تخریب شبانه و زمخت جدولهای پیادهرو در خیابان سنایی تهران با پتکهای ماموران شهرداری، فراتر از یک لجاجت ساده با پوشش اختیاری یا یک اقدام اصلاحی شهری بود. این رخداد را باید در لایهای عمیقتر، یعنی در چارچوب نزاع شهروندان برای تمرین حق خود از شهر تحلیل کرد.
طی ماههای گذشته، خیابان سنایی شاهد جنبوجوش شبانه جوانان در پیادهرو و کافهها بود؛ شهروندانی که حق انتخاب پوشش را غیرقابل واگذاری به غیر و از بدیهیات زیست شهری میدانند.
این پدیده تقابلی آشکار میان مردم و ساختار قدرت است. مردم خواهان تولید فضایی دموکراتیک هستند و قدرت، فضا را صرفا بهعنوان ابزاری برای کنترل و بازتولید ایدئولوژی خود میخواهد.
در چند سال اخیر، پوشش اختیاری زنان در ابعاد وسیعی از جامعه مورد پذیرش قرار گرفته و تا حد زیادی عادیسازی شده است، اما این حضور در جریان سیال روزمرگی، خصلتی گذرا دارد.
زنی که بدون حجاب اجباری در مترو، بازار یا معابر تردد میکند، تصویری از یک مقاومت فردی است که در بافت متکثر شهر حل میشود.
حکومت اگرچه با این تصویر زاویه دارد، اما بهدلیل پراکندگیاش، از توان برخورد فیزیکی و حذف تکتک این قابهای پیشرو در فضای گذرای شهر برخوردار نیست.
اما جغرافیای خیابان سنایی از این تصویر انفرادی گذرا فراتر رفت. این راسته به تبلور عینی مفهوم حق شهروند از شهر یا «حق به شهر» که در کتاب مشهور هنری لفور، فیلسوف و جامعهشناس فرانسوی، آمده، بدل شد.
«حق به شهر» یعنی حق شهروند برای تغییر، بازآفرینی و تصاحب فضای شهری بر اساس نیازها و سلایق خود.
سنایی صرفا معبر افراد آزاداندیش نیست، بلکه به یک فضای زیسته تبدیل شده که در آن بیاعتنایی به ایدئولوژی رسمی، برای خود صاحب فرم، اقتصاد، شبکه اجتماعی و ساختار است.
صندلینشینیهای طولانی، کافهها در مقام حوزههای عمومی کوچک و طنین موسیقی خیابانی، نافرمانی مدنی را از یک پوشش مجرد به یک جغرافیای همبستگی ارتقا داد.
در واقع، شهروندان با حضور فعال خود، فضا را از معنای دیکتهشده حکومتی تخليه کردند و به آن هویتی مدنی و تکثرگرا بخشیدند.
دقیقا در همین نقطه از تولید فضا است که حساسیت حاکمیت از لایه فرهنگی به لایه امنیتی و سخت، تغییر مکان میدهد.
از منظر جامعهشناسی شهری، حکومتها همواره از فضاهای شهری غیراقتدارگرا که پتانسیل بالایی برای سازماندهی جمعی و تعاملات کنترلنشده دارند، هراسانند.
پلمب کافهها بهصورت متوالی و در نهایت کوبیدن پتک بر جدولها در حقیقت تلاش حکومت برای پاتوقزدایی و سلب مالکیت عمومی از فضا بوده است.
حاکمیت با حذف فیزیکی امکان نشستن، تجمع و گفتوگو، تلاش میکند تا این فضای پویا و روایی را دوباره به همان تصاویر متفرق سیال تقلیل دهد.
ساختار قدرت میخواهد پیادهرو صرفا یک دالان عبوری خنثی باشد، نه بستری برای تمرین زیست جمعی آزادانه.
تجربه خیابان سنایی بهوضوح نشان میدهد که بازپسگیری پیادهروها با پتک، نه جنگ با صندلی و جدول، بلکه تلاشی برای سرکوب روایت حق شهروند از شهر و سبک زندگی ملازم آن بوده است تا اراده شهروندان در بازآفرینی فضای زندگیشان ناکام بماند.
همزمان با بسیج امکانات عمومی از سوی جمهوری اسلامی برای اربعین، شهروندان از کمبود کالا، اختلال در حملونقل و فشار بر خدمات عمومی خبر دادند. استانها یکی پس از دیگری اعلام تعطیلی میکنند. تا زمان تنظیم این گزارش، ایلام، بوشهر، خوزستان، قم، کرمانشاه و هرمزگان، ۱۴ مرداد تعطیل شدند.
شهروندان در پیامهایی به ایراناینترنشنال، گفتند امکانات درمانی، حملونقل و خدمات رفاهی در خدمت مراسم حکومتی اربعین که سهشنبه ۱۳ مرداد است، قرار گرفتهاند.
به گفته آنها، برگزاری این مراسم با کمبود برخی کالاهای اساسی، اختلال در حملونقل عمومی و فشار بر خدمات شهری، همراه شده است.
