آزار و تهدید مستمر شهروندان با رجزخوانیهای شبانه نیروهای مسلح حکومتی
صدها شهروند در سه هفته اخیر در پیامهایی به ایراناینترنشنال از شدت گرفتن ایستهای بازرسی، برپایی تجمعهای حکومتی و رجزخوانی شبانه در دهها شهر ایران خبر دادهاند. بسیاری، هدف این اقدامات را ایجاد رعب و وحشت و انتقامگیری از مردم عادی به جای اسرائیل و آمریکا میدانند.
روایتهای مشابه شهروندان از سراسر ایران، نشاندهنده رویکردی مشخص و سازمانیافته از سوی حکومت در شبهای جنگ، در مواجهه با مردم است.
به گفته مخاطبان ایراناینترنشنال، در شماری از ایستهای بازرسی داخل شهر، خودروهایی حامل تیربار، دوشکا و سلاحهای سنگین جنگی مستقرند.
شهروندی گفت زیر پل هاشمیه و سر تقاطعهای اصلی مشهد، نیروهای سرکوب با ماسکی به صورت، خودروهای زرهی و تا دندان مسلح، مستقرند.
با شدت گرفتن حملات اسرائیل به ایستهای بازرسی، عمده نیروهای حکومتی مستقر در این پایگاهها، ماسک میزنند یا صورتهای خود را با پارچه میپوشانند و عمدتا اسلحههای خود را به سمت سرنشینان خودروهای عبوری شهروندان نشانه میگیرند.
شهروندان میگویند این ایستهای بازرسی باعث شکلگیری ترافیک سنگین و ایجاد مزاحمت برای مردم شده و هدف آن، ایجاد «سپر انسانی» از رهگذران در مواجهه با حملات هوایی است.
مخاطبی از بیرجند در همین زمینه گفت نیروهای بسیجی اسلحه به دست در ایست بازرسی این شهر، اصرار دارند خودروها موقع ورود به ایست، چراغهایشان را خاموش کنند.
شهروندی از تبریز به ایراناینترنشنال گفت: «احساس من و خیلی از نزدیکانم نسبت به این ایستهای بازرسی ترس است؛ بهخصوص بعد از کشتار بزرگ ۱۸ و ۱۹ دی. خیلی از نیروهایشان لباس شخصیهای کم سن و سال هستند. از نوجوان ۱۲ ساله تا حداکثر جوان ۲۰ ساله.»
به گفته او، نیروهای حکومتی خودروهای عبوری را در حالی در خیابانها متوقف و بررسی میکنند که در تمام مدت، اسلحه را به سوی داخل خودرویی که ممکن است در آن کودک هم نشسته باشد، نشانه گرفتهاند.
آزار شهروندان با سوال و جواب کردن
شهروندی از ساری توضیح داد در ایست بازرسی ورودی شهر، نیروهای بسیج که اکثرا کم سن و سال و با نقاب و اسلحه به دست هستند، «بیدلیل به مردم گیر میدهند»؛ مثلا میگویند: «چرا شیشه دودیست؟ چرا ماشینات این شکلیست؟ ... برو پیش همکارم توضیح بده.»
دهها مخاطب دیگر نیز در روایت تجربه خود از مواجهه با این ایستهای بازرسی، بر تلاش ماموران حکومتی برای «اذیت و آزار» شهروندان تاکید کردند.
به گفته شهروندی از شیراز، او در خیابان ملاصدرا بارها شاهد بوده گوشی تلفن شهروندان را از آنها گرفته و بازرسی کردهاند؛ «انگار دنبال هر چیز کوچکی هستند تا بتوانند به بهانهاش، مردم را اذیت و حتی دستگیر کنند».
چنین برخوردهایی از سوی نیروهای حکومتی به شهرهای بزرگ یا مناطقی خاص منحصر نمیشود و حتی از شهرهایی کوچکتر با جمعیت زیر ۴۰ هزار نفر نیز گزارش شده است.
شهروندانی از گناباد در پیامهایی، از گشتزنی وانتهای هایلوکس حکومتی با مسلسل در شهر برای ایجاد رعب و وحشت میان مردم عادی خبر دادند.
رجزخوانی در تجمعهای حکومتی
در کنار ایستهای بازرسی، از همان روزهای نخست آغاز جنگ، تجمعهای حکومتی ثابت شبانه در شماری از شهرهای ایران شکل گرفت که محور اصلی آن به گفته مخاطبان، «رجزخوانی» برای شهروندان مخالف جمهوری اسلامی و تلاش برای ترساندن آنها برای جلوگیری از شکلگیری تجمعهای اعتراضی است.
به گفته یک شهروند از کرمان، هر شب ساعت ۹ حد فاصل پل تا میدان کوثر را میبندند و مراسم حکومتی برگزار میکنند؛ حدود ۵۰ نفر هستند که با بلندگو در همان محدوده میچرخند و «سلب آسایش میکنند».
در اصفهان نیز شهروندان هر شب در خیابانها و چهارراههای شهر، شاهد «رجزخوانی مسلحانه نیروهای حکومتی» هستند؛ نیروهایی که با چند خودرو حامل پرچم جمهوری اسلامی احاطه شدهاند، با اسپیکر شعار «مرگ بر آمریکا و اسرائیل» پخش میکنند و باعث ترافیک و سروصدای زیاد میشوند.
