امام جمعه اسلامآبادغرب: اگر بندرعباس را میزنند، ما بحرین، کویت و امارات را شخم میزنیم


احمد زارعی، امام جمعه اسلامآبادغرب، در خطبههای نماز جمعه این شهر گفت: «دشمن امروز با تمام توان حمله کرده، اما ارتش و سپاه در حال دادن درسی تاریخی به آمریکا هستند. اگر بندرعباس را میزنند، ما نیز بحرین، کویت و امارات را شخم میزنیم و رزمندگان برای اولین بار در سوریه ضربهای کاری به پایگاههای آمریکا وارد کردند.»
او اضافه کرد: «این جنگ هرچه جلوتر برود داغتر میشود. دشمن به دنبال راهاندازی جنگ شناختی است تا مردم را به دو دسته موافق و مخالف مقاومت تقسیم کند؛ لذا مردم باید اتحاد، حضور در صحنه و ایستادگی خود را پررنگتر کنند.»






اپل با پشت سر گذاشتن انویدیا، بار دیگر به باارزشترین شرکت جهان تبدیل شد؛ رویدادی که از تغییر نگاه سرمایهگذاران به آینده هوش مصنوعی و بازآرایی جایگاه غولهای فناوری حکایت دارد.
به گزارش خبرگزاری رویترز، ارزش بازار اپل در پایان معاملات جمعه ۲۶ تیر به ۴.۸۸ تریلیون دلار رسید و سهام این شرکت تقریبا بدون تغییر بسته شد.
در مقابل، ارزش بازار انویدیا پس از افت ۳.۵ درصدی سهامش به حدود ۴.۸۶ تریلیون دلار کاهش یافت.
جابهجایی در فهرست ارزشمندترین شرکتهای جهان نشان میدهد سرمایهگذاران دیگر تنها بر شرکتهایی مانند انویدیا که تاکنون بیشترین بهره را از رونق هوش مصنوعی بردهاند، متمرکز نیستند.
انویدیا نزدیک به یک سال در صدر فهرست قرار داشت و اپل اکنون برای نخستین بار از آوریل ۲۰۲۵ این رتبه را پس گرفته است.
تونی میدوز، مدیر سرمایهگذاری شرکت «مدیریت ثروت بیآرآی»، گفت اپل تا همین اواخر بهدلیل سرمایهگذاری محدود در توسعه مدلهای هوش مصنوعی، از بازیگران عقبمانده این رقابت تلقی میشد، اما اکنون نگاه بازار تغییر کرده است.
به گفته او، اپل از طریق ارائه خدمات، حفظ کاربران در اکوسیستم خود و ارتقای سختافزاری، موقعیت مناسبتری برای درآمدزایی از هوش مصنوعی دارد.
میدوز افزود رشد ارزش سهام اپل بیش از آنکه ناشی از خوشبینی به هوش مصنوعی باشد، بازتاب اعتماد سرمایهگذاران به پایداری سودآوری این شرکت است.
تلاش اپل برای بهبود جایگاه خود
رویترز در همین رابطه نوشت برای اپل که تا همین اواخر از آن بهعنوان یکی از عقبماندگان عرصه هوش مصنوعی یاد میشد، بازیابی این جایگاه نشاندهنده تلاش برای تثبیت موقعیت خود در میان بازیگران اصلی این حوزه است.
این دستاورد همچنین میتواند بر ارزیابی عملکرد تیم کوک در ماههای پایانی دوران مدیرعاملیاش در اپل تاثیر بگذارد.
کوک قرار است در ماه سپتامبر سمت مدیرعاملی را به جان ترنوس، مدیر باسابقه بخش سختافزار اپل، واگذار کند.
اپل ماه گذشته نسخه بازطراحیشده دستیار صوتی «سیری» را پس از مدتها انتظار معرفی کرد.
این شرکت امیدوار است نسخه جدید سیری بتواند فاصله آن با دیگر غولهای فناوری و استارتاپهای فعال در حوزه هوش مصنوعی را کاهش دهد.
