دادگاه انقلاب تهران چهار فعال مدنی ترک را به حبس محکوم کرد

سایت هرانا گزارش داد شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران عباس لسانی، یوسف کاری، بهزاد دشتی و علی خیرجو، چهار فعال مدنی ترک، را به احکام حبس محکوم کرده است.

سایت هرانا گزارش داد شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران عباس لسانی، یوسف کاری، بهزاد دشتی و علی خیرجو، چهار فعال مدنی ترک، را به احکام حبس محکوم کرده است.
بر اساس حکم صادرشده، لسانی بابت اتهامهای «تشکیل و راهبری گروه با هدف برهم زدن امنیت کشور» و «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور» در مجموع به ۱۵ سال حبس محکوم شده و تلفن همراه او نیز ضبط خواهد شد.
کاری و دشتی نیز هر کدام بابت اتهامهای «عضویت در گروه با هدف برهم زدن امنیت کشور» و «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور» به ۱۰ سال حبس محکوم شدهاند. خیرجو نیز بابت اتهام «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور» به پنج سال حبس محکوم شده است.
این چهار فعال مدنی ۲۰ آبان ۱۴۰۴ مقابل زندان اوین و در جریان حمایت از تحصن خانوادههای طاهر نقوی و ودود اسدی، دو زندانی سیاسی محبوس در این زندان، بازداشت شدند.
لسانی و کاری پس از گذشت بیش از هشت ماه همچنان در سالن ۱۲ اندرزگاه هفت زندان اوین نگهداری میشوند. خیرجو و دشتی پیشتر هر کدام با سپردن وثیقه شش میلیارد تومانی آزاد شدند.






تخریب شبانه و زمخت جدولهای پیادهرو در خیابان سنایی تهران با پتکهای ماموران شهرداری، فراتر از یک لجاجت ساده با پوشش اختیاری یا یک اقدام اصلاحی شهری بود. این رخداد را باید در لایهای عمیقتر، یعنی در چارچوب نزاع شهروندان برای تمرین حق خود از شهر تحلیل کرد.
طی ماههای گذشته، خیابان سنایی شاهد جنبوجوش شبانه جوانان در پیادهرو و کافهها بود؛ شهروندانی که حق انتخاب پوشش را غیرقابل واگذاری به غیر و از بدیهیات زیست شهری میدانند.
این پدیده تقابلی آشکار میان مردم و ساختار قدرت است. مردم خواهان تولید فضایی دموکراتیک هستند و قدرت، فضا را صرفا بهعنوان ابزاری برای کنترل و بازتولید ایدئولوژی خود میخواهد.
در چند سال اخیر، پوشش اختیاری زنان در ابعاد وسیعی از جامعه مورد پذیرش قرار گرفته و تا حد زیادی عادیسازی شده است، اما این حضور در جریان سیال روزمرگی، خصلتی گذرا دارد.
زنی که بدون حجاب اجباری در مترو، بازار یا معابر تردد میکند، تصویری از یک مقاومت فردی است که در بافت متکثر شهر حل میشود.
حکومت اگرچه با این تصویر زاویه دارد، اما بهدلیل پراکندگیاش، از توان برخورد فیزیکی و حذف تکتک این قابهای پیشرو در فضای گذرای شهر برخوردار نیست.
اما جغرافیای خیابان سنایی از این تصویر انفرادی گذرا فراتر رفت. این راسته به تبلور عینی مفهوم حق شهروند از شهر یا «حق به شهر» که در کتاب مشهور هنری لفور، فیلسوف و جامعهشناس فرانسوی، آمده، بدل شد.
«حق به شهر» یعنی حق شهروند برای تغییر، بازآفرینی و تصاحب فضای شهری بر اساس نیازها و سلایق خود.
سنایی صرفا معبر افراد آزاداندیش نیست، بلکه به یک فضای زیسته تبدیل شده که در آن بیاعتنایی به ایدئولوژی رسمی، برای خود صاحب فرم، اقتصاد، شبکه اجتماعی و ساختار است.
