سناتور کروز: هدف آمریکا باید فروپاشی جمهوری اسلامی باشد


تد کروز، سناتور جمهوریخواه آمریکا، با انتقاد از تلاشهای دیپلماتیک دولت دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، برای توافق با جمهوری اسلامی گفت هدف واشینگتن باید «فروپاشی حکومت» در ایران باشد، نه دستیابی به توافق با تهران.
کروز در گفتوگو با پادکست «مدرسه جنگ» یادداشت تفاهم اخیر میان تهران و واشینگتن را «فاجعهبار» توصیف کرد و خواستار ادامه حمله به اهداف نظامی جمهوری اسلامی و تشدید فشارهای اقتصادی، از جمله حفظ محدودیتها بر صادرات نفت ایران، شد.
او همچنین گفت برایش اهمیتی ندارد چه کسی پس از جمهوری اسلامی قدرت را در ایران به دست بگیرد، «به شرط آنکه اسلامگرایی نباشد که از آمریکا متنفر باشد و در پی کشتن آمریکاییها باشد.»
این سناتور جمهوریخواه در ادامه گفت بارها از ترامپ و همچنین اسرائیل خواسته است معترضان ایرانی را مسلح کنند تا «خودشان حکومتشان را سرنگون کنند» و نیازی به حضور نیروهای آمریکایی در ایران نباشد.






والاستریت ژورنال در گزارشی نوشت همزمان با نگرانیهای آمریکا درباره کاهش ذخایر برخی مهمات حیاتی، یافتههای جدید نشان میدهد ولادیمیر پوتین، رییسجمهوری روسیه، ممکن است در سالهای آینده با «اقدام محدود نظامی» علیه یکی از اعضای ناتو، توان این ائتلاف را برای واکنش آزمایش کند.
طبق این گزارش که جمعه ۱۶ مرداد منتشر شد، بر اساس ارزیابی مقامهای آمریکایی، سناریوهای احتمالی مسکو میتواند از حملات سایبری تا ورود محدود نیروهای زمینی را در بر بگیرد؛ تغییری معنادار در دیدگاه اطلاعاتی آمریکا که پیشتر معتقد بود تا زمان استمرار جنگ اوکراین، پوتین از تحریک مستقیم اعضای ناتو خودداری خواهد کرد.
همزمان با این هشدارها، انتشار گزارشهایی درباره کاهش ذخایر مهمات حیاتی پنتاگون، به جنجالی سیاسی در واشینگتن تبدیل شده است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۱۵ مرداد در کاخ سفید این گزارشها را رد کرد و گفت: «ایالات متحده همچنان به افزایش ذخایر خود ادامه میدهد.»
او افزود شرکتهای صنایع دفاعی آمریکا اکنون بیش از هر زمان دیگری در حال ساخت کارخانههای جدید، از جمله برای تولید موشکهای پاتریوت و تاماهاوک هستند و تاکید کرد وضعیت ذخایر مهمات آمریکا «بسیار خوب» است، اما این کشور همچنان باید برای بحرانهای احتمالی آینده ذخایر خود را افزایش دهد.
دستور ترامپ برای تحقیق درباره افشای اطلاعات پنتاگون
روزنامه والاستریت ژورنال به نقل از مقامهای دولت آمریکا گزارش داد ترامپ پس از هفتهها انتشار گزارشهای رسانهای درباره کاهش ذخایر مهمات پنتاگون در پی جنگ با جمهوری اسلامی، دستور انجام تحقیقات جدید درباره افشای اطلاعات مربوط به این ذخایر را صادر کرده است.
پیشتر نیز کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، در این باره اعلام کرد: «ایالات متحده قدرتمندترین ارتش در تاریخ جهان را دارد و بیش از اندازه کافی قدرت آتش برای اجرای هر عملیاتی که رییسجمهوری در هر زمان و مکانی دستور دهد، در اختیار دارد.»