برخی تحلیلگران معتقدند انبوه دادههای شخصی ذخیرهشده در آیفونها، بزرگترین مزیت اپل در رقابت هوش مصنوعی است و میتواند پاسخهای سیری را دقیقتر و قابلیتهای آن را گستردهتر کند.
با این حال، استفاده از این ظرفیت با چالش حفظ حریم خصوصی کاربران روبهرو است و اپل باید راهی برای بهرهبرداری از این دادهها بدون خدشهدار کردن اصول حریم خصوصی پیدا کند.
رقابت تنگاتنگ در عرصه هوش مصنوعی
انویدیا در ماه اکتبر نخستین شرکت جهان شد که ارزش بازار آن از پنج تریلیون دلار فراتر رفت.
تحلیلگران معتقدند از دست دادن رتبه نخست لزوما به معنای تغییر پایدار در جایگاه این شرکت نیست، زیرا انویدیا همچنان یکی از اصلیترین بهرهمندان از موج سرمایهگذاری در هوش مصنوعی به شمار میرود.
در مقابل، اپل نیز با چالشهایی مواجه است. این شرکت برای جبران نرخ صعودی هزینهها، قیمت برخی محصولات خود را افزایش داده است؛ اقدامی که ممکن است بر تقاضای مصرفکنندگان اثر منفی بگذارد.
در همین حال، استقبال سرمایهگذاران از هوش مصنوعی به افزایش توجه آنها به صنعت نیمههادی نیز منجر شده است.
از جمله شرکتهای موفق امسال تولیدکنندگان تراشههای حافظه مانند «مایکرون» هستند. ارزش این شرکت در ماه مه از یک تریلیون دلار فراتر رفت، زیرا سرمایهگذاران به اهمیت تراشههای حافظه در زیرساختهای هوش مصنوعی پی بردهاند.
شرکت «اسکی هاینیکس» کرهجنوبی نیز یکی دیگر از شرکتهایی است که توجه سرمایهگذاران را به خود جلب کرده است.
«غربزدگی» مستند تازهای است از گیلدا پورجبار که در بیست و سومین دوره جشنواره زردآلوی طلایی در ایروان به نمایش درآمد؛ فیلمی که داستان شخصی سازنده فیلم و برادرش را با وقایع دهه شصت میآمیزد و از دل ممنوعیتها و فشارهای فرهنگی و مذهبی، به ایران امروز میرسد.
طی دهه اخیر فرمول ترکیب دنیا و اتفاقات شخصی و خانوادگی با وقایع انقلاب ایران و پس از آن جنگ و اعدامها در دهه شصت و همینطور جنبش زن، زندگی، آزادی، به فرمول موفقی برای زنان فیلمساز ایرانی بدل شده که نمونههای مختلف آن از فیلمسازانی چون فیروزه خسروانی، بنی خشنودی و پگاه آهنگرانی در جشنوارههای گوناگون به نمایش درآمدهاند و زندگی شخصی آنها و همینطور افراد خانواده یا دوستان آنها به عنوان قربانی خشونتهای اوایل انقلاب، دهه شصت و پس از آن، مورد توجه تماشاگران خارجی قرار گرفته است.
گیلدا پورجبار هم در این اولین فیلمش سعی دارد در فضایی شخصی اتفاقات رخ داده را از منظر دنیای درونی خودش به تصویر بکشد. در این راه او از انیمیشن هم استفاده میکند؛ انیمیشنهایی که توسط برادرش سیامک ساخته شدهاند و در طول فیلم، بهویژه در بخش دوم، فعالیتهای او بخش عمدهای از فیلم را تشکیل میدهد.
فیلم عنوانش را از کتاب جلال آلاحمد قرض میگیرد، کتابی که در گفتار روی فیلم بهطور مشخص به آن اشاره میشود و اینکه نظرات مطرح شده در آن به کعبه آمال انقلابیون بدل شد و کار را برای ایدئولوژی تندروی آنها در جهت نفی هر نوع اشکال فرهنگ غرب آسان کرد.