از سوی دیگر، مقامات استانی در ایلام اعلام کردند بهدلیل تداوم موج گرما، افزایش دمای هوا، رشد تردد زائران اربعین و ضرورت مدیریت مصرف انرژی، این استان چهارشنبه ۱۴ مرداد تعطیل است.
استانهای بوشهر، خوزستان، قم، کرمانشاه و هرمزگان نیز به دلایل مشابه ۱۴ مرداد را تعطیل اعلام کردند.
پیرحسین کولیوند، رییس جمعیت هلال احمر، ۲۸ تیرماه اعلام کرد برای مراسم اربعین «به میزان کافی دارو و تجهیزات تهیه و ارسال» شده است و پنج بیمارستان در مسیر نجف تا کربلا با حضور پزشکان ایرانی «به زائران خدماترسانی خواهند کرد».
این در حالی است که در ماههای اخیر، شماری از شهروندان در پیامهایی به ایراناینترنشنال از کمبود و افزایش قیمت دارو خبر دادند و گفتند این وضعیت روند درمان بسیاری از بیماران را با اختلال جدی مواجه کرده است.
نسخهپیچ یک داروخانه در تهران، در پیامی به ایراناینترنشنال گفت بیماران برای تامین قرصهای بیماری قلبی به قیمت یک میلیون و ۳۰۰ هزار تومان، باید مدت زمانی را صرف جمعآوری پول کنند تا بعد بتوانند داروهایشان را تهیه کنند.
مقامهای جمهوری اسلامی اعلام کردند در اربعین امسال سه میلیون و ۲۴۰ هزار نفر شرکت داشتند که کماکان یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفرشان در عراق هستند.
ستاد مرکزی اربعین از شرکتکنندگان در مراسم خواست حین بازگشت به کشور، حتما در موکبهای تعبیه شده استراحت کنند.
شهروندی از کرمانشاه در همین راستا نوشت: «در این وضعیت گرانی و بیحوصلگی، شهر پر شده از حامیان حکومت و زائران. در سراسر شهر برایشان موکب زدهاند و جای خواب، صبحانه و ناهار و شام رایگان نیز در اختیارشان گذاشتهاند.»
برخی شهروندان نیز از کمبود در ناوگان حملونقل بینشهری خبر دادهاند.
یکی از آنها گفت تمام اتوبوسهای بینشهری برای پیادهروی اربعین اختصاص داده شدهاند و به همین دلیل تا هفته آینده هیچ بلیت اتوبوسی از تهران به مقصد شهرهای شمال غربی و غرب کشور، پیدا نمیشود.
شهروند دیگری از جنوب کشور تاکید کرد یازدهم تیر هیچ اتوبوسی به مقصد بوشهر وجود نداشته و شرکتهای مسافربری به مسافران گفتهاند همه اتوبوسها به اجبار برای مراسم اربعین به شلمچه اعزام شدهاند و برای رفتوآمد سایر شهروندان، امکاناتی در نظر گرفته نشده است.
گزارشهایی نیز از کمبود مواد غذایی در برخی شهرها به دست ایراناینترنشنال رسیده است.
مخاطبی از خرمآباد خبر داد بیشتر نانواییهای این شهر با کمبود آرد روبهرو هستند و به گفته نانوایان، بخش زیادی از آرد برای اربعین به عراق ارسال شده است.
از الیگودرز نیز گزارش شده که کمبود تخممرغ، سیبزمینی و پیاز بهشدت افزایش یافته و شهروندان علت آن را جمعآوری این اقلام برای موکبهای اربعین عنوان کردهاند.
یک شهروند از شهرکرد گفت قیمت میوه در روزهای اخیر بهشدت افزایش یافته است.
به گفته او، در حالی که بسیاری از مردم توان خرید میوه ندارند، بهترین محصولات برای مراسم اربعین اختصاص داده شده و همزمان، قیمتها نیز افزایش یافته است.
«فکرش را هم نمیکردم کمتر از ۱۵ روز بعد حکم لغو اسکان بگیرم»
زینب، دانشجوی ورودی ۱۴۰۲، وقتی تصویر تعدادی از دانشجویان در تجمع داخل دانشگاه منتشر شد، فکرش را هم نمیکرد که کمتر از ۱۵ روز بعد، بدون آنکه حتی در کمیته انضباطی حاضر شود، حکم لغو اسکان خوابگاه دریافت کند.
او میگوید شکایتش برای اعتراض به این حکم راه به جایی نبرده است. حالا بهدلیل گرانی هزینه اجاره، همراه چهار دانشجوی دیگر اتاق کوچکی با دو تخت را در منزل یکی از همکلاسیهایش اجاره کردهاند.
