سپهر بابا کجایی ...؛ سپهر دیگر یک نام نیست، نماد جوانان در خون غلطیده است

در روزهای ملتهب اعتراضات، نام «سپهر» با نجوایی استخوانسوز در فضای مجازی طنینانداز شد: «سپهر بابا کجایی؟»؛ فریادی که از گلو پدری مستأصل در حیاط سرد و بیروح کهریزک برمیخاست.

در روزهای ملتهب اعتراضات، نام «سپهر» با نجوایی استخوانسوز در فضای مجازی طنینانداز شد: «سپهر بابا کجایی؟»؛ فریادی که از گلو پدری مستأصل در حیاط سرد و بیروح کهریزک برمیخاست.
او در میان پیکرهای بیجان جاویدنامان وطن، دنبال پارهتن خود میگشت. این ویدئو که نخستین بار توسط اکانت «وحید آنلاین» منتشر شد، بهسرعت به شناسنامه مظلومیت ملتی بدل گشت که داغ بر داغ بر شانههاشان گذاشته میشد.
اما در پس این سوگ، روایتی از یک جابهجایی اسمی و تلاش ناکام دستگاه تبلیغاتی برای ذبح حقیقت نهفته بود.
دو روایت، یک سرنوشت؛ سپهر ابراهیمی و سپهر شکری
ابتدا خبر جانباختن سپهر ابراهیمی، بوکسور جوانی که با ضربات نیروهای سرکوب به خاک افتاد، در رسانهها منتشر شد. همزمانی این خبر با انتشار ویدئو جانگداز «سپهر بابا کجایی»، باعث شد افکار عمومی و بسیاری از رسانهها، آن پدر سرگردان در کهریزک را پدر سپهر بوکسور تصور کنند.
در این میان، دستگاه امنیتی که همواره دنبال بهانهای برای برچسب «جعلی» زدن به اخبار رسانهها آزاد است، از این تشابه اسمی راهزنی کرد. صداوسیما با ترتیب دادن یک مصاحبه که تنها میتوان نام «اعتراف اجباری» بر آن نهاد، پدر داغدار سپهر ابراهیمی را مقابل دوربین نشاند.
هدف سناریو مشخص بود است، القای این مطلب که ویدئو وایرال شده ساخته و پرداخته رسانهها آزاد است، چرا که پدر حاضر در تصویر (پدر سپهر ابراهیمی)، آن صدای لرزان توی ویدئو نیست.
حقیقتی که از پس ابر تزویر برآمد
اما این سناریو ناشیانه دوام چندانی نداشت. شفافسازی وحیدآنلاین نشان داد که صاحب آن فریاد «سپهر بابا کجایی»، پدر جاویدنام سپهر شکری است؛ جوان دیگری که او نیز قربانی خشونت عریان نیروهای سرکوب شد.
صداوسیما میخواست با یک جابهجایی، اصل فاجعه را انکار کند، اما غافل از آن بود که در این سرزمین، «سپهرها» یکی پس از دیگری به دست استبداد پرپر شدهاند.
فراتر از جعل؛ داغی که تکثیر میشود
جدا از ترفندها همیشگی صداوسیما در جعل حقیقت که دیگر برای ملت رنگ باخته؛ فرقی نمیکند نام آن جوان سپهر ابراهیمی باشد یا سپهر شکری؛ واقعیت این است که پدرانی هستند که هنوز در میان سردخانهها، میان پیکرهای جاویدنامان وطن، دنبال تکههایی از وجود خود میگردند.
مادرانی هستند که بر مزار فرزندانشان، رقص سرخ غم سر میدهند و ضجههاشان لالایی شبها تاریک ایران شده است.
پیکرهایی که با قساوتی غیرقابل توصیف به زمین افتادند، اما خونشان در رگها یک ملت جاری ماند.
«سپهر» دیگر تنها یک نام نیست؛ «سپهر» نماد نسلی است که برای آزادی، جانانه ایستاد. امروز ۹۰ میلیون ایرانی خود را پدر، مادر، برادر و خواهر این سپهرها میدانند.
دستگاهها تبلیغاتی هر چقدر هم برای تغییر روایت بجنگند، نام این جوانان در صفحههای زرین تاریخ ایران، به «نیکنامی» ثبت شده است.