شهروندی از مشهد در روایتی مشابه گفت هر شب جمعیتی از حکومتیها با وانتهایی که رویشان بلندگو نصب شده، همراه با موتورسوارانی که پرچم جمهوری اسلامی را میچرخانند در شهر میگردند و از بلندگوهایشان با صدای بسیار بلند شعار «حیدر حیدر» پخش میکنند تا جو شهر را ملتهب کنند.
در تبریز هم وانتها با بلندگوهای بسیار بزرگ در خیابانها مانور میدهند، آهنگ و نوحه پخش میکنند و با صدای بلند، «حیدر حیدر» میگویند.
یک شهروند از تبریز به ایراناینترنشنال گفت: «از این تجمعها، احساس خشم بیشتری نسبت به ترس داریم. هرچند که در این جمعهای ۴۰-۵۰ نفره هم محافظهای اسلحه به دست دارند و دستکم پنج موتورسوار نظامی آنها را پشتیبانی میکنند.»
به گفته یک مخاطب، «زنهای حکومتی» در تجمعات میدان فهمیده تبریز کفنهایی میپوشند که رویش شعار علیه آمریکا و اسرائیل نوشته شده و رهگذران را تهدید میکنند. اگر هم متوجه شوند سرنشین خودرویی که از کنارشان رد شده گوشی در دست دارد، ماشین را نگه میدارند و موبایلش را بررسی میکنند.
در منطقه زینبیه اصفهان هم هر شب با حضور نیروهای حکومتی، جو امنیتی برقرار است؛ گروهی کفنپوش با شعار «حیدر حیدر» به خیابان میآیند و میکوشند برای مردم عادی رعب و وحشت ایجاد کنند.
به گفته یک مخاطب، در دزفول استان خوزستان گروهی از نیروهای حکومتی به ویژه زنان، با شعار «مرگ بر آمریکا» تجمع میکنند و نیروهای بسیج با چند دوشکا در نقاط مختلف شهر مستقر میشوند.
در بلوار وکیلآباد مشهد، هر شب عدهای با وانتهایی که رویش اسپیکر گذاشتهاند، با پشتیبانی افراد مسلح، «حیدر حیدر کنان» جولان میدهند.
دو شهروند از بابل و بابلسر گفتند هر شب بساط موکبها و تظاهرات حکومتی با خودرو و پرچم و «عربدهکشی» برقرار است.
در یک شهر کوچک پنج هزار نفره در آذربایجان شرقی، هر شب از تنها خودروی آتشنشانی شهر بهعنوان پیشروی تظاهرات حکومتی استفاده میکنند؛ این خودرو آژیر میکشد و خودروهای دیگر پشت سرش حرکت میکنند.
در شاهرود نیز به گفته یک مخاطب، هر شب از ساعت هشت تا ۱۱، تجمعی حکومتی در «میدان امام» شکل میگیرد و با بلندگو اعلام میکنند دونالد ترامپ «از جمهوری اسلامی ترسیده» و میخواهد مذاکره کند ولی حکومت مذاکره نمیخواهد.
در ادامه، حاضران در تجمع شعار «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» سر میدهند.
در فردیس کرج هم گروهی از طرفداران حکومت هر شب ساعت هشت در فلکه دوم تجمع میکنند و علیه آمریکا و اسرائیل شعار میدهند.
تجمعات طرفداران حکومت در تهران
در تهران و مناطق اطراف آن، بهدلیل وسعت شهر، تعداد این تجمعها بیشتر است.
به گفته یک شهروند، هر شب از ساعت هفت در چهارراه قیطریه، کاروانی شامل حدود ۳۰ خودرو و نزدیک به ۲۰۰ نفر با پرچمهای جمهوری اسلامی گرد هم میآیند، نوحه با صدای بلند پخش میکنند و شعار «حیدر حیدر» سر میدهند.
در مجیدیه شمالی هم گروهی از حامیان حکومت هر شب ساعت ۱۱ با بلندگوهایی که از آنها شعار «حیدر حیدر» پخش میشود، از خیابان شهید کرد تا میدان بهشتی و میدان ملت حرکت میکنند و «آرامش محله را بر هم میزنند».
شهروندی ساکن کارگر جنوبی در حوالی میدان انقلاب نیز از «سر و صدای شبانه تجمعهای حکومتی، پخش شعار از بلندگوها تا پنج صبح، پخش شعار اللهاکبر و مرگ بر منافق، درگیری لفظی با ساکنان و جولان موتورسواران مسلح» خبر داد.
در میدان نماز شهرری نیز از روز پنجم جنگ به بعد، هر شب ساعت هشت جمعیتی تقریبا ۲۰۰ نفره با اتوبوس و خودروهای شخصی دور میدان جمع میشوند، تا حدود ساعت دو بامداد شعار میدهند، تهدید و عزاداری میکنند.
به گفته یک شهروند از پردیس، نیروهای حکومتی در حالی که با نیروهای مسلح احاطه شدهاند، مردم را تهدید میکنند و شعار «حیدر حیدر» سر میدهند.
ویدیوهای رسیده به ایراناینترنشنال نیز نشان میدهند در شماری از شهرها، تا بامداد و گاهی اذان صبح، از بلندگوهای مساجد شعار و نوحه پخش میشود.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.