عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس: امارات متحده عربی را طوری میزنیم که دیگر تکنولوژی نداشته باشد
خضریان، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، امارات متحده عربی را «اصلیترین شریک نظامی آمریکا و اسرائیل» در حملات علیه جمهوری اسلامی خواند و به مهاجران توصیه کرد آنجا را ترک کنند. او هشدار داد در صورت حمله، امارات هدف قرار میگیرد و به شرایطی بازمیگردد که «دیگر تکنولوژی پیدا نمیشود»
بر اساس اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال از بستگان ساسان آزادوار، کاراتهکای ۲۱ ساله اهل اصفهان، حکم اعدام او پس از تایید در دیوان عالی کشور در آستانه اجرا قرار دارد.
به گفته این منابع، این حکم پیش از عید نوروز صادر شده و پس از ثبت اعتراض، در دیوان عالی کشور تایید شده است.
حکم در تاریخ ۳۱ فروردین به وکیل او ابلاغ شده و آزادور در زندان دستگرد اصفهان نگهداری میشود.
او سابقه قهرمانی در مسابقات استانی اصفهان را در کارنامه دارد.
خانواده او همچنین برای ملاقات فراخوانده شدهاند؛ اقدامی که به گفته منابع نزدیک، میتواند نشانه نزدیک بودن اجرای حکم باشد. این حکم از سوی شعبه ۱ دادگاه انقلاب اصفهان به ریاست قاضی براتی صادر شده است.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» اعلام کرد صدوهجدهمین هفته این کارزار سهشنبه هشتم اردیبهشت با اعتصاب غذا در ۵۶ زندان ادامه یافت. این کارزار به اعدام دستکم پنج زندانی سیاسی در هفته گذشته و تحویلندادن پیکر دو تن از آنها اشاره کرد و این اقدامات را مصداق «جنایت علیه بشریت» دانست.
این کارزار با ابراز همدردی با خانواده امیرعلی میرجعفری، عرفان کیانی، عامر رامش، مهدی فرید و سلطانعلی شیرزادی، زندانیان سیاسی اعدامشده، نوشت پیکر دو تن از آنها به خانوادههایشان تحویل داده نشده و سیاست ناپدیدسازی قهری حکومت مصداق «جنایت علیه بشریت» است.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» همچنین از ضربوشتم، شکنجه، هتک حرمت و تحقیر زندانیان سیاسی و بازداشتشدگان اخیر در زندانهای مختلف خبر داد و نوشت: «شکنجهگران با تراشیدن موی سر، فحاشی و هتاکی میکوشند زندانیان را تحقیر کنند. این رفتار وقیحانه غیرانسانی حتی هنگام بردن زندانیان به پای چوبه دار به مراتب بدتر است.»
این کارزار سیاستهای «مقامات ارشد استبداد دینی حاکم» با عنوان «آرایش جنگی» را محکوم کرد و هشدار داد این وضعیت به تضییع حقوق بازداشتشدگان اعتراضات دیماه و جنگ اخیر و صدور احکام سنگین بدون دادرسی عادلانه و منصفانه منجر شده است.
والاستریت ژورنال نوشت که هکرهای مورد حمایت جمهوری اسلامی طی ماههای گذشته صدها نفر از نظامیان آمریکایی و دیگر مقامهای دولت این کشور را هدف حملات سایبری قرار دادند. همزمان، رسانههای ایران نوشتند که گروه هکری حنظله مشخصات ۲هزار و ۳۷۹ نیروی نظامی آمریکا را منتشر کرده است.
این روزنامه سهشنبه هشتم اردیبهشت در گزارشی به نقل از یک مقام آمریکایی نوشت که پنتاگون در حال بررسی ادعاهای منتسب به گروه حنظله است، اما بررسیهای اولیه نشان میدهد که دستکم برخی از نامهای منتشرشده در فهرست این گروه نام واقعی نیروهای نظامی آمریکایی است.
به گفته این مقام، بازرسان معتقدند حنظله اعضای دیگر شاخههای نیروهای مسلح آمریکا را نیز هدف قرار داده است. او همچنین تاکید کرد که عملیات هدفمند حنظله در ماه دسامبر با حملات سایبری علیه اعضای افبیآی آغاز شد.
حنظله در تازهترین بیانیه خود مدعی شده فهرست مورد انتشار حاوی نامهای تفنگداران نیروی دریایی آمریکا مستقر در اطراف ایران است و آن را «قطرهای از دریای تواناییهای نظارتی» خود خوانده است. این گروه همچنین مدعی شد که نامها و هویت «دهها هزار نفر از نیروهای نظامی آمریکایی در منطقه» را در اختیار دارد. همچنین از «جزئیات مربوط به خانوادههای آنها، نشانی خانههایشان، پایگاهها، مسیرهای رفتوآمد روزانه، عادتهای خرید و حتی فعالیتهای تفریحی شبانهشان» بهدقت مطلع است.
