والاستریت ژورنال: جنگندههای بحرین و کویت به اهدافی در ایران حمله کردهاند

روزنامه والاستریت ژورنال بهنقل از منابع آگاه گزارش داد که بحرین و کویت در اقدامی بیسابقه بهطور مخفیانه با جنگندههای خود به اهدافی در داخل خاک ایران حمله کردهاند.

روزنامه والاستریت ژورنال بهنقل از منابع آگاه گزارش داد که بحرین و کویت در اقدامی بیسابقه بهطور مخفیانه با جنگندههای خود به اهدافی در داخل خاک ایران حمله کردهاند.
این روزنامه این حملات را نخستین اقدام تلافیجویانه مستقیم این دو کشور علیه تهران خوانده و آن را نشاندهنده موقعیت دشواری دانسته است که کشورهای عربی با ادامه جنگ در آن گرفتار شدهاند.
بهگفته برخی از این منابع، این حملات هوایی که اوایل ماه جاری انجام شد و انبارهای نگهداری پهپاد و موشک و همچنین دیگر تاسیسات نظامی را هدف قرار داد، بازتابدهنده محاسبات تازه کشورهای عربی در مواجهه با جنگی طولانی است که خطر درگیر کردن هرچه بیشتر آنها را به همراه دارد
این منابع جمعه دوم مرداد به والاستریت ژورنال گفتند امارات متحده عربی، که در مراحل ابتدایی جنگ چندین بار به ایران حمله کرده بود، اطلاعات مربوط به اهداف و همچنین پوشش هوایی دفاعی برای این حملات فراهم کرد؛ اقدامی که نشانهای از شکلگیری همکاری میان کشورهای عربی برای مقابله با جمهوری اسلامی است.
جمهوری اسلامی طی هفتههای گذشته حملات تلافیجویانه خود را عمدتا بر بحرین و کویت متمرکز کرده است؛ دو کشوری که میزبان پایگاههای نظامی آمریکا هستند.
این دو کشور حوزه خلیج فارس نیروهای هوایی نسبتا کوچکی دارند که به جنگندههای آمریکایی و اروپایی مجهز هستند، اما به گفته افراد آگاه، نمیخواستند اجازه دهند تهران بدون پرداخت هزینه به حملات خود علیه آنها ادامه دهد.
امارات متحده عربی اعلام کرده از کاهش تنشها در منطقه، از جمله بازگشایی کامل تنگه هرمز مسیر حیاتی صادرات نفت کشورهای خلیج فارس، حمایت میکند.
وزارت امور خارجه امارات همچنین حملات به کویت و بحرین را محکوم کرده و گفته است این کشور «همبستگی کامل خود را با این کشورها اعلام میکند و بار دیگر حمایت خود را از تمامی اقداماتی که با هدف حفاظت از امنیت و ثبات آنها انجام میشود، مورد تاکید قرار میدهد.»
سخنگویان دولتهای کویت و بحرین به درخواستهای والاستریت ژورنال درباره حملات این دو کشور به اهدافی در خاک ایران پاسخ ندادند.
بهنوشته این روزنامه، معضل بحرین و کویت در واقع بازتاب وضعیت گستردهتری در سراسر خلیج فارس است؛ جایی که دولتهای عربی میان جنگی که خواهان آن نبودند و همسایهای بسیار بزرگتر و خشمگین در ایران گرفتار شدهاند.
این کشورها در مجموع بخش عمده فشار و خسارات ناشی از حملات جمهوری اسلامی در طول جنگ را متحمل شدهاند و اکنون با این احتمال روبهرو هستند که یک رویارویی طولانیمدت شکل بگیرد؛ جنگی که امنیت و اقتصاد آنها را تهدید میکند.
دینا اسفندیاری، تحلیلگر خاورمیانه در بلومبرگ اکونومیکس، به والاستریت ژورنال گفت: «ادامه جنگ به شکلی که اکنون در حال پیش رفتن است، بدترین سناریو ممکن برای کشورهای حوزه خلیج فارس.»
او افزود: «دلیلش این است که چنین شرایطی به آنها فرصت بازسازی و حفظ تصویر خود بهعنوان پناهگاهی برای ثبات در منطقهای بیثبات را نمیدهد. این وضعیت اساس الگوهای آنها را تحت تاثیر قرار میدهد.»
والاستریت ژورنال پیش از این گزارش داده بود که امارات متحده عربی از همان مراحل ابتدایی وارد این درگیری شد و از آغاز جنگ دهها حمله هوایی علیه جمهوری اسلامی انجام داد. این حملات تا یک روز پس از اعلام آتشبس در ماه آوریل ادامه یافت.
جمهوری اسلامی در هفتههای اخیر عموما از حمله به امارات خودداری کرده است، هرچند اوایل ماه جاری دو نفتکش اماراتی را هدف قرار داد.
کویت و بحرین در موقعیتی بهویژه دشوار قرار دارند. اسفندیاری گفت هیچیک از این دو کشور طی دهههای گذشته روابط خوبی با جمهوری اسلامی نداشتهاند و در موج اخیر درگیریها نیز از اهداف اصلی بودهاند.
اکنون حکومت ایران حملات خود را تشدید کرده و زیرساختهای حیاتیتری را در این کشورها هدف قرار میدهد.