زینب تنها یکی از دانشجویانی است که در ماههای اخیر با برخوردهای انضباطی و محدودیتهای دانشگاهی مواجه شده است؛ دانشجویانی که از اخراج، تعلیق، ممنوعالورودی، محرومیت از تحصیل و حذف از خوابگاه میگویند. صدها دانشجو در دانشگاههای مختلف با احکام انضباطی روبهرو شدند
در دانشگاههای الزهرا، صنعتی امیرکبیر، صنعتی شریف، شهید بهشتی، تهران و خواجه نصیر، صدها دانشجو با احکام مختلف روبهرو شدهاند؛ احکامی که شامل اخراج، تعلیق، ممنوعالورودی، لغو اسکان خوابگاه و محرومیت از تحصیل بوده است.
در میان این دانشجویان، کسانی هستند که میگویند بدون حضور در کمیتههای انضباطی برایشان حکم صادر شده و فرصت دفاع از خود را پیدا نکردهاند.
دانشجویان میگویند این برخوردها تنها به احکام دانشگاهی محدود نمانده و همزمان با آن، فشارهایی از مسیرهای دیگر نیز به آنها وارد شده است.
انتشار تصاویر و اطلاعات شخصی؛ روایت دانشجویان از کانالهای تلگرامی
همزمان با تشکیل پروندههای انضباطی، دانشجویان از فعالیت کانالهای تلگرامی میگویند که تصاویر و اطلاعات شخصی آنها را منتشر کردهاند.
بهگفته دانشجویان، در برخی موارد اطلاعاتی مانند نام، کد ملی، شماره شناسنامه، تاریخ تولد، محل تولد، آدرس، شماره تلفن همراه و حتی اطلاعات اعضای خانواده آنها منتشر شده است.
دانشجویان میگویند این اطلاعات تنها در اختیار دانشگاهها قرار دارد و انتشار آنها این احتمال را ایجاد کرده که اطلاعات شخصی از طریق دسترسی به سامانههای دانشگاهی در اختیار گردانندگان این کانالها قرار گرفته باشد.
آنها میگویند شکایت از این کانالها که اطلاعات شخصیشان را منتشر کردهاند، تاکنون به نتیجهای نرسیده است.
یکی از این کانالها پس از انتشار تصاویر دانشجویان نوشته بود: «ما منتظر نمیمانیم تا خدا شما را بعد از مرگ مجازات کند؛ پاسخ اعمالتان را در همین دنیا، همین شهر و همین دانشگاه خواهیم داد.» دانشجویان این پیام را تهدید جانی میدانند و میگویند سکوت مسئولان دانشگاه در برابر چنین تهدیدهایی، باعث ادامه یافتن این روند شده است.
«به جای پاسخ به شکایت، به کمیته انضباطی احضار شدم»
علیرضا، دانشجوی کارشناسی ارشد یکی از دانشگاههای استان تهران، میگوید پس از انتشار تصویرش در یکی از کانالهای تلگرامی، خانوادهاش نیز با تهدید روبهرو شدند.
او میگوید پس از انتشار تصویرش و تهدید خانواده به اخراج از محل کار، از گردانندگان این کانال شکایت کرد.
اما بهگفته او، به جای دریافت پاسخ از مراجع قضایی، سه روز بعد به کمیته انضباطی احضار شد و حکم تعلیق دو ترم گرفت.
علیرضا میگوید یک ماه از شکایتش گذشته اما هنوز هیچ پاسخی از سوی مراجع قضایی دریافت نکرده است.
ساجده نیز یکی از دانشجویانی است که میگوید انتشار یک تصویر باعث تشکیل پرونده برای او شد.
او میگوید در جریان اعتراضات دیماه در بیمارستان بستری بوده، اما یکی از کانالهای تلگرامی تصویری از او منتشر کرده که مربوط به اعتراضات دانشجویی سال گذشته دانشگاهش بوده است.
بهگفته ساجده، همین تصویر نامشخص باعث شد کمیته انضباطی بدون حضور او حکم تعلیق صادر کند.
او میگوید مدارک پزشکی ارائه کرده اما مدیر گروه به او گفته است: «از دست ما خارج است؛ گفتن دانشگاه رو غربالگری کنیم.»
فشارهایی که از دانشگاه به خانوادهها رسید
مادر یکی از دانشجویانی که در تهران تحصیل میکند، میگوید پس از انتشار تصویر فرزندش در یکی از کانالها، اطلاعات شخصی او، پدر و برادرش نیز منتشر شد.
بهگفته او، چند روز بعد مدیر بانک محل کارش در قزوین او را فراخواند و گفت تماس گرفتهاند که دیگر در آنجا کار نکند.
او میگوید مدیر بانک از او خواسته بود تعهدنامهای امضا کند که در آن متعهد شود به جمهوری اسلامی و اصول آن پایبند میماند تا امکان ادامه همکاری فراهم شود.
«هر بار یکی بسته میشود، یکی دیگر مثل قارچ بیرون میآید»
یکی دیگر از دانشجویانی که نامش در کانالهای تلگرامی منتشر شده، میگوید همه این کانالها را گزارش کردهاند، اما هر بار که یکی بسته میشود، کانال دیگری فعالیتش را آغاز میکند.
او که پس از اعتراضات دیماه بازداشت و بهتازگی آزاد شده، میگوید پس از آزادی و انتشار تصویرش، پدرش از محل کارش در شهرداری اخراج شد.
