غریبآبادی، معاون وزیر خارجه: ادبیات دیپلماسی در زمان جنگ نباید نشانه ضعف باشد


کاظم غریبآبادی، معاون وزیر خارجه جمهوری اسلامی، در گفتوگو با خبرگزاری دولتی ایرنا اعلام کرد روندهای دیپلماتیک در زمان جنگ ادامه دارد، اما پیامها، مواضع و ادبیات دستگاه دیپلماسی باید متناسب با شرایط جنگی تنظیم شود و به هیچوجه حاکی از ضعف در برابر دشمن نباشد.
غریبآبادی گفت: «هر وقت در مقابل آمریکا و کشورهای غربی نرمش بیموردی نشان داده شود، در اظهارات، در رفتارها، در عمل و اگر موضع ضعیفی گرفته شود، آنها چند قدم جلوتر میآیند.»
معاون وزیر خارجه جمهوری اسلامی افزود این «امکانپذیر نیست» که برخی از جمهوری اسلامی انتظار داشته باشند ادبیات آنها در زمان جنگ، مانند ادبیات آنها در زمان صلح باشد.
غریبآبادی گفت: «اعتقاد دولت این است که همه ما اجزای یک پیکر هستیم. کشور در جنگ است و همه باید تلاش کنیم که هم دشمن را شکست بدهیم و هم کشور را با کمترین خسارت از این ورطه عبور دهیم.»






وزارتخانههای دفاع و اطلاعات در جمهوری اسلامی ماههاست با سرپرست اداره میشوند؛ وضعیتی که با عبور از مهلت سهماهه قانون اساسی، اعتبار ادامه کار سرپرستان و میزان «نظارت مجلس» بر این دو نهاد حساس را با ابهام روبهرو کرده است.
پس از کشتهشدن عزیز نصیرزاده، وزیر دفاع، مسعود پزشکیان در ۱۱ اسفند ۱۴۰۴، سید مجید ابنالرضا را سرپرست این وزارتخانه کرد. صدور حکم سرپرست وزارت اطلاعات نیز پس از کشته شدن اسماعیل خطیب اعلام شد، اما نام سرپرست و تاریخ دقیق حکم بهطور عمومی انتشار نیافت.
اصل ۱۳۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی به رییسجمهوری اجازه میدهد برای وزارتخانه فاقد وزیر، «حداکثر برای مدت سه ماه» سرپرست تعیین کند. با این حساب، دوره سرپرستی وزارت دفاع در خرداد پایان یافته است. درباره وزارت اطلاعات، پنهان ماندن تاریخ حکم، تعیین روز دقیق پایان مهلت را دشوار میکند؛ اما اگر حکم در دوم فروردین صادر شده باشد، دوره سهماهه آن در اوایل تیر به پایان رسیده است.
سابقه تاریخی؛ وقتی شورای نگهبان تمدید سرپرستی را نپذیرفت
ابهامهای مربوط به اصل ۱۳۵ سابقهای نزدیک به دو دهه دارد.
غلامعلی حداد عادل، رییس وقت مجلس، در سال ۱۳۸۵ طی نامهای، شش پرسش درباره سرپرستی وزارتخانهها برای شورای نگهبان فرستاد.
او از جمله پرسید آیا میتوان پس از پایان سه ماه، سرپرست دیگری تعیین کرد، مهلت از زمان خالی شدن وزارتخانه آغاز میشود یا صدور حکم، و پس از پایان دوره چه کسی مسئول وزارتخانه خواهد بود.
شورای نگهبان در چهارم دی ۱۳۸۶ تنها به پرسش نخست پاسخ داد.
این شورا اعلام کرد تعیین سرپرست برای بیش از یک دوره سهماهه امکانپذیر نیست، هرچند رییسجمهوری میتواند در طول همان سه ماه چند بار سرپرست را تغییر دهد.
طبق اعلام احمد جنتی، دبیر کهنسال این نهاد، شورا درباره پنج پرسش دیگر، از جمله نقطه آغاز مهلت و وضعیت وزارتخانه پس از پایان آن، به نظر تفسیری نرسید.