فیلم با تمرکز بر این موضوع آغاز میشود که شروع بکری را برای فیلم رقم میزند و به نوعی آن را از نمونههای مشابه جدا میکند: دهه شصت، نوارهای کاست ممنوع و کمیته انقلاب اسلامی که به کابوس جوانان این دهه بدل شده بود.
خود فیلمساز دوران کودکی و مدرسهاش را در این دهه توضیح میدهد و برای شرح مفصلتر از بردارش، که چند سالی از او بزرگتر است، کمک میگیرد؛ برادری که در واقع پای نوارهای کاست و موسیقی غربی را به خانه آنها باز میکند و در طول فیلم جزئیات این علاقه و محدودیتهای آن را شرح میدهد.
اما فیلم موسیقی غربی و ممنوعیتها را به شهرک اکباتان پیوند میزند؛ جایی که فیلمساز و خانوادهاش پس از مهاجرت به تهران در آنجا ساکن شدهاند و این ساختمانهای بتونی و تخت، خاطرات متنوعی را برای فیلمساز و برادرش رقم زدهاند.
در نتیجه فیلم در بخشهایی حتی بهطور مشخص و متمرکز به تشریح شهرکی میپردازد که در اتفاقات اخیر هم نقش مهمی را ایفا کرده است.
این علاقه و ارادت به حدی است که فیلمساز در انتها، گفتار متن انگلیسیاش را برای اولین بار به چند جمله فارسی تغییر میدهد تا خطاب به شهرک اکباتان بگوید:«دمت گرم!»
فیلم شروع جذاب و غافلگیر کنندهای درباره این دهه دارد و با ترکیب مصاحبه با انیمیشن و تصاویر واقعی میتواند تماشاگر را غرق در فضایی نامانوس کند که نسل ما به چشم خود دید و حالا غیرقابل باور به نظر میرسد.
از این رو برای نسل ما همه خاطرات مربوط به کاستها، گیر کردن و پاره شدن نوارها، پوسترهای ممنوع گروههای موسیقی خارجی و همه ترسهای مربوط به آن دوران، تماشای بخش اول فیلم را جذابتر میکند، اما به طرز غریبی در ادامه فیلم از این مبحث جدا میشود و تقریبا از نقطه ثقل، و نقطه موفقیت بخش اول فیلم، به دور میافتد.
فیلمساز به جای متمرکز شدن بر این سوژه، که حتی میتوانست فقط به همان دهه شصت محدود شود و جلوتر نیاید، بر روی برادرش متمرکز میشود و بخشهایی از قسمت دوم فیلم به نقاشیها، پوسترها و زندگی او میپردازد که به بحث اصلی و اولیه فیلم پیوند نمیخورد و جدا میایستد.
از جمله این صحنههای اضافی، خلق نقاشی دیواری برای یک دوست است که اساسا با موضوع اصلی و عنوان فیلم هیچ ارتباطی پیدا نمیکند.
هر از گاه البته فعالیتهای بعدی برادر، مثل طراحی پوستر برای گروهها و فیلمهای زیرزمینی، به مضمون اصلی پیوند میخورد اما این پیوند درونی و عمیق نمیشود و فیلم در بخش دوم به طور کلی از مسیر اصلی و موفق قبلیاش دور میافتد، و چه حیف.
اندی برنهام، که بهدلیل دفاع سرسختانه از منافع شمال انگلستان به «پادشاه شمال» شهرت دارد، جمعه ۲۶ تیر به رهبری حزب حاکم کارگر بریتانیا انتخاب شد؛ آخرین گام پیش از آنکه دوشنبه به هفتمین نخستوزیر این کشور در یک دهه گذشته تبدیل شود.
برنهام در کنفرانس ویژه حزب کارگر گفت برای به دست گرفتن قدرت آماده است و خواهد کوشید به مردم ساکن در «تمام مناطق فراموششده» امید بدهد. او وعده داده است جلو قدرتگیری حزب پوپولیست «اصلاح بریتانیا» را بگیرد.
او در دوران شهرداری منچستر بزرگ و به دلیل پافشاری بر دفاع از منافع این منطقه بهعنوان «پادشاه شمال» شهرت یافت.