وزارت امور خارجه کویت یکشنبه اعلام کرد جمهوری اسلامی یک نیروگاه برق و یک تاسیسات آبشیرینکن را هدف قرار داده است. کویت این اقدام را تهدیدی علیه شهروندان این کشور و تشدید خطرناک تنشها خواند.
کشورهایی مانند عمان و قطر مدتهاست تلاش کردهاند میان جمهوری اسلامی و غرب موازنه برقرار کنند و تمایل اندکی برای رویارویی با تهران نشان دادهاند.
بهگفته افراد آگاه از موضوع، عربستان سعودی نیز در مراحل ابتدایی جنگ همراه با امارات متحده عربی به اهدافی در خاک ایران حمله کرد، اما اکنون در حال ارزیابی موضع خود است.
دولتهای عربی منطقه امیدوار بودند جنگ بهسرعت پایان یابد تا بتوانند دوباره بر اقتصاد خود تمرکز کنند اما اکنون این درگیری وارد پنجمین ماه خود شده است، بدون آنکه نشانهای وجود داشته باشد که یکی از طرفین به خواستههایش رسیده یا قصد عقبنشینی داشته باشد.
صادرات نفت کشورهای خلیج فارس بهدلیل تسلط جمهوری اسلامی بر تنگه هرمز بهشدت مختل شده است.
این هفته تهدید تازهای نیز با محاصره دریای سرخ و حملات حوثیهای مورد حمایت جمهوری اسلامی به کشتیها پدیدار شد.
بهنوشته والاستریت ژورنال، گردشگری در منطقه تقریبا متوقف شده و سرمایهگذاری نیز تحت فشار قرار گرفته است.
دولتهای عربی اکنون در حال بررسی این موضوع هستند که آیا ممکن است برای باز کردن مسیرهای حیاتی تجارت خود ناچار شوند رویکرد تهاجمیتری در پیش بگیرند.
عمر کریم، پژوهشگر سیاست عربستان سعودی و ژئوپلیتیک خلیج فارس در دانشگاه بیرمنگام، به والاستریت ژورنال گفت: «فکر میکنم کشورهای خلیج فارس دارند به این نتیجه میرسند که این جنگ برای مدتی ادامه خواهد داشت.»
او افزود: «این در نهایت به این معناست که آنها ناچار خواهند شد آشکارا با ایران مقابله کنند.»
به گفته او، دولتهای منطقه حتی شروع به بررسی ایده تغییر حکومت در تهران کردهاند، «زیرا ادامه همزیستی در یک منطقه با این حکومت در ایران، عملا به معنای قرار گرفتن تحت سلطه هژمونیک جمهوری اسلامی خواهد بود.»
خبرگزاری رویترز بهنقل از منابع پاکستانی گزارش داد که توقف حملات به عربستان سعودی و دیگر کشورهای خلیج فارس اکنون «پیششرط ازسرگیری هرگونه مذاکره» خواهد بود و اسلامآباد این پیام را به تهران منتقل کرده است.
سه منبع پاکستانی در عین حال به رویترز گفتند که پاکستان در پی ابتکاری که چین آغاز کرده است، در حال بررسی راهی برای ازسرگیری مذاکرات متوقفشده میان آمریکا و جمهوری اسلامی با هدف پایان دادن به جنگ نزدیک به پنجماهه دو کشور است.
این منابع گفتند گفتوگوهای مقدماتی در جریان سفر اسکندر مومنی، وزیر کشور جمهوری اسلامی، به اسلامآباد در این هفته انجام شد. این دومین سفر مومنی به پاکستان در ۱۰ روز گذشته بود.
بر اساس بیانیههای دولت پاکستان، مومنی که از فرماندهان سپاه و از چهرههای نزدیک به فرماندهی کنون سپاه پاسداران محسوب میشود، این هفته با رهبران دولت پاکستان و عاصم منیر، فرمانده ارتش این کشور، دیدار کرد.
هر سه منبع هشدار دادند که موانع موجود بر سر راه هرگونه مذاکره با آمریکا همچنان جدی است.
بسته شدن تنگه هرمز به چین آسیب میزند
بهنوشته رویترز پاکستان بهعنوان یک میانجی بالقوه در آینده، خود را در موقعیتی بهطور فزاینده پیچیده یافته است.
اوایل این هفته، حوثیهای تحت حمایت جمهوری اسلامی اعلام کردند که عربستان سعودی را تحت محاصره دریایی قرار میدهند. عربستان سعودی متحد نزدیک پاکستان است و سال گذشته یک پیمان دفاع متقابل با این کشور امضا کرد.
پاکستان به حمایت مالی عربستان سعودی متکی است و اسلامآباد حملات اخیر حوثیها به عربستان را بهشدت محکوم کرده است. اگر چنین به نظر برسد که پاکستان بیش از حد پذیرای استدلالهای جمهوری اسلامی است، این مساله میتواند خطر نارضایتی ریاض را در پی داشته باشد.
اما اسلامآباد به شکل مشابهی به پکن نیز وابسته است؛ چین نیز یکی از حامیان مالی مهم پاکستان است و از نظر اقتصادی به یافتن یک راهحل دیپلماتیک برای بازگشایی مسیرهای کلیدی تجارت در خاورمیانه علاقهمند است.