بنابراین، به نظر میرسد اظهارات برخی نمایندگان مبنی بر اینکه مهلت از زمان صدور حکم محاسبه میشود، برداشت حقوقی آنان است و نه تفسیر شورای نگهبان که در چارچوب سیاسی حکومت ایران الزامآور تلقی میشود.
این برداشت نیز مشکل فعلی را رفع نمیکند، زیرا حتی با محاسبه مهلت از زمان انتصاب، دوره سهماهه هر دو سرپرست سپری شده است.
رییسجمهوری نمیتواند خود سرپرست شود
موضوع سرپرستی بار دیگر در سال ۱۳۹۰ و پس از تصمیم محمود احمدینژاد برای برعهدهگرفتن سرپرستی وزارت نفت به شورای نگهبان رسید.
عباسعلی کدخدایی، عضو حقوقدان شورا، پرسید آیا رییسجمهوری میتواند شخصا سرپرستی یک وزارتخانه را بر عهده بگیرد.
در جریان بررسی در نشست شورای نگهبان، مخالفان این اقدام استدلال کردند که عبارت «سرپرست تعیین نماید» به انتخاب شخصی غیر از رییسجمهوری اشاره دارد.
آنان همچنین به ممنوعیت تصدی همزمان مشاغل دولتی و دشوار شدن نظارت مجلس استناد کردند.
موافقان میگفتند وقتی رییسجمهوری اختیار تعیین سرپرست را دارد، میتواند خود نیز این مسئولیت را بپذیرد.
نظر نهایی شورای نگهبان این بود که رییسجمهوری نمیتواند شخصا سرپرستی وزارتخانه فاقد وزیر را بر عهده بگیرد. در نتیجه، تغییر سرپرست یا پذیرش مسئولیت از سوی رییسجمهوری راهی برای عبور از سقف سهماهه نیست.
خبری از حکم حکومتی منتشر نشده است
علی نیکزاد، نایبرییس مجلس، ۱۸ خرداد از پزشکیان خواست تا برای ادامه فعالیت سرپرستان دو وزارتخانه، از رهبر جمهوری اسلامی اجازه بگیرد.
او به نمونههایی در دولت احمدینژاد اشاره کرد که ادامه سرپرستی با «اذن رهبری» ممکن شده بود.
این راهحل در رویه سیاسی جمهوری اسلامی سابقه دارد، اما متن اصل ۱۳۵ استثنایی برای تمدید دوره سهماهه پیشبینی نکرده است. از این رو، چنین مجوزی در صورت صدور، نه اجرای عادی اصل ۱۳۵، بلکه اقدامی مبتنی بر اختیارات فراقانونی یا «حکم حکومتی» خواهد بود.
تا ۱۶ مرداد ۱۴۰۵ هیچ خبر یا سندی رسمی درباره صدور حکم حکومتی از سوی مجتبی خامنهای، رهبر فعلی جمهوری اسلامی، برای تمدید سرپرستی وزارتخانههای دفاع و اطلاعات منتشر نشده است.
دولت، دفتر رهبری و دو وزارتخانه نیز بهطور علنی تاریخ، مدت یا حدود یک مجوز احتمالی را اعلام نکردهاند. بنابراین، استناد کلی به احتمال وجود «اذن رهبری» برای رفع ابهام قانونی کافی نیست.
ادامه سرپرستی نظارت مجلس را محدود میکند
بر روی کاغذ، بر اساس اصل ۱۳۳، وزیر باید از سوی رییسجمهوری معرفی شود و از مجلس رای اعتماد بگیرد. وزیر همچنین طبق اصول ۸۸ و ۸۹ در برابر نمایندگان پاسخگوست و میتواند مورد سوال یا استیضاح قرار گیرد.
سرپرست رای اعتماد نگرفته و سازوکار استیضاح وزیر نیز درباره او قابل اجرا نیست.