برنهام ۵۶ ساله هشدار داد که این آخرین فرصت حزب کارگر برای تغییر سرنوشت خود است. او وعده داد قدرت را از وستمینستر، مرکز سیاست بریتانیا، به مناطق مختلف کشور منتقل کند و تیمی «متحد» را برای ایجاد تغییری که کشور «فریادزنان خواستار آن است» رهبری کند.
او در جمع نمایندگان پارلمان و مقامهای حزب کارگر گفت: «ما متحد هستیم و قدرتی را که از این اتحاد به دست میآید، در خدمت مردم و مناطقی قرار میدهیم که بیش از حد انتظار کشیدهاند تا سیاست دوباره به آنها اجازه امیدواری بدهد.»
برنهام افزود: «و این همان کاری است که انجام خواهیم داد؛ امید را به آنها بازخواهیم گرداند.»
او همچنین از کییر استارمر، فردی که روز دوشنبه جانشینش در مقام نخستوزیری خواهد شد، قدردانی کرد. اعضای حزب اکنون در انتظار معرفی اعضای کابینه و روشنتر شدن رویکرد برنهام به اداره دولت هستند.
برنهام پس از انتخاب بهعنوان رهبر جدید حزب کارگر، در پستی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «این افتخار زندگی من است که رهبر حزب کارگر باشم. من رهبر همه مناطق و ملتهای این کشور خواهم بود، و این حزب در اولویتهایش و در تصمیمهایی که میگیرد، بیپرده و آشکارا کارگری خواهد بود. با هم، بریتانیا را در مسیری جدید قرار خواهیم داد.»
طرح بزرگ برنهام برای «توازن دوباره قدرت»
برنهام بار دیگر وعده داد اختیارات بیشتری به مناطق واگذار کند و به انتشار گزارشها و حملات تفرقهافکنانه علیه نمایندگان حزب کارگر که با دیدگاههای او موافق نیستند پایان دهد. با این حال، هنوز جزئیات زیادی درباره اولویتهای سیاستگذاری او مشخص نیست.
او گفت هنوز درباره ترکیب تیم اصلی وزیرانش تصمیم نگرفته است، اما اطمینان خواهد داد که کابینه «بازتابدهنده همه بخشهای حزب و همه جوامع» باشد.
برنهام در رقابت رهبری هیچ رقیبی نداشت و سخنرانی پیروزی او نیز جزئیات چندانی فراتر از برنامههایی ارائه نکرد که پس از بازگشتش به پارلمان در ماه گذشته مطرح کرده بود. او با پیروزی در حوزه انتخابیه میکرفیلد به مجلس عوام بازگشت و روند جانشینی استارمر را آغاز کرد.
برنهام در آن سخنرانی بخشی از برنامه داخلی خود را ترسیم کرده و گفته بود میخواهد بزرگترین «توازن دوباره قدرت» به سود مناطق بریتانیا را هدایت کند. او معتقد است این سیاست میتواند نابرابری و خشم جوامع نادیدهگرفتهشدهای را کاهش دهد که شمار فزایندهای از آنها به حزب اصلاح بریتانیا و در برخی موارد به حزب چپگرای سبزها روی آوردهاند.
او روز جمعه گفت حزب کارگر نباید برای مقابله با این دو حزب تلاش کند «از سبزها سبزتر یا از اصلاح بریتانیا اصلاحطلبتر» باشد، بلکه باید «جسورانه، با اعتمادبهنفس و بهطور اصیل خودمان باشیم؛ یعنی حزب کارگر».
وعده مقابله با قدرتگیری حزب نایجل فاراژ
پیام برنهام درباره داشتن برنامهای برای متوقف کردن رشد حزب اصلاح بریتانیا توانست نمایندگان حزب کارگر را با او همراه کند. بسیاری از این نمایندگان نگراناند در انتخابات سراسری آینده، که باید حداکثر تا سال ۲۰۲۹ برگزار شود، کرسیهای خود را به حزب پوپولیست نایجل فاراژ، چهره باسابقه کارزار خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا، واگذار کنند. حزب اصلاح بریتانیا ماههاست در صدر نظرسنجیها قرار دارد.