لیویت همچنین گفت هر فردی که به اطلاعات محرمانه نظامی دسترسی دارد و آن را در اختیار رسانهها قرار میدهد، «به این اعتماد خیانت کرده و قانون فدرال را نقض کرده است و باید با بیشترین شدت قانون، تحت پیگرد قرار گیرد».
تقویت جناح شرقی ناتو در برابر تهدیدهای بلندمدت مسکو
در پی افزایش نگرانیهای آمریکا از حمله نظامی روسیه به اعضای ناتو، خبرگزاری رویترز به نقل از دو مقام آگاه گزارش داد که این سازمان قصد دارد با ایجاد یک ساختار جدید، دفاع از جناح شرقی خود را تقویت کند؛ ساختاری که امکان استقرار سریع نیروها را در لتونی و استونی در صورت وقوع جنگ با روسیه، فراهم میکند.
در این گزارش که پیشتر منتشر شده است، به نگرانی ناتو درباره افزایش تهدید از سوی روسیه اشاره شده و آمده است مسکو ممکن است از سال ۲۰۲۹ به بعد، توان انجام یک حمله گسترده به خاک کشورهای عضو این پیمان را داشته باشد.
چالشهای مالی دولت ترامپ در کنگره و درخواست بودجه دفاعی
دولت ترامپ از ماه آوریل در چند نوبت از کنگره درخواست بودجه برای مهمات کرده است، اما این درخواستها همچنان بلاتکلیف ماندهاند.
دولت خواستار اختصاص بیسابقه یک و نیم تریلیون دلار بودجه سالانه برای وزارت جنگ شده است که ۳۵۰ میلیارد دلار آن قرار است از طریق فرایند تطبیق بودجه تامین شود.
این درخواست شامل ۵۲.۹ میلیارد دلار برای مهمات است.
علاوه بر این، دولت آمریکا درخواست ۶۷ میلیارد دلار دیگر را نیز ارائه کرده است که بخش عمده آن برای هزینههای جنگ ایران در نظر گرفته شده است.
حدود ۲۱ میلیارد دلار از این مبلغ قرار است برای جایگزینی ذخایر مهمات کاهشیافته اختصاص یابد.
ملیسا ردین، نویسنده و خبرنگار سرشناس ورزشی، در بخشی از کتاب خود با عنوان «فقط محمد صلاح» به جزئیات تازهای از زندگی، سختیها و فداکاریهای بیحدومرز محمد صلاح پرداخته است.
کتابی خواندنی از مسیر پرفرازونشیب این ستاره که نشان میدهد او چگونه با ارادهای پولادین و عبور از دل محرومیت، رؤیای رسیدن به قلههای فوتبال جهان را محقق ساخت.
محمد صلاح، ستاره برجسته فوتبال جهان، پنجشنبه پس از ورود به کشور ترکیه، رسماً قرارداد خود را با باشگاه ترابزوناسپور امضا کرد. او هنگام ورود به ورزشگاه خانگی این تیم، با استقبال بینظیر و باشکوه هزاران هوادار پرشور روبهرو شد؛ هوادارانی که با سردادن شعارها و تشویقهای کرکننده به او خوشآمد گفتند و صلاح نیز با ابراز احساساتی پرشور، پاسخ این محبت گسترده را داد.
اما پشت این صحنههای باشکوه، قصهای از سرسختی و فداکاری عجیب نهفته است؛ داستانی که از باشگاه المقاولون العرب در قاهره آغاز شد؛ جایی که تصویر چهره صلاح بر بالای ورودی آن، یادآور این حقیقت است که استعداد بدون انضباط و اراده، هرگز به ثمر نمیرسد.
حمدی نوح، نخستین مربی صلاح در المقاولون که صلاح از او بهعنوان «پدر دوم» خود یاد میکند، میگوید او مایل بود همهچیز را فدا کند تا یاد بگیرد و پیشرفت کند. این فداکاری برای نوجوانی اهل روستای «نجریج» به معنای تحمل روزانه یک سفر رفتوبرگشت ۹ ساعته، آن هم پنج روز در هفته بود.