صندلینشینیهای طولانی، کافهها در مقام حوزههای عمومی کوچک و طنین موسیقی خیابانی، نافرمانی مدنی را از یک پوشش مجرد به یک جغرافیای همبستگی ارتقا داد.
در واقع، شهروندان با حضور فعال خود، فضا را از معنای دیکتهشده حکومتی تخليه کردند و به آن هویتی مدنی و تکثرگرا بخشیدند.
دقیقا در همین نقطه از تولید فضا است که حساسیت حاکمیت از لایه فرهنگی به لایه امنیتی و سخت، تغییر مکان میدهد.
از منظر جامعهشناسی شهری، حکومتها همواره از فضاهای شهری غیراقتدارگرا که پتانسیل بالایی برای سازماندهی جمعی و تعاملات کنترلنشده دارند، هراسانند.
پلمب کافهها بهصورت متوالی و در نهایت کوبیدن پتک بر جدولها در حقیقت تلاش حکومت برای پاتوقزدایی و سلب مالکیت عمومی از فضا بوده است.
حاکمیت با حذف فیزیکی امکان نشستن، تجمع و گفتوگو، تلاش میکند تا این فضای پویا و روایی را دوباره به همان تصاویر متفرق سیال تقلیل دهد.
ساختار قدرت میخواهد پیادهرو صرفا یک دالان عبوری خنثی باشد، نه بستری برای تمرین زیست جمعی آزادانه.
تجربه خیابان سنایی بهوضوح نشان میدهد که بازپسگیری پیادهروها با پتک، نه جنگ با صندلی و جدول، بلکه تلاشی برای سرکوب روایت حق شهروند از شهر و سبک زندگی ملازم آن بوده است تا اراده شهروندان در بازآفرینی فضای زندگیشان ناکام بماند.
مواظب پسرانم باشید …. این بخشی از آخرین پیام حیاتالله، مهاجر افغان، بود که در واپسین لحظات زندگیاش در بیابانهای سوزان نیمروز، هنگام تلاش برای رسیدن به ایران، با گوشی تلفن همراهش ثبت کرد. او در این ویدیوی کوتاه، دو بار از نزدیکانش خواست از پسرانش، بهویژه هبت، مراقبت کنند.
این ویدیو که در شبکههای اجتماعی منتشر شده، حیاتالله را در حالی نشان میدهد که از شدت تشنگی و بیرمقی، به سختی حرف میزند.
او میگوید امیدی به زنده ماندن ندارد و از خانوادهاش میخواهد او را «حلال» کنند.
حیاتالله تاکید میکند به قدری ناتوان و خسته است که حتی توان شنیدن پیامها از طریق تلفن را ندارد.
او که به زبان پشتو سخن میگوید، از مادر، بستگان و دوستانش طلب بخشش میکند و از برادرش میخواهد اگر توانایی دارد، بدهیهای او را بپردازد.
حیاتالله همچنین از طلبکارانش میخواهد که اگر برادرش نتوانست بدهیهایش را پرداخت کند، او را ببخشند.
این شهروند افغانستان در ادامه میگوید اگر این ویدیو به دست خانوادهاش رسید، آن را آخرین یادگارش بدانند.
در بخش دیگری از این ویدیو، میرآدم، یکی از همسفران حیاتالله که خود نیز در شرایط وخیمی قرار دارد، از او میخواهد پیام خداحافظیاش را به خانوادهاش برساند.
او هم از مادرش طلب بخشش میکند.
صدای ضعیف، نفسهای بریده و سخنان این دو مرد، لحظات تلخ و جانکاه مهاجرانی را روایت میکند که در بیابانهای سوزان نیمروز، در مسیر رسیدن به ایران، با مرگ دستوپنجه نرم میکنند.
جان باختن ۱۹ شهروند افغانستان در مسیر مهاجرت به ایران
افغانستاناینترنشنال به اطلاعاتی درباره حیاتالله دست یافته است که بر اساس آن، او ۳۶ ساله و ساکن روستای غولغی شهرستان درهبوم در استان بادغیس بوده است.
