بحران زمستانی ایران؛ هدررفت گاز، نه کمبود منابع

هر زمستان، مصرف گاز طبیعی در ایران به رکوردهایی بیسابقه میرسد؛ بهطوریکه در روزهای سرد، مصرف روزانه گاز از ۷۵۰ میلیون مترمکعب فراتر میرود.

هر زمستان، مصرف گاز طبیعی در ایران به رکوردهایی بیسابقه میرسد؛ بهطوریکه در روزهای سرد، مصرف روزانه گاز از ۷۵۰ میلیون مترمکعب فراتر میرود.
این رقم نهتنها ایران را به یکی از بزرگترین مصرفکنندگان گاز خانگی جهان تبدیل کرده، بلکه نشانهای آشکار از یک واقعیت تلخ است: بخش بزرگی از گاز مصرفی در ایران عملاً هدر میرود و به گرمای مفید تبدیل نمیشود.
گاز فراوان، هدررفت گسترده
ایران با در اختیار داشتن دومین ذخایر گاز طبیعی جهان، روزانه بیش از ۸۵۰ میلیون مترمکعب گاز تولید میکند. با این حال، بیش از ۷۰ تا ۷۵ درصد گاز تحویلی به شبکه در بخش خانگی و تجاری مصرف میشود؛ سهمی کمنظیر در مقیاس جهانی.
برای نمونه، در آلمان با جمعیتی نزدیک به ایران و اقلیمی سردتر، سهم بخش خانگی از مصرف گاز کمتر از ۳۰ درصد است. در کانادا نیز با وجود زمستانهای طولانی و روزهای زیاد با دمای زیر صفر، مصرف سرانه گاز خانگی بهواسطه بهرهوری بالا، کمتر از نصف ایران برآورد میشود.
مساله ایران، «مصرف برای گرمایش» نیست بلکه «مصرف برای جبران هدررفت» است.
ساختمانها؛ منبع اصلی هدررفت انرژی
برآوردهای رسمی نشان میدهد که ۴۰ تا ۵۵ درصد انرژی در ساختمانهای ایران به شکل اتلاف حرارتی از دست میرود. دیوارهای بدون عایق، پنجرههای تکجداره، سقفهای فاقد طراحی حرارتی و سیستمهای گرمایشی کمبازده، سبب میشوند بخش بزرگی از گاز مصرفی، پیش از آنکه فضای درونی را گرم کند، به هوای بیرون منتقل شود.
در حالیکه استانداردهای ساختمانی در کشورهای عضو OECD (سازمان همکاری و توسعه اقتصادی)، طی چهار دهه گذشته بهطور مستمر سختگیرانهتر شده است، بخش عمدهای از ساختمانهای ایران پیش از دهه ۱۳۹۰ و بدون الزامات واقعی بهرهوری انرژی ساخته شدهاند. حتی امروز نیز اجرای مبحث ۱۹ مقررات ملی ساختمان، در عمل نه فراگیر است و نه الزامآور.
نتیجه آن است که برای فراهم آوردن میزانی از آسایش حرارتی مشابه کشورهای توسعهیافته، ایران تا سه برابر گاز بیشتری مصرف میکند.

