اما اکنون باید بپذیریم که اوکراین به پلتفرمی برای انتشار جهانی تاکتیکهای افپیوی تبدیل شده است. برخی برای یادگیری کشتن با پهپادی ۴۰۰ دلاری میآیند، سپس این دانش را به بالاترین خریدار میفروشند».
سیاست «صلح کامل» و بازگشت به میدان جنگ
برای درک اینکه چرا این گروههای مسلح اکنون اینقدر قدرتمند شدهاند که بتوانند نیرو به اوکراین بفرستند، باید به تجربه پرمناقشه سیاست «صلح کامل» رییسجمهوری مستعفی گوستاوو پترو نگاه کرد.
پترو که در سال ۲۰۲۲ بهعنوان نخستین رییسجمهوری چپگرای تاریخ کلمبیا روی کار آمد، سه سال را صرف مذاکره همزمان با تقریبا تمام گروههای مسلح کشور، از شورشیان چپگرا مانند ارتش آزادیبخش ملی (ایالان) تا کارتلهای جنایی مانند گروه خلیج، کرد.
اما بهگفته تحلیلگران، این سیاست عملا به گروههای مسلح فضایی امنیتی داد که در آن بدون هزینه چندانی رشد کنند؛ آتشبسهای دوجانبه بدون مکانیسم راستیآزمایی یا محدودیت بر استخدام نیرو آغاز شدند و همین موضوع به گروههای مسلح اجازه داد ابتکار عمل را در دست بگیرند.
دیوان قانون اساسی کلمبیا در نوامبر ۲۰۲۳ نیز حکم داد دولت تنها میتواند با گروههای دارای «وضعیت سیاسی» مذاکره کند، نه سازمانهای صرفا جنایی مانند گروه خلیج. همین حکم مسیر مذاکره را عملا مسدود کرد.
به این ترتیب در حالی که پترو کاخ ریاستجمهوری را ترک میکند، گروه خلیج همچنان بزرگترین گروه مسلح کلمبیا باقی مانده است. در روزهای پایانی دولت او، ارتش کلمبیا در چارچوب عملیاتی به نام «آونجر» نهمین حمله هوایی خود علیه این کارتل را در آنتیوکیا انجام داد؛ حملهای که بخشی از مجموعهای از ۲۵ بمباران هوایی بود که پترو در طول ریاستجمهوریاش دستور داده بود. این چرخش از مذاکره به رویکرد نظامی، نشانه شکست عملی طرح «صلح کامل» تلقی میشود.
۱۶ مرداد، دقیقا روزی است که آبلاردو د لا اسپریا، رییسجمهوری منتخب کلمبیا که در انتخاباتی نزدیک با نتیجه ۴۹.۶ درصد در برابر ۴۸.۷ درصد پیروز شد، کار خود را بهطور رسمی از روز جمعه ۱۶ مرداد آغاز کرد.
او متعهد شده از همان روز نخست، تمام سیاست «صلح کامل» پترو را کنار بگذارد، دستورهای بازداشت معلقشده علیه اعضای گروههای مسلح غیرقانونی را دوباره فعال کند و تیم حقوقی ویژهای برای پیگیری قضایی این گروهها تشکیل دهد.
طرحی نیز به کنگره کلمبیا رسیده که عملا لغو قانونی سیاست صلح کامل را رسمیت میبخشد و تنها مسیر «تسلیم به قانون عادی» را برای گروههای مسلح باقی میگذارد.
کلمبیا، نه مکزیک، مرکز جدید جنگ پهپادی در آمریکای لاتین
آنچه این پرونده را از نمونه مشابه مکزیکی متمایز میکند، مقیاس آن است. بر اساس گزارش گروه نظارت بر درگیریها (ACLED)، اگرچه گروههای جنایی مکزیکی از سال ۲۰۲۱ نخستین بار از پهپادهای مسلح استفاده کردند، اما کلمبیا اکنون به کانون اصلی جنگ پهپادی در قاره آمریکا تبدیل شده و حملات پهپادی مسلحانه در این کشور از هر جای دیگری در منطقه، از جمله مکزیک، بیشتر است.
این واقعیت اهمیت گزارش فایننشالتایمز را دوچندان میکند: آنچه در جبهههای اوکراین آموزش داده میشود، مستقیما به میدانی منتقل میشود که همین حالا هم پیشتاز جنگ پهپادی غیرمتعارف در نیمکره غربی است.
Turkish President Tayyip Erdogan, Saudi Crown Prince Mohammed bin Salman, and Pakistan's Prime Minister Shehbaz Sharif pose after signing a joint defence agreement in Mecca, Saudi Arabia, August 7, 2026.
عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه توافقنامه دفاعی مشترکی امضا کردند؛ اقدامی که در بحبوحه تنشهای خاورمیانه، سه متحد آمریکا را در برابر تهدیدهای امنیتی ناشی از حملات جمهوری اسلامی و گروههای نیابتی آن به یکدیگر نزدیکتر میکند.
این توافق جمعه ۱۶ مرداد در مکه به امضای محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، رجب طیب اردوغان، رییسجمهوری ترکیه و شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، رسید.
این سه کشور در بیانیهای مشترک اعلام کردند «توافقنامه دفاعی مشترک مکه» با هدف «تقویت بازدارندگی جمعی در برابر هرگونه اقدام تجاوزکارانه» تنظیم شده و بر اساس آن، حمله مسلحانه به هر یک از اعضا، حمله به هر سه کشور تلقی خواهد شد.
خبرگزاری رویترز نوشت با این حال، در بیانیه جزییاتی درباره تعهدات عملی طرفها ارائه نشده و مشخص نیست این توافق تا چه اندازه آنها را به اقدام نظامی برای دفاع از یکدیگر ملزم میکند.
جودت ییلماز، معاون رییسجمهوری ترکیه، اعلام کرد این توافق علیه هیچ کشور مشخصی تنظیم نشده است.
یک مقام دیگر ترکیه نیز تاکید کرد این توافق «صرفا ماهیتی دفاعی» دارد و هیچیک از توافقهای امنیتی سه کشور با سایر دولتها را لغو یا نقض نمیکند.
به نوشته رویترز، آنکارا، ریاض و اسلامآباد نسبت به رویکردهای تهاجمی اسرائیل و جمهوری اسلامی نگرانیهای مشترکی دارند.
ابراهیم رضایی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، توافق دفاعی مشترک ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان را «کاغذی» خواند و تهدید کرد این توافق برای ریاض امنیت به همراه نخواهد داشت.
او افزود ریاض باید سیاستهای خود را اصلاح کند تا نیازی به «گدایی امنیت» از دیگران نداشته باشد.
همگرایی سه قدرت مهم منطقهای
عبدالعزیز صغر، تحلیلگر مقیم عربستان سعودی، گفت همگرایی سه کشور اثرگذار جهان اسلام در شرایطی که خاورمیانه با بحرانهای فزایندهای روبهرو است، نشان میدهد قدرتهای منطقهای بیش از گذشته به دنبال هماهنگی نزدیکتر در حوزه دفاع و امنیت هستند.
صغر افزود این چارچوب میتواند وزن دیپلماتیک و دفاعی مشترک سه کشور را افزایش دهد و همزمان به ظهور یک ساختار امنیتی کمک کند که بیش از گذشته بر ابتکار عمل کشورهای منطقه استوار باشد.
ترکیه دومین ارتش بزرگ سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) را در اختیار دارد. عربستان سعودی میزبان اماکن مقدس اسلام و یکی از بزرگترین صادرکنندگان نفت جهان است و پاکستان نیز تنها کشور مسلمان دارای سلاح هستهای به شمار میرود.
راید کریملی، معاون وزیر دیپلماسی عمومی عربستان سعودی، تاکید کرد این توافق تلاشی برای ایجاد «یک محور نظامی یا بلوک فرقهای» نیست.
او گفت: «این توافق همچنین هیچ ارتباطی با جاهطلبیهای هستهای یا رقابت تسلیحاتی ندارد.»
اگرچه اسلامآباد سال گذشته با ریاض پیمان دفاع متقابل امضا کرد، تاکنون به حملات جمهوری اسلامی علیه عربستان سعودی پاسخ نظامی نداده است.
پاکستان همچنین گمانهزنیها درباره گسترش بازدارندگی هستهای خود به متحدانش را کماهمیت جلوه داده و پیشتر اعلام کرده بود سلاحهای هستهای «در دستور کار قرار ندارند».
توافق مکه در حالی امضا شد که پاکستان و ترکیه از ائتلاف دفاع دریایی پیشنهادی ریاض برای حفاظت از مسیرهای کشتیرانی و انتقال انرژی در منطقه حمایت کردهاند.
ائتلافی در سایه بحرانهای خاورمیانه
خاورمیانه از زمان حمله حماس به اسرائیل در هفتم اکتبر ۲۰۲۳، نزدیک به سه سال است که با جنگها و بحرانهای پیدرپی روبهرو بوده است.