هر سه منبع پاکستانی به رویترز گفتند اسحاق دار، وزیر امور خارجه پاکستان، در سفر هفته گذشته خود به چین، تلاش جدید برای برقراری صلح در خاورمیانه را نیز با مقامهای چینی در میان گذاشت.
یک مقام دولت پاکستان گفت: «چینیها ناراضی هستند، زیرا حملات حکومت ایران به دیگر کشورهای خلیج فارس و بسته شدن تنگه هرمز به منافع آنها آسیب میزند.»
اختلال در دریای سرخ نیز به یکی دیگر از مسیرهای مهم تجاری که پکن به آن متکی است، ضربه خواهد زد.
اسحاق دار و بخش روابط عمومی ارتش پاکستان به درخواستهای رویترز برای اظهارنظر پاسخ ندادند.
وزارت امور خارجه چین در بیانیهای اعلام کرد: «چین از تلاشهای میانجیگرانه پاکستان و دیگر طرفها حمایت میکند.»
این وزارتخانه افزود که چین همچنان «نقشی فعال در بازگرداندن هرچه سریعتر صلح و آرامش به منطقه خلیج فارس در خاورمیانه» ایفا خواهد کرد.
مقام پاکستانی: توقف حملات ضروری است
پکن بزرگترین شریک تجاری جمهوری اسلامی و خریدار اصلی نفت خام صادراتی ایران، با وجود تحریمهای بینالمللی علیه تهران، است و از تخفیف قابل توجه قیمت این منبع انرژی بهره میبرد.
چین طی سالهای گذشته همچنین حمایت خود از بخش امنیتی ایران را از طریق ارسال قطعات دارای کاربرد دوگانه، تجهیزات تراشه و سامانههای ناوبری ماهوارهای افزایش داده است، هرچند از زمان آغاز جنگ تاکنون آشکارا کمکی نظامی در اختیار جمهوری اسلامی قرار نداده است.
پکن همواره از تلاشهای میانجیگرانه پاکستان حمایت کرده و در ماه مارس نیز فرستاده ویژه خود را برای انجام یک سفر دیپلماتیک رفتوبرگشتی در خاورمیانه اعزام کرده بود.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، جمعه دوم مرداد در پستی در شبکه اجتماعی تروثسوشیال نوشت که شی جینپینگ، رییسجمهوری چین و ولادیمیر پوتین، رییسجمهوری روسیه، به او گفتهاند که به جمهوری اسلامی سلاح نخواهند فروخت و او این اظهارات را باور میکند.
ترامپ افزود: «اگر آنها چنین کاری انجام دهند، برایشان بسیار بد خواهد بود؛ چرا که قطعا به نفعشان نیست.»
ترامپ نوشت: «رییسجمهوری شی، در دیدار اخیر ما در پکن، به من گفت که تحت هیچ شرایطی به جمهوری اسلامی ایران سلاح نخواهد داد یا سلاحی به آن نخواهد فروخت؛ این اظهارنظر شامل شرکتهای چینی نیز میشود. با توجه به روابطی که داریم، من حرف او را باور میکنم و علاوه بر آن، من نیز در حال انجام لطفهای بسیار بزرگی در حق او هستم.»
او نوشت: «به همین ترتیب، رییسجمهوری پوتین، با وجود جنگ وحشتناکی که در اوکراین در جریان است (روابط همچنان حفظ شده، همانطور که با رییسجمهور زلنسکی نیز حفظ شده است)، به من گفت که به ایران سلاح نخواهد فروخت. او درک میکند که من به اوکراین سلاح نمیفروشم، بلکه به کشورهای عضو ناتو میفروشم. آنها قیمت کامل را پرداخت میکنند و اینکه این سلاحها چگونه توزیع میشوند، من هیچ اطلاعی ندارم.»
ترامپ همچنین نوشت: «بنابراین، دو کشور بزرگ که مردم بیشتر در ارتباط با ایران از آنها صحبت میکنند، از نظر من در این موضوع مشارکت ندارند.»
آمریکا و جمهوری اسلامی در ماه ژوئن، پس از میانجیگری پاکستان و قطر، یک یادداشت تفاهم با هدف حرکت به سوی پایان دادن به جنگ امضا کردند. قرار بود این توافق یک بازه ۶۰ روزه برای مذاکرات درباره یک توافق دائمی فراهم کند.
اما مذاکرات غیرمستقیم هیچ پیشرفتی به همراه نداشت. هر دو طرف یکدیگر را به نقض توافق متهم کردند و درگیریها از سر گرفته شد.
حوثیها پنجشنبه اعلام کردند در چارچوب محاصره دریایی خود، دو نفتکش سعودی را هدف قرار دادهاند؛ اقدامی که در کنار بسته شدن تقریبا کامل تنگه هرمز، خطر ایجاد دومین گلوگاه برای عرضه جهانی نفت را به وجود آورده است.
این تشدید تنشها، هم اهمیت و حساسیت تلاشهای دیپلماتیک تازه پاکستان را افزایش داده و هم موانع پیش روی آن را بیشتر کرده است.
پیش از این اکسیوس گزارش داده بود که تهران آخرین پیشنهادهای میانجیها برای برقراری یک آتشبس ۱۰ روزه را نپذیرفته است.