به گفته او، بدون اطلاع قبلی برای پدرش قطع همکاری صادر شد.
«دانشگاه را غربالگری میکنند»
یک فعال دانشجویی میگوید روندی که در دانشگاهها جریان دارد، تلاشی برای تغییر فضای دانشگاه و حذف دانشجویان و استادان معترض است.
او میگوید از زمان آغاز جنبش مهسا، اهرمهای امنیتی و کانالهای تلگرامی برای فشار بر دانشجویان فعال شدهاند تا صدای اعتراض در دانشگاهها خاموش شود.
بهگفته او، همزمان با این برخوردها، دانشگاهها پذیرش هزاران دانشجوی خارجی از کشورهای آفریقایی، چین، روسیه، عراق و پاکستان را ادامه دادهاند؛ اقدامی که از نگاه او با هدف نمایش عادی بودن شرایط دانشگاهها انجام میشود.
خبرگزاری رویترز به نقل از مقامهای کشورهای حاشیه خلیج فارس و تحلیلگران گزارش داد جمهوری اسلامی بر این باور است که با تبدیل مسیرهای تجاری، خطوط کشتیرانی و زیرساختهای انرژی خاورمیانه به اهرمهای فشار، میتواند هزینه رویارویی با خود را بهتدریج برای واشینگتن افزایش دهد.
بر اساس این گزارش که دوشنبه ۱۲ مرداد منتشر شد، تهران بهجای تلاش برای دستیابی به یک پیروزی قاطع نظامی، راهبردی مبتنی بر «تشدید کنترلشده تنش» را دنبال میکند؛ رویکردی که هدف آن گسترش دامنه درگیری بدون کشاندن منطقه به جنگی تمامعیار است.
به گفته منابع آگاه، حکومت ایران میکوشد ایالات متحده و متحدانش را به این جمعبندی برساند که مهار بحران هزینهای بیشتر از پذیرش خواستههای تهران درباره تنگه هرمز دارد.
پیام تهران این است که اگر واشینگتن با نقش پررنگتر جمهوری اسلامی در تنگه هرمز موافقت نکند، درگیری میتواند به مناطقی فراتر از خلیج فارس گسترش یابد.
رویترز نوشت جمهوری اسلامی معتقد است که با به خطر انداختن همزمان چندین گلوگاه دریایی و تاسیسات انرژی میتواند در هرگونه مذاکره احتمالی، موقعیت خود را تقویت کند.
مایکل نایتس، پژوهشگر موسسه واشینگتن، در همین رابطه گفت: «ایران از همان ابتدا کوشیده است با گسترش تدریجی گزینههای خود برای تشدید تنش، همواره برگ تازهای برای رو کردن داشته باشد؛ هر هفته یک جغرافیای جدید، یک نوع سلاح جدید یا یک هدف جدید.»
او افزود: «بزرگترین مزیت جمهوری اسلامی این نیست که بتواند به آمریکا یا اسرائیل آسیب وارد کند. مزیت اصلی آن این است که میتواند به کشورهای منطقه و اقتصاد جهانی ضربه بزند.»
طی هفتههای اخیر، حملات سپاه پاسداران به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز به تشدید تنشها در منطقه انجامید.
همچنین با گسترش دامنه تنشها و ورود حوثیهای یمن به درگیریهای منطقهای، دریای سرخ و تنگه بابالمندب نیز به کانون نگرانیهای امنیتی تبدیل شدهاند.
سپاه پاسداران بهدنبال امتیازگیری از طریق تشدید تنش
رویترز در ادامه نوشت جمهوری اسلامی پس از ایجاد اختلال در تنگه هرمز، این پیام را مخابره کرده است که هیچ گلوگاه دریایی در منطقه از دایره تهدیدهایش مصون نیست.
بر اساس این گزارش، تهدید دریای سرخ و زیرساختهای انرژی عربستان سعودی بخشی از راهبرد تهران برای افزایش هزینه حفاظت از تجارت جهانی و سنجش میزان آمادگی واشینگتن برای تحمل پیامدهای چنین تنشهایی است.
رویکرد جمهوری اسلامی، به گفته یکی از منابع کشورهای خلیج فارس، بازتاب این باور در میان فرماندهان سپاه پاسداران است که «آنها میتوانند امتیازهای بیشتری بگیرند».
به گفته این منبع، فرماندهان سپاه بر این باورند که دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در آستانه انتخابات میاندورهای نوامبر، تمایل چندانی به ورود به یک جنگ گسترده دیگر در خاورمیانه ندارد.
او ادامه داد: «مقامهای ایران معتقدند هرچه دامنه جنگ گستردهتر و فشار بیشتر شود، ترامپ در نهایت عقبنشینی خواهد کرد. ترامپ تصور میکند با وارد کردن ضربههای سنگین میتواند ایران را به میز مذاکره بکشاند، اما آنها کوتاه نخواهند آمد.»