هر چند در جمهوری اسلامی غالب سازوکارهای مدیریتی در پوستینی از «قانون» تزئین شدهاند، اما ادامه این وضعیت، نقش مجلس در بررسی صلاحیت و برنامههای مدیران دو نهاد امنیتی و نظامی را، حتی به شکل ظاهری، به تعویق میاندازد.
پس از پایان مهلت قانونی، اعتبار اقداماتی مانند انتصاب مدیران، امضای قراردادها و صدور دستورهای اداری از سوی سرپرستان نیز محل پرسش خواهد بود.
انتخاب وزیر اطلاعات محدودیت دیگری دارد. طبق قانون تعیین ضوابط و شرایط وزیر اطلاعات، نامزد این وزارتخانه باید از جمله دارای تحصیلات در حد اجتهاد، مشهور به عدالت و تقوا و برخوردار از سابقه روشن سیاسی و مدیریتی باشد. با این حال، دشواری انتخاب نامزد واجد شرایط نمیتواند به تنهایی سقف مقرر در اصل ۱۳۵ قانون اساسی را معلق کند.
با آن که مجلس شورای اسلامی از اسفند سال گذشته عملا فعالیت منظم نداشته و وجاهت قانونی جلسات پراکنده آن نیز محل پرسش بوده است، مقامهای مجلس میگویند برای برگزاری جلسه رای اعتماد آمادگی دارند اما دولت هنوز وزیران پیشنهادی دفاع و اطلاعات را معرفی نکرده است.
بنابراین، وضعیت کنونی را نمیتوان صرفا تاخیری اداری دانست. ادامه کار سرپرستان بدون انتشار مجوز تمدید، مبنای حقوقی اداره دو وزارتخانه را مبهم و نظارت مستقیم مجلس را محدود کرده است.
نبود دسترسی منظم به مجتبی خامنهای نیز ممکن است روند انتخاب وزیران جدید را پیچیدهتر کرده باشد؛ هرچند مقامهای رسمی چنین ارتباطی را تایید نکردهاند.
انتخاب وزیران دفاع و اطلاعات در جمهوری اسلامی تابع رویهای غیررسمی اما تثبیتشده است که بر اساس آن، رییسجمهوری پیش از معرفی نامزد به مجلس، نظر و موافقت رهبر را جویا میشود. از این رو، روشن نبودن امکان هماهنگی با رهبر میتواند یکی از عوامل ادامه بلاتکلیفی این دو وزارتخانه باشد.
مقامهای ریاض و بغداد اعلام کردند بر اساس گزارشهای اطلاعاتی متعدد، شبهنظامیان عراقی در هماهنگی با حوثیهای یمن قصد دارند با هدایت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در آینده بسیار نزدیک به عربستان سعودی حمله کنند.
یک مقام عربستان سعودی جمعه ۱۶ مرداد در گفتوگو با شبکه سیانان اعلام کرد که این کشور خود را برای «حملههای هماهنگ متعدد» از سوی شبهنظامیان عراقی با همکاری حوثیهای مورد حمایت جمهوری اسلامی آماده میکند.
همزمان، العربیه نیز به نقل از منابع امنیتی در بغداد نوشت گروههای مسلح عراقی در سطح میدانی اقدام به آمادهسازی نیروهای خود کردهاند و دستگاههای امنیتی این کشور نیز تحرکات این گروهها را زیر نظر دارند.
بر اساس این گزارش، عراق به نیروهای خود دستور داده است مانع استفاده از خاک این کشور برای حملات موشکی و پهپادی به کشورهای همسایه شوند.
صباح النعمان، سخنگوی فرمانده نیروهای مسلح عراق نیز جمعه ۱۶ مرداد اعلام کرد «طرحی امنیتی» برای خنثی کردن حمله احتمالی به عربستان سعودی در حال اجرا است.
یک مقام در دولت عراق نیز در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت دولت این کشور در آستانه وارد کردن «ضربه نهایی» به گروههای شبهنظامی مورد حمایت جمهوری اسلامی است.