حیاتالله و میرآدم از جمله ۱۹ مهاجر افغان بودند که طی هفتههای اخیر در دشت مارگو ناپدید شدند.
پیکر ۱۴ تن از آنان ۹ مرداد در منطقه گرد لالوی شهرستان چهاربرجک در استان نیمروز پیدا شد.
حدود سه هفته پیش هم پیکر پنج نفر دیگر که در ریگزارهای نیمروز ناپدید شده بودند، پیدا شد.
آنان نیز از اعضای همین گروه بودند که قصد سفر به ایران را داشتند.
طالبان ۱۱ مرداد اعلام کرد اجساد این افراد در استان بادغیس به خانوادههایشان تحویل داده شده است.
این گروه قصد داشتند از مسیر دشتهای نیمروز خود را به ایران برسانند، اما خودروی حامل آنان در دشت مارگو از کار افتاد.
به گفته مقامهای طالبان، مهاجران پس از خرابی خودرو مسیر را گم کردند و در گرمای سوزان بیابان، بر اثر تشنگی و بیآبی، جان باختند.
سازمان بینالمللی مهاجرت جان باختن دستکم ۱۹ شهروند افغانستان در دشتهای نیمروز را یک «تراژدی عمیق» خواند.
در سالهای اخیر، بحران اقتصادی، افزایش فقر، کاهش فرصتهای شغلی و محدودیتهای اعمالشده از سوی طالبان، موج مهاجرت شهروندان افغانستان را تشدید کرده است.
بسیاری از افغانها بهدلیل نبود مسیرهای قانونی برای مهاجرت، ناچارند برای رسیدن به کشورهای همسایه از راههای قاچاق و خطرناک بیابانی و مرزی استفاده کنند.
مرداد ۱۴۰۰، طالبان با تصرف کابل، پایتخت افغانستان، پس از دو دهه بار دیگر قدرت را در این کشور به دست گرفت.
همزمان با بسیج امکانات عمومی از سوی جمهوری اسلامی برای اربعین، شهروندان از کمبود کالا، اختلال در حملونقل و فشار بر خدمات عمومی خبر دادند. استانها یکی پس از دیگری اعلام تعطیلی میکنند. تا زمان تنظیم این گزارش، ایلام، بوشهر، خوزستان، قم، کرمانشاه و هرمزگان، ۱۴ مرداد تعطیل شدند.
شهروندان در پیامهایی به ایراناینترنشنال، گفتند امکانات درمانی، حملونقل و خدمات رفاهی در خدمت مراسم حکومتی اربعین که سهشنبه ۱۳ مرداد است، قرار گرفتهاند.
به گفته آنها، برگزاری این مراسم با کمبود برخی کالاهای اساسی، اختلال در حملونقل عمومی و فشار بر خدمات شهری، همراه شده است.
از سوی دیگر، مقامات استانی در ایلام اعلام کردند بهدلیل تداوم موج گرما، افزایش دمای هوا، رشد تردد زائران اربعین و ضرورت مدیریت مصرف انرژی، این استان چهارشنبه ۱۴ مرداد تعطیل است.
استانهای بوشهر، خوزستان، قم، کرمانشاه و هرمزگان نیز به دلایل مشابه ۱۴ مرداد را تعطیل اعلام کردند.
پیرحسین کولیوند، رییس جمعیت هلال احمر، ۲۸ تیرماه اعلام کرد برای مراسم اربعین «به میزان کافی دارو و تجهیزات تهیه و ارسال» شده است و پنج بیمارستان در مسیر نجف تا کربلا با حضور پزشکان ایرانی «به زائران خدماترسانی خواهند کرد».
این در حالی است که در ماههای اخیر، شماری از شهروندان در پیامهایی به ایراناینترنشنال از کمبود و افزایش قیمت دارو خبر دادند و گفتند این وضعیت روند درمان بسیاری از بیماران را با اختلال جدی مواجه کرده است.