مسیر طاقتفرسای او شامل تعویض دستکم چهار مینیبوس در هر مسیر بود؛ بهطوریکه برای رسیدن به تمرینات در قاهره، ابتدا از تقاطع روستای نجریج به بسیون میرفت، سپس به طنطا (مرکز استان غربیه)، از آنجا با طی مسافتی ۱۰۰ کیلومتری به شلوغی میدان رمسیس قاهره میرسید و در نهایت راهی شهرک نصر میشد.
در روزهای بدشانسی نیز مجبور بود مسافتی دو کیلومتری و سربالایی را بدود تا بهموقع به زمین تمرین برسد.
پس از چهار ساعت تمرین، او همین مسیر را دقیقاً برمیگشت تا به خانه بازگردد. صلاح درباره آن روزها میگوید: «وقتی جوان بودم احساس خستگی نمیکردم، چون کاری را انجام میدادم که دوست داشتم و دنبال رؤیایی بودم که باید به آن میرسیدم. من وضعیت سختم را نمیدیدم، بلکه هدفم را میدیدم. اینها روزهایی است که هنوز به آنها فکر میکنم، هرگز فراموششان نمیکنم و وقتی یاد همهچیز میافتم، لبخند میزنم.»
با این حال، این مسیر برای خانوادهاش پر از استرس بود. مادرش همواره از حوادث مرگبار مینیبوسهای شهری بیم داشت و حتی پس از یک تصادف شدید در این مسیر، بیش از ۲۰ بار با تلفن همراه صلاح تماس گرفت، اما صلاح از فرط خستگی به خوابی عمیق رفته بود و پاسخ نداد.
پدرش، صلاح غالی، که کارمند دولت و فروشنده گل یاس بود، هزینههای رفتوآمد او را تأمین میکرد؛ هزینههایی که از دوران کودکی و حضور در تیمهای بسیون و طنطا آغاز شده بود و تا المقاولون ادامه داشت.
در میان خاطرات کمتر شنیدهشده کتاب «پادشاه مصر»، شبهایی قرار دارد که صلاح به همراه یکی از دوستانش جایی برای ماندن در قاهره نداشتند.
آنها یک شب را پنهانی، با اجازه یکی از کارمندان، در اتاق اداری باشگاه المقاولون گذراندند؛ در حالی که صلاح از کفشهایش بهعنوان بالش استفاده کرد و ساعت را روی ۶ صبح تنظیم کرد تا پیش از آمدن بقیه، لو نروند.
شب بعد، شرایط سختتر شد و آنها مجبور شدند زیر آسمان سرد قاهره، روی چمن زمین شماره ۲ باشگاه بخوابند.
لحظه تحول واقعی زمانی رخ داد که صلاح در ۱۸سالگی به تیم اصلی پیوست و اجازه یافت در خوابگاه باشگاه اقامت کند. او میگوید: «از نظر روانی حس کردم که برای خودم کسی شدهام و به یک ستاره تبدیل شدهام. قبلاً میدیدم بازیکنان تمرین را تمام میکنند و به طبقه بالا میروند، اما من باید راهی نجریج میشدم. با خودم میگفتم یک روز من هم به آن بالا میروم.»
ستارهای که روزی رؤیای رفتن به اتاقهای طبقه بالای خوابگاه باشگاه را داشت، در نهایت بالاتر از هر فوتبالیست دیگری در تاریخ مصر قرار گرفت و اکنون فصل جدیدی از دوران ورزشی خود را در ترابزوناسپور آغاز میکند.
اسرائیل و ایالات متحده، آزمایش برنامهریزیشده سامانه دفاع موشکی «پیکان» را با موفقیت در مرکز اسرائیل انجام دادند. این آزمایش در بحبوحه ادامه تنشها با حکومت ایران، بخشی از برنامهای چندساله برای تقویت توان مقابله با موشکهای بالستیک دوربرد بود.