این مقام درباره احتمال اقدام گروههای شبهنظامی وابسته به جمهوری اسلامی علیه عربستان سعودی گفت: «اطلاعاتی وجود دارد که نشان میدهد برخی گروهها قصد انجام عملیاتهایی نه تنها علیه عربستان سعودی، بلکه علیه کویت، اردن و سوریه را نیز دارند.»
نگرانیها درباره وقوع چنین حملاتی در پی حملههای حوثیها به دو نفتکش عربستان سعودی در دریای سرخ و حمله به فرودگاه استان نجران این کشور و زخمی شدن دستکم ۱۱ شهروند غیرنظامی، افزایش یافته است.
سخنگوی «ائتلاف به رهبری عربستان سعودی»، ۱۶ مرداد اعلام کرد در حملات حوثیها به جنوب این کشور هفت شهروند سعودی، از جمله یک زن و یک کودک چهار ساله زخمی شدند.
یک شهروند یمنی، دو شهروند مصری و یک شهروند پاکستانی نیز در میان مصدومان بودهاند.
محاصره دریایی عربستان سعودی و تهدید علیه عرضه جهانی انرژی
خبرگزاری رویترز ۱۶ مرداد بر اساس دادههای رهگیری کشتیها نوشت شش نفتکش غولپیکر با پرچم عربستان سعودی در روزهای اخیر در خلیج عدن مسیر خود را تغییر داده و به سمت جنوب آفریقا حرکت کردهاند.
این تغییر مسیر پس از تهدید حوثیها برای هدف قرار دادن کشتیهای مرتبط با عربستان سعودی انجام شده است.
دو منبع تجاری به این خبرگزاری گفتند این نفتکشها که هر کدام توان حمل حداکثر دو میلیون بشکه نفت خام را دارند، پس از ارزیابی شرایط امنیتی تصمیم گرفتند مسیر خود را تغییر دهند.
شرکتهای نفتی و دیگر مقامهای عربستان سعودی، تاکنون درباره این تغییر مسیر اظهار نظری نکردهاند.
حوثیها، گروه شبهنظامی مورد حمایت جمهوری اسلامی، ۲۹ تیر در بیانیهای اعلام کرد: «محاصره دریایی علیه دشمن جنایتکار سعودی، بر مبنای اصل چشم در برابر چشم، از همین لحظه به اجرا درمیآید.»
در این بیانیه همچنین به «آمادگی کامل برای همه گزینهها» اشاره و هشدار داده شد «هرگونه اقدام احمقانه» ریاض با پاسخی «جامع و قاطع» مواجه خواهد شد.
رویترز نیز ۲۵ تیر به نقل از سه منبع گزارش داد جمهوری اسلامی از حوثیهای تحت حمایت خود در یمن خواسته آماده باشند تا در صورت حمله آمریکا به زیرساختهای برق ایران، مسیر انتقال نفت در دریای سرخ را مسدود کند.
بهدنبال اعلام حوثیها مبنی بر آغاز محاصره دریایی عربستان سعودی، این گروه خبر داد دو نفتکش این کشور را پس از «نقض محاصره دریایی»، با موشک و پهپاد هدف قرار داده و ۱۰ کشتی دیگر را نیز وادار به تغییر مسیر کرده است.
همچنین مرکز عملیات تجارت دریایی بریتانیا شامگاه ۳۱ تیر از حمله به یک نفتکش در دریای سرخ، در نزدیکی شهر ساحلی الشقیق عربستان سعودی و در شمال سواحل یمن، خبر داد.
ایجاد یک مرکز عملیاتی مشترک در عراق
سایت واینت، ۱۳ مرداد در گزارشی با استناد به تحقیقات الشرقالاوسط و ارزیابیهای پیشین اندیشکده واشینگتن نوشت حوثیهای یمن و شبهنظامیان عراقی مورد حمایت جمهوری اسلامی، یک مرکز عملیاتی مشترک در خاک عراق ایجاد کردهاند.