نسخهپیچ یک داروخانه در تهران، در پیامی به ایراناینترنشنال گفت بیماران برای تامین قرصهای بیماری قلبی به قیمت یک میلیون و ۳۰۰ هزار تومان، باید مدت زمانی را صرف جمعآوری پول کنند تا بعد بتوانند داروهایشان را تهیه کنند.
کمبود ناوگان حمل و نقل
مقامهای جمهوری اسلامی اعلام کردند در اربعین امسال سه میلیون و ۲۴۰ هزار نفر شرکت داشتند که کماکان یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفرشان در عراق هستند.
ستاد مرکزی اربعین از شرکتکنندگان در مراسم خواست حین بازگشت به کشور، حتما در موکبهای تعبیه شده استراحت کنند.
شهروندی از کرمانشاه در همین راستا نوشت: «در این وضعیت گرانی و بیحوصلگی، شهر پر شده از حامیان حکومت و زائران. در سراسر شهر برایشان موکب زدهاند و جای خواب، صبحانه و ناهار و شام رایگان نیز در اختیارشان گذاشتهاند.»
برخی شهروندان نیز از کمبود در ناوگان حملونقل بینشهری خبر دادهاند.
یکی از آنها گفت تمام اتوبوسهای بینشهری برای پیادهروی اربعین اختصاص داده شدهاند و به همین دلیل تا هفته آینده هیچ بلیت اتوبوسی از تهران به مقصد شهرهای شمال غربی و غرب کشور، پیدا نمیشود.
شهروند دیگری از جنوب کشور تاکید کرد یازدهم تیر هیچ اتوبوسی به مقصد بوشهر وجود نداشته و شرکتهای مسافربری به مسافران گفتهاند همه اتوبوسها به اجبار برای مراسم اربعین به شلمچه اعزام شدهاند و برای رفتوآمد سایر شهروندان، امکاناتی در نظر گرفته نشده است.
گزارشهایی نیز از کمبود مواد غذایی در برخی شهرها به دست ایراناینترنشنال رسیده است.
مخاطبی از خرمآباد خبر داد بیشتر نانواییهای این شهر با کمبود آرد روبهرو هستند و به گفته نانوایان، بخش زیادی از آرد برای اربعین به عراق ارسال شده است.
از الیگودرز نیز گزارش شده که کمبود تخممرغ، سیبزمینی و پیاز بهشدت افزایش یافته و شهروندان علت آن را جمعآوری این اقلام برای موکبهای اربعین عنوان کردهاند.
یک شهروند از شهرکرد گفت قیمت میوه در روزهای اخیر بهشدت افزایش یافته است.
به گفته او، در حالی که بسیاری از مردم توان خرید میوه ندارند، بهترین محصولات برای مراسم اربعین اختصاص داده شده و همزمان، قیمتها نیز افزایش یافته است.
«فکرش را هم نمیکردم کمتر از ۱۵ روز بعد حکم لغو اسکان بگیرم» زینب، دانشجوی ورودی ۱۴۰۲، وقتی تصویر تعدادی از دانشجویان در تجمع داخل دانشگاه منتشر شد، فکرش را هم نمیکرد که کمتر از ۱۵ روز بعد، بدون آنکه حتی در کمیته انضباطی حاضر شود، حکم لغو اسکان خوابگاه دریافت کند.
او میگوید شکایتش برای اعتراض به این حکم راه به جایی نبرده است. حالا بهدلیل گرانی هزینه اجاره، همراه چهار دانشجوی دیگر اتاق کوچکی با دو تخت را در منزل یکی از همکلاسیهایش اجاره کردهاند.
زینب تنها یکی از دانشجویانی است که در ماههای اخیر با برخوردهای انضباطی و محدودیتهای دانشگاهی مواجه شده است؛ دانشجویانی که از اخراج، تعلیق، ممنوعالورودی، محرومیت از تحصیل و حذف از خوابگاه میگویند.