وزارت دادگستری ایالات سهشنبه چهارم فروردین متحده اعلام کرد که چهار وبسایت مرتبط با تلاشهای هکری وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی که در چارچوب عملیات روانی و سرکوب فرامرزی فعالیت میکردند، به حکم دادگاه از دسترس خارج شد. دو دامنه توقیفشده به گروه هکری حنظله، وابسته به جمهوری اسلامی، تعلق داشت.
ارسال پیامک تهدیدآمیز به مردم اسرائیل
در همین حال، رسانههای اسرائیلی سهشنبه هشتم فروردین گزارش دادند که شماری از شهروندان این کشور پیامهای تهدیدآمیزی در واتساپ دریافت کردهاند.
این رسانهها نوشتند که الگوی این پیامهای حاوی تهدید به حمله موشکی، با فعالیتهای گروه هکری حنظله، وابسته به جمهوری اسلامی، همخوانی دارد. اداره ملی سایبری اسرائیل اعلام کرد که در حال بررسی منشاء این پیامهاست.
این پیام به زبان انگلیسی برای بسیاری از شهروندان ارسال شده و در پایان آن نام گروه حنظله آمده است. در این پیامها آمده است: «این هشداری به شما، ساکنان یهودی سرزمینهای اشغالی، است: اگر به این حماقت پایان ندهید، خود را برای رگباری از موشکهای سید مجید آماده کنید. به زودی هفتهها را در پناهگاههای خود سپری خواهید کرد، پس از همین حالا تدارک ببینید. هک حنظله.»
حنظله که به استناد بیانیه وزارت دادگستری آمریکا با وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی مرتبط است، ۲۱ فروردین، همزمان با آغاز آتشبس میان آمریکا و حکومت ایران اعلام کرد که حملات سایبری علیه آمریکا را متوقف میکند، اما به حملات علیه اسرائیل ادامه میدهد.
در بیانیه چهارم فروردین وزارت دادگستری آمریکا آمده بود که وبسایتهای مسدودشده مرتبط با گروه هکری حنظله برای برعهده گرفتن مسئولیت حملات سایبری، انتشار دادههای حساس سرقتشده، و همچنین انتشار فراخوان برای قتل روزنامهنگاران، مخالفان جمهوری اسلامی و شهروندان اسرائیلی استفاده میشدند.
به گفته وزارت دادگستری آمریکا، این دامنهها بخشی از یک الگوی مشترک عملیات سایبری مخرب و «فعالیتنمایی جعلی» با استفاده از دادههای هکشده بودند.
گروه هکری حنظله اواسط تیر ۱۴۰۴ مدعی هک ایراناینترنشنال و تلفنهای همراه چند نفر از کارکنان این رسانه شد.
این گروه ۲۱ اسفند ۱۴۰۴ نیز مسئولیت حمله سایبری به شرکت آمریکایی استرایکر را، مستقر در میشیگان، را بر عهده گرفته بود. استرایکر یک شرکت فناوری پزشکی است و محصولات اصلی آن تجهیزات جراحی، فناوریهای ایمنی، سیستمهای انتقال بیمار و تجهیزات مراقبتهای ویژه را شامل میشود.
این گروه آذر ۱۴۰۴ نیز اطلاعات شخصی چند نفر را منتشر کرد و مدعی شد این افراد «مهندسان و کارکنان ارشد صنایع دفاعی اسرائیل» هستند. این گروه هکری در ازای اطلاعاتی که «مستقیما به دستگیری آنها منجر شود»، پاداش ۳۰ هزار دلاری پیشنهاد داد.
والاستریت ژورنال و بلومبرگ در گزارشهایی جداگانه نوشتند که در پی محاصره دریایی بنادر ایران از سوی نیروی دریایی آمریکا، ظرفیت ذخیرهسازی نفت خام ایران بهسرعت رو به پایان است و تهران برای جلوگیری از توقف کامل تولید، به روشهای غیرمعمول و اضطراری روی آورده است.
بلومبرگ سهشنبه هشتم اردیبهشت با استناد به دادههای کپلر، شرکت تحلیل دادههای بازار کالا و حملونقل دریایی، نوشت که ظرفیت ذخیرهسازی نفت خام ایران بهسرعت در حال کاهش است.