در این گزارش آمده است همکاری حوثیهای یمن و شبهنظامیان عراقی مورد حمایت جمهوری اسلامی، «از هماهنگی سیاسی» فراتر رفته است و فعالیتهای مشترک آنها در منطقه جرفالصخر استان بابل متمرکز شده؛ مکانی که سالهاست پناهگاه نیروهای مورد حمایت جمهوری اسلامی در عراق به شمار میرود.
این گزارش همچنین تاکید کرد منابع مالی این شبکه از طریق بنیادهای ظاهرا خیریه، شرکتهای تجاری، صرافیها، شرکتهای حملونقل و رستورانها در شهرهایی مانند نجف تامین میشود و این موضوع، سازوکار شناسایی و مختل کردن فعالیتهای شبکه را دشوارتر میکند.
مسعود پزشکیان اعلام کرد پس از واگذاری ایرانخودرو، سایپا و چند شرکت دیگر نیز به «بخش خصوصی» سپرده خواهند شد، اما سابقه توقفهای ناگهانی و باقی ماندن سهام دولتی نشان میدهد مسیر خصوصیسازی دو خودروساز بزرگ در ایران همچنان مبهم است.
رییس دولت جمهوری اسلامی در ادامه یک گفتوگوی تلویزیونی که بخشی از آن شامگاه ۱۵ مرداد پخش شد، گفت: «ما ایرانخودرو را واگذار کردیم و بهدنبال آن، وزیر اقتصاد ما را استیضاح کردند.»
او افزود واگذاری سایپا و چند شرکت دیگر نیز در برنامه دولت قرار دارد.
پزشکیان تاکید کرد منظور دولت از واگذاری، انتقال شرکتها به «بخش خصوصی واقعی است، نه سپردن آنها به مجموعههای خصولتی».
به گفته او، بسیاری از خصوصیسازیهای گذشته شرکتها را به «حیاطخلوت عدهای» تبدیل کردهاند و اصلاح این روند به خریداران واقعی و بازاری آزاد نیاز دارد.
او مدیریت دولتی را یکی از عوامل زیاندهی شرکتها دانست و گفت: «راه درست این است که کارخانهها و شرکتهای ما واقعا توسط بخش خصوصی مدیریت شوند.»
پزشکیان همچنین مقاومت گروههای ذینفع را از موانع آزادسازی و خصوصیسازی معرفی کرد.
آیا ایرانخودرو واقعا واگذار شده است؟
توصیف پزشکیان از «واگذاری ایرانخودرو» همه ابعاد مالکیت این شرکت را منعکس نمیکند.
آنچه در بهمن ۱۴۰۳ رخ داد، انتقال کنترل هیاتمدیره و مدیریت ایرانخودرو به کنسرسیومی از سهامداران غیردولتی بود، اما سهام مستقیم دولت و سهام چرخهای یا «تودلی» شرکت، همچنان تعیین تکلیف نشده بود.
در گزارش روزنامه اعتماد در خرداد ۱۴۰۴ تاکید شد ساختار سهام تودلی نزدیک به دو دهه به دولت امکان داده بود با وجود سهم مستقیم محدود، مدیریت ایرانخودرو و سایپا را در اختیار داشته باشد. شرکتهای زیرمجموعه با خرید سهام شرکت مادر، در مجامع به مدیران و سیاستهای مورد حمایت دولت رای میدادند.
بنابراین، انتقال مدیریت ایرانخودرو را نمیتوان لزوما معادل خروج کامل دولت از مالکیت و نفوذ بر این شرکت دانست.
خود سازمان خصوصیسازی نیز در خرداد ۱۴۰۴ اعلام کرد همچنان خود را موظف به واگذاری باقیمانده سهام دولت در ایرانخودرو و سایپا میداند.
نامه محرمانه واگذاری را متوقف کرد
مسیر واگذاری در خرداد ۱۴۰۴ با انتشار نامهای منسوب به دبیر شورای عالی هماهنگی اقتصادی سران قوا دچار آشفتگی شد. ایرانخودرو و سایپا در اطلاعیههای منتشرشده در سامانه کدال اعلام کردند تا زمان تهیه گزارش نهایی ساماندهی صنعت خودرو، هرگونه واگذاری یا تغییر در سهام آنها متوقف شده است.