سازمان دفاع موشکی اسرائیل و آژانس دفاع موشکی آمریکا هدایت این آزمایش را با مشارکت ارتش و صنایع هوافضای اسرائیل بر عهده داشتند.
مقامها جزییات فنی یا نوع رهگیر پرتابشده را اعلام نکردند، اما وزارت دفاع اسرائیل گفت آزمایش تازه برای ارزیابی فناوریهای طراحیشده در برابر تهدیدهای کنونی و آینده منطقه انجام شده است.
سامانه پیکان شامل رهگیرهای پیکان ۲ و پیکان ۳ است و بالاترین لایه شبکه دفاع هوایی و موشکی اسرائیل را تشکیل میدهد.
فلاخن داوود، گنبد آهنین و سامانه در حال توسعه پرتو آهنین، دیگر اجزای این شبکهاند.
پیکان برای رهگیری موشکهای بالستیک دوربرد طراحی شده است. پیکان ۳ میتواند برخی تهدیدها را خارج از جو زمین هدف قرار دهد. این سامانه با استفاده از رادارهای گرین پاین و سوپر گرین پاین، تجهیزات فرماندهی و کنترل آتش و موشکهای رهگیر فعالیت میکند.
مقامهای اسرائیلی اعلام کردند که پیکان طی سه سال گذشته برای مقابله با موشکهای شلیکشده از سوی ایران و یمن به کار گرفته شده و شماری از تهدیدها را خارج از جو زمین رهگیری کرده است.
اسرائیل این سامانه را یکی از مهمترین ابزارهای دفاعی خود در برابر حکومت ایران و گروههای شبهنظامی مورد حمایت تهران، از جمله حوثیهای یمن، میداند.
یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، آزمایش اخیر را نشانه قدرت صنایع دفاعی و تواناییهای فناوری این کشور خواند.
او گفت که پیکان در جریان جنگ، تهدیدهای متعددی را از سوی ایران و جبهههای دیگر رهگیری کرده است.
همزمان وزارت دفاع اسرائیل اعلام کرد تولید موشکهای رهگیر و افزایش ذخایر آنها شتاب گرفته است.
امیر بارام، مدیرکل این وزارتخانه، گفت اسرائیل همچنان در «وضعیت اضطراری» قرار دارد و همزمان تولید و ارتقای سامانه را افزایش میدهد.
صنایع هوافضای اسرائیل توسعهدهنده اصلی پیکان است و شرکتهای التا، البیت، تومر و رافائل نیز در ساخت رادار، سامانه کنترل آتش و رهگیرهای آن مشارکت دارند.
شرکت آمریکایی استارک اروسپیس نیز یکی از پیمانکاران این برنامه است.
به گفته مسئولان برنامه، در بهروزرسانیهای اخیر از هوش مصنوعی، تجربههای عملیاتی و روشهای تولید خودکار استفاده شده است.
دادههای آزمایش تازه قرار است در توسعه نسل بعدی این سامانه به کار گرفته شود.
این آزمایش در حالی انجام شد که تنشهای جمهوری اسلامی با اسرائیل و آمریکا همچنان بالاست و از سوی دیگر، واشینگتن و تهران مذاکرات درباره بازگشایی تنگه هرمز را ادامه میدهند.
برنامه پیکان با پشتیبانی مالی و فنی آمریکا اجرا میشود و از باسابقهترین طرحهای مشترک دفاع موشکی دو کشور به شمار میرود.
نتایج تازهترین پیمایش مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا) نشان میدهد کاربران ایرانی بهطور متوسط روزانه چهار ساعت و سه دقیقه از اینترنت استفاده میکنند؛ رقمی که حدود ۳۹ درصد کمتر از میانگین جهانی است.
یافتهها همچنین از کاهش کاربران پرمصرف و افزایش هزینه دسترسی به اینترنت جهانی حکایت دارد.
