آزار و تهدید مستمر شهروندان با رجزخوانیهای شبانه نیروهای مسلح حکومتی
صدها شهروند در سه هفته اخیر در پیامهایی به ایراناینترنشنال از شدت گرفتن ایستهای بازرسی، برپایی تجمعهای حکومتی و رجزخوانی شبانه در دهها شهر ایران خبر دادهاند. بسیاری، هدف این اقدامات را ایجاد رعب و وحشت و انتقامگیری از مردم عادی به جای اسرائیل و آمریکا میدانند.
روایتهای مشابه شهروندان از سراسر ایران، نشاندهنده رویکردی مشخص و سازمانیافته از سوی حکومت در شبهای جنگ، در مواجهه با مردم است.
به گفته مخاطبان ایراناینترنشنال، در شماری از ایستهای بازرسی داخل شهر، خودروهایی حامل تیربار، دوشکا و سلاحهای سنگین جنگی مستقرند.
شهروندی گفت زیر پل هاشمیه و سر تقاطعهای اصلی مشهد، نیروهای سرکوب با ماسکی به صورت، خودروهای زرهی و تا دندان مسلح، مستقرند.
با شدت گرفتن حملات اسرائیل به ایستهای بازرسی، عمده نیروهای حکومتی مستقر در این پایگاهها، ماسک میزنند یا صورتهای خود را با پارچه میپوشانند و عمدتا اسلحههای خود را به سمت سرنشینان خودروهای عبوری شهروندان نشانه میگیرند.
شهروندان میگویند این ایستهای بازرسی باعث شکلگیری ترافیک سنگین و ایجاد مزاحمت برای مردم شده و هدف آن، ایجاد «سپر انسانی» از رهگذران در مواجهه با حملات هوایی است.
مخاطبی از بیرجند در همین زمینه گفت نیروهای بسیجی اسلحه به دست در ایست بازرسی این شهر، اصرار دارند خودروها موقع ورود به ایست، چراغهایشان را خاموش کنند.
شهروندی از تبریز به ایراناینترنشنال گفت: «احساس من و خیلی از نزدیکانم نسبت به این ایستهای بازرسی ترس است؛ بهخصوص بعد از کشتار بزرگ ۱۸ و ۱۹ دی. خیلی از نیروهایشان لباس شخصیهای کم سن و سال هستند. از نوجوان ۱۲ ساله تا حداکثر جوان ۲۰ ساله.»
به گفته او، نیروهای حکومتی خودروهای عبوری را در حالی در خیابانها متوقف و بررسی میکنند که در تمام مدت، اسلحه را به سوی داخل خودرویی که ممکن است در آن کودک هم نشسته باشد، نشانه گرفتهاند.
آزار شهروندان با سوال و جواب کردن
شهروندی از ساری توضیح داد در ایست بازرسی ورودی شهر، نیروهای بسیج که اکثرا کم سن و سال و با نقاب و اسلحه به دست هستند، «بیدلیل به مردم گیر میدهند»؛ مثلا میگویند: «چرا شیشه دودیست؟ چرا ماشینات این شکلیست؟ ... برو پیش همکارم توضیح بده.»
دهها مخاطب دیگر نیز در روایت تجربه خود از مواجهه با این ایستهای بازرسی، بر تلاش ماموران حکومتی برای «اذیت و آزار» شهروندان تاکید کردند.
به گفته شهروندی از شیراز، او در خیابان ملاصدرا بارها شاهد بوده گوشی تلفن شهروندان را از آنها گرفته و بازرسی کردهاند؛ «انگار دنبال هر چیز کوچکی هستند تا بتوانند به بهانهاش، مردم را اذیت و حتی دستگیر کنند».
چنین برخوردهایی از سوی نیروهای حکومتی به شهرهای بزرگ یا مناطقی خاص منحصر نمیشود و حتی از شهرهایی کوچکتر با جمعیت زیر ۴۰ هزار نفر نیز گزارش شده است.
شهروندانی از گناباد در پیامهایی، از گشتزنی وانتهای هایلوکس حکومتی با مسلسل در شهر برای ایجاد رعب و وحشت میان مردم عادی خبر دادند.
رجزخوانی در تجمعهای حکومتی
در کنار ایستهای بازرسی، از همان روزهای نخست آغاز جنگ، تجمعهای حکومتی ثابت شبانه در شماری از شهرهای ایران شکل گرفت که محور اصلی آن به گفته مخاطبان، «رجزخوانی» برای شهروندان مخالف جمهوری اسلامی و تلاش برای ترساندن آنها برای جلوگیری از شکلگیری تجمعهای اعتراضی است.
به گفته یک شهروند از کرمان، هر شب ساعت ۹ حد فاصل پل تا میدان کوثر را میبندند و مراسم حکومتی برگزار میکنند؛ حدود ۵۰ نفر هستند که با بلندگو در همان محدوده میچرخند و «سلب آسایش میکنند».
در اصفهان نیز شهروندان هر شب در خیابانها و چهارراههای شهر، شاهد «رجزخوانی مسلحانه نیروهای حکومتی» هستند؛ نیروهایی که با چند خودرو حامل پرچم جمهوری اسلامی احاطه شدهاند، با اسپیکر شعار «مرگ بر آمریکا و اسرائیل» پخش میکنند و باعث ترافیک و سروصدای زیاد میشوند.