قوه قضاییه ساعاتی بعد اعلام کرد توقف واگذاری در شورای هماهنگی اقتصادی سران قوا مطرح و تصویب نشده است. سازمان خصوصیسازی نیز بر ادامه تکلیف قانونی خروج دولت از دو خودروساز تاکید کرد.
انتشار این مواضع متناقض، نمادهای ایرانخودرو و سایپا را برای مدتی متوقف و سهامداران را با ابهام روبهرو کرد.
بر اساس گزارش اعتمادآنلاین، در روز انتشار نامه، ارزش معاملات خرد کاهش یافت، حدود ۷۸ درصد نمادهای سهامی و صندوقهای سهامی در محدوده منفی بسته شد و فشار فروش افزایش یافت.
این رسانه ابهام در روند واگذاری را یکی از عوامل تشدید بیاعتمادی در بازار سرمایه دانست.
گزارش اعتماد از افت بیش از ۳۰ هزار واحدی شاخص کل بورس و تشکیل صف فروش چندمیلیارد سهمی، برای سایپا خبر داد.
این گزارش احتمال داد بخشهایی از دولت و مدیران سایپا تا زمان یافتن خریدار مورد نظر خود، تمایل چندانی به تسریع واگذاری نداشته باشند.
فشار ارزی اهرم تازه دولت شده است
پزشکیان پیشتر نیز به ایرانخودرو و سایپا یک سال فرصت داده بود مصرف سوخت محصولاتشان را کاهش دهند و به سمت تولید خودروهای ایمن و برقی حرکت کنند.
او هشدار داده بود در صورت اجرا نشدن این تغییرات، دولت میتواند سهمیه ارزی یا اجازه تولید را محدود کند.
وبسایت فرارو در گزارشی تحلیلی در آبان ۱۴۰۴ نوشت صنایع حملونقل و خودرو تا ۲۶ آبان ۱۴۰۴ حدود ۵.۵ میلیارد دلار ارز دریافت کردند؛ معادل نزدیک به ۱۵ درصد کل ارز تخصیصیافته در آن دوره.
به ارزیابی این رسانه، وابستگی خودروسازان به ارز وارداتی، محدود کردن سهمیه ارزی را به ابزاری موثر برای فشار بر آنها تبدیل میکند.
فرارو در عین حال تعطیلی ناگهانی ایرانخودرو و سایپا را بعید دانست، زیرا اشتغال مستقیم و غیرمستقیم شمار زیادی از کارگران و فعالیت زنجیره قطعهسازی به این دو شرکت وابسته است.
این گزارش احتمال داد خودروسازان برای اجرای الزامات دولت به خرید فناوری یا گسترش همکاری با شرکتهای چینی روی آورند؛ مسیری که ممکن است به افزایش مونتاژ و کاهش عمق داخلیسازی منجر شود.
اظهارات تازه پزشکیان نشان میدهد دولت همچنان بر انتقال مدیریت شرکتها به بخش خصوصی تاکید دارد، اما سرنوشت سایپا به اعلام برنامهای شفاف درباره خریدار، قیمت، اهلیتسنجی و سهام تودلی وابسته است.
تا زمانی که این جزییات منتشر نشود، وعده واگذاری سایپا بیش از آنکه یک معامله قطعی باشد، ادامه سیاستی است که نزدیک به دو دهه میان تصمیم دولت، مقاومت ذینفعان و دستورهای متناقض، متوقف مانده است.
وبسایت حقوق بشری هرانا اسامی ۵۴ بازداشتشده اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ را که در بند امنیتی زندان اردبیل به سر میبرند، منتشر کرد. از میان این افراد، ۲۵ تن به احکامی بین شش ماه تا پنج سال و سه ماه حبس محکوم شدهاند و ۲۹ تن دیگر بدون برگزاری جلسه رسیدگی به پروندهشان، همچنان بلاتکلیفند.