این پیمایش که در خرداد ۱۴۰۵ به سفارش وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات دولت جمهوری اسلامی انجام شده، تجربه چهار هزار و ۶۰ نفر از ساکنان ۱۵ سال به بالای مناطق شهری و روستایی را بررسی کرده است. مصاحبهها بهصورت حضوری انجام شدهاند.
وبسایت «فیلتربان» با استناد به دادههای ایسپا گزارشی تهیه کرده که افزایش فیلترینگ، اختلالهای زیرساختی و هزینه ابزارهای عبور از محدودیتها را از عوامل احتمالی کاهش حضور کاربران در اینترنت میداند.
با این حال، پیمایش ایسپا به تنهایی رابطه علت و معلولی میان این عوامل و کاهش زمان استفاده را اثبات نمیکند.
مقایسه نتایج تحقیق ۱۴۰۵ با پیمایش خرداد ۱۴۰۴ ایسپا نشان میدهد الگوی مصرف اینترنت طی یک سال تغییر کرده است. سهم کسانی که روزانه کمتر از یک ساعت از اینترنت استفاده میکنند، از ۱۸.۹ درصد به ۲۲.۶ درصد رسیده است. در مقابل، سهم بزرگترین گروه مصرفکنندگان که در پیمایش سال ۱۴۰۴ روزانه دو تا پنج ساعت آنلاین بودند، از ۴۲.۸ درصد به ۲۴.۷ درصد کاهش یافته است؛ هرچند بازه زمانی این گروه در پیمایش جدید به سه تا پنج ساعت تغییر کرده است.
دو پیمایش از نظر حجم نمونه، شیوه مصاحبه، سفارشدهنده و برخی جزییات طراحی، یکسان نیستند؛ بنابراین مقایسه مستقیم نتایج آنها باید با احتیاط انجام شود.
پیمایش سال ۱۴۰۴ به سفارش انجمن تجارت الکترونیک تهران و با مصاحبه تلفنی از یکهزار و ۲۰۳ نفر انجام شده بود.
شماری از شهروندان در روزهای گذشته به ایراناینترنشنال گفتند پس از جنگ و دسترسی دوباره به اینترنت، حجم بستههای اینترنت همراهشان با سرعتی غیرعادی تمام میشود.
به گفته این کاربران، به دلیل «دزدی» اپراتورها، آنان برای حجم کمتر، ناچارند در فاصلههای کوتاهتر پول بیشتری بپردازند.
استفاده از فیلترشکن همچنان میان کاربران فراگیر است. بر اساس تحقیق جدید ایسپا، ۷۴.۴ درصد کاربران از فیلترشکن استفاده میکنند؛ این میزان در پیمایش سال گذشته، با احتساب ابزارهای رایگان و پولی، ۷۸.۶ درصد بود.
همزمان، هزینه خرید فیلترشکن افزایش یافته است.
در پیمایش جدید ایسپا، ۶.۳ درصد کاربران ماهانه بین ۵۰۰ هزار تا یک میلیون تومان و شش درصد بیش از یک میلیون تومان برای فیلترشکن میپردازند.
این یافته نشان میدهد دسترسی به اینترنت بدون محدودیت برای بخشی از کاربران بیش از گذشته به توان مالی آنها وابسته شده است.
با وجود محدودیتها، شبکههای اجتماعی خارجی همچنان انتخاب اصلی بیشتر کاربران است.
یافتههای ایسپا نشان میدهد ۷۱.۵ درصد پاسخدهندگان یا فقط از شبکههای اجتماعی خارجی استفاده میکنند یا همزمان در پلتفرمهای داخلی و خارجی حضور دارند.
تنها ۲۴ درصد گفتهاند صرفا از شبکههای اجتماعی داخلی استفاده میکنند.
میانگین حضور روزانه در شبکههای اجتماعی خارجی دو ساعت و پنج دقیقه گزارش شده، در حالی که این رقم برای پلتفرمهای داخلی یک ساعت و ۳۷ دقیقه است.
این دادهها نشان میدهد سیاست هدایت کاربران به شبکههای داخلی تاکنون نتوانسته استفاده از پلتفرمهای خارجی را به حاشیه براند.