بر اساس این گزارش، ظرفیت باقیمانده مخازن ایران تنها برای ۱۲ تا ۲۲ روز آینده کفایت میکند. این وضعیت بحرانی احتمالا حکومت ایران را مجبور خواهد کرد تا اواسط ماه می (اواخر اردیبهشت) تولید روزانه خود را ۱.۵ میلیون بشکه دیگر کاهش دهد.
به نوشته بلومبرگ صادرات نفت ایران از آغاز محاصره بندرهای جنوب ایران به دستور دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده در ۲۴ فروردین کاهش چشمگیری داشته است.
دادههای کپلر نشان میدهد که بارگیری نفت خام و میعانات گازی در ایران که در نیمه اول آوریل (حوالی ۱۳ تا ۲۷ فروردین) حدود ۲.۱ میلیون بشکه در روز بود، پس از برقراری کامل محاصره به میانگین ۵۶۷ هزار بشکه در روز سقوط کرده است.
کپلر تاکید میکند که هیچ تانکری موفق به عبور از محاصره دریایی نشده و بارگیریها حدود ۷۰ درصد افت کرده است.
بر اساس گزارش والاستریت ژورنال که سهشنبه ۸ اردیبهشت منتشر شد، تهران برای خریدن زمان و جلوگیری از بستن چاههای نفت، به روشهای عجیبی روی آورده است.
استفاده از مخازن متروکه و فرسوده و صادر کردن نفت از طریق قطار به شهرهای «ایوو» و «شیآن» چین از جمله این روشها اعلام شده است.
با این حال، کارشناسان معتقدند از آنجا که حملونقل ریلی به دلیل هزینههای بالا و ظرفیت محدود، نمیتواند جایگزین تانکرهای اقیانوسپیمای نفتکش شود، این تلاش از استیصال جمهوری اسلامی حکایت دارد.
به نوشته والاستریت ژورنال و به نقل از شرکت ریستاد انرژی، بستن ناگهانی چاههای نفت میتواند آسیبهای دائمی به میدانهای قدیمی ایران وارد کند.
این شرکت هشدار میدهد که نیمی از میدانهای نفتی ایران دارای فشار پایینی هستند و توقف تولید ممکن است باعث از دست رفتن همیشگی بخشی از ظرفیت تولید این میدانها شود.
در میدانهای نفتی فشار زیرزمینی به استخراج نفت کمک میکند. بسته شدن موقت میدانهایی با فشار پایین ممکن است به ساختار مخازن آسیب بزند و مسیر حرکت نفت را تغییر دهد، بهنحوی که بازیابی آن سخت و پرهزینه شود.
از سوی دیگر، کپلر معتقد است ایران تاثیر مالی این بحران را به دلیل چرخه پرداختهای دو تا چهار ماهه، طی ماههای آینده بهطور کامل حس خواهد کرد.
مصلای خمینی در قلب شهر تهران، عمارتی نیمهتمام در نظامی است که همواره نیمهتمام اندیشید، نیمهکاره رها کرد و نیمهکاره در حال فروپاشی است.
عمارت نخراشیده مصلی، در یکی از نقاط زیبای تهران، نمونهای از وضعیت همیشه نیمهتمام جمهوری اسلامی در همه موارد، بهخصوص در ساختار خود است. حکومتی که همواره از نزدیک بودن به قله سخن گفت اما هیچگاه نتوانست در هیچ موضوعی به تمامیت برسد. نه در ساختار سیاسی، نه پایداری اقتصادی و نه نظم اجتماعی.
مصلای تهران که به نام روحالله خمینی، بنیانگذار حکومت اسلامی در ایران نامگذاری شده، اکنون نزدیک به چهار دهه است درگیر یک ساختوساز فرسایشی و نمایشی شده و دیگر یک «پروژه عمرانی» به حساب نمیآید، بلکه وضعیتی ناتمام برای نمایش بیکفایتی نظام جمهوری اسلامی و ریشههای فساد و رانت در بدنه آن است.
ماجرا از سال ۱۳۶۱ آغاز شد؛ زمانی که علی خامنهای و اکبر هاشمی رفسنجانی، در نامهای به خمینی، از او خواستند: «اجازه بفرمایید به مقدار یک میلیون متر مربع از اراضی مزبور در حد فاصل خیابان شهید بهشتی به سمت شمال، که قسمت اعظم آن نیز با موافقت شهرداری محصور گردید و در اختیار مصلی است، به ساختمان مصلی و تا حد لازم در محور قبله از شمال آن برای سایر مرافق اختصاص یابد.»