دونالد ترامپ، پنجشنبه به این رسانه گفت به تصمیمگیری برای از سرگیری عملیات رزمی عمده علیه جمهوری اسلامی نزدیک شده است؛ عملیاتی که به گفته او «بزرگتر و گستردهتر» از عملیات خشم حماسی خواهد بود.
او زمانی برای انجام این حمله تعیین نکرد، اما به نظر میرسد که وقوع جنگی تمامعیار اجتنابناپذیر است و سطح درگیری آمریکا با جمهوری اسلامی بهزودی بیش از پیش افزایش خواهد یافت.
دولت آمریکا و سفارتخانههای این کشور در اسرائیل و عراق به شهروندان آمریکایی در خاورمیانه هشدار داده و از آنها خواستهاند اقدامات احتیاطی بیشتری انجام دهند و برای بسته شدن مرزهای هوایی و زمینی در این منطقه آماده باشند.
متیو گولد، سفیر پیشین بریتانیا در اسرائیل و معاون پیشین سفیر بریتانیا در ایران در مقالهای در روزنامه واشینگتنپست جمهوری اسلامی را «لانه افعیهایی» خوانده که درگیر نبرد با هم بر سر قدرت هستند. او نوشته است که کشورهای غربی برای مذاکره با جمهوری اسلامی، ابتدا باید آن را بشناسند.
متیو گولد (Matthew Gould) در فاصله سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۵ سفیر بریتانیا در اسرائیل بود. او که اولین سفیر یهودی بریتانیا در اسرائیل محسوب میشود از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵ معاون سفیر بریتانیا در تهران بود.
او در آغاز این مقاله نوشته است: در اواسط تیر ماه، حکومت ایران با حمله به سه کشتی تجاری در تنگه هرمز، توافق آتشبسی را که با ایالات متحده به دست آورده بود، عملا زیر پا گذاشت. تهران پس از مذاکره بر سر بستهای فوقالعاده، شامل پایان تحریمها، آزادسازی داراییهای مسدودشده و ایجاد یک صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری برای پرداخت غرامت، تصمیمی ظاهرا بیمعنا گرفت و به جای آن وارد درگیری شد. درک اینکه چرا جمهوری اسلامی چنین کاری کرد، برای فهمیدن نحوه برخورد با این حکومت ضروری است.
گولد افزوده است: «وقتی ۲۰ سال پیش از سوی وزارت امور خارجه بریتانیا در ایران مامور بودم، دو قاعده برای توضیح رفتار حکومت ایران برای خودم شکل دادم. قاعده نخست: رهبران ایران به شکلی یکجانبه و تمامعیار بر حفظ قدرت خود متمرکزند. آنها میدانند که اکثریت قاطع ایرانیان از آنها بیزارند و اگر سرانجام حکومت کنار زده شود، مردم با آنها با گذشت و بخشش برخورد نخواهند کرد.»
بهنوشته معاون پیشین سفیر بریتانیا در تهران، عزم ماندن در قدرت، هدایتکننده اقدامات حکومت است. از این منظر، رهبران جمهوری اسلامی عقلانی رفتار میکنند، اما این به معنای میانهرو بودن آنها نیست. جمهوری اسلامی در دی ماه سال گذشته برای سرکوب اعتراضات، هزاران ایرانی را قتلعام کرد. حملات موشکی ایران به همسایگانش ممکن است شبیه واکنشی کور و بیهدف به نظر رسیده باشد، اما در واقع تجلی دکترین حکومت موسوم به «تشدید افقی» بود؛ یعنی ایجاد اهرم فشار از طریق ادامه دادن روند تشدید تنش.
سفیر سابق بریتانیا در اسرائیل در ادامه یادداشت خود در توضیح قاعده دوم برای درک رفتار رهبران جمهوری اسلامی نوشته است: «اقدامات ایران اغلب بیش از آنکه به سیاستورزی میان دولتها مربوط باشد، ناشی از پویاییهای داخلی حکومت است. دولتهای غربی معمولا اقدامات حکومت ایران را بهعنوان اقداماتی تفسیر میکنند که متوجه آنهاست. اما در بسیاری از موارد، مخاطب واقعی این اقدامات در داخل خود حکومت است.»
بهنوشته متیو گولد، رهبری جمهوری اسلامی یکپارچه و یکدست نیست. ساختارهای غیررسمی قدرت دستکم به اندازه ساختارهایی که در قانون اساسی تعریف شدهاند اهمیت دارند و این ساختارها دائما در حال تغییرند. حکومت همیشه بر پایه ترس بنا شده است؛ حتی رهبران آن نیز دائما مراقب پشت سر خود هستند، از اعتبار انقلابیشان محافظت میکنند و به شیوههایی مبهم برای یکدیگر پیام میفرستند. حتی خود آنها نیز برای درک یکدیگر مشکل دارند. فهمیدن پویاییهای درونی حکومت از بیرون تقریبا غیرممکن است.
او افزوده است: «وقتی برای نخستین بار در سال ۲۰۰۳ وارد تهران شدم، تا حدی با این ظرافتها آشنا شدم. علی خامنهای، رهبر وقت جمهوری اسلامی، در خطبههای نماز جمعه با لحنی بسیار تند به بریتانیا حمله کرد. من نزد رییس یک اندیشکده نزدیک به دفتر رهبر رفتم و پرسیدم چه چیزی باعث این حمله لفظی شده است. او طوری به من نگاه کرد که انگار احمق هستم. از نظر او باید متوجه چیزهایی میشدم که خامنهای نگفته بود و درمییافتم که آن سخنرانی در واقع نشانهای از نرمتر شدن رویکرد او بوده است.»