با این حال، پذیرش کمکهای مالی از سوی ثروتمندان از سوی فاراژ در هفتههای اخیر تا حدی به اعتبار او آسیب زده و شاید فرصتی برای برنهام فراهم کرده باشد تا محبوبیت حزب کارگر را احیا کند.
اما او زمان زیادی در اختیار ندارد.
با توجه به اینکه انتخابات سراسری حداکثر سه سال دیگر برگزار خواهد شد، برنهام باید اجرای وعدههایش را که بسیاری از آنها بر برنامهریزی بلندمدت استوارند، هرچه سریعتر آغاز کند.
او وعده داد دولتش از هفته آینده با سرعت عمل خواهد کرد.
برنهام گفت: «دولتی که من رهبری میکنم، از هفته آینده با اعتمادبهنفس این مسیر را مشخص خواهد کرد. به همین دلیل، تغییر امروز مهمترین لحظه تحول در سیاست ما طی ۴۰ سال گذشته است.»
در پی تشدید درگیریها میان آمریکا و جمهوری اسلامی، نرخ ارزهای خارجی در بازار آزاد ایران به روند صعودی خود ادامه داد و قیمت دلار با عبور از رکورد پیشین، به بیش از ۱۹۱ هزار تومان رسید.
بهای دلار جمعه ۲۶ تیر در بازار آزاد تا ۱۹۱ هزار و ۸۰۰ تومان افزایش یافت و سپس با اندکی کاهش، روی ۱۹۱ هزار تومان قرار گرفت؛ رقمی که نسبت به روز پیش از آن حدود ۱.۴ درصد افزایش نشان میدهد.
قیمت یورو از ۲۱۹ هزار تومان و بهای پوند بریتانیا نیز از ۲۵۹ هزار تومان فراتر رفتند.
همچنین بر اساس آخرین قیمتهای ثبتشده در بازار طلا، سکه طرح جدید موسوم به «امامی» ۱۸۵ میلیون تومان، نیمسکه ۹۶ میلیون تومان، ربعسکه ۵۵ میلیون تومان و سکه گرمی ۲۸ میلیون تومان قیمتگذاری شدهاند.
اقتصاد ایران در سالهای اخیر تحت تاثیر سوءمدیریت، فساد ساختاری، سیاست خارجی تنشزای جمهوری اسلامی، کاهش اعتماد سرمایهگذاران و محدودیتهای تجاری و مالی ناشی از تحریمهای بینالمللی، با نوسانات شدید ارزی و روند فزاینده کاهش ارزش پول ملی روبهرو بوده است.
رکورد پیشین قیمت دلار ۱۴ اردیبهشت در سطح ۱۹۰ هزار تومان به ثبت رسیده بود.
پس از آن، با دستیابی تهران و واشینگتن به تفاهمنامهای برای پایان جنگ، نرخ ارز کاهش یافت و قیمت دلار ۲۶ خرداد تا ۱۵۳ هزار تومان پایین آمد.
اما با آغاز مجدد تنشهای نظامی و افزایش ابهامها درباره چشمانداز گفتوگوهای تهران و واشینگتن، بازار ارز بار دیگر وارد مسیر صعودی شد.
در روزهای اخیر، حملات سپاه پاسداران به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز به تشدید درگیریها در منطقه انجامیده است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۱۷ تیر این حملات را نقض تفاهمنامه اسلامآباد دانست و از پایان آتشبس با جمهوری اسلامی خبر داد.
وزارت خزانهداری آمریکا نیز ۱۶ تیر در واکنش به این حملات، مجوز موقت فروش نفت ایران را لغو کرد و برای پایان دادن به معاملات پیشین، مهلتی ۱۰ روزه در نظر گرفت.
این مجوز پیشتر در قالب معافیتی ۶۰ روزه، صادرات نفت و فرآوردههای پتروشیمی ایران را تا ۳۰ مرداد از تحریمها مستثنا کرده بود.
ایالات متحده همچنین از شامگاه ۲۳ تیر محاصره دریایی بنادر ایران را از سر گرفت؛ اقدامی که چشمانداز اقتصاد ایران را بیش از پیش با ابهام مواجه کرده است.