صدها دانشجو در دانشگاههای مختلف با احکام انضباطی روبهرو شدند
در دانشگاههای الزهرا، صنعتی امیرکبیر، صنعتی شریف، شهید بهشتی، تهران و خواجه نصیر، صدها دانشجو با احکام مختلف روبهرو شدهاند؛ احکامی که شامل اخراج، تعلیق، ممنوعالورودی، لغو اسکان خوابگاه و محرومیت از تحصیل بوده است.
در میان این دانشجویان، کسانی هستند که میگویند بدون حضور در کمیتههای انضباطی برایشان حکم صادر شده و فرصت دفاع از خود را پیدا نکردهاند.
دانشجویان میگویند این برخوردها تنها به احکام دانشگاهی محدود نمانده و همزمان با آن، فشارهایی از مسیرهای دیگر نیز به آنها وارد شده است.
انتشار تصاویر و اطلاعات شخصی؛ روایت دانشجویان از کانالهای تلگرامی
همزمان با تشکیل پروندههای انضباطی، دانشجویان از فعالیت کانالهای تلگرامی میگویند که تصاویر و اطلاعات شخصی آنها را منتشر کردهاند.
بهگفته دانشجویان، در برخی موارد اطلاعاتی مانند نام، کد ملی، شماره شناسنامه، تاریخ تولد، محل تولد، آدرس، شماره تلفن همراه و حتی اطلاعات اعضای خانواده آنها منتشر شده است.
دانشجویان میگویند این اطلاعات تنها در اختیار دانشگاهها قرار دارد و انتشار آنها این احتمال را ایجاد کرده که اطلاعات شخصی از طریق دسترسی به سامانههای دانشگاهی در اختیار گردانندگان این کانالها قرار گرفته باشد.
آنها میگویند شکایت از این کانالها که اطلاعات شخصیشان را منتشر کردهاند، تاکنون به نتیجهای نرسیده است.
یکی از این کانالها پس از انتشار تصاویر دانشجویان نوشته بود: «ما منتظر نمیمانیم تا خدا شما را بعد از مرگ مجازات کند؛ پاسخ اعمالتان را در همین دنیا، همین شهر و همین دانشگاه خواهیم داد.»
دانشجویان این پیام را تهدید جانی میدانند و میگویند سکوت مسئولان دانشگاه در برابر چنین تهدیدهایی، باعث ادامه یافتن این روند شده است.
«به جای پاسخ به شکایت، به کمیته انضباطی احضار شدم»
علیرضا، دانشجوی کارشناسی ارشد یکی از دانشگاههای استان تهران، میگوید پس از انتشار تصویرش در یکی از کانالهای تلگرامی، خانوادهاش نیز با تهدید روبهرو شدند.
او میگوید پس از انتشار تصویرش و تهدید خانواده به اخراج از محل کار، از گردانندگان این کانال شکایت کرد.
اما بهگفته او، به جای دریافت پاسخ از مراجع قضایی، سه روز بعد به کمیته انضباطی احضار شد و حکم تعلیق دو ترم گرفت.
علیرضا میگوید یک ماه از شکایتش گذشته اما هنوز هیچ پاسخی از سوی مراجع قضایی دریافت نکرده است.
تصویری قدیمی که به پرونده انضباطی تبدیل شد
ساجده نیز یکی از دانشجویانی است که میگوید انتشار یک تصویر باعث تشکیل پرونده برای او شد.
او میگوید در جریان اعتراضات دیماه در بیمارستان بستری بوده، اما یکی از کانالهای تلگرامی تصویری از او منتشر کرده که مربوط به اعتراضات دانشجویی سال گذشته دانشگاهش بوده است.
بهگفته ساجده، همین تصویر نامشخص باعث شد کمیته انضباطی بدون حضور او حکم تعلیق صادر کند.
او میگوید مدارک پزشکی ارائه کرده اما مدیر گروه به او گفته است: «از دست ما خارج است؛ گفتن دانشگاه رو غربالگری کنیم.»
فشارهایی که از دانشگاه به خانوادهها رسید
مادر یکی از دانشجویانی که در تهران تحصیل میکند، میگوید پس از انتشار تصویر فرزندش در یکی از کانالها، اطلاعات شخصی او، پدر و برادرش نیز منتشر شد.