بهنوشته گولد، از آن زمان تاکنون، رهبران جمهوری اسلامی بدگمانتر، دو روتر و بیشتر اهل خنجر زدن از پشت شدهاند. موجهای اعتراضات مردمی که هر بار با خشونتی فزاینده سرکوب شدهاند، حکومت را متزلزلتر کردهاند. حملات آمریکا و اسرائیل در اسفند ماه سال گذشته که به حذف سران حکومت انجامید، ساختارهای قدرت را در هم شکست و رهبری جمهوری اسلامی را وارد هرجومرج کرد.
متیو گولد در ادامه مقاله خود نوشته است: «خامنهای تقریبا چهار دهه رهبر جمهوری اسلامی بود. با وجود عنوان "رهبر معظم"، حتی او نیز همواره ناچار بود میزان و نحوه اعمال اقتدار خود را در داخل حکومت تنظیم کند. این کار بسیار پیچیدهتر از صدور فرمان بود. او داور اصلی میان جناحهای مختلف حکومت بود و محافظهکاران و اصلاحطلبان را "مانند دو بال یک پرنده" توصیف میکرد. از زمان مرگ او، حکومت داور خود را از دست داده است. پسرش مجتبی عنوان رهبری را در اختیار گرفته، اما نقش پدرش را نه. او در همان حملاتی که پدرش و همسر خودش را کشت، مجروح شد و از آن زمان تاکنون حتی در مراسم خاکسپاری پدرش نیز دیده نشده است. روایت رسمی حکومت این است که او در مکانی امن قرار دارد و برای جلوگیری از افشای محل اقامتش، تنها از طریق پیکها ارتباط برقرار میکند. حتی اگر این روایت درست باشد، معنایش این است که رهبر جدید بسیار کمتر از پدرش قادر به تثبیت نظام است.»
بهنوشته این دیپلمات بریتانیایی، حکومت همچنین چهرههای دیگری را از دست داده که میتوانستند به حفظ انسجام اجزای پراکنده آن کمک کنند. علی لاریجانی حلقه ارتباطی میان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، روحانیون و سیاستمداران بود. پس از کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی در ۹ اسفند ۱۴۰۴، او عملا اداره امور را در دست داشت، اما خودش کمتر از دو هفته بعد در یک حمله کشته شد. او به هیچ وجه میانهرو نبود، اما سیاستمداری عملگرا بود که میتوانست معامله کند و حکومت را نیز با خود همراه سازد.
متیو گولد تاکید کرده که مرگ این افراد حکومت را در آشفتگی فرو برده است. در میان این هرجومرج، رهبران جمهوری اسلامی بیش از گذشته در معرض اتهام وفاداری ناکافی قرار دارند و نیاز شدیدتری احساس میکنند که قدرت خود را به نمایش بگذارند. سپاه پاسداران در حال قدرت گرفتن است و حکومت را به سوی مواضع سختگیرانهتری سوق میدهد؛ در عین حال، اعضای خود سپاه نیز میان جناحهای مختلف تقسیم شدهاند.
بهنوشته او مجموعه این عوامل به توضیح این مساله کمک میکند که چرا حکومت تصمیم گرفت توافقی بسیار جذاب را خراب کند، نه در درجه اول بهعنوان اقدامی در عرصه سیاست خارجی یا با نگاه به واشینگتن، بلکه در نتیجه رقابت و کشمکش داخلی رهبران آن که نگاهشان به یکدیگر بود.
معاون پیشین سفیر بریتانیا در تهران در پایان مقاله خود تاکید کرده است که اگر ایالات متحده و متحدانش میخواهند به شکلی موثر با حکومت ایران برخورد کنند و تهدیدها، حملات و مشوقها را با نسبتهای درست تنظیم کنند، ابتدا باید درک کنند که این حکومت لانهای از افعیها متشکل از رهبران و گروههایی رقیب با ادعای تصاحب کامل قدرت است. در بسیاری از مواقع، آنها پیش از آنکه به غرب فکر کنند، به جایگاه خود در داخل حکومت میاندیشند.
وزارت خارجه آلمان در پاسخ به پرسش ایراناینترنشنال درباره وضعیت سفارت این کشور در تهران اعلام کرد این سفارتخانه تعطیل نشده، اما بخش کنسولی و صدور ویزا در شرایط کنونی بهصورت اضطراری و با ظرفیت محدود فعالیت میکند. برلین همچنین بار دیگر از شهروندان آلمانی خواست ایران را ترک کنند.
وزارت امور خارجه آلمان جمعه دوم مرداد تاکید کرد وضعیت امنیتی ایران را بهدقت زیر نظر دارد و بهطور مستمر با سفارت خود در تهران درباره تحولات امنیتی و شرایط کارکنان در ارتباط است.
این وزارتخانه افزود تامین امنیت کارکنان سفارت در اولویت قرار دارد و تدابیر حفاظتی بهطور مداوم بر اساس تحولات موجود بازبینی و بهروزرسانی میشود.