اسرائیل همچنان به عملیات خود در نوار غزه و لبنان ادامه میدهد، در بخشهایی از خاک سوریه حضور دارد و دو کارزار نظامی علیه جمهوری اسلامی انجام داده است.
در مقابل، حکومت ایران در ماههای اخیر عربستان سعودی، کویت، بحرین، قطر، امارات متحده عربی، عمان، اردن و اسرائیل را هدف خود قرار داده است.
گروههای نیابتی جمهوری اسلامی، از جمله حوثیهای یمن و حشد شعبی عراق، نیز وارد این مناقشه شدهاند.
اگرچه ترکیه و پاکستان هدف حملات مستقیم گسترده قرار نگرفتهاند، اما با توجه به تهدیدهای موجود علیه امنیت و اقتصادشان، در پی کاهش تنشها هستند.
رویترز نوشت سه سال مناقشه منطقهای، صادرات نفت و برنامههای بلندپروازانه توسعهای عربستان سعودی را به خطر انداخته و همزمان پرسشهایی جدی درباره میزان اتکاپذیری چتر امنیتی آمریکا برای ریاض ایجاد کرده است.
بورجو اوزچلیک، پژوهشگر امنیت خاورمیانه در اندیشکده «موسسه خدمات متحد سلطنتی»، گفت این توافق بیش از آنکه زمینهساز رویارویی با تهران باشد، با هدف مهار نفوذ منطقهای جمهوری اسلامی و تقویت بازدارندگی در برابر اسرائیل طراحی شده است.
پاکستان سالهاست که در زمینه آموزش و پشتیبانی فنی با نیروهای مسلح عربستان همکاری میکند. در همین حال، آنکارا و اسلامآباد به مبادله ناوهای جنگی و هواپیماهای آموزشی روی آوردهاند و ریاض هم به یکی از مشتریان اصلی پهپادهای ترکیهای تبدیل شده است.
علاوه بر این، پاکستان حدود هشت هزار نیروی نظامی، سامانههای پدافند هوایی، جنگنده و پهپاد در خاک عربستان مستقر کرده و برای ارائه خدمات امنیتی در ازای همکاری در حوزه انرژی و سرمایهگذاری، در حال مذاکره با کویت است.
معمر قذافی در اوت ۲۰۱۰ در کنار سیلویو برلوسکونی در رم، بهای دور نگه داشتن مهاجران آفریقایی از اروپا را اعلام کرد: دستکم پنج میلیارد یورو در سال.
بروکسل این رقم را غیرواقعبینانه دانست و در مقابل، برای سه سال تنها ۶۰ میلیون یورو پیشنهاد داد. سیاستمدارانی در ایتالیا و پارلمان اروپا نیز خواسته او را «باجخواهی» توصیف کردند.
۱۶ سال بعد، حدود ۷۵ هزار نفر راهی سئوتا (سبته) شدند و اروپا را بار دیگر غافلگیر کردند؛ با اینکه چنین صحنههایی دهههاست در مرزهای این قاره تکرار میشود.
به نظر میرسد منطق قذافی هنوز هم پابرجاست.
مهاجران از مرز آبی میان مراکش و قلمرو اسپانیایی سئوتا عبور کردند و با شنا خود را به این شهر با جمعیتی حدود ۸۴ هزار نفر رساندند. دستکم ۱۰۰ نفر در این مسیر جان باختند.
هنوز مشخص نیست چه کسی این موج را آغاز کرد و چرا نیروهای امنیتی مراکش برخلاف دفعات قبل، واکنشی نشان ندادند.
در سپتامبر ۲۰۲۴، زمانی که فراخوانهایی در شبکههای اجتماعی مردم را به حرکت به سمت همین شهر مرزی تشویق کرد، پلیس مراکش پیش از رسیدن آنها به خاک اسپانیا وارد عمل شد و ۶۰ نفر را به اتهام انتشار این فراخوانها بازداشت کرد.
وزارت کشور مراکش اعلام کرد تنها در اوت همان سال، بیش از ۱۱ هزار و ۳۰۰ تلاش برای ورود به سئوتا را ناکام گذاشته است.
این بار اما نیروهای ضدشورش، خودروهای آبپاش و گاز اشکآور یک روز دیرتر وارد عمل شدند؛ زمانی که دهها هزار نفر از مرز عبور کرده بودند.
همین تاخیر، یک هفته گمانهزنی درباره نقش رباط را به دنبال داشته است.