۱۱ مرداد، ترامپ اعلام کرد به درخواست تهران و کشورهای منطقه و مشروط به دستیابی سریع به توافقی که به بازگشایی فوری تنگه هرمز و رفع تهدید هستهای جمهوری اسلامی منجر شود، از انجام حملهای گسترده علیه حکومت ایران صرفنظر کرده است.
او افزود مذاکرات تهران و واشینگتن ۱۲ مرداد آغاز خواهد شد.
در سوی دیگر، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، ۱۲ مرداد هرگونه مذاکره با ایالات متحده را تکذیب کرد و گفت: «در حال حاضر هیچ مذاکرهای با آمریکا نداریم و مذاکرات جاری تنها با عمان و با محوریت دستیابی به تفاهم درباره تردد ایمن کشتیها از تنگه هرمز انجام میشود.»
تلاش تهران برای تغییر موازنه پیش از مذاکره
رویترز به نقل از یک منبع ارشد در حکومت ایران نوشت مقامهای بلندپایه جمهوری اسلامی به این نتیجه رسیدهاند که تلاشهای پیشین برای نشان دادن انعطاف، تنها به تشدید فشارهای آمریکا انجامیده و از این رو، تهران معتقد است پیش از ورود به هر مذاکره جدی، باید اهرمهای فشار خود را تقویت کند.
این منبع افزود حکومت ایران بر این باور است که ترامپ هرگونه عقبنشینی را نشانه ضعف تلقی میکند و تنها در برابر فشار، حاضر به تغییر موضع میشود.
مایکل سینگ، پژوهشگر ارشد موسسه واشینگتن، در همین رابطه گفت تهران معتقد است همچنان ابتکار عمل را در دست دارد، زیرا کاخ سفید هنوز درباره میزان آمادگی خود برای تشدید کارزار نظامی، به جمعبندی نرسیده است.
آلن ایر، دیپلمات پیشین آمریکا و کارشناس مسائل ایران، نیز تاکید کرد تهران میکوشد واشینگتن را به لغو محاصره دریایی و توقف حملات وادار کند.
آینده تنگه هرمز به محور اصلی اختلاف میان تهران و واشینگتن تبدیل شده است. منابع منطقهای گفتند عمان طرحی را با حمایت کشورهای حاشیه خلیج فارس برای مدیریت این آبراه ارائه کرده که شامل پرداخت «داوطلبانه» عوارض از سوی کشتیهای عبوری است.
با این حال، جمهوری اسلامی خواهان در اختیار گرفتن اختیارات اجرایی در تنگه هرمز و دریافت هزینه خدمات از کشتیهای عبوری است؛ خواستهای که واشینگتن آن را رد کرده و بر حفظ جایگاه هرمز بهعنوان یک آبراه بینالمللی، خارج از کنترل حکومت ایران، تاکید دارد.
راهبرد فرسایشی تهران در برابر واشینگتن
رویترز نوشت راهبرد جمهوری اسلامی نتیجهای مطابق انتظار تهران داشته است. با گسترش تهدیدها فراتر از تنگه هرمز، قدرتهای منطقهای و غربی بهجای افزایش فشار بر تهران، حفاظت از مسیرهای تجاری و زیرساختهای انرژی را در اولویت قرار دادهاند.
به نوشته این خبرگزاری، تشکیل ائتلاف دریایی جدید به رهبری عربستان سعودی نمونهای از این تغییر رویکرد است.
منابع کشورهای خلیج فارس گفتند این ائتلاف بر اسکورت کشتیهای تجاری، تبادل اطلاعات و حفاظت از خطوط کشتیرانی متمرکز است، نه رویارویی مستقیم با جمهوری اسلامی.
نایتس این وضعیت را موفقیتی برای تهران دانست و افزود هرچند جمهوری اسلامی توان مقابله مستقیم با قدرت نظامی آمریکا را ندارد، اما میتواند با وادار کردن دولتها و نیروهای دریایی به اتخاذ موضعی تدافعی، هزینههای سنگینی بر آنها تحمیل کند.
هر تهدید تازه در تنگه هرمز، تنگه بابالمندب و سایر نقاط، منابع و هزینه بیشتری برای حفظ جریان تجارت جهانی میطلبد.
به گزارش رویترز، رهبران جمهوری اسلامی بر این باورند که میتوانند فشارهای اقتصادی را بیش از ائتلاف تحت رهبری آمریکا تحمل کنند و با گسترش بحران، شرایط هرگونه مذاکره احتمالی را به نفع خود تغییر دهند.
رویترز در پایان هشدار داد هیچ یک از دو طرف نشانهای از عقبنشینی بروز ندادهاند و ادامه این راهبرد میتواند به مناقشهای بینجامد که مهار آن از توان هر دو طرف خارج باشد.
شماری از شهروندان در واکنش به لغو حمله آمریکا به مواضع جمهوری اسلامی، از رفتارهای چندگانه دونالد ترامپ با مقامهای باقیمانده حکومت ابراز نارضایتی کردند و آن را بخشی از «بازی تکراری تهدید-مذاکره» خواندند.