طبق اعلام وزارت امور خارجه آلمان، سفارت این کشور در تهران در حال حاضر تنها قادر به ارائه خدمات محدود کنسولی است.
پیشتر یک دیپلمات آلمانی در مصاحبه با شبکه فونیکس گفته بود همه کارکنان سفارت آلمان در ایران، این کشور را ترک کردهاند.
اول مرداد، خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، نوشت بهدنبال انتشار اخباری درباره تعطیلی سفارت بریتانیا در تهران، فرانسه نیز سفارت خود را تخلیه کرده است.
تسنیم دلیل این تصمیم را «نگرانی از تنشهای اخیر» عنوان کرد.
با این حال، ساعاتی بعد سخنگوی وزارت امور خارجه فرانسه این خبر را تکذیب کرد و گفت سفارت فرانسه در تهران تخلیه یا تعطیل نشده است.
تاکید دوباره بر خروج شهروندان آلمانی از ایران
وزارت امور خارجه آلمان در پاسخ خود به ایراناینترنشنال اعلام کرد توصیه برلین به شهروندان آلمانی برای خودداری از سفر به ایران و همچنین خروج از این کشور به قوت خود باقی است.
این وزارتخانه از اتباع آلمان در ایران خواست برای دریافت هشدارها و اطلاعیههای فوری سفارت در صورت وقوع تحولات امنیتی، در سامانه مدیریت بحران ثبتنام کنند.
برلین همچنین اعلام کرد بهدلیل محدودیتهای جمهوری اسلامی در صدور مجوزهای دیپلماتیک، سفارت آلمان در تهران در حال حاضر با ظرفیت کامل نیروی انسانی فعالیت نمیکند.
در روزهای اخیر، تنشهای منطقهای بهشدت افزایش یافته و گمانهزنیها درباره احتمال تبدیل دوباره رویارویی تهران و واشینگتن به جنگی تمامعیار بالا گرفته است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، اول مرداد در مصاحبه با پایگاه خبری اکسیوس اعلام کرد به تصمیمگیری برای آغاز یک کارزار نظامی گسترده علیه جمهوری اسلامی نزدیک شده است؛ کارزاری که به گفته او، بزرگتر از عملیات «خشم حماسی» خواهد بود.
وزارت دفاع آلمان دوم مرداد در بیانیهای اعلام کرد دو شناور نظامی خود را که قرار بود در ماموریتی در خلیج فارس مشارکت کنند، بهدلیل تشدید بیثباتیهای سیاسی و فروپاشی آتشبس میان تهران و واشینگتن، از منطقه خارج میکند.
بر پایه این بیانیه، شناور مینروب «فولدا» و کشتی پشتیبانی «موزل» طی روزهای آینده بندر جیبوتی را ترک خواهند کرد و به محل استقرار اولیه خود در شرق دریای مدیترانه باز خواهند گشت. حدود ۱۴۰ نظامی در این دو شناور حضور دارند.
خبرگزاری رویترز گزارش داد اختلالهای گسترده در کشتیرانی در تنگه هرمز بهدنبال تشدید تنشها در منطقه همچنان ادامه دارد و تردد شناورها از این آبراه راهبردی بهشدت محدود شده؛ وضعیتی که همزمان با تداوم مخاطرات امنیتی، بهای نفت را بار دیگر به محدوده ۱۰۰ دلار در هر بشکه رسانده است.
رویترز با استناد به دادههای شرکت رهگیری دریایی کپلر نوشت از ۳۱ تیر تا دوم مرداد، روزانه تنها سه شناور از تنگه هرمز عبور کردهاند.
بر اساس این گزارش، ابرنفتکش «رومانی پراسپریتی» دوم مرداد در آبهای فجیره و خارج از تنگه هرمز مشاهده شد. این نفتکش نفت خام موربان امارات متحده عربی را حمل میکند، اما مقصد آن هنوز مشخص نیست.
در همین روز، دو کشتی فلهبر خالی که برای حمل «کالاهای نرم» به کار میروند، از تنگه هرمز خارج شدند.
«کالاهای نرم» اصطلاحی در بازارهای جهانی برای محصولات عمدتا کشاورزی و دامی، از جمله غلات، شکر، قهوه و پنبه است و در مقابل «کالاهای سخت» مانند نفت، فلزات و مواد معدنی قرار میگیرد.
ابرنفتکش «نیو جاینت» که دو میلیون بشکه نفت خام بصره عراق حمل میکند، اول مرداد از تنگه هرمز خارج شد و انتظار میرود تا اواسط اوت به بندر ریژائو چین برسد.
همچنین دو شناور دیگر، از جمله ابرنفتکش خالی «نوبل»، اول مرداد با عبور از این گذرگاه وارد خلیج فارس شدند.
در روزهای اخیر، حملات سپاه پاسداران به کشتیهای تجاری در این گذرگاه راهبردی به تشدید درگیریها در منطقه انجامیده است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۳۱ تیر هشدار داد پاسخ هر حمله جمهوری اسلامی به شناورها در تنگه هرمز، نابودی یک پل یا نیروگاه در ایران خواهد بود.
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، هم ۳۱ تیر اقدامات سپاه پاسداران در تنگه هرمز را نقض «یکی از مفاد کلیدی» تفاهمنامه پایان جنگ خواند و تاکید کرد ایالات متحده اجازه نخواهد داد حملات جمهوری اسلامی به شناورها در این آبراه به یک رویه تبدیل شود.