اظهارات مقامهای جمهوری اسلامی و سازماندهی تجمعهای حامی حکومت پس از اعتراضات دی ۱۴۰۴، از تغییری در سیاست خیابانی حکومت حکایت دارد؛ تغییری که هدف آن دیگر تنها مهار معترضان نیست، بلکه حفظ خیابان بهعنوان عرصه نمایش مشروعیت و قدرت است.
محمد شجاعی، از سخنرانان حامی حکومت، در یکی از تازهترین اظهارات خود از هواداران جمهوری اسلامی خواست خیابانها را خالی نکنند. او وضعیت امروز را با دوران جنگ ایران و عراق مقایسه کرد و گفت: «آن روز میدان، جبهه جنگ بود و امروز میدان به خیابان آمده است.»
شجاعی در ادامه هشدار داد خالی کردن خیابانها میتواند زمینه را برای وقوع کودتا و تضعیف حاکمیت فراهم کند.
این اظهارات، در کنار مواضع مشابه مقامهای جمهوری اسلامی در هفتهها و ماههای اخیر، از یک چرخش معنادار در نگاه حکومت به خیابان حکایت دارد؛ فضایی که تا چندی پیش، بیش از هر چیز با اعتراض و تهدید امنیتی شناخته میشد، اکنون به یکی از مهمترین عرصههای رقابت سیاسی و مدیریت فضای عمومی بدل شده است.
خیابان در ایران، بیش از آنکه صرفا یک فضای شهری باشد، یکی از معدود عرصههایی است که جامعه میتواند در آن خود را به شکلی جمعی، آشکارا و فیزیکی بازنمایی کند. در شرایطی که امکان فعالیت آزاد احزاب، تجمعهای اعتراضی، تشکلهای مستقل و بسیاری از اشکال مشارکت سیاسی محدود است، خیابان به فضایی بدل شده که مطالبات اجتماعی، نارضایتیها و حتی همبستگیهای جمعی، بیش از هر جای دیگری در آن نمایان میشود.
آصف بیات، جامعهشناس ایرانی، در کتاب «سیاستهای خیابانی؛ جنبش تهیدستان در ایران»، خیابان را صرفا محل برگزاری اعتراض نمیداند. از نگاه او، خیابان جایی است که سیاست روزمره در آن شکل میگیرد؛ جایی که گروههای اجتماعی، بهویژه آنهایی که دسترسی محدودی به نهادهای رسمی قدرت دارند، از طریق حضور در فضای عمومی، مطالبات خود را به عرصه سیاست وارد میکنند.
در این چارچوب، صِرف «حضور» در خیابان نیز یک کنش سیاسی محسوب میشود؛ حتی پیش از آنکه شعاری داده شود یا بیانیهای خوانده شود. بیات از «سیاست خیابانی» به عنوان شکلی از سیاست یاد میکند که در آن، فضای عمومی به میدان منازعه بر سر قدرت و حق حضور تبدیل میشود. در چنین نگاهی، خیابان تنها محل عبور و مرور یا برگزاری راهپیمایی نیست؛ عرصهای است که در آن گروههای مختلف اجتماعی میکوشند نشان دهند چه کسی حق دارد در فضای عمومی دیده شود، چه کسی روایت مسلط را شکل میدهد و چه کسی نماینده جامعه است.
اگر این چارچوب را بر ایران امروز منطبق کنیم، اهمیت اعتراضات خیابانی در دو دهه گذشته نیز روشنتر میشود. از اعتراضات دانشجویی تیر ۱۳۷۸ و جنبش سبز در سال ۱۳۸۸ تا اعتراضات دی ۱۳۹۶، آبان ۱۳۹۸، جنبش «زن، زندگی، آزادی» و در نهایت اعتراضات دی ۱۴۰۴، خیابان به مهمترین عرصه بیان نارضایتی اجتماعی تبدیل شد. هرچه امکان طرح مطالبات در نهادهای رسمی محدودتر شد، خیابان اهمیت بیشتری یافت، نه فقط به عنوان محل اعتراض، بلکه به عنوان آخرین میدان سیاست برای بخشهایی از جامعه که خود را بیرون از سازوکارهای رسمی تصمیمگیری میدیدند.