شهروندی از شیراز با اشاره به مواضع ناپایدار رییسجمهوری آمریکا گفت آقای ترامپ با رفتار «شلکن سفتکن» خود، به سرعت در حال از دست دادن محبوبیتش بین ایرانیان است و جمهوری اسلامی هم به توهم قدرت رسیده است.
او تاکید کرد جنگ اینچنین بینتیجه و فرسایشی که حکومت را هدف قرار ندهد، «فشاری بیدلیل» بر مردم است.
مخاطب دیگری از کرج گفت: «یکی از ترامپ بپرسد دقیقا فازش از این همه تغییر موضع و تغییر حرف چیست؟»
سه رسانه آمریکایی ۹ مرداد بهنقل از چند منبع مطلع گزارش دادند آمریکا و اسرائیل در حال برنامهریزی برای یکی از شدیدترین کارزارهای بمباران تا به امروز علیه اهداف زیرساختی مرتبط با انرژی در ایران هستند و این حملات ممکن است ۱۰ و ۱۱ مرداد انجام شود.
با این حال رییسجمهوری آمریکا شامگاه ۱۰ مرداد اعلام کرد به درخواست جمهوری اسلامی و برخی از کشورهای منطقه و به شرط دسترسی سریع به توافقی که بر اساس آن تنگه هرمز کاملا و فورا باز و تهدید هستهای تهران برطرف شود، از «حملهای گستردهتر از هر حمله دیگر بعد از جنگ جهانی دوم» چشم پوشیده است.
تهدید حمله به زیرساختها بینتیجه است
برخی شهروندان به تهدیدهای تکراری ترامپ درباره هدف قرار دادن زیرساختها اشاره کردند.
مخاطبی گفت این دست حملات، تغییری در مواضع جمهوری اسلامی ایجاد نمیکند، چون «سران حکومت ایرانی نیستند که دلشان به حال کشور بسوزد».
شهروندی دیگر به «بازی تکراری ترامپ» اشاره کرد و گفت: «تهدید حمله شدید به زیرساختها و پلها در آخر هفته میشود؛ نیمه شب یا میانجیگرها تماس میگیرند و منصرفش میکنند، یا با مذاکرهکنندگان خوبی در حال مذاکره هستند و مذاکره بسیار خوب پیش میرود.»
خبرگزاری آسوشیتدپرس دوشنبه ۱۲ مرداد در گزارشی تحلیلی به مرور مواضع رییسجمهوری آمریکا در قبال جمهوری اسلامی پرداخت و لغو حمله برنامهریزیشده اخیر پس از تهدید به حملات گسترده را بخشی از یک «الگوی تکراری» در جنگ با ایران خواند.
این رسانه نوشت در موارد پیشین حملات چند ساعت یا چند روز بعد از سر گرفته شدند.
بخش دیگری از پیامهای مخاطبان، به بینتیجه بودن فرایند توافق و مواضع جمهوری اسلامی در برابر تهدید ترامپ به حمله و خبرهای مذاکره اختصاص یافته است.
شهروندی گفت آمریکا آنقدر «مشاجره و کشمکش پوچ» با جمهوری اسلامی انجام داد که این «فرقه تبهکار» را «بسیار وقیح و پررو» کرد.
مخاطبی دیگر ترامپ را خطاب قرار داد و گفت: «شما چطور گول یک حکومت قاتل و دروغگو را میخورید؛ در صورتی که پشت بلندگوهایشان اعلام میکنند میخواهیم ترامپ و نتانیاهو را اعدام و اموالشان را به نفع جمهوری اسلامی مصادره کنیم.»
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، ۱۲ مرداد در نشستی خبری گفت «مذاکرهای با آمریکا وجود ندارد»، بلکه مذاکرات با عمان بر سر موضوع «تردد ایمن از تنگه هرمز» در حال انجام است.
شهروندی در واکنش به این رویکرد گفت: «آقای بقائی درست میگوید. کاری که جمهوری اسلامی میکند التماس است، نه مذاکره.»
چند شهروند دیگر نیز با ادبیاتی مشابه، به رویکرد «التماسی» جمهوری اسلامی در مواجهه با آمریکا اشاره کردند.
شهروندی در همین زمینه گفت: «فکر کن بزنند رهبرت را بکشند، بعد با لباس مشکی بروی پیش همان کشوری که رهبرت را کشته برای توافق. یعنی آخر خار و خفیف شدن همین است.»
آقای ترامپ، فریب این شیادان کودککش را نخور
برخی پیامها به شدت گرفتن روند اعدامها و تلاش حکومت برای ایجاد رعب و وحشت در جامعه اشاره کردند؛ در شرایطی که جمهوری اسلامی در ضعیفترین وضعیت ممکن است.
شهروندی گفت ای کاش ترامپ همزمان با اعلام آتشبس، از جمهوری اسلامی میخواست روند اعدامها را هم متوقف کند.
مخاطبی دیگر اشاره کرد جمهوری اسلامی ۴۷ سال است مردم خودش را سرکوب و اعدام کرده، کشتار به راه انداخته و مردم را با دین فریب داده است.