شهروندی از مشهد در روایتی مشابه گفت هر شب جمعیتی از حکومتیها با وانتهایی که رویشان بلندگو نصب شده، همراه با موتورسوارانی که پرچم جمهوری اسلامی را میچرخانند در شهر میگردند و از بلندگوهایشان با صدای بسیار بلند شعار «حیدر حیدر» پخش میکنند تا جو شهر را ملتهب کنند.
در تبریز هم وانتها با بلندگوهای بسیار بزرگ در خیابانها مانور میدهند، آهنگ و نوحه پخش میکنند و با صدای بلند، «حیدر حیدر» میگویند.
یک شهروند از تبریز به ایراناینترنشنال گفت: «از این تجمعها، احساس خشم بیشتری نسبت به ترس داریم. هرچند که در این جمعهای ۴۰-۵۰ نفره هم محافظهای اسلحه به دست دارند و دستکم پنج موتورسوار نظامی آنها را پشتیبانی میکنند.»
به گفته یک مخاطب، «زنهای حکومتی» در تجمعات میدان فهمیده تبریز کفنهایی میپوشند که رویش شعار علیه آمریکا و اسرائیل نوشته شده و رهگذران را تهدید میکنند. اگر هم متوجه شوند سرنشین خودرویی که از کنارشان رد شده گوشی در دست دارد، ماشین را نگه میدارند و موبایلش را بررسی میکنند.
در منطقه زینبیه اصفهان هم هر شب با حضور نیروهای حکومتی، جو امنیتی برقرار است؛ گروهی کفنپوش با شعار «حیدر حیدر» به خیابان میآیند و میکوشند برای مردم عادی رعب و وحشت ایجاد کنند.
به گفته یک مخاطب، در دزفول استان خوزستان گروهی از نیروهای حکومتی به ویژه زنان، با شعار «مرگ بر آمریکا» تجمع میکنند و نیروهای بسیج با چند دوشکا در نقاط مختلف شهر مستقر میشوند.
در بلوار وکیلآباد مشهد، هر شب عدهای با وانتهایی که رویش اسپیکر گذاشتهاند، با پشتیبانی افراد مسلح، «حیدر حیدر کنان» جولان میدهند.
دو شهروند از بابل و بابلسر گفتند هر شب بساط موکبها و تظاهرات حکومتی با خودرو و پرچم و «عربدهکشی» برقرار است.
در یک شهر کوچک پنج هزار نفره در آذربایجان شرقی، هر شب از تنها خودروی آتشنشانی شهر بهعنوان پیشروی تظاهرات حکومتی استفاده میکنند؛ این خودرو آژیر میکشد و خودروهای دیگر پشت سرش حرکت میکنند.
در شاهرود نیز به گفته یک مخاطب، هر شب از ساعت هشت تا ۱۱، تجمعی حکومتی در «میدان امام» شکل میگیرد و با بلندگو اعلام میکنند دونالد ترامپ «از جمهوری اسلامی ترسیده» و میخواهد مذاکره کند ولی حکومت مذاکره نمیخواهد.
در ادامه، حاضران در تجمع شعار «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» سر میدهند.
در فردیس کرج هم گروهی از طرفداران حکومت هر شب ساعت هشت در فلکه دوم تجمع میکنند و علیه آمریکا و اسرائیل شعار میدهند.
تجمعات طرفداران حکومت در تهران
در تهران و مناطق اطراف آن، بهدلیل وسعت شهر، تعداد این تجمعها بیشتر است.
به گفته یک شهروند، هر شب از ساعت هفت در چهارراه قیطریه، کاروانی شامل حدود ۳۰ خودرو و نزدیک به ۲۰۰ نفر با پرچمهای جمهوری اسلامی گرد هم میآیند، نوحه با صدای بلند پخش میکنند و شعار «حیدر حیدر» سر میدهند.
در مجیدیه شمالی هم گروهی از حامیان حکومت هر شب ساعت ۱۱ با بلندگوهایی که از آنها شعار «حیدر حیدر» پخش میشود، از خیابان شهید کرد تا میدان بهشتی و میدان ملت حرکت میکنند و «آرامش محله را بر هم میزنند».
شهروندی ساکن کارگر جنوبی در حوالی میدان انقلاب نیز از «سر و صدای شبانه تجمعهای حکومتی، پخش شعار از بلندگوها تا پنج صبح، پخش شعار اللهاکبر و مرگ بر منافق، درگیری لفظی با ساکنان و جولان موتورسواران مسلح» خبر داد.
در میدان نماز شهرری نیز از روز پنجم جنگ به بعد، هر شب ساعت هشت جمعیتی تقریبا ۲۰۰ نفره با اتوبوس و خودروهای شخصی دور میدان جمع میشوند، تا حدود ساعت دو بامداد شعار میدهند، تهدید و عزاداری میکنند.
به گفته یک شهروند از پردیس، نیروهای حکومتی در حالی که با نیروهای مسلح احاطه شدهاند، مردم را تهدید میکنند و شعار «حیدر حیدر» سر میدهند.
ویدیوهای رسیده به ایراناینترنشنال نیز نشان میدهند در شماری از شهرها، تا بامداد و گاهی اذان صبح، از بلندگوهای مساجد شعار و نوحه پخش میشود.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.