کارشناسان اقتصادی معتقدند نوسانهای شدید نرخ ارز، به تضعیف ثبات اقتصادی میانجامد و امکان برنامهریزی و پیشبینی را از فعالان اقتصادی، تولیدکنندگان و خانوارها سلب میکند.
تداوم این وضعیت میتواند با کاهش سرمایهگذاری و تولید، فشارهای تورمی را تشدید کند و هزینههای معیشت شهروندان را بیش از پیش افزایش دهد.
این تحولات در شرایطی رخ میدهد که بحران انرژی نیز بر مشکلات اقتصادی افزوده است. تداوم قطعی برق و آب هم فعالیت واحدهای تولیدی را مختل کرده و هم فشار مضاعفی بر زندگی روزمره شهروندان وارد آورده است.
مدیر گروه مسائل اجتماعی انجمن جامعهشناسی ایران گفت فشارهای اقتصادی و افزایش بیکاری در کشور، طلاق را به دهه دوم زندگی مشترک کشانده و همزمان به افزایش خشونت خانگی، کاهش ازدواج و فرزندآوری و گسترش تجرد قطعی دامن زده است.
فاطمه موسوی ویایه، جمعه ۲۶ تیر در گفتوگو با خبرگزاری ایلنا گفت از دست دادن شغل فقط به کاهش درآمد منجر نمیشود، بلکه عزتنفس، اعتبار اجتماعی و برنامه روزانه افراد را نیز تحت تاثیر قرار میدهد که پیامدهای آن، خود را در روابط خانوادگی نیز نشان میدهند.
او با اشاره به نتایج پژوهشهای مختلف افزود بیکاری، بهویژه در میان مردانی که نقش نانآور خانواده را بر عهده دارند، میتواند احساس طردشدگی اجتماعی و ناکامی ایجاد کند و در بسیاری از موارد به افزایش تنش و خشونتهای کلامی، روانی و حتی فیزیکی در خانواده بینجامد.
در ماههای اخیر، بیکار شدنها، تورم فزاینده و افزایش چشمگیر قیمت کالاهای اساسی، فشار اقتصادی قابل توجهی بر خانوارها وارد آورده و معیشت بخش بزرگی از جامعه را با چالشهای جدی مواجه کرده است.
موسوی ویایه با اشاره به موج اخیر بیکاری در ایران گفت در صورت تداوم این روند، انتظار میرود طی دو تا سه سال آینده خشونت خانگی در ایران افزایش یابد.
این جامعهشناس افزود بر اساس پژوهشها، در یک تا پنج درصد خانوادههای ایرانی خشونت شدید، از جمله خشونت فیزیکی، رخ میدهد و با افزایش بیکاری احتمال بیشتر شدن این آمار وجود دارد.
نسبت اقتصاد و طلاق
موسوی ویایه مشکلات اقتصادی و بیکاری را از عوامل اصلی افزایش طلاق دانست.
این در حالی است که حدود ۶۰ درصد شاغلان ایران غیررسمی کار میکنند و از قرارداد و بیمه محروم هستند. برای همین، از بین دو تا چهار میلیون و ۵۰۰ هزار نفری که در جنگ کارشان را از دست دادند، فقط ۲۹۰ هزار نفر توانستهاند بیمه بیکاری بگیرند.
از سوی دیگر، همزمان با گرمتر شدن هوا در ایران در روزهای اخیر، نگرانیها درباره پیامدهای گسترده بحران انرژی بر زندگی روزمره شهروندان افزایش یافته است.
به گفته موسوی ویایه، زنانی که همزمان با مشکلات معیشتی، خشونت را نیز تجربه میکنند، کمتر حاضر به ادامه زندگی مشترک هستند؛ بهویژه زمانی که نیازهای خود و فرزندانشان نیز تامین نمیشود.
طبق گزارشهای مرکز آمار ایران، ۹۶ درصد از موارد ثبتشده همسرآزاری به زنان اختصاص دارد.