در میان محکومان، احمد سیفی به پنج سال و سه ماه، میلاد اشکانی به چهار سال، پیمان درولیزاده، علی احمدی و عباس کوثری هر کدام به سه سال و شش ماه و تیمور غزنوی به سه سال حبس محکوم شدهاند.
همچنین یاشار صوفی، امیرمحمد زادهخاک، علیرضا حسینی، یاور فرحمند، مهرام آذرم، مسعود نوروزی، سینا فرزانهوش، امیرحسین حبیبی و فرشاد سلطانی، هر کدام دو سال، رضا نبیدوست، امیررضا شریفی و امیرحسین باقرملکی هر کدام یک سال و شش ماه و مهدی شیرانی، یک سال حبس گرفتهاند.
حسین نعمتی، اهورا جعفرزاده، فرید حمزهزاده، میلاد صبری، بهزاد ماجدی و مهران عباسی نیز هر کدام با حکم شش ماه حبس روبهرو شدهاند.
یک منبع مطلع به هرانا گفت جلال آفاقی، دادستان اردبیل، احکام ۱۰ تن از محکومان را «خفیف» دانسته و از دیوان عالی کشور خواستار تشدید مجازات آنها شده است.
جمهوری اسلامی از آغاز استقرار خود، فعالان مدنی و سیاسی منتقد حکومت را بازداشت، زندانی و در موارد متعدد شکنجه کرده است. از زمان آغاز اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ نیز سرکوب معترضان و فعالان مدنی و سیاسی شدت گرفته و همچنان ادامه دارد.
دستگاه قضایی جمهوری اسلامی طی هفت ماه گذشته برای هزاران تن از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه در شهرهای مختلف ایران احکامی از جمله اعدام، حبس، مصادره اموال و محرومیت از حقوق اجتماعی صادر کرده است.
کنشگران بر این باورند که جمهوری اسلامی، بهویژه پس از تنشهای نظامی اخیر، با ایجاد فضای رعب و وحشت میکوشد مانع از فوران دوباره خشم عمومی در واکنش به تشدید بحرانهای معیشتی و سیاسی شود.
۲۹ بازداشتشده همچنان بلاتکلیف ماندهاند
هرانا اسامی شماری از معترضان بازداشتشده بلاتکلیف در زندان اردبیل را فرهاد جعفری، رضا جاوید، محمدرضا اثری، آرمین ندیری، آرین حمیدی، سینا حسنزاده، علی بشارتی، محمد جلیلالقدر، فرامرز نشاط، کیوان برام، فرامرز تقیزاده، حشمت رسولی، عوض راستگویان، محمدرضا آگاه و رضا میرزاده اعلام کرد.
مهرداد زودفکر، مهیار پورابراهیم، علی عبداللهوند، محمد قلیزاده، میرمحمد محمدی، محمد رهبری، محسن نجفی، علی نوبخت، میثم عبداللهی، بهمن زهری، امید گنجه، علیرضا کریمی، احمد خدایی و میثم علیزاده نیز هنوز بدون برگزاری جلسه رسیدگی به پروندهشان در بازداشت به سر میبرند.
شماری از این افراد از تماس تلفنی و ملاقات با خانواده محروم ماندهاند و خانوادههایشان نیز برای پیگیری پرونده و درخواست آزادی موقت، با محدودیتهایی روبهرو هستند.
به نوشته هرانا، در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ حدود ۸۰۰ نفر در استان اردبیل بازداشت شدند که حدود ۵۰۰ نفر در ۱۰ روز نخست و نزدیک به ۲۵۰ نفر دیگر در ادامه با تودیع قرار تامین آزاد شدند.
هنوز اطلاعات کاملی درباره اتهامهای مطرحشده علیه بازداشتشدگان، روند رسیدگی به پروندهها و مراجع صادرکننده احکام منتشر نشده است.
نهادهای حقوق بشری شمار بازداشتشدگان اعتراضات دیماه در ایران را بیش از ۶۰ هزار نفر برآورد کردهاند و برخی منابع مستقل از احضار، بازداشت یا بازجویی بیش از ۱۰۰ هزار نفر در ارتباط با این اعتراضات خبر دادهاند.