او افزود: «واقعا جای تاسف دارد که آقای ترامپ فریب این شیادان کودککش و جوانکش را میخورد.»
شمار دیگری از شهروندان نیز تاکید کردند بزرگترین سلاح ایرانیان در مواجهه با حکومت، نه امید محض به ترامپ یا جنگ، بلکه اطمینان و اعتماد ۱۰۰ درصدی به «شجاعت معترضان» است.
مخاطبی در همین زمینه نوشت: «امید ما به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، اتحاد و همبستگی مردم داخل و خارج و ایمان به حقیقت و پیروزی است.»
ران بوسو، تحلیلگر حوزه انرژی، در تحلیلی برای خبرگزاری رویترز نوشت سودهای کلان صنعت پالایش در پی جنگ ایران، درآمد شرکتهای بزرگ نفتی را بهطور چشمگیری افزایش داده و بخشی از صنعت انرژی را که بسیاری از سرمایهگذاران آن را کمبازده میدانستند، دوباره در کانون توجه قرار داده است.
بر اساس این مطلب که دوشنبه ۱۲ مرداد منتشر شد، بخش پالایش، با وجود نقش کلیدی در زنجیره تامین انرژی، سالها کمجاذبهترین حوزه صنعت نفت برای شرکتهای غربی بوده است.
هزینههای بالای بهرهبرداری، نوسان شدید حاشیه سود، افزایش «هزینههای کربنی» و رقابت پالایشگاههای تحت حمایت دولتها در خاورمیانه، آفریقا و آسیا، بسیاری از غولهای نفتی را به کاهش سرمایهگذاری در این بخش سوق داده است.
«هزینههای کربنی» به مالیات، مجوزهای انتشار و دیگر هزینههایی گفته میشود که دولتها برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای از صنایع آلاینده، از جمله پالایشگاهها، دریافت میکنند.
روند عقبنشینی از سرمایهگذاری در پالایشگاهها از اواخر دهه ۲۰۱۰، بهویژه در اروپا، سرعت گرفت؛ زیرا دولتها و شرکتها با اتکا به رشد سریع خودروهای برقی پیشبینی میکردند تقاضا برای سوخت تا دهه ۲۰۳۰ کاهش یابد و نیاز به توسعه ظرفیت پالایش کمتر شود.
در نتیجه، ظرفیت پالایش پنج شرکت بزرگ نفتی غربی شامل بیپی، شورون، اکسونموبیل، شل و توتالانرژیز از ۱۶.۴ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۰۵، معادل ۲۲ درصد ظرفیت جهانی، به ۱۰.۴ میلیون بشکه در روز در سال گذشته کاهش یافت؛ رقمی که تنها ۱۳ درصد از پالایش نفت خام جهان را تشکیل میدهد.
در این میان، شرکت شل بیشترین کاهش را تجربه کرده و تعداد پالایشگاههای خود را از ۴۰ واحد به ۷ پالایشگاه رسانده است.
با این حال، در پی تشدید درگیریهای نظامی در مناطق نفتخیز طی یک سال گذشته، وضعیت صنعت پالایش بهطور محسوسی بهبود یافته است.
تحلیلگران معتقدند این رونق در بلندمدت با تغییر الگوی مصرف نفت و کاهش تدریجی تقاضا برای سوختهای فسیلی، دوام نخواهد داشت.
جنگ ایران یکی از مهمترین عوامل رونق صنعت پالایش بوده است. بسته ماندن تنگه هرمز برای چند ماه و محدود شدن دسترسی پالایشگاهها به نفت خام، همزمان با حملات تهران به پالایشگاههای خاورمیانه، حاشیه سود پالایش بنزین، گازوئیل و سوخت جت را به رکوردی بیسابقه رساند.
اختلال در عرضه نفت خام خاورمیانه، پالایشگاهها بهویژه در آسیا را ناچار به کاهش تولید کرد.
چین با وجود برخورداری از ذخایر عظیم نفت خام، برای جبران افت واردات، فعالیت پالایشگاههای خود را بهشدت کاهش داد و صادرات سوخت را متوقف کرد.
برآیند این تحولات در سهماهه دوم سال جاری میلادی حدود پنج میلیون بشکه در روز، معادل نزدیک به شش درصد از ظرفیت پالایش جهان پیش از جنگ، را از مدار خارج کرد.
بر اساس گزارش آژانس بینالمللی انرژی، میانگین پالایش نفت جهان به حدود ۷۸ میلیون بشکه در روز کاهش یافته که پایینترین سطح از زمان همهگیری کرونا در سال ۲۰۲۰ است.
در همین حال، حملات مداوم پهپادی اوکراین به زیرساختهای انرژی روسیه، ظرفیت پالایش این کشور را بهشدت کاهش داد و مسکو را وادار به توقف صادرات گازوئیل کرد؛ اقدامی که به جهش قیمت این فرآورده در بازارهای جهانی انجامید.