آنها در نهایت توانستند ۶۳۰ هزار متر مربع از آن اراضی را تصاحب کنند. زمینهایی که پیش از انقلاب سال ۵۷ قرار بود تبدیل به «شهستان پهلوی» شود.
این روزها، وقتی دود جنگ هنوز از فراز شهرهای ایران پراکنده نشده، وقتی زمان زیادی از کشتار دیماه نگذشته و ایدهپرداز این سازه هنوز دفن نشده، این غول بتنی، آیینه تمامنمای نظامی است که در تمام عمرش یک چیز را خوب بلد بود: شروع کردن و نیمهتمام رها کردن.
عمارت ارعاب
رهبر کشته شده جمهوری اسلامی همواره ادعا داشت وارث تمدن صفوی است؛ همان دولتمذهبی که شاه و مرجع دینی را در یک نقطه ادغام و ایران را به کانون تشیع جهانی تبدیل کرد.
صفویان به معماری و ساخت بناهای بزرگ و مسحورکننده علاقه داشتند تا انسان در برابر عظمت بنای مذهبی، خود را کوچک ببیند.
آنها مسجد شاه اصفهان را ساختند. بنای زیبایی که بر اساس معماری ایرانی، یکی از مهمترین سازههای ایران به لحاظ مهندسی و هنر به شمار میآید.
این بنا، قدرت حکومت صفویان را در زمان شکوهشان نشان میدهد.
دیکتاتورهای دوران مدرن نیز علاقه زیادی به ساختن بناهای بزرگ داشتند. برای نمونه، بنیتو موسولینی در ایتالیا دستور ساخت بناهای عظیم بتنی را داد و میخواست احیاگر امپراتوری روم باشد.
انگار خامنهای نیز به همین سندروم مبتلا بود: دیکتاتوری مذهبی که رویای احیای صفویه را داشت و میخواست امپراتوری تشیع را در ایران زنده کند. به همین خاطر، مصلای خمینی در تهران، عمارتی بتنی است که فرسنگها با ظرافت معماری ایرانی در ساخت مساجد فاصله دارد.
در این مصلی تقریبا همهچیز وارونه است: ایوانهای ۷۲ متری و شبستانهای عظیم، بتن عریان و احجام صلب، سنگین و بیتزیین.
خامنهای این سازه را «نماد تمدن نوین اسلامی» خواند، اما آنچه ساخته شده و نیمهتمام مانده، نه تمدن است و نه اسلام.
رانت و فساد در لایههای سیمان
پروژهای که باید ۱۰ ساله تمام میشد، تقریبا ۴۰ سال است بودجه و ثروت ملی را در بطن خود میبلعد. واگذاری فازهای کلیدی به «قرارگاه خاتمالانبیا» (بازوی اقتصادی سپاه پاسداران) بدون مناقصات شفاف، مصلی را به یک جریان نقدینگی دائمی تبدیل کرده است، چرا که تمام شدن پروژه به معنای بسته شدن این شریان پولی برای کسانی است که این رانت را به مسیر مالی مطمئنی برای خود تبدیل کردهاند.
این الگو بر تمام تصمیمگیریهای نظام مورد علاقه خامنهای حاکم بود: صنعت هستهای که دههها بودجه بلعید اما نه به بمب رسید و نه به توافق، مذاکراتی که بارها «پیشرفت تاریخی» خوانده شدند اما هرگز ثمر ندادند و در آخر به جنگ منجر شدند، و اقتصادی که با سقوط ارزش ریال به پایینترین سطح تاریخی خود رسید.
در حالی که زیرساختهای آب و انرژی کشور در حال فروپاشی بود، اعتبارات نجومی به این چاه ویل بتنی سرازیر میشد.
مصلای خمینی نه مسجدی است که کسی در آن آرام بگیرد، نه پناهگاهی است که در روزهای بمباران از مردم محافظت کند و نه وارث شکوه صفویهای است که خامنهای ادعایش را داشت.
این غول بتنی، صادقانهترین پرتره نظامی است که تمدن را با ارعاب اشتباه گرفت: نیمهکاره؛ درست مثل تمام وعدههایی که این حکومت به ایران داد.
قرار بود جنازه دیکتاتور کشتهشده ایران را در مصلای خمینی تشییع کنند، اما او تا همین امروز که دو ماه از کشته شدنش گذشته، هنوز تشییع و دفن نشده است.
حالا ایدهپرداز این بنا بدون قبر مانده، جانشینش پنهان است و ایرانِ عزادار از کشتار دیماه، تجربه یک جنگ ویرانگر را هم از سر گذرانده است.