شدت مصرف انرژی؛ ایران در صدر جدول هدررفت
شاخص «شدت مصرف انرژی» نشان میدهد ایران بهازای تولید هر واحد GDP، بیش از دو برابر میانگین جهانی انرژی مصرف میکند. در بخش گاز طبیعی، این شکاف حتی عمیقتر است.
مصرف سالیانه گاز خانگی در ایران به بیش از ۱۶۰ میلیارد مترمکعب میرسد؛ رقمی بالاتر از مصرف کل گاز برخی کشورهای صنعتی با اقتصادهای بسیار بزرگتر. این در حالی است که بهرهوری گرمایی ساختمانها در ایران، بهطور متوسط ۴۰ درصد کمتر از استانداردهای اروپایی است.
یارانه پنهان؛ موتور مشوق اتلاف
قیمت گاز خانگی در ایران بهطور متوسط چندین برابر پایینتر از قیمت تمامشده و قیمتهای منطقهای است. برآوردها نشان میدهد یارانه پنهان انرژی سالانه به دهها میلیارد دلار میرسد که سهم قابلتوجهی از آن، گاز طبیعی است
این ساختار قیمتی، نهتنها انگیزهای برای کاهش مصرف ایجاد نمیکند، بلکه سرمایهگذاری در عایقکاری، پنجرههای کارآمد و تجهیزات پربازده را از نظر اقتصادی توجیهناپذیر میکند. در عمل، پرمصرفترین دهکها، بیشترین سهم از این یارانه را میبرند و هزینه واقعی اتلاف انرژی، به شکل آلودگی هوا و بحران سلامت عمومی، به جامعه تحمیل میشود.
از هدررفت گاز تا مازوتسوزی
در اوج مصرف زمستانی، شبکه گاز ایران با ناترازی روزانه تا ۲۵۰ میلیون مترمکعب مواجه میشود. نتیجه مستقیم این وضعیت، قطع یا محدودسازی گاز برای صنایع و جایگزینی آن با مازوت و گازوئیل در نیروگاهها است.
هر مترمکعب گاز که به دلیل اتلاف حرارتی هدر میرود، زنجیرهای از پیامدها را فعال میکند:
اتلاف در ساختمان، کمبود گاز در شبکه، سوخت مایع در نیروگاه، افزایش ذرات معلق و در نتیجه: تشدید آلودگی هوا و مرگومیرهای فراگیر.
بحران آلودگی هوا در زمستان، از دل الگوی پرمصرف و هدررفت گاز بیرون میآید.
چرا افزایش تولید راهحل نیست؟
ایران سالانه بیش از ۲۴۰ میلیارد مترمکعب گاز طبیعی تولید میکند؛ رقمی که آن را در میان سه تولیدکننده بزرگ گاز جهان قرار میدهد. با این حال، تجربه سالهای اخیر نشان میدهد که افزایش ظرفیت تولید، بهتنهایی نهتنها ناترازی گاز را کاهش نداده، بلکه در عمل به تثبیت الگوی پر از اتلافِ مصرف انجامیده است. در غیاب اصلاح ساختاری در سمت تقاضا—از بهرهوری ساختمانها و تجهیزات گرمایشی گرفته تا قیمتگذاری و استانداردهای مصرف—هر واحد گاز جدید، پیش از آنکه به امنیت انرژی یا تابآوری شبکه بینجامد، در چرخه اتلاف حرارتی جذب میشود.
برآوردها نشان میدهد که در فصل سرد، حتی با تولید روزانه بیش از ۸۵۰ میلیون مترمکعب، شبکه گاز در ایران با ناترازی روزانه ۲۰۰ تا ۲۵۰ میلیون مترمکعب مواجه است؛ شکافی که نه به دلیل کمبود منابع، بلکه بهواسطه مصرف ناکارآمد ایجاد میشود. این وضعیت مصداق روشن الگویی است که پیشتر در بخش آب و برق نیز آزموده شده و نتیجهای جز افزایش هزینه سرمایهگذاری، تشدید فشار بر زیرساختها و تداوم بحران نداشته است. در چنین شرایطی، توسعه میادین جدید یا افزایش برداشت از مخازن مشترک، عملاً به معنای تزریق منابع بیشتر به سامانهای ناکارآمد است که توان تبدیل انرژی به خدمات مفید را ندارد.
بحران گاز، بحران حکمرانی انرژی
آنچه ایران را هر زمستان به لبه بحران میبرد، کمبود گاز طبیعی نیست؛ بلکه اتلاف سیستماتیک و نهادینهشده آن در زنجیره مصرف است. تا زمانی که بهرهوری حرارتی ساختمانها—بهعنوان بزرگترین کانون هدررفت انرژی—بهطور واقعی ارتقا پیدا نکند، قیمتگذاری گاز از منطق یارانه پنهان و تشویق به پرمصرفی فاصله نگیرد و سیاست انرژی از تمرکز یکجانبه بر «تأمین بیشتر» به سمت «مدیریت تقاضا و مصرف هوشمندانه» تغییر مسیر ندهد، هر افزایش تولید، بحران را حل نمیکند و تنها آن را به تعویق میاندازد.
در چنین چارچوبی، زمستانهای ایران همچنان با همان سهگانه آشنا و پرهزینه تکرار خواهند شد:
مصرف افسارگسیخته گاز در بخش خانگی، ناترازی شبکه و مازوتسوزی در نیروگاهها، و در نهایت آلودگی مرگبار هوا که هزینه واقعی آن را شهروندان با سلامت و جان خود میپردازند. این چرخه معیوب، بلکه پیامد مستقیم شکست در حکمرانی مصرف انرژی است که بدون اصلاحات ساختاری، هر سال عمیقتر و پرهزینهتر خواهد شد.