چارلز تیلی، جامعهشناس و مورخ آمریکایی، در نظریه «سیاست منازعهآمیز» توضیح میدهد که بخش مهمی از رقابتهای سیاسی، خارج از نهادهای رسمی و از طریق کنشهای جمعی در فضای عمومی شکل میگیرد. سیدنی تارو، اندیشمند علوم سیاسی و جامعهشناسی آمریکایی نیز در آثارش نشان میدهد که جنبشهای اجتماعی زمانی اثرگذار میشوند که بتوانند حضور خود را به شکلی پایدار و قابل مشاهده در عرصه عمومی تثبیت کنند. تجربه ایران در ماهها و سالهای اخیر حاکی از این است که خیابان، بیش از هر فضای دیگری، محل بروز این رقابت بوده است.
با این نگاه، واکنش جمهوری اسلامی پس از اعتراضات دی ۱۴۰۴ معنای دیگری پیدا میکند. اگر در سالهای گذشته، سیاست رسمی عمدتا بر کنترل خیابان و جلوگیری از شکلگیری اعتراضات متمرکز بود، تحولات ماههای اخیر حاکی از آن است که حکومت در پی حفظ حضور مستمر نیروهای حامی خود در فضای عمومی است.
در ماههای پس از اعتراضات، برگزاری تجمعهای شبانه، برپایی موکبها، برنامههای مناسبتی و تلاش برای تداوم حضور در میدانها و خیابانهای اصلی شهرها، بخشی از این رویکرد بوده است. همزمان، ایران اینترنشنال صدها پیام از شهروندان در نقاط مختلف کشور دریافت کرده که از بهکارگیری شیوههای مختلف برای تشویق یا سازماندهی حضور در این تجمعها حکایت دارد؛ از فراهم کردن امکانات رفاهی و پذیرایی گرفته تا استفاده از شبکههای سازمانیافته برای انتقال افراد به محل برگزاری مراسم. در نتیجه، اولویت حکومت دیگر تنها جلوگیری از حضور معترضان نیست، بلکه خالی نماندن فضای عمومی نیز به یکی از دغدغههای آن بدل شده است.
اظهارات مقامهای جمهوری اسلامی نیز با این برداشت همخوانی دارد. مجلس خبرگان، استمرار حضور مردم در تجمعات خیابانی را یک ضرورت میداند؛ رییس مجلس شورای اسلامی، خیابان را یکی از چهار جبهه اصلی کشور توصیف میکند؛ سخنگوی دولت چهاردهم و شماری دیگر از مقامهای دولتی نیز در مواضع رسمی خود از حضور مستمر حامیان خود در خیابانها قدردانی میکنند. کنار هم قرار گرفتن این مواضع، از تغییری در تلقی حکومت از خیابان حکایت دارد؛ خیابانی که دیگر فقط محل بروز بحران تلقی نمیشود، بلکه به یکی از عرصههای مدیریت و مهار اعتراضهای مخالفان حکومت نیز تبدیل شده است.
در نهایت، آنچه امروز در ایران بر سر آن رقابت میشود، تنها کنترل یک فضای شهری نیست. منازعه اصلی، بر سر تصاحب عرصهای است که در آن سیاست، مشروعیت و قدرت به شکلی عینی در برابر چشم جامعه بازنمایی میشوند. شاید به همین دلیل است که خیابان، بیش از هر زمان دیگری، در ادبیات رسمی جمهوری اسلامی تکرار میشود. زیرا همانگونه که آصف بیات سالها پیش نوشت، در جامعهای که بسیاری از راههای مشارکت رسمی محدود شدهاند، خیابان فقط محل اعتراض نیست، بلکه آخرین میدان سیاست است.