اصغر جهانگیر، سخنگوی قوه قضاییه، بهمن ۱۴۰۴ از صدور بیش از ۱۰ هزار قرار جلب به دادرسی و حدود ۹ هزار کیفرخواست برای معترضان بازداشتشده در جریان اعتراضات دیماه خبر داد.
در ماههای گذشته، گزارشگران ویژه سازمان ملل، کارشناسان حقوق بشر و سازمانهای بینالمللی، بارها درباره افزایش صدور، تایید و اجرای احکام اعدام در ایران، بهویژه علیه معترضان و زندانیان سیاسی، هشدار داده و خواستار توقف فوری این روند شدهاند.
رجب طیب اردوغان، رییسجمهوری ترکیه، همزمان با انتشار گزارشهایی درباره برنامه عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان برای امضای یک پیمان دفاعی مشترک، وارد عربستان سعودی شد. این توافق در شرایطی دنبال میشود که جنگ ایران نگرانیهای امنیتی کشورهای خلیج فارس را افزایش داده است.
خبرگزاری آناتولی جمعه ۱۶ مرداد به نقل از منابع امنیتی گزارش داد اردوغان برای سفری یکروزه وارد جده شده است.
هنوز جزییات رسمی برنامهها و محورهای گفتوگوی او در این سفر منتشر نشده، اما انتظار میرود توافق دفاعی سهجانبه از مهمترین موضوعهای رایزنی باشد.
منابع منطقهای مطلع به خبرگزاری رویترز گفتهاند این پیمان قرار است ۱۶ مرداد در جده امضا شود.
بر اساس این گزارش، اردوغان و شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، به همراه عاصم منیر، فرمانده ارتش این کشور، برای امضای توافق، با محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، دیدار خواهند کرد.
یک مقام ترکیهای برنامه امضای توافق را تایید کرده، اما جزییات تعهدات نظامی سه کشور هنوز اعلام نشده است.
دولت عربستان سعودی و مقامهای نظامی و دولتی پاکستان نیز به درخواست رویترز برای اظهار نظر پاسخ ندادهاند.
توافق تازه پس از نزدیک به یک سال مذاکره حاصل شده است.
رویترز نخستین بار در ماه ژانویه از مذاکرات سه کشور برای دستیابی به یک پیمان دفاعی خبر داده بود.
این پیمان میتواند همکاریهای امنیتی میان سه قدرت عمده مسلمان سنی را گسترش دهد.
ترکیه عضو سازمان پیمان نظامی آتلانتیک شمالی، ناتو، است و عربستان سعودی نیز یکی از متحدان اصلی آمریکا و از بزرگترین صادرکنندگان نفت جهان به شمار میرود.
پاکستان تنها کشور مسلمان دارای سلاح هستهای است.
عربستان سعودی و پاکستان پیشتر نیز یک توافق دفاعی دوجانبه امضا کردهاند که بر اساس آن، حمله به هر یک از دو کشور، حمله به دیگری تلقی میشود.
یک مقام سعودی پیشتر گفته بود این توافق «همه ابزارهای نظامی» را در بر میگیرد.
هنوز مشخص نیست پیمان سهجانبه تازه نیز تعهدی مشابه برای دفاع متقابل ایجاد خواهد کرد یا صرفا همکاری در حوزههایی مانند آموزش، تبادل اطلاعات و صنایع دفاعی را گسترش خواهد داد.
هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، در ماه ژانویه گفته بود آنکارا از ایجاد یک سازوکار امنیتی گستردهتر در منطقه برای تقویت همکاری و ثبات حمایت میکند.
این تحولات در بحبوحه تنشهای فزاینده منطقهای صورت میگیرد. حمله آمریکا و اسرائیل به اهداف نظامی-امنیتی جمهوری اسلامی و واکنش تهران، آسیبپذیریهای امنیتی کشورهای خلیج فارس را برجسته کرده و جنگ، انتقال نفت و دیگر کالاهای مهم از مسیر تنگه هرمز را نیز با اختلال روبهرو کرده است.