سقوط قذافی و تداوم مهاجرت غیرقانونی
قذافی بر این باور بود که اروپا در ازای کنترل مسیر مهاجرت در مدیترانه، حکومت او را تحمل خواهد کرد؛ و برای این تصور، دلایل مشخصی هم داشت.
تونی بلر در مارس ۲۰۰۴ در چادری در حومه سرت با او دیدار کرد. سالهای بعد نیز قراردادهای نفتی، سفرهای رسمی و روابطی نزدیکتر میان لیبی و ایتالیا شکل گرفت.
اما آنچه قذافی در محاسبات خود اشتباه کرده بود، دوام این تحمل بود. در اکتبر ۲۰۱۱، پس از آنکه جنگندههای ناتو کاروان او را در جاده خروجی سرت هدف قرار دادند، قذافی به دست شورشیان کشته شد.
مدیترانهای که قذافی وعده کنترل آن را داده بود، در عمل به دست شبهنظامیانی افتاد که بخشهایی از سواحل لیبی را در اختیار گرفتند و این کشور به مهمترین نقطه عزیمت مهاجران در مسیر مرکزی مدیترانه تبدیل شد.
تا نوامبر ۲۰۱۷، گزارشهایی از بازارهای برده در حومه طرابلس منتشر شد.
شمار مهاجرانی که از این مسیر وارد ایتالیا شدند، در سال ۲۰۱۶ از ۱۸۱ هزار نفر گذشت؛ همان سالی که بیش از ۴۵۰۰ نفر نیز در مسیر مرکزی مدیترانه جان خود را از دست دادند.
اروپا در فوریه سال بعد توافقی با طرابلس امضا کرد؛ ابتدا با اختصاص ۴۶ میلیون یورو برای تقویت کنترل مرزهای لیبی و سپس در مجموع نزدیک به ۷۰۰ میلیون یورو از سال ۲۰۱۵ به این سو.
در نتیجه، شمار ورودهای غیرقانونی به ایتالیا تا سال ۲۰۱۹ به ۱۱ هزار و ۴۷۱ نفر کاهش یافت.
ترکیه نیز نسخه بزرگتری از همین توافق را با اروپا اجرا کرد. بر اساس بیانیه مارس ۲۰۱۶، اتحادیه اروپا شش میلیارد یورو برای حمایت از پناهندگان در ترکیه اختصاص داد؛ پولی که به گفته بروکسل قرار بود صرف خدمات به پناهندگان شود، نه اینکه مستقیما در اختیار دولت ترکیه قرار گیرد.
در پی این توافق، شمار ورودهای غیرقانونی به یونان از بیش از ۸۶۱ هزار نفر در سال ۲۰۱۵ به ۳۶ هزار نفر در سال ۲۰۱۷ کاهش یافت.
استفاده ابزاری از مهاجرت غیرقانونی
با رسیدن این الگو به شرق اروپا، ادبیات سیاسی نیز دستخوش تغییر شد. مرزهای شمالی روسیه با نروژ و فنلاند در سالهای ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ با افزایش عبور غیرقانونی مهاجران روبهرو شد.
فیلیپ بریدلاو، فرمانده وقت نیروهای ناتو در اروپا، در مارس ۲۰۱۶ به سناتورهای آمریکایی گفت روسیه و حکومت بشار اسد عامدانه از مهاجرت بهعنوان ابزاری برای تضعیف انسجام اروپا استفاده میکنند.
چند ماه پس از این اظهارات، بریتانیا در همهپرسی به خروج از اتحادیه اروپا رای داد؛ کارزاری که گروههای حامی برگزیت در آن بهطور گسترده از تصاویر بحران مهاجرت اروپا استفاده کردند.
در سال ۲۰۲۱، بلاروس اتباع کشورهای ثالث را به سمت مرزهای لیتوانی، لتونی و لهستان روانه کرد.
اورزولا فون درلاین، رییس کمیسیون اروپا، در سپتامبر همان سال اقدامات بلاروس را «حملهای ترکیبی» با هدف بیثبات کردن اروپا توصیف کرد.
شورای اروپا یک ماه بعد «استفاده ابزاری از مهاجران» را محکوم کرد و کمیسیون اروپا نیز در نوامبر ۲۰۲۱ تدابیر اضطراری تازهای را به تصویب رساند.
اکنون همین ادبیات درباره سئوتا هم به کار میرود؛ هرچند بیشتر در شبکههای اجتماعی تا در موضعگیری رسمی دولتها.
ویدیوهایی که از هشتم مرداد در فضای مجازی منتشر شده، ظاهرا خودروهای مراکشی را در حال انتقال افراد به سمت مرز و نیروهای امنیتی این کشور را در برخورد با کسانی که از مرز بازمیگشتند، نشان میدهد.