افزایش تردد نفتکشها در بابالمندب همزمان با تهدید حوثیها
در روزهای اخیر، تهدیدهای حوثیهای یمن در دریای سرخ دامنه جنگ ایران را به یکی دیگر از مسیرهای حیاتی کشتیرانی گسترش داده است.
این گروه نیابتی جمهوری اسلامی ۲۹ تیر تهدید کرد مانع عبور کشتیهای مرتبط با عربستان سعودی از تنگه بابالمندب در ورودی جنوبی دریای سرخ خواهد شد.
با وجود این تهدید، رویترز گزارش داد شمار شناورهای کالابر که اول مرداد از بابالمندب عبور کردند، به ۳۲ فروند افزایش یافت؛ رقمی که روز پیش از آن ۲۶ فروند بود.
از مجموع این نفتکشها، ۱۴ فروند وارد دریای سرخ شدند و ۱۸ فروند با عبور از بابالمندب به خلیج عدن رفتند. از میان کشتیهای خروجی، ۹ نفتکش حامل نفت خام بودند.
دو ابرنفتکش چینی حامل مجموعا چهار میلیون بشکه نفت عربستان سعودی در میان این شناورها بودند که اول مرداد از دریای سرخ وارد خلیج عدن شدند و توانستند از محاصره حوثیها عبور کنند.
این در حالی است که شماری دیگر از کشتیهای عربستان سعودی هدف قرار گرفتهاند.
همچنین بر پایه دادههای کپلر و گروه بورس اوراق بهادار لندن، نفتکش «تورم اینوویشن» که حدود ۵۰۰ هزار بشکه نفتا به مقصد آسیا حمل میکند، مسیر خود را اندکی تغییر داده و بهجای حرکت به سوی بابالمندب، به سمت خروجی کانال سوئز رفته است.
به گزارش رویترز، شرکت آرامکوی عربستان سعودی برای دور زدن محدودیتهای بارگیری در بنادر این کشور در دریای سرخ، عرضه محمولههای اضافی نفت خام از بندر «سیدی کریر» مصر در ساحل مدیترانه را آغاز کرده است.
منابع تجاری منطقهای هشدار دادند انتخاب مسیر کانال سوئز برای کشتیهای عازم آسیا بهجای عبور از بابالمندب میتواند مدت سفر را تقریبا سه برابر کند.
خروج دو شناور نظامی آلمان از منطقه
وزارت دفاع آلمان در بیانیهای اعلام کرد دو شناور نظامی خود را که قرار بود در ماموریتی در خلیج فارس مشارکت کنند، بهدلیل تشدید بیثباتیهای سیاسی و فروپاشی آتشبس میان تهران و واشینگتن از منطقه خارج میکند.
بر پایه این بیانیه، شناور مینروب «فولدا» و کشتی پشتیبانی «موزل» طی روزهای آینده بندر جیبوتی را ترک خواهند کرد و به محل استقرار اولیه خود در شرق دریای مدیترانه باز خواهند گشت.
حدود ۱۴۰ نظامی در این دو شناور حضور دارند.
وزارت دفاع آلمان با اشاره به نامشخص بودن زمان آغاز ماموریت این شناورها افزود ادامه استقرار آنها در منطقه، بدون چشماندازی روشن برای شروع عملیات، فشار غیرضروری بر تجهیزات وارد میکند و به افزایش استهلاک آنها میانجامد.
در روزهای اخیر، تنشهای منطقهای بهشدت افزایش یافته و گمانهزنیها درباره احتمال تبدیل دوباره رویارویی تهران و واشینگتن به جنگی تمامعیار بالا گرفته است.
شبکه فونیکس اول مرداد به نقل از یک منبع دیپلماتیک گزارش داد کارکنان سفارت آلمان در ایران، این کشور را ترک کردهاند.
شبکه سیبیاس نیوز به نقل از منابع نظامی و اطلاعاتی آمریکا گزارش داد همزمان با تشدید درگیریها میان تهران و واشینگتن، سرعت بالای بهکارگیری برخی از پیشرفتهترین موشکهای رهگیر پدافند هوایی و مهمات هدایتشونده دقیق آمریکا در خاورمیانه، نگرانیهایی را در کاخ سفید برانگیخته است.
بر اساس این گزارش که شامگاه پنجشنبه اول مرداد منتشر شد، کاهش ذخایر این تسلیحات به نگرانیها درباره میزان آمادگی آمریکا برای درگیری احتمالی در منطقه هند-اقیانوس آرام دامن زده است.
سیبیاس نیوز افزود افت ذخایر موشکهای رهگیر دفاعی و موشکهای دوربرد به یکی از چالشهای جدی مقامهای ارشد نظامی و غیرنظامی آمریکا تبدیل شده است، زیرا آنها اکنون باید میان تامین نیازهای جنگ ایران و حفظ توان بازدارندگی در برابر دیگر رقبای ایالات متحده، بهویژه چین، توازن برقرار کنند.
منابع آمریکایی که بهدلیل حساسیت موضوع به شرط ناشناس ماندن با سیبیاس نیوز گفتوگو کردند، هشدار دادند ایالات متحده نمیتواند مهمات هدایتشونده دقیق را با سرعتی مشابه مراحل اولیه عملیات علیه جمهوری اسلامی مصرف کند.