بهگفته او، چند روز بعد مدیر بانک محل کارش در قزوین او را فراخواند و گفت تماس گرفتهاند که دیگر در آنجا کار نکند.
او میگوید مدیر بانک از او خواسته بود تعهدنامهای امضا کند که در آن متعهد شود به جمهوری اسلامی و اصول آن پایبند میماند تا امکان ادامه همکاری فراهم شود.
این مادر میگوید: «چارهای جز پذیرش آن نداشتم.»
«هر بار یکی بسته میشود، یکی دیگر مثل قارچ بیرون میآید»
یکی دیگر از دانشجویانی که نامش در کانالهای تلگرامی منتشر شده، میگوید همه این کانالها را گزارش کردهاند، اما هر بار که یکی بسته میشود، کانال دیگری فعالیتش را آغاز میکند.
او که پس از اعتراضات دیماه بازداشت و بهتازگی آزاد شده، میگوید پس از آزادی و انتشار تصویرش، پدرش از محل کارش در شهرداری اخراج شد.
به گفته او، بدون اطلاع قبلی برای پدرش قطع همکاری صادر شد.
«دانشگاه را غربالگری میکنند»
یک فعال دانشجویی میگوید روندی که در دانشگاهها جریان دارد، تلاشی برای تغییر فضای دانشگاه و حذف دانشجویان و استادان معترض است.
او میگوید از زمان آغاز جنبش مهسا، اهرمهای امنیتی و کانالهای تلگرامی برای فشار بر دانشجویان فعال شدهاند تا صدای اعتراض در دانشگاهها خاموش شود.
بهگفته او، همزمان با این برخوردها، دانشگاهها پذیرش هزاران دانشجوی خارجی از کشورهای آفریقایی، چین، روسیه، عراق و پاکستان را ادامه دادهاند؛ اقدامی که از نگاه او با هدف نمایش عادی بودن شرایط دانشگاهها انجام میشود.
شماری از شهروندان در واکنش به لغو حمله آمریکا به مواضع جمهوری اسلامی، از رفتارهای چندگانه دونالد ترامپ با مقامهای باقیمانده حکومت ابراز نارضایتی کردند و آن را بخشی از «بازی تکراری تهدید-مذاکره» خواندند.
شهروندی از شیراز با اشاره به مواضع ناپایدار رییسجمهوری آمریکا گفت آقای ترامپ با رفتار «شلکن سفتکن» خود، به سرعت در حال از دست دادن محبوبیتش بین ایرانیان است و جمهوری اسلامی هم به توهم قدرت رسیده است.
او تاکید کرد جنگ اینچنین بینتیجه و فرسایشی که حکومت را هدف قرار ندهد، «فشاری بیدلیل» بر مردم است.
مخاطب دیگری از کرج گفت: «یکی از ترامپ بپرسد دقیقا فازش از این همه تغییر موضع و تغییر حرف چیست؟»
سه رسانه آمریکایی ۹ مرداد بهنقل از چند منبع مطلع گزارش دادند آمریکا و اسرائیل در حال برنامهریزی برای یکی از شدیدترین کارزارهای بمباران تا به امروز علیه اهداف زیرساختی مرتبط با انرژی در ایران هستند و این حملات ممکن است ۱۰ و ۱۱ مرداد انجام شود.
با این حال رییسجمهوری آمریکا شامگاه ۱۰ مرداد اعلام کرد به درخواست جمهوری اسلامی و برخی از کشورهای منطقه و به شرط دسترسی سریع به توافقی که بر اساس آن تنگه هرمز کاملا و فورا باز و تهدید هستهای تهران برطرف شود، از «حملهای گستردهتر از هر حمله دیگر بعد از جنگ جهانی دوم» چشم پوشیده است.
تهدید حمله به زیرساختها بینتیجه است
برخی شهروندان به تهدیدهای تکراری ترامپ درباره هدف قرار دادن زیرساختها اشاره کردند.