با این حال، صحت این تصاویر بهعنوان مدرکی دال بر هماهنگی مقامهای مراکش، بهطور مستقل تایید نشده است.
کریمه بنیعیش، سفیر مراکش در اسپانیا، گفت این وضعیت خواست دولت مراکش نبوده و رباط همچنان از مهاجرت قانونی و سامانمند حمایت میکند.
اروپا ۱۶ سال هزینه کرد تا دیگر غافلگیر نشود، اما باز هم غافلگیر شد.
بهجای آنکه سئوتا با واکنش هماهنگ کشورهای اروپایی روبهرو شود، اختلافها میان اعضای اتحادیه اروپا دوباره آشکار شد.
ایتالیا کنترل مسافران ورودی از اسپانیا را از سر گرفت و فرانسه نیز بازرسیها در مرز خود با اسپانیا را تشدید کرد.
۲۲ کشور از ۲۷ عضو اتحادیه اروپا در نامهای مشترک به بروکسل، ضمن اعلام آمادگی برای کمک به اسپانیا در حفاظت از مرزها، هشدار دادند ورود غیرقانونی نباید به مسیری برای دریافت اقامت قانونی تبدیل شود.
تنها چند ماه پیش از آن، دولت پدرو سانچز به حدود نیم میلیون مهاجر ساکن اسپانیا وضعیت قانونی اعطا کرده بود.
سانچز در واکنش به تحولات سئوتا گفت برخی دولتهای اروپایی «از روی تعصب، اخبار جعلی، بیاطلاعی یا منافع سیاسی» اسپانیا را هدف قرار دادهاند.
او یادآور شد سبته بخشی از منطقه شنگن نیست و افزود آمارها نشان میدهد شمار مهاجران غیرقانونی که وارد ایتالیا میشوند، از اسپانیا بیشتر است.
سانچز تنها ۱۰ روز پیش از موج مهاجرت به سئوتا، به الجزایر سفر کرده بود؛ سفری که به بهبود روابط دو کشور پس از تنشهای سال ۲۰۲۲ بر سر صحرای غربی کمک کرد.
این نخستین بار نیست که افزایش ناگهانی ورود مهاجران با تنشهای سیاسی میان مادرید و رباط همزمان میشود.
در مه ۲۰۲۱، اسپانیا ابراهیم غالی، رهبر جبهه پولیساریو را که از دهه ۱۹۷۰ برای استقلال صحرای غربی با مراکش میجنگد، برای درمان در بیمارستان پذیرفت.
چند هفته بعد، حدود هشت هزار نفر وارد سئوتا شدند. وزیر دفاع وقت اسپانیا مراکش را به باجخواهی متهم کرد و گفت رباط جان انسانها را «برای هدفی که واقعا درکش نمیکنم»، به خطر انداخته است.
رباط این اتهام را رد میکند؛ همانگونه که در سال ۲۰۲۱ نیز نقش خود را رد کرده بود.
مراکش میگوید همکاری این کشور با اسپانیا در زمینه کنترل مهاجرت «نمونهای موفق» بوده و قاچاقچیان انسان و اطلاعات نادرست منتشرشده در شبکههای اجتماعی عامل اصلی این رویداد هستند.
با این حال، ارزیابی نهادهای اطلاعاتی اسپانیا میان این دو روایت قرار دارد.
روزنامه الپائیس و رادیوی کادنا سر به نقل از مقامهای آگاه گزارش دادند مراکش این موج گسترده را از پیش طراحی نکرده، اما پس از آنکه کنترلهای مرزی بهتدریج کاهش یافت، مانع ادامه آن هم نشد.
سایه قذافی همچنان بر سیاست مهاجرتی اروپا سنگینی میکند. بروکسل طی یک دهه گذشته کوشیده ادبیات خود را تغییر دهد؛ از «استفاده ابزاری از مهاجران» تا «حمله ترکیبی» و «بهرهگیری از مهاجران بهعنوان یک سلاح».
اما هیچیک نتوانسته مانع تکرار چنین بحرانهایی شود؛ تحولاتی که ناگهان شکل میگیرند، به بحرانی سیاسی برای اروپا تبدیل میشوند و در نهایت، بار دیگر با پول مهار میشوند.
هنوز مشخص نیست اسپانیا این بار چه رویکردی در قبال مراکش در پیش خواهد گرفت، اما تجربه سالهای گذشته نشان میدهد در نهایت این رباط است که امتیاز میگیرد، نه مادرید.