به گفته این منابع، صنایع دفاعی آمریکا قادر نیستند موشکها و مهماتی را که در عملیات مورد استفاده قرار گرفته یا به فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) منتقل شدهاند، با سرعت کافی جایگزین کنند.
همزمان، شمار زیادی از موشکهای رهگیر برای حفاظت از نیروها و منافع آمریکا در کشورهای حاشیه خلیج فارس به کار گرفته شدهاند.
این کشورها میزبان نیروهای آمریکایی هستند و بارها هدف حملات موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی قرار گرفتهاند.
این در حالی است که پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، ماه گذشته وجود هرگونه بحران در ذخایر تسلیحاتی آمریکا را رد کرد، هرچند اذعان داشت تولید برخی مهمات ممکن است بیش از انواع دیگر زمان ببرد.
در روزهای اخیر، تنشهای منطقهای بهشدت افزایش یافته و گمانهزنیها درباره احتمال تبدیل دوباره رویارویی تهران و واشینگتن به جنگی تمامعیار بالا گرفته است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، اول مرداد در مصاحبه با پایگاه خبری اکسیوس اعلام کرد به تصمیمگیری برای آغاز یک کارزار نظامی گسترده علیه جمهوری اسلامی نزدیک شده است؛ کارزاری که به گفته او، بزرگتر از عملیات «خشم حماسی» خواهد بود.
تغییر الگوی حملات آمریکا
سیبیاس نیوز در ادامه گزارش داد فرماندهان ارتش آمریکا بهطور فزایندهای به استفاده از بمبهای هدایتشونده با سامانه جیپیاس و «بمبهای کمقطر» روی آوردهاند.
بمبهای کمقطر از جمله مهمات هدایتشونده دقیقی هستند که قابلیت سرخوردن در هوا را دارند و برای هدف قرار دادن مواضع ثابت در بردهای کوتاهتر به کار میروند. این بمبها در برخی ماموریتها میتوانند جایگزین تسلیحات دورایستا و دوربرد شوند.
در مراحل اولیه جنگ، نیروهای آمریکایی بهطور گسترده از موشکهای کروز دوربرد، از جمله موشک دورایستای هوا به سطح موسوم به «JASSM» و موشکهای تهاجم زمینی تاماهاک استفاده کردند.
منابع آگاه گفتند این تسلیحات همچنان در زرادخانه آمریکا موجودند، اما اکنون با محدودیت و صرفهجویی بیشتری به کار گرفته میشوند.
آنها همچنین از محدود بودن ذخایر سامانه موشکی تاکتیکی «اتکمز» خبر دادند. این موشکهای دوربرد از سامانه هیمارس شلیک میشوند؛ پرتابگری سوار بر کامیون که قابلیت شلیک راکتها و موشکهای هدایتشونده دقیق را دارد.
پس از فروپاشی آتشبس میان تهران و واشینگتن، ارتش آمریکا تمرکز حملات خود را به اهدافی در نزدیکی سواحل جنوبی ایران معطوف کرده است.
این تغییر راهبرد نیاز جنگندههای آمریکایی به نفوذ در عمق خاک ایران را کاهش میدهد؛ مناطقی که از شبکههای متراکمتر پدافند هوایی برخوردارند و هواپیماها را با خطر بیشتری از سوی موشکهای زمین به هوا مواجه میکنند.
روزنامه والاستریت ژورنال اول مرداد نوشت جمهوری اسلامی بخشهایی از زیرساختهای نظامی، پایگاههای موشکی، بنادر و مراکز تولیدی آسیبدیده در حملات آمریکا و اسرائیل را سریعتر از انتظار بازسازی کرده است.
جنگ ایران ذخایر پدافندی آمریکا را تحت فشار قرار داده است
منابع آگاه به سیبیاس نیوز گفتند فوریترین نگرانی مقامهای آمریکایی به ذخایر موشکهای رهگیر پدافند هوایی مربوط میشود؛ تسلیحاتی که برای مقابله با موشکهای کروز و بالستیک، هواپیماها و پهپادهای تهاجمی به کار میروند.
آمریکا برای مقابله با حملات موشکی و پهپادی، شمار زیادی از رهگیرهای سامانههای پاتریوت و تاد را مورد استفاده قرار داده و در نتیجه، ذخایر این تسلیحات با سرعتی بیش از ظرفیت صنایع دفاعی برای جایگزینی آنها کاهش یافته است.
پنتاگون برای پشتیبانی از عملیات در خاورمیانه، بخشی از ذخایر موشکهای رهگیر را از سایر نقاط به این منطقه منتقل کرده است؛ از جمله تسلیحاتی که پیشتر برای استفاده احتمالی در منطقه هند و اقیانوس آرام مستقر شده بودند.
به گزارش سیبیاس نیوز، این جابهجاییها سبب شدهاند سایر فرماندهیهای رزمی آمریکا با ذخایری کمتر از سطح مطلوب برنامهریزان نظامی فعالیت کنند.
این در شرایطی است که واشینگتن میکوشد چین را از اقدام نظامی در اطراف تایوان بازدارد و همزمان به متحدان خود در منطقه اقیانوس آرام درباره تعهدات امنیتی آمریکا اطمینان دهد.