مخاطبی گفت این دست حملات، تغییری در مواضع جمهوری اسلامی ایجاد نمیکند، چون «سران حکومت ایرانی نیستند که دلشان به حال کشور بسوزد».
شهروندی دیگر به «بازی تکراری ترامپ» اشاره کرد و گفت: «تهدید حمله شدید به زیرساختها و پلها در آخر هفته میشود؛ نیمه شب یا میانجیگرها تماس میگیرند و منصرفش میکنند، یا با مذاکرهکنندگان خوبی در حال مذاکره هستند و مذاکره بسیار خوب پیش میرود.»
خبرگزاری آسوشیتدپرس دوشنبه ۱۲ مرداد در گزارشی تحلیلی به مرور مواضع رییسجمهوری آمریکا در قبال جمهوری اسلامی پرداخت و لغو حمله برنامهریزیشده اخیر پس از تهدید به حملات گسترده را بخشی از یک «الگوی تکراری» در جنگ با ایران خواند.
این رسانه نوشت در موارد پیشین حملات چند ساعت یا چند روز بعد از سر گرفته شدند.
کاری که جمهوری اسلامی میکند التماس است نه مذاکره
بخش دیگری از پیامهای مخاطبان، به بینتیجه بودن فرایند توافق و مواضع جمهوری اسلامی در برابر تهدید ترامپ به حمله و خبرهای مذاکره اختصاص یافته است.
شهروندی گفت آمریکا آنقدر «مشاجره و کشمکش پوچ» با جمهوری اسلامی انجام داد که این «فرقه تبهکار» را «بسیار وقیح و پررو» کرد.
مخاطبی دیگر ترامپ را خطاب قرار داد و گفت: «شما چطور گول یک حکومت قاتل و دروغگو را میخورید؛ در صورتی که پشت بلندگوهایشان اعلام میکنند میخواهیم ترامپ و نتانیاهو را اعدام و اموالشان را به نفع جمهوری اسلامی مصادره کنیم.»
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، ۱۲ مرداد در نشستی خبری گفت «مذاکرهای با آمریکا وجود ندارد»، بلکه مذاکرات با عمان بر سر موضوع «تردد ایمن از تنگه هرمز» در حال انجام است.
شهروندی در واکنش به این رویکرد گفت: «آقای بقائی درست میگوید. کاری که جمهوری اسلامی میکند التماس است، نه مذاکره.»
چند شهروند دیگر نیز با ادبیاتی مشابه، به رویکرد «التماسی» جمهوری اسلامی در مواجهه با آمریکا اشاره کردند.
شهروندی در همین زمینه گفت: «فکر کن بزنند رهبرت را بکشند، بعد با لباس مشکی بروی پیش همان کشوری که رهبرت را کشته برای توافق. یعنی آخر خار و خفیف شدن همین است.»
آقای ترامپ، فریب این شیادان کودککش را نخور
برخی پیامها به شدت گرفتن روند اعدامها و تلاش حکومت برای ایجاد رعب و وحشت در جامعه اشاره کردند؛ در شرایطی که جمهوری اسلامی در ضعیفترین وضعیت ممکن است.
شهروندی گفت ای کاش ترامپ همزمان با اعلام آتشبس، از جمهوری اسلامی میخواست روند اعدامها را هم متوقف کند.
مخاطبی دیگر اشاره کرد جمهوری اسلامی ۴۷ سال است مردم خودش را سرکوب و اعدام کرده، کشتار به راه انداخته و مردم را با دین فریب داده است.
او افزود: «واقعا جای تاسف دارد که آقای ترامپ فریب این شیادان کودککش و جوانکش را میخورد.»
شمار دیگری از شهروندان نیز تاکید کردند بزرگترین سلاح ایرانیان در مواجهه با حکومت، نه امید محض به ترامپ یا جنگ، بلکه اطمینان و اعتماد ۱۰۰ درصدی به «شجاعت معترضان» است.
مخاطبی در همین زمینه نوشت: «امید ما به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، اتحاد و همبستگی مردم داخل و خارج و ایمان به حقیقت و پیروزی است.»