همزمانی جنگ ایران و حملات اوکراین به زیرساختهای انرژی روسیه، سودآوری پالایشگاهها را بهطور کمسابقهای افزایش داد. کمبود فرآوردههای نفتی، قدرت قیمتگذاری شرکتهای بزرگ نفتی را تقویت کرد و بسیاری از پالایشگاهها را به فعالیت با حداکثر ظرفیت رساند.
پالایشگاههای آمریکا که در جریان این بحران به بزرگترین تامینکنندگان سوخت جهان تبدیل شدند، در هفته منتهی به دوم مرداد، با ۹۷ درصد ظرفیت فعالیت کردند؛ رقمی بالاتر از میانگین بلندمدت حدود ۹۰ درصدی این کشور.
شاخص حاشیه سود پالایش شرکت بیپی که یکی از معیارهای سنجش سودآوری صنعت پالایش در جهان است، از ۱۷ دلار به ازای هر بشکه در سهماهه نخست به ۳۰ دلار در سهماهه دوم افزایش یافت.
این شاخص در مدت مشابه سال گذشته میلادی ۱۲ دلار بود و میانگین آن در سهماهه سوم تاکنون به ۴۲ دلار در هر بشکه رسیده است.
اکسونموبیل در سهماهه دوم سال ۵.۵ میلیارد دلار سود از بخش پاییندستی خود به ثبت رساند که بهترین عملکرد این شرکت از سال ۲۰۲۲ بهشمار میرود. شورون نیز با ثبت ۴.۹ میلیارد دلار سود در «بخش پاییندستی»، بالاترین درآمد خود در این بخش طی دهه جاری را گزارش کرد.
بخش پاییندستی صنعت نفت به پالایش نفت خام، تولید فرآوردههای نفتی و توزیع و فروش آنها به مصرفکنندگان گفته میشود.
شل اعلام کرد سود تعدیلشده بخش فرآوردههای نفتی این شرکت به ۲.۵ میلیارد دلار رسیده که بالاترین رقم در دهه جاری است. شبکه پالایش این شرکت در سهماهه دوم با نرخ بهرهبرداری ۱۰۲ درصدی فعالیت کرد.
پاتریک پویان، مدیرعامل توتالانرژیز، هم عملکرد بخش پالایش این شرکت را «استثنایی» توصیف کرد.
تحلیلگران معتقدند عواملی که سودآوری پالایشگاهها را افزایش دادهاند، در کوتاهمدت از میان نخواهند رفت.
هرچند بازگشایی کامل تنگه هرمز در صورت حلوفصل پایدار تنش میان تهران و واشینگتن و ازسرگیری فعالیت پالایشگاههای چین میتواند بازار سوخت را متعادلتر کند، اما زمان تحقق این سناریو هنوز مشخص نیست.
جنگ ایران نگرانیها درباره امنیت انرژی را تشدید کرده و دولتها را به افزایش ذخایر راهبردی نفت خام و فرآوردههای نفتی برای مقابله با اختلالهای احتمالی عرضه سوق داده است.
برآوردهای اداره اطلاعات انرژی آمریکا نشان میدهد ذخایر جهانی نفت در سهماهه دوم سال ۲۰۲۶ روزانه ۵.۱ میلیون بشکه کاهش یافته و پیشبینی میشود در سهماهه سوم نیز روزانه ۲.۲ میلیون بشکه دیگر افت کند.
به همین دلیل، بازسازی ذخایر بنزین، گازوئیل و سوخت جت احتمالا سالها طول خواهد کشید و تقاضا برای پالایش را در سطح بالایی نگه میدارد.
آلن گلدر، معاون ارشد بخش پالایش شرکت مشاورهای وود مکنزی، پیشبینی کرد حاشیه سود و نرخ بهرهبرداری پالایشگاهها تا پایان دهه جاری، بهدلیل تداوم رشد تقاضای نفت و محدود بودن پروژههای جدید پالایشگاهی، همچنان بالا باشد.
تحلیلگران معتقدند سود چشمگیر پالایشگاهها بیش از آنکه ناشی از بهبود بنیادین صنعت باشد، نتیجه جنگ، آسیب به زیرساختهای انرژی و کمبود عرضه است.
به گفته آنها، پالایشگاهها از آن جهت سود میبرند که ظرفیت پالایش جهان با سرعتی بیشتر از افت تقاضا کاهش یافته است.
این شرایط ممکن است پایدار نباشد. شماری از کشورهایی که ظرفیت پالایش محدودی دارند، اکنون در حال بررسی توسعه پالایشگاههای داخلی هستند. استرالیا از جمله کشورهایی است که چنین برنامهای را دنبال میکند.
به باور تحلیلگران، این سرمایهگذاریها در بلندمدت میتواند ظرفیت جدیدی به بازار اضافه کند و زمینه مازاد عرضه را فراهم آورد.
شرکتهای بزرگ نفتی نیز این چشمانداز را پذیرفتهاند. به گفته تحلیلگران، چند سال سودآوری استثنایی شاید روند افول صنعت پالایش را کندتر کند، اما بعید است بتواند مسیر بلندمدت این صنعت را تغییر دهد.