تغییر الگوی طلاق
موسوی ویایه با اشاره به تغییر الگوی طلاق در سالهای اخیر گفت در گذشته بیشتر طلاقها در پنج سال نخست زندگی مشترک رخ میداد، اما اکنون این روند بیشتر به دهه دوم زندگی مشترک منتقل شده است؛ بهگونهای که خانوادههای دارای فرزند در سنین دبستان یا حتی پایینتر را نیز درگیر میکند.
او گفت: «این تغییر میتواند شمار خانوادههای تکوالد، بهویژه خانوادههای مادرسرپرست، را افزایش دهد؛ در حالی که قوانین مربوط به حضانت، نفقه و حمایت از کودکان پس از جدایی همچنان با کاستیهایی روبهروست.»
از سوی دیگر، فاطمه محمدی، مدیر گروه آسیبهای اجتماعی مرکز پژوهشهای مجلس، آذر ماه ۱۴۰۴ گفت: «الگوی طلاق در جامعه در حال تغییر است و میتوان گفت خیانت در جامعه ایرانی و خانواده ایرانی ورود پیدا کرده و در سالهای اخیر از عوامل اثرگذار در طلاق بوده است.»
او همان زمان تاکید کرد که طلاق در سنین بالا نیز افزایش یافته است: «این پدیده پیش از این بسیار حداقلی بود، اما امروز حتی زوجهایی با سالها زندگی مشترک و داشتن عروس و داماد هم به طلاق میرسند.»
مشکلات اقتصادی، تجرد قطعی و کاهش نرخ فرزندآوری
مدیر گروه مسائل اجتماعی انجمن جامعهشناسی ایران، کاهش ازدواج و گسترش تجرد قطعی را از پیامدهای مشکلات اقتصادی دانست.
موسوی ویایه گفت شمار افرادی که بدون ازدواج به ۴۰ یا ۴۵ سالگی میرسند رو به افزایش است، زیرا بسیاری از جوانان به دلیل شرایط اقتصادی، ازدواج را به تعویق میاندازند.
مهرزاد ناصری، مقام دانشگاه علومپزشکی تهران، نیز اردیبهشت ۱۴۰۴ شمار جوانان مجرد در سن ازدواج را بیش از ۱۰ میلیون نفر اعلام کرد و نسبت به وقوع «بحران سیاهچاله جمعیتی» هشدار داد.
ناامنی اقتصادی و شغلی، فرزندآوری را نیز تحت تاثیر قرار داده و تکفرزندی به شکل غالب خانوادههای ایرانی تبدیل شده است.
به گفته موسوی ویایه، نرخ فرزندآوری در ایران اکنون حدود ۱.۳ فرزند به ازای هر زن است.
او گفت برخلاف بسیاری از کشورها که نرخ فرزندآوری در خانوادههای کمدرآمد بالاتر است، فقیرتر شدن طبقه متوسط در ایران، به افزایش فرزندآوری منجر نشده است.
به گفته او، این گروه همچنان فرزند را نوعی سرمایه میداند و ترجیح میدهد با داشتن فرزندان کمتر، امکانات بیشتری برای هر یک فراهم کند.
این جامعهشناس با اشاره به تغییر سریع الگوهای ازدواج، طلاق و فرزندآوری در ایران گفت این تحولات نیازمند برنامهریزی است، اما مهمترین راهکار، بهبود شرایط اقتصادی و ازسرگیری رشد اقتصادی است.
موسوی ویایه همچنین گفت: «مشوقهای مالی ممکن است تنها بر گروههای فرودست اقتصادی و فرهنگی اثر بگذارد، اما برای طبقه متوسط فقیرشده کارایی ندارد و حتی ممکن است با واکنش منفی این گروه روبهرو شود.»
او افزود محدود شدن غربالگری جنین میتواند نگرانی خانوادهها از تولد فرزند دارای معلولیت را افزایش دهد و در نتیجه، برخی از آنان را از بارداری منصرف کند.
به گفته این جامعهشناس، پژوهشها نشان میدهد سیاستهای افزایش جمعیت در سالهای اخیر موفق نبودهاند و در صورت ادامه روند کنونی، نرخ رشد جمعیت ایران در دهههای آینده میتواند منفی شود.